شیـعه

وبلاگ شخصی حمید شیرانی

شیـعه

وبلاگ شخصی حمید شیرانی

درباره بلاگ
شیـعه

نبی اکرم (ص) : هر کس که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جهاهلیت مرده است .

شیعه آن چیزی نبود که به ما میگفتند بلکه شیعه ای که ما آن را شناختیم اندیشه ای ناب و برحق بود .

هدف داریم فرهنگ مکتب اهل بیت پیامبر ص و اندیشه ائمه اطهار رو تبلیغ و ترویج کنیم .

به امید ان روزی همه فرق اسلامی. مردممان , قوممان (قوم بلوچ) به ولایت امام زمان (عج) ایمان بیاورند و به امامت ائمه اطهار (ع) شهادت بدهند.

التماس دعا
حمید شیرانی 1391/10/03
بلوچستان

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
نویسندگان
۰۱ دی ۹۱ ، ۰۸:۰۶

چرا شیعه شدم؟

مناجات های اهل بیت علیهم السلام مرا شیعه کرد:

72710707074745354460.jpg

برای اینکه جلوی دوستان شیعه بتوانم از مذهبم دفاع کنم و جواب قانع کننده‌ای داشته باشم به فکر بالا بردن سطح دانسته‌های مذهبی‌ام شدم تا وقتی جلوی یک شیعی قرار بگیرم، بتوانم جواب قانع کننده‌ای به او بدهم. از بچگی در محله و مسجد، شنیده بودم که ما سنی‌ها برحقیم و شیعیان مشرکند و این گمان، باور قلبی ما شده بود.


مناجات های اهل بیت (ع) من را شیعه کرد:

حمید شیرانی هستم  در سال 1368 در بخش فنوج شهرستان نیکشهر، در خانواده‌ای هشت نفره به دنیا آمدم. من و برادرم مجید، دو قلو و پسرهای آخر خانواده بودیم. پدرم تابستان‌ها ما پنج برادر و تنها خواهرم را به کلاس‌های قرآن می‌فرستاد. کلاس دوم راهنمایی بودم که برای زندگی کنار مادربزرگم، به شهر نیکشهر رفتم.

تحقیقاتم در مسائل دینی از زمانی شروع شد که به خاطر مریضی مادربزرگم به ناچار برای معالجه‌اش به کرمان رفتیم. حضور چند روزه در شهر کرمان و دیدن شیعیانی که در نماز دست هایشان را نمی‌بندند مرا تحریک کرد تا درباره اختلافات شیعه و سنی تحقیق کنم. از کرمان که برگشتم، به نماز جمعه‌ی اهل سنت رفتم و از طلبه‌ای سوال کردم که شیعیان چگونه مذهبی دارند؟ آن طلبه سنی برگشت به من گفت: گروهی هستند مشرک، قبرپرست و مرده‌پرست که یک غایب را می‌پرستند، مخالف دین و اسلامند و با خلفای راشدین مشکل دارند!

 جواب قانع کننده‌ای نبود اما فکر می‌کردم حتما تحقیق کرده و درباره نسبت‌هائی که به شیعه می‌دهد دلیل و برهان دارد!

سال ها از آن واقعه گذشت تا سال 82 در آزمون  پرستاری دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، قبول شدم. و برای تحصیل به ایرانشهر رفتم و در آنجا با تعدادی از شیعیان همکلاسی شدم. برای اینکه جلوی دوستان شیعه بتوانم از مذهبم دفاع کنم و جواب قانع کننده‌ای داشته باشم به فکر بالا بردن سطح دانسته‌های مذهبی‌ام شدم تا وقتی جلوی یک شیعی قرار بگیرم، بتوانم جواب قانع کننده‌ای به او بدهم. از بچگی در محله و مسجد، شنیده بودم که ما سنی‌ها برحقیم و شیعیان مشرکند و این گمان، باور قلبی ما شده بود.

به خاطر همین دنبال کتاب‌هائی رفتم که در تقابل با شیعه نوشته شده بود، که به کتاب راز دلبران مولوی چابهاری و نامه‌ای از چابهار به قم، کتاب مرتضی رادمهر و بیداری اسلامی دهواری، عثمان لشکرزایی رسیدم و آن کتاب‌ها را مطالعه کردم.

از احادیثی که شیعیان از آن برای حقاینت مذهبشان استفاده می‌کردند حدیث غدیرخم بود لذا کنجکاو شدم که آیا واقعا رسول اکرم (ص) فرموده است: هر کس که من مولای او هستم، علی هم مولای اوست.

 برای تحقیق درباره این حدیث، به مرکز جماعت تبلیغ چاه جمال ایرانشهر که بعدها انبار اسلحه گروهک تروریستی ریگی شد، رفتم. به محض ورود به آنجا ، نامم را در یک گروه جماعت تبلیغی نوشتند تا به سرکردگی پیرمردی به نام حاج محمد به تبلیغ برویم. برایم جای تعجب و خنده دار بود، چگونه کسی که تازه وارد مرکز شده تا درباره اسلام و مذهبش اطلاعاتی کسب کند، به همراه عده‌ای دیگر مانند خودش، که هیچ دوره‌ی آموزشی ندیدند، برای تبلیغ مسائل دینی به مناطق مختلف اعزام شوند. از چیزی که نمی‌دانند چگونه تبلیغ کنند؟

حاج محمد که به او امیر جماعت می‌گفتند سنت‌هائی که در جماعت تبیلغی باید رعایت کرد را یکی یکی به ما گوش زد کرد. که کم بخورید! کم بخوابید! کم حرف بزنید! ولی می‌دیدم خود امیر برعکس حرف‌هایش بود زیاد می‌خورد زیاد حرف می‌زد از سر دلسوزی و دغدغه ای که دانشجوی پزشکی به سلامت افراد دارد، به امیر گفتم: شما گفتید کم بخورید، اما خودتان زیاد غذا می‌خورید پرخوری مثل سم است ، مقداری چاق شده‌اید و بیماری‌های چربی و قلبی به سراغتان می‌آید. امیر از حرفم ناراحت شد فکر کرد من غرضی دارم .

امیر روز اول تبلیغ به ما گفت: هر چه داشتیم و گیرمان آمد با هم می‌خوریم! اما روز یک پیرزن، تعداد نان که دست پخت خودش را برایمان آورد که کمی بیات شده بود. امیر نان‌ها را برداشت و نگاه کرد. تا فهمید نان ها بیات شده اند آنها را توی سبد انداخت و با صدای بلند و لحنی تند به پیرزن گفت: مگر ما گدا هستیم که نان شب‌مانده و بیات شده را برای‌مان آوردی؟

پیرزن مظلومانه در جوابش گفت: این نان، نان یک هفته من بود و من چیز دیگری به‌جز این نان نداشتم آن را هم برای شما مومنان آوردم اما نمی‌دانستم که شما... 

از این نوع برخورد امیر، با پیرزن خیلی ناراحت شدم اما کاری نمی‌توانستم بکنم!

گروه ما در مسجدحقانیه ایرانشهر که حوزه علمیه‌ای هم در کنارش است،  مستقر بود. ما را برای تبلیغ به داخل حوزه علمیه هم می‌فرستادند متحیر بودم که منِ بی‌سواد، چگونه در یک حوزه علمیه، پیش اساتید و طلاب دینی، تبلیغ دین کنیم!

با امیر جماعت به گشت زنی در محله ‌رفتیم و هر رهگذری که رد می‌شد از او می‌خواستیم که به مسجد بیاید. کوچه به کوچه می‌رفتیم . در خانه‌ی مردم را می‌زدیم و اینقدر جلوی منزل با صاحبخانه حرف می‌زدیم تا از او قول بگیریم تا به مسجد بیاید و در برنامه های ما شرکت کند.

 گاهی صاحب‌خانه با عصبانیت در را باز می‌کردند و اعتراض می کردند که در خانه بیماری داریم چرا بد موقع مزاحم شدید. ولی ما اصرار داشتیم که باید با ما به مسجد بیاید!

جالب بود، تعدادی جوان معتاد کنار خیابان، مشغول استعمال مواد مخدر بودند. امیر گفت : برویم آنها را دعوت بدهیم. من که دیدم آنها در عالم دیگری سیر می‌کنند و اوضاع نابسامانی دارند، با امیر مخالفت کردم و گفتم: امیر، اینها نشیه هستند و الان قدرت فهم و تشخیص ندارند، آنها را به حال خودشان رها کنید. امیر ناراحت شد که چرا به خودم اجازه دخالت دادم. ناگزیر به طرف معتادها رفتیم. امیر شروع کرد حرف زدن و دعوتشان داد به مسجد . یکی از معتادها خندید و قیافه و ریش امیر را مسخره کرد. بقیه هم آمدند و دست به ریش امیر زدند و گفتند اراجیفه! امیر می خواست با آنها درگیرشود که جلویش را گرفتیم. امیر از تحقیری که شده بود، خجالت کشید. به زور امیر رو به مسجد باز گرداندیم. حال همراهان به هم می‌گفتند: اگر حرف حمید را گوش می داد اینقدر تحقیر نمی‌شد!

امیر، سر سفره غذا به من گیر می‌داد که چرا با قاشق غذا می‌خوری؟ باید با دست غذا بخوری چون سنت رسول الله(ص) است!

جواب دادم: زمان پیامبر(ص) قاشق نبود و الا پیامبر(ص) با دست غذا نمی‌خورد.

او قانع نشد، قاشق را از دستم گرفت و به بیرون مسجد پرت کرد. بعد به بشقاب گیر داد: که باید هر چهار نفر در یک دیس یا سینی غذا بخورند.

گفتم: شاید من بیماری واگیر داشته باشم که نباید با کسی هم کاسه شوم. اما قبول نکرد. من به او گفتم که تو مخالف سنت پیامبر(ص) عمل می‌کنی، اینجا خانه‌ی خداست و ما مهمان خدا هستیم.

خیلی ناراحت شدم، از دست امیری که صلاحیت امیری نداشت.

 گفتم: با این رفتارت می‌خواهی الگو ما باشی و رفتار پیامبر(ص) را به ما یاد دهی؟ یک مشرک بهتر از تو سنت رسول الله(ص) را می‌داند! برخوردی که با آن پیرزن داشتی، در شان یک مسلمان نبود.

امیر صاحب به جای اینکه قانعم کند من را از مسجد بیرون انداخت و گفت: که تو جاهل و بیفکری. کسی که با دست غذا نمی‌خورد و با دیگران هم کاسه نمی‌شود متکبر است.

کوله بار و وسایل را روی دوشم انداختم و به مرکز جماعت تبلیغی برگشتم. اتفاقاتی که برایم افتاده بود را تعریف کردم ولی متاسفانه به جای قانع کردنم ، بازخواستم کردند.

من که از ابتدا به قصد تحقیق به مرکز جماعت رفته بودم، گفتم: می‌خواهم در مورد خلافت بعد از رسول الله(ص)، بدانم و سوالی دارم که آیا پیامبر(ص) در جریان غدیرخم، گفته است، هرکس من مولای اویم علی هم مولای اوست یا نه؟

حافظ سعید که مردی خوش اخلاق و از پیش کسوتان تبلیغ بود، در جوابم اذعان کرد: بلی رسول الله(ص) این موضوع را بیان کرده لکن منظورش این بود که هر کس من را دوست دارد علی(ع) را هم دوست داشته باشد. چون علی(ع) با تعدادی از صحابه برای جمع آوری زکات به یمن رفته بودند در برگشت بین علی(ع) و چند از صحابه اختلافاتی بوجود آمد. پیامبر(ص) جهت خواباندن این اختلافات، مسلمانان را جمع کرد و آنها را به دوستی علی(ع) سفارش  کرد.

آن زمان حرف مولوی برایم جدید و قانع کننده بود. اما پس از گذشت سه چهار سال، درباره آن توجیه ، شبهات دیگری مطرح شد.

شبهه این بود که اگر مشکلی بین حضرت علی(ع) و تعدادی از صحابه درباره‌ی اموال زکات پیش آمده بود چرا پیامبر(ص) در جلسه‌ای خصوصی، این مشکل را بین آنها حل و فصل نکرد تا لازم نیاید به خاطر دفاع از علی(ع) 120 هزار مسلمان را در غدیرخم معطل کند.

آیا همه‌ی مسلمانانی که در غدیر جمع شده بودند از اختلاف صحابه با حضرت علی(ع) اطلاع داشتند تا لازم بیاید پیامبر(ص) به همه سفارش کند؟ اصلا چرا پیامبر(ص) باید به صحابه‌ای که از علی(ع) ناراحت شده بودند، دلداری دهد در حالی که مقصر صحابه بودند که به بیت المال دست اندازی کرده بودند و باید توبیخ می‌شدند. علی(ع) امیر آن گروه بود و اگر با کسی که تخلف کرده بود، برخورد کرد، حق با امیر جماعت است به منطق جماعت تبیلغی که شاهدش بودم.

ولی این شبهه هم برایم بود که اگر رسول اکرم(ص) منظورش جانشینی علی(ع) بود چرا آن را روشن تر و شیواتر بیان نکرد تا اهل سنت به اشتباه نیفتند.

ولی بعدها در اثر مطالعات فهمیدم که این شبهه هم باطل است زیرا پیامبر(ص) منظورش را مثل روز روشن، بیان کرده بود. مسلمانانی که صحبت پیغمبر(ص) را شنیده بودند با خبری که  پیامبر(ص) از نزدیک بودن رحلتش داده بود همه منظورش را فهمیدند که پیامبر(ص) می‌خواهد جانشین برای خود مشخص کند و مولا به معنای سرپرست و جانشین بعد از پیامبر (ص) است. لذا پیامبر(ص) از همه‌ی مسلمانان برای علی(ع) بیعت گرفت و خلیفه‌ی دوم هم به علی(ع) تبریک گفت. اگر مولا چند معنا می‌داشت باید برای کسی شبهه پیش می‌آمد که منظور پیامبر(ص) کدام معنای مولا است؟ در حالی که هیچ کس درباره مقصود پیامبر(ص)سوال نکرد. به علاوه اگر منظور پیامبر(ص) دوستی علی(ع) بود دیگر بیعت گرفتن از مسلمانان معنا نمی‌داد. مهم فهم مسلمانان آن زمان از مقصود پیامبر(ص) است که آنها مولا را به معنای دوست نگرفته اند با توضیحات قبلی پیامبر(ص)، همه مطلب را کاملا فهمیده بودند ولی بعدها عده‌ای از صحابه با کنار زدن علی(ع) بر صندلی خلافت نشستند.

و الان اهل سنت برای اینکه خلافت خلفای خود را توجیه کنند، گفته اند مولا چند معنا دارد در اینجا منظور پیامبر(ص) دوستی علی(ع) است و داستان اعتراض صحابه به حضرت علی(ع) را به این قضیه چسپانده‌اند .     

درس هایم در ایرانشهر تمام شد و به نیکشهر برگشتم و به ناچار باید به سربازی می رفتم.

در اسفند ماه 87 به مرکز آموزش نیروی دریای سیرجان اعزام شدم. شیعیانی از استان‌های مختلف بودند آنجا بودند که فرصت را غنیمت شمردم تا در کنار خدمت سربازی، معارف دینی خود را هم تقویت کنم .

سرباز وظیفه‌ای بود به نام سید محسن کاظمیان که به خاطر حفظ قرآن، سرباز مسجد شده بود. با او در صحبت را باز کردم و گفتم دیدگاه شما درباره واقعه‌ی غدیرخم و اتفاقاتی که بعدش افتاد چیست؟ ولی دوستم به جای پرداختن به موضوع غدیرخم، درباره سرگذشت عمر ابن خطاب صحبت کرد. از اینکه درباره خلیفه‌ای که تا آن زمان به او افتخار می کردم اینگونه صحبت کرد، عصبانی شدم و بحث را پایان دادم.  از بس صحبت هایش برایم سخت گذشت که به ذهنم آمد که با همکاری سربازهای سنی، حساب آن شیعه را کف دستش بگذاریم. ولی باز به خودم می‌گفتم نکند راست گفته باشد و حقیقت همین است که او می‌گوید. شاید حقایق را به ما اشتباه گفته‌اند! از آدمی بعید نیست.  

دوره آموزشی تمام شد و به بیمارستان ارتش نیروی دریای رفتم تا بعنوان پزشک یار، ادامه سربازی‌ام را سپری کنم .

مدت پنج و شش ماه گذشت تا ماه مبارک رمضان رسید. رئیس بیمارستان تصمیم گرفت تا در نمازخانه‌ی بیمارستان، نمازجماعت راه بیندازد. هرساله در ماه رمضان این کار را می‌کرد تا یگان‌های اطراف بیمارستان در نماز جماعت شرکت کنند.

پس از گذشت چند روز یک روحانی کرمانی به نام حاج آقای نخعی برای اقامه‌ی نمازجماعت آمد. همه در نمازخانه به صف ایستادند و من از دور نظاره‌گر آنها بودم که صدایم زد.

رفتم نزدیکش و پرسید که چرا در نماز جماعت حاضر نمی‌شوی؟

گفتم: من اهل سنت هستم.

حاج آقا گفت: اهل سنت باش!

گفتم: ما اهل سنت نماز خواندن پشت سر شیعیان را صحیح نمی‌دانیم! این فقط شیعیان هستند که می‌تواند به اهل سنت اقتدا کنند نه برعکس.

گفت : پسرم بنظرت این غرور و خودخواهی نیست؟ مگر ما و شما هر دو مسلمان نیستیم پس چرا نتوانیم با هم در یک صف به اقامه نماز بایستیم ؟ اما مشکلی نیست برو و درباره این حرفت فکر کن و بد نیست بیشتر مطالعه کنی!

به خاطر زیاد بودن مریض و فشار کار، چند روزی اصلا نمی‌توانستم تمرکز کنم! بی‌خیال تحقیقات شده بودم.

یک شب برای نماز به نمازخانه رفتم. نمازم که تمام شد، قرآن را باز کردم و آهسته آیاتی از قرآن را داشتم می‌خواندم که یک سرباز شیعه کنارم ایستاد و شروع کرد نماز خواندن. که با خود گفتم: بدبخت و بیچاره چه کورکورانه بدون تحقیق،‌ به تقلید از گذشتگانش به شرک پرداخته! دلم برایش می‌سوزد خدایا خودت هدایتش کن .

نمازش که تمام شد نتوانستم جلوی خودم را بگیرم به او گفتم: تو که تحقیق نکردی ، مطالعه نداشتی، نگشتی دنبال حقیقت، چطور با جهالت تمام از اباء و اجدادت پیروی می‌کنی؟

جواب داد: مگر خودت چقدر درباره مذهبت تحقیقی کرده‌ای از کجا میدانی که برحقی چطور مطمئنی که راه هدایت و رستگاری را پیشه کرده‌ای؟

جواب دادم: که من مطمئنم. تحقیق کردم، متن مناظرات شیعه و سنی را خوانده‌ام و برایم ثابت شده که شیعه مشرک است !

گفت: به همین سادگی؟ در این حدی که تو میگویی منم کتاب خواندم، اما نمی‌توانم روی این علم اندکم حساب باز کنم و ادعای دانایی کنم. بهتر نیست من و تو نظر ندهیم چون در حدی نیستیم که صاحب نظر باشیم.

این حرف مهدی وطن پرست بود بچه بیرجند، که روانشناسی خوانده بود و قاری قرآن هم بود.

از صحبت مهدی ، سخت تحت تاثیر قرار گرفتم.  دنبال آن روحانی که مرا به نماز دعوت کرده بود گشتم اما پیداش نکردم. روحانی دیگری را دیدم که چند باری برای درمان پیشم آمده بود به نام حاج آقا اسلامی.

 به او گفتم: من یک سنی هستم و دنبال شناخت شیعه و به خصوص جریان غدیرخم هستم.

با او به دار القران رفتم که با گروه تبلیغی به نام آفتاب که از قم آمده بود، آشنا شدم. به یکی از اعضاء گروه که محمد ربیع درویشی نام داشت و دین شناسی خوانده بود، هدفم را گفتم. از اینکه دیده بود جوانی دنبال مسائل دینی اش است شادمان شد.   

در ابتدای گفتگو از اینکه آیا خدا وجود دارد یا نه بحث کردیم . دلایل وجود خدا را بررسی کردیم و به این سوال پاسخ دادیم که به چه علت هر انسان فطرتا خداجو و خداپرست است. چرا باید دین داشته باشیم و چرا باید مسلمان باشیم و دلائل شیعه برای حقانیت مذهبش چیست. حدودا چهار ماه به صورت متفرقه با هم صحبت کردیم.

کتابهایی که در این مدت مطالعه کردم، کتاب آنگاه هدایت شدم دکتر تیجانی بود که کتاب واقعا عالی و جامع بود. برگزیده کتاب الغدیر علامه امینی را مطالعه کردم از این رو به آنرو شدم و واقعیت غدیر برایم آشکار شد. کتاب شب‌های پیشاور و خلاصه‌اش"شهابی‌در شب" در دانستن حقائق به من کمک کرد.

بعد از مطالعه این کتاب ها مشتاق شدم تا در دعاهای ندبه، توسل و کمیل و زیارت عاشورا شرکت کنم. زمانی که دعای کمیل را می‌خواندم با دقت در معانی آن، به این فکر می‌کردم که چرا عمر و عثمان و ابوبکر چنین دعاهای پر محتوائی ندارند تا بیان‌گر فضای عرفانی بین آنها و خداوند باشد؟ چرا آنها دعائی مانند مناجات حضرت علی (ع) در مسجد کوفه با آن مضامین بلند ندارند؟

حالا دیگر تعصب بی‌جای من نسبت به خلفا فروکش کرده بود دیگر به خود اجازه می‌دادم به این فکر کنم که ممکن است راهی که تا به حال رفته‌ام اشتباه بوده است یقین کردم ابا و اجدادم قوم و مردم بلوچ و اهل سنت از حقیقت مکتب شیعه بی‌اطلاع اند.

کتاب با شکوه دیگری که گروه آفتاب به من هدیه داد صحیفه سجادیه امام سجاد(ع) بود. اولین شبی که این کتاب را باز کردم، شروع کردم با صدای بلند متن عربی و ترجمه فارسی‌اش را خواندم. فضای عرفانی و روحانی وصف ناپذیری بر تمام وجودم حاکم شد. آنقدر دعاهای این کتاب زیبا بود که نفهمیدم چطور صبح شد. چند ماهی از انس گرفتنم با صحیفه سجادیه گذشت. دیگر شیعه را به چشم مشرک و قبرپرست نمی‌دیدم. احساس می‌کردم سبک‌تر از گذشته شده‌ام. 

می‌خواستم حقیقت را بدانم . با این تحقیق و مطالعه‌ای که داشتم سر دو راهی مانده بودم که حقیقت چیست؟ انتخاب یک مسیر به عنوان راه درست، شرایطی بسیار سنگین بود که الان به راحتی بر زبان می‌آید ولی تجربه‌اش بر عکس، تاب و توان فراوانی می خواهد.

یک شب نیت کردم تا استخاره کنم، آداب استخاره را بجای آوردم و می‌خواستم از خداوند به وسیله کتابش کمک بگیرم تا خودش راه مستقیم را به من نشان دهد . پس از قرائت کلام الله جرات و توان آن را نداشتم استخاره کنم.  صحیفه سجادیه را برداشتم و صفحاتش را ورق زده و و با صدای بلند این دعا را خواندم.

« اللهم إنی أعوذ بک من هیجان الحرص وسورة الغضب وغلبة الحسد و ضعف الصبر وقلة القناعة وشکاسة الخلق وإلحاح الشهوة و ملکة الحمیة و متابعة الهوى و مخالفة الهدى و سنة الغفلة وتعاطی الکلفة وإیثار الباطل على الحق والاصرار على المأثم واستصغار المعصیة و استکبار الطاعة ومباهاة المکثرین والازرآءبالمقلین وسوء الولایة لمن تحت أیدینا وترک الشکر لمن اصطنع العارفة عندنا أو أن نعضد ظالماً أو نخذل ملهوفاً أو نروم ما لیس لنا بحق أو نقول فی العلم بغیر علم و نعوذ بک أن ننطوی على غش أحد و أن نعجب بأعمالنا و نمد فی آمالنا و نعوذ بک من سوء السریرة و احتقار الصغیرة و أن یستحوذ علینا الشیطان أو ینکبنا الزمان أو یتهضمنا السلطان و نعوذ بک من تناول الاسراف و من فقدان الکفاف و نعوذ بک من شماتة الاعدآء و من الفقر إلى الاکفآء و من معیشة فیشدة و میتة على غیر عدة و نعوذ بک من الحسرة العظمى و المصیبة الکبرى و أشقى الشقآء و سوء المآب و حرمان الثواب و حلول العقاب اللهم صل على محمد و آله و أعذنی من کل ذلک برحمتک، وجمیع المؤمنین و المؤمنات یآأرحم الراحمین. »

بار خدایا به تو پناه می‌آورم از طغیان آز، و تندى خشم، و چیرگى حسد، و سستى صبر، و کمى قناعت، و بدى اخلاق، و زیاده‌روى در شهوت، و پافشارى در عصبیت، و پیروى هوا و هوس، و مخالفت با هدایت، و خواب غفلت، و کوشش بیش از اندازه، و انتخاب باطل بر حق، و پافشارى بر گناه، و کوچک شمردن معصیت، و بزرگ شمردن طاعت، و فخر و مباهات با ثروتمندان، و تحقیرتهیدستان، و کوتاهى در حق زیردستان خود، و ناسپاسى نسبت به آن که به ما خوبى کرده، یا آنکه ستمگرى را یارى کنیم، یاستمدیده‏اى را تنها گذاریم، یا آنچه را که حق ما نیست بخواهیم، یا از آنچه که نمى‌دانیم دم زنیم. و پناه مى بریم به تو از اینکه نیت داشته باشیم به کسى خیانت ورزیم، و در کردار مان خودپسندى نمائیم، و آرزوهاى خود را دور و دراز سازیم. و به تو پناه مى بریم از زشتى باطن، و ناچیز شمردن گناه، و از چیرگى شیطان بر وجودمان، و از اینکه روزگار ما را به سختى دراندازد، یا سلطان بر ما جور و ستم روا دارد. و به تو پناه مى بریم از آلوده شدن به اسراف، و بلاى تنگدستى. و به تو پناه مى بریم از سرزنش دشمنان، و نیازمندى به همنوعان، و از زندگى در سختى، و از مرگ ناگهانى و بدون توشه. و به تو پناه مى بریم از حسرت و اندوه بزرگ، و مصیبت سترگ، و از بدترین تیره بختى، و بدفرجامى، و نومیدى از ثواب، و فرود آمدن عذاب ..بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و مرا از همه این امور در پناه رحمتت جاى ده و نیز همه مردان و زنان مؤمن را، اى مهربانترین مهربانان.

با خواند این دعا ناخواسته اشک از چشمانم جاری شد و حق‌حق کنان، گریه می‌کردم که نفهمیدم چطور خوابم برد.  دوستم حسن بالای سرم آمد و گفت: حمید بلند شو صبح شده !

گفتم : باشه بیدارم . ساعت چنده؟

حسن: 5 و 30 دقیقه دیر شده زود باش بلند شو!

رفتم برای وضو . به چندتا از دوستانم سلام دادم.

حسن با وحید شوخی می‌کرد که امروز نوبت محمد است که صبحانه بگیرد. محمد کفری شده بود که دیروز نوبت من بود.

بر خلاف هر روز، همه با هم وضو گرفتیم، و با هم به نمازخانه‌ی رفتیم. قبلا با هم هماهنگ نکرده بودیم ولی انگار می‌خواستیم نماز جماعت بخوانیم. مهدی را جلو فرستادن و همه به او اقتدا کردند.

 منم هماهنگ با همه نیت و اقتدا کردم. الله اکبر گفتم دست‌هایم را از کنار گوشم پایین آوردم، می‌خواستم بالای ناف دستهایم را روی هم بگذارم که همه جا سفید شد. دستانم صاف موازی بدنم ایستاد. کوچکترین توانی برای بستن دست‌هایم نداشتم. شخصی خوش صورت با ریش جوگندمی در حالی که نور سفیدی داشت تا حدی که دیگر دوستان نمازگزار را نمی‌دیدم، ایستاد و گفت تشویش خاطر نباش، به نمازت ادامه بده. با دیدن آن صورت آرام شدم نماز صبحم را با دستانی باز خواندم اما انگار فقط من آنجا بودم و امام جماعت و دیگر نمازگزان نبودند. راحت دست به دعا گرفته و شکر خدا را به جای آوردم .

که با صدای حسن که می‌گفت: حمید!  بلند شو صبح شده! از خواب پریدم.

گفتم : ساعت چنده؟

حسن :5و 30 دقیقه دیر شده زود باش.

رفتیم وضو بگیریم وای خدای من چه خواب عجیبی دیدم ! ذهنم سخت درگیر بود ضعف شدیدی بر بدنم حاکم شده بود. گیج و مبهوت بودم داشتم وضو می‌‌گرفتم که وحید گفت: محمد امروز نوبت تو است که بروی صبحانه بگیری!

 محمد ناراحت بود و جواب داد دیروز گرفته ام . با این مکالمه‌ای که شنیدم بدنم داغی به گرمای آتش به خود گرفت عین این صحنه‌ها را در خواب دیده بودم. به زور به نمازخانه آمدم بچه‌ها به صورت فرادا نماز خواندند. مهدی و علی نمازشان را تمام کرده بودند. چند لحظه‌ای ایستاده بودم . نیت کرده و تکبیرالاحرام گفتم ولی دست هایم را نبستم نماز صبح را فرادا خواندم.

اشک ریزان بودم نمازم تمام شد حق حق گریه‌ی من با مبهوتی بچه‌ها همرا شد. تا اینکه حسن به دیگران گفت: حمید دیشب گریه کنان صحیفه سجادیه را می‌خواند به نظرم شیعه شده است. تک تکشان من را در آغوش گرفتند و همراه من گریه کردند.

 صبح قشنگی را تجربه کردم که یک هزارم حسش را نمی‌توان با گفتن و نوشتن بیان کرد. به زمین افتادم و توان حرکت نداشتم. قرآن را در دست گرفتم وسوره فاتحه و تعدادی از آیات سوره توبه را خواندم.  از آن لحظه به بعد خود را حامی مکتب شیعی دانسته و از خدا خواستارم که مرا به عنوان یک مبلغ فرهنگ اهل بیت (ع) واز محبان امام زمان (عج) در زیر سایه سار ایمان به ولایت و شهادت به امامت قرار دهد.

اشهد ان لا اله الا الله . اشهدُ انّ محمداً رسولُ الله .  اشهدُ انّ علیاً ولی الله.

نظرات  (۷۳۸)

معلوم نیست تراکتور گرفتی یا زمین یا تو کدوم نهاد بسیجی استخدام شدی دبتازد تا دورت.
پاسخ:
با سلام بر برادر عزیزم امیدوارم که از ان دسته از مومنان باشی که بی یقین کامل مومنان را به افترا نمیبنندند اما از شما دعوت میکنم که به منزل یا نزد من تشریف بیاورید تا از وجود تراکتور یا پست و مقام اطمینان حاصل کنید دوستتان داریم یا علی
ای بابا چه حرفیه مگه به همین سادگی میشه حقیقت رو بیدا کرد من که دنبال حقیقت بودم میدونی چی بیدا کردم نه سنی نه شیعه هیچ کدومشون بر حق نیستند هر دو طرف هم دیگرد رد میکنند هر کس از عقیدش دفاع میکنه اما خود دانی حمید جان انشالله اون دنیا جلوی خدا بتونیم سربلند در بیایم.
پاسخ:
قطعا با توجه به ایات قران و احادیت صحیح بیامبر و بدون تعصب کورکورانه دنبال حقیقت باشیم راه راست را چ.ن نوری تابناک است همان صراط مستقیم را می یابیم خداوند به همه مان توفیغ کند از شما خواستار تحقیق بیشتر هستم شما با این کارتان دل ما را شاد خواهید کرد
من ایمان با ایمان اما شما شیعه کافر و فبر برست هستید خدا لعنتتان بکند از خدا بیخبر ها حمید انشالله در اتش جهنم بسوزی خوک کثیف لعنت خدا بر تو باد
پاسخ:
سلام ایمان اقا انشاالله خدا لحضه لحضه زندگانیت را با سنت رسول الله و با برکت از ایین اسلام متبرک سازد.
سلام حمید جان ان شاء الله موفق و موید باشد از برادران اهل سنت می خواهم ادب در گفتار را رعایت کنند این را بدانید که اگه پیامبر الان بود این گونه توهین نمی کرد.
پاسخ:
سلام برادر عزیز اقا محمد مرسی از لطف شما؟
سلام از خدا میخوام که سراسر وجود و زندگانی شخص حمید شیرانی را (که با خطرات جانی و هر گونه فشار از سکوت در مقابل کفر و شرک خوداری و با بالاترین ایستادگی و جهادی که خود نوعی از صراط است )به نور خود روشن و هر نفس او را ثوابی و برکتی برای دیگران قرار دهد.
سلام بر اقای حمید شیرانی امید وارم که خوب باشید و از خداوند میطلبم که عمری با عزت و افتخار و اخرتی فردوسی نسیب تان نمایید ما برادران شیعی ات را از دعای خیرت بی نصیب نکن. خدا حافظ و نگهدار خانواده ات باشد.
سلام و درود بر شما وست گرامی اقای حمیدشیرانی انشالله همیشه طول عمری با خدمت خالصانه و با قبولی همه زحمات شما نزد او....
اقای حمید شیرانی برای شما ارزوی افتخار و سربلندی داریم برایما هم دعا کنی.
حالا کجا رو گرفتی به اونی که میخواستی رسیدی
پاسخ:
قطعا رسیدم و از خدا میخواهم که ثقلینی باشم افتخار هم میکنم که شیعه علی (ع) هستم انشالله امام زمانم بپذیرند.
بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای شیرانی خوشحالم که با تحقیق و بررسی راه صحیح رو پیدا کردی و به آیات قرآن عمل میکنی إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‏ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى‏ آثارِهِمْ مُهْتَدُون‏ (سوره زخرف/آیه22) لذا، با توجه به این آیه، تحقیق از مذهب و حقانیت مذهب خویش یا دیگر مذهب اسلامی، به نظر ما یک امر لازم و ضروری است. انتخاب یک مذهب به صورت تقلیدی از اجداد، هیچ ارزشی ندارد.لطفا از برادران عزیز تقاضا دارم از روی تعصب چیزی نگویند که بعدا پشیمان نشوند.
پاسخ:
با تشکر فراوان از شما دوست و برادر گرامی بنده میتوانم نظرات که با عدم رعایت ادب همراه هستند را تایید نکنم اما برای دیگر دوستان شخصیت نظر دهنده بهتر مشخص و عقیده اش اشکار میشود .با تشکر مصطفی عزیز....حمید شیرانی
سلام اقاحمید پایه وستون اسلام قران هستش چرا وقتی که بهترین راهنما برای هدایت رو داری الکی اراجیف میبافی از کجا معلوم که شیاطین توبدنتون رخنه نکرده باشن؟؟؟اصلا مگه اسلام به سنی وشیعه بودنه درهر خانواده وقومی خوب وبد هستش اگه دنیا به کام همه بود اسمش بهشت بودهم تو سنیا وهم توتشیع خوب وبد هستش ولی اصل اسلامه>ضمنا یادتون نره بحث اسلام بایهود ونصارا درپرستش خداست ضمنا خدا نیازی به ولی نداره>راستی جناب محقق برو یه سرکی هم تو دین بهاییت بزن تاببینی فرق اسلام ناب باادیان منسوخ دیگه چیه>تو قضاوتای خودت منصف باش ملاها که معصوم نیستن؟؟؟مشکل تو از مکان رشدت هست که متاسفانه از نظر مذهبی فقیرترین مکانه>اگه میخوای اسلام سربلند باشه به جای توهین به تسنن یاتشیع برو پیرو قران باش.
پاسخ:
با سلام خدمت برادر عزیز انشاالله خداوند برای شما طول عمری با عزت نصیب نماید اما ادیان موضوعی سبا از مذهب است اما اگر در این که اسلام دین ناب و برتر است که شک در ان نیست چطور چیزی ناب خود نا خالصی دارد ..و به سند که پس از رحلت رسول اکرم (ص) گروهی حق را بر باطل نپذیرفتند.. .ابتدا من که خود را مسلمان میدانم باید در شناخت دین خود تکامل پیدا کنم که بی شک یکی جز این دو بر حق نمیباشد که بنده و امثال من مکتب اهل بیت ع رو پذیرفته ایم . اما در ارتباط با یهود و نصارا در ارتباط با جنگ و جدال است که قبل از مجادله با برادر دینی تا دشمن یهود هست نباید اتفاق بیافتد به نص صریح قران..اما مراد ما هم اندیشی و گفتگو سازنده در کنار وحدت است . با سباس حمید شیرانی
ای دین فروش بخاطر پول فروختی مذهبتو گرچه سنی بودنت وشیعه بودنت فرقی نداره همون بهتر شیعه شدی کثیف
پاسخ:
عارف جان با اینکه مرا به ناسزا بسته ای اما من دوستت دارم همه مسلمین و انسانها را هم دوست دارم چون امام من گفته شیعه واقعی روی خوش زندگی را نخواهد دید
اقای شیرانی بنده خیلی از این اتفاق خوشحال شدم چون خود بنده هم ابتدا مسیحی بودم و بی طرف و بدون تعصب بی طرف در انتخاب اسلام به عنوان دین برتر تشیع رو برترین دیده و انتخاب کردم انشاله موفق باشید علی یاورت.
سلام من از اقای حمید شیرانی تشکر میکنم که با این همه سختی راه که دارند اما باز ایستادگی کرده و علنی از عقاید خود دفاع میکنند انشالله بهشت جاویدان درلطف خدا و برکت صاحب الزمان عج موفق موئید باشند.
اقای حمید شیرانی با سلام و درود بر شما امید وارم که موفق باشید بدانبد دعای ما و خانواده هایمان بدرقه راه شما و همراهانتان است با امید بیداری اسلامی
پاسخ:
با تشکر و قدر دانی از شما و خانواده گرامیتان .
ادم نیمرو باشه ولی دو رو نباشه ادم هزار متر زیر خط فقر باشه ولی یک ملیمتر زیر خط فهم نباشه با تشکر
پاسخ:
سلام دوست گرامی برای اشکاری بیشتر منظورتان برای تمام دوستان واضح و رک و بدون کنایع گفتگو گنیم تا نتیجه گیری برای همه اسان تر باشد.خداوند در قران میفرمایید وای بر جاهلان و وای بر کسانی که مومنان را به افترا میبندند انشاالله از ان دسته نباشیم ...حمید شیرانی
سلام دوستان من از همه شما با معذرت فراوان خواهش میکنم اهانت و ترور شخصیت رو کنار بزاریم و اگر هدفمون تحقیق و هدایت هستش انشالله موفق بشیم در غیر این صورت با بکار بردن هر گونه فهش و ناسزا به این شخصیت که برای ما عزیز هست اقدام به تو هین به ما داشته اید امیدوارم که با وحدت به عقیده کسانی که حتی خلاف عقیدمون باور دارن احترا م بزاریم با سپاس از همه برادران اهل سنت جاسم ذوالعلی
اقای حمید شیرانی از سایتتان خیلی بهره بردم امید وارم همیشه موفق باشید انشالله به ارزوی سربلندی شما درود فراوان بر شما یا فاطمه زهرا ع
اقای حمید شیرانی درود بر شما برادر باعث افتخار دعا کن واسه بقیه که به لطف امام زمان مورد عنایت پروردگار قرار بگیرندو هدایت نصیب همه شود....با سپاس برادر دینی من
سلام .از حسادت و از اینکه حقیقت تلخ است و به کام مان نباشد به دیگری توهین نکنید اقای شیرانی من در حدی نیستم بهتون راه رو نشان بدم لیکن بدانید که پیامبر ص و اهل بیت هم از فهش و ناسزا بی دین ها در امان نبود به سختی راهت یقین و در طی کردنش استوار باش .سپاس فراوان احمد صادقی از شیراز
اول سلام خدمت اقای شیرانی بزرگوار ارادت ما نسبت به ایشان .تمام دوستان فامیل و خانواده ما حرف از شیعه واقعی مانند شیرانی میزنند و من به نمایندگی بچه های شیعه اصفهان عرض اعلان هرگونه حمایت از اقای شیرانی را دارم و بیان میکنیم که دشمنی با حمیدشیرانی دشمنی با ماست ..جناب اقای شیرانی ما را از دعای خیرتان بی نصیب نفرماید...جمعی از شیعیان اصفهان که به یاد شما و دعاگو یتان هستند
سلام به همه اونهای که حرفی واسه گفتن ندارند فهش و ناسزا میگندو به تخریب جایگاه انسانی خودشون میپردازند اقا اگه برحقی دلیل بیار جلو همه تو سایت مناظره سازنده داشته باشید .سوال بپرسید جواب بشنوید با سطح اگاهی و دانش هر فرد و با ادب و احترام که به دیگران قایل باشد سنجیده باشد هر کدام برحق باشید باید احترام به همدیگر داشته باشید بخدا درگیری بین مان از تبعیض نژاد هم بدتر و نزدالله نابسنداست. دست در دست هم با وحدت کلمه. فقط انسان
درجواب داداش =اولا بلوچستان از نظر مذهبی خصوصا در فقه سنت بزرگترین مرکز اهل سنت ایران هست مجرب ترین اساتید رو داشته از نظر اینکه گفتی فقیرترین محل رشدهست اشتباه میکنی چون نیکشهر یا دهان بنت و ساربوگ و قصرقند بزرگترین مکتب از نظر روحانیت و عرفان هستش ...وهابیت هم بیشتر از همه جا به اون منطقه سیاست بیاده کرده چرا این شخصیت به تشیع نایل امد و وهابیت رو انتخاب نکرد.
سلام خیلی جالب بود حاشیه پردازی نداشت شبهات که تکرارشان خیلی زیاد شده کنجانده نشده خیلی شیوا رسا و سبک و روال عوام پسند دارد. ابراهیم سرمدی از تهران سید خندان
سلام دوستان بخدا هرجا که میرم حرف بزرگی و منش و اخلاق تو هستش همه دارند اژ تو میگند تو زاهدان همه دوستام ازخدا میخواند تو رو بینند بخدا مجاهد راه خدا تو هستی نه اعضا جندشیطان .بولاغ از زاهدان
سلام اقای شیرانی از فعالیت های الان خودتون و مشکلی یا جریانی که بعد از شیعه شدنتان واستون بوجود امد.واکنش مردم و خانواده تان چه بود.
پاسخ:
با سلام خدمت دوست عزیز انشاالله حتما از تمامی اتفاقات و موارد خاص برایتان مطلب خواهم نوشت.
سلام خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم تاسف بر ما که خودمون رو شیعه محسوب میکنیم انوقت اقا امام زمان اینجوری داره شیعیان خودش رو گلچین میکنه حمید اقا خداوکیلی خوش به حالتان باشد اب کوثر بر شما گوارا انشاالله محمود از کاشان
سلام آقای شیرانی تورو جون هرکسی که بیشتر دوست داری قسم میدم راستشو بگو واقعا اون خوابو دیدی؟ تو را به قرآن راستشو بگو؟
پاسخ:
بخدا قسم من ان خواب دیدم انچه نوشتم عین حقیقت بدون کم کاست
خیلی‏ ‏عالی‏ ‏بود‏ ‏برای‏ ‏ما‏ ‏هم‏ ‏دعا‏ ‏کنید‏ ‏خوش‏ ‏به‏ ‏سعادت‏ ‏پدری‏ ‏که‏ ‏جنین‏ ‏شخصیتی‏ ‏را‏ ‏تحویل‏ ‏جامعه‏ ‏میدهد
سلام اقای شیرانی از طریق قران خمس ازدواج موقت معصوم بودن اهل بیت(ع)رو برام ثابت کن. یه سوال دیگه اون هم اینکه واسم سند احادیث اهل تشیع رو ثابت کن.
پاسخ:
آرى، آیه 41 سوره انفال درباره خمس است که مى فرماید: «واعلَموا اَنَّما غَنِمتُم مِن شَىء فَاَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ ولِلرَّسولِ ولِذِى القُربى... ; بدانید هرگونه غنیمتى به دست آورید، یک پنجم (خمس) آن ویژه خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان است.» واژه «غنمتم» در آیه، از مادّه «غنیمت» است. «غنیمت» در زبان عربى به فایده اى گفته مى شود که انسان به دست مى آورد و شامل درآمدهاى شخصى، سود تجارت و غنیمت هاى به دست آمده در جنگ مى گردد.[1] غیر از این آیه، آیات دیگرى نیز در قرآن وجود دارند که براساس روایات اهل بیت(علیهم السلام) شامل خمس نیز مى گردند. در این جا به دو نمونه از این گروه از آیات نیز اشاره مى کنیم: 1. «ولا تَحـضّونَ عَلى طَعامِ المِسکین ;(فجر،18) و یکدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمى کنید.» از اهل بیت(علیهم السلام) روایتى درباره این آیه آمده که: «آنها کسانى اند که حقّ آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)را غصب کردند و اموال یتیم ها و فقرا و در راه ماندگان آن ها را خوردند.»[2] 2. «ولَم نَکُ نُطعِمُ المِسکین ;(مدثر،44) و اطعام مستمند نمى کردیم.» این آیه نقل قول جهنمیان است که از علت جهنمى شدن به بهشتى ها توضیح داده اند. در ذیل این آیه نیز حدیثى از ائمه اطهار(علیهم السلام) وجود دارد که: «آن ها حقوق آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)را از خمس نسبت به نزدیکان، یتیمان و مساکین و درراه ماندگان آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)نمى دادند.»[3] نکاح متعه یکی از ازدواجهای مشروع اسلامی است .که در قرآن کریم بدان اشاره شده است،قرآن کریم در این رابطه می فرماید:« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً »« زنانى را که متعه مى‏کنید مهر آنها را به عنوان یک واجب باید بپردازید». از امام صادق«علیه السلام» نقل شده است که فرمود: «المتعة نزل بها القرآن و جرت بها السنة من رسول اللَّه»[1]. حکم متعه در قرآن نازل شده و سنت پیغمبر«صلی الله علیه وآله» بر طبق آن جارى گردیده است. و از امام باقر«علیه السلام» نقل شده که در پاسخ سؤال ابو بصیر راجع به متعه فرمود «نزلت فى القرآن فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً»[2]. قرآن مجید در این باره سخن گفته آنجا که مى‏فرماید: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ ...». جواب: اتفاق عموم علماى اسلام بلکه ضرورت دین بر این است که ازدواج موقت در آغاز اسلام مشروع بوده و مسلمانان در آغاز اسلام به آن عمل کرده‏اند و جمله معروفى که از عمر نقل شده که گفت«متعتان کانتا على عهد رسول اللَّه و انا احرمهما و اعاقب علیهما متعة النساء و متعة الحج»[3]دو متعه در زمان پیامبر «صلی الله علیه وآله» بود که من آنها را حرام می نمایم و بر آنها مجازات مى‏کنم، متعه زنان و حج تمتع (که نوع خاصى از حج است)، دلیل روشنى بر وجود این حکم در عصر پیامبر «صلی الله علیه وآله» است منتها مخالفان این حکم، مدعى هستند که بعدا نسخ وتحریم شده است. اما روایاتى که در باره نسخ حکم مزبور ادعا مى‏کنند کاملا مختلف و پریشان است، بعضى مى‏گویند خود پیامبر«صلی الله علیه وآله» این حکم را نسخ کرده و بنا بر این ناسخ آن، سنت و حدیث پیامبر«صلی الله علیه وآله» است . بعضى مى‏گویند ناسخ آن آیه طلاق است «إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ»[4] هنگامى که زنان را طلاق دادید باید طلاق در زمان مناسب عده باشد» در حالى که این آیه ارتباطى با مسئله مورد بحث ندارد زیرا این آیه در باره طلاق بحث مى‏کند در حالى که ازدواج موقت طلاق ندارد و جدایى آن به هنگام پایان مدت آن است. قدر مسلم این است که اصل مشروع بودن این نوع ازدواج در زمان پیامبر«صلی الله علیه وآله» قطعى است و هیچ گونه دلیل قابل اعتمادى در باره نسخ شدن آن در دست نیست بنا بر این طبق قانون مسلمى که در علم اصول به ثبوت رسیده باید حکم به بقاء این قانون کرد. جمله مشهورى که از عمر نقل شده نیز گواه روشنى بر این حقیقت است که این حکم در زمان پیامبر«صلی الله علیه وآله» هرگز نسخ نشده است. بدیهى است هیچ کس جز پیامبر«صلی الله علیه وآله» حق نسخ احکام را ندارد، و تنها او است که مى‏تواند به فرمان خدا پاره‏اى از احکام را نسخ کند، و بعد از رحلت پیامبر«صلی الله علیه وآله»نیز باب نسخ به کلى مسدود مى‏شود و گرنه هر کسى مى‏تواند به اجتهاد خود قسمتى از احکام الهى را نسخ نماید و دیگر چیزى به نام شریعت جاودان و ابدى باقى نخواهد ماند. و اصولا اجتهاد در برابر سخنان پیامبر«صلی الله علیه وآله» اجتهاد در مقابل نص است که فاقد هر گونه اعتبار مى‏باشد. و همین امردر مورد ازدواج موقت اتفاق افتاد و خلیفۀ ثانی این ازدواج را ممنوع نمود بخاری در کتاب صحیح خود که معتبر ترین کتاب اهل سنت است به این امر اشاره می کند: باب {فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ} «حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ حَدَّثَنَا یَحْیَى عَنْ عِمْرَانَ أَبِی بَکْرٍ حَدَّثَنَا أَبُو رَجَاءٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَیْنٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: أُنْزِلَتْ آیَةُ الْمُتْعَةِ فِی کِتَابِ اللَّهِ فَفَعَلْنَاهَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَلَمْ یُنْزَلْ قُرْآنٌ یُحَرِّمُهُ وَلَمْ یَنْهَ عَنْهَا حَتَّى مَاتَ قَالَ رَجُلٌ بِرَأْیِهِ مَا شَاءَ».[5]آیه متعه در کتاب خدا نازل شد. وما با رسول خدا«صلی الله علیه وآله»به آن عمل می کردیم. آیه ای هم در حرمت آن نازل نشد و پیامبر خدا هم در زمان حیاتش ما را از آن منع نکرد، مردی به رأی و میل خود هر چه دلش خواست گفت!! . عسقلانی در شرح این حدیث می گوید: این مرد عمر بن الخطاب بوده است[6]. اهل بیت«علیهم السلام»برای اینکه این حکم الهی به واسطۀ اجتهاد شخصی رو به فراموشی سپرده نشود در مقابل این بدعت ایستادند و براى احیاى این سنت ، با بیانات گوناگون ، مسلمانان را به ازدواج موقت تشویق نمودند وبر سنت بودن آن تاکید نمودند. که ماچند روایت را بیان می نماییم. 1- از امام باقر«علیه السلام» نیز نقل شده که در پاسخ شخصى بنام عبد اللَّه بن عمیر لیثى در مورد متعه فرمود: «احلها اللَّه فى کتابه و على لسان نبیه فهى حلال الى یوم القیامة»[7]. «خداوند آن را در قرآن و بر زبان پیامبرش حلال کرده است و آن تا روز قیامت حلال مى‏باشد». 2- وازامام صادق (علیه السلام )نقل شده است که فرمودند: «لیس منا من لم یؤ من بکرتنا و لم یستحل متعنا »[8]: از ما نیست کسى که به رجعت ما معتقد نباشد، و متعه زنان را حلال نداند. 3- اسماعیل بن فضل مى گوید: امام صادق (علیه السلام ) به من فرمودند: آیا در این مدتى که از خاندانت جدا شده اى ، متعه کرده اى ؟. گفتم : از این جهت بى نیاز هستم ، فرمود:«و ان کنت مستغنیا فانى ان تحیى سنة رسول الله »: گرچه بى نیاز هستى ، ولى من دوست دارم که سنت رسول خدا (صلی الله علیه وأله ) را زنده کنى[9]. 4- محمد بن مسلم مى گوید: امام صادق (علیه السلام ) به من فرمود: تمتعت ؟: آیا متعه کرده اى ؟ ، عرض کردم:نه ، فرمود:از دنیا بیرون نرو، مگر اینکه سنت (متعه ) را زنده کنى[10]. از مجموع این روایات استفاده می شود که اهل بیت«علیهم السلام»تلاش زیادی نموده اند که نگذارند این حکم الهی به واسطۀ بدعت گذاری برخی به بوتۀ فراموشی سپرده شود و امری خلاف سنت شود ،در حالی که برای حفظ جامعه از فساد اخلاقی چاره ای جز پذیرش آن نیست. جواب: اما اینکه آیا خود پیامبر «صلی الله علیه وآله» واهل بیت«علیهم السلام» بدان عمل نموده با شند احتیاج به نقل صحیح است که چنین نقلی یافت نشده است .توضیح اینکه: سنت بودن یک چیز به معنای ضرورت انجام آن نیست ،بلکه به معنا ی مطلوبیت انجام آن با وجود شرایطش است،مثلا وقتی در روایات آمده خوردن فلان چیز مستحب است به معنای این نیست که پیامبر «صلی الله علیه و آله» و اهل بیت«علیهم السلام» آن را انجام داده باشند بلکه به معنای این است که حکم آنرا بیان نموده اند.آنچه در مورد پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله» و اهل بیت «علیهم السلام» مسلم است این است که آنان محرمات و مکروهات را انجام نداده اند اماآیا لازم است به تمام مستحبات عمل کنند؟ دلیلی وجود ندارد. البته در این میان نقلهایی در روایات وجود دارد که ما آنها را بیان می کنیم: 1- شخصی از امام باقر «علیه السلام»درباره این آیه پرسید: « وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هذا قالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلیمُ الْخَبیر»[11]. به خاطر بیاورید هنگامى را که پیامبر یکى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى هنگامى که وى آن را افشا کرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت قسمتى از آن را براى او بازگو کرد و از قسمت دیگر خوددارى نمود هنگامى که پیامبر همسرش را از آن خبر داد گفت چه کسى تو را از این راز آگاه ساخته؟ فرمود خداى عالم و آگاه مرا آگاه ساخت. امام فرمود: رسول خدا«صلی الله علیه وآله» زنی را متعه نمود. یکی از زنان حضرت مطلع شد و ایشان را متهم به فحشاء نمود!!! رسول خدا فرمود: این کار حلال است. این یک نکاح موقت بود درنتیجه آنرا مخفی کردم ؛ ولی برخی از زنان پیامبر بر آن اطلاع پیدا کردند. 2- وروى ابن بابویه بإسناده أن علیا ( علیه السلام ) نکح امرأة بالکوفة من بنی نهشل متعة»[12]: حضرت على (علیه السلام ) در کوفه با زنى از طایفه نهشل ازدواج موقت نمود آیه شریفه « إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا » [احزاب/33] ؛ خدا می خواهد پلیدی را از شما دورکند و شما را چنان که باید پاک دارد.
فروپاشی تئوری امامت و امام زمان و شکنجه فاطمه الزهراء سنی نیوز: پژوهشگر ودانشمند شیعه عراقی به نتائجی دست یافته که اختلافات شیعه و سنی را برای همیشه از بین می‌برد!.. یکی از پژوهشگران بزرگ وسرشناس شیعه عراق گفته است: به نتائجی دست یافته که اختلافات تاریخی شیعه با اهل سنت را کنار زده و ثابت می کند که این اختلافات هیچ ریشه و اساسی ندارد. ایشان طی سالها پژوهش وبررسیهای عمیق بدین نتیجه رسیده اند که همه این اختلافات ریشه در مسائل سیاسی داشته و هیچ ربطی به قضایای عقیدتی و دینی ندارند. احمد الکاتب استاد سرشناس سابق حوزه های علمیه عراق و کویت و ایران و رئیس انجمن گفتگوی تمدنها در لندن ـ بر این نقطه بسیار تأکید داشت که بررسیهای ایشان پرده از شایعه‌ی فرضیه امام غائب برکشیده، و ثابت کرده که امام
پاسخ:
خوب کجاست این نتایج در اختیار محققین قرار بدین .قضاوت با حقیقت جویان است.
دعای ندبه و خرافات آن تالیف: آیت الله العظمى علامه سید ابوالفضل ابن الرضا برقعی قمی بسم الله الرحمن الرحیم وله الحمد و بعد: مسلمین زمان فرقه فرقه شده و هر فرقه مقلد دانشمندان خود و یا مقلد پدر و مادرند در امور دین. وهیچیک حاضر نیست بمنطق دیگری گوش دهد و اگر اشتباهاتی در امور دین دارد برطرف کند ﴿کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ﴾. هرحزبی بآنچه نزد شان هست خوشحالند. ولی از آنجا که خدا از تفرقه منع کرده و اهل تفرقه و موجدین تفرقه را مشرک خوانده و در سورة روم آیة 32 فرموده: ﴿مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ﴾ یعنی نباشید از مشرکین از آنانکه تفرقه دینی آوردند و شیعه شیعه یعنی دسته دسته شدند. و ای
پاسخ:
تفسیر دعای ندبه در باب امام شناسی حضرات معصومین(علیهم السلام) همواره به قدر فهم طرف مقابل و سائل و یا ملاحظه‌ی مواردی مانند تقیه، فرمایشات خود را بیان می‌نمودند؛ ولی آن هنگامی که دو معصوم مخاطب یکدیگر قرار گیرند بسیاری از معارف و فضائل و مناقب خاندان رسالت و نبوت بر همگان روشن می‌شود و از جمله‌ی موارد خطاب معصومین به یکدیگر انشاء زیارت نامه و یا دعا نسبت به معصوم دیگر است، مانند دعای ندبه که از جانب شیخ الائمه حضرت امام صادق(علیه السلام) خطاب به فرزند برومندشان حضرت حجت بن الحسن العسکری(عجل الله فرجه الشریف) ایراد شده است که بررسی آن با عنایت به این که یک معصوم این فرمایشات را به معصوم دیگری می‌فرماید بسیار مهم است. حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) در ابتدای دعای شریف ندبه بعد از حمد الاهی و صلوات بر جد خود رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نعمتهای الاهی و مهمترین نعمت یعنی هدایت را متذکر می‌شوند و حمد خداوند را به جای می‌آورند و پس از هر یک از انبیا از آدم ابوالبشر تا پیامبران اولوالعزم (نوح و ابراهیم و موسی و عیسی(علیه السلام)) خصوصیات و عنایات الاهی را نسبت به آنان بیان می‌فرماید و سرانجام به معرفی خاتم الانبیاء حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و ذکر افضلیت و عظمت رسالت ایشان می‌پردازد، از جمله بعثت بر جن و انس، سلطنت برهمه‌ی عالم هستی، معراج جسمانی، علم گذشته و آینده، یاری جبرئیل و میکائیل و سرانجام پیروزی بر تمامی ادیان و افراد؛ و از این طریق مقدمات معرفی وصی و جانشین خاتم الانبیاء را فراهم می‌نماید، زیرا کسی ولایت خاتم الاوصیاء حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) را می‌پذیرد که قبل از آن ولایت و امامت امیرالمؤمنین(علیه السلام) را قبول نموده باشد و لذا شروع به معرفی امیرالمؤمنین و اهل بیت(علیهم السلام) می‌نمایند و در ابتدا به آیات قرآن کریم استدلال فرموده و نخست آیه‌ی تطهیر را متذکر می‌شوند: {انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً} و با ذکر این آیه‌ی شریفه، طهارت مطلق باطنی و ظاهری ائمه‌ی اطهار(علیهم السلام) را بر همگان روشن می‌نمایند و سپس آیه‌ی مودت را بیان می‌فرمایند: {قل لا أسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی} (شوری/25) که همگان آگاه باشند پاداش و مزد رسالت و زحمات 23 ساله‌ی شبانه روزی حضرت ختمی مرتبت، مودت و احسان به خاندان او می‌باشد. بنابراین اظهار و ابراز دوستی و محبت و اطاعت از خاندان پیامبر بر همه‌ مسلمانان واجب است و برای روشن شدن مصداقیت اهل بیت(علیهم السلام) در امیر المؤمنین تصریح می‌فرماید: «فلما انقضت ایامه، اقام ولیه علی بن ابیطالب» هنگامی که عمر مبارک پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) سپری گشت وصی و جانشین خود علی بن ابیطالب(علیه السلام) را برای هدایت امت گماشت. در ادامه با اشاره به آیه‌ی شریفه‌ی: {انما انت منذر و لکل قوم هاد} هدایتگری امیرالمؤمنین(علیه السلام) را از لسان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و در کلام خداوند متعال به خوبی آشکار می‌نمایند. بعد از ذکر افضلیت و وجوب متابعت امیر المؤمنین(علیه السلام) در قرآن کریم، همین مطلب را از کلام رسول خدا(صلی الله علیه و آله) یادآور می‌شوند که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در غدیر خم امیر المؤمنین(علیه السلام) رابه عنوان مولا و امام و پیشوای مسلمانان پس از خود معرفی نموده، فرمودند: «من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» و سپس بیان دیگری را از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در ولایت امیر المؤمنین(علیه السلام) بیان می‌فرماید: «من کنت انا نبیه فعلی امیره» و در اتحاد نورانیت و روح امیرالمؤمنین(علیه السلام) و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) متذکر این فرمایش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌شود: «انا و علی من شجرة واحده و سائر الناس من شجر شتی»؛ من رسول خدا و علی هر دو شاخه‌های یک درختیم و سایر مردم از درختهای مختلف هستند و در ادامه حدیث منزلت را که صراحت در جانشینی و افضلیت امیرالمؤمنین(علیه السلام) دارد نقل می‌فرمایند: «و احلّه محل هارون من موسی فقال له انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی» و سپس قرابت ظاهری امیر المؤمنین(علیه السلام) را ضمیمه‌ی قرابت باطنی ایشان با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌کند و می‌فرماید: «و زوجه ابنته سیدة نساء العالمین» و در ادامه، فضیلتی دیگر را از امیر المؤمنین که مایه‌ی غبطه‌ی دیگران شد نقل می‌نماید: «و احل له من مسجده ما حل له و سد الابواب الا بابه» در خانه‌ی سایر صحابه به مسجد النبی بسته شد مگر در خانه‌ی امیر المؤمنین(علیه السلام) که این مطلب خود دلیلی بر افضلیت عصمت و طهارت ظاهری و باطنی امیر المؤمنین(علیه السلام) و خانواده‌ی مطهر ایشان است. سپس امام جعفر صادق(علیه السلام) با ذکر حدیث مدینة العلم متذکر علم الاهی و فراگیری امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌شود که مجدداً دلالتی بر وجوب متابعت از ایشان است و در اتحاد جسمانیت و خلقت امیر المؤمنین(علیه السلام) و رسول خدا(صلی الله علیه و آله)،‌ این فرمایش رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را ذکر می‌فرماید: «انت أخی و وصیی و وارثی، لحمک من لحمی، و دمک من دمی، و سلمک سلمی و حربک حربی، و الایمان مخالط لحمک و دمک کما خالط لحمی و دمی»؛ یا علی! تو برادر من و جانشین و وارث من در تمام شئون هستی؛ گوشت و خون تو گوشت و خون من است؛ هر که با تو در صلح و دوستی است دوست من است و هر که با تو در جنگ و دشمنی است، دشمن من است؛ ایمان با گوشت و خون تو آمیخته شده همانطور که با گوشت و خون من آمیخته شده است. و از آن جا که جانشینی امیرالمؤمنین(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) منحصر به زمانی نیست از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل می‌فرماید: «انت غداً علی الحوض خلیفتی و انت تقضی دینی و تنجز عداتی» یا علی! تو فردای قیامت و همچنین در دنیا در نبود من جانشین من بر حوض کوثر خواهی بود، تو قرضهایم را ادا می‌کنی و وعده‌هایم را انجام می‌دهی. سپس به معرفی شیعیان امیر المؤمنین(علیه السلام) از زبان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌پردازد: «و شیعتک علی منابر من نور، مبیضة وجوههم حولی فی الجنة و هم جیرانی»؛ یا علی! شیعیان تو در فردای قیامت در بهشت در حالیکه بر کرسی‌هایی از نور با چهره‌هایی نورانی نشسته‌اند، گرداگرد من قرار گرفته‌اند و همسایه‌های من هستند.
ای شیعیان جهان بیدار شوید! نویسنده: علامه دکتر موسی موسوی معرفی نویسنده در چند سطر: 1- او نوه امام الاکبر ((سید ابو الحسن موسوی اصفهانی)) است و در نجف اشرف در سال 1930 متولد شده است. و دراسات تقلیدی خود را در دانشگاه بزرگ نجف به پایان رسانیده و موفق به اخذ مدرک عالی در فقه اسلامی، ((اجتهاد )) گشته است. 2- موفق به دریافت دکترا در تشریع اسلامی از دانشگاه تهران در سال 1955 گشته است. 3- موفق به دریافت دکترا در فلسفه از دانشگاه پاریس ((سوربون)) در سال 1959 شده است. 4- بعنوان استاد اقتصاد اسلامی در دانشگاه تهران در بین سالهای 62 – 1960 مشغول به تدریس بوده است. 5- به عنوان استاد فلسفه اسلامی در دانشگاه بغداد در فواصل سالهای 78 – 1968 مشغول به تدریس
عقیدة امامت و حدیث غدیر مولف: مولانا محمود اشرف عثمانی ترجمه: مولانا عمر علی دوست بسم الله الرحمن الرحیم عرض مؤلف الحمد لله رب العالمین والصلاه والسلام علی سیدنا و مولانا محمد و آله و اصحابه اجمعین. اما بعد… این نوشته پاسخ تفصیلی به سؤالی است که در رابطه با حدیث غدیر و عقیده امامت مطرح شده بود که اینک بصورت کتاب در دست شماست. این سؤال به دارالافتای جامعه دارالعلوم کراچی رسید. مشفق و محسن من تقی عثمانی صاحب آن را به بنده سپرده اظهار تمنا کردند که پاسخ، قدری با تفصیل باشد بهتر است تا تحقیق کامل مسئله واضح گردد. بنده شروع به نوشتن جواب کردم. حاجت به بیان نیست که تحفه اثنا عشریه شاه عبدالعزیز محدث دهلوی، هدایه الشیعه رشید احمد گنگوهی، هدیه الشیعه محمد قاسم نانوتو
پاسخ:
برخی از علمای اهل سنت که با دیده انصاف به حدیث غدیر نگریسته‌اند ، بر این مطلب تصریح کرده‌اند که مراد رسول خدا صلی الله علیه وآله از جمله «من کنت مولاه فعلی مولاه» امامت و خلافت امیر مؤمنان علیه السلام بوده است : 1 . أبو حامد غزالی : وی در کتاب سرّ العالمین می‌نویسد : واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول : « من کنت مولاه فعلی مولاه » فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى کل مولى فهذا تسلیم ورضى وتحکیم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الریاسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى فی قعقعة الرایات واشتباک ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم کأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول : فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا . از خطبه‌های رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند . رسول خدا فرمود : هر کس من مولا و سرپرست او هستم ، علی مولا و سرپرست او است . عمر پس از این فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به علی (علیه السلام) این گونه تبریک گفت : «مبارک، مبارک ، ای ابوالحسن ، تو اکنون مولا و رهبر من و هر مولای دیگری هستی.» این سخن عمر حکایت از تسلیم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبری علی (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب علی (علیه السلام) به رهبری امت دارد ؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها ، عمر تحت تأثیر هوای نفس و علاقه به ریاست و رهبری خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلی تغییر داد و با لشکر کشی‌ها ، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌های دیگر ، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلی هموار کرد و [مصداق این آیه قرآن شد :] پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن ، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله‏اى کردند . الغزالی ، أبو حامد محمد بن محمد ، سر العالمین وکشف ما فی الدارین ، ج 1 ، ص 18 ، باب فی ترتیب الخلافة والمملکة ، تحقیق : محمد حسن محمد حسن إسماعیل وأحمد فرید المزیدی ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان ، الطبعة : الأولى ، 1424هـ 2003م . 2 . سبط ابن جوزی : سبط ابن جوزی از بزرگان اهل سنت و حنفی مذهب ، در کتاب تذکرة الخواص ، در باره حدیث غدیر و معنای کلمه «مولی» بحث مفصلی دارد و بعد از نقل تمامی معانی کلمه «مولی» و رد آن‌ها ،‌ این گونه نتیجه گیری می‌کند که غیر از اولویت و امامت چیز دیگری را نمی‌توان از این حدیث استفاده کرد : فأما قوله من کنت مولاه ، فقال علماء العربیة لفظة المولی ترد علی وجوه احدها بمعنی المالک ... والعاشر بمعنی الأولی قال الله تعالی « ... هی مولاکم» أی أولی بکم واذا ثبت هذا لم یجز حمل لفظة المولی فی هذا الحدیث علی مالک الرق لأن النبی (ص) لم یکن مالکا لرق علی (ع) حقیقة ولا علی المولی المعتِق لأنه لم یکن معتقاً لعلی ولا علی المعتَق لأن علیا کان حراً ولا علی ابن العم لأنه کان ابن عمه ولا علی الحلیف لأن الحلف یکون بین الغرماء للتعاضد والتناصر وهذا المعنی موجود فیه ولا علی المتولی لضمان الجریرة لما قلنا انه انتسخ ذلک و لا علی الجار لأنه یکون لغواً من الکلام وحوشی منصه الکریم من ذلک ولا علی السید المطاع لأنه کان مطیعاً له یقیه بنفسه ویجاهد بین یدیه و المراد من الحدیث الطاعة المحضة المخصوصة فتعین الوجه العاشر وهو الأولی ومعنا من کنت أولی به من نفسه فعلی أولی به . وقد صرح بهذا المعنی الحافظ أبو الفرج یحیی بن السعید الثقفی الأصبهانی فی کتابه المسمی بمرج البحرین فانه روی هذا الحدیث بإسناده الی مشایخه وقال فیه فاخذ رسول ا لله (ص) بید علی (ع) فقال من کنت ولیه وأولی به من نفسه فعلی ولیه فعلم أن جمیع المعانی راجعة الی الوجه العاشر ودل علیه ایضاً قوله (ع) الست أولی بالمؤمنین من أنفسهم وهذا نص صریح فی اثبات امامته وقبول طاعته . دانشمندان عرب در تفسیر کلمه (مولی) در فرمایش رسول خدا که فرمود : (من کنت مولاه) وجوهی ذکر کرده‌اند که یکی از آن‌ها به معنای مالک است و... معنای دهمین آن اولی و برتر است ، خداوند فرمود: این مولای شما است ، به این معنا است که او اولی و برتر به شما است ، و چون ثابت شد که مولی به معنای اولی است ؛ پس حمل لفظ مولی در این حدیث بر کسی که مالک بنده‌ای باشد جائز نخواهد بود ؛ چون پیامبر مالک علی و علی بنده رسول خدا و آزاد شده او نبود ، و نیز حمل آن بر کسی که پسر عموی دیگری است جایز نیست ؛ زیرا او پسر عمویش بود . و نه بر هم پیمان ، چون این قضیه مربوط به کسانی است که ضرر دیده‌اند و پیمان بر کمک و همراهی می بندند . و نه بر یاری و کمک ؛ زیرا این معنی در خود کلمه موجود است . و نه بر کسی که سر پرستی (ضمان جریره) را دارد و نه بر همسایه که چنین حملی لغو است و نه بر آقا و سروری که اطاعتش لازم است . پس مقصود از کلمه مولی در این حدیث غیر از معنای دهم آن که اطاعت محض و مخصوص ؛ یعنی همان حمل بر اَولی نخواهد بود ، و معنایش این می‌شود : کسی که من اولی و برتر از جان وی به خود او هستم پس علی هم اولی و برتر از جان او به او است. من در این معنی و تفسیر تنها نیستم ؛ بلکه ابو الفرج اصفهانی نیز در کتابش مرج البحرین این حدیث را از اساتیدش نقل کرده و می‌گوید : رسول خدا دست علی را گرفت و فرمود : کسی که من ولی و سرپرست او و برتر از جانش به وی هستم ؛ پس علی سرپرست او است . از این تعابیر فهمیده می‌شود که همه معانی کلمه مولی در نهایت باز گشت به وجه دهم آن دارد که جمله : آیا من بر جان مؤمنان برتر از خودشان نیستم ؟ و این نص آشکاری است در اثبات امامت و پذیرفتن طاعت و پیشوائی . سبط بن الجوزی الحنفی ، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادی ، تذکرة الخواص ، ص37 ـ 39 ، ناشر : مؤسسة أهل البیت ـ بیروت ، 1401هـ ـ 1981م . 3 . محمد بن طلحة شافعی (متوفای 658هـ) : وی در کتاب کفایة الطالب که آن را در باره مناقب امیر مؤمنان علیه السلام نگاشته است ، بعد از نقل روایت « ولو کنت مستخلفاً أحداً لم یکن أحد أحق منک لقدمک فی الإسلام وقرابتک من رسول الله ، وصهرک ... ؛ اگر بنا بود جانشین برگزینم هیچ کس سزاوارتر از تو به جهت پیشگامی‌ات در اسلام و نزدیک بودن به پیامبر خدا و داماد او بودن نیست) می‌نویسد : وهذا الحدیث وإن دل على عدم الاستخلاف ، لکن حدیث غدیر خم دلیل على التولیة وهی الاستخلاف ، وهذا الحدیث أعنی حدیث غدیر خم ناسخ لأنه کان فی آخر عمره ( ص ) . این حدیث اگر چه از ظاهر آن بر می‌آید که رسول خدا جانشین تعیین نکرد ؛ ولی حدیث غدیر خم دلیل بر تعیین سرپرست است که همان جانشینی رسول خدا است ؛ بنا بر این حدیث غدیر خم ناسخ حدیث قبل می‌شود ؛ چون حدیث غدیر در آخر عمر مبارک رسول الله ایراد شده و متأخر است . الگنجی الشافعی ، الإمام الحافظ أبی عبد الله محمد بن یوسف بن محمد القرشی ، کفایة الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب ، ص 166 ـ 167 ، الباب السادس والثلاثون ، تحقیق و تصحیح و تعلیق : محمد هادی امینی ، ناشر : دار احیاء تراث اهل البیت (ع) ، طهران ، الطبعة الثالثة ، 1404هـ . 4 . ابراهیم بن سیار ،‌ معروف به نظام معتزلی (متوفای 220هـ به بعد) : نظام معتزلی ، از کسانی است که اعتقاد داشته است ، رسول خدا صلی الله علیه وآله ، امیر مؤمنان علیه السلام را به جانشینی خود برگزید ؛ اما خلیفه دوم عمر بن خطاب ، با کتمان این مطلب در سقیفه به نفع خلیفه اول از مردم بیعت گرفت . متأسفانه اعتراف ایشان به این مطلب ؛ آن‌هم در اواخر عمرش سبب شد که بزرگان اهل سنت علیه او موضع تندی بگیرند و گفتن همین مطلب را دلیل بر ضعف و عدم اعتماد بر او تلقی نمایند . ! قال : اولا : لا امامة الا بالنص والتعیین ظاهراً مکشوفاً وقد نص النبى صلى الله علیه وسلم على على رضى الله عنه فى مواضع وأظهر اظهاراً لم یشتبه على الجماعة الا ان عمر کتم ذلک وهو الذى تولى بیعة ابى بکر یوم السقیفة . امامت محقق نمی‌شود ؛ مگر با نص ( سخن صریح از طرف خدا یا پیامبر) و مشخص نمودن به شکل واضح و روشن ، و به تحقیق که رسول خدا تصریح کرد بر امامت علی در موارد گوناگون آن هم به صورتی آشکار و واضح که امر بر مردم مشتبه نشود ؛ ولی عمر آن را در روز سقیفه که در آن روز بیعت گرفتن بر خلافت ابوبکر را عهده دار بود انکار کرد . الشهرستانی ، محمد بن عبد الکریم بن أبی بکر أحمد (متوفای548هـ) ، الملل والنحل ، ج 1 ، ص 57 ، تحقیق : محمد سید کیلانی ، ناشر : دار المعرفة - بیروت – 1404هـ .
رد کردن عقیده به امام معصوم و آمدن او نزد شیعه های جعفری رافضی ترجمه کتاب: نسخ عقیدة الامام المعصوم و عودته عند الشیعة الجعفریة الرافضة به قلم: محمد جودت الیوسف بسم الله الرحمن الرحیم إنَّ الحمدَ للهِ نستعینهُ و نستَغِرُهُ، وَ نَعُوذُ بِاللهِ مِن شُرُورِ أنفُسِنا، وَ مِن سَیئاتِ أعمالِنا، مَن یهدِِهِِ اللهُ فلا مُضِلَّ لَهُ وَ مَن یُضلِل فَلا هادِی لَه، و أشهَدُ أن لا إله الا اللهُ وَحدَهُ لا شریک لَهُ وَ أشهَدُ أنَّ مُحَمّداً عَبدَهَ وَ رَسُولُهُ... 1-     •  •   •     (آل عمران/102) «ای اهل ایمان از خدا بترسید چنانکه شایسته خدا ترس بودن است و نمیرید جز اینکه بر دین مب
پاسخ:
اظهار نظر علمای اهل سنت علمای اهل سنت در رابطه با موضوع ظهور این گونه اظهار نظر کرده اند: راجع به ظهور مصلح آخرالزمان در میان اصحاب و تابعین از قرن اوّل هجرت و بعد از آن تا به امروز خلافی نبوده و همه (علمای اهل سنت) بر ظهور آن حضرت اتفاق داشته و دارند و اگر کسی در صحت احادیث آن و صدور این بشارت از پیامبر اسلام (ص) تردید می کرد، حمل بر عدم استقامت یا بی اطلاعی او می کردند و به همین جهت تاکنون کسی مدعیان مهدویت را به انکار اصل ظهور حضرت مهدی (عج) رد نکرده است. در این راستا سویدی می گوید: آنچه بر آن اتفاق دارند این است که مهدی (عج) آن کسی است که در آخرالزمان قیام می فرماید و زمین را پر از عدل و داد می کند. خیرالدین آلوسی یکی دیگر از علمای اهل سنت می گوید: بر اساس صحیح ترین گفته ها نزد اکثر اندیشمندان ظهور مهدی (عج) از جمله نشانه های قیامت است و نظر برخی از اهل سنت که آمدن وی را انکار نموده اند فاقد ارزش و اعتبار است. کتاب های متعدد و متنوعی درباره ی ظهور آن حضرت از سوی علمای اهل سنت تألیف شده است به گونه ای که شیخ محمد ایروانی در کتاب الامام المهدی (عج) می نویسد : اهل سنت، کتاب های متعددی در گردآوری روایات مربوط به امام مهدی (عج ) و این که در آخرالزمان شخصی به اسم مهدی (عج) ظهور خواهد کرد، نوشته اند. تا حدی که من اطلاع دارم اهل سنت بیش از سی کتاب در این باره تألیف کرده اند. هر چند این مسئله مورد اتفاق اهل سنت و شیعه است، اما تعداد انگشت شماری از اهل سنت احادیث مربوط به امام مهدی (عج ) را ضعیف می انگارند. مثلا ابن خلدون در تاریخ خود این احادیث را ضعیف می شمارد و یا رشید رضا (مؤلف تفسیر المنار) در ذیل آیه سی و دوم سوره ی توبه به ضعیف بودن احادیث مربوط به مهدویت اشاره می کند. البته، این دو دلیلی بر ادعای خود نیاورده اند و تنها به مطالبی واهی استناد کرده اند. سخنان آن دو از سوی دیگر علمای اهل سنت به شدت رد شده است و در تألیفات علمای شیعه نیز به آن دو پاسخ داده شده است. خود ابن خلدون در بیان عقیده ی مسلمانان در مورد امام مهدی (عج) می نویسد: مشهور بین همه ی اهل اسلام این است که حتما در آخرالزمان مردی از اهل بیت (ع) ظهور می کند که دین را حمایت و عدل را آشکار می کند و مسلمانان از او پیروی می کنند و او بر ممالک اسلامی استیلا می یابد. آن شخص مهدی (عج) نامیده می شود. بنابراین، ضعیف شمردن احادیث از سوی وی خدشه ای بر اتفاق نظر اهل سنت در مورد ظهور مهدی (عج ) وارد نمی کند؛ زیرا این اعتقاد ناشی از کثرت احادیثی است که از طرق عامه نقل شده است. ما در زیر به ذکر برخی از کسانی که این گونه احادیث را در کتاب های خود آورده اند می پردازیم. هر چند تقریبا می توان ادعا کرد که تمام کتاب های معتبر حدیثی اهل سنت حداقل چند مورد از احادیث امام مهدی (عج ) را ذکر کرده اند: 1. ابن سعد (متوفی 230 هـ)، 2. ابن ابی شیبه (متوفی 235 هـ)؛ 3. احمد بن حنبل (متوفی 241 هـ)؛ 4 . بخاری (متوفی 273 هـ)؛ 5 . مسلم (متوفی 261 هـ)؛ 6 . ابن ماجه (متوفی 273 )؛ 7 . ابوبکر اسکافی (متوفی 273 هـ)؛ 8 . ترمذی (متوفی 279 هـ)؛ 9 . طبری (متوفی 380 )؛ 10 . ابن قتیبه دینوری (متوفی 276 )؛ 11 . حاکم نیشابوری (متوفی 405 )؛ 12 . بیهقی (متوفی 458 )؛ 13 . خطیب بغدادی (متوفی 463 )؛ 14 . ابن اثیر جزری (متوفی 606 ). یکی دیگر از علمای اهل سنت می نویسد: روایات فراوانی درباره ی مهدی (عج) وارد شده به حدی که به حدتواتر می رسد. این امر در میان علمای اهل سنت شیوع دارد، به گونه ای که از جمله معتقدات آنان به شمار می آید. نیز یکی دیگر از علمای اهل سنت نوشته است: احادیث مهدی (عج) به طرق گوناگون و متعدد از صحابه نقل و بعد از آنان از تابعان نقل شده است به گونه ای که مجموع آنها مفید علم قطعی است. به همین دلیل ایمان به ظهور مهدی (عج) واجب است همان گونه ای که این وجوب در نزد اهل علم ثابت بوده و در عقائد اهل سنت و جماعت مدون شده است. ابن کثیر نیز در البدایة و النهایة می گوید: مهدی (عج) در آخرالزمان می آید و زمین را پر از عدل و قسط می کند همان گونه که پر از جور و ظلم شده است. ما احادیث مربوط به مهدی (عج) را در جلد جداگانه ای گرد آوردیم همان گونه که ابوداوود در سنن خود کتاب جداگانه ای را به آن اختصاص داده است. از این مطالب که از بزرگان اهل سنت نقل شد، معلوم می شود که مسئله ی مهدویت و اعتقاد به ظهور مهدی (عج ) جزو عقاید ثابت اهل سنت و جماعت است و احادیث مربوط به ظهور آن حضرت در میان آنان به حد تواتر رسیده است.
اقای‏ ‏....علی‏ ‏اولا‏ ‏تو‏ ‏اول‏ ‏اسمت‏ ‏رو‏ ‏بازنگری‏ ‏کن‏ ‏که‏ ‏کراهت‏ ‏داره‏ ‏دوما‏ ‏این‏ ‏همه‏ ‏جواب‏ ‏دهن‏ ‏شکن‏ ‏که‏ ‏جای‏ ‏داره‏ ‏بگم‏ ‏دست‏ ‏حمید‏ ‏شیرانی‏ ‏درد‏ ‏نکنه‏ ‏واست‏ ‏کافی‏ ‏نیست‏ ‏.مگه‏ ‏هدفت‏ ‏چیزی‏ ‏دیگه‏ ‏باشه‏ ‏اما‏ ‏ناراحت‏ ‏نشو‏ ‏اگه‏ ‏واقعا‏ ‏محقق‏ ‏و‏ ‏حقیقت‏ ‏جو‏ ‏هستی‏ ‏ما‏ ‏جوا‏ ب‏ ‏داریم‏ ‏چون‏ ‏تشیع‏ ‏همان‏ ‏اسلام‏ ‏ناب‏ ‏محمدی‏ ‏هستش
قل+قل+قل الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبِیرًا
خانواده چی؟ اونام شیعه شد؟
خانواده چی؟ اونام شیعه شدن؟
سلام من اهل یکی از شهرستانهای استان کرمانشاهم راستش در منطقه ما تعصب زیاد است اما من با مطالعه و دیدن سایتهایی مثل شما مدتیست در بحرانی سخت قرار گرفته ام جرات سوال از ماموستاها و اهالی بحث را ندارم با اینکه تناقض های آشکاری در مذهب سنی که از اجدادم به ارث رسیده میبینم اما نمدانم چکار کنم خواهشا کمکم کن.
پاسخ:
تماس بگیر 09152974972
شیعه و سنی هر دو مسلمان و برادرند و دشمنان اسلام از جمله صهیونیزم و وهابیت آتش اختلاف را هر روز شعله ور تر می کنند پیروان رسول الله باید در مقابل انحرافات و بدعت های وهابی با هم وحدت داشته باشند همه مسلمانیم و محب اهل بیت پیامبر
درود بر صداقت , پاکی و صفای باطنت حمید جان
ا زطعن و فحاشی سلفیون تکفیری کوچکترین خمی به ابرویت نیاور که خداوند یار و  یاور توست
پاسخ:
سلام ابرو بار امانتی است از صاحب ما نگهبانی هستیم در نگهداریش اگر موفق شویم یا خیر  با صاحب اصلی است که چه لایق بدان برما تا خدا نخواهد دنیا بر زمین دست دهد ستار عیوب باید امر دهد
حمید جان سلام
دعا کن این برادرتو.
پاسخ:
مهتاجیم به دعا
میتوانیم بدون در نظر گرفتن احساس یک هموطن چنین باشیم و چنین بگوییم  :
حضرت علی کیست ؟حیدر کرار او در جنگها چطور بود ؟بسیار حمله برنده به جبهه کفار
در قرآن درباره ابولهب چه گفته میشود ؟تبت یدا ......در چه زمانی وقتی او هنوز زنده و پیامبر یاران قلیلی دارد ولی خدا که نمیترسد مگه نه ؟
چرا خداوند اسمی از امامان نبرد شاید ابوبکر و عمر آن را تحریف یا نابود!کنندچرا چون ممکنست ..........ای وای من عجب نتیجه ای

عمر و عثمان و ابوبکر چگونه بودند اگر چه یار غار پیامبر بودند و در شرایطی که کمتر کسی ایمان می آورد او را تصدیق میکردند اما اشکالی ندارد در عوض در جنگها فرار می کردند از اینجا معلوم میشود منافق بودند ! البته بعد از پیامبرباز هنوز جنگ میکردند بعد چه شد ؟هااااااااااااا!
آها فهمیدم بعد ندارد چون مصر و فلسطین و ایران همینجوری فتح شد !هجی مجی لا ترجی!
بعد چه شد اتفاق جالبی افتاد چه اتفاقی یهو در عین حال که سرزمین اسلامی طبق هر تاریخی گسترش یافت عمر هم فرزند داشت باز حکومت بدست فرزندانش نداد ابوبکر و بقیه هم بلکه نظر شورا رو خواستن
نمی دونم این از ترسشان بود یا شجاعتشان !آخر کار آنها معلوم نیست لحظات بحرانی تر نمی ترسند و در حالاتی عجیب ترس بر ایشان مستولی میشه!
بعد چه میشه ؟همه اصحاب بد از آب در میان یعنی مجموع کسانی که در بدر و خندق و غیره جنگیدن عصیانگر از آب در می آیند و همان ها حضرت علی را مشاور خویش قرار می دهند بعد چه ؟در همان حال که بایشان مشورت می دهد همسرش را شهید می کنند و سپس عاشق دخترش شده البته به زور او را همسر خود میکنند!
آیا این طرز حرف زدن به مذاقتان خوش آمد ؟حال بعنوان یک اهل سنت حرف میزنم تا ببینید بدون تخطئه دیگران و مقدساتشان میتوان خود را معرفی کرد :
اهل سنت عقیده دارد مکتب رسول الله ختم نبوت بهترین مکتبی ست که پایه گذاری شده و شاگردان او از بهترین انسانها هستند این معلمیست که شاگردانش چنان تربیت شده اند که هر کدام را درست پیروی کنی لاجرم راه را خواهی یافت
تاریخ درخشان اسلام تاریخ عشق و محبت ورزی ست اسلام کاملترین دین
به همگان تاریخی نشان داد که اسلام میتواند جامعه ای بسازد و الگویی شود برای همه عاشقان و حتی بی خبران از اسلام به همین دلیل اروپای غرق در دوره تاریکی با آشنایی با فرهنگ اسلامی شروع به تقلید از آن میکند و علم علما و حکمت در این بازه زمانی به منصه ظهور میرسد
اگر زمین مساعد باشد باغات و درختان عالی رشد و ثمر خواهند داد و اسلام تنها شرایطی ست که این اجازه را به سرزمینی می دهد تا نفس بکشد و به پختگی و شکوفایی برسد
محبت اصحاب بزرگترین نمادش خوابیدن در جای رسول الله سفر به حبشه مهاجرت به مدینه شرکت در سرایا و غزوات همسفری ایشان تقسیم هر آنچه دارند در بین مهاجرین و انصار برقراری صلح در مدینه بین اقوامی که قبل ایشان سفاهت و بعدشان اوج انسانیت بود
در کوره انسان سازی اسلام زمانی که پیامبر معلم است دانش آموز علاقمند از جان میگذرد چنان که خبیب را دست و پا میبرند ولی فریاد میزند این خوشایندتر است تا خاری در پای نبی الله صلی الله علیه و آله و سلم فرو رود
روزی حسنین به دیدار عمر رضی الله رفتند و او خلیفه وقت بود دیدند پسرش بر درب ایستاده گفتن چرا داخل نمیشوی بیان کرد اجازه ندارد زیرا پدرش مشغول کاریست آنها رضی الله تعالی عنهم رفتند وقتی مولانا عمر این را شنید بدنبالشان فرستاد و گلایه کرد چرا داخل نشده اند چرا که آنها از پسر خودش برایش عزیزترند
وقتی فاطمه این عالی زن خلقت به ازدواج حضرت علی در آمد چه کسانی کمک کردند تا مراسم مخارجش جور شود ؟
پیامبر ما ختم نبوت بود پس در هر چیزی باید سر آمد پیامبران قبلی بوده باشد پس چرا در این همه انتخاب باید اشتباه کرده باشد ؟
پیامبر داماد حضرت عمر و حضرت ابوبکر و همسر عایشه و تا زمانی که زنده بود ایشان را طلاق نداد و بر سر پای ایشان و در منزل ایشان فوت کرد و چرا قران سوره بر پاکی عایشه نازل فرمود؟

چرا پیامبر دو دخترش یکی پس از دیگری به عقد حضرت عثمان در آورد ؟

من شما را باین نمی خوانم از اهل سنت شویدیا حتی جوابی به سوالاتم بدهید  #لکم دینکم و لی دین # فقط می خواهم بگویم جواب ندادن ما از سر نا آگاهی نیست بلکه ما دوستدار تفرقه نیستیم و به ایرانی سر بلند فکر میکنیم
مگر انتخابتان را نکرده و از آن مطمئن نیستین ؟پس چرا دیگر به مقدسات و عزیزان ما بی احترامی می کنید ؟
حداقل اگر مثل هم نیستیم در عقیده؛ در هم وطنی مثل هم هستیم و در کعبه و در خدایی که صاحب آنست

پاسخ:

ولعیاذ به الله هیچ کس نمیتواند قران را تحریف کند اسم بردن با صراحت در قران شان امامان شیعه را کم نمیکنه  2 بعد چرا عمر و عثمان فقط ابوبکر  همراه رسول تو غار بود میدانید چرا :رسول میخواد از شهر خارج بشه تنها رفتن بهترین گزینه برای ندیدنش توسط دشمنان هستش پس نیازی نبود کسی را دنبال خود ببرد ابوبکر در راه با رسول اکرم همراه شد و پیامبر او را با خود برد تا دشمنان را از مسیر حرکت پیامبر اگاه نکند تنها راهی بود که جلوی دور زدن رسول اکرم را بگیرد و دشمنان را به رسول برساند ابوبکر میخواست در مدینه اولین کسی باشد که همراه رسول است و مورد استقبال اهل مدینه قرار گیرد   ازدواج ام کلثوم با ابوبکر دروغی محض است  زیرا سن حضرت فاطمه را حساب کن با سن حسنین و زینب تا سن ام کلثوم بدست اید بعد چند وقت بعد از وفات رسول حضرت فامه از دنیا رفت  بخاری اظهار دارد که عمر با اتش بدنبال علی به در خانه رفت ذهبی در کتابش میگه لگد او موجب سقط محسن و شهادت شد

فتوحات عمر و ایمان به دین تحریف شده مانند پتروس و روح القدوس است با مسیح که ادمی را پسر خدا کرد و خود را خدایی  معجزات قران بود نه زور شمشیر میدانی ایرانیان با شمشیر از پایدرنیامد

 ابوبکر با شوری چه کسانی انتخاب شد ؟ چرا ابوبکر نگذاشت که خلیفه  بعد او با شوری انتخاب نشود و عمر را انتخاب کرد بعد عمر چرا شرط پیروی برای علی گذاشت تا شورا بجای رای گیری پیش شرط گذاشت که طبق سنت دو شیخ عمل کند که مولا نپذیرفت عمر روز اخر وفات میگوید اگر عبیده جراح و خالد اگر بودن انها را خلیفه میکردند عثمان خلیفه شد چرا دوباره مردم علیه او بپا خواستند و حتی نگذاشتند در بقیه دفن شود و او را در قسمت یهودیان دفن کردن

ابوبکر به زور از امام حسن بیعت گرفت که خلیفه بعد خود نگمارد چرا یزید را گمارد تا امام حسین قیام کرد 

قصاص قاتلان عثمان بر عهده امیر مومنان بود که جانشین عثممان بر تخت خلافت بود یا معاویه که فرماندار شام بود حال در جنگ جمل که بقول اهل سنت میگویند که به اشتباه  سه سال جنگ در گرفت خون هزاران مسلمان بر عهده امام علی است یا معاویه

در سایت سرزمین افتاب بنده از هتک حرمت صحاح با نقل روایاتی دروغین از عایشه چقدر به پیامب توهین میکنند برو بخوان

 میگویند اهل سنت : صحابه ستاره های هدایتند  چرا عمر به ابوبکر میگفت خالد را محاکمه کن برای زنای که انجام داده اما نپذیرفت در جنگ جمل مومنان به علی اقتدا کنند یا به معاویه  حق با کدام طرف بود

وقتی که شوری سقیفه برگزار شد رسول اکرم دفن شده بود یا خیر چه کسانی حضور داشتند از چه کسانی سوال شد از کدام شهر ها نظر خواهی شد مگر رسول اکرم نگفته بود احترام میت به کفن و دفن اوست پس چرا قبل از وفات رسول اکرم او را رها و بسوی خضرجی ها شتافتند

 

امروز که صهیونیسم کمر به قتل مسلمین بسته امروز که همه با مطرح کردن مساله دنیوی شدن در انتظار غروب اسلامند چکنیم ؟آیا خود دستی برای این دشمنی شویم و نادانسته کار را برایشان آسان کنیم ؟یا در جهت وحدت حرکت و به همگان نشان دهیم اسلام چگونه ما را در اخوت و محبت نگه می دارد :
آیت الله العظمی وحید خراسانی در درس خارج فقه امروز خود، بی احترامی به خلفاء اهل سنت را مردود شمرد و از شاگردان خود خواست از این گونه اعمال خودداری کنند.

رهبر معظم انقلاب:«اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم می‌شود.»



پاسخ:
بامام سوکی و امام یضاوی  میگوید  :مهدویت از اصول دین است میفرماید هر کس بیعتی از امام زمانش بر گردنش نباشد بمیرد مرگی با جهالت داشته است  مانند کسی که بت پرست باشد بمیرد با مسلمان بی امام عصر برابر و هر دو جهالت از دنیا چشم بربسته است
من ایمان دارم شیعه و سنی واقعی و بسیجی در ایران هرگز نمی گذارند ایران ما ذره ای دچار ضعف و سستی شود و تا آخرین نفس برای وحدتی بزرگ تلاش خواهند کرد

کاش همه فرمانبر رهبر باشیم کاش همه بسیجی باشیم کاش .. کاش.. و ای کاش جلوتر از خط قرآن و رهبر حرکت نکنیم وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا » (ال عمران / 103) و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید.
بخدا دیدید طرز حرف زدن اولی و دومی مرا دیدید طرز حرف زدن چگونه میتواند تاثیر گذار باشد ؟
بیایید هموطنان سنی و شیعه باز اولویتمان حفظ ارزش های انقلاب و خون شهدا باشه
بیایید کشورمونو دژی محکم کنیم در برابر دشمنان داخلی و خارجی
بیایید با زبانی شیرین و پر عطوفت با هم صحبت کنیم نه با نا مهربانی و عصبانیت
جبهه جنگ زمانی دل پدرانمان را بهم نزدیک کرد اکنون در جبهه ای مهم تر
در عرصه جنگ نرم بیاییم ما نیز برای حفظ نتیجه کار و زحمت و ایثار آنان پیمان اخوت ببندیم


پاسخ:
سلام  لطفا جهت استفاده بیشتر برای بالابردن سطح اعطلاعات خودم اگر لطف کنید با بنده تماس بگیرید تا بحثی را داشته باشیم در جهت  افزایش معلوماتم افتخار خواهم کرد   09152974972   hamiid.shirani@yahoo.com
ثبّتک الله بالقول الثابت ان شاءالله…
اللهم صل علی محمد و آل محمد واهدنی لمااختلف فیه من الحق باذنک، انک تهدی من تشاء إلی صراط مستقیم…
چرا نظراتمو پاک کردی ؟ مگه دادن نظر آزاد نیست ؟
همه در خواب هر چیزی می بینن آیا خواب وسیله متقن است ؟اگر اینطور است هندو می بیند در خواب که دینش بهترین است مسیحی و یهودی هم همین طور آیا همه همزمان بر حقند ؟
اگر مولانا عمر و عثمان و ابوبکر و علی رضی الله تعالی عنهم و باقی اصحاب این همه مشکل داشتند چرا مولانا علی مشاوره بایشن می داد در زمان خلافتشان ؟آیا کسی به قاتلان دختر رسول الله مشاوره می دهد ؟

چرا پیامبر صلی الله علیه و سلم دو دختر خویش را به مولانا عثمان رضی الله عنه داد ؟

پیامبر ما اسوه هستش چرا باید روابط خانوادگی با کسانی برقرار کند که
همه مشکل اخلاقی دارند ؟چگونه میشود اسوه بودن پیامبر را با این همه خویشاوندی اشتباه بزعم شما تفسیر کرد ؟شاید بگویی خب حضرت لوط هم همسرش مشکل داشت اما حضرت لوط را خداوند اسوه ننامید بلکه پیامبرصلوات الله علیه و اله و سلم ما اسوه خطاب شد برای جهانیان پس از هر نظر ایشان باید برتر باشد حتی از سایر پیغمبران علیهم السلام

اگر مولانا عمر و عثمان فراری از جنگ و ترسو بودند چرا فتحهای بزرگ ممالک اسلامی در زمان هم ایشان صورت گرفت ؟و اگر ترسو بودند چگونه از حیدر کرار نترسیدند بلکه او را خانه نشین کردند بزعم شما ؟

در ضمن حب علی شاخص ایمان مومنانست در مذهب اهل سنت پس طوری وانمود نکن که اهل سنت از علی بن ابی طالب اسدالله کرم الله وجهه و اهل بیت بزرگوارش فاصله دارند

من تصور می کنم مطالبت فقط به جای تقریب مذاهب باعث تفرقه است
در حالی که ایران ما تا کنون بهترین جایگاه اتحاد و وحدت اسلامی بوده و ازین پس نیز با رهنمود های مقام معظم رهبری و اطاعت ازیشان آنچنان خواهد بود هیچکس نباید از خط اما و رهبری جدا شود یا در امری بر ایشان پیشی بگیرد
پاسخ:

سلام تا کنون  نظر هیچ کس را پاک نکرده ام لطفا  اگر بخوای گفتگوی داشته باشیم به سایت از خلافت وهابی تا ولایت شیعی تشریف بیاورید امکانات بالاتری از این وبلاگ دارد 

احتمالا میخوای بگوی خواب که رویای صادقانه و کابوس یا خواب های شیطانی فرقی با هم ندارند و غیر واقعی هستند پس خواب حضرت ابراهیم مانند خواب هندو هستش ؟

عمر خودش میگوید اگر علی نبود حلاک میشدم و ارزو داشت که حداقل یکی از امتیازات امام علی را داشته باشد

از اینکه میگی اهل سنت هستی و با وهابی فرق دارید احسنت کاش  همه نظر خوب شما رو داشتند و وهابیت را منکر میشدن مانند دوستان قبلی و اشنایان و قوم و مردمم

اما ازدواج عثمان با دختران رسول اکرم را به عقیده ما با سند از کتب خودتان اینگونه است:

مقدسی مورخ و نویسنده کتاب البدء و التاریخ می گوید: حضرت خدیجه هفت فرزند از پیامبر اکرم (ص) داشت، یک پسر بنام عبد مناف که در دوران قبل از بعثت متولد شد و دو پسر به نام های قاسم و عبدالله که در دوران اسلام متولد شدند و چهار دختر به نام های ام کلثوم، زینب، رقیه و فاطمه [س] (البدء و التاریخ: ج 5، ص 16 و ج 4، ص 139).

همچنین قسطلانی مورخ و نویسنده کتاب المواهب اللدنیه می گوید: قول ضعیفی می گوید که قبل از مبعث یک فرزند داشته به نام عبدمناف... [ولی] تمام فرزندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در زمان اسلام و بعد از مبعث متولد شده اند. (المواهب اللدنیه: ج 1، ص 196)

حال که معلوم شد تمام دختران پیامبر اکرم بعد از بعثت متولد شده اند، چگونه می توان این قصه تاریخی را قبول کرد که:

دو دختر پیامبر در زمان جاهلیت با دو پسر ابولهب ازدواج کردند و بعد از بعثت از آن دو جدا شدند؟!

مقدسی در همان کتاب البدء و التاریخ می گوید: بعد، پیامبر رقیه را به همسری عثمان بن عفان درآورد و او با عثمان در دو هجرت مسلمانان به حبشه رفت. (البدء و التاریخ: ج 5، ص 17)

چگونه می توان این داستان را قبول کرد در حالیکه هجرت اولی در سال پنجم بعد از بعثت انجام شد. چگونه است که رقیه قبل از بعثت با پسر ابولهب ازدواج کرد و از او جدا شد و با عثمان ازدواج کرد و با او به هجرت حبشه رفت، در حالیکه بعد از بعثت متولد شده بود؟!

این قرائن آن نظریه را تأیید می کند که آن رقیه که با عثمان ازدواج کرده غیر از رقیة دختر پیامبر است، او دختر خوانده پیامبر بوده و می دانید که عرب ها دختر خوانده را دختر می خواندند، همچنین درباره ام کلثوم، چون فرض آن است که آنها بعد از بعثت متولد شده اند.

اما راجع به جناب زینب: اگر گفته شود اوست که با عثمان ازدواج کرده: سید جعفر مرتضی عاملی می­گوید اصلا عثمان با او ازدواج نکرده است و اسم شوهر اول او ابوالعاص بن ربیع بوده است و تمام کسانی که در سیره درباره او نوشته­اند وفات او را در سال هشتم هجری نقل کرده اند در صورتی که ابوالعاص 4 سال بعد از او در سال دوازدهم فوت کرده است این در حالی است که کسانی که می­گویند وی با عثمان ازدواج کرده این ازدواج را بعد از وفات ابوالعاص نقل کرده­اند. (کتاب بنات النبی ام ربائبه ص28 سید جعفر مرتضی عاملی)

من وانمود نمیکنم که اهل سنت  حب نسبت به علی ندارند بلکه ادعا علنی میکنم من که خودم زاده یه خانواده حنفی هستم میگم چقدر عمر در دل اهل سنت جای دارد اما علی با معاویه تفاوتی ندارد اما بخدا عشق علی که الان به ان رسیده ام  نشان میدهد چنین حب که در روز شهادت امام حسین در شهر سنی نشین بلوچستان عروسی با ساز و اواز برپاست  جز دشمنی که بی اراده به خواست بی تصمیم در دل تزریق شده نیست

رهبر معظم مرجع تقلید بنده است و پرچم دار اسلام در جهان خوب است بزرگ من جناب اقای خامنه ای را الگو قرار دهیم تا چهره هم پیک شراب امریکا کسی که با نفوذ توانسته کلید دار کعبه مسلمین شود را همانگونه که هست ببینید و به حقانیت ولایت فقیه پی ببرید

سلام حمید آقا ، باعث افتخار شیعیان است که همچون شمایی در تبلیغ مذهب حقه شیعه آستین بالا زدیده ، من نه سال با اهل سنت در رابطه و دوستی بودم ، در تمامی مباحث و حول محور تمام شبهاتشان با آنها بحث کردم ، اما تجربه ای که از این نه سال آَنایی نصیب بنده شد ، این بود که حجابی از غفلت در مقابل دیدگان آنها قرار گرفته که نمیتوانند به حذف این حجاب اقدامی بکنند ، بسیار لج باز هستند و بعد از این که در مباحث جوابی برای پاسخ دادن ندارند ، بحث را بر هم زده و به توهین کردن و استحضاء کردن میپردازند ، همانند اهل سنتی که واسه شما نظر گذاشتند ، ببینید ، ببینید دوستان که منطق اهل سنت حول محور سرورشان عمر بر پایه خشم و غضب استوار است و منطق عمری اینگونه منطق است که میبینید ، حمید جان انشا الله با جدم رسول الله همنشین بشی...!!! من دوتا لینک میذارم واسه برادران اهل سنت اگر یکم عربی بلد باشن و شخصیت های اهل سنت عرب رو بشناسند دیگه جای سوال نمیمونه ، آیا علم شما بالاتر است یا علم آنها...!!!؟؟؟ عالم سنی در سوریه در رابطه با ولایت حضرت علی و قانون او در خلافت خود میگوید ، و سیاستمداران را لعنت میکند که به خاطر سیاست و ترس از شیعه شدن امت حقائق را پنهان میکنند ، منبعش سایت بسیار مفید آپارات هست...
http://www.aparat.com/v/PjXB7
و لینک دوم مربوط به پروفسور احمد محمود کریمه است: خطاب به خواهرم که چهارتا مساله پیش پا افتاده رو سوال کرده از حمید جان....::: مساله ازدواج عمر با ام الکثوم و ازدواج های دیگر که نسبت به دختران پیغمبر میدهید خنده دار است ، برو یکم مطالعه کن ببین ام الکلثوم که تو میگی کی بود ، ببین پیغمبر چندتا دختر داشت که از نطفه مبارک خودش باشه..!!!؟؟؟؟؟ برو مارو نخندون....... ، حالا لینک این پروفسور رو میذارم واسه این خواهر تا بگه ببینم سوادش از این بنده خدا هم بیشتره یا نه..!!!
لطفا لج بازی نکن به کلمات عربی و متن زیر نویس درست توجه کن که نگی اینا درست ترجمه نشده...!!! حمید جان یا علی مدد ،  خیلی دوست دارم داداش ، من بچه مشهدم اومدی اینطرفا بیا با هم میریم پابوس امام رضا ، خودم نوکرتم هستم.....!! و لینک:http://www.aparat.com/v/sNiZ0
پیامبر اسلام از حضرت خدیجه شش فرزند به نام های عبدالله، قاسم، ام کلثوم، رقیه، زینب و فاطمه(س) داشت و یک پسر هم از ماریه داشت. (بحار الانوار، ج22 ص151 ح2)
(بحار 22 ص151 ح2، ح3، ح25) ام کلثوم را پسر ابولهب به همسری گرفت. (بحار 22 ص152 ح4) پسر ابولهب، ام کلثوم را طلاق داد و پس از آن عثمان بن عفان او را به همسری گرفت. (بحار 22 ص166 ح25) رقیه را پسر دیگر ابولهب گرفت. (بحار 22 ص152 ح4) و پسر ابولهب رقیه را طلاق داد و عثمان بن عفان او را به همسری خود در آورد. (بحار 22 ص166 ح25)(اصول کافى، ج 1، عربى، ص 439، مولد النبى(ص) / منتهى‏الآمال، ج 1، ص 208، چاپ هجرت / الصحیح من سیرة‏النبى، ج 1، ص 123 / فروغ ابدیت، ج 1، ص 167، چاپ اول، 1351 شمسى)
در ضمن یه کلیپ تصویری که سند محسوب نمیشه کاش تو که منو بیسواد فرض می کنی و سوالاتمو الکی کمی باین مساله آگاهتر بودی در ضمن من ننوشتم تا حمید رو نصیحت کنم برگرده اتفاقا کسی که وهابی بوده همون بهتر صد سال سیاه سنی نشه وهابی ها افراطی ان و ما اهل سنت ایران خودمونو بری ازونا می دونیم منم می نویسم تا همه بدونن تفکرات وهابی تفکرات اهل سنت نیست
پاسخ:

من کسی رو بی سواد خطاب نکردم و نمیکنم چون خودم بی سواد هستم  و اگر هم سوتفاهمی برای شما پیش امده باز هم ببخشید من معذرت خواهی میکنم امیدوارم  بپذیرید و عفو کنید خوشحالم نظر میگذارید انشالله نتیجه گیری حاصل شود  الله خیر حافظین

احتمالا میخوای بگوی خواب که رویای صادقانه و کابوس یا خواب های شیطانی فرقی با هم ندارند و غیر واقعی هستند پس خواب حضرت ابراهیم مانند خواب هندو هستش ؟
اولا:ایشان نبی الله هستش وحی بر انبیا یک راهش از طریق خواب ایشان هستش ....دوما :چگونه تشخیص می دهی کدوم خوابت واقعی و کدومش غیر واقعی ست ؟شیطان که در بیداری حضرت آدم رو فریب داد ایا این کار بر او در خواب آنهم دربرابر ما که خاک پای پیامبران هم نیستیم  سختتر است ؟اصلا اگر بخوابیدنست که بگذاریم همه بخوابیم شاید هدایت شویم
دوم :وقتی به کتابی معتقد نیستی نمی توانی ادعاهایت را از آنجا ثابت کنی چرا ؟چون اگر به انچه در آن خواندی اعتقاد می داشتی نیازی برای برگشتت نبود اما این امکان هم هست که شاید این کتب اصلا بیشتر از حیطه توانایی درک بوده اند نمی خواهم نتیجه بگیرم فقط شیعه است که کتاب سنت و نهج مطالعاتی اهل سنت را بلد نیست بلکه اهل سنت نیز دربرابر کتب شیعه کم می آورداز طرفی چگونه میشود متمسک بکتاب هایی بود که طرف مقابل قبولشان ندارد من از کتاب اهل تشیع هم ثابت کردم و کنم مثلا مولانا عثمان ذی النورین است باز هم نمی پذیرید و بالعکس
پس منبع باید چیزی باشد که دو طرف قبولش دارند بارها دیدم چگونه شیعه و سنی بحث می کنند احادیث و روایات ضعیفشان را به رخ هم می کشند اسمشو میزارن بحث
یادش بخیر استادمون همیشه می گفت اب رو از سر چشمه بگیرین زلال و پاکه
من نهج زلال اهل سنت رو از قرآن کریم اخذ کردم
توحیدم : سوره توحید :قل هو الله احد
نبوتم سوره انبیا : محمد رسول الله
معادم : سوره القیامه : و هم بالاخره هم یوقنون
 از اولش هم گفتم برای بحث اینجا نیومدم فقط دیدم به اهل سنت نقد شده خواستم بگویم اهل سنت خود می دانند چه دارند و چه ندارند لکم دینکم و لی دین
 به مذهب خود برسید ما نیز به مذهب خود بجای این در جهت وحدت حرکت کنیم چه زیبا بود وبگاه ما اسمش سرزمین اسلام بود نه شیعه نه سنی نه بحث های بیهوده که فقط خداوند می تواند درباره اش داوری کند
اگر معتقدید عده ای حق خورده اند آنها رفته اند و نتیجه عملشان به آنان رسیده است حال نوبت ماست که با عمل صالح و باقیات صالحات نشان دهیم اسلام چه بما آموخته است که لیس للانسان الا ما سعی
جمعیت امت اسلامی در کشورهای اسلامی رو به فزونی بود حتی دامنه ان به اروپا امریکا و .. کشیده شده بود زنگ خطری بود برای آنان که دار علمو آویخته بودند تا ما را به طناب بی دانشی تمسخر کنند
من حرفای قشنگ نمیزنم از واقعیات می گم ازان فریبی که سر راهمون قرار دادن تا اول سعی کنن بی هویتمون کنن کانالای کاملا علمی و خیلی مهم ماهواره رو پولی کردن و قفل زدن و رقص و اواز و فرهنگ عریانی رو وارد خونه ها کردن
بعد کاریکاتور کشیدن دیدن نه با حادثه ای باز امت جمع میشه و پس این امت هنوز نفس می کشه افراطی گری و تفرقه رو وبال گردنمون کردن همیشه بخود می گیم شیعه خوبی باشم سنی خوبی باشم کم نیارم اگه فلانی فلانو گفت چرا نمی گیم جمال الدین اسد آبادی خوبی باشم ؟ مبلغی باشم برای اسلام در دل کفر چرا نباید مودت اسلامی که زیباترین پیام دینم هستش رو نشون بدم قرآن ما با بسم الله الرحمن الرحیم شروع میشه اولین صفات خداوند که در قران ذکر میشه رحمانیت و رحیمیته
کجا ما مبلغان اسلامیم زمانی که خودمون در میانمون محبتی نباشه ؟
من همیشه به دوستانم از شیعه و سنی می گم میگم اگه نمی تونیم برای اسلام کاری کنیم و عامل هدایت باشیم حداقل با کارامون اونایی رو که نور قران بهشون رسیده رو پشیمون نکنیم
در ضمن منظور من ازین که منو بیسواد خطاب کرد شما نبودی بلکه آقایی بود که کامنتمو جواب داد و بله حالا دارم کامنت قبلیمو می بینم ولی قبلا نبود حالا چطوری من نمی دونم فکر کنم بقدر کافی گفتم و نوشتم از الله متعال برای همه ملت ایران سربلندی ارزو دارم

پاسخ:
من متوجه نشدم بی سواد خطاب کنه اما اگر کرده باشه اشتباه محض بوده است  خواب بعنوان اه درست بر من حجت نبود چرا که قبل از خواب من مفصل تحقیق کرده بودم در ارتباط با شیعه وو اهل سنت اما با اینکه میدانستم شیعه بر حق است اما باز هم جرات نمیکردم و از خدا خواسته بودم برایم هدایتی را نمایش دهد و از استخاره ترس داشتم من در اون جلسه بخاطر شما خیلی مراعات کردم و از مصاحبه های که در محل های دیگه داشته ام  در حضور شما غیر ان بود و سعی کردم تا حد مقدور مراعات کنم اما خیلی خوشحالم اینقدر پیگیر هستید و بهتون افتخار میکنم این رو الکی نمیگم و از ته قلبم این جمله رو برای شما ارزو میکنم انشالله از ولای ال محمد و محب ال علی المرتضی قرار بگیرید و شمارا از متمسکین بداند بخدا سوگند من هم مانند شما عاشق مذهبم بوده ام و بارها مانند شما از دیدگاهم دفاع کرده ام همان قدر که برای یک شیعه کلمه حسین افتخار بوده بیشتر از ان برای من عمر افتخار بود اما بی هیچ تعصب و عرقی بیطرف به تاریخ نگاه کردم به واقعه کربلا و به وفات مادرحسنین و وفات حضرت رسول و چگونگی جانشینی او پی بردم عشق به عقیده ارث رسیده از پدر و مادر سپری شده که از ان بعنوان هویت دفاع میکنیم ناخواسته به برحق بودنش ایمان پیداکرده ایم و حقیقت های نادیده و نیمرخ های دیگری هم برای دیدن وجود دارد تماس بگیرید خوشحال میشم  09152974972
۱۰ آبان ۹۲ ، ۲۰:۰۴ قنبر برزگر
سلام
امیدوارم حالتان خوب باشد
استفاده کردیم از وبلاگتان
خیلی علاقه مند هستم با هم در ارتباط باشیم
یا علی
پاسخ:
متشکر انشاالله
سلام مجدد حمید جان ، خطاب به خواهر گرامی اهل سنتم ...:: همونطور که حمید جان گفتن من شمارو بی سواد فرض نکردم ، ولی از این متعجبم چرا کلیپ رو هم انکار میکنید و فقط میخواید از کتب تاریخی بهره ببرید ، خدا شاهده در تمام کتب شما حول محور تمام مساءلی که جزو شبهه های شما هست بر علیه خودتون سند صحیح موجود است ، سال به سال داره در چاپ های بعدی تاریخی اهل سنت دست برده میشه و روایات حذف میشه..... به نظر شما هدفشون چیه؟؟؟؟ آیا پنهان کردن حقائق و روشن نگه داشتن آتش فتنه و تفرقه انگیزی نیست ، آیا توهین به تمام مفصران بزرگ خودتان نیست؟؟؟؟ چرا از یه کنار نمیرید کتابای چاپ قدیمتون رو باز کنید و به آدرسهایی که ما شیعیان یرای رفع شبه و روشن شدن حقیقت به شما حول مسائل مربوط دادیم یه سری نمیزنید؟؟؟ چرا من که کلیپ دوتا از عالمان بزرگ اهل سنت یکی در سوریه و دیگری در مصر رو گذاشتم که به حقانیت و مظلومیت حضرت علی (ع) اذعان دارن قبول نمیکنید...!!!؟؟؟؟ چرا میگویید سند محصوب نمیشه؟؟؟؟ به اون واضحی دارن اعتراف میکنند ،  آیا آنها بیخودی ملا شدن یا دکترا گرفتن؟؟؟ یه فیلتر ملا شدنشون که حفظ کردن و مطالعه تمام کتب تاریخیشونه ، پس من اگر گفتم سوادتان رو با اونا مقایسه کنید قصدم اصلا و ابدا توهین به شخص شما نبوده ، بلکه گفتم تا سطح علمیتون رو در این مسائل با دو نفر و که یکی خطیب نماز جمعه هست و دیگری دکترا دارد و در دانشگاه تدریس میکند!! آیا هرکی شیعه شد و حرف از حقانیت اعتقادات شیعه زد مشرک هست یا گمراه شده؟؟؟؟ از جمله جناب محمد تیجانی تونسی که جناب مولوی خیرشاهی...  به اصطلاح اهل سنت مدافع مذهب.... آنرا مرتد خوانده و گمراه دانسته و دکتر عصام العماد و شیخ حسن شحاته که به شهادت رسید به دست سلفی های تندرو و.....؟؟؟ چرا واقعا مثل حمید جان خودتون رو رها از هر مذهب یا هر عقیده نمیدونید و بین خودتون و خدا رو اصلاح نمیکنید..!!! حرفتون در رابطه با فیلم ها رو که میگید سند محسوب نمیشه به هیچ عنوان قبول نمیکنم ، چون به خلوص نیتتون در جستجوی حقیقت شک میکنم ، آیا روایات ، احادیث ، سخنرانی ها ، و تجربیات مستبصرین به مذهب حقه شیعه دست به دست هم نمیدن که شبهات شما رو از بین ببرند؟؟؟!! حاشا و کلا...
خواهرم انشا الله خدا نور هدایت رو در قلب شما روشن کنه و مضلومیت امامان معصوم و شیعیانش رو به شما هویدا کند ، با آرزوی توفیق.....

حمید جان تشکر میکنم ، لحن بسیار شیوا و انسان دوستانه ای داری داداش...!! یه شیعه نمونه هستی واسه همه ی ما.....
پاسخ:
سلام متشکر و لطف دارید .من با حضور خواهرمون در جمع نحوه ایراد بیانم رو در این دانشگاه کاملا تعغیر دادم که به نتیجه ای با دوستان اهل سنت برسیم لذا ممکن است در  کیفیت دید و شنید به مجلس تعقیر داده باشد
 لذا برایتان سی دی از برنامه در دانشگاه دیگری را برای برادر بزرگوار ارسال خواهم کرد
ما را از دعای خیرتان هر وقت که دست شما بسوی خواست از پروردگار بلند است دریغ نکنید
سلام
ممنونم ببینید انکار کلیپ یعنی انکار روشی در شناخت دین که از نظر دینی برای هیچکس از علما هم ملاک محسوب نمیشود شما تمام فیلم های دنیا را جمع کن ارزش حدیثی از رسول الله و یا روایتی از مولانا علی کرم الله وجهه را ندارد حتی اگر حدیث یا روایت منبعش ضعیف باشد خود علما از آن می گویند و هرگز به هیچ کلیپی استناد نمی کنند هر چیزی روشی دارد روش شناخت دین نیز روش بازگشت به احادیث روایات بجا مانده و بررسی سند آنها و از آن مهمتر روش اثبات و نقض آنها بر اساس قرآن کریم است
در ضمن کتب شیعه و سنی هر دو در حال تغییر است و باید هم همچنین باشد احادیث قرآن نیستند که مصون از تغییر باشند علمای اسلامی از هر دو سو به بررسی آنها پرداخته و سپس با توجه به موضوع منکر یا صحیح بودن آن و مقایسه آن با احکام قرآن کریم بخش احادیث صحیح را از احادیث ضعیف جدا می کنند مثلا حدیثی که در سلسله راویانش یک فرد غیر قابل اطمینان هست رو نمیشه در دسته احادیثی که از هر نظر قابل اعتمادند مقایسه کرد
درباره مظلومیت و حقانیت مولانا علی هیچ شکی نیست هیچ اهل سنتی هرگز ایشان را با نگاه جسارت نه تنها ننگریسته اند بلکه حیدر کرار حبش را نشانه مومن بودن و نبودن مردمان می دانند قاتلش را شقی الاشقیا می دانیم و اصلا چگونه میشود شیر مرد خیبر را نعوذ بالله نادیده گرفت یا از ارزش های والایش سخن نراند
مظلومیت سلسله سادات رضی الله عنهم اجمعین را همه قبول داریم اما به روایتی اندکی مختلف
و اما در بیان اقای شیرانی امشب که باز نگاهی داشتم چیز عجیبی دیدم
و اونم این که از جشن های داخل محرم گفته اند ایشان اگر از اهل سنت بوده اند باید بهتر بدانند اول روز محرم شهادت مولانا عمر رضی الله عنه است پس اگر هدف اهل سنت از برگزاری مراسم مثلا عروسی در این ایام توهین یا عدم علاقه به مولانا حسین ریحانه النبی رضی الله عنه نبوده و نیست بلکه اصولا در مذهب ما ولادت و شهادت ها خجسته و بزرگداشت گرفته نمیشوند اگر این طور بود در محرم اولین روز مولانا عمر هم شهادتشان بود پس مراسم نا خوداگاه آن را نیز در بر می گرفت پس خدای نخواسته هیچ وقت اهل سنت قصد اسائه ادب به ساحت سلسله سادات را نداشته اند هر چند من همیشه می گویم همه باید رعایت حال هموطنانمون از مذاهب و با افکار دیگه رو بکنیم براستی برای مولایم حسین می گویم نه برای خوشحالی شما چون نیت باید از ریا بدور باشد که چگونه فکری می تواند ادعای حیات کند و در حالی که به ریاحین بهشت پشت کرده است
من باز هم می گویم اگر اینجا سر زدم هدفم فقط اینه که در این نقطه تلاقی حواسمون جمع باشه در جبهه اسلام باشیم تا دشمنای اسلام با متفرق کردنمون انقدر ذلیلمون نبینن که از پیامرمون صلی الله علیه و اله و سلم کاریکاتور بکشن و قرآن مقدسمونو به آتیش بکشن این اسلامه که باید عزت پیدا کنه نه من و توی نوعی پس هدفمون باید تقویت اسلام باشه و این ممکن نیست مگر با الفت و محبت و ایثار گذشتگانمون رفتن با همه زحماتایی که کشیدن از صحابه گرامی تا  مولانا حسین و حسن شهید شدن و خیلی خونهای مقدس ریخت تا اسلام بدستمون برسه حالا نوبت ماس که بجای تعصب و جدایی از هم به دنیا درسی رو که از اسلام اموختیم بدیم باور کنین تموم دنیا متوجه همن دنیامون کوچیک شده و این بهترین فرصت برای نشر اسلام هستش من بنوبه خودم بعنوان یه ایرانی اهل سنت همیشه در این راه حرکت می کنم و امیدوارم روزی که در پیشگاه باری تعالی حاضر میشیم ازین کار خودم نتیجه مطلوبو بگیرم
الله متعال حافظ مسلمونای جهان باشه
والسلام علیکم
پاسخ:
سلام خواهرم بخدا سوگند خیلی خوشحال شدم که میگین وهابی نیستید چون همه مانند شما نیستند که راهشان را با انها جدا کنند من انتظارم از همه اهل سنت همین است که  وهابی نیستند پس نباید به جنایات انها بیتفاوت باشند این خائن ها در پوشش اهل سنت هر کاری را که انجام میدهند قصد بدنام کردن تر و خشک را دارند کاش علمای اریعه اهل سنت هم اعلان برائت از گرایش به وهابیون را اعلام کنند. و چرا دوستان دیگر اهل سنت از شعار مرگ بر وهابی توسط من که در سخنرانی  در موسسه .....  داشته ام جناح گرفته و ناراحت شده اند و به خود گرفته اند
من خودم زاده خانواده ای از فرقه احناف هستم و از سال 86 با سلفیت اشنا شده ام و از ان به بعد دیگر حنفی نبود ه ام اما هیچگاه جناح علیه حنفیون نگرفته ام چون کاملا با نظرات ابن تیمیه و ابن عبدالوهاب لعنت الله علیه  مبنی بر تکفیر و کشتار شیعیان مخالف است اما باز با کشتان روافض موافق  (که همه اهل سنت روافض را شیعیه خطاب میکنند )  است .ولی چون علمای این فرقه ها اسلحه بدست در کشور ما شیعه نمیکشند لذا با دست و اغوشی باز انها را زیر سایه وحدت ولایت فقیه میپذیریم

ولی روز اول محرم شهادت عمر که به تازگی با جهت مقابله با عاشورا با ارسال پیامک اطلاع رسانی ان اغاز شد خوب است اما سوال  چرا برای شهادت اولاد مولا علی نوه رسول اکرم ص پیام تسلیت شهادتش را  به همدیگر نمیفرستید
 بخدا سوگند که تا چند سال پیش عروسی در محرم حرام خوانده میشد خصوصا روز عاشورا و تاسوعا نذری میداده روزه میگرفتن تعدادی گریه بر حسین را قبول داشتند ولی با عنوان اینکه جدیدا سلفیان موفق به تعقیر این اداب اسلامی شدن و اظهار دارند اگر حسین بداند شما بعد از هزار سال باز هم گریه میکنید روحش ناراحت میشود و شرک است اینگونه عمل میکنند که با ناراحتی شما حسین هم ناراحت میشود پس شادی  کنید.
عروسی و ساز و اواز برپاست من فیلم گرفته و انها را برای سند همراه خود دارم ...چند روز پیش فردی از دوستان که خود را روشنفکر و مدرن میداند اظهار دارد که اگر در عزا داری حسینی شرکت نکنید و نظاره گر هم باشید دچار شرک شده اید و به کسانی که با ما در ارتباط بوده اند عنوان کرده که غذای حسینیه ها و غذای نذری شیعیان حرام است و باید دور ریخته شود ایا این اسلام است که غذای که مثلا در شام غریبان با صلوات هم زده میشود و به یاد حسین پیامبر نوه مکرم ایشان داده میشود در زباله ریخته شود اصراف نیست
از غذای شرکت های شیعیان کارخانه جات شیعیان یا هر موادی که بدست شیعیان ساخته میشود از میوه تا خشکبار و ارد و همه مصرفی روزانه مان بدست شیعیان است میتوانیم استفاده کنیم اما غذای که با شام غریبان حسین پخش میشود فرق دارد 
بنظر خودت این غذا حرام است و ثواب دارد ان را در سطل زباله ریخت ؟
 غذای رستورانی که در شهر شیعیان و بدست شیعیان ساخته میشود حرام نیست و شام حسینیه اما حسین ع حرام میشود

با سلام و عرض ادب و احترام
روز اول محرم شهادت عمر که به تازگی با جهت مقابله با عاشورا با ارسال پیامک اطلاع رسانی ان اغاز شد خوب است اما سوال  چرا برای شهادت اولاد مولا علی نوه رسول اکرم ص پیام تسلیت شهادتش را  به همدیگر نمیفرستید

تا جاییکه من میدانم و مطمئنم در نهج اهل سنت ولادت و بزرگداشت گرامی داشته نمیشود بلکه شاخص این گرامیداشت در پیروی از سیره اولیای گرامی اسلام است و تا بحال نشنیده ام حداقل در بین مردمان خودم کسی چنین کاری کند و اگر گروهی کوچک باشتباه چنین کنند چه ربطی به عقیده اهل سنت دارد در عقیده اهل سنت روزه عاشورا مهم است بخاطر سپاسگذاری از خداوند بخاطر گذشتن حضرت موسی علیه السلام از دریا و شکست فرعونیان و این ربطی به مراسم شهادت شما ندارد که فرض بگذارید هدف مقابله است و همانطور که از قبل گفتم افراط و تفریط پیروان نشانه نهج یک مذهب یا دین نیست ؟

از نظر اهل سنت و جماعت تنها نوع غذای حرام همانیست که مصداق حرام بودن در قرآن کریم است پس صحبت دیگران ملاک حرام شدن و حلالیت نیست بله ریختن هر غذا که با نام الله گوشتش ذبح شده و از محرمات نباشد کاملا حلال و ریختن آن گناهی بزرگ است من خودم از غذای نذری و شربت های نذری این ایام بعضی همسایگان استفاده کردم
و از کسی هم ندیدم دور بریزند

بهر حال در هر جامعه انواع افراد دیده می شوند با کم کردن خیلی حساسیت ها میتوان زمینه محبتی افزون را بدست اورد یادمه سالها پیش کت قرمز رنگی داشتم و عاشورا در فصل زمستان بود من بی هیچ انگیزه خوب و بد در حالی که سن چندانی نداشتم ان را پوشیدم و زن همسایه از اهل تشیع گفت ببین این یزیدی ها رو!
روزی به دلیلی پیشش رفتم و گفتم من از رسومات شما نمی دونم اون روز جوابتونو ندادم چون می دونستم عزاداری و اینجا تو شهر ما غریبی ولی امروز هم نیومدم عصبانی بشم بلکه اومدم بگم دلیل پوشیدن لباس قرمز من هرگز بخاطر مقابله با مذهب تو نبوده و حتی نمی دانستم در مذهب تو این لباس در این روز درست نیست و گر نه هرگز چنین کاری نمی کردم
ازون به بعد اون خانوم با مادرم هم دوست شد و ازون ماجرا خیلی کم بیاد داره
نه که سر دردتون دهم می خوام بگم بجای جهت گیری در مقابل هم میشود به نیت هم نگاه کرد بقول سهراب چشمها را باید شست جور دیگر باید دید
جایی گفتین اونا فکر می کنن برای این که روح حسین بن علی ناراحت نشود گاهی شادمانی می کنند ببینید نیت آنها و شما اینجا یکیست هر دو شادمانی حضرت  می خواهید فقط روشتان فرق می کند
هیچ آیینی و ترتیبی مجوی
هر چه می خواهد دل تنگت بگوی

پس راه وحدت باز هم نزدیکتر است ...


پاسخ:
احسنت خواهر خوبم دیدگاه خیلی روشنی دارید و بخاطر حقجوی که دارید موفق خواهید شد . دوستان من هم مانند این بزرگوار در مقابل حقانیت اهل سنت جبهه ای داشتم و با دوستان شیعه سر  مناظره و گفتگو اما به وحدانیت خدا شیعه را بی طرف و عرق به سنی را کنار گذاشتم از اول اسلام اغاز و بعد با ترسیم اسلامی در قرن اول شیعه را انتخاب کردم  جمله ای را همیشه بر لب دارد و ان این است
شیعه ان چیزی نبود که میگفتند و من میپنداشتم بلکه الان میدانم شیعه چیز دیگری بود حقیقت ناب محمد و نزدیک ترین به سنت رسول خدا 
میدانی ما سنگ چه کسانی را به  سینه میزنیم 1 رسول خدا و دخترش با هسر مبارک فاطمه و داماد رسول اکرم نو.ه های رسول خدا و نوه امام علی و نوه امام حسین و نوه امام سجاد و..... اینها خ5انواد ه و ال محمد هستند چرا از امام سجاد یک حدیث ند ارید...
خواهرم وحدت و یک دلی خوب است و همه باید به این اصل چنگ بزنیم تا در طوفان اختلافاتی که وهابی های تکفیری به وجود آورده اند از هم جدا نشیم و زیر پرچم اسلام ، و فقط برای زنده نگه داشتن اسلام تلاش کنیم..!!! اما خواهرم ما از بحثمون دور شدیم ، و داریم چیزی رو میگیم که همه بهش ایمان داریم و اون وحدت هست ، اما وقتی جای بحث دوستانه درباره اثبات حقانیت شیعه بازه ، و مدارک دال بر این مساله در کتب خودتون فراوان ، چرا نیایم بین یک مسیر درست و درست تر ، اون درست تر رو انتخاب کنیم...!!؟؟؟ من قصدم توهین به خلفاء راشدین نیست اما قلبآ بر این اعتقادم که سردم داران اهل سنت و سیاستمداران آنها دارن با عقیده ی پاک اهل سنت بازی میکنند و اسلام را به وجهه ای دیگر به جهانیان نمایان میکنند...!!! آیا ابن التیمیه اهل سنت را کافر خطاب نمیکند؟؟ آیا بر این اعتقاد نیستن که هر کس غیر از مسیری که محمد بن عبدالوهاب و ابن التیمیه تئوریسین و  اجرا کننده مذهب دروغ و پوچ وهابیت رو انتخاب کنه مرتد و کافر است؟؟؟ آدرسش: کتاب مجموعه الفتاوی متعلق به ابن التیمیه جلد 4 صفحه 106 هست..!! پس چرا بزرگان اهل سنت  اون رو شیخ الاسلام مینامند؟؟ شما میگی تمام فیلم هارو هم که جمع کنم اندازه یه حدیث از پیامبر اکرم یا یه روایت از حضرت علی (ع) ارزش نداره ، ولی اینو قبول ندارم...!!! چون الان تا جایی که من میدونم کتب شیعه تغییری درش حاصل نشده ، اما کتب اهل سنت دقیقا در همان روایات و احادیثی که در رابطه با ائمه اطهار و امامان معصوم و حضرت علی و حقانیتش ثبت شده دست برده میشه و تحریف میشه ، سال به سال داره از روایات و از احادیث کم میشه ، به قول شما محققان یا مفسران بر مبنای قرآن میان اونارو تصحیح یا حذف میکنند ، اونم بر مبنای سابقه ی شخصی که اون رو بیان کرده..!!!! اما چرا فقط احادیث و روایاتی که در مدح حضرت علی و اهل بیت اومده داره کم کم حذف میشه..؟؟ واسه اثباتش ازت خواهش میکنم به آدرسهایی که ما در منابع و کتب دادیم حول محور غدیر ، حدیث قرطاس ، حدیث کساء و اعتراف عمر بر برتری حضرت علی نسبت به خودش ، و اعترافات ابوبکر پس از حمله به خانه فاطمه زهرا (س)و صدها حدیث و روایت دیگر از پیامبر که حقانیت شیعه رو ثابت میکنه در کتاب های چاپ قدیم که نزد خودت هست یه نگاه بنداز...!! و بعد از یه جایی کتب چاپ جدید عربستان و مصر رو تهیه کن مثلا چاپ سال جاری رو از هرجا که صلاح میدونی...!!! بعد ببین آیا واقعا در تمام حدیث ها و روایات اصلاح انجام میشه یا فقط همونایی که در وصف اهل بیت پیغمبر و حضرت علی اومده...؟؟؟ وهابیت داره با کینه توزی و تغییر عقیده از طریق علمای خودتون اعتقادات و احترامات شمارو نسبت به اهل بیت آن کشتیان نجات و آن خانواده ی مظلوم کم میکنند و به مرور از بین میبرند..!! همین جماعت تبیلیغ که مولوی الیاس آنرا بنیان نهاد و اولین اصل آنرا اخلاص قرار داد و تاکید بر دوری از سیاست کرده و فقط توصیه به تبلیغ دین مبین اسلام و نشان دادن چهره ی نورانی اسلام کرد ، اما الان به دست بعضی انسان های گمراه افتاده که به اسم ملا و امیر جماعت جوانان را برای تبلیغ برده و روی افکار و عقائد پاک کسانی که به قصد قربت پای در این مسیر گذاشتن کار میکنند ، سیاست را دخیل کرده و کینه شیعه را در دل آنها فروزان و کشتن شیعه را ثواب جلوه میدهند..!! خواهرم اینایی که میگم احتمال و یا دروغ نیست بخدا یکی از دوستان خودم از برای تبلیغ به جماعت رفته رفت سیستان بلوچستان الان چندین ماهه ازش خبری نیست ، فقط تونستیم اطلاع پیدا کنیم که تعدادی از جوانان رو با همین دوست من بردن چابهار و از اونجا به صورت قاچاقی بردن پاکستان ، الان کسانی هستن که دارن از اعتبار و محبوبیت این اجتماع بزرگ سوء استفاده میکنند و اسلام عزیز رو به چهره ای که مد نظر وهابیت کثیف هست به خورد جوانان پاک عقیده میدن بخدا الان اشک از چشام جاریه چون دلم خیلی برای این دوسته اهل سنتم تنگه ، خیلی نگرانشم....!!! چطور میتونن این کارو با جوانان خود انجام بدن و تربیت آنها رو به دست کسانی بسپارن که هیچ سابقه و سواد علمی و تحصیلی ندارند و جیره خوار وهابیت هستن..؟؟؟ نقد های زیادی بر جماعت وارده که تعدادیش رو حمید عزیز ذکر کردن ، خواهرم اینو بگم که جماعت در کل یک اجتماع و جنبش عظیم و دوست داشتنیه ، اما ثابت شده که به دست انسان های خوبی نیوفتاده ، به سایت های افغان یه سری بزن ببین الان عوامل انتحاری و تروریستی که دستگیر میکنند مال چه گروه و جنبشی هستن ، اهل جماعت تبلیغی کراچی با اسلام آباد یا جاهای دیگر ، همه از جماعت نشعت گرفته اند ، آنها وجه ی جماعت رو خراب کرده و به اصول آن پایبند نیستن ، خدا مولوی الیاس را قرین رحمت خویش سازد..!!
از جماعت پندها اموختم          کوله باری تجربه اندوختم
می شناسم مرشد میواتیان      انقلاب نرم او را در جهان
می شناسم مولوی الیاس را     رهبر این جمع پر احساس را
می شناسم یوسف کاندهلوی     در زمان او بشد دعوت قوی
او برفت جی بشد برجای او        صوت  دعوت منتشر از نای او
در جماعت سومین انعام بود      شهرتش در عالم اسلام بود
می شناسم مولوی جمشید را    ایده اش در محور توحید را
شش صفت را در فضایل خوانده ام       در بیان و در میانی مانده ام
قصه تشکیل پر معنایشان          شب گزاری مرکز وماوایشان
قصه تعلیم وگشت و ذکرشان         شیوه های دعوت بس بکرشان
   می شناسم ایده اکرامشان       خرج دعوت می دهند از مالشان
خورده ام از سفره و از جامشان       مشورت سر لوحه اعمالشان
بر تهجد پایبندی می کنند        در مساجد وعظ وپندی می کنند
در جماعت با نصابی میروند         تشنگان دنبال ابی میروند
ابشان را معرفت نامیده اند         تشنگی را موهبت فهمیده اند
هر گروهی با امیری میرود          با رخی در یک مسیری میرود
در پی تعلیم حکم مذهبند       در میان مردمان روز وشبند
با بلد از جمع بومی میروند      هم عمومی هم خصوصی میروند
پشت هم در یک صف واحد روند      یک نفر داعی همه ذاکر شوند
کوچه ها را یک به یک سر میزنند     خانه ها را یک به یک در میزنند
مقصد دیدارشان دعوت بود             کار دعوت برترین سنت بود
الامان از فتنه افراطیان                 الامان از رخنه تریاکیان
الامان از فتنه جبری شدن                آسمان کینه ها ابری شدن
الامان از جاهلان در جمعشان          مغرضان وهجرت بی نفعشان
الامان از یک شبه ملا شدن                  الامان از طالب دنیا شدن
الامان از دشمنی با شیعیان            الامان از منکر صاحب زمان
الامان از موضع وحدت شکن          مسلمین در بین هم دشمن شدن
در جماعت یک صفت اکرام هست        افتخار خدمت و انعام هست
دشمنی با شیعیان اکرام نیست      همدلی با امت اسلام نیست
گر جماعت رهرو راه نبی است         باب علم حضرتش مولا علیست
علم و سنت همره صادق بود        او امام مردم لایق بود
شیعیان از امت پیغمبرند           آل او بر سنتش اگه ترند
گر جماعت از نماز گوید مدام     در تشهد اهل بیت واجب سلام
گر جماعت در پی الیاس هست    صحبت وتاکید او اخلاص هست
گر اطاعت از امیران واجب است     حکم رهبر را چرا نا طالب است
گر جماعت نهی از منکر کند       نهی کین از شیعه کوثر کند

پاسخ:
واقعا عالی بود من که یادگرفتم و استفاده کردم از مطلب بسیار زیبایتان انشالله خدا بهتون توفیق روز افزون عطا کند

اسم دوستم محمد هست ، براش دعا کنین لطفا... ، خواهش میکنم..!!!!

خواهرم با آرزوی اینکه روزی خدا شمارو با نظر خاص خودش نگاه کنه و انشا الله که یه روز به حقیقت پی خواهید برد.....
حمید جان با تشکر از مطالب مفیدی که گذاشتی ، برام دعا کن رفیق و همچنین دوستم.....
با تشکر
امروز توی فیس بوک چرخ میزدم که یک پیام رو دیدم که باید همه جا بزارم
اول هم برای شعیه ها بزارم که فک کنم خوشتون بیااد هنوز فیلتر نشده است و راحت میشه باز کرد خیلی هم سبک هست امیدوارم خوشتون بیااد فقط نظر یادتون نره عزیزان



login facebook
سلام.ماجرای شما را خوتدم مخصوصاخواب شما که در سربازی دید و نماز بطریق شیعه بجا آودیدباور بفرمایید هق هق گریه امان نداد. مرحبا.خدا خیرتان دهد.قبلا ماجرای شما را در وبلاگ سلمان حدادی خونده بودم و برای شما اس مس فرستادم اگه خواستی بیشر با هم آشنا بشیم پروفایلم فعال هست میتونید ببینید.دوست داشتم شما را از نزدیک ملاقات کنم. رهنمایی بفرمایید..در پناه حق. التماس دعا.تلفن بنده.09124178297
سلام من هم 3 سال هست شیعه شدم حسی که شما موقع دعاها داشتید من هم بهش رسیدم خوابی هم دیدم که عرض میکنم من شیعه رو ÷ذیرفته بودم ولی باز از خدا علتی غیبی میخواستم تا یقین حتمی پیدا کنم چون واقعا تغییر مذهب سخت هست:تا این که شبی در خواب دیدم که تویه بازار هستم ومشغول خرید وسایل زینتی هستم یه چیزی برداشتم که روش نوشته شده بو __یا عمربن الخطاب __داشتم میخریدمش که فروشنه گفت دیگه شما با این کاری ندارید وچیز دیگه ای بهم داد که روش اسم 5 تن آ ل عبا نوشته شده بود وقتی اون رو گرفتم بلافاصله دیدم که احرام بستم ودارم به حج میرم _حمید جام من شافعی مذهب بودم دعا کن که شیعه واقعی باشیم چون سختی های شما و حتی این نیش وکنایه هایی که به شمازده میشه رومن سخت میتونم قبول کنم برام زیاد دعا بفرمایید یا زهرا یا مهدی
با آرزوی توفیق برای شما ، انشا الله که همه ی ما از شیعه های واقعی باشیم.......!!!!
پاسخ:
قطقعا هستید و کسی که ذره ای از محبت علی را داشته باشد هرگز عذاب جهنم را نخواهد دید
سلام
خیلی خیلی خوشحال شدم که برادر ما شدی،ما افتخار میکنیم که شیعه ی علی ابن ابیطالب(ع) هستیم و همچین امامی داریم که دنیا به روش ندیده...
خوشحال شدم از اینکه عاقبت بخیر شدی و راه سعادت رو پیش گرفتی،انشاالله در پناه حق باشی در پناه امام زمان باشی در پناه مولای متقیان باشی در پناه مادرمان صدیقه ی طاهره(س) باشی...
انشاالله جمیعا عاقبت بخیر بشیم و از شیعیان واقعی باشیم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.
التماس دعا
۰۴ آذر ۹۲ ، ۰۰:۰۹ سایت فرهنگی مذهبی نوید 313
این فیلم رو هم ببینید- مولوی وهابی که شیعه شد!
http://www.youp.ir/downf-138454681721-mp4.html
التماس دعا
۰۵ آذر ۹۲ ، ۱۸:۲۴ جلال رضایی
هرکه در این بزم مقرب تر است،
جام بلا بیشترش میدهند...

مؤفق باشید.
سلام حمید جان . ورودت به مذهب برحق شیعه رو تبریک میگم . من خیلی دوست دارم با آدمهایی امثا شما که قبلا دین و مذهبشون چیز دیگه ای شده ولی الان شیعه ی واقعی شدن در ارتباط باشم . اگه ممکنه به وبلاگم بیا و نظری بذار تا بدونم تمایل داری با هم در ارتباط باشیم . در ضمن من از سایت آقای سلمان حدادی با سایت شما آشنا شدم . اگه هم ایمیل بدی که خیلی خوب میشه
یا علی مدد
منتظرتم حمید جان
پاسخ:
حتما برادر
۰۸ آذر ۹۲ ، ۲۲:۵۹ سیدمحمدجواد از ساری
برادر عزیزم از اینکه دست پر مهر ولایت مولایمان علی (ع) و اولاد طاهرینش از میان میلیونها نفر شما را برای هدایت برگزیده است صمیمانه به شما تبریک می گویم و امیدوارم بنده را از دعایتان بی نصیب نسازید. اما خطاب به برادران و خواهران اهل سنت عرض نمایم اگر ما انبوهی از کتب که با استفاده از منابع مورد تایید علمای خودتان حقانیت شیعه را ثابت می کند کنار بگذاریم. موارد بسیار زیادی از کرامات ائمه طاهرین که شامل شفای تعداد زیادی از بیماران لاعلاج و غیره است و ما با چشمان خودمان شاهد آن بوده ایم را چه کنیم.
پاسخ:
حقیقتجوی مانند گشتن نور در شب است
۱۶ آذر ۹۲ ، ۲۰:۵۸ علیرضاطهلایی
حمید عزیز سلام و درود این بنده حقیر بر تو باد...
کاش آنجا بودم و دست مبارکت را میبوسیدم...این را بدان که مستقیم زیر نظر خداوند رحمان هستی واو تو را بسیار دوست دارد....کاش همه برادران اهل سنت شما را الگوی خود قرار دهند و به آغوش اسلام و خاندان مطهر رسول الله(ص) بپیوندند ان شاءالله
سلام حمید جان ، من از اول مجال نشد اون برنامه در قم شما رو دعوت کرده بودند ببینم ، اما بلاخره دانلود کردم و دیدمش ، خدایی وقتی فکر میکنم و تصور میکنم که باهات اون کارارو کردن و اون رفتار رو داشتن ، از یه طرف تنفرم از اهل سنت بیشتر میشه از یه طرف واقعا واقعا حسرت میخورم به جایگاهت نزد خدا دوست من.....!!! واقعا وقتی از زبان خودت واقعیت برخورد اهل سنت سیستان بلوچستان با تفکرات شیعی رو شنیدم و دیدم ، بهتم زد......
من چندین ساله با اهل سنت دوستی دارم در شهرستان خواف ، اما این انزجار و تند خویی و دروغ پراکنی که عالمان اهل سنت در باره شیعیان کرده اند به نظر من نامردی مطلقه....!!! خدایا همه کسانی که خواستار هدایت هستن و دنبال حقیقت هستن به راه راست که همان راه اهل بیت پیامبر است رهنمون باش... آمین...
سلام
واقعا؟ درسته توی هر مذهبی آدم خوب و بد هست هم مولوی بد داریم هم آخوند بد
به جای اینکه میرفتی جماعت تبلیغ ایرانشهر قبلش میرفتی زاهدان در مورد همه چی تحقیق میکردی
ما هم تبلیغ رفتیم ولی هیچ کدوم از امیرایی که داشتیم برخوردش اینجوری نبوده با قاشق هم خوردیم حالا شاید اون بنده خداهم جوگیرجماعتش بوده به شما سخت گرفته
الانم اگه واقعا دنبال حقیقتی برو زاهدان باهاشون بحث کن اگه قانع نشدی تو مذهب تشیع بمون
اما زاهدان رو برو وتحقیق کن





پاسخ:
برادر من زاهدان .نیکشهر و چابهار و سرباز رو برای تحقیق گشتم جواب شبهات من رو نتونستن بدن و بعد از شیعه شدن با تعدادی از طلبه های شیعه به منظره با مولوی ها رفتیم که همیشه موفق بودیم من اسمم نمیبرم چون مولوی های که اجازه مناظره در منزل خودشان به ما میدادن راضی به نقل اسمشون نیستند و به این خاطر خلاصه نوشتم که طول تحقیات من کاسته شد و در ضمن ما تعدادی قابل توجه از علمای اهل سنت بلوچستان داریم که شیعه شدن و جواب شبهات اهل سنت را استادانه میدهند و با خاطرات مناظرا این افراد در دفاع از حقانیت تشیع و مقابله با اهل سنت موفقیت عالی داشته اند و به خدا سوگند شیعه جز اسلام ناب محمدی نسیت
دوست من ، رفیق خودم اسمش محمده و الان در زاهدان مشغول تبلیغ هست ، همین امروز دوباره تشکیل شد و به تبلیغ رفت....!!! در این شکی نیست که بعضی ها که میان در جماعت واسه تبلیغ جز آشکار کردن عداوتشون با شیعه و کافر دانستن آنها کاری انجام نمیدن و این اجتماع بزرگ رو بدنام میکننند...!!! اما شما که به حمید آقا توصیه میکنی بره تحقیق کنه همین آدرس ها یی که ما گذاشتیم تو کتب خودتون برو نگاه کن و تحقیق کن ، سره هر موضوع هم که شک داشتی خیلی خیلی خوشحال میشم از کتب خودتون با ذکر آدرس پاسخ مناسب به شما بدم ، انشا الله که وسیله ای باشم برای یافتن حقیقت دوست عزیز..!! خیلی دوست دارم با شما وارد بحث علمی بر پایه احترام بشم ، من یه سوال میپرسم و ازت میخوام یه کاری بکنی ، شما برو در کتب خودتون مثل صحاح سته و بقیه کتب هرچند تا میتونی حدیث و روایت صحیح و حسن ، تکرار میکنم حدیث و روایت صحیح و حسن در افضلیت و برتری و اصلا بر حق بودن خلفای راشدین از جمله ابوبکر عمر عثمان بیار تا بعد بقیه بحثو ادامه بدیم ، یادت نره دوست من.... ، حدیث و روایت صحیح و حسن.. ، با احادیث و روایات ضعیف کاری ندارم.....!!! منتظره جوابت هستم دوست عزیز....
پاسخ:
سید یاسر عزیز بنظر من بشینه سر جاش و فقط کتاب الغدیر علامه امینی رحمت الله علیه رو بخونه و ادرس های منرج رو بیابد و به حقیقت روایت های این ککتاب که استناد به ضلالت انها را با توجه به منابع خودشان اعلان میکند
در سایت سرزمین افتاب تعداد زیادی سوال مطرح کردم اما هیچ کدام از طرف اهل سنت جوابی نداشتند
امیدوارم همچنین که شما میگی عمل کنه حمید جان...!!! انشا الله که از مستبصرین شوند...!! این عمل لازمه این هست که  تعصب رو کنار گذاشته و با دیدی منطقی و باز به مسائل و شبهاتی که وجود داره توجه دقیق داشته باشه...
با آرزوی توفیق حمید جان..

سلام آقای شیرانی

من پارسا هستم

و مداح اهل بیت و مشهدی هستم

محرم پیش من رو دعوت کردن

اومدم  فنوج شهر با صفا و مهمان نواز شما اما توفیق نداشتم شما رو ببینم اومدم

اومدیم خدمت آقای آبیاری فرمانده سپاه فنوج و حاج آقای جام شیری از بچه های زبرعین

برنامه دهه اول محرم پارسال رو اونجا بودیم متاسفانه نه شمارو دیدم و نه آقای حشمتی رو

خوشحال می شم که تلفنی با شما تماس داشته باشم

چون کار واجبی باهاتون دارم

 0915007768

http://a-parsa.blogfa.com/

اصلاحیه

09155007768

۲۰ دی ۹۲ ، ۲۲:۴۳ سید یاسر
سلام آقا پارسا من هم بچه طرقبه ام ، خوشحالم به این سایت سر زدی اگه تلفنی با حمید صحبت کردی سلام سید یاسرم بهش برسون.....
پاسخ:
سید یاسر من همیشه سلام دارم خدمت شما و نظرات شما رو مرتب پیگیرم 
فقط به همه دوستان میگم در مقابل با دیدگاهخ همه احترام قایل شویم
۲۳ دی ۹۲ ، ۰۹:۱۷ سید یاسر
حمید جان ، به نظر من این کمال بی انصافیه که یکی بیاد و خطبه غدیر رو زیر و بمشو بگه و و محرز اینو بگه که اهل سنت اهل دوزخ هستند ، این کمال بی اطلاعی و خود نگری فرد رو میرسونه ، آخه مگه ما خودمون نمیدونیم که خطبه غدیر چی نوشته؟؟؟؟!!! مگه ما در رابطه با ظلم صحابه بی اطلاع هستیم؟؟ ، اما این آقای سید عباس که خودش رو بسیار مطلع و دانا میدونه با این توهینی که به اهل سنت میکنه راه هدایت رو میبنده ، بابا باید پله پله و اندازه فهم و درک طرف مقابل جلو بری تا تشنه مطلب بشه و خودش جویای یک چنین مسائلی ، هرچی من دارم غیر مستقیم بهش میفهمونم این برداشت و اینگونه خطاب به اهل سنت الان اشتباست اما تو کتش نمیره ، چون این آقا با این رفتارش داره دقیقا کارای اللهیاری رو میکنه ، چون با طرز تفکر اون موافقه ، با جهنمی خطاب کردن اهل سنت از طرف این آدم  دیگه نمیشه ذهن های محقق و حقیقت جوی برخی برادران و خواهران اهل سنت رو سیراب کرد.... ، چون با دیدن چنین مسائل کاملا از مطالب زده و ناراحت میشند...!!! اینطوری تمام زحمات شما هدر میره و انگار نه انگار ، تمام دوستان این مطالبی که آقای سید عباس مطرح کرد میدونند ، این نادانی فرده که هرچی میدونه بروز بده اونم به شیوه توهین آمیز....!!! خطاب با عباس آقا ، ما تا حالا اینقدر مستبصر به مذهب حقه شیعه داشتیم ، به نظر شما با طرز برخوردی که شما داری ازش دفاع میکنی به این مذهب شریف راه پیدا کردند ، یا با احترام و سعه صدر این مسائل رو تفهیم کردند ، یک نمونه اش حمید عزیز خودمون......!!! حالا نصیحت من به جناب عباس آقا اینه که ایشون که علم کامل واسه متهم کردن اهل سنت دارن اقلا اینو در پوسته ای ارائه بدید که شخصیت خودتون رو از بین نبره ، اگه میخوای راه و رسم اجداد بزرگوارت رو پیش بگیری باید بر پایه احترام و نوع دوستی اونارو هدایت کنی نه توهین و کافر خواندن آنها...
 اینطوری بیشتر میتونی به گسترش مذهبت کمک کنی....
حمید جان عذر میخوام اگه مطلبی ذکر کردم که قوانین سایت رو زیر پا گذاشت ، مجبور بودم.....
یا علی......
پاسخ:
این دوستمون احتمالا با اهل سنت برخوردی نداشته و نمیدونم بخدا چرا از دیدگاه امثال من و شما ناراحت شده است اما لازم است بگویم من دوستان اهل سنت بسیاری دارم که در انسانیت به حال انها بر خود غبطه میخورم یعنی حیف نیست چنین اهل سنت حقیقت جویی در گمراهی اشکار که با مکر دشمنان و وهابیت در بد جلوه دادن چهره حقیقی شیعه و ف رهنگ اهل بیت ع به اشتباه برداشت بد از اهل ولایت کند ملازاده چقدر ادم خشک مغز و متعصبی است اما با همه این تنفر زیاد شیعه و تنفر زیادی از اهل سنت از این ادم اما هستند افرادی که به او ارادت دارند و دوستش دارند و ایا سنی مخالف با ملا زاده و سنی مرید و طرف دارد ملازاده کارشناس وصال فارسی فرقی در درک اسلام ندارند
سلام به این سایتم سری بزنwww.shia-sonni.blogfa.com
تبریک میگم که دیگر کسی را ژیرو خودت قرار نمیدی که مورد غضب فاطمه زهراست منظورم ابوبکروعمره به این سایت سر بزن حتما ممنون
امیدوارم خدا همه ى خیر هاى این دنیا و اون دنیا رو بهتون بده... دستتون درد نکنه.. نوشتتون خیلى تاثیر گذار هست. یا على 
واقعا واقعا التماس دعا، خیلى محتاجیم
سلام حمید خان و همچنین آقا یاسر و دیگر شیر بچه های شیعه..یه سوال از اهل سنت دارم .عمربن خطاب جمله حسبنا کتاب الله را از کجا آورد ؟وقتی خودش به قرآن ارجا میدهد چرا از قران دلیل نمی اورد؟کجای قران از اجماع برای جانشینی پیامبر گفته شده او که اقوال پیامبر را قبول ندارد؟کجای قران آمده که فدک را غصب کنند؟اصلا این دلایلی که اهل سنت برای خلافت اونها میتراشند کجا توسط خود عمر و ابوبکر و عثمان در آن زمان گفته شده؟کجای قران حق اجتهاد در برابر آیات الله داده شده؟کجا حق نسبت هزیان به پیامبر داده شده جزاینکه سفارش شده صدایتان را مقابل پیامبر بلند نکنید؟پس چرا بارها و در همین مورد آخر صدایش را بلند کرد؟کجای قران گفته شده کسی چون خالد میتواند با زن تازه بیوه زنا کند ؟کجا گفته بوسه زدن بر چیزی نشانه شرک و پرستش غیر خداست؟اینطور باشد هرکس فرزنش را هم ببوسد مشرک است//کجای قرآن آمده که عمر و ابوبکر و عبدالرحمان و امثالهم میتوانند جانشین پیامبر را تعیین کنند؟کجا امده ابوبکر میتواند به جانشینی کسی بعد از خود نظر دهد؟تازه اگر بنابر اجماع است اجماع عمر و عثمان کو؟اگر بنابر اجتهاد است من هم میتوانم اجتهاد کنم که خلیفه باشم.اگر بنا بر اجتهاد است شاید آن زمان که حضرت علی اعتراض داشتند ایشان هم اجتهاد کرده باشند..اگر در شرایط اجتهاد چند نفر اجتهاد کنند و چند اجماع شکل گیردچه؟شما در مسئله مالک بو نویره و مسئله جنگ صفین میگویید خالد و ان معاویه ملعون اجتهاد کردند خوب فرض کنید شما در سپاه معویه بودید و در برابرتان سپاه عمر آنوقت معاویه به شما دستور میداد بروید عمر را بکشید انوقت چه میکردید؟؟؟اگر اینطور باشد که دو طرف دعوای مسلمانان معجور باشند شماهم میتوانید اجتهاد کنید و سر همسایه تان را ببرید تا هم او شهید شود هم شما جهادگر..البته در اینصورت ایات قصاص بی معنی میشوند....در پایان من چون دیر به دیر نظرات را بررسی میکنم جواب ندادنم را فرض جواب نداشتن نگیرید..بچه اسلام آباد غرب 09187403342  اللهم عجل لولیک الفرج/
پاسخ:
خدا مگر در همان قران فرمایش ندارند که : هیچ زن و مردی را اختیاری نیست در امر خدا و رسولش هرکس اطاعت نکند به کمراهی اشکار رفته است  در ضمن کشمکش و همهمه بحث اطاعت کردن امر خدا  که امر رسولش  میباشد صدایشان بلند شد رسول اکرم ص ناراحت شدن و انها را از محضر مبارکش بیرون راند  که باز در قران داریم لاترفعو الاصواتکم فوق الصوت النبی .... که صدایتان را از صدای رسول خدا بالاتر نبرید که هر چه خوبی دارید حبط خواهند شد /// ادعای کافی بودن قران هم برایشان حجت نیست چون در همان لحضه که ادعا میکند  اوامر خدا در قران را زیر پایش کزاشته است
با سلام خدمت برادر عزیزم جناب شابادی ، احسنت برادر ، سعی کنید بیشتر تشریف بیارید تا از تجربه تون استفاده کنیم ، حضور پررنگ تره امثال شما دوستان باعث میشه که هر عزیزی از اهل سنت که اینجا میاد واسه کشف حقیقت ، هنگام بستن این پیج دیگه سوال بدون پاسخی واسش نمونه باشه و از جمیع جهات روشن شده باشه......
به امید سرفرازی و گسترش مذهب حقه شیعه ، و با آرزوی هدایت تمام برادران و خواهران اهل سنتی که از طرف مولوی ها و مفتی هاشون دستخوش تحریفهای فراوان شدن...!!!
یا حیدر کرار......   
با سلام خدمت آقای شیرانی و سید عزیز آقا یاسرو همه برادران و خواهران شیعه و اهل سنت.امیدوارم خدا به ما توفیق دهد جویای حقیقت باشیم نه پیرو تعصباتی که شیطان در دلمان میکارد.همچنین با عرض پوزش از خطای احتمالی در املا و دستور جملات بنده چون متن قبلی که ماجور را بعلت سرعت در نوشتن اشتباه تایپ کردم...خلاصه اینکه در یکی از سایت ها در بین شبهات مطرح شده سوالی با این مضمون دیدم که اگر امامت جزء اصول دین است چرا چون نبوت و معاد و توحید اسمی از حضرت علی نیامده؟نظر بی قابل حقیر و آنچه مطالعات اندک و عقل ناچیزم میگوید تا آنجا که مشاهده میشود منظور از نبوت یعنی اعتقاد به کلیت نبوت نه یک نفر از انبیا ولو پیامبر اسلام یعنی اینکه ما قبول داشته باشیم پیامبرانی از طرف الله برای هدایت بشر آمده اند و ما به همه آنها ایمان داریم نه اینکه منظور یک شخص باشد و قبول رسالت حضرت محمد (ص)به عنوان آخرین آنها و تمام شدن رسالت است و چنانچه ما یکی از انبیای الهی را قبول نداشته باشیم در بحث قبول نبوت ایمانمان ناقص است.با این وصف میبینیم که تعداد انبیا تا 124000 نفر بوده اند که نام تعداد اندکی از آنها در قران آمده پس صرف نیامدن اسم ایشان دلیل بر رد ایمان بر آن بزرگواران نیست. در مسئله امامت هم اصل قضیه امامت در چند جا آمده و همچنین امامت حضرت ابراهیم نیز ذکر شده با این وصف از تمام شدن مسئله امامت و مصداق نداشتن بر کسانی دیگر چیزی نیامده پس چه جای تعجب که کسانی دیگر هم امام مردم باشند؟و چه جای تعجب که اسم حضرت علی نیاید همچنان که اسم بسیاری از انبیاء نیامده و چه بسا پیامبران دیگر همچو پیامبر خودمان که امام بوده اند ولی در قران از امامتشان یادی نشده چنانکه در مورد حضرت نوح این احتمال هست.اما به نظر من یکی دیگر از دلایل کنایه گویی قرآن در باره امامت ائمه و صریح نگفتن برای ابتلا به آزمایش مسلمانان بوده باشد ..با این اصل که قران تصریح دارد حرف پیامبر بر خلاف آنچه جناب عمر بن خطاب گفت از روی هوا و هوس نیست و همه عقلانیت کامل است و عقل پیامبر از وحی نشأت میگیرد بارها بر امامت ائمه تأکید کردند  پس اینهم میتواند دلیل بر امامت ایشان از طریق نصب الله باشد.با دانستن اینکه قرآن از لسان پیامبر بوده میتواند امامت هم از لسان ایشان باشد. حال اگر بگویید پیامبر برای خود جانشین منصوب نکرد و قضیه غدیر برای چیز دیگریست چطور است که عمر و ابوبکر تشخیص میدهند که پیامبر خلیفه میخواهد و خود پیامبر تشخیص ندادند؟آنها از کجا آورده اند که پیامبر خلیفه میخواهد؟چه کسی حق جانشین تعیین کردن را به ایشان داده؟کجای قران که آنها گفتند حسبنا این جواز را به آنها داده؟ و چطور است در این قضیه یعنی تعیین خلیفه خود را از پیامبر الهی پیش می اندازند و به او تهمت هزیان میزنند و صدایشان را بر خلاف گفته قرآن بالاتر از او بلند میکنند؟...حال بیایید فرض کنیم امامت وجود نداشته و مسئله خلافت است و غدیر اشاره به دوستی و محبت اهل بیت دارد و این حدیث که میفرماید حق با علیست و علی با حق است.چطور است که در اختلاف حضرت علی با عمر بر این دو حدیث عمل نمیشود؟ اگر قرار است حق با علی باشد و توصیه به محبت و دوستی اش شده چرا به آن عمل نمیکنند؟در حالیکه حدیث تصریح دارد که حق با علیست یعنی اگر در جایی اختلاف بر سر حق داشتید حق با علیست.آیا این کفر بر نبوت نیست که تهمت هزیان بزنند و صدایشان را بالا ببرند و به حرفش عمل نکنند؟؟؟؟در حالیکه یکی از اصول دین نبوت است و این اصل در ردیف توحید است یعنی کفر به نبوت کفر به فرمان الله و کفر به فرمان الله یعنی کفر به الله......دوستان اهل سنت آیا هم ردیف قرار دادن اعتقاد به الله با اعتقاد به یک انسان ولو پیامبر نمیتواند دلالت بر جواز توسل باشد؟زیرا اگر توسل شرک باشد همردیف قرار دادن اعتقاد به پیامبران با اعتقاد به خدا و در صورت اعتقاد نداشتن کفر به الله خود اشاعه شرک از طرف خداوند است.چنانچه خداوند بر ملائک دستور سجده به آدم داد  که در واقع سجده به دستور خدا بود و هیچ شرکی هم محسوب نمیشد بلکه عدم سرپیچی شرک محسوب میشد/با عرض پوزش از نواقص مطلب...اللهم عجل لولیک الفرج...بچه اسلام آباد غرب 09187403342
دوست عزیز در مقابل احساسات و تعصبات بعضی از هموطنان به روزهایی فکر کن که باهاشون همفکر بودی.یه دوستی داشتم از دراویش بود کلی باهاش حرف زدم تا نسبت به تشیع آگاه شه آخرش برگشت گفت من 35 ساله درویشم به این راحتیا نمی تونم راهمو عوض کنم.بهرحال ازینکه شجاعانه تصمیم گرفتی و تو اون شرایط اعلام کردی واقعا جای تقدیر داری و امیدوارم همیشه در راه حقیقت پیش بری
این معنای واقعی عاقبت بخیری می باشد.واقعا آقا حمید خوش به سعادتتان خیلی التماس دعا
مبارکت باشه حال کن برا خودت
با عرض سلام وادب واحترام خدمت برادر بزرگوارم
از مسلمان شدن شما بسیار خوشحالیم و انشاالله با توکل بر خداوند بزرگ وعنایت حضرت ولی عصر(عج) تمام غیر مسلمانان ها مسلمان شوند همانظور که در ایات قران کریم داریم (عند الدین عند الله الاسلام)بهترین دین در نزد خداوند دین اسلام است

انشاالله که یکی از سربازان و یاران واقعی امام زمان(عج)باشید
ارزوی من سربلندی,عاقبت بخیری,موفق شدن شما در کارها,برای شما است

من توصیه میکنم به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری تشریف بیاورید بنده اگر لایق باشم خادم انجا هستم و  دعوت میکنم از شما که به این مکان حتما بیایید
دانشجوی رشته الهیات (قران حدیث)
سلام برادر محترم
برنامه شما را دیشب از برنامه شبهای آسمانی دیدم ، اشک ریختم که نظرکرده مولا هستید. بسیار خوشحالم که با مطالعه وشناخت شیعه امیرالمونین حیدر (ع) شدید.
ولایت علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
التماس دعا - یا علی *
الحمدلله الذی هدانا لهذا و ماکنا لنهتدی لولا ان هدانا الله
با سلام وخسته نباشید
امیدوارم همواره موفق باشید کاش ما مسلمونها دنبال حق باشیم نه جدال باهم.
از شیعه شدن ما خوشحالم . مسلمون واقعی ماندن و مردن با ان مهمه
التماس دعا
سلام بر برادر حمید عزیز

خیلی خوشحالم که توفیق هدایت الهی شامل حالت شد ، من هم توفیق آن را داشتم که از یک شیعه اسمی و شناسنامه ای ، اکنون یک شیعه حقیقی باشم . و اکنون همچون تو دغدغه پیاده شدن اسلام واقعی ( و راه حقیقت ) را دارم .

پیشنهاد می کنم به آثار علامه حسن زاده آملی به خصوص معرفت نفس یک سری بزن ، در من که تأثیر بسیار زیادی داشته و همچنان دارد .

و یک خواهش هم دارم اینکه به داشتن فرزندان زیاد فکر کن ( حداقل 4 تا !! ) چرا که شیعه به افرادی چون تو ( که به حقیقت شیعه شده اند ) و
نسل های بعدی اش نیاز دارد .
برای ما هم دعا کن
سلام برادر تبریک میگم بهتون انشاالله بتونیم تا آخر عمرمون زیر پرچم علی ابن ابی طالب علیه السلام ثابت قدم باشیم،اللهم اهدنا صراط المستقیم.

با عرض سلام خدمت آقا حمید شیرانی

دیشب در برنامه شبهای آسمانی صحبتهای شما را گوش کردم و بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم ،و ازاینکه با تحقیق و با تفکر به دین اسلام شیعی گرایش پیدا کردی بسیار خوشحالم و نسبت به شما احساس حسادت میکنم ، کاش من هم میتوانستم قدر شیعه بودنم را بیشتر بدانم .و خوش بحال پدر و مادری که یک همچین فرزندی را بدنیا آوردند اگر شیعه هم نباشند اما حتماً خانم فاطمه زهرا(س) در روز قیامت دستگیری خواهند کرد و ضامن خواهد شد . از خداوند تبارک و تعالی و ائمه معصومین (ع) میخواهم که عمری باعزت به شما و خانواده محترمتان ادا فرماید . و یک خواهش از شما برادر گرامی دارم اینکه سعی کنید هر روز در بعد از نماز دعای عاقبت به خیری برای جوانهای مسلمان چه شیعه و چه سنی را فراموش نکنید.امیدوارم شما یکی از افتخارات اسلام در عصر حاضر باشید و برای اتحاد مسلمانان برعلیه دشمن اسلام که اسرائیل غاصب است دست از هیچ گونه کوششی بر ندارید.انشاءالله

باسلام خدمت آقا حمید خدا رو شاکریم از این که یک یار به یاران امام زمان ما اضافه شده. ان شاالله همیشه صحیح و سالم باشی
۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۴۰ حیدری غلامحسن
به نام خدا
سلام دوستان
حمید شیرانی چندین ویلا و چندین ماشین مدل بالا و چندین تراکتور و ... گرفته بعد از شیعه شدنش،  فکر کردید مفتکی شیعه شده آری اینها را از مولایش گرفته و ....
البته همه این دارایی ها و خیلی و خیلی بهتر از اینها در بهشت منتظرش هستند نه در این دنیا
با سلام و دعای خیر
من رشته مکانیک جامدات هستم و اطلاعات دینی چندانی ندارم
چندین دوست اهل سنت در سنندج دارم که بسیار انسلنهای با اصالت و فهیم و ... هستن
تا بحال نشنیده بودم برخی اهل تسنن شیعه را کافر و امثال آن بدانن ؟! واقعاً تعجب کردم
این اعتقادات هر شخصی هست و نباید مورد تمسخر و یا ... قرار کیرد
توفیقات همه انسانهای کره خاکی و سربلندی همه و هدایت شان را آرزومندم

۰۱ خرداد ۹۳ ، ۰۲:۳۰ مجید موسوی
حمید شیرانی دوست دارم مرد خدا.پاینده باشی به حق مولا علی.
۰۱ خرداد ۹۳ ، ۰۵:۲۳ یونس جراحی

خدمت برادر عزیزم جناب آقای شیرانی سلام عرض می کنم. خیلی خوشحالم و افتخار می کنم به وجود نازنینتان. از تمامی دوستانی که از آنها درس معرفت حقیقت جویی را در قالب پیامهایشان فرستادن نیز تشکر می کنم. بنده خیلی مشعوف شدم و از حضور گرم بیشتر دوستان لذت بردم. جناب آقای شیرانی رسیدنتان را از مقام اسلام به ایمان تبریک می گویم. ایمان را نیز مرتبتی است که ان شا الله بدان نیز با مجاهدت کبری و علم و عمل خواهی رسید. جناب آقای شیرانی بنده حقیر نیز منتسب به شیعه ام ولی علم و عملی را که مرا از دیگر مسلمانان(اهل تسنن) متمایز کند نمی بینم. منم خدای واحد را می پرستم آنها نیز، منم نبوت رسول الله را می پذیرم آنها نیز، منم قبله واحد دارم آنها نیز، منم حب اهل بیت و اصحاب صالح را دارم آنها نیز، منم نماز می خوانم و روزه می گیرم آنها نیز، منم اصول و ارکان اسلام را پذیرفته ام آنها نیز، منم واجبات نص را واجب می شمارم آنها نیز، منم محرمات را محرمات می شمارم آنها نیز، من به مقدسات آنها احترام می گذارم وسب و دشنام نمی دهم آنها نیز به مقدسات من ، من بر اساس جزییات فقه جعفری باورمندم آنها نیز به جزییات فقه خودشان، پس چه فرقی بین من و برادران اهل سنتم هست؟ چه بسیار برادر و خواهرانی از اهل سنت نزد پرودگار از من نزد خدا و اولیا الله مقربترند. چرا که یقیننا بسیار آدمهایی در عالم یافت می شوند بدانچه آموخته اند بدانچه یاد گرفته اند بدانچه ایمان آورده اند در مقام عمل به واجبات و  و ترک نواحی خالصترند. و چه بسیار آدمهایی یافت می شوند عالم به تمام حقایق دینندو جزییات حقایق دین و معرفت را نیز آگاهند و در مقام عمل نقطه مقابل آن را عمل می کنند.و در آزمون الهی می بازند نمونه بسیار روشن قرانی آن بلعم باعوراست وچه بسیار چوپانانی بی سواد که حقیقت صفات جمال و کمال خدا را نداند ولی بخاطر اخلاصش در نزد او ماجور باشد. به قول آیت الله بهجت بالاترین عرفان عمل به واجبات و ترک محرمات است تا حدی که بدان آگاهید. من نمی گویم که جاهل بمانیم و به سمت علم و آگاهی از علوم دین و خداشناسی حقیقت جویی نرویم  یقیناً داشتن علم و یافتن حقیقت درجات کسانی را که بدان رسیده اند و با علم به صفات خدا و دانش توحیدی و عمل کردن بر طبق آن در جاتشان متعالی خواهد بود هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون. ولی به قول دانشمندان علوم اجتماعی همواره در تمامی دوره ها کمتر از 3 در صد اجتماع، آگاهان جامعه می شوند. بقیه اجتماع پیرو این 3 درصد می شوند. حال اگر این 3 درصد شیعه باشند هر جا بشند بقیه مردم نیز شیعه خواهند بود و اگر سنی باشند مردم نیز گرایش به اهل سنت خواهند نمود. یقیناً یکی از دو مذهب به حق نزدیکترند پس تکلیف آن 97 درصد مردمی که از پیروان مذهب از حقیقت دورند چه خواهد بود؟ آیا آنها جهنمیند و به درک واصل خواهند شد؟ خداوند در قران می فرماید: لا یکلف الله نفسا الا وسعها: خداوند هیچ نفسی(وجودی)را بیش از ظرفیت وجودش تکلیف نمی کند. همانطور که حیوانات تکلیف خودشان را دارند انسانها نیز براساس ظرفیت وجودیشان امتحان می شوند و کارنامه می گیرند و بر اساس آن کارنامه در درجات مختلف بهشت و در جات مختلف جهنم و بعضیها هم در منطقه ای بین بهشت و جهنم بنام اعراف قرار می گیرند. حال چه کسی گفته چون من شیعه ام پس بهشتیم مگر منتسب به شیعه بودن چه خروجی دارد که منتسب به سنی بودن آن را ندارد؟ بلی عالم بودن و عامل بودن بر مذهب حقه انسان را به درجاتی از کمال و کرامت می رساند که عالم بودن بر مذهب باطله چنین نخواهد بود ولی در رابطه با جاهلان امت قران می فرماید: الذین کمثلوالحمار یحملوا اسفارا  . ولی اگر گفتمانمان را متوجه آن 97 درصد عوام بکنیم  آنوقت باید گفت : چه کسی گفته چون من سنی ام پس بهشتیم و چون شیعه کافر ، زنا زاده، مشرک، رافضی و ... پس جهنمی است. خداوند در قران می فرماید آیه 113 سوره بقره وقالت الیهود لیست النصری علی شی و قالت النصری علی شی و هم یتلون الکتاب کذلک قال الذین لا یعلمون مثل قولهم فالله یحکم بینهم یوم القیامه فیما کانوا فیه یختلفون: یهودیان گفتند مسیحیان هیچ موقعیتی نزد خدا ندارند و میحیان نیز گفتند هیچ موقعیتی ندارندو بر باطلند در حالیکه هر دو دسته کتاب خدا را می خوانندو و افراد نادان نیز همچون سخنی مانند آنها دارند و خداوندروز قیامت در باره آنچه اختالف داشتند میان آنها داوری خواهد کرد. در همین سوره (بقره) آیه 80،81،82 می فرماید: برای کوتاهی معنی آیات را می نویسم. و گفتند هرگز آتش دوزخ چند روزی بیشتر به ما نخواهد رسید. بگو آیا پیمانی از خدا گرفته اید که خدا از پیمانش تخلف نمی ورزد یا چیزی را نمی دانید و به خدا نسبت می دهید. آری کسانی را که گناه کنند و آثار گناه سراسر وجودشان را بپوشاند آنها اهل آتشند. و جاودانه در آن خواهند بود . و کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند آنان اهل بهشتند و جاودانه در آنجا خواهند بود. حال چرا من شیعه و یا سنی چنین توهم یهود مابانه و مسیح مابانه را داشته باشم که من اهل بهشتم . شیعه بودن و سنی بودن آدمی را بهشتی نمی کند. بنا به فرمایش صریح قران ایمان و عمل صالح است. حال من بقدر فهمم و به قدر علمم و به قدر خلوصم و در نهایت به قدر عمل صالحی که بدان علم داشتم جایگاه و مرتبه ای در بهشت و جهنم خواهم یافت شاید هم در اعراف باشم. حال این بنده حقیر و ناچیز که هیچ درجه علمی هم ندارم ولی دوست داشتم بقدر فهمم و آموخته ام با دوستان همفکری و همدردی کنم. بحال به تمام دوستانم و به تمام برادران اهل سنت و تشیعم و حتی به تمام برادران میانه رویی که خودرا منتسب به وهابیت و سلفیت می دانند توصیه می کنم همدیگر را به کافر بودن و مشرک بودن و از حقیقت توحید علم تقوی چیزی در دست نداشتن ، تصور نکنیم . این چیزی بیش از توهم، چیزی بیش از تکبر و خودخواهی و خودپسندی نیست. فراموش نکنیم تنها دلیل اخراج شیطان از بهشت تکبر و خود برتر بینی او بود. دوستان عزیزم برادران و خواهران عزیزم حقیقت این است، حق و حقیقت یکیست و دوتا نیست ولی اینکه منتسب بودن به شیعه و یا سنی دست یافتن به تمام حقیقت است و منتسب نبودن به یکی از این دو مذهب بر باطل محض بودن است؟ این هم درست نیست. حتی فرقه وهابیت نیز بیشتر احکامش بر مبنای اسلام حقیقی است ولی تندروی های برخی از علما و جاهلان این فرقه مبنی بر مشرک دانستن دیگر مذاهب اسلامی و مهدور الدم دانستن خون انسانها بخصوص شیعیان آنها را همردیف جاهلان واگرای خشکه مذهب خوارج نهروان قرار داده است . لازم است بدانید این فرقه آدمهای میانه روی محب اهل بیت نیز دارد ولی قدرت سیاسی و اقتصادی این فرقه دست تندروهای این فرقه است. پس بیاییم گفتمان همدیگر را نقد کنیم نه اینکه به جنگ برچسب ها برویم. تا بدین وسیله به فرمان قران عمل کرده باشیم و با قول احسن با هم دیگر به حقیقت برسیم.برادر عزیزم جناب آقای شیرانی بدین وسیله خواستم ضمن ابراز محبت و برادری و تبریک بخاطر یافتن مسیری را  که قلب تو را آرامش می بخشد و درجات تو را متعالی می کند، خواستم تا بدین وسیله با شما و دیگر برادران و خواهران  همفکری کنم. تا ان شا الله بتوانیم بیشتر در مسیر حق قدم بر داریم.   والسلام علی من التبع الهدی

خواهش میکنم دوستان به صحابه رسول الله وائمه اطهار اهانت نکنند هرکسی که شیعه یا سنی میشه قیامت خودش جواب خودش رامیده
به نام خدا

با سلام. برادر گرامی تولد دوباره شما و یافتن حقیقیت واقعی و اتصال به معدن مهر و محبت واقعی الهی را تبریک عرض می کنم. امیدوارم در سایه مهر الهی همیشه موفق و سربلند و سرافراز بوده و همگی پیرو حقیقی پیام الهی و ایمه معصومین علیهم السلام باشیم.
سلام
خوندم و گریه ام گرفت . تبریک میگم پیروز باشید
برادر  حقیقت یافته جناب آقای حمید شیرانی
سلام
از اینکه اطلاعات مون را درباره شیعه بودن مون زیاد کردی ممنون شبی که در برنامه شب آسمونی حضور یافتی شب مان را آسمونی کردی اجرت با آقا امیر المومنین علی (ع) من همون ابتدای برنامه به همکارام پیام دادم واوناهم این برنامه را دیدن وبسیار فیض بردند
بازهم ممنون اینجا بخاطر کار بزرگت خیلی دوستتان داریم کار بزرگ ن اینکه از سنی به شیعه آمدی به خاطر اینکه تحقیق کردی تا ایمانت با علم باشد ن پیروی از بقیه
دوستدارانت از استان خراسان رضوی شهرستان فریمان

۰۲ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۵۹ باران . شیعه ای که دوباره شیعه شد !
سلام..
من شیعه به دنیا اومدم . ولی هفده هژده سالم بود که به همه ی ادیان شک کردم ...
وقتی آیات رو میخوندم و صدا زدن غیر خدا رو شرک میدونست فکر میکردم پدر و مادرم مشرکند ؟!! کم کم به همه چیز شک کردم ... گفتم همش اشتباهه . هیچ دینی نیست ...
من دقیقا این دوران بحرانی که شما گفتین رو تجربه کردم .. همش کارم بود گریه و التماس به خدا که هدایتم کن ! 
تا اینکه پدرم نیاز به تحقیقی درباره امام حسین علیه السلام داشت .
من عاشق تحقیق بودم. وقتی واسه این کار رفتم مدام میگفتم من که اعتقاد ندارم ...
در آن کتابخانه رفت و آمد مبکردم که متصدی کتابخانه گفت :ما داریم تحقیق انجام میدیم شما میتونید کمک کنید ؟ 
من گفتم: نه .. چون من یه سری مشکل دارم . اصلا مذهبی نیستم و الان هم بخاطر قوانین اینجا با چادر اومدم . چادری نیستم. و کلا دید خوبی به دین اسلام ندارم !
اون آقا خیلی تعجب کرد ... و گفت نسبت به چی شک داری ؟ گفتم همه چی الا قرآن . و میتونم بپذیرم که حضرت رسول هم باید باشن چون خدا غیر ممکنه بدون پیامبر کسیو قرار بده . ولی به اهل بیت شک دارم . چون طبق قرآن شرکه ... ایشون تموم آیات رو آورد و یکی یکی برای من معنای شرک رو با آیات قرآن باز کرد . من زیاد قرآن میخوندم ولی یادمه اونجا میگفتم : من تاحالا این آیاتو ندیده بودم !!!!
خلاصه با آیت قرآن به من ثابت کرد صدا زدن و توسل غیر خدا شرکه . ولی اهل البیت در مسیر خدا هستند. و آیه :انما ولیکم الله و رسوله و اولی الامر منکم و... و این شرک شامل حال همون وهابی ها میشه که حرف غیر خدا که در مسیر خدا هم نیستند رو حجت قرار داده اند...
خلاصه اون سال بحث مسجد اونجا بحث ولی الله بود .. موضوع برام حل شد ... کارم بود فقط گریه . سه روز تموم میلرزیدم از ترس خدا و اینکه نابود بشم بخاطر کفرم ...
اوایل شکم زیاد بود . در مورد هر چیزی گنجایش پذیرش نداشتم تا اینکه کم کم همه چیز راخدا درست کرد
بگم منم عاشق حضرت فاطمه ام .. حد ندارهههههه
منم شیعه ای بودم که دوباره شیعه شد !!!


فکر کنم باز هم بوی یک تراکتور به مشام میاد .هر چی باشه ماهی دو میلیون تومن از گازوئیلش تو بلو چستان میشه باهاش کاسبی کرد .حمید نوش جانت گرفتیش مارو هم بی نصیب نکن
هی تو ، اینجا جای غریبه ها و به خصوص سگهای وهابی مثل تو نیست که هرکی راه خدا و حق و هدایت رو پیش میگیره اون رو فقط به خاطر به دست آوردن مال دنیا و بقیه مسائل که ذهن ضعیفت بهش کشش نمیده متهم میکنی..!!! امیدوارم که ، حمید با همون تراکتوری که تو هی ازش نام میبری بیاد و با گاو آهن بندازه ریشه امثال شما وهابی های کثیف و مسلمان نماها رو از زمین در بیاره تا بفهمی این تراکتور رو واسه چی دادن به حمید ، این تراکتور تراکتوره خدایی هست ، که در آینده نسل و ریشه شما کفار رو از زمین محو میکنه...!!
آقای شیرانی همشهری عزیز نیکشهری من خیلی وقت از چگونگی شیعه شدن شما خبر دارم شما کارمند بیمارستان نیکشهر بودین شما رو از بیمارستان بعلت سهل انگاری در کار از بیمارستان بیرون کردند شمار برای اینکه دوباره بیایی سرکار چاره ای نداشتی جز اینکه مذهب را تغییر دهی البته من کاری به شیعه شدن شما ندارم و مذهب شیعه یک مذهبی است که همه چیزش بدعت است از اذان دادن آنها تا نماز و زیارت قبور و چپاول کردن جیب مردم از طریق زیارت از قبور ولی انشا الله واقعیت بزودی بر ملا خواهد شد که چه کسی بر حق است انشاالله
پاسخ:
متاسفم برادر من از بهترین نیرو های مردم و اداری بیمارستان بودم که زمان انتقال از نیکشهر مردم اهل سنت از اینکه چنین نیرو با اخلاقی از شهرشان منتقل میشود ناراحت بودند حتی تلاش کردن من را متقاعد و راضی به انصراف کنند و در ضمن من هیچ مشکلی نداشتم جالب است گاهی تهمت میزنید که حکم اعدام در دادگاه داشتم در حالی که هیچ گاه خلافی نداشتم الان اضهار میکنید که از کار برکنار شدم مسخره است اگر اینگونه بود هر کس که از کارش اخراج میشود سریعا شیعه میشد در حکومت شیعه  جای برای شیادان نیست شیعه نیازی به مثال من ندارد که شیعه بشیم و اصلا برای شیعه شدن کسی کاری انجام نداده و نمیدهد . شیعه خود حقیقت است و برای اثبات حقانیتش نیازی به شیعه شدن دیگران ندارد
برادر عزیز آقای حمید شیرانی
الحمدالله که به مذهب حقه ی شیعه رسیدید و از جمع شیاطین خارج شدید
بخشی از ظلم این کفار حتی در قسمت نظرات ! وبلاگ شماهم قابل لمسه
قطعا اجر شما بسیار بیشتر و بالاتر از افرادیست که شیعه به دنیا آمدن و تابحال در طول عمرشان نه تهدید شدن نه کتک خوردن نه ناسزا شنیدن ....
ان شاالله در پناه خداوند همیشه سلامت و سربلند باشید
اللهم عجل لولیک الفرج
۰۳ خرداد ۹۳ ، ۱۱:۳۲ م . کردستانی
سلام جناب شیرانی از آشنایی با شما و دیدنتان در برنامه شب آسمانی بسیار خوشحال شدم .
نمی دانم از ماجرای مباهله ای که در کردستان اتفاق افتاد اطلاع دارید یا خیر مباهله ای بود بین شیعیان و اهل سنت متمایل به وهابیت , تشیع در این جریان پیروز شد و خداوند پاسخ مباهله ی آنها را داد , بعد از این جریان بسیاری از اهل سنت منطقه شیعه شدن اما ما هم بخاطر آزار و اذیت بسیار مخالفین نمی توانیم شیعه شدن خودمان را نشان دهیم . فقط خواستم از این طریق به زورگویان وابسته به جریان وهابیت بگویم : وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِین با دست خودتان رسوا شدید بازهم رسوا می شوید با این حرکتهای ظالمانه و قتل شیعیان نمی توانید به جایی برسید که اگر قرار بود موفق شوید امروز نام اباعیدالله الحسین سراسر جهان را نگرفته بود .
واقعاکثیفی به کسی که پیامبرخدالقب سیف الله مسلول داد همه جارافتح کردتهمت زنا میزنی این همه دروغ درموردمرکزجماعت تبلیغ گفتی تازه جایی که درگیری بوجودامدخانه شخصی بوددروغگو
پاسخ:
سلام برادر من تهمت نمیزنم فقط تاریخ مکتوب خودتان را نقل میکنم و چه بسیار افرادی از صاحبه بودند که بعد از وفات رسول اکرم ص منافق شدن . و در اینکه جماعت تبلیغیون بسیاری از انها خلاف کار های مانند مالک ریگی و عبدالرحیم ملازاده ها بوده و هستند شکی نیست حاصل این مرکز تشکیلاتی ها جند الشیطلان ها و جیش ناعدل هاست
آقایون وخانوم های محترم
اونایی که با عقاید آقای شیرانی مخالفید!!
هرچی که آقا حمید بزرگی میکنن و جوابتون رو نمیدن یا جواب مودبانه ای بهتون میدن چرا بی پروایی تون رو بیشتر می کنید...
حداقل شخصیت خودتون حفظ کنید با متهم کردن آقای شیرانی راه به جایی نمی برید اونایی که همت وصداقت  این بزرگ مرد و دیدن واحسنت گفتند بر غریتش دیگه گفتند با تهمت های شما چیزی عوض نمیشه اگه بحثی دارین با این حرفها حل نمیشه
لااقل یکم مطالعه بفزمایید که بقیه رو به خاطر کم اطلاعی تون به زحمت نندازین
خواهر کوچک شما از فریمان
اسحق از شما وهابی ها فکر نکنم کسی کثیف تر باشه ! وحشی های آدم کش ,
ارزش آدمها به القاب شون نیست , الحق که قرآن از گلوتون بالاتر نمیره
بلعم باعورا مگه مستجاب الدعوه نبود ؟ مگه به اسم اعظم خدا نرسید ؟ مگه یار حضرت موسی نشد ؟ چرا پس بعدا در کنار فرعون به هلاکت رسید و خدا لعنتش کرد ؟؟؟ دین شماها یه دین جعلی و پوسیده س که عقل در اون راه نداره

پاسخ:
سلام دوستان خواهشا به هیچ کس توهین نکنیم متشکر ح
۰۳ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۴۲ دریغــــــــــ ازیکـــ جوابـــــــــــ
باسلام.
شهادت مظلومانه ی موسی بن جعفر(ع) برشما تسلیت باد.
پاسخ:
خدمت شما هم تسلیت عرض میکنیم

سلام علیکم
آقا حمید ماشاالله طرفدار !!
مثه اینکه برنامه شب آسمونی تونسته دل خیلی ها رو تکون بده از جمله ما وهمکارامون که زهرا خانم گفتن
خوشحال میشیم که اطلاعات بیشتری درسایت قرار بدی و جواب سوالاتمون رو هر چند مختصر بدی بازهم از اینکه وقت میزاری ونظرات رو میخونی بسیار بسیارممنون ان شاالله خدا ازت راضی باشه
برادر کردستانی سلام من هم در جریان مباهله کردستان هستم اگر وهابیون عقل میداشتند کمی میاندیشیدند که پیامبر چه کسانی را برای مباهله برد با اهل بیت در نمی افتادند.انشاء الله زود باشد با ظهور مولایمان مکتبمان را در سراسر دنیا  فریاد کنیم..........آقای محمد از نیکشهر طبق روایات خود تان هرکس امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده  تو اول برو امام زمانت را پیدا کن تا مثل اعراب جاهلی نمیری بعد دعوای باقی دین رو داشته باش.......اما آقا اسحق کدام آدم عاقلی قبول میکند پیامبر به مغضوبین فاطمه زهرا چنین القابی بدهند.؟
سلام برادربزرگوارم من چندروزپیش شمارودرشبکه قرآن دیدم وباهاتون آشناشدم انشاءالله که موفق باشیدوآقاامیرالمؤمنین پشت وپناهتون باشن،برای ماشیعه هادعاکنیدکه دراین راه ثابت قدم باشیم،من وقتی کسانی مثل شمارومیبینم که اینگونه راه هدایت روپیداکردیدواین راه هدایت مذهب حقه تشیعه واقعاافتخارمیکنم که شیعم ومحب آقاأمیرالمؤمنین واهل بیت طاهرینش.ألحمدلله الذی جعلنامن المتمسکین بولایة علی ابن أبیطالب وأولاده المعصومین(علیهم السلام)
سلام جناب شیرانی
از آشنایی با شما خیلی خوشحال شدیم
فرارسیدن روز مبعث را به شما و بقیه ی برادران و خواهران مسلمان تبریک عرض میکنم
در پناه حق موفق و موید باشید .
این آقای محمد از نیکشهر نمیتونه هنوز فرق بدعت رو با حقیقت بدونه ، به قول خواهرمون زهرا خانم ، زحمت بکشید از اول نظرات و مطالب رو بخونید تا سوالها و مطالب خسته کننده و تکرلری مطرح نکنید...!!!! در جهالت شما و بدعت شما همین بس که جناب سرخسی که از مفسرین پرآوازه خودتان است ، در کتاب المبسوط از کلام ابوحنیفه میگه که ازدواج با مادر و خواهر و عمه و خاله جایز است ، و بر انجام دهنده اینکار حدی وارد نیست...!!! این یکی از هزاران بدعتی هست که مذهب شما بر پایه های متزلزل اون استوار است ، برو ببین بدعت رو کی ترویج کرد تو دین اسلام ، همون دومی که لعنت خدا و نفرین حضرت فاطمه زهرا دامنگیرش شد...!!! الان حسش نیست واست یکی یکی آدرس بیارم ، چون از برخوردت معلومه ارزشش رو نداری ،  برو بدعتهاش رو تو کتب خودتون بخون بعد بیا در رابطه با مذهب شیعه اظهار نظر کن...!!! تف تو ذات هر چی آدم بی منطقه ، اللهم عجل لولیک الفرج..
جناب آقای شیرانی
و
برادران وخواهران گرانقدر مسلمان وحقیقت جویم
سلام...
این عید بزرگ را تبریک میگم باشد که  راه آقا رسول الله را ادامه دهیم
مبعث یعنی وساطت تو میان بنده و مبعود،
ای رسول خدا ، دستانم را بگیر تا بت های باقی مانده دلم را بشکنم که خدای تو خریدار دل شکستگان است.

با سلام مجدد
من هر چی دقیق تر این صفحه رو میخونم سوالایی بیشتری برام پیش میاد
با اینکه شیعه هستم چراتا به حال مطالبی که سمیه خانم میگن رو نخوندم ونشنیدم!!!
حضرت رسول اکرم مگه بغیر حضرت فاطمه فرزند دیگه ای هم داشتند؟؟
سمیه خانم با اینکه ذهن باز واطلاعات زیادی داشتن پس  چرا دیگه ادامه ندادن ؟؟؟
آیا شیعه شدند؟؟
من مطالعه در دینم رو از پارسال شروع کردم خیلی دوس دارم اطلاعاتم زیادتر بشه
یا حق
بسه آقای شیرانی در کدام کتاب به صحابه  حتی منافقین تهمت زنازده شد خداوندمیگه چهارتاشاهدبیاوریدتوراحت تهمت میزنی منافقین مشخص بودند پیامبرنه آنهاراامیرمیکردوعذرآنهارامی پذیرفت ابوبکرباعزت ازدنیارفت عمرباعزت ازدنیارفت عثمان درحال تلاوت قرآن شهیدشدبگوقصرهای‌ آنان کجاست تحقیق کردی مگرخداوندازاحوال انان خبرنداشت گفت ازکسانی که بیعت رضوان راانجام دادند من راضیم صحابه رادرقرآن نگاه کن نه تاریخ مادوستان شیعه ی بیشتری داریم که باآنهاخیلی احساس محبت میکنیم چون آدمهای فهمیده ای هستندضمناهمه عبدالمالک نیستندشماقیاس میکنیدپس اون قتلهای زنجیره ای مابگیم همه شیعیان تروریستندچقدردانشمندترورشدبه خاطرچی
پاسخ:
اولا عمر با فضاحت از دنیا رفت توسط ابولولو کشته شد و عثمان را مردم از خلافت عزل کردن و خود مسلمین و  پایتخت به خانه او هجوم و بخاطر بیعدالتی در تقسیم بیت المال او را کشتن بقول شما شیعه در ان زمان وجود نداشت پس خود اهل سنت او را کشتند 
همه عبدالمالک نیستند ولی اکثر بلوچ ها از کشتار شیعیان خوشحال و افتخار میکردنند که مالک بلند شده و حق شما را مطالبه میکند تا زمانی که بخاطر این اقا مرز و تجارت منطقه  به رکود برخورد فهمیدن سود نداشت هیچ بلکه باعث کشتار خود بلوچ ها هم شد 
در ضمن کتب خودتان را نخواند های برو بخوان تا الکی دفاع نکنی تمام مستندات ما در این بلاگ از کتب مستند خودتان است و بس 
آقایاسرتوکه خودت راسیدمیدانی کجا امام ابوحنیفه همچنین حکمی راداده خداوندمی فرماید مواظب زبان وچشم وگوش خودباشیدکه ازاینهاسوال می شودتوکه سیدی چرابردامادفاطمه شوهرام کلثوم لعنت می فرستی درحالی که سیدناعلی بعدازشهادت اوگریست فرمودنداسلام به عمرنیازذاشت
پاسخ:
گریه کردن امیرالمومنین برای عمر برادر او کسی بود که برای گرفتن رای درب خانه علی ع رفت و با تهدید خواستار خروج علی و عمار و مقداد و سلمان و حتی زبیر بود و بانو فاطمه درب را باز نکرد گفت تو میخواهی بزور وارد خانه پیامبر بشوی قسم خورد بلی اگر خارج نشوی بخدا سوگند خانه را اتش خواهم کشید  صحیح بخاری 

و بنظرت چرا امیرامومنین علی ع بعد از شش ماه با ابوبکر بیعت کرد و سریعا تن به بیعت داد 
اسمت ناخواناست دوست عزیز ، اگر من خودم را سید میدانم دلیل نمیشه که از گفتن حقیقت سرباز بزنم..!!! من به شما آدرس میدم شما برو اون کتاب که از کتابهای فقهی شماست و علما و مفسرین خودتون نوشتند مراجعه کن بعد اگه هنوز ابهام داشتی بیا من در خدمتم ، اما خواهشا با مدرک صحبت کن ، در کدوم یکی از کتاب های ما نوشته که حضرت علی بعد از فوت عمر گریست؟؟؟ توجه داشته باش چی گفتم...!!! آدرسش رو از کتب شیعیان بیار نه کتب خودتون ، چون ما کتب شمارو قبول نداریم ، ولی دلیل اینکه از توشون واستون مستند و آدرس میاریم اینه که شما به همانها بسنده میکنید ، حالا آدرس کتاب المبسوط جناب آقای سرخسی جلد نهم صفحه 58 از قول امام اعظم ابوحنیفه میگه: اگر چنانچه کسی زنی را اجاره کند که با او زنا کند ، و با او زنا هم بکند ، نه برمرد و نه بر زن حدی وارد نیست... ، آدرس دوم : کتاب المحلی جلد 11 صفحه 253  یا 235 از قول ابوحنیفه میگه : کسی با مادرش ، با دخترش ، با خواهرش و ... ازدواج بکنه حد نداره و جایز است...!!! دوست عزیز من امیدوارم که با خوندن این مطالب به خودت بیای و جویای راه حقیقت بشی ، توصیه میکنم این کتب رو که تهیه کردی چاپ جدید و قدیمش رو هم تهیه کن ، وقتی چاپ قدیم رو خوندی و مطلب واست واضح شد ، به چاپ جدید به همون صفحه و جلد مراجعه کن ، اونجاست که میبینی روایت رو پاک کردن و نیست ، این دست بردن در روایات مفسرین خودتان از حرکات و حربه های همیشگی علماء اهل سنت و وهابیون عربستان است..!! کتب خودتون رو هم تحریف میکنند تا با عقائد شما بازی کنند و شما رو در همان گمراهی و ضلالت رها کنند..!!! من توصیه میکنم به سایت www.sonnat.net هم یه سری بزن ، اکثر شبهات و سوال هایی که داری در اونجا پاسخش هست ، بعد واسه بررسی اش به همون کتب که نزد خودتون هست یه سر بزن ، بعد مجدد بیا من در خدمتم..!! یا علی
پاسخ:
علی یارت سید جان خدا قوت

کاش منم از مخالفین بودم بلکه سوالاتم بدون جواب نمی موند!!!
خواهرم ، اگه شما مطالب رو از اول خوندید و دیدید که کسانی که شبهاتشون رو اعلام کردن دیگه نیومدن ، بدونید که دیگه پاسخی نداشتند و سوالی واسشون نمونده..!!! حضرت رسول در زمان حیات پانزده زن داشتند که در زمان حیات با سیزده نفر از آنان آمیختند ، اما در زمان فوت حضرت نه نفر باقی ماندند...!!! از اکثر زنان پیغمبر زنی متولد نشد به غیر از حضرت خدیجه و زنی دیگر که الان حضور ذهن ندارم ، در روایات از حضرت خدیجه هفت فرزند به رسول خدا عطا شد ، که چهار پسر بودند و سه دختر اگه اشتباه نکنم..!! در قبل از بعثت همگی پسران از دنیا رفتند ، ولی دختران بعثت حضرت رسول را درک کردند ، حضرت فاطمه کوچکترین دخترهای حضرت رسول بوده اند...!!! پس خواهرم مشخصه و طبیعیه که حضرت رسول با داشتن این تعداد زن طبیعتا فرزند دیگری هم به غیر از حضرت زهرا داشته اند ، ولی توصیه میکنم اگه میخواید کامل بدونید حول محور همین مساله از حمید جان سوال کنید تا جواب بگیرید...!!! یا علی...
بقول خانم شیرزاد " واقعا"
سلام خیلی ممنون آقای سید یاسر من فکر میکردم همه فرزندان پیامبر قبل فوت یا بهتر بگم شهادت پیامبر (ص) از دنیا رفته بودندپس عثمان که خواهرمون سمیه گفتن با دختران دیگه پیامبر ازدواج کردند؟؟... میدونم  آقای شیرانی سرشون شلوغه جواب نمیدن میترسم با اطلاعات کممون وسوالات زیادمون مزاحم ایشان وامثال شما بشیم
بازم ممنون




بله خواهرم ، دو دختر به نام ام کلثوم و رقیه بودن ، اما مبحث ازدواجشون بسیار تخصصی تر هست که حمید جان در طی بحثشون با خانم سمیه پاسخش رو دادن که ازدواج آنها به چه کیفیتی بوده ، من از حمید جان عذر میخوام ، قسمتی از پاسخشون رو به سمیه خانوم رو در این قسمت ذکر میکنم که به خواهرمون زهرا خانم هم کمک بشه و ابهامش برطرف شه ، از قول حمید جان :

حال که معلوم شد تمام دختران پیامبر اکرم بعد از بعثت متولد شده اند، چگونه می توان این قصه تاریخی را قبول کرد که:

دو دختر پیامبر در زمان جاهلیت با دو پسر ابولهب ازدواج کردند و بعد از بعثت از آن دو جدا شدند؟!

مقدسی در همان کتاب البدء و التاریخ می گوید: بعد، پیامبر رقیه را به همسری عثمان بن عفان درآورد و او با عثمان در دو هجرت مسلمانان به حبشه رفت. (البدء و التاریخ: ج 5، ص 17)

چگونه می توان این داستان را قبول کرد در حالیکه هجرت اولی در سال پنجم بعد از بعثت انجام شد. چگونه است که رقیه قبل از بعثت با پسر ابولهب ازدواج کرد و از او جدا شد و با عثمان ازدواج کرد و با او به هجرت حبشه رفت، در حالیکه بعد از بعثت متولد شده بود؟!

این قرائن آن نظریه را تأیید می کند که آن رقیه که با عثمان ازدواج کرده غیر از رقیة دختر پیامبر است، او دختر خوانده پیامبر بوده و می دانید که عرب ها دختر خوانده را دختر می خواندند، همچنین درباره ام کلثوم، چون فرض آن است که آنها بعد از بعثت متولد شده اند.

اما راجع به جناب زینب: اگر گفته شود اوست که با عثمان ازدواج کرده: سید جعفر مرتضی عاملی می­گوید اصلا عثمان با او ازدواج نکرده است و اسم شوهر اول او ابوالعاص بن ربیع بوده است و تمام کسانی که در سیره درباره او نوشته­اند وفات او را در سال هشتم هجری نقل کرده اند در صورتی که ابوالعاص 4 سال بعد از او در سال دوازدهم فوت کرده است این در حالی است که کسانی که می­گویند وی با عثمان ازدواج کرده این ازدواج را بعد از وفات ابوالعاص نقل کرده­اند. (کتاب بنات النبی ام ربائبه ص28 سید جعفر مرتضی عاملی)

انشا الله که حمید جان منو ببخشند ، عذر میخوام! یا علی . . . .

ممنون
ببخشید یه سوال دیگه !!
من درمورد خانم ام کلثوم دختر امام علی (ع)  هم خیلی کم میدونم اگه میشه خلاصه سرنوشت ایشان رو بهم بگین ممنون میشم
ایشان در واقعه کربلا بوده اند یا خیر ؟
خواهش میکنم ، بله حضرت ام الکلثوم دختر حضرت علی (ع) بوده اند ، که در اصل طبق روایات نام دو دختر حضرت علی که از وجود مبارک حضرت زهرا متولد شده اند ، که یکی از آنها به نام زینب کبری بوده و دیگری به نام زینب صغری بوده اند که کنیه اش ام الکلثوم بده است...!!! بله ایشان در وقایع کربلا حضور داشتند ، اما برای رسیدن شما به نتیجه مورد نظرتون از تمام جهات در رابطه با حضرت ام الکلثوم و شبهه ازدواج ایشان با عمر ، توصیه میکنم به این آدر برید و از اول تا آخر مطلب رو مطالعه کنید: http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83 ، شرمنده...!!! من در خدمتم.
قابل ذکره خواهرم که همونطور که در پست قبل گفتم ، نام دختران حضرت علی طبق برخی روایات زینب کبری و زینب صغری میباشد ، یعنی در اصل حضرت علی دختری به نام ام الکلثوم از خود و حضرت زهرا نداشته اند ، بلکه کنیه ایشان ام الکلثوم بوده نه نام ایشان ، حالا به همان آدرسی که داده ام بروید میبینید که مطالب و رد این مدعی از طرف علمای شیعه بسیار منطقی و جالب است...!!! یا علی.
همین  دیگه میتونستم تو گوگل سرچ بزنم و مطلبمو پیداکنم ولی به هرسایتی نمیشد اعتماد کنم  ممنون از لطف بیشمارتون آقا سید    التماس دعا
نگرانیتونو درک میکنم خواهر ، اما این سایت که لینکش رو واستون گذاشتم سایت معتبریه ، یهنی خودم به شخصه قبولش دارم...!! بخاطر همین لینکش رو واسه همین مطلب گذاشتم واستون.
۰۹ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۰۹ زهرا حقیقت جو
بازم ممنون که این سایت بهم معرفی کردین مطالب خوبی داره
سلام
من دیروز متوجه شدم که اهل سنت مراسم ختم صحیح بخاری برگذار کردن !
می خواستم شما در مورد این مسئله کمی توضیح بدهید ، چون برام خیلی جالبه که ما شیعه ها بخاطر عزاداری برای فرزند رسول الله بدعت گذارو کافر باشیم  ! ولی اهل سنت بخاطر ختم کتابی به غیر از قرآن ! بدعت گذار و کافر نباشن !!!! برچه اساسی باید کتابی به غیر از قرآن ختم بشه ؟؟؟
جالب تر از اون حرف بعضی از دوستان اهل سنته که وقتی حدیثی از صحیح بخاری یا صحیح مسلم میاریم که نمی تونن جواب قانع کننده ای در برابرش داشته باشن میگن اون حدیث ضعیفه ! و مورد قبول ما نیست !!! از یه طرف باید این کتاب را ختم کرد از یه طرف تمام احادیثش مورد قبول نیست !!!!!!!! 
پاسخ:
دقیقا حق با شماست 

آقای شیران تااونجایی که من متوجه شدم والبته تحقیق کردم اونایی که ازاهل سنت والبته وهابیت شیعه شدن اکثراعلماشون هستن که درموردتشیع تحقیق کردن مردم عادی خیلی گرایش به تشیع ندارن چون مطالعه وتحقیق ندارن مگراینکه ازطرف همین مولویهاوغیره به یه نتیجه ای برسن ولی درعوض ازعلمای تشیع حداقل  من سراغ ندارم که ازتشیع خارج بشن وازمردم عادی هم اونایی گمراه میشن که یاشیعه واقعی نیستن ویابیسوادن وتشیع روواقعانمیشناسن تاچه حداین قضیه درسته؟

پاسخ:
من با تعدادی از شیعیان  گرایش یافته به ادیان نو ظهور و فرقه های کاذب بحث داشته ام وقتی از انها تفسیر سوره حمد و یا معنی فارسی ان سوره ای که در هر رکعت از نمازش میخوانده را نمیدانستند یعنی این قبیل ادم ها با اینکه یک بار قران را به معنی فارسی هم نخوانده بودند چه برسد به تفسیر و بهمین دلیل بیشتر بخاطر ازادی در حجاب و شراب و ارتباط با نا محرم به این فرقه ها رفته اند تا خلا بی دینی نداشته باشند چون فطرتا میخواهند دینی داشته باشند ولی در کنار دین و خدا هرکار خلاف قران را که دلشان میخواهد را انجام بدهند بخاطر همین و بعضا این افراد عیوب امثال من را دیده و به پای مکتب مینوشتند و انها اگر عیبی هست از مسلمانی ماست به پای دین اسلام نیست را متوجه نشده اند .انها انتظار دارند یک فرد شیعه معصوم باشد و از خطا های مردم برای قیاس ماالفارغ استفاده میکنند
آقای سیدیاسرماهم کتابهای شماروقبول نداریم قرآن راچه کارمیکنی اینهمه صحابه راتعریف کردشیرانی بدبخت عمربدست یه مسلمان به شهادت نرسید آقای تراکتوری عمردرمحراب رسول الله به شهادت رسیدبعدهم بودازرهبر معظم بپرس که درایرانشهربودباعموی من چه قدرصمیمیت داشت دین فروش ما شیعه کشیم اینهاروآیت الله برقه بهترازتومیدانست بعدهم مریم خانم علما نیستن گرسنه هاهستند
پاسخ:
صمیمیت رهبری با عمویت ربطی به هدایت شما ندارد چون رهبری زمانی با او ارتباط داشته است رهبر با ارامنه ایران هم صمیمی و به منزل انهاسر میزند و این دلیل بی ربطی است این ایت الله برقه شما خودش کجاست که فقط صدای به نام او پخش میشود و در زمن مرتضی رادمهر و دیگر افراد موهوم و خیالیتان ولی من چند تا مستیصر زنده و حی و حاضر بهت معرفی کنم مولوی جهانگیر حشمتی در دسک منتظر شماست بروید و با ایشون مناظره کنید اصلا ادرس بده من میام بلوچستان نامرد هستم بهت سر نزنم و در هر مکانی که بگی با شخص تو به مناظره نشینم و ایا تو چطور حاضری این شرط رو بپذیری بگو من ادرس میدم برو با دوستان شیعه ما یاران امام عصر عج هستند به گفتگو بپرداز و بعد جلسه هر نتیجه ای گرفتی راه خود را خواهی رفت ولی تو هدایتشون کن مومن
آقای ا-ب ما نیازی به این نمیبینیم که شما کتب مارا قبول داشته باشید ، مارا به خیر شما امیدی نیست ، پس شر مرسانید...!!! فقط بگو کتب فقهی و اصولی خودتون رو قبول داری یا نه ، فقط یه جواب آره یا نه..؟؟ اگه کتب فقهی خودتون رو قبول داشتی که دیگه اینجا نیا و بحث بیخود نکن ، برو سوال هایی که مطرح شده دنبال جوابش بگرد ، اگه کتب خودتون رو هم قبول نداری و قرآن رو قبول داری ، من با قرآن ثابت میکنم که من که فقهم رو از اهل البیت و ائمه علیه السلام گرفتم ، نسبت به کل مذهب شما و کل اعتقادات شما ، هر چهار فرقتون شیعه برتری داره ، و از طریق قرآن ثابت میکنم که در زمان احتضار حضرت رسول عمر صدایش رو بر صدای حضرت رسول برتری داد و مانع درخواست ایشان شد..! تعصب رو بذار کنار و برو تحقیق کن ، مسائلی که مطرح شده رو با ادله و مستند رد کن ، نه چرندیات و حرفهای بیخود ، و اینکه فلان عالم سنی شده و همون یکی رو هی مطرح کنی ، تو میدونی چنتا از علمای شما شیعه شدن ، دوتا شخصیت مهمش رو بهت میگم که تو و امثال تو و اون مولوی عبدالحمیدتون که از مناظره با آیت الله قزوینی فرار کرد در برابرشون بچه به حساب میاید ، یک : شیخ عصام العماد ، دو : محمد تیجانی تونسی که مولوی خیرشاهی گنده برداشت که بیا با شاگردای علمای ما مناظره کن تا ببینی چطور تورو شکست میدن ، اون که تیجانی بود..!!! حالا آقای قزوینی از رهبر شما درخواست مناظره کرد ، اما اون فرار کرد ، عجب شکستی میخوان بدن اینا که روشون نمیشه مناظره کنن...!! خب سومیش : شیخ حسن شهاته از علما و صاحبان سخن در مصر که بالاخره شهیدش کردید چون شیعه شده بود ، برو و این چرت و پرت هات رو کنار بذار و بحث علمی کن ، استناد کن ، تا مستندت رو با پاسخی کوبنده جواب بدیم...!!! یا علی . . . !  
آقای اب اول اینکه برقه ای در پاره ای مسائل با بزرگان دین اختلاف داشته و مسائلی چون شفاعت را قبول نداشته نه اینکه سنی شده باشدشبهات او هم همان است که قرنها شما مطرح میکنید و پاسخ داده میشود وگرنه اگر چیز تازه ای دارد رو کنید تا جواب ببینید.دوم اینکه او قبل از این قضایا هم از حوضه و از بین مردم مطرود بود وگرنه عامه مردم او را میشناختند سوم اینکه در قران تصریح شده که قران برای عده ولایزید الظالمین است و همچنین اشاره شده که عده ای از ظلمت به سمت نور میایند و عده ای از نور به ظلمت و وقتی قران اشاره میکند یعنی اینکه همچنین قضیه ای هست و مورد این اقا در صورت خروج از تشیع همین را ثابت میکند چنانکه مورد آقای شیرانی خروج از ظلمت به نور را تایید میکند.ما از حضرت امیر داریم که کیفرمایند در اخرالزمان غربال خواهید شد پس باید در این غربال عده ای سست عنصر پایین بیفتند.در پایان از شما میپرسم امام زمانتان کیست؟
پاسخ:
احسنت رسول خدا میفرماید دو یادگار نزد امتم قراد دادم کتاب خدا و عترت و اهل بیتم که این دو موجب هدایت هستند و هیچگاه متفرق نمیشوند یعنی الان در کنار کتاب خدا باید شخصی از اهل بیت بعنوان یادگار نزد ما امت یادگار وجود داشته باشد و اما اهل سنت نمیتواند مهدویت ما شیعیان را بپذیرند و یکی از یادگارهای رسول ص را کم دارند و این یعنی خود گم .....
چراآدرس نمیدی کی آدرس میدی تو که دم ازمناظره میزنی چراآیت الله انصاریان هردوشنبه منتظریم نمیادمن تحقیق کردم قرآن صحابه راتحقیق کرده این چه مذهبی که پیامبررابهترین مربی میداندامابعدازوفاتش فقط چهارتاازشاگردانش درست شدندبقیه مرتدسیدناعلی که فاتح خیبرندزنش راکه حامله است شهیدکنندخلافت راکه به قول شماحکم خداست ازدستش گرفتندسکوت کردبعدهم دخترش رابه قاتل زنش بده علی ماسیف الله است نه ترسوعلی مایه لحظه هم تحمل نداشت نقصی دردین بیادعلی اهل تقیه نبود علیفاتح جنگهابودنه خانه نشین
پاسخ:
خوب معلومه که تا به حال رنگ کتاب های تاریخ طبری یا خوارزمی را ندیده ای اولا فاطمه زهرا به قول شما کی از دنیا رفت ایا علی بلافاصله با ابوبکر بیعت کرد و عقل پیامبر نمیرسید جانشین تعیین کند اما به عقل ابوبکر رسید که خلیفه بعد خودش را مشخص کند والعیاذ به الله و بعد مرگ خلیفه دوم مگر چه مشکلی در سنت شیخین بود که علی نپذیرفت و عثمان خلیفه شد مردانگی علی را در اینجا ندیدید که اثبات کرد خلافت دنیای برای ارزشی ندارد و با نپذیرفتنش نشان داد سنت دو شیخ قبلی را قبول ندارد چون اشتباه بوده است چون شخص رسول اکرم ص فرمایش دارند من شهر علم هستم و راه رسیدن به این علم علی هست یعنی علی از شهر علم رسول خدا اتصالی داشت که در امور دنیوی و خلافت مداری و رهبری مسلمانان هیچ ضعفی نیست و این را با تشکیل سپاه اسامه تایید میکنه که سن و سال برای رهبری گروه ملاک نیست و لعنت کرد به سرپیچی از اسامه اما باز چه کسانی سر پیچی کردند 
زهراالف ختم بخاری جشن فارغ تحصیلی هست همایش سالانه شماهمه چیزتان شده این حمیدبدبخت ازعلمای اعلی سوال کنیداین همه عالم بزرگ شیعه وجودداردیعنی شیعه اینقدربه حمیدشیرانیمحتاج بوده این همه بزرگش کردید
پاسخ:
حمید شیرانی بزرگ نیست خاک پای شیعیان است شما اگر باکی نداری بجای اینکه شبهات مطرح شده در حرف هایم را جواب دهید سراغ ترور شخصیت هستید اصلا من دزد مولوی جانگیر سارق و محمد امین سپاهیان گدا و چندانی دروغ گو مولوی اسلام زومک زهی جاه طلب و اقای پروار از زندان ازاد شد شما بجای بحث علمی رفتین دنبال حاشیه من از حمایت شیعیان خوشحالم چون این معرفت شیعه رو میرسونه که در مقابل هجمه اکاذیب دوستانی که به جرات میگم در حضور خودم دولا و سه لا میشوند و لبخند میزند ولی در پشت دشنی شیعه و بغض و تنفر از ما شیعیان را در دل دارند اقا شما مگر ادعا نمیکنید باک دارید پس چرا نگران هستید
آقای أ ب ت ث ج ح خ !!! یعنی شماها هیچ وقت مراسم ختم بخاری نداشتید و ندارید, این دفعه ام بخاطر جشن فارغ التحصیلی مراسم گرفتید آره ؟؟؟!!!!
البته من متوجه هستم که شماها یه جورایی عادت دارید به دروغ گفتن ولی دروغم می خواید بگید لطفا یه جوری بگید که باعث خنده ی دیگران نشه ! :))))
متاسفانه باید خدمتتون عرض کنم دنیا خیلی وقته که پیشرفت کرده و از طریق شبکه های ماهواره ای و اینترنت میشه این مراسمو دید یا در موردش اطلاعات کسب کرد !
حالا که تشریف آوردید این سوالارو جواب بدید :
بانیان این مراسم برگزاری مراسم بزرگداشت رسول مکرم اسلام(ص) رو بدعت وموضوعی شرک آمیز می دونن پس چطوری برگزاری مراسم گرامیداشت بخاری رو شرک آمیز نمی دونن ؟؟؟  وچگونه مردم رو ازمیلاد پیامبر دور میکنن وبه این گونه مراسمات تازه تاسیس دعوت ؟؟؟؟ ازهمه مهمتر چگونه بانیان این مراسم نذر ونذورات دیگر مذاهب رو به دید غیر شرعی می نگرن اما درباره دادن نذر ونذورات به مراسم صحیح بخاری برای مردم آسمانو به ریسمان می بافن واستدلال های عجیب وغریب میارن ؟؟؟؟
در ضمن اگه احترام ما به آقای شیرانی برای شما و امثال شما خیلی سخت و سنگینه دلیلش محتاج بودن ما نیست , دلیلش حقارت بیش از حد شماس که با وجود اون همه آزار و اذیت و رفتارهای ناشایستی که داشتید الان حتی تحمل دیدن یک سایتم ندارید ! بله ما برای برادران دینی خودمون ارزش قائلیم حالا شما تحمل دیدن نداری میتونی سر بذاری به بیابون ...


اب عزیز سلام.بزرگوارجوش نزن مگر نمیدانی پیامبر قبل از همه سلام میکرد بهتر نیست شما هم سیره ایشان را پی بگیرید و بجای عصبانیت با منطق بحث کنید/اما بعد فرمودید آقای انصاریان چنین و چنان و شما تحقیق کرده اید میشه بفرمایید از کجا تا ماهم بدانیم و ببینیم؟فرمودید چطور میشود فقط 4 نفر از صحابه میمانند و باقی مرتد میشوند.من از شما میپرسم چطور میشود بعد از 40 روز از غیبت حضرت موسی حتی 1نفر هم به دین خدا نمی ماند و گاو پرست میشوند؟ااگر از قول شما باشد باید گفت این چه پیغمبریست که حتی یک نفر را هم درست تربیت نکرده؟مگر در قران از حضرت هارون بعنوان جانشین و حضرت موسی و پیامبری بزرگ یاد نشده آیا نعوذ باالله ایشان ترسو و بی غیرت بودند که مانع گوساله پرستی قومشان نشدند یا اینکه به تصریح و تایید قران از ترس پاره پاره شدن امت سکوت کردند؟علی نسبت به دنیای اسلام به مصداق آیه اشداء علی الکفار و رحماء بینهم عمل کرد و نه مانند دوستان شما بر عکسش را.دوست گرامی در کتاب صحیح بخاری کتاب المفازی باب غزوه خیبر حدیث 3998آمده است که حضرت علی از محضر عمر کراهت داشتندو یا در همان کتاب خطاب به ابوبکر میفرماید تو در باب خلافت با ما استبداد کردی.یا درگیری زبیر با طرفداران شیخین درب خانه حضرت زهرا.به من بگویید بقول شما صحابه همگی عادلند پس چطور است که بین چند صحابی که همه عادلند چنین اموراتی میگذرد ؟آیا اینها نشانه عدم عدالت و خروج از حق نیست ؟یا بقول شما این چه پیغمبریست که نتوانسته اصحابش را با عدالت آشنا و تربیت کند؟همین حدیث نشان میدهد امیرالمومنین از خلافت ابوبکر ناراضیست و باید بدانید که حضرت علی با تمام بدعتهای خلفا مخالف بودند و زمان حکومتشان ان بدعتها را اصلاح کردند نشان به این نشان که در شورای بعد از عمر نپذیرفتند که بر سیره شیخین عمل کنند.اینکه فرمودید بقول ما خلافت امر الهیست اگر نیست چرا خلفا در امور دینی الهی اجتهاد و دستور میدهند و شما به آن عمل میکنید؟؟در باب ازدواج دختر امیرالمومنین هم بحث های فراوان شده که جا دارد کمی از آن را تحقیق کنید که ایا اصلا بوده یا نه .در ضمن کسانی که طبق آیه خدا معصوم و پاکند احتیاجی به ما یا کسبی دیگر ندارد اما قبول کنید که شما هم جای ما میبودید از هدایت یک همنوع به طریق حق شادمان میشدید خاصه آدم دوس داشتنی یی چون حمید شیرانی .به امید هدایت همه به راه راست.انشاء الله
جناب انصاریان تشریف آوردن ولی عصاره های فرهیختگی و انیشتین های شبکه کلمه ! ترجیح دادن فرار کنن تا به قول شون وفا ! ... شما بیخود منتظری
شبکه کلمه هر موقع تونست از پس آقای شریفی (که نه درس دینی خونده نه روحانیه ) بربیاد من قول میدم به بقال سر کوچه مون بگم خودشو برای مناظره بعدی آماده کنه ...
آقای شیرانی،وآقای شابادیشماازکتابهای خودتان خبرنداریدوتازکسانی که برگشتن فقط ایت الله برقه ای نیست ادب بهتون یادندادندکتابهایتا ن پراز فحش است بشماراستادسجودی ،مرتضی رادمهر دکترکلهر سفیرایران درپرتغال و........دروغ درذات شماست که یه عمربه مردم دروغ بگیدتامال بیت المال راحیف ومیل کنید اهل سنت نیازی به دروغ ندارندچون سرمایه وطلای مردم رااززیارتگاه جمع نمیکنندآدرس شماره حدیث وراوی رابیان کنیدمکذبین
پاسخ:
استاد رادمهری که فوت شد مرد و بعد روحش کتابش رو نوشت حال چندتا از دروغ های این اقا رو بهت بگم 
به اولیش فکر کنی میفهمی بعدی هاش رو دیگه نخونی تا عصابت خراب نشه تا این فرد رویایی ات خراب نشه 1 : ایشون در کتابش میگه دانشجو شهید بهشتی تهران و طلبه فیضیه قم بوده اولا دانشجو پزشکی با استیجری و اینترنی که کشیک های فشرده و امادگی برای مورنینگ هاش که اون اصلا نمیدونه چیه و بدروغ میگه دانشجو پزشکی بوده واضحه که نمیتونه صدو پنجاه کیلومتر در ان زمانی که اتوبان نبود تا فیضیه قم طی بکنه و هر دو تحصیل پزشکی دانشگاه تهران و طلبه فیضیه قم رو سپری کرد 

2 این اقا عنوان کرد در سطح دوم حوزه با علمای ترکمن صحرا مناظره  و موفق شده است و در روزنامه عکس او چاپ شد ؟؟؟؟ اولا مگه عالم کم بود که اون رو برای مناظره بفرستند یه طلبه سطح دومی دوما کسی نبود شهادت بده همچین مناظره ای رخ داده چون اولا ضعف برای علمای اهل سنت بوده که از یه طلبه نخبه شیعه پیروز شدن نه علمای ترکمن صحرا و نه شیعه قم همچین مناظره ای نداشته انند و در هیچ ارشیوی از روزنامه های تهران نیز یافت نشد 
3 ایشون ادعا میکنه که بورسیه حوزه گرفته که اصلا همچین چیزی وجود نداره بورسیه چی از مهد علم و پایتخت علمی شیعه بورسیه به کدام جایی بهتر ؟؟؟/ بعد اونجای که بورسیه شد چه چیزی یاد بگیرد خودش فقط میدونه 
4 دروغ بعدی عنوان میکند که هفت هزار شهریه گرفته است بالاترین شهریه در ان سال برای طلبه نخبه و مدرس دو الی سه هزار تومان بوده است
5 عنوان میکند نزد مرجع عالیقدر وحید کسب فیض نموده در حالی که ایشون در ان زمان مرجعیت نداشت و مرجع نبوده و همچین اعایی هم نداشته 
6 ایشون میگن که در پاکستان از شدت بیماری و بی کس توسط مامور ها زخم و مرد. کی بود که این کتاب رو با شرح کامل وقایع که شاهد نداشته و از بیکسی این اقا که نداشته برایش تعریف کنه چطور نشر شد روحش اومد جریان نحوه مردنش رو گفت 
در ضمن ایشون مرده ولی در کتاب انگاه سنی شدم ازشش اورده که در اینده کتاب صیغه حرام و غیره بزودی از ایشون چاپ میشه اخه چطور روحش مینویسه یا شما بدروغ به نام رادمهر کذب مینویسید 
ولی  خلاصه بگم نویسنده کتا اصلا تا بحال نمیدونسته که دعای کمیل چه محتوی داره و در ان هیچ فهشی وجود نداره و اصلا قم و قوانین حوزه رو نمیدونسته هیچ اصلا بگوشش هم نخورده و اطلاعات او اصلا صدق نمیکنه و فقط برای من خنده بود و بس
زهراخانم شماکه میگیمن محققم هرسال به این خاطر می گویندختم صحیح بخاری طلاب آخرین حدیث این کتاب راتمام می کنندوفارغ التحصیل می شوند وسخنارانی شخصیتهای علمی ومذهبی وسیاسی است حتی ازدفتر مقام معظم رهبری هم دراین مراسم شرکت میکنندوهدایایی به فارغ التحصیلان داده می شودنه کس به سروسینه میزندونه رقص واوازی هست کجاش بدعت غیرازاینه انشاءالله سال بعدشرکت کن وببین راست هست یادروغ درضمن همه کتابهارادارم آقای شیرانی هردروغ رامیگی آخرش می نویسی صحیح بخاری فکرکردی ماصحیح بخاری نداریم تومیگی من برای تحقیق رفتم مرکز جماعت تبلیغ درذمرکزجماعت تبلیغ اصلا اجازه ی بحث وجدل وجودنداردحتی اگرفردی بالاترین مدرک راداشته باشدچرابه به حوزه های علمیه مراجعه نکردی جهانگیردروغگوراهمه نیکشهری هاخوب می شناسن به خاطر چی شیعه شدتوکه هستی کسی جلوی تودولا وسه لابشه عقیده ی مااین است جلوی الله فقط دولابشیم محتاج اونیم نه تووحتی بالاترین کس  مخلوق باشه سرتعظیم فرودنمی آوریم عبادات ماخلص برای الله است فقط اونو صدامیزنیم اگرشرک است وخیانت است بگیدماصحابه رادوست داریم چون رسول خدافرمودندهرکس باصحابه محبت میکندبه سبب دوستی مناست وهرکس باصحابه بغض داردبه خاطر بغض بامن است درباره صحابه من ازالله بترسیدمی خواهیدماهم مثل شمامنکرزحمات صحابه باشیم مثال حضرت موسی وهارون رامیارن خودت رامنطقی میدانیخداهمه جابنی اسشرائیل راسرزنش کرده ولی صحابه راتعریف بنی اسرائیل وقتی حکمی نازل میشدهزاربهانه می آوردندصحابه جانشان راقربان کردندبنی اسرائیل وقتی خداحکم جهاددادندبه حضرت موسی گفتندتوبهترمیدانی وخدایت ولی این همه مسلمان بخاطر برکت جهادصحابه است نه من وتوقیاس میکنی درقرآن آمده که حضرت موسی برگشت گفت شماامانتدار خوبی نبودحضرت هارون رازدحالا کی حضرت علی رابازخواست کردوگفت شماامانتدارخوبی نبودیبه والله شمابازخواست میشید بخاطرتهمتهای که به صحابه وازواج مطهرات میزنیدزمانی گه عبدالله بن صبا ی یهودی وگرههش به منزل حمله کردنسیدناعلی کرم الله وجه سیدناحسن وحسین رابرای نگهبانی فرستاد
پاسخ:
جمع نبند ازواج نه بلکه زوجی از رسول خدا در ضمن یک بار سوره نسا رو به فارسی بخون نه تفسیر بعد خواهی فهمید که خشم خدا و رسولش از ان ان زوجی است که خدا در قران میگه حق ندارید از خانه هایتان خارج بشید و در منزل مانند دوران قبل در خانه و در مسایل مملکتی و حکومت داری ورود پیدا نکنند که خلاف این امر خدا و نص قران کریم رخ داد و این یعنی خود ضلالت
سلام به آقا شاهین ، ببخشید میشه از همون کتابایی که ما ازش خبر نداریم یک چند نمونه مستند بیارید تا ما هم خبر دار شیم و ادب رو از شما یاد بگیریم..!!؟؟؟ که چطور از بیت المال درست استفاده کنیم..؟؟؟ تعجبم این همه مسائل و شبه ها و مشکلات بر مذهب شما وارده ، که از تعداد موهای سرت بیشتره و ما از کتب خودتون واستون آوردیم اونم با ذکر اسم کتاب ، نویسنده اش ، شماره جلدش ، شماره صفحه و شماره روایت و راویش و حسن بودن روایت با نظر بسیاری از مفسرین و علمای علم حدیث ، جالب اینجاست حاضرم قسم بخورم که نرفتی حتی یکی از اون مسائلی که مطرح کردیم رو بهش نگاه بندازی ، چون جربزه اش رو نداری ، خودتم میدونی واسه چی نمیری بخونی و تحقیق کنی...!!!!! ما هم میدونیم ، اونجاس که بهت ثابت میشه کی یه عمریه به مردم دروغ میگفتند و با عقائد آنها بازی میکردند و عذر میخوام ، مردم رو به اصطلاح ما آخور بند میکردند که فقط سرشون تو کار خودشون باشه ، اونجاست که چهره واقعیه اون مولوی عبدالحمیدتون واستون آشکار میشه ، حالا با این اطلاعات ناقص و تعصب شعله ور و منطق انعطاف ناپذیرت اومدی میگی از کتابهای خودتان خبر ندارید...؟؟؟!!! ، واقعه باعث خنده و اندوهه..!!!!! شما از همین کتاب های ما واسه خودمون مستند بیار بنده در خدمت هستم...!!! امضاء سید یاسر موسوی. . .   
به قول خانم زهرا ، این آقای الف ب پ ت س ج چ ح خ د ذ . . .  ، چرا اینقدر حرف بیخود میزنی ، البته خوبه ، یک دستی هم بلدی بزنی ، که پس صحیح بخاری داری ها...؟؟؟ خانم زهرا حرف جالبی میزنه : شما که بخاری رو ختم میکنید تعجبه با این آدرس هایی که بهتون میدن ، چطور اینقدر مسمم ردمیکنید ، شایدم راست میگید..!!! فقط زحمت بکش وقتی میخوای صحاص سته رو مطالعه کنی چاپ جدید و قدیمش رو تهیه کن و در باب ها و روایات و مجلد هایی که ما بهش استناد کردیم در هر دو چاپ یعنی جدید و قدیم یه سری بزن تا اونجا دروغ و دروغگو واست محرض بشه ، لطفا فواصل چاپی حد اقل با پند سال رو در نظر داشته باش و تهیه کن ،  توصیه میکنم به جای اینکه داغ کنی و همینجور مثل نوار تایپ کنی دریغ از یه حرف مناسب ، برو صحیح بخاریتون رو بخون...!!! خیلی واضح بگم و میگم و خواهم گفت ، امثال شما جرات خواندن مسائلی که از کتب خودتون مطرح کردیم رو ندارید ، یک خواهشی که دارم و دفعه قبل هم گفتم ، لطف کن با مستند صحبت کن ، جفنگ نباف . . .!!! خیلی از صحابه بعد از حضرت رسول با کارهایی که انجام دادند کافر شدند ، جناب طلحه الخیر و جناب زبیر ، و جناب ابوبکر و عمر و عثمان ، تو کتب خودتون با ذکر منبع و ماخذ هست ، اگه قول بدی که وقتی آدرس دادم واقعا بری بخونی و نگی خوندم نبود ( یک دستی نزنی ) ، به این مساله پی خواهی برد ، اگرم گفتنم فایده نداره که الکی خودتو منو به زحمت ننداز ، و بحث بیخود نکن ، همون مسر پر از ضلالت و تعصبت رو ادامه بده....  
بحارالانوارمجلسی پرفحش وناسزاتوکه آدرس دروغ میدی من ازکجاپیداکنم بعدهم چطورقسم میخوری من این کتابهاراندارم نشانه درغگوقسم زیاداست میگم ادب نداری تابحال دیدی اسم یه عالم رابه بدی بگیریم مردم جانشان رفدای مولوی عبدالحمید میکنن چون تابحال به مردم دروغ نگفته وچشمش به مال مردم نبوده سری به کوچه خیابان بزن که خودشیعه چه قدربه آخوندای شمافحش میدندمنطق نداری دلیل نداری اسم دیگران رامی آوری مولان انشائ الله خاریست درچشم شماکاش می آمدی جشن فارغ التحصیلی طلاب میدیدی که اندیشمندان شیع وسنی چه احترامی به ایشان میگذارندموتوبغیظکم
خودت میگی طلحه الخیردرجنگی که بخاطرروسول الله(ص) جانبازشداین لقب راگرفت توکه صحیح بخاری راقبول نداری چه فایدقرآن چی بیست ویک جاصراحتا ازصحابه تعریف شده قران راردمیکنی خودت رادنشمندحساب میکنی ازاولادپیامبرکه نیستی بگوییم سید،پیامبردر مکه چیزی نداشت ابوبکرتمام مال وسرمایه اش رافداکنه دنبال پست باشه خودت راعقلمنمیدمیدونی اگه پیامبردنبال پست بودابوجهل بیشترازهمه علاقه مندبودسیدناابوبکردراخرین روزهای زندگی حتی شتروباغی راکه داشت تحویل بیت المال دادسیدناابوبکرروزی که به خلافت رسیدبه قول دکترزرین کوب فتنه ازهرطرف موج میزددرمقابل همه ایستادگی کردحتی درمقابل منکرین زکات ابوکردرمکه قاضی القضات بودشش مغازه پارچه ابریشمی داشت روزی که ازدنیارفت کفن هم نداشت اگرظالم بودن اینهمه احترام نداشتندحالاسربازی ازشیطان مثل شما هرچی میخادبگه ابوبکروعمرهم در زندگی درپهلوی رسولل الله بودندوهم بعدازموت کناررسول الله هستندتاریخ شماپرازخیانت است به حضرت علی خیانت کردیدحتی درنهج الباغه هست که فرموده حاضربودنبامعاویه معامله کنندده تاازشمارادرمقابل یکی بدهند چون یاران معاویه باوفابودندباامام حسین همچنین همه رفتید طرف یزیدظالم وعبیدالله بن زیادکاری رابازیدبن علی کردیدشیطان هم دلش سوخت
پاسخ:
تو جنگ های که رسول خدا صداشت یکتازی از ابوبکر و زخمی شدنش دیده ای ؟
همین بحار الانوار که میگی پر از فهش و ناسزاست واسم شماره جلد و صفحه اش رو بیار پسر جان ، هی نگو فلان کتاب و فلان کتاب ، تو نظر قبلیم گفتم مستند بیار نام کتاب هامون رو از شما بهتر میدونیم ، شما بگو کجاش فهش و ناسزا هست ، در درجه دوم شما میگی من آدرس دروغ میدم...!!! آخی دیگه اینجورش رو ندیده بودم ، که با ذکر منبع کتاباتون و مطالبی که نشانه ضلالت شماست ، آدرس ها دروغ شدند از نظرتون ، این همه زمان سره همین مسائل بحث شده و چندی از علماء شما شیعه شدن ، حالا تو که مشخصه هیچ علمی از حدیث و روایت نداری میای میگی اینا آدرس دروغ هستند..!!؟؟؟ حرف خیرشاهی واسه شما هم صدق میکنه ، همون حرفیکه میگه آدم خواب رو میشه بیدار کرد اما اونی که خودشو به خواب زده نمیشه بیدارش کرد...!! شما سنی ها و من جمله مولوی عبدالحمیدتون خودتون رو به خواب زدید ، خوب میدونه و خوب میدونید واقعیت چیه ، فقه شما برپایه دروغ و خدعه استوار بود که حالا با مطالب کتب خودتون متزلزل شده ، هنوزم قسم میخورم کتبتون رو درست مطالعه نکردی ، شما کل مذهبتون و کل مطالب کتاباتون تحریف شده پسر جان ، توصیه که به آقای حروف الفبا کردم به شما هم میکنم ، برو کتب چاپ قدیمتون رو با جدید تطبیق بده تا ببینی من ادب ندارم یا تو ، مولوی عبدالحمید خودش یکی از حامیان افکار وهابیت است ، تو صحبت هاش از وحدت حرف میزنه ولی اعمالش و مستند هایی که هست از دست داشتن اون و دامادش در خیلی مسائل سیاسی و مذهبی حکایت داره ، بحث علمی کن و آدرس بیار نه فقط نام کتاب ، شاید باعث بشه به مطالعه کتب خودتون و ما رو بیاری...!!! 
پاسخ:
بخدا سوگند حاضرم شرط ببندم که یک بار صفحه اول و جلد کتاب بحار النوار رو هم ندیده است
اقای ا -ب متاسفانه شما به حرف من توجه نمی کنید و فقط می خواید به هر شکلی که شده این اتفاقو موجه جلوه بدید ...
مگه شماها نمیگید برپایی مجالس عزا و گریستن برای مظلومان کربلا و برپایی مجالس جشن و سرور به مناسبت میلاد پیامبر و امامان (ع) و غیره  همه بدعت است و حرام ! چون ریشه دینی نداره، پس چطور میشه مراسم ختم بخاری که ریشه ی دینی نداره و تازه تاسیسه بدعت نباشه و حرام ؟!!! مگه زمان پیامبر چنین مجلسی برگذار میشده ؟؟؟
اون تفکری که میگه دور هم جمع شدن و شادی کردن در ولادت پیامبر و فرزندانش بدعته همون تفکر باید دور هم جمع شدن برای فارغ التحصیلی رو هم بدعت بدونه چون ریشه ی دینی نداره !

پاسخ:
نرود میخ اهنی در فولاد خواهرم هیستریک رو نمیشه خوب کرد اون خودش رو به بیماری و خواب زده و درمان نیازی نداره 
ایشون واقعا از اطلاعات پایینی برخورداره بخاطر همین زیاد ازش انتظار نداشته باش
اولا من جناب طلحه الخیر که میگم به اصطلاح حرف شما میگم وگرنه من شخصا خودم ایشون رو طلحه الشر میدانم ، اون بیست و یکجاییکه از صحابه تمجید شده در قرآن کریم  مربوط به صحابه ایه که بعد از وفات حضرت رسول به او خیانت نکرده و پیرو حرفها و دستورات ایشان بودند ، مثل حضرت علی و سلمان فارسی و .... ، نه عمر و ابوبکر و عثمان و طلحه الشر و زبیر ، دوما تا جایی که من میدونم حضرت خدیجه تمام ثروتش رو در را ه اسلام خرج کرد و شیعه و سنی بر این مساله واقفند ، اما گفتم که بحث علمی بکن ، من هم میتونم بگم فلانی تمام مال و منالش روصرف اسلام کرد شش تا مغازه طلا فروشی یا ابریشم داشت اما آخرش کفنم نداشت ، اینارو ولش ، گیریم که همین کارو کرده باشه ، وقتی حرف حضرت رسول رو بعد از تعیین جانشین به زمین گذاشتند و حضرت زهرا را شهید کرده اند و علی (ع) را وادار به بیعت اجباری کردند ، همون جا مال و منالی که خرج اسلام کرد دود شد رفت هوا ....!!! ابوبکر قاضی القضات بود ها..!!؟؟ خنده داره ، وقتی در قضاوت هاشون مثل ..... تو گل میموندن میرفتن خدمت حضرت علی ، بارها و بارها عمر میگفت : لولا علی لهلک العمر : اگه علی نبود عمر هلاک میشد ، حالم از اینکه با شما بحث کنم به هم میخوره ، وقتی میبینم اصلا منطق ندارید ، بحث شهادت حضت الزهرا به دست عمر و اون قنفض لعنه الله علیه و چندی دیگه به وضوح در کتاباتون ذکر شده ، حالم بهم میخوره از اینکه میگید روایات دروغه ، من تعجبم شما که روایات کتب خودتون رو قبول ندارید چطور سالی یکبار ختمش میکنید و مراسم دستار بندی برگزار میکنید..!!!؟؟ بدعت هایی که عمر در اسلام گذاشت مثال زدنیه ، ولی بازم شما قبول نمیکنید ، میدونی چرا آدرس این مطالب رو نمیزارم؟؟ چون گفتم شما از اونایی هستید که اگه هرچی نشانه واستون بیارند تعصب کورتون کرده و از دشمنان اهل البیت دفاع میکنید با اون علم ناقص و کج و معوجتون ، آره من میگم عالمم و افتخار میکنم واسه اینکه میتونم از حقانیت مذهبم دفاع کنم ، نه مثل شما چرند پرند تحویل بدم ابوبکر چیکار کرد ، عمر چیکار کرد ، اینو بگو بعد از رحلت حضرت رسول چیکار کرد بی سواد ، یک بار گفتم فقه شما کلا ساختگیه ، ما فقه مون رو از اهل البیت میگیریم چون اهل البیت قرن اول هجری بودند ابوحنیفه مالک و شافعی و حنبلی قرن دوم هجری ، قرآن میگه و السابقون السابقون اولئک المقربون ، قرآن به کلمه اهل البیت که میرسه میگه یطهر اکم تطهیرا ، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم التطهیرا ، هیچ کس نگفته این آیه مال ابوحنیفه مالکی و شافعیه...!!! تمام اهل البیت شهید شدند اما یکی از علمای شما یه سیلی هم نخورد ، قرآن میگه  ( لاَّ یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُوْلِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً وَکُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَی وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا») ، در رابطه با صحابه : .سهل بن سعد می‌گوید‚ پیامبر فرمود: انی افرطکم علی الحوض من ورد‚ شرب و من لم یظما› ابداً‚ ولیردنّ علی اقوام اعرفهم و یعرفوننی ثم یحال بینی و بینهم فاقول انّهم منّی فیقال لا‌تدری ما احدثوا بعدک فاقول سحقا لمن بدّل بعدی. (15)

من پیشتاز شما به سوی حوض هستم‚ هر کس بر آن وارد شد‚ از آن می‌نوشد‚ و آن کس که نوشید هرگز تشنه نمی‌شود. در آنجا‚ گروهی بر من وارد می‌شوند که من آنان را می‌شناسم و آنان نیر مرا می‌شناسند‚ ولی آنان را از من دور می‌کنند ...‚ من می‌گویم: آنان از من هستند. گفته می‌شود: نمی‌دانی بعد از تو چه بدعت‌هایی را به وجود آوردند. در این موقع می‌گویم‚ نابودی بر آنان که پس از من‚ آیین مرا دگرگون کردند.

بخاری و مسلم نقل کرده‌اند که پیامبر گرامی فرمود: روز رستاخیز گروهی از یاران من‚ بر من وارد می‌شوند‚ ولی از حوض رانده می‌شوند. می‌گویم‚ خدایا‚ آنان یاران من هستند‚ خطاب می‌آید: نمی‌دانی بعد از تو چه کردند‚ آنان به حالت گذشته خود (جاهلیت) باز گشتند. (16)

آیا گروهی که از نظر فکری و عقیدتی و یا از نظر عمل و کردار به عصر جاهلی بازگردند‚ می‌‌توانند عادل و دادگر‚ زاهد و پارسا و صالح و نیک فرجام باشند؟ از جمله کسانی که به دوره جهالت برگشتند عمر ابوبکر عثمان و طلحه الشر و زبیر و بعضی دیگر هستند ، که این اشخاص به استناد اعمالی که بعد از رحلت حضرت رسول انجام دادند ظالم و کینه توز شدند و اسلام و اصول آن رو زیر پا گذاشتند ، من فقط یه کلمه میگم : مگه شما نمیگید اهل سنت هستید و سنت حضرت رسول رو پاس میدارید و ذره ای کمتر یا بیشتر انجام نمیدهید ، مگر شما اعتقاد ندارید که حضرت رسول برای پس از خود کسی را انتخاب نکرد..؟؟؟!! حالا سوال من اینجاست که ابوبکر به چه مجوز برای بعد از خودش عمر رو انتخاب کرد و عمر برای بعد از خودش عثمان رو انتخاب کرد...؟؟ به چه مجوز..!!؟؟ نکنه حضرت رسول که عقل کل بود حق انتخاب رو نداشت ، یا نعوذ باالله فکرش قد نمیداد واسه بعد از خودش کسی رو انتخاب کنه ولی ابوبکر و عمر هم حقش رو داشتند و هو عقلش رو...!!!! حاشا و کلا . . . !! من دیگه حرفی با امثال شما ندارم ، امیدوارم حمید بیاد جواب شمارو بده ، چون حوصله اش از من بیشتره.... ، گرچه اگه ادله و مستند جوابگو بود همین چیزایی که من گفتم کفایت میکرد ، میدونم که تفاوتی نمیکنه ، چون شما اسیر مکر خدا شدید.!!
پاسخ:
طیب الله
در سایت سنت آنلاین نوشته بود برخوردهای حکیمانه پیامبر با مخالفانش و در این مورد توضیح داده بود ! تیتر قسمتهای مختلف این نوشته به این صورت بود : مدارا راهکاری حکیمانه در سیره ی نبوی , همزیستی مسالمت آمیز , عطوفت و مهربانی با دشمنانش , پرهیز از نفرین دشمنانش و .....
حالا بشینید مقایسه کنید رفتار شیعیان بیشتر شبیه به رفتار و سیره ی پیامبره یا اون رفتاری که میگه شیعه ها مشرک و نجس هستن قتل شون واجبه !!!
ما افتخار می کنیم که در این کشور نه تنها جان و مال و ناموس اهل سنت و حتی وهابی ها و حتی یهودی ها و مسیحی ها حلال نیست , توهین به مقدسات اونها هم حرام است !
 مظلومانه برادران و خواهران ما رو به جرم شیعه بودن ترور می کنن , با اسلحه و چوب و چماق نشد , ترور شخصیتی با حرفهای دروغ ...بعد اسم خودشونو گذاشتن موحد ! مسلمون ! پیروی دو آتیشه ی محمدصلی الله و علیه و آله !
مفتی های عربستان بیشتر شبیه به پیامبر هستن یا رهبر ایران ؟؟؟
پاسخ:
احسنت مقایسه زیبای هستش فقط برای او دست دادن با زنان و شراب خواری و هم نشینی با سران یهود و بوسیدن دست ملک عبدالله توسط ریاست جمهوری امریکا اینها چه ساخت و باختی با کلید دار کعبه دارند اما رهبر ما ایران را در جهان اسلام با علمداری شیعه سربلند ساخته شاگردان امام خمینی امثال سید حسن نصرالله  هستند که ملک عبدا... به خاک پاش هم نمیرسه با تعدادی شیرمرد اسراییل ابرقدرت رو سرجاش نشوند این جز یاری خدا در برابر هیچ عقلی گنجایش نمیتونه داشته باشه
اب عزیز همین صحابه که میگی جان خود را فدای رسول الله کردند در جنگ احد کجا بودند هنگامیکه فقط حضرت علی از رسول الله دفاع میکردند؟در صحیح بخاری هست که روز قیامت پیامبر در کنار حوض تشریف دارند که صحابه ایشان را به سمت دوزخ میبرند پیامبر میفرماید کجا میبریدشان اینان اصحاب منند جواب میاید که یا رسول الله بعد از شما چه بدعتها که نگذاشتند پس آنها را در دو زمره به سمت جهنم میبرند و در همان صحیح بخاری گفته زمره یعنی هفتاد هزار نفر یعنی 140000نفر بغیر از انگشت شماری.
شمامگه علم داری بحث علمی باشمابشه شمامنکرهمه چیزهستیدمنکرصحابه وقرآن خودت داری میگی وکلا وعدالله الحسنی معنیش راهم نمی فهمیشما میگی ازعلی بزوربیعت گرفتند زنش راشهید کردندکجاست شجاعت علی دیگه اسلامی نمونده به خاطراسلام سکوت کنه امابحث علمی خداوندمی فرماید والسابقون الاولون من المهاجرین والانصاروالذین تبعوهم به احسان مهاجرین چه کسانی بودندانصارچه کسانی واتباع کننده گان شحصی نزدحضرت زین العابدین آمدبه ابوبکروعمربدگفت پرسیدشمامهاجری یاانصارگفت هیچکدام گفت شماازاسلام خارجی چون اتباع کننده د هم نیستی حضرت جعفرصادق فرمودندهرکس به جدماابوبکرصدیق بدبگوید ازمانیست
پاسخ:
کجا این روایت نقل شده؟
اگه اهل سنت بخوان مطلبی رو برای شیعیان بیان کنن، باید به روایتی استناد کنن که از طریق روات شیعه به سند صحیح  نقل شده باشه معنی نداره که بر اساس روایتی که شیعه قبول نداره ، بخوان علیه اونها استدلال کنن!!!
آقای ا-ب تو کدوم کتاب شیعه نوشته جد امام جعفر صادق علیه السلام ابوبکر بوده ؟؟؟
کجا نوشته که ایشون افتخار می کرده به ابوبکر !!! و هرکسی به ابوبکر بد بگوید شیعه نیست ؟؟؟
ا
حضرت جعفرکه شیعه نبوده شماقبول کنید یانکنیدمانیازنداریم مامحب صحابه واهل بیت رسول الله هستیم مادرحضرت جعفرصادق ام فروه دخترقاسم بن محمدبن ابوبکرهست وهمچنین مادرام فروه دخترعبدالرحمن ابن ابوبکرهست درضمن شوهرسکینه هم پسر حضرت عثمان بوده اگه حضرت علی بااینا محبت نداشت چرااسم دشمنانش راروفرزندانش گذاشت ابوبکربن علی کجاشهیدشدعمربن علی کجاشهیدشدسیدناعلی به قاتل زبیرگفت پیامبر بمن گفتند بشرالقاتل ابن صفیه(زبیر)بالنارحضرت زبیرپسرعمه حضرت علی بودندحضرت طلحه جانبازرسول الله بودنداینهاهردوبرای صلح نزدحضرت علی رفتندمنافین نگذاشتنداین دوبزرگواررابه شهادت رساندندسیدناعلی می خواست قاتلین حضرت عثمان رامجازات کنه ولی افسوس مشکلاتی رابرای سیدناعلی بوجود می آوردند
پاسخ:
این ذاستان رو از کجا خلق کردی
۱۲ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۴۴ زهرا حقیقت جو
سلام دوستان
به نظر این حقیر از این جنجالها فقط یه نفر سود میبره اونم کافر ها وبی دین ها هستند که بوی تفرقه رو در دین اسلام به مشامشون میرسه
اگه پیامبر اینجا حضور داشتند بازهم اینگونه رفتار میکردیم
اگه واقعا  مذهب مون در حاشیه زندگی مون نیست و پس رو پیروی اجدادمون زیاد تکیه نکنیم وبا تحقیق وعقل سلیم یه تصمیم درست بگیریم وبا اونایی وارد بحث شویم که واقعا جویایی حقیقت باشند نه اونایی که به قصد توهین اومدن..
امیدوارم هم مون از این روایت درس بگیریم
مردی یهودی برای اینکه امیر المومنین علی (ع) را به حوادث نامطلوبی که در صدر اسلام بر سر خلافت در میان مسلمین رخ داده سرکوفت دهد!گفت :هنوز پیامبرتان را دفن نکردید که درباره اش اختلاف کردید!
امام علی فرمودند: مادرباره خود پیامبر اختلاف نکردیم اختلاف ما درباره دستوری بود که از پیامبر مارسیده که آیا چنین است یا چنان اما شما هنوز پایتان از دریا خشک نشده که به پیامبر خود گفتید برای ما مانند این بت پرستان بتی بساز وپیامبرتان گفت :همانا شما قومی هستید که نادانی میکنید. ینی اختلاف ما با شما در قبول توحید ونبوت بود
با تشکر ار توجه تان
عجب یکدنده است این بابا..!!! من یک سوال کردم ، فقط جواب بده..؟؟؟ ابوبکر و عمر به چه جرات و مجوزی سنت حضرت رسول رو زیر پا گذاشتند و واسه بعد از خودشون جانشین معرفی کردند ، فقط جواب اینو بده تا برسیم به بقیه چرندیاتت که هی از خودت میبافی...!! زهرا خانم گفت از کتب شیعه حدیث و روایت نقل کن و آدرس بده ، نه از کتب خودتون ، گرچه کتب خودتون رو هم قبول نداری ، جواب سوال ، یالا . . . !!! به چه مجوزی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
برادر جان من بنظرم میرسه این اقا فقط به شنیده هاش اتکا کرده و مطالعه کتب اهل سنت هم نداشته است چون هیچ گاه سندی رو ذکر نکرد 
بله درست میفرمایید , نرود میخ آهنی در فولاد ....
واقعا شنیدن بعضی حرفها از یک طرف آدمو به خنده میندازه از یک طرف تاسف می خورم که چرا تعصب و تقلید کورکورانه باعث شده این همه انسان در گمراهی باشن ...
آخرین نکته ی طلایی رم گفتن : امام جعفر صادق علیه السلام اصلا شیعه نبوده !
میگیم سندشو نشون بدید می فرمایند قبول کنید یا قبول نکنید مهم نیست !!! ..... ما برای اثبات امامت و شیعه بودن ایشون در کتابهای خودمون دلایل زیادی داریم که یکیش حدیث لوح حضرت فاطمه (س) است که حدیث معتبریه , منتها مشکل شما اینه که کتابهای خودتونم نخوندی چه برسه به منابع شیعه , فقط اومدید اینجا یک حرفی بزنید و وقت تلف کنید.
امیدوارم خداوند هدایت تون کنه .
راستی حمید وزهرا خانم به  صیغه چه قدراعتقاددارید
بروآقایاسروقتی خداونددرسوره ی بقره صحابه رامعیارایمان قرارمیدهدتوچه کاره ای بیایی درموردتصمیم صحابه حرف بزنی رسول خدامی فرمایدوعلیکم بسنتی وخلفامن بعدی حالامن یه سوال ازشمادارم حضرت امام خمینی برای خودش جانشین تعیین کردیانه؟
چه ربطی داره..؟؟؟!!!! مگه امام خمینی رحمه الله علیه خلیفه الله است یا از معصومین هست  که خلیفه بشه و واسه بعد از خودش جانشین تعیین کنه..!! ایشون یک شخصیت والا و ارزشمند ، هم در بین مردم و هم در نزد خدا از جهت برکندن ریشه کفر و طاغوت و جاری ساختن اسلام ناب محمدی در ایران برای خودش رقم زد.!! و همه بهش افتخار میکنیم و بهش درود میفرستیم که رهبر فرزانه ای همچون ایشان را داشتیم  ، این چه ربطی داره به سوالی که من از شما کردم...!!!؟؟؟ مطمئنید شما اصلا واسه بحث منطقی اومدید..؟؟؟؟!! حدث میزنم واسه مقالته و بحث بیخود اومدی ، شما سوال من رو جواب بده بعد واسه یکی یکی حرفات سند بیار ، و خواهشا در رابطه با صحابه دیگه بحث نکن چون اطلاعاتت ناقص و ضعیفه هم خودتو خسته میکنی هم مارو ، آدرس هایی که ما میدیم قبول نداری ، کتب خودتون رو قبول نداری ، فقط به قول حمید به شنیده هات لکتفا کردی ، مولویاتون چارتا چرند بافتن که ابوبکر باغش و شترش رو هم داد ، مال و منالش رو هم داد چون این کار رو کرد دیگه مرتد شدنش امکان پذیر نیست...!!!!! جواب سوالم رو بده من قول میدم طبق خواسته ات برم ، به چه مجوزی سنت حضرت رسول رو زیر پا گذاشتند و ادعا کردن که زنده کننده سنت حضرت رسول هستن ولی اون رو زیر پا گذاشتن..؟؟؟ تفره نرو ، چرند هم نگو ، سوال رو هم با سوال جواب نده ، اگه میخوای مثل آدم مناظره کنی این قوانینش هست...!! من سوال اول رو کردم ، جواب : . . . ! اینو جواب دادی بعد نوبت شماست سوال کنی.؟؟ یالا ببینم چی بارته./ 
بروبچه بی ادب خداوندمی فرمایندبزودی گروهی مرتد می شوندوگروهی  که خداوندرادوست دارندوخداوندنیزآنهارا دوست درمقابل آنهاقیام میکنندابوبکردرمقابل مرتدین قیام کردحالاتوبگوابوکرمرتدشدچه کسی درمقابل اوقیام کردآدرس کدومه کی اسم راوی راآوردی اینوبه کسایی بگواین کتابهاروندیدندتوشیعه نیستی منافقی چون رهبرمعظم انقلاب وهمچنین آیت الله تسخیری فرمودندکسی که به اکابرومقدسات اهل سنتتوهین کنه منافقق هست بی ادب معلومه خیلی داری کم میاریتوازگروه عبدالله بن صباهستی
پاسخ:
الف ب نمیدونم ج کدوم احترام در حالی که :
احدی از بنی امیه برنمی‌خواستند ، مگر این که امیر المؤمنین علیه السلام را لعن می‌کردند :
حافظ ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق می‌نویسد :
حدثنا خالد بن یزید عن معاویة قال کان لا یقوم أحد من بنی أمیة إلا سب علیا فلم یسبه عمر فقال کثیر عزة : 
ولیت فلم تشتم علیا ولم تخف بریا ولم تقنع سجیة مجرم
وقلت فصدقت الذی قلت بالذی فعلت فأضحى راضیا کل مسلم .

تاریخ مدینه دمشق ، ج50 ، ص96 .
خالد بن زید از معاویه نقل می‌کند : هر گاه فردی از بنی امیه از جایش حرکت می‌کرد ، علی (علیه السلام) را لعن می‌کرد ، عمر بن عبد العزیز او را لعن نکرد ؛ لذا شاعر: کثیر العزة او را این گونه ستایش می کند :
تو به قدرت رسیدی و علی را سبّ و شتم نکردی و نترسیدی . تو نیک هستی و روش مجرمان را پیروی نکردی .
تو درآن‌چه گفتی راستگو بودی و آن را انجام دادی . پس همه مسلمانان از این کار راضی بودند .

ابونعیم اصفهانی در حلیة الأولیاء می‌نویسد :
ثنا خالد بن یزید عن جعونة قال کان لا یقوم أحد من بنی أمیة إلا سب علیا فلم یسبه عمر بن عبد العزیز فقال کثیر عزة :
ولیت فلم تشتم علیا ولم تخف بریا ولم تتبع سجیة مجرم

حلیة الأولیاء ، ابو نعیم ، ج5 ، ص356 ، ط الثانیه ، دار الکتب العلمیة ، بیروت ، 1423 هـ .

حمیددروغگوچرآیت الله وحیدخراسانی نگفت دروغه کافر همه رابکیش خویش پنداردبروازهمسرسابقش بپرسبروازعموش بپرساینکه به رمشک ماآمد اینکه توبلوچستان درس خوندبااین حرفات کذابیت شمابیشترآشکارشد
پاسخ:
حتما همه رمشکی ها و زبرنگی ها ی که شیعه شدن تراکتور گرفتن اره حقدر بخدا کور دلید
آقای حبیب به صیغه همون قدر اعتقاد دارن که مادر شما به رضاع کبیر اعتقاد داره
اینجا قراره بحث و مناظره دوستانه باشه ولی از اونجایی که سنی ها هرموقع کم میارن شروع می کنن به تهمت زدن و ناسزا گفتن در بحث ها وارد نمیشم . فقط موندم با وجود این همه مطالب ناهنجاری که نسبت به پیامبر در صحیح بخاری و بقیه ی کتابهاتون هست چطوری روتون میشه بازهم حرف بزنید .
 علی آقاچراعصبانی شدی شمااین همه فضیلت بیان میکنید کم آوردی بچه صیغه ای اگه ثواب داره چندتاازنزدکات آماده کن مادرخدمتیم
شما چرا بهت برخورد ؟ حالا اول به مادر محترم تون بفرمایید ما خدمت برسیم باهم برادر بشیم بعد در مورد اینکه ازدواج موقت چه شرایطی داره و تشریح دروغ هایی که تو مخ شماها چپوندن صحبت می کنیم .

ازدواج موقت در زمان خلافت ابوبکر و تا اواسط خلافت عمر بن خطاب هم ادامه داشته که آقای عمر براساس نظر خودشون نه نظر پیامبر ! اونو ممنوع اعلام کردن اگه شیعه بچه صیغه ایه بچه های ابوبکرم همه صیغه ای هستن .
متعه از زمان پیامبر بوده ولی نکاح مسیار و نکاح به نیت طلاق بدعتی است که شماها وارد دین کردید سندی بیارید که در زمان پیامبر نکاح مسیار وجود داشته تا ما متوجه بشیم میشه به همین راحتی حرفهای پیامبر را زیر پا گذاشت و به حرف یه مشت بی سواد که برای خودشون ازدواج اختراع کردن گوش بدیم .
پاسخ:
خلیفه دوم از ابوبکر و والعیاذ به الله رسول و قرا بیشتر میفهمه مردم سنی هم احمق تر تا میگی صیغه میگن بیا خواهرتو صیغه کنم و در جواب میگم اگه مطعلقه داشته باشم و بخواد مشکلی نیست ولی تو خواهر و دختر داییو دختر عمو با دوستش رو بیار من بگیرم چون هنوز چهارتا دیگه راه داره تا سنت ادا بشه پس باید ناراحت نشی از ازدواجی که خدا و قران در کتابش بیان کرد من نمیدونم ازدواج موقت در سوره طلاق نزد اهل سنت چیه 

ببین جناب حروف الفبا ، نذار اون خوی وهابیت ستیزیم شعله ور شه ، ما شیعه ها مثل شما سگای وهابی نیستیم که تو عقائد همه دست ببریم ، ما با ادله و مدرک صحبت میکنیم ، نمیدونم چرا هرچی من میگم با مستند صحبت کن تو هی میگی ابوبکر فلان غلط رو کرد عمر فلان گ...ه رو خورد ،  حس میکنم اگه من منافقم تو هم سگ این وهابی های کثیفی که همه رو مچل خودت کردی این همه استناد و مدرک تو سایت هست باز به قول علی روت میشه میای و بحث میکنی ، ابوبکر و عمر در زمان احتضار حضرت رسول بی ادبی کردند و صدایشان را بر صدای حضرت رسول بالا بردند :
عمر و ابوبکر با هم روابط حسنه اى نداشتند حتی به گواهی قرآن یکبار در محضر پیامبر با هم درگیر شده و با صداى بلند با هم برخورد بی ادبانه کردند و سپس آیه دوم سوره حجرات ( یََّاءَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لاَ تَرْفَعُوَّاْ اءَصْوَ تَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِىِّ وَلاَ تَجْهَرُواْ لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ اءَن تَحْبَطَ اءَعْمَ لُکُمْ وَاءَنتُمْ لاَتَشْعُرُونَ

اى کسانى که ایمان آورده اید! صداهایتان را بالاتر از صداى پیامبر نبرید و همان گونه که بعضى از شما نسبت به دیگرى بلند گفت وگو مى کنید، با پیامبر این گونه سخن مگویید! مبادا (به خاطر این صداى بلند که برخاسته از بى ادبى شما است ،) اعمال شما نادانسته نابود شود.)([1])... در نکوهش و توبیخ آنان نازل گردید!([2])
 منابع کتب خودتون : . کاد الخیّران أن یهلکا: ابوبکر و عمر. لمّا قدم على النبی وفد بنی تمیم أشار احدهما بالاقرع واشار الاخر بغیره. قال ابوبکر لعمر: إنما اردت خلافی، فقال عمر: ما اردت خلافک فارتفعت اصواتهما عند النبی فنزلت یا ایها الذین آمنو لا ترفعوا.. مسند احمد 4: 6 ـ بخارى ج 3: 190 کتاب التفسیر الحجرات.
   
و شما سعی کن بجای ضر مفت به سوال اولم جواب بده ، سگ وهابی کثیف ، که هرچی با مدرک باهات صحبت میکنند از بحث خارج میشی و سرتو بند توبره و آخور میکنی ،
سوال :

اگر شما ( آقایان اهل سنت) می‏گویید پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله وسلّم) خلیفه معیّن نکرد و تعیین آن را به عهده مردم گذاشت.

نسائى در سنن خود آورده :عن عائشة قالت : ما ترک رسول اللّه صلى الله علیه وسلم درهماً ولا دیناراً ولا شاة ولا بعیراً وما أوصى . سنن النسائی : 6 / 240 ، فتح الباری : 5 / 267 .

پس این کار حضرت، حقّ و به صلاح امّت و تضمین کننده هدایت مردم بود، و بر همه واجب است از او متابعت کنند؛ چون کار او باید براى تمام خداجویانى که معتقد به قیامت هستند، الگو باشد : زیرا آیه قرآن می گوید:


لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا. (احزاب (33): آیه 21)


یعنی: قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نیکوست براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می‏کند.


بنابراین، کار ابوبکر که خلیفه معیّن کرد بر خلاف سنّت پیامبر (ص) و موجب ضلالت امّت شد.


و هم ‏چنین کار عمر که تعیین خلافت را به عهده شوراى شش ‏نفره نهاد نیز برخلاف سنت پیامبر (صلی الله علیه واله) و سیره ابوبکر بود.


و اگر چنانچه بگویید کار ابوبکر و عمر به صلاح امّت بود، پس باید ملتزم باشید که کار رسول اکرم (صلی الله علیه واله) صحیح نبوده است، نستجیر باللَّه من ذلک .‏


با این تناقض چه کنیم ؟ شما بما بگویید!


عمر و ابوبکر در جنگ خیبر فرار کردند :


وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به خیبر رسیدند, پرچم را به دست ابوبکر دادند و او را همراه جمعی به سمت خیبر فرستادند. ولی او ایستادگی نکرد و فرار کرد. دفعه دوم رسول الله صلی الله علیه و اله عمر را به همراه جمعی به خیبر فرستادند ولی او نیز فرار کرد. (1)


 پیغمبر اکرم - صلّى اللّه علیه وآله - فرمود:فردا مردى را به سوى قلعه مى فرستم که خدا و پیغمبر را دوست دارد، و خدا و پیغمبر هم او را دوست دارند و از جنگ روى برنمى تابد. و خداوند قلعه را به دست او بگشاید.سربازان هر کدام امید داشتند که آن فاتح آن باشند. على - علیه السّلام - در آن روز مبتلا به دردِ چشم بود. پیغمبر اکرم - صلّى اللّه علیه وآله - به او فرمود: حرکت کن .على - علیه السّلام - گفت : یا رسول اللّه ! جایى را نمى بینم .پیغمبر اکرم - صلّى اللّه علیه وآله - آب دهان مبارک خود را به چشم على - علیه السّلام - کشید و پرچم اسلام را به دستش داد.على - علیه السّلام - عرض کرد: یا رسول اللّه ! به چه چیز جنگ کنم !فرمود: به اینکه بگویند: اشهد ان لااله الاّ اللّه و اشهد انّ محمّداً رسول اللّه وقتى که این را گفتند، خون و مالشان از طرف من محترم است . مگر اینکه حق آن را ادا نکنند، حساب آنها هم با خداست . على - علیه السّلام - به ملاقات یهودیان خیبر رفت و فتح کرد. (2)


منابع این روایت : این حدیث را حاکم نیشابورى در کتاب خود، به همین نحو که گفتیم نقل کرده است . سپس مى گوید: این حدیث با سند صحیح نقل شده است ، ولى بخارى و مسلم روایت نکرده اند! - ذهبى با تصریح به صحت آن در تلخیص مستدرک آورده است. فرار أبو بکر و عمر در روز خیبر: راجع: ترجمة الامام على بن أبى طالب من تاریخ دمشق لابن عساکر ج 1 / 169 ح 233 و 234 و 235 و 236 و 240 و 241 و 247 و 261 و 262 ط 1، مناقب على بن أبى طالب لابن المغازلى ص 181 ح 217 ط 1، خصائص أمیر المؤمنین للنسائی ص 52 و 53، أسد الغابة ج 4 / 21، مسند أحمد ج 6 / 353، البدایة والنهایة ج 4 / 186، الغدیر ج 1 / 38، مجمع الزوائد ج 9 / 122 و 124، مصنف ابن أبى شیبة ج 6 / 154، الصحیح من سیرة النبی الاعظم ج 3 / 282، تذکرة الخواص، مسند البزاز ج 1، الکامل لابن الاثیر ج 2 / 149, ترجمة الامام على بن أبى طالب من تاریخ دمشق لابن عساکر ج 1 / 177 ح 242 و 243 و 247، شذرات الذهبیة لابن طولون ص 52.


خاک بر سرتون . . . . !!!!!!!!


تمام مستندات از کتابای خودتون هست ، سوال من رو جواب بده و فرار نکن ، آره من منافق و مرتد هستم ، تو هم سگ وهابی ها ، سوال رو جواب بده : منبع این مطلب هم سایت مفید و خوب و کمر شکن واسه شما وهابی ها : www.sonnat.net هست برو بقیه دلایل مرتد شدن خلفاء راشدین رو بخون و وقت مارو نگیر بعد که روشن شد واست که به آدمای کافر و جاهل اقتدا کردی بیا بعد ببینم اونجا چی داری واسه گفتن ، گمشو......!!!! حمید شرمنده ام بخدا داداش ، از بی منطقی و منطق عمری و وهابیه اینا حالم بهم میخوره ، باورت نمیشه اگه یه وهابی از نزدیک ببینم باهاش چیکار میکنم ، کاری میکنم باهاش که روزی هزار بار ابن التیمیه لعنه الله و محمد ابن عبد الوهاب لعنه الله ، لعنت و تف و نفرین بفرسته که چرا به این راه گند کشیدشون ، حالم از اینا بهم میخوره حمید ، من شرمنده ام که قوانین سایت رو زیر پا گذاشتم و در رابطه با اینا همونجور که سزاوارش بودن صحبت کردم..!! از بقیه دوستان هم عذر میخوام... ، یا علی . . .


علی جان ، نیازی نیست واسه اینا مدرک بیاری ، من حس میکنم اگه اینا طبق فقه شون پیش رفته باشند الان معلومه که نطفه شون : اگه به نظر قبلم توجه کنی میبینی که : کتاب المبسوط جناب آقای سرخسی جلد نهم صفحه 58 از قول امام اعظم ابوحنیفه میگه: اگر چنانچه کسی زنی را اجاره کند که با او زنا کند ، و با او زنا هم بکند ، نه برمرد و نه بر زن حدی وارد نیست... ، آدرس دوم : کتاب المحلی جلد 11 صفحه 253  یا 235 از قول ابوحنیفه میگه : کسی با مادرش ، با دخترش ، با خواهرش با خاله اش با عمه اش و... ازدواج بکنه حد نداره و جایز است...!!!دیگه تو حساب کار اینها رو بکن و نیازی نیست خودتو ناراحت کنی ، باعث خرسندیه که مثل خر تو گل میمونن و فقط سعی میکنن با توهین جواب بدند ، که این انگیزه مارو واسه برخورد با این سگای وهابی بیشتر میکنه..!!! موفق باشی داداش ، یا علی . . .
سید یاسر عزیز زنده باشی داداش من با این جماعت ابله یه مدت بحث کردم می دونم چیزی برای اثبات حرفهاشون در بساط ندارن ولی بعضی وقتها جوابشونو نمیدی جری تر میشن . تصور می کنن چون حضرت آقا فرمودن حرمت نگه داریم ما در مقام دفاع از خودمون هم برنمیایم و اجازه میدیم وقیحانه هرحرفی که دلشون بخواد بزنن فکر می کنن ماهم چشم و گوش بسته تاحالا مزخرفات کتب شونونخوندیم و نمیدونیم تو دین شون چه خبره اینها اهل فکرکردن نیستن چون تعصب و تقلید از آباو اجدادشون برای اینها ملاکه چرندیات کتابهای خودشون بهترین و جامع ترین اسنادو در اختیار ما قرار داده تا به خوبی باطل بودن راه شون برای همه ثابت بشه ولی بازهم نمیفهمن ! متوجه نمیشن چون دلاشون مهر خورده اهل بیت (ع) هر کسی را بین شیعیان خودشون قبول نمی کنن اونها راضی نباشن و از کسی بدشون بیاد اجازه نمیدن قلب طرف نورانی بشه . ببینید ابلیس هم اهل نماز و عبادت بود هم توحید و معادو قبول داشت ولی در نهایت چی شد ؟ ولایت حضرت آدم را قبول نکرد خدا بهش خطاب کرد کافر شدی از درگاه من برو بیرون حالا اینها 70 سال 80 سال نماز بخونن عبادتشون از ابلیس که بیشتر نمیشه به درجه ی اونم برسن بازهم از درگاه خدا رانده میشن .

دقیقا حق با شماست علی آقا . . . ..!!! احسنت.
بمیریدصیغه ای هااین همه فضیلت بیان میکنیدتادختران مردم رابدبخت کنیدبرای خودتون آتش میگیریدمذهبتان پرازفحش است شماازقول ائمه فضیلت بیان میکنی مشتی بی منطق چراتاازخودتون درخواست میکنندفحش میدید
پاسخ:
صیغه دبهتره یا اینکه چهار نفر یک خواهر و دختر خاله و دختر عمو و نوه پسر دایی همه زن مولوی بشن اونم از 90 سال تا ده سال 
ازدواج موقت رو قبول داری یا نه ؟ ببین چطور محکومئ میشی با هر پاسخی که بدی
علی جوابت رو داد....!!! شما اول برو با ناموس خودت به دستور رئیس مذهبت ازدواج کن ، بعد مشخص میشه ما صیغه ای هستیم یا خلیفه دوم شما و شما زنا زاده اید....!!!
خنده ام گرفت آقایاسرازدلایل محکمت بخدابوجهل باآنکه جهالت داشت وبی ادب بودولی ادبش ازشمابیشتربودعجب دلاورست دزدی که درکف چراغ دارد بیازاهدان ازنزدیک هم دیگرراملاقات میکنیم کتابهایت راهمراه خودت بیار واذاخاطبه الجاهلون قالواسلاما
کثافت این مال مذهب شماشست بروتوضیح المسائل حضرت امام رانگاه کن نه ابوحنیفه اگرشخصی باعمه وخاله اش زناکندجایزاست بادخترش ازداوج کند بی  ادب اگه مادرت رادوست داشتی این کارهارونمی کرداین فقط مال شمامجوسی هاست نه مسلمانان
حالااگه قبول نداری بروباب احکام نکاح نگاه کن مساله 2395این دذهن احناف نمیادکه باماعمه وخاله زناکنندعلی مجوسی اون یاسرشیطان زاده فکرمیکنه همه مثل خودش ازبرهوت آمده اندمنافق بروازآیات عظام بپرس ازرهبرفرزانه انقلاب بپرس ازآیت الله وحید خراسانی وآیت الله صانعی بپرس بدبخت بی ادب
میگم آقای الفبا شما یه مدتم با A B C D E F G کار کن شاید فرجی بشه  ! کی داره از ادب دم میزنه ؟ تو ؟ تویی که تهمت میزنی ؟ تراکتور تراکتور از دهنت افتاده حالا صیغه صیغه می کنی ؟ مگه رضاع کبیر تو دین شماها نیست ؟ پس دیگه چه بی ادبی ؟ متعه زمان پیامبر بوده نکاح مسیار چی ؟ اونم زمان پیامبر بوده ؟ نگفتی بالاخره تکلیف بچه های ابوبکر چی میشه اون موقع که هنوز متعه حرام نشده بود از کجا معلوم بچه های ابوبکر صیغه ای نباشن ؟! در دین ما هرکسی اجازه ی ازدواج موقت نداره ازدواج موقت شرایط خاص خودشو داره قبل از چرند گویی تحقیق کن از چهار نفر روحانی شیعه سوال بپرس ابوجهل تویی که چهارکلمه بلد نیستی حرف بزنی کتابای دین خودتم نخوندی
جواب هیچ کدوم از سوالاتو نداری بدی ! احتیاجی نیست کتاب بیاریم زاهدان چون هرچی گفتیم تو کتابای خودتون نوشته چشم تو باز می کردی می خوندی .
در توضیح المسائل امام نوشته شخصی با عمه و خاله اش زنا کند جایز است !!!! عجب ! کدوم یکی از مراجع یه همچین چیزی گفتن ؟ کجا نوشته ؟ دروغگو
این حرفی که میزنی دروغه ولی در عوض برای جهاد نکاح تو کتاب خودتون حدیث داریم !!! به به عجب دینی دارید شماها
این تصویر و آدرس دقیقش
http://upload.tehran98.com/upme/uploads/e1ddf931098e4c2b1.jpg
وهابی ها براساس همین حدیث حکم جهاد نکاح دادن .
این برادر اهل سنت اهل بحث منطقی نیستن , به هرحال تغییر مذهب مسئله ی ساده و پیش و پا افتاده ای نیست تنها افراد باهوش و با ذکاوت میتونن از پس مطالعات و مقایسه ها بربیان و راه درست و صحیح را انتخاب کنن , هرکسی ظرفیت مناظره نداره و همیشه این احتمال هست که بجای پاسخ دادن به شبهات حرف نامربوط بشنویم
امیدوارم خداوند هدایت شون کنه
خیلی راحت باش کسی نگفت شمامذهب راتغییربده ماگفتیم به زن پیامبرفحش نده مگه هرکه شیعه شدفقط ازهوش وذکاوتش استفاده کرده خیلی ازشمامذهب راتغییردادندپس چرامیگیددرغگوهستندعقل ومنطق میگه اگه ابوبکروعمرمرتدشدندوظالم بودندچراسیدناعلی قیام نکردچطوراکثرصحابه ازایشان پیروی کردندوبه جهادرفتندمامیگیم به قول آیت الله تسخیربحث درموردخلافت نهایت بی خردیست شما بیعت رضوان راانکارمیکنیدابوبکروعمرسالهاکناررسول الله بودندمال وزندگی ومحل زندگی رارهاکردندتهمت می زنیدبعدهم چندتادروغ سرهم میکنی میگی ایناازکتابهای خودتان بخداگه درصحیح بخاری یکی ازاین تهمتهاوجدداشت روی چشمتان می کذاشتید نه دشمنش بودیدتاحالاازاول نگاه کن اینهای که من فرستادم به یکی ازحتی علمای حال حاضرشماکمترازحضرت گفته باشم کجاش بی ادبیست بابی ادبان بی ادبی این ادب است
حالابه مامیگی کتابهایتان راندیده ای قسم هم میخوری کی ماگفتیم جایزه باخاله وعمه زناجایزاست خوب نخوندی مساله 2395تورساله حضرت امام را بخوان اگرشخصی بادخترخاله یاعمه اش ازدواج کندقبل ازنزدیکی بامادرش  زنا کندنکاح اواشکالی نداردحالا برونگاه کن هست یانه
بخدا قسم با شماها حرف زدن وقت تلف کردنه ولی چون به حضرت امام تهمت زدید من جواب این حرف احمقانه رو میدم
رفتم دیدم , تیترش این بود : عده ای از زنها که ازدواج با آنها حرام است
2395 : اگر با زنی غیر از عمه و خاله خود زنا کند، احتیاط واجب آن است که با دختر او ازدواج نکند، ولی اگر زنی را عقد نماید و با او نزدیکی کند بعد با مادر او زنا کند، آن زن بر او حرام نمی شود، و همچنین است اگر پیش از آنکه با او نزدیکی کند با مادر او زنا نماید، ولی در این صورت احتیاط مستحب آن است که از آن زن جدا شود.

نگفتن زنا با عمه و خاله و زنهای دیگر جایز است ! توضیح دادن اگر خدای نکرده چنین اتفاقی برای شخصی افتاد چه عکس العملی باید داشته باشه .
منم نگفتم قراره مذهبو تغییر بدم ! گفتم درک این مسئله برای امثال شما سخته چون نیاز به مطالعه و تفکر داره و تعصب اجازه نمیده که چشم تونو باز کنید .
پاسخ:
سلام دوستان کابران محترم شیعه وسنی در صورت ادامه این بی احترامی ها به همدیگر نظرات رو حتما پاک خواهم کرد توهین به بزرگ هر عقیده ای حرام است و بس
سینا زهرا خانم جوابتو داد کمتر دروغ بهم بباف امیرالمومنین قیام نکرد به همون دلیلی که جناب هارون نسبت به گوساله پرستی بنی اسرائیل واکنش نشون نداد منطق و عقل شماها کجا بوده که بخواید آیات قرانو درک کنید ؟! فکر کردید خدا قصه کلثوم ننه تعریف کرده ؟ با چه هدفی این همه داستان درقران اومده ؟ چرا این همه از بنی اسرائیل صحبت شده ؟ چرا داستان حضرت موسی و جناب هارون اومده ؟ کی دوزاریت می خواد بیفته ! این حدیثو تاحالا ندیدی ؟!
آیا راضی نیستی که جایگاه تو نسبت به من همانند جایگاه حضرت هارون نسبت به موسی باشد. تمام رتبه‌ای که هارون نسبت به موسی داشت، تو نسبت به من داری فقط یک استثناء وجود دارد و آن این است که نبوتی در کار نیست.
تمام رتبه ای که هارون نسبت به موسی داشت یعنی چی ؟؟؟ چرا در مورد احادیث کتب خودتون فکر نمی کنید ؟ بعد از مرگ مگه قراره بازم برگردیم که انقدر راحت از کنار این مسائل میگذرید 1 درصد احتمال بده شاید داری اشتباه می کنی برو تحقیق کن . من از جنابعالی جواب نمی خوام گور منو شما از هم جداس بخاطر خودت برو بخون برو فکر کن یه ذره
پاسخ:
این جالبه داداش که ابو حنیفه چرا صیغه رو حرام ولی رجل استأجر امرأة لیزنی بها فزنی بها فلاحد علیهما فی قول أبی حنیفة" ترجمه: ... مردی زنی را برای زنا کردن اجاره کرد، با او زنا کرد، طبق گفته أبی حنیفه نباید بر آنان حد جاری شود".
  : چرا ابوحنیفه چنین فتوایی داده است؟
مسلما مشکل اساسی ابوحنیفه دوری از قران و عترت و پیروی از قیاس میباشد وی در این حکم به گفتار مشهور الحدود تدرآ بالشبهات یعنی اگر درجایی حدی بر کسی واجب شد اما شبهه ای هم در آن مساله بوجود آمد حد از شخص ساقط می شود.
در این ماسله نیز شبهه اجاره در زنا پیش میاید و حد زنا که حد اقل شلاق و حد اکثر سنگسار میباشد ساقط می شود.
در نتیجه این فتوا، دیگر باید حد الهی بر زنا را هرگز اجرا نکرد چون بلاخره پولی رد و بدل میشود و روسپی خانه ها هم هیچ مشکلی ندارند چون فاحشه ها را به اجاره میدهند.
شاید علتی که این همه در کشور های عربی حوزه خلیج فارس کاباره ها و روسپی خانه ها بصورت رسمی فعالیت میکنند همین فتوای ابوحنیفه باشد.
شاید اگر ابوحنیفه دقت میکرد در زنای مطروفه (بدون پول و اجرت)نیز حکم به عدم حد میداد زیرا در آن جا هم شبهه هبه پیش میاید؛ والحدود تدرا بالشبهات.
به نظر شما خوانندگان عزیز امروز اگر ابوحنیفه بود چه جایگاهی در میان همجنس گرایان و سکولار ها داشت؟ تمام زناکاران و زنازادگان پیرو مذهب او میشدند چون آنها هم حلال زاده به حساب میایند و حد اکثر قضیه را با وطی به شبهه ماست مالیزه میکند.
عجیب است، ازدواج موقت را که دستور قران و سنت نبوی است حرام و زنا میدانند ولی زنای صریح را جایز اعلان میکنند.

هرکه گریزد زخراجات شاه  خارکش غول بیابان شود.

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة اهل البیت.

زهراالفی گفت حضرت امام گفته باعمه وخاله زنا جایزاست نوشتم جایزاست بادخترش ازدواج کند سوادنداری بخونی یاتعصب کورت کرده مثل اون چیزای ازخودتون درمیاریدمن که غیرازاین ننوشتم
پاسخ:
بن ‏حزم اندلسى در کتاب المحلی فتواى ابوحنیفه را این‏گونه بیان کرده است: ابوحنیفه قائل است اگر کسى زنى را براى زنا کردن اجاره کرده باشد و با او زنا کند، این عمل، زنا محسوب نمی ‏شود و حد زنا نیز جارى نمی ‏شود!!

«قد ذهب إلى هذا أبوحنیفة و لم‏یر الزنا إلاّ ما کان مطارفة و أمّا ما کان فیه عطاء أو استئجار فلیس زنا و لا حدّ فیه».ابن‏ حزم، المحلى: ج 11، ص 250، مسأله 2213
بروباباهارون منتطرموسی بودبرگرده علی منتظرکی بود حضرت موسی زدتوصورت هارون گفت امانتدارخوبی نبودی چراگذاشتی برگردند جواب بده کی علی رابازخواست کردمن خاک پای صحابه نیستم خداونددرقرآن درموردرستگاران می فرمایددعایشان این است که نسبت به کسانی که در ایمان ازماسبقت گرفتندهیچ گونه کینه ای دردل ما قرارنده دردل مافقط حب صحابه واهل بیت هست دیگه عملی نداریم ازاون چیزکه اوناانجام دادندازماسوال نمیشه والسلام
پاسخ:
ابوحنیفه میگه اگه زنی رو اجاره کرد با او زنا کنی حد زنا جاری نیست این یعنی چی«سرخی» از علمای سرشناس اهل سنت در صفحه 58 از جلد نهم کتاب خود تحت عنوان «کتاب المبسوط لشمس الدین السرخسی»، روایتی از "أبوحنیفه" آورده که او زنا کردن را جایز می داند.
جناب هارون جانشین حضرت موسی بود مردم از ایشون اطاعت نکردن حضرت موسی هم وقتی این وضعیتو دید توراتو کوبیدن زمین و هارونو کشیدن سمت خودشون (اعراف آیه ی 150) کجای قران نوشته حضرت موسی ایشونو زده ؟؟؟؟؟
وقتی قوم بنی اسرائیل خواستن گوساله طلائی را بپرستن رو به آنان کرد و گفت: «یا قوم انما فتنتم به و ان ربکم الرحمن فاتبعونی و اطیعوا امری» ترجمه:«ای قوم من! شما به وسیله این گوساله مورد آزمایش قرار گرفتید پروردگار شما «رحمان» است، از من پیروی کنید! امر مرا اطاعت نمائید» (طه/90) لحن آیه نشون میده ایشون تااونجا که شرائط اجازه می داد انجام وظیفه کرده، اگر شدت عمل به خرج ندادن برای این بوده که می خواستن در غیاب حضرت موسی، میان قوم تفرقه ایجاد نشه چنانکه می فرماید: «انی خشیت ان نقول فرقت بین بنی اسرائیل ولم ترقب قولی» ترجمه: «اگر شدت عمل به خرج ندادم از آن ترسیدم که بگوئی چرا میان بنی اسرائیل دو دستگی ایجاد کردی و سفارش مرا رعایت نکردی» (طه / 94)
اینکه میگی برو بابا علی منتظر کی بود ؟! نشون دهنده ی کم توجه بودن جنابعالیه ! چون در اون حدیث صحیح بخاری نوشته جایگاه تو نسبت به من همانند جایگاه حضرت هارون نسبت به موسی است تمام رتبه‌ای که هارون نسبت به موسی داشت، تو نسبت به من داری فقط یک استثناء وجود دارد و آن این است که نبوتی در کار نیست ! متوجهی ؟ نبوتی در کار نیست - پس قرار نیست علی علیه السلام منتظر اومدن پیامبر باشه فقط مثل جناب هارون ایشونم جانشین پیامبره و قراره امت پیامبرو سرپرستی کنه . حالا خوبه این حدیث از کتاب خودتونه
پاسخ:
جواب این دوستان در مورد هارون رسول اکرم امام علی و این مطالب چیه بنظرت هم اسم مولای من علی جان 
سب و لعنی که معاویه دستور آن را صادر و به آن عمل میکرد و در تمام منابر جهان اسلام عمل میشد تا زمان عمر بن عبد العزیز ادامه داشت.محمد بن سعد در الطبقات الکبری و ذهبی در سیر اعلام النبلاء می‌نویسند :

أخبرنا علی بن محمد عن لوط بن یحیى الغامدی قال کان الولاة من بنی أمیة قبل عمر بن عبد العزیز یشتمون علیا رحمه الله فلما ولی عمر أمسک عن ذلک .


الطبقات الکبری ، محمد بن سعد ، ج5 ، ص307 ط العلمیه ج5 ص393 ط دارصادر/و سیر اعلام النبلاء ، ج5 ، ص147 .

حاکمان بنی امیه قبل از عمر بن عبد العزیز ، به علی دشنام می دادند ؛ و وقتی که عمر به ولایت رسید از این کار دست کشید .

و نیز ذهبی در توصیف حاکمان بنی مروان می‌نویسد :

فی آل مروان نصب ظاهر سوى عمر بن عبد العزیز ... 

مروانیان غیر از عمربن عبد العزیز دشمن علی بودند

سیر اعلام النبلاء ، ج 5 ، ص113 .

کان خلفاء بنی أمیة یسبون علیاً رضی الله عنه من سنة إِحدى وأربعین وهی السنة التی خلع الحسن فیها نفسه من الخلافة إلى أول سنة تسع وتسعین آخر أیام سلیمان بن عبد الملک فلما ولی عمر أبطل ذلک وکتب إِلى نوابه بإبطاله ... .

تاریخ أبی الفداء ، فصل فی ذکر إبطال عمر بن عبد العزیز سب علی بن أبی طالب علی المنابر ، ج1 ،‌ ص287 .

خلفای بنی امیه از سال چهل ویک که سال خلع حسن بن علی از خلافت بود تا سال نود و نه آخرین روزهای حکومت سلیمان بن عبد الملک و آغاز حکومت عمر بن عبد العزیز ، علی (علیه السلام) را سب ولعن می‌کردند.

آلوسی ، مفسر نام‌آور اهل سنت در تفسیر آیه : «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ ... » (النحل / 90) می‌نویسد :

أقامها عمر بن عبد العزیز حین آلت الخلافة إلیه مقام ما کانو بنو أمیة غضب الله تعالى علیهم یجعلونه فی أواخر خطبهم من سب علی کرم الله تعالى وجهه ولعن کل من بغضه وسبه وکان ذلک من أعظم مآثره رضی الله تعالى عنه .


روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ، آلوسی ، ج7 ، ص456 ، ط الأولی ، دار الکتب العلمیة ، بیروت ، 1422 هـ .


عمر بن عبد العزیز ، زمانی که به خلافت رسید ،‌ احسان و نیکوکاری را به جای ناسزاگویی به علی (علیه السلام) قرار داد وزنده کرد، بنی امیه که غضب خداوند بر آن‌ها باد ، در پایان خطبه‌های نماز جمعه تا زمان عمر بن عبد العزیز به علی (علیه السلام) ناسزا می‌گفتند که این از بهترین آثار و افتخار عمر بن عبد العزیز به شمار می‌رود .

ابن خلدون در تاریخش تصریح می‌کند :

وکان بنو أمیة یسبون علیا فکتب عمر إلى الآفاق بترک ذلک .


تاریخ ابن خلدون ، ج3 ، ص94 .

بنی امیه به علی (علیه السلام) ناسزا می‌گفتند تا این که عمر بن عبد العزیز به تمام سرزمین‌ها نامه نوشت و دستور به ترک آن داد .

شیخ محمد بن علی ، مشهور به ابن العمرانی در الإنباء فی تاریخ الخلفاء می‌نویسد :

وکان بنی امیة کلهم یلعنون علیا ـ صلوات الله علیه وسلامه ـ علی المنبر ، فمذ ولی عمر بن عبد العزیز قطع تلک اللعنة .

الإنباء فی تاریخ الخلفاء ، ابن العمرانی ، ص51 ، ط الأولی ، دار الآفاق العربیة ، مصر ، 1419 هـ .


تمامی بنی امیه ، علی (علیه السلام) را بر فراز منبرها لعن می‌کردند ، تا زمانی که عمر بن عبد العزیز به حکومت رسید و دستور به ترک آن داد .

شهاب الدین احمد بن عبد الوهاب نویری در نهایة الأرب فی فنون الأدب در فصل بیعت عمر بن عبد العزیز می‌نویسد :

وکان من أول ما ابتدأ به عمر بن عبد العزیز أن ترک سب علی بن أبی طالب رضی الله عنه على المنابر، وکان یسب فی أیام بنی أمیة إلى أن ولی عمر فترک ذلک .


الکتاب: نهایة الأرب فی فنون الأدب/المؤلف: أحمد بن عبد الوهاب بن محمد بن عبد الدائم القرشی التیمی البکری، شهاب الدین النویری (المتوفى: 733هـ)/الناشر: دار الکتب والوثائق القومیة، القاهرةالطبعة: الأولى، 1423 هـ/عدد الأجزاء: 33/[ترقیم الکتاب موافق للمطبوع]ج21 ، ص358

نخستین کاری که عمر بن عبد العزیز انجام داد ، این بود که ناسزاگویی به علی بن أبی طالب (علیه السلام) را بر فراز منبرها ترک کرد ، در زمان بنی امیه علی (علیه السلام) را سب می‌کردند ؛ اما هنگامی که عمر بن عبد العزیز خلیفه شد ، آن را ترک کرد .

حافظ جلال الدین سیوطی در تاریخ الخلفاء می گوید :

کان بنو أمیة یسبون علی بن أبی طالب فی الخطبة فلما ولی عمر ابن عبد العزیز أبطله وکتب إلى نوابه بإبطاله .


الکتاب: تاریخ الخلفاء/المؤلف: عبد الرحمن بن أبی بکر، جلال الدین السیوطی (المتوفى: 911هـ)/المحقق: حمدی الدمرداش/الناشر: مکتبة نزار مصطفى الباز/الطبعة: الطبعة الأولى: 1425هـ-2004م

عدد الأجزاء: 1/[ترقیم الکتاب موافق للمطبوع وهو مذیل بالحواشی]/ج1 ص182 

بنی امیه ، به علی بن أبی طالب (علیه السلام) در خطبه‌های نماز دشنام می‌دادند ؛ اما هنگامی که عمر بن عبد العزیز به خلافت رسید ، این عمل را ترک کرد و به فرماندارانش دستور ترک آن را داد .

و نیز ابن أثیر در تاریخش می‌نویسد :

کان بنو أمیة یسبون أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام إلى أن ولی عمر بن عبد العزیز فترک ذلک وکتب إلى العمال فی الآفاق بترکه .


الکتاب: الکامل فی التاریخ/المؤلف: أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم بن عبد الواحد الشیبانی الجزری، عز الدین ابن الأثیر (المتوفى: 630هـ)/تحقیق: عمر عبد السلام تدمری

الناشر: دار الکتاب العربی، بیروت - لبنان/الطبعة: الأولى، 1417هـ / 1997م/عدد الأجزاء: 10/[ترقیم الکتاب موافق للمطبوع]/الکامل فی التاریخ ، حوادث سال 99 هـ ، ج4 ، ص98 .

بنی امیه به علی دشنام می دادند ؛ تا زمانی که عمر بن عبد العزیز به حکومت رسیده این کار را ترک نمود و به نقاط مختلف بخشنامه کرد که این کار را ترک کنند .

خیر الدین زرکلی در کتاب الأعلام ، در ترجمه عمر بن عبد العزیز می‌نویسد :

وولی الخلافة بعهد من سلیمان سنة 99 ه‍ ، فبویع فی مسجد دمشق . وسکن الناس فی أیامه ، فمنع سب علی بن أبی طالب ( وکان من تقدمه من الأمویین یسبونه على المنابر ) .

الأعلام ، خیر الدین الزرکلی ، ج 5 ، ص50 .

عمر بن عبد العزیز ، در سال 99 هـ بعد از سلیمان خلافت را به دست گرفت ، مردم در مسجد دمشق با وی بیعت کردند ، مردم در زمان وی آرام بودند ، پس وی از ناسزاگویی به علی بن أبی طالب (علیه السلام) که حاکمان پیش از وی از بنی امیه بر فراز منبرها انجام می دادند ، جلوگیری کرد .

ممنون حمید جان
به نکات جالبی اشاره کردی . خودشون باید بشینن فکر کنن دیگه : واقعا چطور میشه ازدواج موقت که دستور قران و سنت نبوی است حرام باشه و زنا, ولی زنای صریح جایز !!! البته مشکل اصلی این دوستان اینه که خیلی با منابع دینی آشنایی ندارن . هرچقدرم توضیح میدیم انگار فایده ای نداره !
سلام خواهشا توهین نکنید مگر در قران نیامده که حتی به بت ها هم فوش ندهید؟؟؟؟
سعی کنید با توکل بر خدا و عقیده ای پاک بحث کنید تا به نتیجه برسید.اینکه صیغه جایز است در سوره نساء آمده و تا زمان جناب ابوبکر هم اجرا میشده و سپس عمربن خطاب در اواسط خلافتش آنرا حرام کرد اینکه چطور میشود در برابر  حکم خدا اجتهاد کرد یه بحث اینکه بالا خره سنت صادره از خلفا چیست یه طرف که البته همین مورد نیست.

چقدر دلم شکست .....امام مظلومم :(
بنی امیه شجره ملعونه بودن اهل بیت علیه السلام شجره طیبه
http://sonnat.net/article.asp?id=460&cat=87
بایدم اینطور کینه و دشمنی داشته باشن .
شابادی عزیز باور کنید قصد توهین نداشتم منتها نمی تونم تحمل کنم به زنان شیعه تهمت بزنن و من سکوت کنم . واقعا اذیت میشم . مجبور شدم کمی مثل خودشون صحبت کنم شاید متوجه بشن ! که الحمدالله فایده ای هم نداشت . وقتی هر روز پای شبکه های ماهواره ای میشینن و ذهن و فکرشون با حرفهای جعلی شست و شو داده میشه دیگه حرف زدن بی فایده س .
فقط میتونم بگم ، واسه همشون متاسفم ، اینا روز رستاخیز جلو حکم خدا هم وامیستند ، اعمالشان رو بهشون نشون میدند اما میگند نه دروغه شما دروغ میگید ، اینچنین که از این همه ادله و مستند فرار میکنند و روایات و احادیث رو کذب میدونند و به کتب خودشون هم اعتماد ندارند ، نمیدونم آیا باب هدایت برای آنها روزی باز خواهد شد یا نه...!!!؟؟ این آقای س بعد اون همه مستند تازه خنده اش گرفته..!!!!!! اگه من جای تو بودم زار زار گریه میکردم بدبخت ، سر به بیابون میزاشتم با این عقائدم ، به اندازه کافی بهتون ثابت شد که حکم ابوحنیفه چیه ، من توضیح مختصر دادم اما حمید جان کاملا توضیح دادند ، به قول علی امر صیغه در شیعه جائز است اما شرایط داره و طبق سنت حضرت رسول داره انجام میشه ، اما ابوحنیفه....!!!! نمیدونم چی بگم...!! فقط برید کتاباتون رو بخونید ، به قول علی قبر ما و شما جداست ، این برای خودتون بهتره اگه بدونید ، ما نشون دادیم  جایگاه ادب و شجاعت خلفاتون چیه ، پس اگه بگیم ادب شما هم برگرفته از ادب اونا باشه که حرفی نمیمونه واسه گفتن ، چون بیشتر از این هم از شما انتظار نمیره...!!! در باره متعه در کتاب صحیح مسلم ، حدیث 1405 ، جابر بن عبد الله از صحابه حضرت رسول میگه : ما متعه میکردیم زنها را در برابر یک مشت خرما و یک مشت آرد ، یعنی مهریه آنها را یک مشت خرما و یک مشت آرد قرار میدادیم ، زمان پیغمبر ما زنها را صیغه میکردیم ، زمان ابوبکر هم ما صیغه میکردیم ، جابر بن عبدالله داره از طرف کل صحابه میگه این روایت رو ، نمیگه کنت استمتع ، یعنی من صیغه میکردم ،  میگه کنا نستمتع : ما صیغه میکردیم ، بعد میگه که تا زمان عمر رسید و عمر در قضیه عمربن هریر ، آمد و صیغه را نهی کرد..!! پس اگه این شریعت پیغمبره و زمان پیغمبر انجام میشده آقای عمر به چه مجوزی شریعت پیغمبر را نهی کرده ، و اگه حضرت رسول نهی کرده بوده پس نهی عمر ارزشی نداشته : عمر باید میگفت ای مردم پیغمبر نهی کرده شما دیگه صیغه نکنید ، زمان پیغمبر هم صیغه کردید اشتباه کردید ، زمان  ابوبکر هم صیغه کردید اشتباه کردید..!! به چه مجوزی مردم رو نهی کرد و بدعت گذاشت؟؟؟ و حدیث : 4148 صحیح مسلم : ربیع بن صبره : میگه جریان فتح مکه ، خدمت حضرت رسول رسیدیم و گفتیم یا رسول الله ما به خاطر اینکه از زنانمان دور هستیم برای ما مشکل است ، اجازه میدید که ما خودمان رو اخته کنیم ، حضرت فرمود خیر صیغه کنید ، ایشان میگند که ما در مکه در حال گذشتن بودیم که خانمی را دیدیم که قد بلندی داشته و گردن بلندی داشته و... ( از زیبایی زن تعریف میکرده) : خواسته ایم ایشان رو صیغه کنیم ، من گفتم بیا صیغه من شو رفیقم گفته بیا صیغه من شو ، اون زن گفته که من صیغه بشم مهریه چی هست ، گفتند ما بجز این عبا که بر دوشمون هست چیزه دیگه ای نداریم ، میگه عبای من تازه و نو بود اما قیافه ام پیر و علیه السلام بود ، ولی رفیقم عبای پاره ای داشت ولی چهره اش زیبا بود و جوان ، اون خانم گفت من صیغه رفیقت میشم ، من گفتم عبای من نو تر هست ، ایشان گفت رفیق شما زیباتره و بعد صیغه رفیقم شد ، این موضوع در زمان فتح مکه است شما حالا اومدید روایات کتب خودتون رو صحتش رو زیر سوال میبرید..؟؟ جالبه ، حمید جان شرمنده که من این روایت رو کامل و واضح با ذکر جزئیات گفتم ،  آخه جهالت اینا با این چیزا هم برطرف نمیشه ، امیدوارم باعث هدایتشون شه ، در ضمن من این مطلب رو از شبکه ولایت حضور ذهن داشتم که جناب آیت الله قزوینی با وهابی ها مناظره میکردند ، و بالاخره هم اونها کم آوردند...!! من دیگه بعد از این با این دو نفر بحثی نمیکنم ، از دوستان هم خواهش میکنم بحث رو ادامه ندن چون با بی منطقی و لحن بد این آدما مباحث از پوسته علمی و تخصصی خارج شده و موجب تلف شدن وقت عزیز شما در برابر وقت بی ارزش اینا میشه...!! چون مباحثشون منطقی نیست و تکلم بر اساس تعصب رو پیش گرفتن ، نه صحبت بر پایه استدلالات و مدارک مثبته و حسن...!!! یا علی . . 
واسه خودت متاسف باش بدبختی بخدااگه من ماهواره دارم بدبختاهارون که جلوترازموسی وفات کرددرحیات موسی فقط برای چهل روزجانشینش بود حضرت علی پیامبربرای غزوه ای رفت سیدناعلی رانبرددرمدینه نگهبان گذاشته بودناراحت شده بودارشادفرمودنتوبمنزله هارون هستی صیغه زمان پیامبرحرام شدهمراه باگوشت خر
سلام..تبریک میگم به جمع شیعه ها پیوستید ...

به خدا که خدا وپیامبر وامامنمان برحق اند...کافیخ بدون تعصب وبااگاهی به دنبال حقیقت برویم......پ
یاعلی
سلام یه سوالی برام پیش اومده باتوجه به این اسنادی که شما گذاشتید و اثبات می کنه حضرت علی (ع) لعن میشدن چرا اهل سنت هم به حضرت امیر (ع) میگن رضی الله هم به معاویه ؟ چطوری این مسئله را برای خودشون توجیه می کنن ؟ این هم یک تناقض دیگه در دین برادران اهل سنت
البته ما شیعه ها معاویه را قبول نداریم و خود حضرت امیر علیه السلام هم می فرمایند الدهر أنزلنی ثم أنزلنی ثم انزلنی حتی یقال: علی و معاویه
۱۴ خرداد ۹۳ ، ۱۵:۱۹ از کردستان
سلام وقت بخیر وبلاگ خوبی داریداینجاکه میام یه جورایی ذهنم آرومتر میشه انتخاب مسیردرست دردنیایی که سرشار ازشبهه ها ووسوسه های شیطانه کار سختیه واقعامشکله شایدبزرگترین امتحان الهی هم همین باشه که انسان بااختیار خودش باید انتخاب کنه واگراشتباه انتخاب کنه باید مجازاتبشه چند وقتی هست که سردرگمم به عنوان یک مسلمان می خواستم کتابهای سایر ادیان الهی رامطالعه کنم واز کتابهای خودشون سندجمع کنم که درکمال تعجب متوجه شدم تنهاشاخه ای ازاسلام که میشه از طریق اون باسایرادیان وارد بحث شد شیعه ی اثنی عشری است بجزشیعه هیچ کدام ازفرقه های اسلامی دلیل و مدرکی برای گفتگوندارن!باورش برای خودم سخته باورنمیکنم شیعه انقدرریشه داشته باشه سنی هاهیچ ریشه ای درطول تاریخ و درمنابع سایرادیان ندارن!شیعه هم میتونه ازطریق کتابهای تاریخی ومذهبی اهل سنت وارد بحث بشه هم کتابهای سایر ادیان الهی.این فکرهمه ش به ذهنم میادکه طبیعیه اثری ازچیزهای ساختگی ومسائلی که براساس نظربشربعدا وارد دین شده درطول تاریخ نباشه . وقتی همین مسئله رو میپرسم میگم چراآیه ای درتورات یاانجیل نداریم که حقانیت فرقه های سنی براساسش ثابت میشه میگن چون شیعه به دست یهود ساخته شده ! تاقبل ازاین شنیده بودم شیعه به دست صفوی ساخته شده حالامیگن به دست یهودشماباشی بااین حرفهاقانع میشید؟ خیلی بایدمطالعه کنم تاتمام مسائل برام حل بشه ولی نتیجه هرچیزی باشه این همه قدرتی که شیعه هابرای بحث کردن وروبرو شدن باهرسوالی دارن هیچ گروهی نداره واین خیلی قابل تامله چطوری میشه ازیه همچین چیزی عبورکرد ؟
سلام برادران و خواهران بنده نیز این وبلاگ و خوندم از دوستانی که توهین نمی کنند تشکر می کنم. اگر اهل سنت، اهل سنت واقعی باشد قطعا رستگار هستند و اگر تشیع نیز بر طبق سنت پیامبر عمل کنند جزو رستگارانند. اگر خدا و پیامبر خدا بپذیرند من جزو اهل سنت هستم هر چند عالم نیستم ولی ایمان قلبی به اسلام و راه و روش پیامبر اسلام دارم. حال از برادران اهل سنت که علم حدیث و علم قران دارن  به من کمک و یاری فکری از کتاب و سنت برسانند و از برادران اهل تشیع که چنین آگاهیی دارند می خواهم به چند سوال من پاسخ دهند و اثبات کنند در موضوعاتی که بنده مطرح خواهم کرد تشیع به حق نزدیکترند در غیر این صورت  باطل بودن ادعای برادران شیعه در موضوع مطرح شده به اثبات خواهد رسید. حال برادران و خواهران کیست که ظرفیت اندیشیدن در گفتمانهای مخالف را دارد بی آنکه از تعصب خشم و نفرت مخالف را در سینه پنهان دارد. کیست که با من مناظره بکند؟
کسی هست
علی اقاوآقایاسروزهراخانم الکی تهمت نزنیدبخدامن خودم دوستان شیعه ی زیادی دارم بهدوستی باآنهاافتخارمیکنم حداقل هفته ای یک بارباآنهادرتماسم شمامیگیدمابه زنان شیعه ناسزامیگیم ثابت کنیدمااگه میگیم صیغه بده احترام به زن هست زن که کالانیست هرروزی دست یکی باشه فقط برای تکمیل کردن خواهشات باشدبعدهم به همین مهدی دانشمندکه اینقدرافتخارمیکنید کلیپهایش راشنیده ایدموجده میگه بازارمکه رفتم زنهای شیعه دستشان تودست عربهاست مامیگیم اینه هابهترینشان هستندبرای لبیک به ندای حق رفته اندنه عیاشی حال میکنندبه بهانه فروختن جواهرات یااون مشهدی میگه به مسولین هشدارمیده که دختران ایران برای چه به امارات میرندازگرسنگی خودشان رامی فروشندبخدادرمذهب مانه فحش ونه افتراوتوهین جایزمکتب ماقرآن سنتوصحابه واهل بیت هستند
اب عزیز.در حال قلیان روحی ممکن است ناخواسته حرفهایی رد و بدل شود که بعنوان مسلمان از هردو طرف میخواهم گذشت داشته باشند.
اما راجع به صیغه برادر گرامی در سوره نساء آمده و تفاسیری از اهل سنت من جمله ابن حبان و طبری و قرطبی و خازن و راویانی چون ابن عباس ابی بن کعب و ابن مسعود نقل کرده اند که آین آیه برای متعه است.
عده ای از اهل سنت نظر داده اند که این آیه با آیه 7 سوره مومنون نسخ شده در حالیکه سوره مومنون در مکه و سوره نساء در مدینه نقل شده و نمیتواند نسخ کند. اینکه میفرمایید زن کالاییست خدمت شما عرض کنم خداوند متعال از من و شما بالاتر و عالی تراست آیا الله تعالی نمیدانستند متعه باعث پایین آمدن شان زن میشود یا نه؟آیا کسی زنی را مجبور به متعه کرده که باعث تنزل شان او باشد؟در ضمن زن متعه مانند صیغه دائم دارای حق و حقوقیست و دارای عده است.در باره امثال دانشمند هم باید بگویم ما کسی را که مقابل مراجع و رهبری قرار بگیرد اصلا قبول نداریم.
سلام , آقای عبدالله برادر عزیزم شما هرمطلبی که مورد نظرتون هست بنویسید خود حمید آقا یا سید یاسر و بقیه ی دوستان ان شاالله پاسخ شمارا میدهند. آقای ا-ب من که باشما و بقیه ی برادران اهل سنت دشمنی ندارم برگردید به عقب پیام های قبلی تان را بخوانید و خودتان قضاوت کنید ! ببینید چه جمله هایی نوشتید بعد به ما می گویید بی ادب ! شما ننوشتی "شماهمه چیزتان شده این حمیدبدبخت ازعلمای اعلی سوال کنیداین همه عالم بزرگ شیعه وجودداردیعنی شیعه اینقدربه حمیدشیرانی محتاج بوده این همه بزرگش کردید" این همه دوستان برای شما سند و دلیل آوردن کدوم یکی از سوالاتشونو پاسخ گفتید ؟ شما به عنوان یک سنی باید از طریق کتابهای ما صحبت کنی و دلیل بیاری و یاحده اقل جواب قانع کننده ی عقلانی در مورد اسناد مربوط به کتابهای خودتون داشته باشید . من نسبت به حرف اون آقای حبیب ! که نمیدونم کی بود و یهو از کجا اومد! واکنش نشون دادم چون متاسفانه در شبکه های اجتماعی همیشه شاهد هستم تا یک خانم شیعه وارد بحث میشه یکی از هم مسلک های شما برمیگرده میگه زن صیغه ای !!! و به خیال خودش می خواهد یه جوری اون خانم را کوچک کند چون شماها متعه را حرام میدانید و با این جور خطاب کردن می خواهید آن خانم را زناکار جلوه بدید د رهمون شبکه کلمه که خودتون گفتید همیشه نگاه می کنید و منتظر شیخ انصاریان هستید تا کی برای مناظره تشریف میارن ! شاهد بودم که می گفتن شیعه ها پدر خودشان را نمیشناسن ! - آقای شابادی توضیح دادن حمید آقاام برای شما نوشتن که بجای صیغه در دین شما چه چیزی جایزه !!! دیگه نیازی به حرفهای بیشتر از طرف من نیست . برادر جان ما هرعمامه به سری را قبول نداریم امثال اللهیاری ها صادق شیرازی ها و دانشمندها که با ولی فقیه مخالف هستن و دم از شیعه بودن میزنن را دروغگو و دشمن شیعه و سنی میدانیم.
سلام دوستان
اگه موافقید از اذان شروع کنیم؟ اعتقاد شیعه بر چگونگی نزول یا چگونگی این اعلان مسلمونها چیست؟ اگر اشکالی بر اعتقاد ما اهل سنت نسبت به مساله اذان دارید بفرمایید و سند مطرح کنید تا بنده نیز در حد وسع خودم سند مطرح کنم یا اشکال بگیرم تا به یک مسیر یا اعتقاد مشترک برسیم
طبق اعتقاد شما شیعیان اذان از طریق خداوند یا فرشتگان بر قلب پیامبر الهام شده است همچنین طبق اعتقاد شما شهادت به ولایت علی بن اب طالب جزو اذان نیست، طبق اعتقاد شما حلال محمد یا قیامت حلال و حرامش تا قیامت حرام است، طبق اعتقاد شما شیعیان تغییر و تحول در دین خدا راه ندارد یعنی هیچ کس حتی خود پیامبر خدا نیز نمی تواند بر آن چیزی را بیفزاید یا چیزی را بکاهد، باز بنا به حدیثی از فرمایشات امام جعفر صادق شما  مبنی بر در خواست آموزش یک دعا از جانب یکی از یاران ایشان، سفارش می کنند این دعا را بخوان: یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک. امام جعفر صادقتان از فرد در خواست کننده دعا می خواهند تا دعا را تکرار نماید آن شخص در ادامه در خواست امامش می گوید: یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبی علی دینک. بلافاصله امامتان آن مرد را نکوهش می کند چرا بر حرفهای ما چیزی را کم و کاست می کنید. در حالی که آن شخص یک صفت زیبایی را به جمله امام صادقتان اضافه کرده است. سوالم اینجاست. چطور ممکن است در مکتبی با این سفت و سختی جهت جلوگیری از عدم تغییر و تحریف در کلام امامشان جدیت بخرج دهد ولی با اعتقادی که الهام بودن اذان بر قلب پیامبر را ادعا دارد چنیین سخت گیری را نمی کند. چطور امام شما یا مکتب شما اجازه اضافه نمودن کلمه را بر یاران نمی دهد و لی اجازه می دهد بر فرمان خدا سخنی بیفزاید . همانطور که عرض شد طبق اعتقاد تمام علمای طراز اولتان شهاد بولایت علی بن ابی طالب جزو اذان نیست پس چطور می توانید به حکم و فرمان الله چیزی را اضافه کنید. آیا می پذیرید این مکتب در مورد حداقل اذان به خطا رفته است؟ منتظر برادران و خواهرانم هستم تا پاسخی در خور قران سنت عقل و شرع هستم . هر چند بنده علی رضی الله عنه را ولی خدا می دانم ولی شهادت گفتن در اذان را با این منطق بدعت. متشکرم

سلام , آقای عبدالله از نظر علمای شیعه در این زمینه دو نظر وجود داره :1- عده ای آن را جزء مستحب می دانند ؛ یعنی مانند قنوت که جزئی از نماز بوده و مستحب است 2- عده ای نیز آن را مستحب می دانند ؛ اما بدون قصد جزئیت ؛ یعنی مستحبی است که جزو اجزای اذان نیست

چوندر روایات شیعه آمده هر زمان شخصی شهادت به وحدانیت خدا و نبوت پیغمبر گرامی اسلام داد ، بلافاصله بعد از آن شهادت به ولایت امیر مومنان نیز بدهد   پس مستحب است نه واجب

هیچ یک از علمای شیعه در طول تاریخ فتوی به جواز گفتن شهادت ثالثه به عنوان جزء اذان ندادن
به عنوان تکمیل شهادت به رسالت آن را می‌گوینداما اگر کسی بخواهد کلماتی را به اذان با عنوان جزء اضافه کند قطعاً بدعت است  و فرقی نمی کند که شیعه باشد یا سنی . همان طوری که گفتن «الصلاة خیر من النوم» از بدعتهایی است که مبطل اذان و از چیزهایی است که  توسط خلیفه دوم به اذان اضافه شده

پاسخ کامل تر در این لینک

http://www.hawzah.net/fa/question/questionview/10850?ParentID=59965

باسلام خانم زهرا الف من پاسخ سوالم و دریافت نکردم یعنی نمی تونم بپذیرم اما رابطه با خلیفه دوم رضی الله عنه باید عرض کنم این روایت در منابع ما ذکر شده است بنده نیز تایید می کنم اما دو نکته باید مطرح کنم اول اینکه در خیلی از منابع ما مسائلی مطرح شده چه بسا روایت نادرست یا از حیث سند خیلی ضعیف باشد ولی آنچه شما در عمل مشاهده می کنید این است که هیچیک از مذاهب اهل سنت بجای حی علی خیر العمل الصلاه خیر من نوم نمی گویند. دومین مساله این است که ما اعتقادی بر الهام بودن شعار اذان بر قلب پیامبر نیستیم پس اگر رویای یکی از صحابه می تواند شعار اسلام باشد پس نظر خلیفه مبنی بر تغییر قسمتی از شعار تحریف اذان نیست و نظر چه کسی بهتر از نظر خلیفه رضی الله عنه در نزد پیامبر خواهد بود. اما اعتقاد شما مبنی بر وحیانی و سماوی بودن اذان کار را برای تغییر و تحریف دشوار می کند چگور امام شما تغییر جزیی در صورت دعا را نمیپذیرد ولی تغییر در صورت اذان سماوی به تعبیر شما مورد مقبول مکتب شما واقع می شود. آیا این منطق را می پذیرید؟
آقایان دوستان و برادران، شیرانی، سید یاسر، علی، شابادی منتظر پاسخ شایسته بدون تعصب شما هستم باتشکر
سلام
جناب عبدالله فرمودید (در خیلی از منابع ما مسائلی مطرح شده چه بسا روایت نادرست یا از حیث سند خیلی ضعیف باشد ولی آنچه شما در عمل مشاهده می کنید این است که هیچیک از مذاهب اهل سنت بجای حی علی خیر العمل الصلاه خیر من نوم نمی گویند) خوب این حرف نادرسته چون در اذان صبح مکه که بالاترین شهر از نظر معنوی برای همه ی مسلمانان بخصوص اهل سنت هست دقیقا از الصلاه خیر من نوم استفاده میشه پس این حدیث ضعیف نیست و اتفاقا مذاهب اهل سنت ازش استفاده می کنن فرمودید (اگر رویای یکی از صحابه می تواند شعار اسلام باشد پس نظر خلیفه مبنی بر تغییر قسمتی از شعار تحریف اذان نیست) خوب مامعتقدیم امور شرعی مهمی چون نماز و اذان از وحی سرچشمه میگیرن و امام صادق علیه السلام ضمن نقد این مدل فکری که شما عزیزان دارید فرمودن وحی برپیامبر شما نازل می شود حال گمان میبرید که او اذان را ازعبدالله بن زید ستانده است ! پس از نظر عقلانی این مدل فکری که شما دارید مورد قبول نیست بنابراین اذان هم مثل نماز از وحی گرفته شده مثلا همینطور که نمیشه براساس نظر خلیفه تعداد رکعات نماز تغییر کنه اذان هم براساس نظر ایشون نمیتونه تغییر کنه . اما چرا شیعه با وجود این مسئله به ولایت حضرت علی شهادت میده در هر اذان ؟ اگه توجه کنید چندبار زهرا خانم گفتن در اون لینک هم مفصل توضیح داده که این کار واجب نیست مستحبه یعنی چه بگیم چه نگیم اذان از اعتبار نمیفته پس ما بدعتی وارد دین نکردیم . فقیهان شیعه براین نکته تاکید دارن که این شهادت شعار شیعه س و نباید آن را به قصد جزئیت ذکر کرد وگرنه بدعت است.
اینکه میفرمایید چرا امام صادق علیه السلام اون واکنش رو نشون دادن اتفاقا از ایشون در کتاب الاحتجاج طبرسی روایتی داریم :

به حضرت عرض نمودم : ایشان ( سنیان ) روایتی نقل می کنند که وقتی رسول خدا به آسمان برده شد ، بر روی عرش نوشته ای دید که : لا اله الا الله محمد رسول الله ، ابو بکر صدیق!!!

پس حضرت فرمودند : سبحان الله ؛ همه چیز را تغییر دادند ؛ حتی این را ؟ گفتم : آری ؛ پس فرمودند : خداوند وقتی عرش را آفرید بر روی آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علی امیر المومنین ؛ و وقتی آب را آفرید در محل حرکت آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسو الله علی امیر المومنین ؛ و وقتی خداوند کرسی را آفرید بر پایه های آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علی امیر المومنین ؛ و وقتی خداوند لوح را آفرید نیز چنین کرد ؛ و وقتی جبریل را آفرید ؛ و وقتی زمین ها را آفرید ؛ و ... پس در انتها فرمودند : ووقیت خداوند ماه را آفرید بر روی آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علی امیر المومنین ؛ و این همان سیاهی است که در ماه می بینید ؛ پس هر زمان که یکی از شما گفت : لا اله الا الله محمد رسول الله ، پس باید بگوید :علی ولی الله

پس همینطور که بعد از شنیدن نام حضرت رسول صلوات میفرستیم بعد از محمد رسول الله باید بگوییم علی ولی الله

از منابع اهل سنت اگه بخوایم نمونه بیاریم باید بریم سراغ السلافه فی امر الخلافه مراغی مصری که دو روایت اوردن در مورد جناب سلمان و ابوذر در مورد جناب ابوذر گفتن : شخصی به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آمده و گفت : ای رسول خدا ؛ ابو ذر در اذان بعد از شهادت به رسالت شهادت به ولایت علی می دهد ؛ رسول خدا فرمودند : همین است ؛ آیا کلام من را در روز غدیر خم فراموش کردید که « هرکس که من مولای اویم پس علی مولای اوست »؟

در مورد جناب سلمان : شخصی به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آمده و گفت : ای رسول خدا ،چیزی را شنیدم که تا کنون نشنیده بودم ، رسول خدا فرمودند : آن چه چیزی است ؟

پاسخ داد :‌سلمان در اذان خویش بعد از شهادت به رسالت ، شهادت به ولایت علی علیه السلام می دهد ؛ پس حضرت فرمودند : چیز نیکویی را شنیده ای !!

پس براین اساسم اگه بخوایم در نظر بگیریم این مسئله بعد از غدیر خم وارد اذان شده و بدعت نیست .

نتیجه : 1) اعتقاد اهل سنت اشتباهه و اذان هم مثل نمازاز وحی گرفته شده پس تغییر اون براساس نظر خلیفه ی دوم بدعته 2) شهادت به ولایت علی علیه السلام بدعت نیست چون فقهای شیعه اونو جزئی از اذان نمیدونن (برخلاف نظر اهل سنت که حی علی خیرالعمل را حذف کردن و در اذان صبح یه جمله ی جدید وارد کردن و جزئی از اذان شده ) و میشه نگفت و از طرف دیگه بعد از واقعه ی غدیرخم چنین شهادتی در اذان آمده
لینک اذان صبح مکه http://www.aparat.com/v/wzxXR
سلام علیکم ورحمه الله
خدا نگهدارتان اقای شیرانی
من تازه امروز موفق شدم به سایت شما سر بزنم من از همکارای خانم زهرا هستم که تعربف شما رو شنیده بودم به نوبه خودم این تولد جدیدتون رو تبریک میگم واقعا انگیزه ای شدین برای ما که کمی به خودمون بیام و بریم در مورد دین خودمون تحقیق کنیم و به این شیرینی هایی که شما چشیده ای ما هم بهرمند شیم دعا کن برادرم تا ما هم با تمام وجود خدای خودمون رو حس کنیم
یا حق علی یارت
پاسخ:
یا علی
آقای عبدالله یه سوالی از خدمت شما داشتم باتوجه به اینکه اجتماع نقیضین محال است چطور امکان داره شماهم دیدگاه اهل سنت را قبول داشته باشید و بفرمایید اذان نازل نشده و رویای یکی از صحابه بوده و هم اینکه بفرمایید وحی بوده ؟! اگه نظر شما (اهل سنت) در مورد اذان درسته که شیعیان بدعتی وارد دین نکردن اگه نظر شما درست نیست نظر ما درسته پس خلیفه ی دوم بدعت گذار بوده و مرتکب اشتباه شده . نمیشه که شماهم اون دیدگاه رو قبول داشته باشید هم دیدگاه شیعیان را ! مشکل اصلی بین شیعه و سنی برسر مسئله ی امامته اگه این مشل حل بشه بقیه ی مشکلات جانبی هم حل خواهد شد شما باید سراغ ریشه ی مشکل برید .
با سلام خدمت دوست عزیزم علی آقا. از شما برای ارایه اطلاعاتتون متشکرم. چند نکته هست که باید خدمتتان عرض کنم، اول اینکه وهابیت را با ما قاطی نکنید. وهابیت اگر با ما دشمنی نمی کند علتش اینست نمی تواند چندین جبهه واحد  بجنگد فعلا با شما ها سر جنگ دارد. وگرنه این فرقه نادان به هیچ گروهی رحم نمی کند. پس سیستم سیاسی وهابی عربستان که حاکم مکه و مدینه است دلیل بر باور تمام اهل سنت نیست. هر  چند باید اذعان کنم بنده نمی دانستم وهابیت  در عمل هم بر این باور تکیه دارد. در ثانی قبلا هم عرض کرده ام اگر بر فرض اهل سنت تغییری هم در صورت اذان می دهد خرده ای بر ما وارد نیست چرا که باور تاریخی و فقهی ما اینست. اما آیا قبول دارید آوردن دلیل روایی و حدیثی هر چند از تمام منابع اهل سنت و تشیع باز هم نمی تواند توجیه تحریف اذان را به تشیع دهد با توجه به اینکه شما اعتقاد به وحیانی یا الهامی بودن آن دارید چرا که اگر خداوند می خواست آن را اضافه می نمود(بنا بر اعتقاد شما)
زهرا خانم الف من نگفتم هر دو رو قبول دارم عرض کردم بنا به اعقاد شیعیان الهام است. آنطور که من فهمیده ام بر طبق اعقاد شما وحی نبوده الهام بوده، حال فرق بین وحی و الهام رو هم نمی دونم آیا فرقی هست یا نیست باید تحقیق کنم اگر می دونید ممنون خواهم شد.
چند نکته دیگه اجازه می خوام عرض کنم، اول اینکه من  خودم را نماینده اهل سنت نمی دونم چونکه علمش و ندارم فقط از جانب خودم دارم حرف می زنم. خلاصه اینکه یک عده اطلاعات کلی از مذهب شما و اهل سنت دارم. من تحصیلاتم یک رشته مهندسیه طرز نگاهم به پدیده ها و نگرشها و باور ها نگاه سیستماتیک است. من نمی توانم صرفا با دانش کلامی یا تاریخی و یا فقهی حقیقت را بسنجم. ضمن اینکه سعی می کنم اطلاعات کلی از کلام فقه تاریخ و منابع داشته باشم ولی بر مبنای ورودیهای سیستم و خروجی ها آن قضاوت می کنم.
با سلام ، دوستان توضیحات کاملی خدمت جناب عبدالله عرض کردند ، که از لحاظ علمی کافی بود ، من فقط یک مورد رو در رابطه بدعت جناب عمر میذارم ، در کتاب الغدیر علامه امینی : الغدیر / ج 6 / ص 301 به نقل از منابع اهل سنت:  همچنین از عمر نقل شده که گفت : « ثلاث کنّ علی عهد رسول الله و أنا محرمهنّ و معاقب علیهنّ : « متعة الحج » و « متعة النساء » و « حیّ علی خیر العمل» فی الاذان ؛ سه چیز در زمان پیامبر وجود داشت و من حرام کننده‏ ی آنها و کیفر دهنده آنها هستم : متعه‏ی حج ، متعه‏ی نساء و حی علی خیر العمل گفتن در اذان نماز ، یا ذکر شده که موذن برای پرسیدن چگونگی کیفیت اذان در صبح بر عمر وارد شد اما او را خفته دید و با صدای بلند گفت الصلاه خیر من النوم ، نماز از خوابیدن بهتر است ، بعد از آن عمر دستور داد که این بدعت در اذان جاری شود ، حالا جالبه بدونیم دلیل نهی جناب عمر در زمینه گفتن حی علی الخیر العمل چیست؟؟ در  وسائل الشیعه / ج 4 / ص 647 : محمد بن ابی عمیر می گوید : از حضرت امام رضا(ع) پرسیدم : چرا ((حی علی خیرالعمل )) را حذف کردند؟ امام فرمود : علت ظاهری را می خواهی یا علت باطنی را ؟ گفتم : هر دو را . فرمود : علت ظاهری این است که گفتند : ما می خواهیم مردم با شنیدن علی خیرالعمل , از جهاد روی نگردانند و تنها به نماز مشغول نشوند ولی علت باطنی این است که ((خیرالعمل )) عبارت است از ولایت حضرت علی . آنان خواستند که هر روز بر ولایت تأکید نشود . ، در رابطه با ولایت حضرت علی که حضرت امام رضا آن را در خیر العمل میدانند و او را علت باطنی این قسمت از اذان میدانند ، از دیدگاه قرآن همان گونه که رسول اکرم ولی از سوی خداوند است  ، حضرت علی (ع ) نیز ولی است : " انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکاه و هم راکعون ; تنها سرپرست شما خدا و رسول او و کسانی هستند که ایمان آورده اند . کسانی که نماز را به پای می دارند و در حال رکوع زکات می دهند ،  سوره مبارکه مائده آیه 55 ، که به تصریح شیعه و سنی بر امام علی (ع ) تطبیق شده است ، تفسیر طبری / ج 6 / ص 186؛ تفسیر بیضاوی  /ج 1 / ص 345 ، طبق توضیحاتی که دوستان داده اند در رابطه با کیفیت گفتن یا نگفتن اشهد ان علیا ولی الله در اذان مشخص شد که طبق روایات ذکر شده شیعه بدعتی وارد نکرده ، ولی با توضیحی که در رابطه با نهی کردن خلیفه دوم در مورد ذکر حی علی خیر العمل در اذان و جایگزین کردن الصلاه خیر من نوم که بنده و دوستان عرض کردیم ، و دلایل ظاهری و باطنی اون حذف رو از حضرت امام رضا نقل کردیم ، باید حدس زد که خلیفه دوم چرا نسبت به حذف این قسمت از اذان اقدام کرده ، بخاطر اینکه از ولایت حضرت علی حرفی نباشه در آینده ، و با این کار نقض کننده آیه 55 سوره مبارکه مائده هم شد..!! در خدمتم دوست عزیز ، آقای عبدالله..!! و در اینجا از ادبی که در حال حاضر دارید به خرج میدید تشکر میکنم... ، جناب سینا و جناب حبیب وجهه ی بدی از تکلمشون در ذهن ما باقی گذاشتند ، دلیلش هم وارد نشدن در بحث علمی بود ، چون از روی تعصب و غریزه سخن میگفتند...!!!   
شاید متعجب باشید ولی بنده باور شیعیان مبنی بر الهی بودن اذان را بیشتر قبول دارم و بیشتر مورد پسند من است  چه برسد به اینکه از جانب خود پیامبر یا بدتر از آن رویای یک صحابه عادی و گمنام باشد!
اجازه می دهید من با فهم و دانش خودم از حضور دوستان سوال بپرسم؟
یک شهر از شیعیان و یک شهر از اهل سنت نان ببرید که از لحاظ تعداد جمعیت و ساختار اقتصادی مشابه باشند و از لحاظ فرهنگی هم به هم نزذیک باشند. مختارید می توانید از شمال غرب یاا جنوب غرب یا شرق اسم ببرید تا بنده سوالات سیستمی را عرض کنم
در صورتیکه اسم دو شهر همسان از لحاظ ترکیب جعیتی و اقتصادی و فرهنگی را اسم برید و یا تجسم ذهنی کردید، مقایسه کنید ارزشهایی که قران آنها را بر ما شمرده است و برای بنده بفرمایید  شهر شیعه نشین چه برتریهایی را از  لحاظ ارزشهای قرانی نسبت به شهر اهل سنت نشین دارد. بیاییم شعار ندیم بیاییم خروجی چند شهر شیعه نشین و چند شهر سنی نشین را با هم بسنجیم فعلا در حوزه جغرافیایی ایران عزیزمان می سنجیم. حال نظر شما چیست. بی تعصب حرف بزنیم . اگر باور ما ارزشمند است خروجی ارزشمندی باید در جامعه ایجاد کند و گرنه تفکر و اندیشه ایی که خروجی مناسبی ندارد به آسمان نخواهد رفت تفاله ایی خواهدبود در زمین خواهد پوسید
سلام عبدالله جان
خداروشکر که نسبت به وهابی ها موضع دارید چون متاسفانه از بخت بد من تابحال باهرکدام از برادران اهل سنت صحبت کردم متمایل به تفکرات وهابیت بودن و حسابی از خجالت ما در اومدن !
من نمیدونستم اذان شما با اذانی که در مکه پخش میشه متفاوته. یعنی اذان صبحی که در زاهدان یا سنندج یا دیگر نقاط ایران هست الصلاه خیرمن النوم نداره ؟
نکته حرف منو نگرفتیا، مامعتقدیم امور شرعی مهمی چون نماز و اذان از وحی سرچشمه میگیرن اینو داشته باشید ، حالا در کنار این مسئله فقها چی میگن ؟ میگن همینطور که بعد از شنیدن نام پیامبر مستحبه که صلوات بفرستید بعد از لااله الاالله و محمد رسول الله مستحبه بگید علی والله . یک نفر شیعه اگه از اول عمرش تا آخر عمر در اذانش شهادت ثلاثه رو نگه فعل حرام مرتکب نشده و اذانش درسته . یعنی شهادت ثلاثه جزئی از اذان نیست اگه می گفتیم جزئی از اذانه بدعت بود .
فرمودید ( آوردن دلیل روایی و حدیثی هر چند از تمام منابع اهل سنت و تشیع باز هم نمی تواند توجیه تحریف اذان را به تشیع دهد) خوب براساس همین دلایل روایی معتبر ثابت میشه که در زمان حضرت رسول (ص) چنین اتفاقی افتاده و ایشون این کارو تحریف اذان ندونستن . پس ماهم اگه انجام بدیم تحریف اذان نیست . مگه نگفتید امام صادق علیه السلام  نسبت به اون موضوع واکنش نشون دادن (خوب این حرف شماهم روایت بود) منم عرض کردم در کنار این روایتی که شما اشاره کردی روایت دیگری از ایشون داریم که میفرمایند بعد از محمد رسول الله بگید علی ولی الله پس ما براساس فرمایش ایشون یک عمل مستحب داریم انجام میدیم .
میشه در این مورد بیشتر توضیح بدید (اگر باور ما ارزشمند است خروجی ارزشمندی باید در جامعه ایجاد کند )
خودتون دو تاشهر رو مثال بزنید و مقایسه کنید.
این جملاتو من قبول ندارم عبدالله جان
اینکه میگید (اگر باور ما ارزشمند است خروجی ارزشمندی باید در جامعه ایجاد کند و گرنه تفکر و اندیشه ایی که خروجی مناسبی ندارد به آسمان نخواهد رفت تفاله ایی خواهدبود در زمین خواهد پوسید)
این حرف اشتباهه میدونید چرا ؟ چون این سوال برای من پیش میاد که آیا تفکر حضرت موسی علیه السلام ارزشمند نبود که خروجی آن گوساله پرست شدن بنی اسرائیل بود آن هم فقط در عرض 40 روز !
جناب عبدالله ، تشکر میکنم که نگاه ریز و واقعا مهندسی به مساله دارید ، شاید این به شما کمک کنه به جواب سوال هاتون برسید ، ولی با تمام احترام دلیل شما قابل قبول نیست ، به نظر شما چگونگی و کیفیت چگونه اذان گفتن برای ما که در این زمان زندگی میکنیم چگونه روشن شد..؟؟ ، خب واضحه از طریق روایات و احادیث این موضوع به ما رسیده ، و ما هم از طریق روایات و احادیث ذکر کردیم که حضرت رسول در زمان خودش با آوردن نام حضرت علی بعد از نام خودش مشکلی نداشته بلکه به اون مساله بقیه رو ترقیب میکرده ، چنانچه در جایی میفرماید :

روایتی است که آن را سید نعمت الله جزایری از استاد خویش مرحوم مجلسی مرفوعا از رسول خدا نقل می کند که فرمودند :


عن رسول الله (ص) قال: یا علی انی طلبت من الله ان یذکرک فی کل مورد یذکرنی فأجابنی واستجاب لی .


از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده است که فرمودند : من از خدا خواسته ام که در هر جایی که من را ذکر می کند تو را نیز ذکر نماید ؛ پس درخواست من را قبول کرده و مورد اجابت قرار داد .


طبق این روایت در هر جایی که رسول خدا ذکر می شود ( که اذان نیز از جمله آن هاست ) امیر مومنان نیز ذکر خواهد شد .

شاهد بر این روایت در کتب اهل سنت :

از جمله شواهد این روایت ، روایتی است که اهل سنت در مورد امیر مومنان نقل می کنند که رسول خدا به ایشان فرمودند :


ما سئلت ربّی شیئا فی صلاتی إلاّ اعطانی وما سألت لنفسی شیئا إلاّ سألت لک .


مجمع الزوائد ج 9 ص 110، کنز العمّال ج 13 ص 113، الریاض النضرة ج 2 ص 213 .


از پروردگار خویش در نمازم هیچ چیز نخواستم ، مگر آنکه آن را به من داد ؛ و برای خویش چیزی نخواستم مگر آنکه آن را برای تو نیز خواستم .


همینطور که خدمت شما عرض شد این تحریف اذان نیست بلکه طبق سنت حضرت رسول و خواسته ی ایشان است..!! پس ما اگر بیایم و تفکرات رو روی هم نذاریم و روایات رو در کتب شیعه و سنی بررسی نکنیم و در مورد آنها بحث و تبادل نظر نکنیم که عملا انگار به هیچ چیز اهمیتی نمیدیم ، شما در رابطه با جریان درخواست دعا از حضرت امام صادق به روایات رجوع میکنید..!! بعد که ما در پوسته ی اثبات ذکر اشهد ان علیا ولی الله به روایات خودمون و اهل سنت رجوع میکنیم شما میگید ،،،!!! ما آیا قبول دارید آوردن دلیل روایی و حدیثی هر چند از تمام منابع اهل سنت و تشیع باز هم نمی تواند توجیه تحریف اذان را به تشیع دهد ، این مساله واسه بنده جالبه که این مطلب رو اینچنین بیان میکنید ، به نظر شما در رابطه با این که میگید چرا خدا این مساله رو ذکر نکرده اگه میخواسته ، شماچطور میتونید به من ثابت کنید که خدا نخاسته اینو؟؟؟ آیا شما حامل وحی الهی بودید؟؟ یا مثلا پیامبر بودید که اوامر خدا با وحی بر شما نازل بشه..؟؟؟ طبق روایتی که گفتم حضرت رسول خواسته ای بر این مبنا از خداوند داشته و خدا این خواسته رو اجابت کرده اند ، و یا فرمودند من برای خودم چیزی نخواستم مگر اینکه آن را برای تو هم خواسته باشم..!! به نظر شما حکمت از این روایات چیه؟؟ وقتی حضرت رسول داره میگه خدا اجابت کرد ، یا درخواست مرا پذیرفت ، یعنی اینکه وحی نازل شده و این مساله اجابت شده ، پس شما و من نمیتونیم بگیم اگه خدا میخواست چرا خودش اینو ذکر نکرد با وحی ، چون ذکر کرده و طبق روایات و احادیث هر دو مذهب ثابت شده دوست عزیز ، در روایات دیگر ذکر شده:

 الدر المنثور سیوطی ج 4 ص 153، الخصائص الکبرى السیوطی ج 1 ص 7،  الشفاء قاضی عیاض ص 138، المناقب  ابن المغازلی ص 39، الریاض النضرة فی مناقب العشرة المبشّرة ج 2 ص 227، درر السمطین ص120.


از ابی حمراء از رسول خدا ( ص) روایت شده است که فرمودند : وقتی که من به آسمان برده شدم بر عرش نوشته شده بود که خدایی جز خدای یگانه نیست ؛ محمد فرستاده اوست ؛ او را با علی پشتیبانی نمودم .



روایت دوم :


عن ابن مسعود عن رسول الله (ص) قال: أتانی ملک فقال:یا محمّد واسأل من ارسلنا من قبلک من رسلنا على ما بعثوا . قلت:على ما بعثوا ؟ قال:على ولایتک وولایة علی بن ابی طالب.


معرفة علوم الحدیث حاکم النیسابوری ص96 .


از ابن مسعود – در ذیل آیه 45 سوره زخرف - از رسول خدا ( ص ) روایت شده است که فرمود : ای محمد از فرستادگان قبل از خودت بپرس که به چه شرطی فرستاده شده اند ؟ پرسیدم به چه شرطی فرستاده شده اند ؟ پاسخ داد : بر ولایت تو و ولایت علی بن ابی طالب



روایت سوم :


  عن حذیفة عن رسول الله (ص) قال: لو علم الناس متى سمّی علی أمیر المؤمنین ما انکروا فضله ، سمّی أمیر المؤمنین وآدم بین الروح والجسد ، قال الله تعالى: وإذ أخذ ربّک من بنی آدم من ظهورهم ذریّتهم واشهدهم على انفسهم الست بربّکم  قالت الملائکة  بلى فقال: أنا ربّکم محمد نبیّکم علی أمیرکم.


فردوس الاخبار دیلمی ج 3 ص 399 .


از حذیفه از رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) روایت شده است که فرمودند : اگر مردم می دانستند چه زمانی علی را به امیری مومنان انتخاب کردند ، برتری او را انکار نمی کردند ؛ او زمانی امیر مومنان شد که آدم بین روح و جسد بود ( هنوز روح در بدن او وارد نشده  بود ) خداوند می فرماید : « و هنگامی که پروردگارت از فرزندان آدم از پشت های ایشان نسل ایشان را بیرون آورد و ایشان را شاهد بر خویش گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم ؟


گفتند : چرا ؛ پس فرمود : من پروردگار شمایم ؛ محمد پیامبر شما و علی امیر شما .


روایات دیگری که دوستان در باب اذان گفتند که واضح و کامل است ، از لحاظ عقلانی و منطقی واستون توضیح میدم ، میدونید که سوره کوثر در مدح حضرت زهرا آمده اما چرا نامی از حضرت زهرا آورده نشده؟؟؟ ، در صورتی که حضرت رسول از این موضوع خبر داره و جبرئیل بر ایشان نازل شده و این سوره مبارکه رو از جانب خدا بر رسول اکرم نازل کردند ، دلیلش هم این بود اعراب حضرت رسول رو مورد تمسخر قرار دادند که محمد صاحب دختر شده و نسل او ابتر یا دم بریده است ، که خدا این سوره را نازل کرد ،

سرآغز گفتار نام خداست

که رحمتگر و مهربان خلق راست 
 
                           همانا که اینک بدادیم ما                                                   به تو کوثری پاک ای مصطفی
 
                          تو هم پس به شکرانه میخوان نماز                                                برای خدایت بکن ذبح باز
 
                             همانا همان کس که عیبت بخواند                                       خودش نسل مقطوع و ابتر بماند
یا خیلی آیه های دیگر که در مدح اهل البیت آمده ولی در اصل به اسم ذکر نکرده و ما اینو از طریق کتب فقهی فلسفی و تاریخی میتونیم بفهمیم ، پس رجوع به کتب و روایات به نظر بنده جزء مستلزمات برای پاسخگوی به شبهاته ، دوست عزیز ما نمیتونیم بگیم خدا چرا خودش نگفته ، یا ذکر نکرده ، چون در اصل ذکر کرده اونم به رسول خدا و ایشان هم ذکر کردند که در روایات موجود است ، انشا الله که توضیحات دوستان کافی بوده باشه ، بنده به نوبه خودم توضیحات رو کامل میبینم ، اما اگه در این زمینه هنوز ابهامی باشه ، بنده حقیقتش جز این مطالبی که ذکر کردم راهی واثه اثباتش در اختیار ندارم ، اینو به عهده دوستانی میذارم که استاد بنده هستند..!!

 


ارزشهای قرانی و دین اسلام چه ها هستند؟ نماز، اینکه شیعیان بیشتر بر نماز عمل می کنند یا اهل سنت. روزه، اینگه شیعیان بیشتر روزه بجا می آورند یا اهل سنت. زکات. عمل صلح مثل صله رحم، نوازش یتیم، انفاق، حب اهل بیت،  رحما بینکم و اشدا علی الکفار، کسب علم و تقوی، عدم فحشا و منکر، امر به معروف و نهی از منکر،جهاد. امار طلاق و یا ازدواج، امار جرم و جنایت. آمار بیشترین همیاری، آمار بیشترین دانشجو طلبه محقق آمار زنا فحشا قتل. ارزشها را با هم بسنجیم و ضد ارزشها را باهم. حال مقایسه به نظر شما چه خواهد بود؟ آیا می تونید حکم کنید؟
دلایل رواییتان را مبنی بر ارزش حضرت علی رد نمی کنم با جان و دل می پذیرم. ولی باور اعتقادیتان و صحه تمامی علمیایتان مبنی بر جزو اذان نبودن شهادت بولایت حضرت علی و در کنار آن الهامی یا وحیانی بودن اجازه هیچگونه تحریفی را نمی دهد. اما در رابطه با دوست عزیزم که عنوان کرده اند امت حضرت موسی گمراه شدند امت محمد ص هم گمراه شده اند در جایی از قران نسبت به امت موسی ع می فرماید ما شمارا بر جهانیان برتری دادیم. منظور ما عدهایاز امت گمراه نیست که بخواهیم نقض کنیم. لذا اندیشه ارزشمند بالاخره در جایی باید خروجی ارزشمند ایجاد کند وگرنه لای جرز دیوار هم نمی خورد
علی جان حرف امام صادقتان را با آیات الهی یا وحی نباید مقایسه کنید . اضافه کردن یک صفت صحیح و زیبا برای آهنگین نمودن دعا را با اذان که از طرف خداست نباید یکی بگیریم. آیات الهی تغییر ناپذیرند. من با باور خودتان دارم مساله رو عرض می کنم. شما چطور می توانید با مستحب دانستن جمله ای به کلامی آنرا نوجیه کنیدو آیا ما مجوز اینکه روایتی داریم که بعد از فلا آیه از قران مستحب است این جمله را بخوانیم تحریف نیست
خوب خروجی ارزشمند تفکرات حضرت موسی چی بود ؟؟؟
جز این بود که در غیابش در عرض مدت کوتاهی همه مشرک شدن ؟؟؟
اینطوری که شما میگید پس نعوذبالله حضرت موسی هم به درد لای جرز دیوار می خورن
در حقیقت با این مقایسه می خواید بفرمایید که اهل سنت بیشتر به ارزشهای قرانی و دین اسلام پایبند هستن پس راه تشیع به درد نمی خوره !!!
خوب صدها نمونه عکس این مطلبی که شما میفرمایید هست آقای شیرانی چون خودشون در منطقه ی سنی نشین بودن و زندگی کردن شاید بهتر بتونن توضیح بدن چون من در این شهرها نبودم ولی در خارج از کشور افراد سنی مذهب زیادی دیدم که به هیچ کدام از این مسائلی که گفتید پایبند نبودن و نیستن .اینجور مقایسه کردن رو قبول ندارم .
گفتم خدمتتون : از نظر فقهای شیعه خیر تحریف نیست چون جز اصلی اذان محسوب نمیشه
 سید یاسر عزیز  منطق زیبایی دارید ولی طبق روایتی از یکی از امامانتان و همچنین از پیامبر نقل شده است، الان حضور ذهن ندارم. روایات را به قران ارجاع دهید اگه با قران مطابقت داشت بپذیرید اگر نداشت نپذیرید. آیا روایاتی که نقل نمودید می توانید به قران عرضه کنید و از آن شهادت بولایت علی بن ابی طالب را بصورت مستحب استخراج کنید. اگر مرا قانع کنید یقیقنا با جان و دل شهادت خواهم گفت. اما در رابطه با عنوان تحریفی که در رابطه با فقط اذان نسبت به شیعیان عنوان کرده ام قدری کوتاه می آیم چرا که اذعان بر جزو اذان نبودن  آن تاکید دارید. همچنین بدلیل الهی دانستن مکتبتان نسبت به اذان  دلنشینتر و فطرت پسندانه می نماید.
علی جان ما هر کدوم داریم با فضای علمی و فکری و عمق اندیشه خود حرف می زنیم. آیا شما علوم اجتماعی را می پذیرید؟ آیا اعتقاد دارید که می توان با علوم اجتماعی و مهندسی هم میتوان به حقیقت دست یافت یا نه؟ من نمی خواهم با طرح سوال نتیجه بگیرم کدوم بر حق نزدیکترند؟ فقط سوال کردم. اگر توان ارایه دانش اجتماعی و فنی یا بهتر بگویم اگر توان ارایه بر مبنای ارقام را دارید ارایه بدهید و گرنه صبر کنید تا مسیر دستیابی به ارزشها و ضد ارزشهارا در قالب اعداد و ارقام با علوم هندسی و یا اجتماعی بسنجیم. آنجاست که اعداد حکم خواهند کرد نه من و شما
خروجی ارزشمند تفکر حضرت موسی ع همان بود که در قران می فرماید: ما شما را بر جهانیان برتری دادیم. این آیه الان منسوخ است. ولی در زمان خودشان برترین امت بودند الهی ترین و موحدترین امت بودن. هر چند بعدن اکثرشون به انحراف رفتند بعدش خداوند خواست بوسیله حضرت عیسی ع آنان را دوباره پالایش دهد. امت حضرت عیسی نیز در زمان خودشان برترین امت بودند. امروز برترین امت امت رسول الله است چرا که آمده تا تمام ادیان را پالایش کند. اینکه فکر کنیم برترین امت حضرت محمد ص همه این یک و نیم میلیارد نفرند باز اشتباه کردیم. برترین امت باید نشانه هایی از اخلاق تمدن زیبایی مهربانی پیشرفت الگو بودن و... ما کدامیک از اینها را داریم. بیایید عرضه کنیم.
علی آقا فرمودید مثال بزنم. دوست داشتم مثال و شما بزنید چرا که برای من فرقی نداشت. اما برای شروع یک شهر از شیعیان و یک شهر از اهل تسنن اسم می برم. شهر خوی از شهرهای شیعیان جمعیتی در حدود دویست یا سیصد هزار نفرو شهر مهاباد از شهر های اهل تسنن نیز جمعیتی در همین حدود دارد. شرایط اقتصادی و فرهنگی تقریبا همسانی نیز دارند. فکر می کنید خروجی ارزشهای خوی نسبت به مهاباد چه تفاوتهایی می تواند داشته باشد؟ کدامیک نسبت به همدیگر تفاوت فاحشی خواهند داشت. من دسترسی به این داده ها ندارم یقینا شما نیز همینطور. ولی باید روزی مطالعه تحقیقاتی در رابطه با این موضوع داشته باشیم. ولی شاید بتوانیم بر اساس تجر به های روزمره و شناخت تجربی که از همدیگر داریم پیش بینی به عمل آوریم. آیا روش علمی همچنین تحقیقی را می توان مبنای دسترسی به حقایق دانست؟
راستش من نه خوی رفتم نه مهاباد نمی تونم در مورد مردم اونجا نظری داشته باشم . اما در مقیاس جهانی اگه بخوایم صحبت کنیم همه داریم میبینیم که خروجی تفکر شیعه مقاومت در برابر ظلم و علی الخصوص اسرائیله و ایران به عنوان یک کشور شیعه و رهبر ایران به عنوان رهبر تمام شیعیان جهان در برابر اسرائیل ایستادن ولی ده ها کشور سنی مذهب نه تنها در برابر ظلم و فساد یهود مقاومت نمی کنن اسرائیل در کشورشون سفارت داره و اتفاقا روابط صمیمانه و خیلی خوبی هم دارن !!! مگه در ترکیه اسلام حاکم نیست ؟ پس معنی روابط ترکیه با اسرائیل چیه ؟جز اینه که رژیم منحوس اسرائیل مردم فلسطین رو قتل عام می کنه ؟ به زور مسجد الاقصی رو گرفتن ؟ پس چرا اسرائیل برای کشورهای مسلمان ! محترمه ؟ فلسطینی ها شیعه هستن ؟؟؟ شیعه نیستن ولی تنها گروهی که ازشون حمایت می کنه شیعه هان ! ببینید حتی در بین گروه های مقاومت بیاید مقایسه داشته باشید بین اسماعیل هنیه و سید حسن نصرالله ! عذر می خوام که بی پروا میگم ولی متاسفانه جاسوس های زن اسرائیل تا اتاق خواب اسماعیل هنیه نفوذ کردن ! اما حزب الله چی ؟ جاسوس های اسرائیلی به خوابشون هم نمی تونن ببینن دست شون به پایین ترین سرباز حزب الله برسه دیگه سید حسن نصرالله که جای خود داره ! چرا اسرائیل با مالزی و اندونزی و ترکیه و عربستان و قطر و امارات و غیره کاری نداره ؟ چرا همه جمع شدن میگن فقط ایران !؟ در قرآن می فرماید : به طور مسلم یهود و مشرکان را دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت.... خودتون براساس این آیه قضاوت کنید . باحاکمان اهل سنت بیشتر دشمنی دارن یا با تنها حکومت شیعه دنیا ؟
بنی اسرائیل در زمان خودشون موحد ترین امت نبودن
خداوند نعمت های زیادی به این قوم داد ولی نعمتها رو ضایع کردن
می فرماید : «و اذ أخذنا میثاق نی اسرائیل لا تعبدون الا الله و بالوالدین احسانا و ذی القربی و الیتامی والمساکین و قولوا للناس حسنا و أقیموا الصلاه و آتوا الزکاه ثم تولیتم الا قلیلا منکم و أنتم معرضون» (بقره: 83) خداوند از بنی اسرائیل می‌خواد بر عهدی که با خدا بستن پایدار باشن و از اون اعراض نکنن ولی بر عهد خودشون نموندن ...

قرآن مورد مذمت قرارشون میده که چرا باوجود نشانه های زیادی که خداوند براشون فرستاده بازهم در گمراهی بودن  «سل بنی اسرائیل کم آتیناهم من آیه بینه و من یبدل نعمه الله من بعد ما جاءته فان الله شدید العقاب» (بقره: 211)
عبدالله جان نمیدونم منظور شمارا درست فهمیدم یا نه - اینکه میفرمایید (در قالب اعداد و ارقام با علوم هندسی و یا اجتماعی بسنجیم. آنجاست که اعداد حکم خواهند کرد نه من و شما ) از نظر قران باطله چون خداوند می فرماید : أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ
پس تعداد و عدد و رقم نمی تونه چیزی رو ثابت کنه . به نظرم بجای دل خوش کردن به اعداد بهتره بریم سراغ ریشه ی هر تفکری اینکه فلسفه ی اون تفکر چیه و چطوری اومده علمای اون مکتب چطوری رفتار می کنن مردم عادی شاید از روی جهل دست به کارهایی بزنن که برخلافه اون مذهب یا تفکر باشه نمی تونیم براساس رفتار اونها کل اون مذهب رو زیر سوال ببریم . و در موردش قضاوت درستی داشته باشیم .
علی  جان مقایسه خیلی خوبی کردی پس دیگه نگو اعداد باطله علوم مهندسی اگر بر مبنای تمام متغیرات و روش علمی صحیح باشد قطعا و یقینا جواب صحیح خواهد داد. فرق ایران شیعی امروز با ایران شیعی 35 سال قابل مقایسه نیست. اندیشه شیعی ایرانی به رهبری خمینی بزرگ و رهبری کنونی خامنه ای داره اندیشه شیعی را پالایش می کنه . شما ها قبلا قمه می زدید افتخار می کردید. الان نمیزنید مزمت می کنید. شما قبلا خلفای اهل سنت را توهین می کردید الان خویشتن داری می کنید. شما ها با اهل سنت نگاه تحقیر آمیز داشتید الان مسلمان می شمارید. شما ها در باره اهل بیت غلو کرده بودید الان بعد از پیامبر بزرگشان می دارید. شما ها قبلا اندیشه فقاهتی که ادعا دارید پویاست پویا نبود اما الان به سمت فقه پویا می روید.  شما ها قبلا مثل بقیه مسلمونها در فلاکت بد بختی فقر بی سوادی جهل بودید الان دارید فاصله می گیرید. شما ها قبلا از حکومتهای لاییک حمایت می کردید الان از تدین دفاع می کنید. بیشترین تمرکز فکری و اندیشه ای شما عاشورا بود الان به سمت تعدیل حرکت می کنید هر چند فاصله بسیار زیا دی دارید تا به معنای واقعی به اعتدال برسید. در عراق  و قتی سلفیها  و هابیت حرم امامان شما را با بمب تخریب می کنند  به واسطه تفکر خمینی کسانی از علمایتان به چنان درکی از عمق اسلام رسیده اند که می فرمایند انفسنا سنی.  حقیقتا امت شیعی بواسطه شجره طیبه ای که خمینی  کاشت با بالندگی ظرفیت این تفکر فاصله زیادی دارد. اما سخن بسیار است 
شیعه امروز فقه هسته ای می سازد قبلا سر سپردگی و سلطانیت را با فقه به رسمیت می شناخت. شیعه امروز فقه خلافتی و حکومتی می سازد ولی دیروز به سلطان عیاشش می بالید. شیعه امروز فقه سلول بنیادی می سازد شیعه دیروز در احکام عبادی در مانده بود. شیعه امروز از قدس سنی حمایت می کند در زمان صفوی تا شیعه نمی شدند می کشت. شیعه امروز امت را به وحدت فرا می خواند دیروز اثری از وجودش ناشناخته بود. شیعه امروز هزینه مقاوت در برابر دشمنان اسلام به تنهایی می دهد شیعه دیروز دست در دست بهاییت و صهیونیزم داشت.
این تنها نمی تواند دلیل حقیقت باشد این برکت اسلام و رهبری امت است .  اگر هر امتی از اسلام به درصدی از حقیقت اسلام عمل کنند خدا بواسطه ظرفیت وجودیشان برکات زمین و آسمان را بر انها نازل می کند. شما سیستم حکومتیتان بر مبنای فقهتان است که نیروی شما را در یک جا جمع کرده شما را از ذلت و خواری در برابر ابر قدرتهای جهان سر فراز نموده. یادم نمی ره وقتی اوباما در سخنان اخیرش گفت ایران یک کشوریست صاحب تفکره  و برای تفکراتش استراتژی داره. اونا هم فهمیدن چه اندیشه خزنده ایی را به جامعه جهانی تزریق کرده این. ولی این تمام حقیقت نیست.
شماها آرمانی به نام حکومت جهانی دارید و آن را با تمام زیباییها متصورید قبلا انتظار انتقام را می کشیدید. شما برنامه چند ده ساله ترسیم می کنید و نگاه تمدن نوین را برنامه ریزی می کنید قبلا مهجور بودید. قبلا قران را رها کرده بودید الان تفسیر می نویسید مسابقه قران(قرایت حفظ مفاهیم) اول می شوید. ولی این تمام حقیقت نیست
شما بر مبنای تفکراتتان حکومت تشکیل دادید ولی هیچ یک از اهل سنت حکومت به معنای واقعی تا حال نتونستن تشکیل بدهند. یقینا تفکر وهابی سیستم حکومتی هم تشکیل بدهد بیشتر از طالبان افغانستان یا سیستم حکومتی عربستان نخواهد بود. اسلام دین میانه رو هاست تندروها جواب نخواهند گرفت. فعلا از امت محمد برترینش و شاخصترینش در نزدیکی به حقیقت اسلام شما ها هستید. شما ها نیز با تمام حقیقت فاصله دارید. حقیقت در لای کتابها و روایت نیست. حقیقت در اندیشه ای است که در قلب و روح ما رسوخ کرده باشد و خروجی ان اندیشه ناب محمدی مدینه فاضله ایست هیچیک از امت اسلام بدان نرسیده است.
حقیقت در درون خانه ماست حقیقت در کوچه های تنگ و تاریک ماست حقیقت در شهر ماست حقیقت حقیقت همانجاست که زندگی می کنیم. حقیقت همان نیکی به والدین است. حقیقت همان دستگیری نیازمند کوچه مان است. حقیقت مهربانی با همسر و تربیت فرزندان نیکوست حقیقت زدن حرف راست است اگر به ضررمان باشد. حقیقت امر به معروف است و نهی از منکر. حقیقت حب اهل بیت است حقیقت عشق به مخلوقات است. حقیقت حمایت از مظلوم است حقیقت ترک نواحی است . حقیقت خلوص با خداست. بالاترین حقیقت انجام اعمال صلح به اندازه شناختی که از صلح و منکر داریم.
عبداله جان در رابطه با ایت تغیراتی که شما مطرح کردی توضیحات فراوان میطلبه که از جانب شما باید داده بشه ، اما در اصل موضوع بله برادر هیچ چیز الان مثل گذشته نیست ، چون معمولا در هیچجا هیچ دولت و کشوری درجا نمیزنه و این تغییرات دلیلش نزدیکی به آخرالزمان است ، مثلا واسه همین قمه زدن و افتخار کردن صفت همه به نظرم زیبا نباشه ، چون طبق فتاوایی که علماء داشتند حتی در ابتدا هم این کار نهی شده و دستور به ترکش داده شده ، مثلا ترک زبانان ایران قمه زدن رو یک سعادت میدانند ، و توسط علماء نهی شدن ، اما باز هم انجام میدن چه آَشکارا و چه پنهانی ، و ما اینو نمیتونیم به تمام شیعه ربط بدیم همونطور که علی جان گفت اگه تعدادی سرپیچی از امر علماء کردند دلیل نمیشه که همه رو با همون چوب زد برادر ، هرچه به آخر الزمان نزدیکتر شویم چیزهای تعجب آور تری میبینی برادر و این مقایسه ها همه در بردارنده نشانه هست ، در ضمن من مهندس نیستم و از اعداد و اینا سر در نمیارم ، پس در رابطه با ولایت حضرت علی که شما از من خواستی طبق روایات از قرآن استخراج کنم خدمتتون عرض میکنم از اول یک مطلبی رو میزارم که لطف کن با تامل بهش نگاه بنداز و در کتب مربوطه تحقیق و تفحص کن ، تحقیق و مراجعه به کتب در دو چاپ جدید و قدیم فراموش نشه برادر ، چون ما بر این اعتقادیم تنها خروجی بدی که از شهرهای اهل سنت نشین داره اتفاق میوفته حذف حقیقت و تحریف آن هست که توسط علماء اهل سنت صورت میگیره ، وقتی به کتب مراجعه کردی و تناقض رو دیدی متوجه منظورم خواهی شد دوست عزیز ، و حالا بحث در رابطه با ولایت حضرت علی :

أدله شیعه بر فرقه ناجیه بودن خود

تمام مذاهب اسلامی، ادعا کردهاند که آنها فرقه ناجیه هستند و دیگران فرقه باطل. اما در این میان تنها

مذهبی که برای اثبات ادعای خود از قرآن و سنت؛ حتی از کتابهای مخالفان خود دلیل و مدرک معتبر دارد،

مذهب امامیه اثنی عشریه است. هر چند که این ادله بسیار گسترده است؛ اما به دلیل اختصار تنها به چند دلیل

بسنده میکنیم:

من مات بلا إمام مات میتة جاهلیة (هر کس بدون امام بمیرد به مرگ جاهلی مرده است)

در صحیح مسلم از کتابهای معتبر دست اول اهل سنت آمده که رسول خدا (ص) فرمود:

و من مات و لیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه

صحیح مسلم: ج 6 ص 22 ح 4626.

هرکس بمیرد و بر گردن او بیعتی نباشد به مرگ جاهلی مرده است.

واحمد بن حبنل در مسند خود مینویسد:

من مات بغیر امام مات میته جاهلیه : مسند أحمد ج4 صفحه 96.

هرکس بدون امام بمیرد به مرگ جاهلی مرده است.

 

تنها مذهبی که بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله امام زمان خود را میشناسد و همواره بیعت یک امام

مشخص را بر گردن داشته، مذهب اثنی عشریه است؛ اما سایر مذاهب این چنین نیستند. 

 

خلفائی اثناعشر (جانشینان پیامبر صلی الله علیه واله وسلم دوازده نفر هستند)

شیعه و سنی با سندهای صحیح و متواتر نقل کردهاند که رسول خدا صلی الله علیه وآله بارها تأکید کردهاند

که جانشینان من تا قیامت تنها دوازده نفر خواهند بود؛ چنانچه مسلم در صحیح خود آورده است که رسول خدا

صلی الله علیه وآله فرمود:

ان هذا الامر لا ینقضی حتی یمضی فیهم اثنا عشر خلیفه.

صحیح مسلم، ج6، ص3، ح4598 .

این امر (اسلام) منقضی نمیشود تا اینکه دوازده خلیفه در بین آنها بگذرد (حکومت کند).

طبق این روایت، خلفای واقعی رسول خدا صلی الله علیه وآله تا زمانی که اسلام هست، تنها دوازده نفر

خواهند بود.

به غیر از مذهب حقه اثنی عشریه، هیچ مذهب دیگری نتوانسته اند، این روایت را بر مذهب خود تطبیق

دهند. تعدادی از علمای اهل سنت قاطعانه تصریح کردهاند که نتوانسته اند معنای این روایت را بفهمند و هیچ یک

از علمای اهل سنت نیز معنای دقیق و قاطعی برای آن ذکر نکرده است؛ از جمله ابن حجر عسقلانی به نقل از ابن جوزی می نویسد : قد اطلت البحث عنه ، و تطلبت مظانه ، وسالت عنه ، فما رایت احدا وقع علی المقصود به : فتح الباری ج 13 ص 181.

در باره این روایت تحقیق زیادی کردم و تمام احتمالات را ملاحظه کرده و از دیگران سؤال کردم؛ اما هیچ کسی را نیافتم که معنای قطعی این  روایت را متوجه شده باشد.

تنها مذهب شیعه است که میتواند این روایت را بر باورهای خود تطبیق دهد.

خلافت حضرت علی (ع) از کتب اهل سنت :

پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام تنها مذهبی هستند که برای اثبات حقانیت مذهب خود ، از قرآن،

سنت، عقل و اجماع دلیل قطعی دارند که ما به اختصار به چند دلیل اشاره میکنیم:

ولایة علی بن أبی طالب در قرآن

آیات فروانی در قرآن کریم وجود دارد که به صورت مستقیم و غیر مستقیم میتوان به آنها برای اثبات

ولایت و امامت امیرمؤمنان علیه السلام استناد کرد؛ از جمله:

آیه ولایت : انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکاه و هم راکعون : سرپرست و صاحب امر شما، تنها خدا، پیامبر او و کسانى هستند که ایمان آورده اند؛ همانها که نماز را بر پا میدارند، و در حال رکوع، زکات مى دهند .

طبری در تفسیر خود به نقل از مجاهد نوشته است :

(انما ولیکم الله و رسوله) الایه . نزلت فی علی بن ابی طالب تصدق و هو راکع.

تفسیر الطبری ج 6 ص 323

این آیه در باره علی بن أبی طالب علیه السلام نازل شده است و او در حال رکوع صدقه داده است.

همچنبن ابن أبی حاتم در تفسیر خود از عتبة بن أبی حکیم همین مطلب را نقل کرده است:

تفسیر ابن أبی حاتم ج 4 ص1162.

ابن تیمیه تئوریسین و نظریه پرداز وهابیت  در باره تفسیر طبری و تفسیر ابن أبی حاتم گفته:

تفاسیرهم متضمنه للمنقولات التی یعتمد علیها فی التفسیر : منهاج السنة، ج7، ص179.

تفسیر طبری و ابن ابی حاتم از تفاسیری است که روایات نقل شده در آنها، در تفسیر قرآن قابل اعتماد هستند.

آلوسی در باره شأن نزول این آیه گفته است: و غالب الاخباریین علی ان هذه الایه نزلت فی علی کرم الله وجه.

روح المعانی، ج6، ص167.

اکثر صاحبان روایت، بر این باور هستند که این آیه در باره علی کرم االله وجهه نازل شده است.

و همچنین گفته است : والایه عن معظم المحدثین نزلت فی علی : روح المعانی، ج6، ص186.

از دیدگاه بیشتر محدثین، این آیه در باره علی بن ابی طالب علیه السلام نازل شده است.

 

و آیه ابلاغ ، آیه 67 سوره مائده : اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است، به طور کامل (به مردم) ابلاغ کن؛ و اگر چنین نکنى، رسالت او را انجام نداده اى.

خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، حفظ مى کند.

ابن أبی حاتم در تفسیر خود از ابو سعید خدری نقل کرده است:

نزلت هذه الایه.... فی علی بن ابی طالب.

تفسیر ابن أبی حاتم، ج 4 ص1172. 

 

این آیه در باره علی بن ابی طالب نازل شده است.

آلوسی در تفسیر خود مینویسد:

روی ابن مردویه عن ابن مسعود قال کنا نقرا علی عهد رسول الله (ص) : بلغ ما انزل الیک من ربک ان علیا ولی المونین و ان لم تفعل فما بلغت رسالته. روح المعانی، ج6، ص193

ابن مردویه از ابن مسعود نقل میکند که ما در زمان رسول الله صلی الله علیه واله وسلم ا ین آیه را اینگونه  میخواند یم: آنچه از طرف

پروردگارت برتو نازل شده است که (علی ولی مومنین است« را به طور کامل به مردم) ابلاغ کن، و اگر چنین نکنى، رسالت او را انجام نداده اى.

و سیوطی این روایت را این چنین نقل کرده است:

بلغ ما نزل الیک من ربک ان علیا مولی المومنین و ان لم تفعل فما بلغت رسالته.

الدر المنثور ج2ص298 و فتح القدیر ج 2 ص03 والمنار: ج 6ص463.

آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است که (علی مولای مومنین است) را به طور کامل (به مردم) ابلاغ کن، و اگر چنین نکنى، رسالت او را انجام نداده اى.

و آیه اکمال ، آیه 3 سوره مائده : الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا

المائدة: 3

امروز، دین شما را برایتان کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.

خطیب بغدادی با سند معتبر نقل کرده است که این آیه بعد از معرفی امیرمؤمنان علیه السلام در غدیر خم،

نازل شده است:

و هو یوم غدیر خم لما اخذ النبی (ص) بید علی بن ابی طالب ، فقال : الست ولی المومنین؟ ، قالوا : بلی یا رسول الله ، قال : من کنت مولاه فعلی مولاه ، فقال عمر بن الخطاب : بخ بخ لک یابن ابی طالب اصبحت مولای و مولی کل مسلم ، فانزل الله : ( الیوم اکملت لکم دینکم...) تاریخ بغداد ج2 ص284

روز غدیر خم، زمانی که پیامبر دست علی بن ابی طالب را گرفت، سپس فرمود: آیا من سرپرست مومنان نیستم؟ گفتند: بله ا ی رسول خدا!

فرمود: هرکس که من مولای او هستم پس علی مولای اوست. پس از آن، عمر بن خطاب گفت: تبریک تبریک بر تو ای فرزند ابی طالب ؛ زیرا از این

پس تو مولای من و مولای کل مسلمانان هستی، سپس این آیه نازل شد: امروز، دین شما را برایتان کامل کردم.

ابن کثیر نقل کرده است که عمر خطاب به امیرمؤمنان علیه السلام گفت:

اصبحت الیوم ولی کل مومن.

البدایة والنهایة ج 7 ص350.

تو از این پس، سرپرست تمام مومنان شدی.

 

ولایت علی بن ابی طالب در سنت

حدیث ولایت

علمای اهل سنت با سندهای صحیح نقل کردهاند که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

ان علیا منی و انا منه و هو ولی کل مومن بعدی. : به راستی علی از من است و من از او هستم و او سرپرست همه مؤمنان، پس از من است.

حاکم نیشابوری پس از نقل این روایت گفته: صحیح علی شرط مسلم : ین روایت صحیح است و شرایط صحیح مسلم را دارد.

المستدرک ج 3 ص 110.

شمس الدین ذهبی نیز در تلخیص المستدرک این روایت را (صحیح) دانسته است.

محمد ناصر الدین البانی نیز در باره این روایت گفته:

صححه الحاکم الذهبی و هو کما قالا. : این روایت را حاکم و ذهبی تصحیح کرده اند. این روایت، صحیح است همانگونه است که حاکم و ذهبی گفته اند.

السلسلة الصحیحة، ج5، ص222.

دلالت کلمه ولی بر خلافت :

برای فهم دقیق معنای کلمه ( ولی ) باید به سراغ کلمات خلفای اهل سنت در صدر اسلام برویم که آن ها از این معنا چه فهمیده است . ابن کثیر در البدایه والنهایه گفته است:

قال ابوبکر : قد ولیت امرکم ولست بخیرکم . اسناد صحیح.

البدایة والنهایة ج 6 ص 333.

ابوبکر (در نخستین سخنرانی خود بعد از خلافت) گفت: من حاکم شما شدم؛ و حال آن که از شما بهتر نیستم.

مسلم در صحیح خود نقل کرده است که عمر بن خطاب گفت:

فلما توفی رسول الله قال ابوبکر : انا ولی رسول الله (ص).... ثم توفی ابوبکر و انا ولی رسول الله (ص) و ولی ابی بکر : مسلم ج5 ص 152 ح 4468.

زمانی که رسول خدا وفات کرد ابوبکر گفت: من جانشین رسول خدا هستم.... بعد ابوبکر فوت کرد من جانشین رسول خدا و جانشین ابوبکر  شدم.

روشن است که نمیتوان معنای کلمه (ولی) را در این روایات به معنای (دوست)، (ناصر) و... گرفت؛ بلکه

تنها میتوان به معنای حاکم، خلیفه، سرپرست گرفت؛ زیرا اگر به معنای دوست باشد، این معنا استفاده میشود که ابوبکر و عمر گفته اند که تا رسول خدا زنده بود، ما با شما دوست نبودیم و الان دوست شده ایم. ، دوست عزیز همونطور که خواستی بهآیه های قرآن پرداختیم و روایاتش رو در کتب اهل سنت جویا شدیم و صحت آنها را با مفسرین بزرگ اهل سنت آَشکار کردیم ، لازم به ذکر است مطالب بیشتری برای بحث حول این محور وجود داشت و چون من این مطالب رو تایپ کردم از یکی از منابع که دردسترس دارم بقیه اش رو میزاریم واسه بعد ، انشا الله که کفاف کار رو بکنه ، فقط من یه سوال از شما دارم دوست خوبم : این سوال رو از آقای ا-ب کردم جوابی نشنیدم ، بنده گفتم :
مگه شما نمیگید اهل سنت هستید و سنت حضرت رسول رو پاس میدارید و ذره ای کمتر یا بیشتر انجام نمیدهید ، مگر شما اعتقاد ندارید که حضرت رسول برای پس از خود کسی را انتخاب نکرد..؟؟؟!! حالا سوال من اینجاست که ابوبکر به چه مجوز برای بعد از خودش عمر رو انتخاب کرد و عمر برای بعد از خودش عثمان رو انتخاب کرد...؟؟ به چه مجوز..!!؟؟ نکنه حضرت رسول که عقل کل بود حق انتخاب رو نداشت ، یا نعوذ باالله فکرش قد نمیداد واسه بعد از خودش کسی رو انتخاب کنه ولی ابوبکر و عمر هم حقش رو داشتند و هو عقلش رو...!!!! حاشا و کلا . . . !!میخوام از منظر و دیدگاه منطقی شما جواب این سوال رو بدونم برادر..؟؟؟ ادله ی من رو هم در رابطه با ولایت حضرت علی که در قرآن ذکر شده است دیدید البته به استناد به روایات و احادیثمثبته از سوی مفسرین و اندیشمندان اهل سنت.!! یا علی ، من در خدمتم....

 

 

 

 



حرفات درسته ، اسلام ناب محمدی دستگیری از فقیران و نیکی به والدین است خیلی چیزا حقیقته دوست من ، حقیقت اینه که علماء اهل سنت دارن با عقائد شما بازی میکنند و حقیقت اینه که حقیقت رو پنهان کردند ، حقیقت اینه حب اهل البیت رو با حب دشمنانشان کنار هم قرار داده اند و میگویند ما محب اهل البیت هستیم در صورتی که خدا از درونشان بهتر خبر دارد ، حقیقت اینه که اهل البیت و ائمه حجت های ظاهری ما هستند و عقل حجت باطنی ما ، ما با مکمل کردن این دو به اسلام ناب محمدی رسیدیم ، حالا شاید به قول شما در گذشته اینچنین نبوده ، اما حالا اینچنین است ، حقیقت اینه حب اهل البیت با هم دشمنانشان یکجا جمع نخواهد شد دوست عزیز و و و و حقیقت خیلی چیزا میتونه باشه ، ولی باید دید که اصل اسلام و الزامات و دستوراتش چی بوده طبق سوابق.. ، و چی رسیده به دست مردم...!!! حقیقت خیلی گسترده است برادر که من و شما فقط میتونیم با تحقیق به اصل حقیقت برسیم و از اون پیروی کنیم ، بنده حقیقت رو به نوبه خودم در توضیحات بالا میبینم ، مرقومات شما در بالا بسیار ارزشمند و انسان دوستانه است دوست عزیز ، و همه به آن اتفاق نظر داریم ، اما بیاید از بحث خارج نشده و به همون مسالی که در موردش بحث میشه پاسخ بدیم تا به نتیجه مشترکی برسیم دوست عزیز ، یا علی مدد..!!!
اگر اسناد ما همین و می گه و اگر اسناد شما نسبت به خلفای ما حرفهای مشابهی نسبت به ارزشهای خلفای ما وجود ندارد. تکلیف من بیسواد تکیه بر اسناد مشترکه. تکلیف من اول قرانه دوم در باب سنت تکیه بر سند مشترکه ودر مرحله سوم عقلمه ودر مرحله بعدی روش شناختی حقیقت از طریق روشی است که خودم در پیش گرفته ام.
یقیننا تمام فضایلی که نسبت به امام علی گفته می شود حقیقت دارد علیی که در طول دوران اموی سب و دشنام می شود چه بسا فضایلی از این ابر مرد بزرگ در طول قرن اول و دوم به کتابت در امد و   مذاهب مختلف در ین دوره شکل گرفت چه بسا علمایی به خاطر رضایت حاکمان وقت با بخاطر تهدید یا تطمیع از نگارش فضایل او  اعراض کرده اند یا علیه او نگاشتند.
اما سید عزیز باید بدانید شما هم در انحراف بودید و الان هم در بعضی مسایل راه اشتباه می روید و افراط می کنید ودر بعضی جاها تفریط دارید. منظور من از جاهلان امت نیست هنوز هم تعدادی از مراجع شما حکم قمه زنی را تجویز می کنند و اجرا می کنند و اگر نمی دانید و نمی شناسید می توانم اسم ببرم.من اگر تایید می کنم  کلیت موجود را قضاوت می کنم. شما هم قضاوتتان نسبت به اهل سنت نباید بر اساس یک گروه یا فرقه تندرو اهل سنت باشد. شماها هنوز هم هیات مذهبی که برای عزای اهل بیت  افراط می کنید. مردم را همواره در غم و ماتم فرو می برید. هیچ محله ای را نمی توانید در یک روز از سال پیدا کنید .هییت عزاداری نداشته باشد. ولی در یک سال یک محله را نمی توانید پیدا کنید فقط یک روز ترجمه یا تفسیر یا فقط قرایت قران داشته باشد. شاید اگر  اغراق نباشد در شهر بزرگی چون تهران برای هر روز یک جلسه قران ندارید.
تفکر ارزشمند باید مسیر صحیح و خروجی ارزشمند داشته باشد. شما با افراط در حب اهل بیت قران را مهجور کرده ایدو هر چند مسیر اصلاحی را نسبت به 35 سال پیش طی کرده اید.وقتی شما از اسلام جز عاشورا چیزی نداری چطور می خواهی تمدن اسلام را تا نقطه آرمانی طی کنی. وقتی شما سیستم و ساختار اقتصادی بر مبنای سرمایه داری داری و فقه اقتصادی عقب مانده ایی نسبت به متغیرات اقتصادی روز داری چطور اقتصاد و بانکداری بر مبنای اسلام خواهی ساخت. و اگر مدیریت اسلامی اقتصاد و فقه ا قتصادی بروز نداری پس رویای ساختن تمدن ناکام خواهد بود. اگر مسلمین رویای تمدن اسلامی دارن باید بر اساس فقه خودشون حقوق بین الملل اسلامی عرضه کنند و گرنه با اشغال سرزمین با روسری کردن سر زنان و اجرای حد زنا و دزدی تمدن اسلامی شکل نمی گیرد . اگر مسلمانان می خواهند تمدنی عرضه کنند باید علوم انسانی اسلامی مثلا در مدیریت در سیاست،علوم اجتماعی، روانشناسی، حقوق،... علمی بر مبنای فقه اسلمی تولید کرده باشند . قطعا و یقینا شاید بیش از 30 سال دیگر لازم است تا شاید اسلام حرفی برای گفتن در جامعه بین الملل داشته باشد. وگرنه با شیعه شدن من یا سنی شدن دیگری مساله حل نخواهد شد. چه بسا گروهای تندرو از این دست آویز به تحریک دشمنانی آگاه و عالم بر نقاط ضعف و قدرت ما هستند خون همدیگر را حلال خواهند شمرد. وای بر این گروه جاهل لعنت به این مستکبران لعنت بر عالم نمایان جاهل. انان  ده ها سال است دانشکده های شیعه شناسی و سنی شناسی ایجاد کرده اند تا با شناخت علمی ما را استثمار کنند و ما مثل گوسفندان آزمایشگاهی  هدفهای آنها را محقق می کنیم با بغض و نفرت نسبت به همدیگر با توهین به مقدساتمون با تحقیر باورهامون بخاطر عدم شناختی که نسبت به تاریخ داریم.
سید عزیز برادر عزیز احادیث روایات و آیات قرانی که بدان استناد نمودین با تمام دقت خواندم مرا توان اشکال نیست. من نمی خواهم شما و هیچ یک از برادران اهل سنت و تشیع را نفی کنم همچنین نمی خواهم خودم را اثبات کنم دوست دارم ارزشها و حقایق اسلام اثبات شود. مرا آرزوی بلندتری از تشرف به تشیع اسمیست چه بسا دوستان و برادران اهل سنتی دارم که نسبت به بعضی شیعیان علوی ترند و چه بسا دوستان و برادران شیعه ای دارم که نسبت به اهل سنت بر سنت پیامبر نزدیکترند. حقیقت را با اسم نخواهند سنجید حقیقت  با عمل سنجیده خواهد شد.
بیاییم در فضای اینترنتی در فضای بیرون اجتماع همدیگر را فقط بخاطر سیمای انسانی که خدا بخشیده دوست داشته باشیم همدیگر را ببخشیم. چه بسا ما هزاران نقطه مشترک داریم و حقیقتا برادر دینی هستیم همه مشمول انما المومنون اخوه هستیم. دعوت به مذهب دیگر بیش از آنچه فواید اجتماعی برای مسلمین داشته باشد فعلا مضر است. اکثر جامعه در تمام دورانها آدهای عادی بوده اند فقط دنبال زندگیند و محبت از همسایه و عزت و احترام در کوچه و بازار محل، با سنی شدن و شیعه شدن خروجی بهتری عاید مسلمین نخواهد شد. اشکالی ندارد اندیشه های غیر مخرب و غیر حساسیت زا را برای همدیگر به اشتراک بگذاریم ولی بیایید جوامعون نقشه راه تمدن نوین اسلامی را هر کس در سطح علمی و فکری خودش ترسیم کنیم.
سید جان یک خاطره کوتاهی هم تعریف کنم تا شاید سخت تمام کنم. یکی از برادران اهل سنت که بایکی دوستان شیعی من در ارتباط بود بخاطر سلوک خوب این دوست شیعی می خواست شیعه شود زنگ زدن دفتر رهبری تا نظر بخواهند و بهشون بخاطر این تشرف تبریک و شاد باش بگن در کمال تعجب می بینن دفتر رهبری اعلام می کند شما برادر مسلمان ما هستید فرقی با برادر شیعیتان ندارید هر طور فکر می کنید بهتر است عمل کنید. خلاصه اینکه این برادر منصرف می شود تا تشیع را بپذیرد. نمی خوام داستان تعریف کنم خواستم بگم من از درک بسیار بالای این رهبری لذت می برم. من درس می گیرم. من ظرفیت اندیشه علوی را در این مقیاسهای کوچک پیدا کرده ام.
برادر عزیزم سید بزرگوار زندگی خیلی سخت است. وقتی می خواهی آدم ساده باشی اجتماع شمارا له می کند شمارا تحقیر می کند، شما را به کارهای سخت و بی مزد یا کم مزد وا می دارد دخل و خرجت باهم همخوانی نمی کند. در شرایط سخت کار مجبور می شی از کار بزنی در رابطه با دخل خارج مجبور می شی دزدی کنی دروغ بگی از وزنش بزنی از کیفیتش بزنی از کمیتش بزنی. چون کفاف نمی ده پرخاش می کنی توهین می کنی به حق و ناحق بد و بیراه می گی با همسرت نمی سازی در تربیت فرزندت کو تاهی می کنی. وقتی می بینی همه مثل تو هستند. تو بدتر می شی شاید بخوای رو کم کنی هم بکنی. آنجاست که همه می شیم گنهکار بدکار دروغگو آنجاست شیعه بودن و سنی  اسمی بکار نمی آید. ولی وقتی می خوای با مردم عادی فاصله بگیری یک شخص آگاه مدیر مدبر و اندشمند باشی. غرور و خوخواهی سراغت می آد. وقتی می شی مدیر سعی می کنی خودت و آدم خوبه جلوه بدی برای رضایت زیر داستان دروغ می گی تهدید می کنی تطمیع می کنی گروه و جبهه تشکیل میدی تا از مدیری نیفتی. به بالا دستان آمار غلط می دی در گروه مافیایی اونا وارد می شید تا تیمتون از قدرت نیفته فرصت رو شاید غنیمت بدونی از فرصت استفاده کنی ویژه خواری و اختلاص هم بکنی. یا اگر می خوای عالم و دانشمند مذهبی بشی، بالاخره همواره یک تعداد آدمهای ساده دور و برت خواهند بود سعی خواهند کرد مریدت بشوند اون وقته که حس خوشایندی بهت دست می ده مجبور می شی خارج از تفکرات مذهبی خودت  و مخالفان مذهبت چیزی حفظ نکنی مجبور میشی به مریدات همونی رو بگی که تو کتابهای قبلی خوندی. حرف جدید زدن هم خیلی سخته و هم هزینه داره امکان داره بهت مرتد هم بگن پس سعی نمی کنی خارج از حلقه حرف بزنی. چرا که به خمینی هم اولش گفتن آخوند درباری به ابن سیناش هم گفتن کافر به ملا صدراش هم گفتن کافر به علمای اهل سنتی که با جمهوری اسلامی روابط حسنه داره باز می گن آخوند درباری. پس سید جان آنجاست که نمی تونی، آنجاست که راه تو باطل و جهنمیست. آنجاست شیعه بودن یا سنی بودن اسمی تو را نجات نمی دهد. پس برادرم چکار کنیم؟ اینجاست که عمل به واجبات و ترک محرمات که بدان علم داریم مارا رستگار خواهد کرد. اینجاست که هیچ انتسابی پذیرفته نیست.  علی جان برادر عزیزم منظورم از خروجی سیستم که بدان تاکید داشتم همین خروجی تقوی است که از بدنه اجتماع  بیرون می اید. حال اگر در این اجتماع فقیر تو با غنی فرق ندارد عشق و محبت موج می زند دروغ کم شده است همیاری بیشتر شده است آنجا آرمانشهر است. حقیقت این است این آرمانشهر در دنیای کنونی وجود ندارد پس در ابعاد وجودی اسلامی که عرضه می کنیم اشکال وجود دارد. این سیستم یا ضعیف است یا جوابگو نیست.
سیستم مهندسی تبلیغ نمی خواد تبلیغش خروجیشه هر ورودی می دی متناسب با ورودیش و نوع نیازمندیت خروجی برات داره. اجزای سیستم نیازمند دو چیزه یکی نرم افزار و دیگری سخت افزار سومی وجود نداره. خداوند مواد اولیه نرم افزاری و سخت افزاری و خلق کرده و دیگر هیچ چیز آماده ایی نداریم مگر تجربه گذشتگان.مواد اولیه نرم افزاری همان ثقلینه و مواد سخت افزاری مغز  انسانهاست. مواد اولیه نرم افزاری تا زمانیکه به عنوان سیستم عامل در سخت افزار(مغز انسان) نسب نشده هیچگونه برنامه نرم افزاری دیگر اجرا نخواهد شد. تا زمانیکه ثقیل را در بدنه اکثر افراد رسوخ نکرده وضعیت همینه که هست. حال این داده های خام یا سیتم عامل زمانی کارکردش و ارزشش جلوه می کند که نرم افزار اقتصادی هم روش نصب کنیم نرم افزار اقتصادی صرفا در جامعه بین الملل را گشا نیست نرم افزار حقوق بین الملل اسلامی هم باید نصب بشه، نرم افزار سیاست کلان و سیاست خرد و سیاست بین الملل اسلمی هم باید نصب بشه، نرم افزار حقوق بشر اسلامی نیز باید نصب بشه. نرم افزار هنر اسلامی و بین الملل اسلامی نیز باید نصب بشه، نرم افزار اتحادیه کشورهای اسلامی از تمام جنبه ها باید نصب بشه،و ....... مگر اندیشه ناچیز و ناقص من توان شمارش حدود نا منتهای اسلام را دارد!؟ این نرم افزار ها اجتهاد امت اسلامیند و باید بر اساس زمان همواره آپدیت شوند. تا بر روی سیستم عامل جامع نصب شوند.
حال این سیستم در صورت عرضه به بشریت خریدار خواهد داشت چونکه پاسخ هر نیازمندی را در هر زمینه ای از خاستگاه بشری پاسخگوست. برای خرید آن یدخلون فی دین الله افواجا.سیستم به این آسانی پیروز نمی شود چالشهای خودش رو داره. چالشهای بیرونی مزاحمن و لی اصل چالش از درونه اگه تو حرفی نداری نرم افزاری نداری اندیشه ای نداری سخت افزار آماده ایی نداری هیاهو نکن هیچی نداری.طبق آیه نفی سبیل اراده الهی قلت شما را بر کثرت مزاحمان و دشمنان پیروز خواهد این قانونه پس برو خودت و بساز. جهاد اکبر مهمه این نرم افزار ها و این سیستم عامله همون جهاد اکبره. مغولها هم این سرزمین و جاهای دیگه رفتن اشغال کردن تجاوز کردن حکمرانی کردن ولی چون نرم افزاری بالاتر نداشتند. حضم شدند. بعد اسلام آوردند. هیچ اثری ازشون نمونده. حال اگه نرم افزار داریم عرضه کنیم وگرنه اگر کل دنیا رو هم فتح کنیم  باز ما مغلوبیم. طالبان القاعده و کل این تکفیری همه چی دارن جز این نرم افزاره هر جا می رن می کشن نوزاد شی خواره سر می برند ادم می کشن تجاوز می کنن ولی شکست می خورند چون خریدار نخواهند داشت. شاید بتونن سر زمین فتح کنن ولی باید جزیره ایی زندگی کنن ولی اینم همیشکی نخواهد بود. آزادی عبدالله ها از بند اسارت ارزشمند است ولی انتحار باید کرد. چرا که گروه نادان و دشمن هزینه را بالا خواهد برد. بیاییم با اطاعت از  (رهبری)administrator و با وارد شدن از loq خودمون و نصب نرم افزار تخصصی وظایفمون بر مبنای فقه اصیل اسلامی بازوی اسلام عزیز باشیم. والسلا علیکم و رحمت الله و برکاته. عذر خواهی می کنم زیاده گویی کردم از نگارش غلط املایی و انشاییم نیز پوزش می طلبم. باتشکر از همه اساتید
عبدالله جان متن شیوا و پر محتوایی داشتی ، در دومورد من باهات مخالفم : یک اینکه ما در باره اهل البیت افراط میکنیم و درباره قرآن تفریط میکنیم یا نعوذ بالله قرآن را مهجور ساختیم ، چوناین حرف شما با یکی از احادیث ما کاملا منافات داره ، چون اگه ما این دو را از هم جدا کنیم عملا گمراه شدیم : و اون این حدیث گرانبها و معروف است ، ترمذى در کتاب «صحیحش» به سند خودش از جابر بن عبدالله انصارى نقل مى کند که: رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمودند: «یا أیُّهَا النَّاسُ، إنّی تَرَکْتُ فِیکُمْ ما إنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا: کِتابَ اللهِ وَعِتْرَتِی أهْلَبَیْتِی»(4): اى مردم، من در میان شما چیزى گذاشتم که اگر تمسّک به آن جوئید هرگز گمراه نخواهید شد: قرآن و عترت من که خاندان نبوّت هستند.
و نیز ترمذى در «صحیحش» از زید بن ارقم چنین نقل مى کند که زید گفت: رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمودند: «إنِّی تارِکٌ فِیکُمْ ما إنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدی، أَحَدُهُما أَعْظَمُ مِنَ الآخَرِ: کِتابُ اللهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأرْضِ، وَعِتْرَتِی أهْلُبَیْتِی، وَلَنْ یَفْتَرِقَا حَتّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ، فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونی فِیهِما»(5): بدرستى که من بجا مى گذارم در بین شما چیزى که اگر بدان چنگ بزنید بعد از من هرگز گمراه نخواهید شد، یکى از آن دو از دیگرى باعظمت تر است، کتاب خدا که ریسمانى متّصل از آسمان به زمین است، و خاندان نبوّت، و این دو هرگز از یکدیگر جدا نمى شوند تا سر حوض کوثر بر من وارد شوند، پس دقّت نمائید که بعد از من در حقّ آن دو چگونه رفتار خواهید داشت.
این بود دو لفظ از الفاظ این حدیث شریف از دو نفر صحابى از کتاب «صحیح ترمذى».  صحیح ترمذى: ج5/662، حدیث 3786 ـ چاپ دار احیاء التّراث العربى ـ بیروت. و صحیح ترمذى: ج5/663، حدیث 3788.

در اینجا میبینی که حضرت رسول برای آسندگان قرآن و عترتش رو به یادگار گذاشته و گفته اینا از هم جدا نمیشند تا در حوض بر من وارد شوند ، ما شیعه ها موظفیم که طبق این روایات عمل کنیم و اکثرا هم این کار رو میکنیم ، منظور از قرآنی که پیامبر گذاشت در بین ما ، ترقیب به تحقیق و خواندن و عمل کردن به آیات قرآن است که کل مرقومات شما رو در بالا در بر داره ، یعنی تمام همان مطالبی که در رابطه با چیزی که باید باشیم ذکر کردید ، و اما در رابطه با عترت که اون رو کنار قرآن قرار داده این است که ائمه و اهل البیت باید احادیثشون ، تجربیات ، و توصیه ها ، و نوع زندگی و پوشش شان ، و کل رفتار و گفتار و مکارم اخلاقی که دارند در زندگی ما جاری باشه ، در کل به بگم که ما شیعه ها باید کنار استفاده از قرآن از زندگی ائمه سرمشق گرفته و در غم آنها شریک و در خوشحالی آنها خوشحال باشیم ، که بحث همان بحث تمسک به اهل البیت است ، شما میگی در جاهایی افراط میکنیم در جاهای تفریط ، حرفت درسته برادر این مساله همه جا هست ، ما این حدیث رو که از کتب اهل سنت آوردیم ولی برادر الان در مناطق اهل سنت نشین در رابطه با ائمه خیلی کم صحبت میشه عزاداری رو شرک میدونند ، مولودی خوانی و شادی برای ولادت یکی از حضرات رو شرک میدانند ، حتی اسم ائمه عثنی عشری را با ترتیب و توالی نمیتوانند ذکر کنند ، پس اینجا مشخصه که اهل سنت هم در استفاده از اهل البیت تفریط کرده اند ، و این تصدیق حرف شماست ، ولی برادر عزیز ، جناب آقا عبدالله همینطور که حرفاتون رو تصدیق کردم ، آیا قبول داری روش و دستورات حضرت حق در قرآن و سنت حضرت رسول در روایات و احادیث بسیار واضح و تکمیل است؟؟؟ اینجا اصل احکام شرعیه ، محکمات ، متشابهات ، همه مشخصه ، پس اگه کسانی به فرقه های نو ظهور سعی در افراط در بعضی مسائل و تحریف مسائل دیگر هستند که ما نباید دست از تحقیق برداریم برادر من ، به قول معروف قبر ما با اونا جداست ، اما لزوم تحقیق که در قرآن به آن اشاره شده از گردن ما ساقط نیست برادر ،

چرا باید از مذهب تحقیق کنیم؟

آیا تحقیق در باره مذهب ضروری است؟ چرا باید مسلمانان در مذهب خود تحقیق کنند؟ مگر همه ما

مسلمان نیستم و همه مسلمانان در صراط مستقیم الهی نیستند و به بهشت نخواهند رفت؟

بشارت خداوند به بندگانی که بهترین راه را انتخاب میکنند

در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که لزوم تحقیق و تفحص در عقیده را برای مسلمانان گوشزد

میکند که ما به جهت اختصار به یک آیه اشاره میکنیم.

آیات 17 و 18 سوره مبارکه الزمر : بنابراین بندگان مرا بشارت ده، کسانی که سخنان را میشنوند و از نیکوترین آنها پیروی میکنند، آنها کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.

منظور من اینه برادر که حرفای شما درباره کمی ها و کاستی هایی که ما در عمل به دستورات مذاهبمون داریم بسیار است ، ولی من و شما الان فقط در جایگاهی هستیم که میتونیم با استفاده از  قرآن و دستورات ائمه هدی ، راه و مسیر خودمون رو تضمین کنیم و چندی از اطرافیانمان..!! پس هرکس مسئول اعمال خودش هست ، عالمی که فتوا به غیر از احکام خدا میده ، مدیری که راند و راند خواری را در اجتماع گسترش میده ، فروشنده ای که کم فروشی یا گران فروشی میکنه ، اون از رذایل اخلاقی خودمان است دوست عزیز ، نه اصل اسلام ، ما داریم اسم شیعه و یا سنی رو یدک میکشیم ، ولی در آخر میخواستم خدمتت عرض کنم ، حرفات بسیار درسته ، اما همون لزوم تحقیق باعث شده که این وبلاگ درست بشه ، در اینجا در اصل از معیار های ادب و رعایت حال مهمانان تبعیت میشه و به شبهاتی که هست پاسخ داده میشه که همون راه بهتر رو انتخاب کنند ، ما سعی کردیم که اون ارزش های انسانی که باید باشه رو در وجودمون روشن کنیم تا بلکه به اسلام ناب محمدی نزدیک شده و از رستگاران باشیم ، دنیا سخته ، زندگی سخته برادر ولی ما خودمون مسئول این سختی ها هستیم....!!!! من تا جایی که تونستم منظورم رو به شما دوست عزیز رسوندم عبدالله جان ، من همچون شما نطق فصیح و زیبا ندارم ، ولی از مصافحه با شما خوشحال شدم ، اگر شبهه ای دیگر در ذهنتون بود بنده در خدمتم که پاسخ بدم ، یا علی مدد . .. 


 
سلام شما متولد سال 68 هستید و نوشتید سال 82 در آزمون دانشگاه قبول شدید یعنی در 14 سالگی وارد دانشگاه شدید یا من اشتباه متوجه شدم ؟
موفق باشید
پاسخ:
سلام دبیرستان دانشگاه علوم پزشکی برای کمک پرستاری 
صحبت های خوبی بود، فقط در جواب برادر گرامی آقای عبدالله که فرمودن شماها هنوز هم هیات مذهبی که برای عزای اهل بیت  افراط می کنید. مردم را همواره در غم و ماتم فرو می برید ....عرض می کنم شاید این اتفاق از نگاه شما برادر اهل سنت فرو رفتن در غم و ماتم باشه و دوست نداشته باشید اما از نگاه من شیعه عزاداری برای اهل بیت علیه السلام سرشار از روح زندگی و امیده نمیدونم تابحال تجربه ی شرکت در چنین مراسم هایی را داشتید یا خیر ما وقتی برای حضرت سید الشهدا و یا حضرت علی (ع) و بقیه ی عزیزانمان اشک میریزیم هیچ گاه حس ناامیدی یا غم و افسردگی به ما دست نمیدهد شما یک نفر را پیدا کنید که بگوید من در عصر عاشورا بعد از دهه ی اول محرم انقدر افسرده و ماتم زده هستم که از همه ی دنیا ناامیدم !!! اتفاقا به همه برعکس این حالت دست میدهد و این هم بخاطر لطف خدا و عنایت اهل بیت (ع) است که وقتی بر ایشان اشک میریزیم قلب مان روشن می شود و نوعی احساس شور و سرزندگی به آدم دست میدهد . اینکه عده ای را در غم و ماتم میبینید ربطی به مراسم عزاداری ندارد ادمهایی که برای زندگی شان برنامه درستی ندارن و بیکار هستن نه مطالعه می کنن نه تفریح صحیحی نه شغل مناسبی خوب طبیعی است که در غم باشن ! آنها در شیوه ی زندگی کردن مشکل دارن و تا زمانی که خودشان را اصلاح نکنن چه عزاداری باشد چه نباشد همواره غمگین و افسرده هستن .
خانم زهرا الف و آقای سید یاسر یک نکته دیگر اضافه می کنم و سخن طولانی نمی کنم.قضاوت و بشما واگذار می کنم اگه تعداد مراسم مذهبیتان با تعداد جلسات مربوط به قرانتون برابری می کند مسیر معتدلی نسبت به باور هاتون ان شا الله طی می کنید. اگر چنین نیست پس من درست قضاوت کرده بودم. برای یک روز شهادت فاطمه زهرا دوبار ایام فاطمیه می گیرید. اگر اختلاف در روز شهادت دارید یک روزی که سندش محکمتره اساس اون و باید قرار بدین تقصیر اونایی که می خوا ن جشن بگیرن تولد بگیر مسافرت برن یا بهانه های شادی بندازن چیه ؟ بالاخره تو جامعه کسایی هستند باور ندارن یا باور ضعیفی دارن آنجاست که با افراط در این کارها حرمت باورهاتون شکسته می شه. عزیز داشتن فاطمه در یک روز به عقل نزدیکتره. برای اداره یک جامعه نباید خواسته ها و احساسات یک عده قلیل به اصطلاح زیادی مومن یا تندرو اعمال بشه وگرنه حرمتها شکسته خواهد شد. حکومت داری با اندیشه دینی به این سادگیها نیست. جذب حداکثری به این شکل اتفاق نخواهد افتاد. صحنه های سرد و سنگین اگر برای هییتیها دلنشین و آرام بخشه برای ناضران بیرون در صورت افراط خسته کننده خواهد بود. خیر الامور اوسطها
در رابطه با موضوع اذان استفاده بسیار زیادی کردم خرده ای بر شما نیست شهادت بولایت یا دوستی حضرت علی بدعت نیست چرا که نیتتان بر اصل اذان بودن نیست و به فرمایش حضرت رسول ص  مبنی بر من کنت مولا فهذا علی مولا اقتدا می کنید. یک حسی که مرا وادار می کرد حکم بدعت روش بزنم احساس می کردم نماز شروع شده تکبیره الاحرام گفته شده حرف اضافی یا جمله اضافی غیر وحی اشکال در نماز ایجاد می کنه و این با اعتقاد شما سازگار نیست. اگر موافق باشید در صورت اولین فرصت در رابطه با موضوع توسل گفتگو کنیم.
حتما دوست عزیز بنده در خدمتم عبدالله جان...!!! خوشحال میشم در این باره هم ابهامات شما را برطرف کنم ، فقط آرزو میکنم نتیجه مطلوب رو در آخر کار بده...!! یا علی
میگم آقای عبدالله بهتر نیست ابتدا از ریشه شروع کنید به بحث و گفتگو ؟ یعنی از همون قضیه ای که باعث شده شما سنی باشید و ما شیعه ! از غدیر خم ....تصور میکنم همه ی اختلافات ما و شما با حل این مسئله برطرف بشه ان شاالله
نمیدونم بیشتر تمایل دارید در چه زمینه ای با آقای سید یاسر گفتگو داشته باشید منتها قبلش اگه جسارت نباشه می خواستم از شما خواهش کنم یک حدیث با سند صحیح بیارید که از طریق اون مشخص بشه حضرت رسول (ص) تمایل داشتن پس از خودشون خلافت برقرار باشه نه امامت ، چون من به عنوان یک فرد مسلمان دوست دارم همون راهی رو ادامه بدم که ایشون مد نظرشون بوده ، اگه خلافت رو بیشتر میپسندن باید یک جایی بهش اشاره کرده باشن چون عقل من بهم این اجازه رو نمیده که تصور کنم حضرت فرد آینده نگری نبوده و امت خودشونو بدون هیچ راهنمایی رها کرده باشن .
نظر منم همینه برادر عزیز جناب عبدالله ، در ابتدایی ترین نظرتون در خواست کردید تا کسی بیاد و شبه های شما را در رابطه با بعضی اعمال شیعیان برطرف کنه ، که بتونید بفهمید کدام مذهب نزدیکتر به سنت حضرت رسول هست ، اینجانبان هم با جان و دل پذیرفتیم و در حد علم ناقص خودمون مطالبی رو بیان کردیم که حدس بنده و دیگر دوستان این هست که مطلبی رو جا ننداخته ایم ، از این جهت که هم از حیث قرآن ، احادیث و روایات بدان پرداخته ایم و هم از حیث منطقی و عقلائی ، ولی برادر عزیز همونطور که گفتم حرفهایی که شما در رابطه با کم و کاستی در اجراء اصل سنت حضرت رسول بیان کردید درست است ، همه ی ما نه شیعه کامل هستیم و نه سنی کامل ، ما در حال رشد و نمو و رسیدن به اهداف والا هستیم ، اما با طرح این مسائل ما از اصل مطلب که بحث در رابطه با حقانیت که نه اما نزدیکی مذهب شیعه یا سنی به سنت حضرت رسول بوده ایم خارج شده و از دایره بررسی شبهات دور میشویم ، پس بیاییم فقط در حول محور مسائل مربوطه و شبهات موجود بحث کنیم که شما و بنده و همه دوستان هم یه چیزی یاد بگیریم و هم به نتیجه ای مطلوب برسیم ، به نظر بنده اینطور بهتره ، من در رابطه با شبهات دیگه شما در خدمتم تا علم اندک و ناقصم رو در اختیارتان بگذارم ، شاید که روشنی بخش تفکرات شما و سوق دهنده شما به سمت حقیقت مذهب خود باشد ، انشا الله . . . !!
یا علی مدد . . . .
در ضمن نمیدونم حمید کجاست..!!!؟؟؟ یکی دو روزیه ازش خبری نیست ، انشا الله که در صحت و سلامت به سر میبره و زودتر مارو از پاسخ هاش بهره مند میکنه ، منتظرت هستیم رفیق ، انشا الله هرجا هستی سالم باشی..
زهرا خانم الف، اگر بخواهم نظر شخصیم و بر اساس درکم و شناختم از موضوع خلافت یا امامت بگم. باید عنوان کنم. هیچ عقل سلیمی اجازه نمی ده آنهم در حد حضرت رسول شخص مورد نظر بعد خودش بعنوان جانشین یا به قول شما ولی را انتخاب نکنه یا شرایط انتخاب را به امت معرفی نکند (بر فرض اینکه بخواد بخود امت واگذار کنه). سوالم اینجاست که چطور می شود پیامبر صلوات الله علیه در بین 120000 نفر در روز غدیر جانشین خودش و معرفی می کنه ولی مهاجر و انصار بعد وفات ایشان می رن سقیفه؟ مگه انصار نمی دونستن جانشین کیه رفته بودن سعد بن عباده رو جانشین کنن بعدش خلیفه دوم با خلیفه اول بیعت می کنه تا سعد خلیفه نشه؟ دوستان می دونید چیه؟ این حرفها خیلی زده شده هرکس نسبت به عقاید منتسب به خودش حس ظن داره. من فکر نمی کنم اشخاص عوامی مثل من با این روش بتونه راه خودش و پیدا کنه اینها فن کلام می خواد زبان می خواد تشخیص حدیث و روایت می خواد و خیلی چیزای دیگه. بچه ها کی می تونه تمام علقه هاشو یک دفعه قطع کنه بدون حسن ظن به یکی و سو ظن به دیگری نگاه نکنه. من نمی تونم. پس با این روش من دلم آروم نمی شه. من از ریز میزها وارد میشم. من از این ورودی خروجیها بهتر می سنجم. البته تا حدودی سنجیده ام تا حدودی خروجی یک راه رو بهتر دیده ام. ضمن اینکه ورودی خروجیهای هر متغیر (مثلا توسل که می خوام از فردا یا پس فردا سخن فرسایی کنم) را می خوام ببینم نظر شما از خروجیهای مثبت این رفتار دینی چه بوده و چه ارزشهایی را به جامعه تزریق کرده و نتایج ظاهری و باطنی این عمل ظاهرا عبادی یا دینی در جامعه چیست؟ اجازه می خوام کمک کنید از روش استقرا(جز به کل)برسم. به قول زهرا خانم اگه خلافت یا امامت وضعیت مشخص بشه همه چیز مشخصه ولی این در توان من نیست. من اگر بدانم اذان شما بر طبق سنت است، مهر گذاشتم شما بر طبق سنت است توسل شما بر طبق سنت است و... پس شما اهل سنت هستین آنجاست که بر می گردم ببینم کدوم اعمال و افکار ما بر طبق سنت نیست.
سید جان زیاد بهم سخت نگیر مرا با قدمهای تو توان رفتن نیست.   بذار این مسیر و همسفر بشیم البته افتخار بدین. من دوست دارم به این نتیجه برسم شما اهل سنت هستین. یکی می شه اهل سنت شافعی یکی می شه اهل سنت مالکی یکی میشه اهل سنت حنفی یکی دیگه می شه اهل سنت حنبلی . یکی دیگه مثل شما اهل سنت شیعی. می خوام بگم پس خیلی فرق نداشتیم یقینا یکی از این مذاهب بر حق نزدیکترند . آخرش می خوام به این برسم که درست است که اهل سنت شیعی بجای خلافت بر امامت تکیه دارند ولی در صورت حق بودن اهل سنت شیعی اعمال صالح  ملت های عوام اهل سنتهای دیگر در نزد خدا ثواب و عقاب خودش را دارد اینکه این ملت عوام در طول تاریخ 1400 ساله به درک حقیقت مساله خلافت یا امامت پی نبرده اند عدل خدا موجب نمی شود آنها ثواب اعمال صالح خود را نبینند(لا یکلف الله نفسا الا وسعها) و از بهشت محروم بشوندو وبر عکس در صورت بر حق بودن اهل سنتهای دیگر نسبت به اهل سنت شیعی در مساله خلافت ملتهای عوام این مذهب نیز نباید طبق همان منطق از رحمتهای خدا بدور باشد. ولی شرایط علمای امتها فرق خواهد کرد که خدا بدان بیشتر آگاه است. یقینا آنانکه حق را پوشاندند به عذاب الهی گرفتار خواهند بود و علمای مدافع حق نیز نسبت به خلوصشان و ظرفیتشان در درجات مختلف بهشت خواهند بود. من زور می زنم بگم برادران زیاد باهم فرق نداریم چرا باید زور بزنیم تا خیلی از همدیگر متمایز جلوه کنیم. ان اکرمکم عندالله اتقکم. شاید بگید هدف این وبلاگ این نیست ولی اجازه بدید عرض کنم درسته هیچ زیبایی بالاتر از حقیقت نیست ولی انسان با نفسانیتی که همواره در کنار اوست دچار غرور خود برتر بینی می شود و آنهم باعث میشود انسان خود را در قالب حقیقت اثبات می کند. این حرفها رو نزدم این وبلاگ مسیر خودش رو نره خواستم یکم احساساتمون رو تلطیف کنیم فکر نکنیم خیلی از هم دوریم. مخالفان فکریمون هیچ کدوم غول نیستن. والسلام
دقیقا حرف دل من رو هم زدی عبدالله جان ، عوام ما گناهی ندارند ، علماء هستند که مردم رو از تحقیق کردن منع میکنند ، و حقا برادر این در مذهب اهل سنت بیشتر است ، چون من خودم الان نزدیک به ده سال هست که با اهل سنت در رابطه هستم ، و طبق کفته های خودشان که از مولوی ها نقل میکردند میگفتند مطالعه و خواندن کتاب های شیعیان باعث گمراهی میشه ، چون در تمام کتبشون دروغ نوشته شده ، ولی به جدم قسم تا حالا ندیده ام که یک عالم شیعی بگه کتب اهل سنت رو نخونید که نکنه گمراه بشید ، و همین ترقیب به تحقیق در مذهب باعث شده که شیعیان بتونند از کتب خودتون مدارک و ادله محکم ارائه بدند ، من با نظرت موافقم بهتره همینطور که میگی جزء جزء به بحث بپردازیم تا به کلیت مطلب برسیم ، بنده با جون و دل درخدمتم...!!! یا علی...
۱۷ خرداد ۹۳ ، ۱۰:۰۴ زهرا حقیقت جو
باسلام
ببخشید وارد بحث ومناظرتون میشم
واقعا به آقای عبدالله وآقای شیرانی سید یاسر وزهرا خانم بخاطر ادب ومتانت شون تبریک میگم از بحث های شما کلی فیض میبریم
در رابطه با جریان سقیفه بنی ساعده بحث زیادی میطلبه دوست عزیز ، در این بین دو گروه مهاجر و انصار بیعت شکنی کردند که بحثش مفصله و در زمانی که به این مبحث رسیدیم کامل از خجالتت در میام داداش ، فقط بعد از اتمام اون بحث باید با دید بسیار وسیع و منطقی به مطلب نگاه کنی و نتیجه بگیری ، خوشحال میشم در خدمت باشم...!!! یا علی مدد . . . .
خواهش میکنم خانم حقیقت جو ، خوشحال میشیم از علم و تجربه شما هم در مباحث استفاده بشه بلکه چیزی یاد بگیریم...!! و استفاده کافی و وافی رو ببریم...
فراخوان ندبه نیمه شعبان .لطفا مکان جلسات خود را از طریق سایت مصاف و سایر راههای ارتباطی به اطلاع دیگران برسانید
فراخوان احیا و ندبه
۱۸ خرداد ۹۳ ، ۱۵:۱۷ زهرا حقیقت جو
سلام
من یه بحث (یا بهتر بگم سوال) خارج از این بحث ها دارم و میخام نظرات دوستان رو دربارش
بدونم  کجا مطرح بشه  بهتره
سلام خواهرم ، از حمید جان بپرسید..!!!
سلام , خانم حقیقت جو شما سوالتان را مطرح بفرمایید , ان شاالله همه استفاده می کنیم .
۱۹ خرداد ۹۳ ، ۰۷:۳۷ زهرا حقیقت جو
آقای شیرانی وبقیه دوستان گرامی
سلام
 هر سال با رسیدن  ماه مبارک رمضان این سوال برام پیش میاد که
چرا فقط رصد  این ماه وماه شوال اینقدر دقیق صورت میگیرد وبقیه ماهها فقط از روی تقویم پیش میرویم اگه رویت حلال ماه مهمه وملاکی برای انجام مناسبت های ماههای قمری پس چرا برای بقیه ماهها این رصد واین دقت لحاظ نمیشود
با تشکر
سلام خواهرم ، اگه اجازه بدید بنده به سوال شما پاسخ خواهم داد ، روئیت هلال برای تمام ماهها مثل هم و دقیق صورت میگیرد ، بنده نزدیک به 7 سال هست در ستاد استهلال و ستاد نماز جمعه شهرستان خودمون در حال خدمت به نمازگزاران جمعه هستم ، ستاد استهلال زیر نظر دفتر امام جمعه هر شهر و هر شهرستان و منطقه میباشد که طبق معمول در زمان اتمام هر ماه قمری با حضور خوده امام جمعه محترم واسه روئیت هلال ماه بعد  عازم مناطق مشخص شده میشن و طبق آلوده یا تمیز بودن هوا و شرایط آماده جوی هلال رو روئیت میکنند و  بعد از روئیت در همان روز گزارش کار خودشون رو به دفتر شورای سیاستگذاری ائمه جمعه هر استان  تقدیم میکنند ، حالا میریم سره بحث اینکه چرا واسه ماه مبارک رمضان این مساله رسانه ای میشه ، چون در بلاد اسلامی ماه مبارک رمضان ماه پربرکت و مهمی است برای مسلمین از جهت اعلان دقیق روئیت هلال این مساله رو در رسانه ها مطرح میکنند و به محض مشاهده هلال آن را اعلام کرده تا مسلمین خودشون رو از جهت ورود به این ماه مبارک و عظیم الشان آماده سازند ، پس نتیجه ای که میگیریم این است که تمام ماه های قمری در وقت معین هلالشان روئیت شده و به موقع به مراجع بالا دست اعلام میشه ، دلیل اینکه این دو ماه اینچنین دقیق رصد میشه و در رسانه ها اعلام میشه همین موضوعی هست که خدمتتون عرض کردم ، ولاغیر. . . . ، از باب اهمیت ایتپن دو ماه میباشد ، اگر سوال دیگری بود در خدمتم خواهرم...!!!
۱۹ خرداد ۹۳ ، ۱۱:۵۸ زهرا حقیقت جو
برادر هم استانی  ممنون از اطلاعات تون
 فقط  ینی یکبار هم پیش نیومده که ماه قمری با تقویم اختلافی پیداکند چرا همیشه تقریبا طبق تقویم پیش میرویم

حقیقتش در رابطه با این چیزی نمیدونم که چرا همیشه طبق تقویم پیش میریم ، من فقط درباره اون سوالی که فرمودید چرا این دو ماه خیلی دقت میشه و مهمه اطلاعات ناقصم رو خدمتتون عرض کردم ، من در خدمتم....
۱۹ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۲۷ زهرا حقیقت جو
خب پس رصد ماهیانه بدون تاثیر رو میخوان چکار!!
یه سوال شخصی اگه نخواستین جواب ندین
شما روحانی هستید؟
نه خواهر..!!
۱۹ خرداد ۹۳ ، ۱۸:۱۸ زهرا حقیقت جو
نگفتین  رصد چه تاثیری داره اگه اختلافی پیش بیاد وماه رو پیدا نکنن  وماه کنونی 30 روزه بشه چه اتفاقی پیش میاد
درسته از روی تقویم انجام میشه اما معمولا رصد واسه اطمینان بیشتره ، اما وقتی شرایط جوی نا مساعد باشه و به ندیدن هلال بیانجامد اون روز رو یوم الشک اعلام میکنند ، البته خواهرم بخاطر اینکه هر ساله بخاطر وضعیت نا مساعد جوی و مشکلات آب و هوایی هموطنان یکی دو روز مونده به ماه رو پیشواز میرن که عقب نیوفتن ، چون اگر بخاطر شرایط نا مساعد جوی در روز اول هلال روئیت نشه و اعلام یوم الشک بشه احتمالش هست بعضیا اعتنا نکنند و فکر کنند شروع ماه از غروب روز بعد است و مثلا روزه نگیرند ، اما فردا متوجه بشن نه دیروز شروع شده ، و دچار مشکل بشند که با توجه به وضعیت آب و هوایی کشور و آلودگی هوا این مساله دور از ذهن نیست و طبیعیه که یه روز هلال روئیت نشه...!! وقت روئیت هلال هم بسیار اندک هست که دقیقا نزدیک به غروب انجام میشه که سرتا پا 10 دقیقه تا یک ربع بیشتر زمان نداری که هلال رو رئیت کنی اگر گذشت پریده دیگه...!!! تاثیر رصد واسه اطمینان هست خواهرم.
سلام دوستان برادران و خواهران. قبل از این که سوالی رد وبدل کنم دوست داشتم ببینم چرا حمید اقای بزرگوار نیستند. ان شا الله هر جا هستند سالم باشن. در اولین فرصت دوست دارم کلامشون رو ببینیم و از لحن صاف و صادقشون بهره مند بشیم. قبل از اینکه سولات عقیدتی بپرسم دوست دارم جواب یک سوالمو پیدا کنم بعد در فرصت مناسب از همفکری دوستان استفاده بکنیم. یک حدیثی بدین مضمون از منابع برادران اهل سنت شنیده ام می خواهم ببینم این حدیث تو منابع اهل تشیع هم هست یا نه؟ لطفا منبع بدین. من دسترسی به هیچ منبعی از تشیع و تسنن ندارم. ممنون خواهم بود. در حدیثی از پیامبر هست که به علم علمای قرن اول دوم و سوم مراجعه کنید. یعنی عالمان قرنهای اول و دوم و سوم مورد ثقه هستند.
سلام جناب عبدالله اتفاقا منتظر بودم که بالاخره کی سوال بعدی رو مطرح می کنید با وجود اینکه فصل امتحاناته ولی هر روز سر میزدم تا سوال شما رو بخونم ...چرا به هیچ منبعی دسترسی ندارید ؟؟؟ نرم افزار صحیح بخاری و مسلم ؟
این حدیثی که بهش اشاره کردید در کدام کتاب اومده ؟ فکر می کنم این باشه : خیرُ القرونِ قَرنى، ثمّ الذین یَلُونَهم ثمّ الذین یَلُونهم...
آیت الله سبحانی در این باره فرمودن این شیوه ی سلفیه در استنباط عقایده  ....
سلفیه مى گویند: «باید از صحابه و تابعان پیروى کرد، زیرا فهم آنان، مقیاس حق و باطل است» و در این مورد، به حدیث نقل شده از رسول خدا استدلال مى کنند که فرمود: «خیرُ القرونِ قَرنى، ثمّ الذین یَلُونَهم ثمّ الذین یَلُونهم...» «بهترین مردم، مردم زمان من هستند. سپس مردمى که پس از آنان مى آیند. سپس مردمى که بعد از آن گروه مى آیند».
آنگاه دوران هر کدام از سه گروه یاد شده را صد سال تخمین مى زنند که مجموعا سیصد سال مى شود.
ابن تیمیه، و پیروان مکتب او، با این حدیث، سه قرن نخست اسلامى را (که هر قرنى از نظر آنان صد سال است) ملاک حق و باطل شمرده و آنچه را که در این زمان انجام گرفته و یا به طور عملى آن را تأیید کرده اند، به صورت کامل مى پذیرند، چون به باور آنان، پیامبر در این حدیث، این سه قرن را قرون ممتاز شمرده است.
طبق این ادعا، امتیاز این قرن ها به خاطر کسانى است که در آن سیصد سال زندگى مى کردند و خیر بودن آنان، موجب این است که گفتار و سکوت آنان را حجت بدانیم.
اشکالات این دیدگاه :
این نظریه، با سئوالات و ابهامات زیادى همراه است.

سؤال اول
 «قرن» در لغت عرب، بر خلاف اصطلاح معاصر، به معنى صد سال نیست، بلکه به معنى جمعیتى است که در یک زمان با هم زندگى مى کنند و سپس جمعیت دیگر جاى آنان را مى گیرند و قرآن مجید هم کلمه «قرن» را در همین معنا به کار برده است.
واژه «قرون» در قرآن کریم هفت بار به کار رفته و هرگز از آن، «قرن» اصطلاحى یعنى (صد سال) اراده نشده، بلکه به معناى «مردم یک زمان» به کار رفته است . نمونه اى از این کاربرد، این آیه شریفه است:
( أَلَمْ یَرَوْاْ کَمْ أَهْلَکْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْن مَّکَّنَّاهُمْ فِى الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَکِّن لَّکُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَیْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِینَ)
«آیا ندیده اند که چه اندازه پیش از ایشان جمعیت هایى را نابود کردیم که در زمین، آنان را توانمند ساخته بودیم; به گونه اى که به شما آن توان را نداده ایم و از آسمان به فراوانى براى آن ها باران فرستادیم و جوى ها از زیر ] پاى [ آنان روان ساختیم، ولى سرانجام به خاطر گناهانشان آنان را نابود کردیم و جمعیتى دیگر پدید آوردیم.»
بنابراین، تفسیر حدیث «خیر القرون» به سیصد سال، هیچ پایه و اساسى ندارد و اصطلاح امروز نمى تواند، قرینه بر تفسیر حدیث باشد.
سؤال دوم
اصحاب پیامبر و تابعان، حتى در عصر رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) چه رسد به زمان پس از درگذشت آن حضرت، در موارد متعددى، اختلاف نظرها و برداشت هاى مختلفى داشتند
سؤال سوم
اگر بناست به فهم و درک سلف صالح در سه قرن اول مراجعه کنیم، چرا فهم اهل بیت(علیهم السلام) و سخنان آنان میزان حق و باطل نباشد؟ آنان خود از سلف صالح و برترین آن ها و در فهم مسایل دینى بى نیازترین امت اسلامى بودند و پیامبر گرامى آنان را همتا و هم سنگ قرآن قرار داد و فرمود:
«انّى تارکٌ فیکم الثّقلین، کتابَ اللّهِ و عترتى، ما إن تَمسّکتُم بهما لَن تَضِلّوا ابدا». 
«من در میان شما دو چیز گران بها یعنى قرآن و اهل بیت خودم را بر جا مى گذارم که اگر از آن ها پیروى کنید هرگز گمراه نمى شوید» .
چرا این همه روایات از پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) درباره دختر گرامى اش که او را «سیدة نساءالعالمین» و فرزندانش را مانند «سفینه نوح» معرفى کرد، مورد توجه قرار نگیرد و به آن ها مراجعه نشود در حالى که آنان گل سرسبد سلف صالح بودند؟
و
و
همینطور ادامه داره ...اگه وقت شد مطالعه بفرمایید خیلی کامل توضیح دادن . http://tohid.ir/fa/persian/articleView?articleId=4753

نتیجه : سلفی و شیعه آیا در یک قاب می گنجند ؟؟؟ معلومه ! هرگز 
با سلام ، به نظرم توضیحات علی جان کامل بود ، ولی در کنارش از دوست عزیز آقا عبد الله میخوام حدیث که میگه آدرس کتب رو هم بده تا ما بهتر بتونیم در خدمت باشیم...!!! یا علی
باسلام خدمت شما برادران گرامی
منبع این حدیث صحیح بخاری است ، در منابع شیعه چنین حدیثی نداریم و علمای تشیع این استدلال را قبول ندارند ، در نهایت احترام به نظر علمای اهل سنت اما تاریخ خود بهترین شاهد بر کذب و دروغ بودن این حدیث و گواهی بر جعلی بودن آن است ، این حدیث حتی اگر به خاطر روایت بخاری قائل به صحت سند آن شویم، اما با واقعیت موجود در تاریخ صحابه و تابعین در تضاد است. از این‌رو با صرف نظر از تاریخ صحابه و تنها با توجه به این بخش از روایت که می‌گوید: «ثمّ الذین یلونهم»(سپس کسانی که بعد از صحابه می‌آیند) و منظور گروه تابعین می‌باشد؛ تابعینی که در میان آنها بنی‌امیه بوده‌اند؛ حال آیا می‌توان گفت: عصری که در آن بنی‌امیه زیسته‌اند بهترین نسل‌ها و قرن‌ها بوده است؟! بنی‌امیه‌ای که چهره تاریخ را با خون بی‌گناهان رنگین ساخته و فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله را با لب‌های تشنه در سرزمین کربلاء به شهادت رسانده و فرزندان و یارانش را ذبح، و زنان خاندانش را به اسارت گرفته و حرمت خانه کعبه را هتک نمودند و یا حجّاج را می‌بینیم که با دستانی تا مرفق در خون آلوده مرتکب جنایاتی شد که بر پیشانی تاریخ عرق شرم می‌نشاند.
از دوست عزیزم علی آقا و از سید یاسر عزیز و زهرا خانم تشکر می کنم. دقیقا همون حدیثی بود که عرض کردم. توضیحاتتون خیلی خوب بود استفاده کردم.تو یک مقاله یکی از علمای اهل سنت با استناد به همین حدیث وهابیت رو کوبیده بود و این که اشخاصی مثل قرضاوی و غیره قابل پیروی امت نیستند چون از علمای قرن اول ودوم نیستند. این استدلال واقعا خیلی ضعیف خیلی غیر حقیقی و غیر قرانی (ان اکرمکم عندالله اتقیکم) بود. هر چند داشت یک باطلی رو اثبات می کرد ولی متاسفانه دست به چیزی برده بود که عقل نمی پذیرد. فقط خواستم ببینم آیا حدیثی و روایتی تو منابع شما هم هست. منم وقت کم دارم در اولین فرصت از اطلاعات دوستان استفاده خواهم کرد
دوستان عزیز راه و روش استنتاجی شما خیلی خیلی خوبه ببخشید متکبرانه حرف می زنم من سعی می کنم با عقل ناچیز خودم بفهمم همانطور که قبلا نیز عرض کردم احادیث و روایات مشترک رو وقتی توان استنتاج عقلی منطقی وقرانی پیدا نمی کنم بهش رجوع می کنم. این نوع تفکر من و به سمت تفکر جبر گرایی سوق می ده یعنی خدا اراده کرده 3 قرن اول امت بهترین باشند بقیه باید با این جبر بسازند. عدل خدا اجازه می نمیده . ما و امت همزمان پیامبر باید بر اساس شرایط برابر مقایسه بشیم اگر آنها جمال زیبای محمد ص رو دیدن و ایمان آوردند ما ندیدیم بهش عشق می ورزیم. آیا در عدل خدا این می گنجد که امتیازات آنها بیشتر باشد. اگر اسلامی به ما از گذشته رسیده این منت از آن خداست. منت خدا از آن گذشتگان نیز هست همانطور به سلسله امتها منت نهاده است. اگر آنها جهاد کردند ثوابش و می برند اگر آنها در جاهلیت بودند جاهلیت ما در این زمان نامحدود است. اگر آنها را بتها احاطه کرده بودند ما در بت هالیوودی بالیوودی گرفتاریم . هر زمان شرایط خودش و داره. استنتاجی سخیفتر از این ندیدم. متاسفم بخدا من که هیچی نیستم علم هم ندارم ولی اشتباه در این حد!راستش و بخوایید اتفاقا من داشتم از نگرش این عالم دینی نسبت به وهابیت لذت می بردم ولی تاسف می خوردم با این منطق ضعیف به جنگ چه گرگهایی دارن می رن. درود بر منطق زیبای اهل سنت علوی شیعی
پاسخ:
داداش مطمئنی نمیخوای دوستان رو?محک بزنی و سطح اطلاعاتشان رو بفهمی
۲۰ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۳۰ زهرا حقیقت جو
مرسی آقا عبدالله ،  بااین نگرش باز و روشنفکری عقل محورتون مطمئنم همیشه عقل تون بهترین راه رو براتون مشخص میکنه
موفق باشید
انشاالله همه مون شامل هدایت  عام وخاص خداوند متعال قرار بگیریم
تا راست نباشد کی دروغ   دروغ از راست می گیرد فروغ
وقتی یک مکتبی می خواد خودش و عرضه کنه صدی صد نمی تونه حرف باطل و غیر واقعی بگوید بالاخره حقایقی درونش نهفته دارد با قاطی کردن حرفهای باطل عرضه می شه . همیشه جامعه هر قدر هم پیشرفت می کنه بر همون اساس آدمهایی از اون مکتب در همون سطح جامعه و بالاتر مکتب و تبلیغ می کنند. اینجاست که آدمهای عادی جامعه یعنی بیش از 90 درصد جامعه به حقیقت دست پیدا نمی کنند. خیلی دلم می خواد بدونم اولا چطوری می شه جزو اون 90 درصد نباشیم در ثانی چطور می توان اون نود در صد را به سمت مکتبی حرکت داد که راه راستترین مکتبه؟
صرف نظراز اینکه توسل یک عمل شرک آمیز است یا نیست حقیقت آنچه در جامعه جریان داره حرکات و باورهای شرک آمیزه. چه بخوای شیعه باشی چه بخوای سنی باشی همیشه اکثر جوامع در عصری جهالت دارن. اگر مردم جوامع امروزی می تونن از فن آوریهای کاربردی استفاده کنند آنها را به سمت آگاهی از حقیقت ادیان نبرده فقط دامنه و گستره جهل ما آدمها بیشتر شده. حتی اگر باورهای علمای دینیتان نسبت به چگونگی توسل شرکآمیز نباشه اعمال امتتون نسبت به چگونگی توسل شرک آمیز هست. حقیقت این است چون هر کس به باورهای خودش حسن ظن داره دوست نداره رفتار شرک آمیز ببینه سعی در توجیه مثلا حب از کنارش براحتی رد می شه. آنجاست که بعضی از اهل سنت وقتی می گویند توسل شرکه شما تعاریف لای کتابها رو نقل می کنید نه اعمال شرک آمیز همکیشانتون که ازش چشم پوشیدین. اما دوست دارم ببینم خروجی باور به توسل در جامعه شیعی چیست و چه ها می تواند باشد؟ و آیا بهتر نیست ضمن استفاده از هدایت و راهنمایی های پیشوایان دینی و دوست داشتن و گرامی داشتن آنها، حاجات دنیوی و اخروی را فقط از قدرت مطلق که تمام اراده ها از اوست بخواهیم؟  در خواست مستقیم از خدا چه چیزی را ندارد که در توسل وجود دارد.حقیقت این است که خداوند باید واسطه هدایت داشته باشد ولی چرا باید واسطه درخواست حاجت قرار دهد تا این مساله شبهه رفتار شرک آمیز را ایجاد کند؟
پاسخ:
برادر من بارها شنیده ام و عمل کردم از مردم اهل سنت و پدرم که خدا را با واسطه برای اجابت دعاشون ندا میدادن ای خدا تو را عزت و ابروی یک لک و بیست و چهار هزار پیغمبر قسم  این نیاز و دعای من را اجابت قرار بده و این فتوی علمای منطقه برای ترتیب اثر بیشتر خواسته ها از خداست چون میدانیم مثلا من روسیاه واقعا مطمئن هستم نزد خدا از اولیا به مراتب بسیار پایین تر هستم و این وسیله ای برای نزدیک و قرب الی الله است 
سلام برادر ، در رابطه با توسل من اول اشاره میکنم به همان حدیث معروف ثقلین که قبلا خدمتتون عرض کردم ،  اول از معنی لغوی توسل یا تمسک اطلاع پیدا میکنیم :
  1. تَمَسَّکَ :
    تَمَسُّکاً [ مسک ] به : به او آویخت یا پناهنده شد .
  2. تمسک :
    چسبندگی , الصاق , هواخواهی , تبعیت , دوسیدگی

اول میریم سراغ آیه های در قرآن کریم که اشاره کرده به توسل:

آیات بسیاری در قرآن کریم وجود دارد که در خواست از غیرخداوند را مشروع می‌داند.
۱_ «یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ». [۱۲]
گفتند: «ای پدر! برای گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم»
در این آیه خداوند داستان برادران حضرت یوسف علیه‌السلام را یادآوری می‌کند که آنها بعد از پیشیمانی از کردارشان به پیش حضرت یعقوب علیه‌السلام آمدند و از او که پیامبر خدا بود درخواست کردند که از خداوند برای آنها طلب بخشش کند. حضرت یعقوب هم نگفت که چرا خودتان مستقیماً سراغ خداوند نمی‌روید و به من متوسل شده‌اید؛ بلکه به آنها وعده داد که از خداوند برای آنها طلب بخشش خواهد کرد: «قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ». [۱۳]
گفت: « به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش می‌خواهم، که او همانا آمرزنده مهربان است ».
۲_ همچنین خداوند در آیه ۶۴ سوره نساء خطاب به پیامبرش می‌فرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا». [۱۴]
« و اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند، پیش تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند و پیامبر نیز برای آنان طلب آمرزش می‌کرد، قطعاً خدا را توبه‌پذیرِ مهربان می‌یافتند.»
این آیه نشان می‌دهد که باید برای طلب بخشش از خداوند واسطه و وسیله آبروداری را پیدا کرد تا خداوند به خاطر او حاجات انسان را برآورده سازد.


واسه دیدن و خوندن بقیه مطلب ازت میخوام به این آدرس بری دوست عزیز : به نظرم مطالب رو کامل بیان کرده و نیازی به بحث منطقی نیست ، چون منطق ازش فوران میکنه ، http://www.wikifeqh.ir/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84

اگه سوال دیگه ای بود در خدمتم عبدالله جان..

سلام در کنار صحبت های کامل سید یاسر عزیز من هم با اجازه تون نظرمو میگم  فرمودید (اعمال امتتون نسبت به چگونگی توسل شرک آمیز هست ...اعمال شرک آمیز همکیشانتون که ازش چشم پوشیدین)خوب بهتر بود در کنارش مثالی می آوردید که ما بدونیم دقیقا چه عملی مدنظرتونه !

ببینید این لینک هایی که برای شما میگذارم رو اگه مطالعه بفرمایید مسئله ی توسل تا همیشه برای شما حل خواهد شد . نگید من دنبال مطالب لای کتابها نیستم ! شما تا در مورد توسل کاملا توجیه نشید نمی تونید نظر درست و کاملی ارائه بدید ....توسل به هیچ وجه شرک نیست شما و بقیه ی برادران اهل سنت بد متوجه شدید و یک مقدار هم تحت تاثیر حرفهای بدون فکر و تحقیقی که بعضی ها میزنند هستید .
ما در دین مون چندین نوع توسل داریم

الف: توسل به اسماء و صفات الهی

ب: توسل به قرآن مجید

ج: توسل به اعمال نیکی که انسان در گذشته انجام داده

د: توسل به دعای مؤمن

منتها بیشتر روی توسل به دعای مومن تاکید دارید و به نظرتون شرکه ! مشرک یا باید مشرک در ذات باشد یا مشرک در صفات باشد، یا مشرک در ربوبیت باشد یا مشرک در عبادت باشد، حالا شخص متوسل کدام یکی از این کارها رو انجام میده ؟؟؟ هیچ کدام از اینها تطبیق نمی‌کند، زیرا نه پیغمبر اکرم و آل او را خالق می‌دانم و نه مدبر و مربی، بلکه یک انسان والا می‌دانم که فقط دعایش مستجاب می‌شود، این کجایش شرک است؟!

  اگر واقعاً این کار شرک است، پس در حال حیاتش نیز شرک است،یعنی اگر در خواست دعا از پیغمبر اکرم در حال ممات شرک است، پس در حال حیاتش نیز شرک می‌باشد، چون اگر چیزی ماهیتش شرک شد، این دیگر حیات وممات ندارد، حیات و ممات مؤثر نیست.


http://www.eshia.ir/feqh/archive/text/sobhani/vahabiat/89/014/
http://www.eshia.ir/feqh/archive/text/sobhani/vahabiat/89/015/
http://www.eshia.ir/feqh/archive/text/sobhani/vahabiat/89/016/
http://www.eshia.ir/feqh/archive/text/sobhani/vahabiat/89/017/

 

این نکته رو هم فراموش کردم بگم یک شیعه اگر از اول عمرش تا آخر هیچ وقت به اهل بیت علیه السلام و پیامبر متوسل نشه مشکلی در شیعه بودنش بوجود نمیاد ! یعنی اینکه شما میتونی به اسماء و صفات الهی متوسل بشی ...منتها اینکه یک نفر در برابر شما بگه یاعلی و شما باخودت بگی این عمل شرکه ! چرا نگفت یاالله ؟ این فکرم درست نیست و برای اینکه کامل این قضیه رو درک کنید و براتون جا بیفته باید مطالعه کنید ... بدون اندیشیدن اختلافات و سوتفاهم ها حل نمیشه .
مشکلی در شیعه بودن به وجود نمیاد ولی از یک سری برکت ها بی بهره می مونن ، مثلا وقتی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را واسطه قرار میدهیم و از ایشان می خواهیم برای رفع گرفتاری ما دعا کنند بخاطر آبرویی که ایشان نزد خداوند دارند دعای ما سریعتر مستجاب میشود تا اینکه بخواهیم با تکیه براعمال صالح خودمان دعا کنیم ، منی که تابحال در طول عمرم بخاطر خدا و دین خدا یک سیلی هم نخوردم نزد خداوند با ابالفضل عباس یکی هستم ؟ با سید شهدا یکی هستم ؟ اجر و قربی که این ها نزد پروردگار دارند کجا منه بی لیقات دارم
فقط من موندم برچه اساسی واسطه قرار دادن بزرگانی چون حضرت حسین (ع) شرک است ؟؟؟ مگر ما می گوییم نعوذبالله آنها خدا هستن ؟ مگر ما آنها را عبادت می کنیم ؟؟؟ توسل خوب فهمیده نشده وگرنه همین الان یک شیعه بگوید یا حسین شما از او بلافاصله سوال کنید که : شما گفتی یاحسین منظورت این بود که حسین علیه السلام خدا است ؟ چی در جواب میگه ؟ میگه استغفرالله مگه کسی را می توان جای خدا قرار داد ! شما یک شیعه رو پیدا کنید که بگه اهل بیت علیه السلام مقام خدایی دارند ! اگر کسی چنین حرفی بزند اصلا مسلمان نیست ، هیچ شیعه ای هم چنین اعتقادی ندارد.
مطالب بسیار مفیدی بود آیت الله سبحانی هم ان شا الله مورد تایید خدا باشند.
علی آقا مطالبی که از کلاس درس ایت الله سبحانی گذاشتین فوق العاده بود. مگر استدلالی بالاتر از این هم در عالم اسلام ارایه می شه؟ کاش بشه من علمنی حرفا فقد سیرانی عبدا. علی آقا من مثالهای رفتاری نقض از عدم درک تعدادی از شیعیان در مساله توسل را دیده ام. کاش به عامه مردم حقیقت زیارت و چگونگی توسل و زیارت آموزش داده بشه. نمی خوام به واسطه جهالت عوام یک امت تفکرات حقیقی یک مکتب را رد کنم. آنچه که برام مسلم شد این است که توسل از سنت پیامبر است. اگر از قبل در توسل به پیامبر و اهل بیتش که جانم فدای ایشان، تردید داشتم امروز از توسل به علمای برحق دین رسول الله تردید نخواهم کرد.
پاسخ:
طیب الله
خدارو شکر که منطق بازی دارید و بعضی مسائل رو به قلب رجوع کرده و از الله مدد میخواید تا واسه روشن شدنش کمکتون کنه..!! انشا الله که مورد عنایت حضرت حق قرار گرفته و راه راستین رو خدا واستون آشکار کنه عبد الله جان...
چه عجب حمید آقا ، کجایی بابا دلمان تنگ شده واسه حضورت ، وبلاگ که بی حضور رئیسش حسنی نداره..!!! لطف کن و زحمت بکش در بحث ها حضور داشته باش ، بلکه از دوستان از تجربه و علمتون استفاده کافی و وافی ببرند..!! یا علی. . . .
پاسخ:
سلام برادر 
دوستان عذر مرا بپذیرید بخدا گرفتارم تبلیغ بودم و ایام ولادت مولا بود روزانه چندین برنامه دارم و هرکجا مخاطبان خاص خودش رو داره و من باید مطلب خاص اون مجلس رو اماده کنم و انشالله از این به بعد بیشتر در خدمتتون هستم 
سلام داداش حمید خیلی خوشحالم می بینم تشریف دارید و سالم هستین. خواهرمون زهرا خانم و برادران آقا سید بزرگوار وعلی آقا لینکها و وحرفهای بسیار زیبایی در این مدت کوتاه ازشون دریافت کرده ام. خیلی دوستشون دارم. اما فرمودین که من شاید محک زده باشم!!!!! نه برادر خوبم فرق من و شما در این است که من جایی زندگی می کنم که حتی اگر بگویم اسلام را از اصلش قبول ندارم کسی نیست معترض بشود چه بسا کسانی پیدا می شوند که این نوع نگرش  و به روشن فکری منتسب می کنند. طایفه و طایفه گری تو منطقه ما نیست. اما حقیقت این است که من از اول آبشخورم قران و اهل بیته، ولی چون بیشتر خودساخته مسیر و رفتم خلطهایی فکری هم دارم  وبه این هم معترفم اینجا جایی نیست که بی علم و بی استاد وارد بشی با تمام حقیقت بیرون بیای. ولی شاید چیزی که شما را به این شک واداشته نگاه کلی و جهانبینی کلی و جهانبینی سیاسی از اسلام سیاسی است که در نوشته های قبلی مرقوم داشته ام. بله حقیقت این است بیش از ده سال است تمام تحولات سیاسی جهان بخصوص جهان اسلام را پیگیری می کنم. بیش از ده سال است که فرمایشات رهبری را بصورت آنلاین رصد می کنم. وقتی رهبری حرفی می زنه من دقیقا می دونم منظورشون چیه مخاطبشون کیه ودر رابطه با چه موضوعی دارن هدایتگری می کنند. من بهتر از خیلی از کسانی که در کنار رهبری هستند عمق اندیشه فکری ایشون و حس می کنم. در باب سیاست برای خودم یک صاحبنظر شده ام . فهمیده ام اسلام با تقریبش عظمت خواهد یافت نه با تفریقش. قران را بیش از ده بار با معنا خوانده ام نه با تفسیر سنی یا شیعی. زیباییش را با ظرفیت ناچیز خودم درک کرده ام. من در حدی نیستم شما رو محک بزنم ولی دارم باهاتون عشق بازی میکنم وقتی تاریکی شبهه از ذهنم بیرون می روم احساس سبکی در وجود م می نشیند.
حمید جان بخدا من هم وقتی اولین بار دعای کمیل و خوندم فهمیدم عجب این شخص روح بلندی داشته الله اکبر الله اکبر تازه من عربی بلد نبودم الانم بلد نیسستم خیلی ناچیز می دونم. خیلی کوچولو و خیلی ناچیز حس می کنم چه ولوله ای در دل تو اتفاق افتاده. من صداقت را آرامش را در وجودت کلامت حس می کنم. وقتی شما می گید مناجات اهل بیت من  شیعه کرد جان کلام وجودت را می گی. با جان و دل آرامش وجودت را حس می کنم. همیشه سربلند باشی و در پناه حضرت حق. ان شا الله در فرصتهای بعد افتخار گفتگو بدین در خدمت خواهم بود الان باید برم سرکار. خدا نگهدار.
جالبه ، تحت تاثیر قرار گرفتم دوست عزیز. . . .
عبدالله جان فکر می کنم شما با این طرز فکر و نگاه باز استثنا باشید چون تجربه نشون داده (حده اقل تجربه های خودم ) که 90 درصد دوستان سنی مذهب حتی تحمل شنیدن هم ندارن چه برسه به تفکر !


علی آقا می دونی چیه اکثر انسانها حتی تو مکتب خودشون درستکار و باورمند نیستن حتی تعدادی هم که باور و عقیده اعتقادی هم دارن در عمل می مونند. کسی حال نداره باور کنه  از حقیقت چیزهایی کم داره در توهم وخیالپردازیها داشته های منتسب به خودمون را بهترین قلمداد می کنیم وگرنه احساس دور بودن از ارزشها و زیباییها دلتنگیها و احساس حقارت را بر پیکره وجودمان می گستراند و آن احساس رضایت جزیی از خویشتن را از بین می برد. فرار تنها راه گریز از این مخمصه  هست تنها گزینه پیش روی خودمان یقین به ارزشمندی داشته های آبا و اجدادمان است  شنیدن حرفهای مخالف و پرخاش کردن در مقابل این سخنان نشان از وحشت ماست باید پرخاش کنیم تا حقیقت آنچه می ترسیم آن باور ما نباشد باید پرخاش کنیم تا با پاسخ پرخاشگرانه حریف مخالفمان توجیه باطل بودکن حرفهای او را ثابت کنیم باید پرخاش کنیم تکفیر کنیم تا آدرنالیت ترشح شده را خالی کنیم این تنها راه آرامشه. علی آقا شما لطف میکنید 90 درصد می گید من با قاطعیت می گم 99/99 در صد. در طرف مقابل که شیعیان باشند نیز همینطور است چرا که همه شیعیان آگاه به باورشان نیستند حقیقت اندیشه شیعی را نمی دونند همانطور که اهل سنت نیستند. اینجاست که جنگ جاهلان شکل می گیره و خون همدیگر حلال می شماره. حقیقت این است که شیعیان نسبت خویشتن دارترند انهم به برکت علمای بزرگ و متفکری چون خمینی خامنه ای سیستانی و... هست. از طرف دیگر به خاطر شرارت وجهل حکومت شیطانی سعودی قطری وهابیت چه بلاها که سر مظلومان شیعه نمی آره.
من استثنا نیستم حمید و امثال حمید استثنا هستند اینها نشانه های مورد رحمت واقع شده الهی هستند. اما علی آقا، شیعیان هیچی هم نداشته باشند. آنقدر روح ایمان و روح بلند، عرفان عروج ملکوت و زیبایی در دعا هایشان نهفته که روح را از بدن خارج  می کنه. بخدا قسم هر چه جمله و کلمه می گردم این زیبایی را به تصویر بکشم نمی توانم. آخه من چگونه این کلام را توصیف کنم عاجزم. آخر چگونه می شود با خدا اینگونه سخن گفت. من باورهای شما را به چالش خواهم کشید چون نمی خوام باور کنم تمام حقیقت پیش شیعیان است. ولی دلم با صاحبان این نجواها و دعاهاست
امیدوارم که اول خدا و بعد صاحبان این نجواها و دعاها قدرت پذیرش حقیقت و عمل کردن به اون رو بدون هیچ ترس و تعصبی بهت بدند ، فقط توصیه من به تو دوست عزیزم اینه که اگه حقیقت و نزدیکی مذهبی به سنت حضرت رسول بر تو آشکار بشه ولی از پذیرشش سر باز بزنی و باز اون رو به چالش بکشی ، عذر خواهم مثال میزنم مثلا با بهانه های بنی اسرائیلی قبول نکنی حقیقت رو ، در اصل خودت رو گول زدی رفیق ، و مورد تمسخر قرار دادی دوست عزیز..!!! انشا الله که تحقیقات و سوال هات به نتیجه مطلوب برسه. . . . ! یا علی.
امام صادق (ع) : وقتی عذاب بر بنی اسرائیل طولانی شد به درگاه خدا ناله کردند , این در حالی بود که از 400 سال عذاب 170 سال باقی مانده بود , خدا به واسطه دعای آنها از بقیه صرف نظر نمود. شیعیان هم اگر مانند بنی اسرائیل به درگاه خدا دعا نمایند, خداوند فرج را نزدیک خواهد فرمود اما اگر چنین نکنید این سختی به نهایت مدتش خواهد رسید .
احیای نیمه شعبان بهترین فرصت است
التماس دعا
۲۲ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۴۰ زهرا حقیقت جو
وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود
قلبم به چشم هم زدنی سنگ می شود
آقا ببخش بس که سرم گرم زندگی است
کمتر دلم برای شما تنگ می شود

برادران وخواهران دینی ام ،خوبان
سلام
امشب که دعاها مستجاب است برای فرج آقا امام زمان وخوب شدن حال خودمان زیاد دعا کنیم
اللهم عجل لولیک الفرج
جهت تعجیل در ظهورش  صلوات
دعاهایتان مور قبول درگاه حق    (التماس دعا)
سلام
فکر می کنم بعد از برنامه آقای شیرانی در شبکه قرآن خیلی به اعصاب و روان شبکه کلمه فشار اومده ! بجز موارد خنده داری که ادعا میشد شیعه بودن حالا سنی شدن (صداها اکثرا تکراری بود و اسم و رسم اون شخص به طور دقیق مشخص نبود و علت درست و منطقی هم برای سنی شدن بیان نمی کردن) امشب قراره جاسوس آل سعود ناصر الموید رو بیارن !!!
خیلی دارن دست و پا میزننا !  معلوم شد که حرفهای مستبصرین موثر واقع شده که اینا انقدر هول کردن :D
من نشستم گوش دادم ببینم اون افرادی که ادعا میشه سنی شدن چه دلایلی میارن ! یک نمونه ش این بود : ما یه مریضی داشتیم رفتیم بیمارستان یه آقایی اومد گفت چرا اومدی دکتر مگه نمیگید امام رضا شفا میده برو اونجا ! ماهم همونجا سنی شدیم :))) یکی نیست بگه خوب بنده خدا تو که انقدر موحدی چرا اومدی دکتر ! یه راست برو پیش خدا , اصلا چرا دارو می خوری ؟؟! ---یکی زنگ زده بود با لهجه ی کردی ! می گفت من اهل قمم بابامم روحانی بوده هر دو سنی شدیم :)))
خلاصه جوکی بود حسابی خندیدیم --- ولی در نهایت این همه واکنش و دست و پا زدن اینا نشون  میده حرفهای مستند و دقیق شما موثر واقع شده تبریک میگم .
پاسخ:
دقیقا چون برنامه های ترور شخصیتی و داستان پردازی های زیاده ذهنشان برای تشویش چهره من در ذهن مردم از هیچ دروغ گویی و اتهام فکنی ابا ندارند و از سوز فقط تهمت میزنند
۲۴ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۱۱ زهرا حقیقت جو
سلام
بزارین بگن !حرف چرت فقط یکبار شنیده میشه کیه که باور کنه اونا اگه مستندی داشتن که ازاین زودترا رو میکردن دروغ چاشنی حمایت از باطل 
واقعا حرفهای بهحق ومستند آقای شیرانی وامثال ایشان ومطالعه بیشتر کتابها مرتبط آدمو به ادامه دادن به پیروی انسانی بزرگ ومظلوم آقا علی ابن ابی طالب مسمم تر میکنه
یا علی
سلام حمید جان خدا قوت
پس حسابی مشغول بودی خوش به سعادتت ان شاالله اجر زحماتت با خود اهل بیت باشه خدمت به ائمه اطهار علیه السلام لیاقت می خواد هرکسی رو انتخاب نمی کنن .
بله متاسفانه از هیچ تهمت و دروغی چشم پوشی نمی کنن ...البته این رفتارها نشون دهنده ی میزان حقارت و ضعف اینهاست چون برحق نیستن مجبورن مدام دست به اتهام زنی و شایعه پراکنی بزنن . فکر می کنم همین دو هفته ی پیش بود که هاشمی بازهم نتونست خودشو کنترل کنه و از ناراحتی شروع کرد به تمسخر آقای حدادی و یه سری حرفهای پوچی که من نمی خوام تکرارش کنم . خوب این حرفها نشون دهنده ی اینه که چقدر از نفوذ کلام افراد مستبصر هراس دارن و نمی تونن این ترس خودشونو پنهان کنن ...الحمدالله اینم لطف خداست .
پاسخ:
یا علی برادر اون ها باید الان  برای تارومار شدن داعش گریه کنند 
سلام دوستان از رجعت واسم بگید
سلام دوست عزیز ، اول از قرآن کریم شروع میکنیم که در رابطه با حقیقت رجعت و وجودش سوالی برات نمونده باشه بعد میریم سراغ مسائل دیگه:

در قرآن به رجعت به معنای رجوع کسی به این دنیا در موارد زیادی اشاره شده است. که در ذیل به چند نمونه آن اشاره می کنیم:

1. «أَلَمْ‏تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ المَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ؛[بقره/243] آیا ندیدید کسانی را که از ترس مرگ از دیار خود بیرون رفتند که هزاران تن بودند، خداوند فرمود: بمیرید، همه مردند سپس آنان را زنده کرد.»
آیه اشاره به زنده شدن هفتاد هزار خانوار دارد که بر اثر طاعون از دنیا رفته بودند.[1]

2. «فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ یُحْیِی اللَّهُ المَوْتی وَیُرِیکُمْآیاتهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛[بقره/73] پس دستور دادیم که پاره ‏ای از اعضای آن گاو را بر بدن کشته بزنید تا ببینید که خداوند این گونه مردگان را زنده خواهد نمود وقدرت کامل خویش را آشکار خواهد ساخت، شاید شما به خرد درآیید.»
آیه مربوط به کشته بنی‏اسرائیل است که به قدرت خداوند زنده شد.[2]

3. «وَإِذْ قُلْتُمْ یا مُوسی لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّی نَرَی اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ * ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ؛ [بقره/55 و 56] وبه یاد آرید وقتی را که گفتید: ای موسی! ما به تو ایمان نمی ‏آوریم مگر آنکه خدا را آشکارا ببینیم، پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد وآن را به چشم خود مشاهده کردید. سپس شما را بعد از مرگ برانگیختیم، باشد که خدا را شکر گزارید.»
آیه مربوط به برخی از قوم حضرت موسی (ع) است که تقاضای رؤیت خدا به چشم را کردند که این خواسته سبب نزول عذاب ومرگ آنان شد ولی خداوند بار دیگر آنها را زنده کرد.[3]

4. «أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلی قَرْیَةٍ وَهِیَ خاوِیَةٌ عَلی عُرُوشِها قالَ أَنّی یُحْیِی هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ؛[بقره/259] یا به مانند آن کسی که به دهکده ‏ای گذر کرد که خراب وویران شده بود، گفت: به حیرتم که خداوند چگونه این مردگان را دوباره زنده خواهد کرد، پس خداوند او را صد سال میراند وسپس زنده‏ اش کرد.»
آیه مربوط به یکی از انبیای الهی است که پس از صد سال دوباره زنده شد.[4]

5. «وَأُحْیِی المَوْتی بِإِذْنِ اللَّهِ؛[آل عمران/49] من مرده را به اذن خدا زنده می‏کنم.»(به نقل از حضرت عیسی(ع))
طبری می‏گوید: «حضرت عیسی (ع) مردگان را با دعایش زنده می‏کرد».[5]

پس اصل مساله بازگشتن بعضی از مردگان به دنیا مساله ای قطعی است که آیات متعدد آن را نشان می دهد. اما رجعتی که شیعه به آن معتقد است نیز با دقت در آیات قرآن فهمیده می شود:
1- «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ؛[نمل/83] (به خاطر آور) روزى را که ما از هر امّتى، گروهى را از کسانى که آیات ما را تکذیب مى‏کردند محشور مى‏کنیم و آنها را نگه مى‏داریم تا به یکدیگر ملحق شوند.»
در این آیه حشر به گروهی از مردم نسبت داده شده است در حالی که روز قیامت همه مردم حشر می شوند.

«وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً؛[کهف/47] احدى از ایشان را فروگذار نخواهیم کرد»
پس این واقعه غیر از قیامت است.

به امام صادق، علیه السلام، عرضه داشت : که اهل سنت گمان کرده اند که آیه روزى که از هرامتى گروهى را محشور مى کنیم مربوط به قیامت است حضرت در پاسخ فرمود: آیا چنین است که خداوند روز قیامت از هر امتى تنها گروهى را محشور کرده و بقیه را رها مى سازد؟ خیر، اینگونه نیست ولکن آیه در مورد رجعت است. اما آیا قیامت آن است که مى فرماید: همه را محشور ساخته و ازاحدى چشم پوشى نمى کنیم.[6]

2- «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهادُ؛[غافر/51] ما به یقین پیامبران خود و کسانى را که ایمان آورده ‏اند، در زندگى دنیا و (در آخرت) روزى که گواهان به پا مى ‏خیزند یارى مى ‏دهیم.»

آیه فوق خاطر نشان مى سازد که وعده الهى بر آ ن تعلق گرفته است که همه انبیا و مومنان را در همین دنیا یارى خواهد کرد. چنانکه از ظاهر آیه برداشت مى شود این نصرت انبیا و مومنان به صورت گروهی و دسته جمعى صورت خواهد پذیرفت از آنجا که چنین نصرتى در گذشته اتفاق نیفتاده پس در آینده به وقوع خواهد پیوست ، چرا که الهى تخلف ناپذیر است. از طرفى چون همه پیامبران (به جز حضرت عیسى و خضر، علیه السلام ،) و مومنان بسیارى از دنیا رفته اند و در این دنیا یارى نشده اند به مقتضاى آیه فوق بایستى آنها زنده شوند تا در همین دنیا یارى شوند بخصوص که لفظ نصرت در مواردى بکار مى رود که دو گروه مشغول مخامصه باشند وبعد شخصى یا گروهى یکى از طرفهاى مخامصه را کمک بکند تا بزر طرف مقابل چیره شود و طبیعى است که چنین معانى بارجعت سازگارى دارد.

[1]. درالمنثور، ج 1، ص 311 ؛ جامع البیان، ج 2، ص 797.
[2]. در المنثور، ج 1، ص 79 ؛ جامع البیان، ج 1، ص 509.
[3]. درّ المنثور، ج 1، ص 70 ؛ کشاف، ج 1، ص 27.
[4]. کشاف، ج 1، ص 295 ؛ درالمنثور، ج 1، ص 331 ؛ جامع البیان، ج 3، ص 40.
[5]. جامع البیان، ج 3، ص 375.
[6]. بحار الأنوار ج‏53 ص 53.

عقیده ی علماء نام آور شیعه و بزرگان تشیع در رابطه با مساله رجعت به شرح ذیل است دوست عزیز :

مرحوم علامه مجلسی در کتاب گرانسنگ بحار الانوار می فرماید: عقیده به رجعت، در تمام دوران ها مورد اتفاق مذهب شیعه بوده و این سخن چندان آشکار است که کسی نمی تواند به انکار آن برخیزد.(3)
شیخ مفید و سید مرتضی نیز اعتقاد به رجعت را نزد شیعه اجماعی شمرده‌اند.(4)
مرحوم شیخ حر عاملی می فرماید: فراوانی شمار نویسندگانی از شیعه که روایات مربوط به رجعت را در کتاب های خویش گرد آورده اند- که تعداد آن از هفتاد کتاب بیشتر است - دلیل بر قطعی بودن اعتقاد به رجعت از دیدگاه شیعه است.(5)
شیخ صدوق نیز اعتقاد به رجعت را از ویژگی های پیروان تشیع دانسته است.(6)
دانشمندان شیعه برای اثبات رجعت به دلایل قرآنی، روایی و اجماع تمسک جسته اند که ما تنها به نقل نمونه هایی از این استدلال ها بسنده می کنیم: گواه روشن تحقق رجعت، پیش از هر چیز قرآن کریم است که در آیه 84 سوره نمل می فرماید:(و یوم نحشر من کل امة افواجاً ممن یکذب بآیاتنا فهم یوزعون)؛ روزی که از هر ملتی، گروهی از آنان را که آیات ما را تکذیب می کردند، زنده می گردانیم. در این آیه شریفه که برای اثبات رجعت مورد استناد ائمه(ع) (7) و دانشمندان شیعه قرار گرفته است، سخن از روزی است که تنها گروهی (و نه همه مردم) برانگیخته می شوند، در حالی که در قیامت بنا به تصریح قرآن کریم همه انسان ها برانگیخته می گردند، آنجا که می فرماید:(و یوم ینفخ فی الصور ففرغ من فی السموات و من فی الارض الا من شاء الله و کل اتوه آخرین)؛ روزی که در صور دمیده شود، همه کسانی که در آسمان ها و زمین هستند، مگر آن کس که خدا را خواهد، به شدت می ترساند و همگان با ذلت نزد او حاضر می گردند.(8)
از مقایسه این دو آیه شریفه چنین به دست می آید که آیه نخست مربوط به روزی غیر از قیامت است و آن همان روزی است که در روایات اهل بیت به نام «رجعت» معروف گردیده است.
اما دلیل اصلی اثبات رجعت روایات بی شماری است که بر وقوع آن صحه می گذارد. مرحوم علامه مجلسی نام بیش از پنجاه تن از عالمان و محدثان شیعه را ذکر می کند که روایات رجعت را در کتاب های خویش آورده اند که اسامی برخی از آنها بدین قرار است: سلیم بن قیس هلالی، حسن بن صفار، علی بن ابراهیم قمی، ثقة الاسلام کلینی، عیاشی، کشی، شیخ صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی، ابوالفتح کراجکی، نجاشی، شیخ طوسی، ابن طاووس و ... .
مرحوم علامه مجلسی در باره روایات رجعت می فرماید: کسی که به حقانیت ائمه اطهار(ع) ایمان دارد چگونه می تواند درباره مسأله متواتری که از آنان نقل شده و نزدیک به دویست روایت صریح در این زمینه رسیده و بیش از چهل تن از ثقات و عالمان شیعه آنها را در کتاب های خود آورده اند، تردید کند؟
به راستی اگر مسأله‌ای مثل رجعت را نتوان از امور متواتر دانست، پس در کدامین موضوع می توان ادعای تواتر نمود؟(9)12 و 13 و 14 و 19 و 20 و 23 و
شیخ حر عاملی نیز روایات رجعت را فزون از شمار دانسته و در باره آن قائل به تواتر معنوی شده است.(1) ما در این مقام تنها به نقل دو روایت از روایات بی شمار رجعت می پرازیم:
1. از امام صادق(ع) درباره آیه: (ربنا امتنا اثنتین و احییتنا اثنتین) پرسش شد، حضرت در پاسخ فرمود: ذلک فی الرجعة؛ این آیه در مورد رجعت است.(11)
2. همچنین آن حضرت فرمود: لیس منا من لم یؤمن بکرمنا، هر کس به رجعت ما ایمان نداشته باشد، از ما نیست.(12)
افزون بر قرآن و روایات، شمار فراوانی ازعالمان شیعه، عقیده به رجعت را در نزد امامیه اجماعی دانسته اند.(13)
ج) مباحث مربوط به کیفیات رجعت امرى مسلم و ضرورى نیست لکن برخى مطالب از روایات رجعت استفاده مى‏شود مثل این که کسانى که در زمان حضرت مهدى رجعت مى‏کنند دو دسته‏اند یک دسته مؤمنان بسیار خالص به تعبیر روایات ممحّض در ایمانند، (بحارالانوار، ج 53، ص 39، حدیث 1) و یک دسته بدکاران بسیار بد به تعبیر روایات ممحّض در شرک، (همان مصدر). مؤمنان خالص براى دیدن دولت کریمه اهل بیت و رسیدن به ثواب نصرت و یارى امام زمان و طاغیان بسیار شرور براى عقوبت و انتقام گرفتن از آنان. در برخى روایات، اصحاب کهف و سلمان و ابوذر و مقداد و مالک اشتر جزو یاران رجعت یافته حضرت مهدى(عج) شمرده شده است، (رجعت، علامه مجلسى، کانون پژوهش اصفهان، چاپ اول، ص 45) و در برخى روایات از رجعت پیامبران الهی به ویژه پیامبر اکرم(ص) و حضرت على(ع) و امام حسین(ع) سخن به میان آمده است، (بحارالانوار، ج 53، ص 39، باب الرجعه احادیث 2 و به نمونه های اشاره می شود:
الف: روایات
1. ابی خالد کابلی از امام سجاد علیه السلام نقل می کند که آن حضرت در تفسیر «ان الذی فرض علیک القرآن لرادک الی معاد؛ آن کسی که قرآن را بر تو فرض نمود، تو را به باز گشتگاهی بر می گرداند»(قصص، آیه 85) چنین فرمود: «یرجع الیکم نبیکم و امیر المومنین و الائمه؛ پیامبر و امیر المومنین و همه امامان (ع) به سوی شما باز می گردند».(محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 53، ص 56) در روایت دیگر می خوانیم که معنای «لا ویرکم امامه؛ یعنی این که امیر المومنین و امامان در دوران رجعت نشان داده می شوند». (همان، ص 56، روایت 37)
در روایات دیگری امام صادق علیه السلام فرمود: «اول من یکر فی رجعته الحسین بن علی یمکث فی الارض ... حتی یسقط حاجباه علی عینیه؛ اولین شخصی که به دنیا رجعت خواهد کرد، امام حسین علیه السلام است ایشان آنقدر در زمین زندگی خواهد نمود تا آنکه از فرط پیری دو ابروی او بر چشمانش بیفتد». (همان، ص 63-64، روایت 54) و امام صادق عله السلام فرمود: «خداوند هیچ پیامبری را از آدم تا سایر انبیاء مبعوث نکرد جز آن که به دنیا باز گشته و رسول خدا (ص) و امیر المومنین را یاری خواهند کرد». (همان، ج 53، ص 62)
ب: زیارت:
1.در زیارت جامعه می خوانیم «... من به هم آنچه شما به آن مومن هستید ایمان دارم ... به شما معترف و به بازگشت شما معتقد هستم و رجعت شما را تصدیق می نمایم به انتظار فرمان و دولت شما به سر می برم ».
2. در زیارت وارث می خوانیم «و اشهد الله ... و بایابکم موقن؛ خدا و ملائکه و انبیاء و رسولان را گواه می گیرم که به شما مومن هستم و به بازگشت شما یقین دارم».
3. در زیارتنامه دیگری می خوانیم «من از جمله کسانی هستم که قائل به فضل شما و اقرار کننده به رجعت شما هستم و (در این مورد) منکر قدرت خدا نبود و جز آنکه می خواهد اعتقادی نداریم». ( همان، ج 100، ص 189)
4. در زیارت اربعین می خوانیم «گواهی ده که من نسبت به شما مومنم و به باز گشتگان یقین دارم به واسطه دستورهای دینم و پایان کارهایم، و دل در برابر دل شما تسلیم است». (همان، ج 101، ص 200)
5. در زیارت عسکریین می خوانیم «در حالی که به بازگشت شما اعتقاد دارم و دولت شما را تصدیق می کنم و چشم به راه امر شمایم و به مقام و منزلت شما اعتراف می کنیم». (همان، ج 22، ص 202){

دیدگاه اهل سنت را هم بدانید بد نیست دوست من :

امّا از دیدگاه روایات اهل سنت که می‌گویند از این قضایا در روایات ما وجود ندارد و حال آنکه برای بالا بردن برخی بزرگانشان یا برخی از صحابه چیزهائی نقل کرده‌اند ؛ از جمله اینکه اینها بعد از مُردنشان آمده‌اند و سخن گفته‌اند یا پیغمبر را زیارت کرده‌اند یا اینکه هر روز به زیارت خدا می‌روند و حدا به زیارت آنها می‌آید و نمونه‌هائی از این قبیل مثلاً یکی از این نمونه‌ها درباره ربعی بن خِراج است در الخصائص الکبری ، ج2 ، ص253 و البدایه و النهایه ، ج6 ، ص175 که می‌گوید : وقتی برادر من از دنیا رفت ، ما در حال غسل دادن او بودیم که ناگهان برگشت و این پارچه‌ای را که ما روی او قرار داده بودیم کنار زد و شروع کرد به ما سلام دادن و گفت : من بعد از آنکه مُردم خداوند به من چنان محبت کرد ثُمَّ کَسانِی ثِیاباً مِنْ سُندُسٍ اخضر ... راوی می‌گوی : من وقتی این جریان را برای أم المؤمنین عایشه نقل کردم گفت : راست می‌گوید چون من خود از پیغمبر شنیدم که مِنْ أمّتی مَن یَتَکَلَّمُ بعد الموتِ یعنی برخی از افراد امت من بعد از مرگ با دیگران سخن می‌گویند .

یا در رابطه با آقای رُفائی روضة الناظر ، ص54 نقل می‌کند که بعد از انکه از دنیا رفته بود و سالها از مرگ او گذشته بود ، از قبر خود بلند شد و به زیارت پیغمبر در مسجد النبی رفت و در آنجا با آن حضرا نیز تکلم می‌کرد و همه مردم این صحنه را می‌دیدند ؛ حالا اگر یکی از علماء اهل سنت زنده شود و به زیارت پیغمبر برود این هیچ اشکالی ندارد و رجعت نیست ولی اگر شیعه بگوید که آقا امیرالمؤمنین ، آقا سید الشهداء یا برخی از ائمه در رجعت برمی‌گردند این گناه نابخشودنی است و باید علیه شیعه به خاطر این عقیده فتوا صادر شود .

یا در تاریخ کبیر بخاری ، ج3 ، ص383 در مورد زید بن خارجه آمده که او در جنگ بدر از دنیا رفته بود اما در زمان خلافت عثمان زنده شد و با مردم هم حرف زد و دوباره برگشت و به عالَم قبر رفت .

و ده‌ها نمونه از این قبیل را دارند که افراد بعد از مردن دوباره زنده شدند و مدتی به حیاتشان ادامه دادند و بعد باز هم مُردند . آقای ابن‌ابی الدنیا کتاب مستقلی دارد در این زمینه به نام « مَن عاشَ بعد الموتِ » که کتابی است خواندنی و مطالب جالبی دارد که هم خستگی خطیب را از بین می‌بَرد و هم خستگی شنوندگان را . ایشان بیش از 50 مورد از بزرگان اهل سنت را نام می‌بَرَد که این آقایان مدتها بعد از مرگ و پوسیدن به قدرت الهی زنده شده‌اند و مدتی را در این دنیا زندگی کرده‌اند و دوباره برای مرتبه دوم مُرده‌اند . حالا آقایان وهابی‌ها چه جوابی برای این موارد دارند ما نمی‌دانیم .

به این روایت هم نگاهی بندازی بد نیست برادر :


- تکرار سنتهای پیشینیان:رسول‌خدا(ص) کلامی به این مضمون فرمودند: به آن خدایی که جانم به دست اوست، شما مسلمانان با هر سنتی که در ‏امت­های گذشته جریان داشته رو به روخواهید شد و آن چه در آن امت­ها جریان یافته مو به مو ‏در این امت جریان خواهد یافت به طوری که نه شما از آن سنت­ها منحرف می­شوید و نه ‏آن سنت­هاکه در بنی­اسرائیل بود شما را نادیده می­گیرد. [۳۰]این روایت دلالت می­کند که آنچه درامت­های گذشته رخ داده در این امت نیز رخ خواهد
داد و یکی ‏از آن وقایع مساله رجعت و زنده شدن مردگانی است که اتفاق افتاده و باید در این امت نیز اتفاق بیفتد.
۲.رجعت امام برای تجهیز و غسل امام: رجعت امام‌حسین(ع) در روزگار ظهور، مبتنی بریکی دیگر از اصول مسلم و قطعی نزد شیعه است به این بیان که امام را امام ‌غسل می­دهد و بر او نماز می­خواند. بنابراین باید یکی از امامان رجعت نموده مراسم تغسیل و نماز و خاکسپاری ‌امام‌عصر (عج) رابر عهده بگیرد که طبق روایات رسیده امام‌حسین(ع) این مهم را انجام ‏می­دهند. در تفسیر عیاشی ذیل آیه شریفه ثم رددنا لکم الکره علیه، ازامام‌صادق(ع) نقل ‏شده­است که: مقصود از زنده شدن دوباره امام‌حسین(ع) و هفتاد نفر از اصحابش در عصر‌امام‌زمان(ع) است، در حالی که کلاه­خودهای طلایی بر سر دارند و به مردم رجعت و ‏زنده شدن دوباره حضرت حسین(ع) را اطلاع می­دهند تا مومنان به شک وشبهه نیفتند ‏و این در حالی است که حضرت مهدی(ع) در میان مردم است.‏ هنگامی که همه مومنان،امام‌حسین(ع) را شناختند و تأیید کردند که اوحسین(ع) ‏است، رحلت حضرت مهدی(ع) فرا خواهد رسید.آنگاه امام‌حسین(ع) وی را غسل و کفن و حنوط می­کند. [۳۱]۳.
باقی بودن حجج الهی تا قیامت:از اعتقادات شیعه این است که حجت خداوند در زمین
باقی می­ماند تا قیامت شود و از سوئی می­دانیم که امام‌زمان(عج) وفات می­کنند. در نتیجه ائمه‌اطهار(ع) به دنیا باز خواهند گشت و تا قیامت حکومت می­کنند تا سلسله حجج الهی قطع نشود. [۳۲]

3۰. صدوق، محمد بن علی بن الحسین؛ پیشین ،انتشارات جهان، ۱۳۷۸ هـ ق، ج ۲ ،ص ۲۰۰عیاشى، محمد بن مسعود ؛ پیشین، تهران، چاپخانهعلمیه، ۱۳۸۰ هـ ق، ج ۱، ص ۳۰۳ و قمى، على بن ابراهیم بن هاشم؛ پیشین، قم ، مؤسسه دارالکتاب،۱۴۰۴ هـ ق، ج ۲،ص ۴۱۳۳۱. عیاشى، محمد بن مسعود؛ پیشین، تهران،چاپخانه علمیه، ۱۳۸۰ هـ ق،ج۱، ص۲۸۱۳۲. کلینى، محمد بن یعقوب؛ پیشین، تهران ، دارالکتب الإسلامیة ، ۱۳۶۵ هـ ش، ج۱ ص ۱۷۸و۱۷۹
و روایتی دیگر از زبان مبارک حضرت رسول : پیامبر اعظم (ص) فرمودند: زمانى که قائم آل محمد (عج) خروج نماید و سلطنت بدست او برسد، در آن زمان نبى اکرم (ص) و امیر المؤمنین خروج خواهند نمود در حالى که امیر المؤمنین صاحب عصا و میسم [2] است. که نقش آن بسم اللَّه است و با آن بر پیشانى افراد نقش مى‏زند که این فرد مؤمن است و نیز نقش میسم بسم الکافر است که با آن بر پیشانى کافران نقش مى‏زند تا افراد کافر از مؤمن باز شناخته شوند، در آن زمان همه ائمه علیهم السلام رجعت خواهند نمود   تا امیر المؤمنین (ع) و مهدى صلوات اللَّه علیه را یارى کنند، خصوصا انبیائى که در راه خدا آزار فراوان دیده‏اند، نظیر زکریّا و یحیى و حزقیل و سایر انبیائى که بدست کافران کشته یا مجروح گشته‏اند و همانا اخبار فراوان مستفیضى در باره رجوع ایشان به دنیا و انتقام کشیدن از قاتلین آنها و انتقام از خون حسین (ع) وجود دارد. [3]

2. امام صادق(ع) فرمودند: نخستین امامى که رجعت مى کند، امام حسین (ع) است و ایشان مدت طولانى حکومت مى کند، به گونه اى که از کثرت سن ابروهایش روى دیدگانش مى ریزند. [4]

3. طبق روایات وارده پس از ظهور حضرت حجت (عج) حضرت عیسی (ع) به اذن خداوند به زمین نزول خواهد کرد و در حضور همگان بعنوان یکی از یاران حضرت قائم (عج) پشت سر او به نماز خواهد ایستاد. چنانکه در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است: "سوگند به آن کسی که مرا مژده آور راستین قرار داد، اگر از عمر جهان، جز یک روز نمانده باشد، خداوند همان یک روز را آن قدر طولانی می کند، تا فرزندم مهدی خروج کند. پس از خروج او، عیسای روح الله فرود می آید و در پشت سر وی نماز می گزارد، آن گاه زمین با فروغ پروردگار خویش روشن می شود و حکومت مهدی به شرق و غرب گیتی می رسد.


شرمنده طولانی شد ، مجال واسه تایپ مطلب نبود بخاطر همین به منابع رجوع کرده و از آنها استفاده کردم ، در خدمتم عبدالله جان اگه سوالی داری. . . . .!!! یاعلی




پاسخ:
09152974972 حتما تماس بگیر برادر جان حمید شیرانی
اقا سید بزرگوار از ارایه مطالبتون متشکرم.
سلام دوستان یک سوال دیگه بپرسم از خدمتتون و اون اینکه طبق عقاید شیعیان اصول دین پنج تاست. حال سوالم این است آیا عدم اعتقاد به یکی از اصول دین انسان را اسلام خارج می کند یا نه؟
پاسخ:
اصول یعنی اصل و اساس یعنی پایه های یه بنا حال اگر کسی در یک ستون که عهده داره  قسمت قابل توجهی از استحکام بناست  عیبی باشه اون  شی سست  و لغزنده است و مهندس ناظر ان را تایید نمیکنه؟ در حالی که ارشیتکت میدونه میشه بعنوان خونه ازش استفاده کرد اما تا کی ضمانتی در استقامت نخواهد داد واز استاندارد خارج هست و نداشت استاندارد یعنی کاهش مرغوبیت و افزایش بی کیفیتی که بازاربرای هیچ کس نخواهد داشت 
حمید جان طبق عقاید تمام مسلمانان از  تمام مذاهب، عدم اعتقاد به یکی از اصول دین باعث خارج شدن از اسلام می شود و با توجه به اعتقاد شیعیان به امامت به عنوان اصول دین ، چنین به نظر می رسد که باید با این تعریف بقیه مذاهب که اعتقادی به امامت ندارند از  دین ااسلام خارجند و اگر این طور نیست پس امامت جز اصول دین نیست. در بعضی نوشته ها گاهی می بینم امامت جز اصول دین تعریف می شود و در بعضی نوشته های شیعیان تحت عنوان اصول مذهب بیان می  کنند سوالم اینجاست این سر در گمی در تعریف از کجا سرچشمه می گیرد؟
پاسخ:
برادر مهم این نیست شیعه قبول امامت رو از اصول صاحب اسلام بدونه باید دید قران چی میگه وقتی ما در دین مان اساس و اصولی رو قبول نداشته باشیم  یعنی اون دین رو قبول نداریم لازمه به ورود یک گروه کوچک پذیرفتن ضوابط ان هست و اگر عضوی عمل نکند و نتواند بپذیرد قطعا دیگر اعضا او را بعنوان هم گروه قبول ندارند و ما شیعیان اینها را مسلمان میدانیم ولی لازمه شیعه بودنی که ما بعنوان اسلام ناب میدانیم این ۵ اصول است و قبول نداشتن این اصول برابر است با همین وهابیت فرق دیگه ای که غیر از شیعه میبینیم 
اسلام خدمت شما
آقای عبدالله برادر گرامی بعد از سوالاتی که شما بیان کردید کاش این امکان وجود داشته باشه که من هم یک سوال از شما بپرسم چون مدتی است این سوال در ذهن من ایجاد شده و در فیسبوک هم با دوستان اهل سنت در میان گذاشتم ولی کسی جوابگو نبود ! حتی در صفحه ی شبکه کلمه که خیلی ادعای روشنفکری و عالم بودن دارن ! کامنت گذاشتم ولی بلافاصله کامنت من حذف شد !!!! و خودمم بلاک شدم . خوشحال میشم اگر نظر خودتان را در این باره اعلام بفرمایید.
بر اساس سنت دیرینه فقه اهل سنت و با استناد به روایت "الحَقُ لِمَن غَلَبَ"، اطاعت از حکام اعم از عادل و ظالم، اطاعت مشروع و مورد درخواست اسلام است ! شافعی که از شاگردان امام جعفر صادق(ع) بوده اعتقاد داشت که قیام در برابر خلیفه وقت جایز نیست و قتل شورش کننده واجب است. محمد غزالی هم در احیاء العلوم تأکید کرده که «الحق لمن غلب و الحکم لمن غلب، نحن مع من غلب» یعنی "حق با کسی است که غلبه کند و حکومت هم از آن اوست و ما هم با حاکم غالب هستیم ، با وجود چنین مسئله ای در فقه شما چگونه می توانیم اعتراض هایی که برعلیه دولت سوریه و عراق و سایر کشورهای عربی می شود را توجیه کنیم ؟؟؟ حتی انقلاب مردم مصر و لیبی و تونس و غیره هم براین اساس قابل درک نیست ! این مسئله ای که در فقه شما اومده بالاخره درسته یا درست نیست ؟؟؟ اگه درسته هیچ اهل سنتی در هیچ نقطه ی دنیا حق اعتراض به حکومت را ندارد اگر درست نیست که بازهم میشه یک تناقض بزرگ در دین
با سلام خدمت زهرا خانم. طبق فرمایش قران اطیعوالله واطیعوالرسول والوالامر منکم. همردیف اطاعت از خدا و اطاعت از رسول اطاعت از صاحبان امر قرار گرفته بدیهی است صاحبان امر نیز باید از لحاظ ایمانی رفتاری کرداری باید همردیف پیامبر یا به عبارتی تخلق به فرمایشات حضرت حق باشند در غیر این صورت اطاعت از آنها لازم نیست. جبریون برای اینکه کارهای خودشون را توجیه کنند مجبور شدند همچنین بینشهایی داشته باشند.زهرا خانم حقیقت این است که تا 35 سال پیش اکثر علما و مراجع شما اطاعت از شاهی که حجاب را منع کرده بود کاپیتولاسیون آورده بود را واجب می شمردند بعد امام خمینی بینش عملی شیعیان فرق کرده. اگر شما برین تحقیق کنیین می بینین علمایتان چطور شاهانتان را مدح ثنا می کردند در حالی که همه شان عیاش شرابخوار و ظالم بودند. اهل سنت هم بعد از چهار خلیفه اول تا حال سلاطین ظالمی داشته اند و علمای اهل سنت نیز مجبور بودند یا به هر دلیل به سمت کنار آمدن و توجیه سلاطین بر آمدن بطوریکه کارهای شیطانی مثل شخص یزید را نیز توجیه کرده اند حال شما انتظار دارید بیان یک دفعه به اصل اسلام برگردند. یک انقلاب می خواد و یک پالایش عظیم وبالاتر از اون یک رهبرفقیه محاهد عالم عادل اندیشمند به حقیقت اسلام رسیده باشد.
برادر گرامی متاسفانه تفسیر شما از کلمه ی اولی الامر اشتباه است شما میفرمایید اولی الامر امراء و سلاطین و خلفا و غیره هستن !!! جایی که خداوند ظالمین را در قرآن لعنت نموده چگونه در این آیه شریفه امر می کند که اولی الامر «فاسق، فاجر، ظالم بلکه کافر» را اطاعت کنند؟!!!
بدیهی است که نسبت دو قول متضاد به ذات اقدس پروردگار درست نیست ، و مثلا فخر رازی که از اکابر علماء عامه است در تفسیر خودش ذیل این آیه شریفه صریحاً می گوید، قطعاً بایستی «اولی الامر» معصوم از گناه باشد و الا خداوند اطاعت او را در ردیف اطاعت خود و پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم قرار نمی داد . با وجود اینکه ممالک اسلامی متعدد است و هر کدام هم امیر و پادشاهی دارد و بعضاً هم دیده شده که هر کدام با هم اختلاف دارند و با هم جنگیدن اگر بنا باشد که سران این ممالک هر کدام اولی الامر باشند و مردم هم مجبور به اطاعت از آنها باشند در صورت کشته شدن مسلمانان در جنگ با یکدیگر، آیا همه مثاب و ماجور خواهند بود؟!
پس با همین مختصر دلائل بطلان این عقیده ثابت شد، که ممکن نیست اولی الامر منصوب بالاجماع یا منصوب بالقدره باشد.اولی الامر باید منصوص و منصوب از طرف خدا باشدیعنی عقیده ی شیعه درست و مورد قبول است و باعرض معذرت عقیده ی اهل سنت را در این مورد خلاف عقل و قرآن میدانم .
اکثر علما و مراجع ما از شاه اطاعت می کردن !!! اسامی این اکثریت را لطفا بفرمایید تا من بیشتر آشنا بشم ، چون تا آنجایی که من میدانم و اطلاع دارم به جز عده ی معدودی از آخوندهای درباری هیچ کدام از مراجع و علما با شاه و رژیم پهلوی میانه ی خوبی نداشتن ، خود حضرت امام هم از جوانی پا در راه مبارزه گذاشته بودن نه اینکه در پیری تازه یادشان بیفتد شاهی هم هست ! در حقیقت جرقه ی مبارزات برعلیه رژیم شاه را روحانی ها و علما در میان مردم زدن و مردم را هدایت کردن وگرنه ملت به این زودی ها از خواب بیدار نمیشد . الگوی علما و روحانیون شیعه هم قیام اباعبدالله الحسین بوده و هست پس این مسئله در دین ما ریشه دارد ولی در میان اهل سنت چنین الگویی نداریم .
کدوم یکی از علمای ما شاهان را مدح و ثنا می کردن ؟ میشه نام ببرید .
آیا مدح و ثنای ظالم در فقه ما آمده ؟؟؟؟؟؟؟
این جواب سوال من نبود برادر بزرگوار ، چون در فقه شما در برابر هر کسی که سلطنت و حکومت می کند قیام حرام است. این تفاوت بزرگی است ما بین فقه شیعه و فقه اهل سنت. دلیل این موضوعم روایاتی مجعول است که یک سری درست کردند برای حفظ موقعیت خودشان که در برابر بنی امیه و بنی عباس قیامی صورت نگیرد بنی امیه و بنی عباس هم مفتیانی ساخته بودند که به نفعشان فتوا می دادند. روایات فراوانی وجود دارد که قیام در برابر سلاطین هر کسی که باشد حرام است. علامه امینی (رحمة الله علیه) در جلد هفتم الغدیر آن روایات را ذکر کردن .
علمای ما اگر درباری بودن و ثناگو که سر شیخ فضل الله نوری بالای دار نمی رفت !
لطفا در بیان جملات دقت بفرمایید .
سلام ، اشارتی به دلائل عقلی میکنم که عقیده ی ماست:

دلایل عقلی لزوم وجود امامت

امامت

امامت در مکتب تشیع یکی از اصول دین است و وظایف امام در این مکتب،امتداد وظایف پیغمبر اکرم(ص)است.یعنی فلسفه ی بعثت پیامبران با فلسفه ی نصب و تعیین امام از طرف خداوند یکی است.

علم وسیع و گسترده،عصمت و مصونیت از گناه و خطا،از شرایط اصلی و اساسی امام است و شناسایی چنین فردی جز از راه وحی ممکن نیست.از این جهت شیعه معتقد است که مقام امامت یک منصب الهی است و امام باید از جانب خداوند منصوب و معین گردد.

بحث درباره ی خلافت و امامت یک بحث تاریخی نیست.بلکه بحث در ماهیت حکومت اسلامی و شیوه ی فرمانروایی پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)تا پایان جهان است و با سرنوشت ما ارتباط کامل دارد.همچنین باید دید که مردم بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص)در مسائل فکری و عقیدتی و غیر آنها به چه کسی رجوع کنند.

هدف ما در این بحث این است که با استناد به مشاهدات عقلی و استدلالات،آیات قرآن و سنت  امامت  را پیگیری کنیم و چون معتقدیم که تبلور اسالم راستین در مذهب شیعه است و این شیعه است که میتواند اسالم را در تمام ابعادش به جهان معرفی کند،باید حقانیتش را با دلیل و منطق بیاموزیم

دلائل لزوم امامت،امامت عامّه

1)دلیل لطف:

به عقیده ی شیعه لطف و محبت گسترده ی خداوند و حکمت بی انتهای او ایجاب میکند که پس از پیغمبر اکرم نیز مردم بی رهبر نباشند.یعنی همان دلائلی که برای لزوم بعثت بیان شده است،ایجاب میکند که پس از پیامبر نیز امامانی باشند که بنوانند جامعه را همانند خود آن حضرت به سوی سعادت دنیو و اخروی رهبری کنند و ممکن نیست که خداوندی چنین مهربان جامعه ی انسانی را پس از پیامبر بی سرپرست و رهبر بگذارد و یا سرنوشت و آینده ی ا« را به دست مردمی بگذارد که واقف به صلاح خود نیز نیستند.

2)هدف آفرینش:

در قران آیات زیادی از این قبیل هست:

هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا

یعنی او آنچه در زمین است همه را برای شما آفریده.

سخر لکم اللیل و النهار و الشمس و القمر

یعنی خداوند مسخر نمود شب و روز  و خورشید و ماه را برای شما.

بنابر این همه ی موجودات برای انسان آفریده شده اند و انسان برای معرفت و عبادت و حرکت الی الله در این حرکت احتیاج به راهنما و رهبر  ضرورت دارد و امام پس از پیامبر راهنما و رهبر این حرکت است.

3)پیامبر دلسوز و مهربان و مساله ی امامت:

خداوند در قرآن میفرماید:

قد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رووف رحیم

یعنی:پیامبری برایتان آمده است که از خودتان میباشد،گرفتاری و سختی شما برای او ناگوار و سخت است،به همه ی شما علاقه مند بوده و به مومنان دلسوز و مهربان است.

پیامبر اکرم(ص)همین که  می خواست چند روز برای جنگ یا حج از مدینه  خارج شود،برای اداره ی مردم کسی را به جای خود میگماشت،برای شهرها فرماندار میفرستادند،بنابر این هرگز نمیتوان باور نمود پیامبری که به تصریح قرآن نسبت به امت خود اینگونه دلسوز و مهربان است(که در زمان حیاتش برای مدت کوتاهی مردم را بدون سرپرست نمیگذاشت)مردم را رها کرده و نسبت به امامت و جانشینی بعد از خود بی تفاوت بوده و آنها را سرگردان و بلاتکلیف گذاشته باشد.

نتیجه:

عقل و فطرت سالم میگوید:پیامبری که از جزئی ترین مسائل مادی و معنوی مردم غفلت نداشته و همه چیز را بیان کرده است از مهمترین مساله یعنی رهبری و جانشینی بعد از خود غافل نبوده و آن را با صراحت هرچه تمام تر بیان فرموده است.

توضیح اجمالی در رابطه با اثبات لزوم وجود امام :


"امامت"، از دیدگاه متکلّمان شیعی، مانند نبوت،‌ از اصول دین بوده و مقامی الهی است. امام، تمام وظایفی را که پیامبر (ص) بر عهده داشت، ‌به جز سمت نبوت، ‌بر عهده می‌گیرد.

انتصاب از جانب خدا،‌ عصمت و افضلیت، سه شرط اساسی امام است. براساس این دیدگاه،‌ ادلّه عقلی و نقلی زیادی برای اثبات امامت و وجوب اطاعت و پیروی از آنها وجود دارد.

در قرآن آیاتی وجود دارد که هم در بیان اثبات امامت است و هم وجوب اطاعت امام از آنها استفاده می شود. آیات 142 سوره بقره، 67 سوره مائده با عنوان آیه تبلیغ، 55 مائده با عنوان آیه ولایت و... از جمله آیاتی هستند که شأن نزول آنها راجع به مسئله امامت است.

غیر از این موارد، آیات دیگری نظیر: آیه صادقین: "یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین"، آیه مودت: "قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی"، نیز مستقیماً به ولایت و امامت حضرت علی (ع) و دیگر ائمه پرداخته است که در روایات پیامبر اکرم (ص) که در کتاب های اهل سنت و شیعه نقل شده، آمده است.

به پاسخ تفصیلی میپردازیم دوست عزیز :



امامت در لغت به معنای پیشوایی،‌ مقتدایی و رهبری است و امام به معنای چیزی است که از ‌آن پیروی شود؛ چه انسان باشد یا غیر آن و چه حق باشد یا باطل؛ یعنی مطلق پیشوا، مقتدا و رهبر. امامت، در اصطلاح عبارت است از: رهبری عمومی و همه جانبه الاهی در تمام امور دینی و دنیوی برای یک انسان کامل مشخص، در هر عصر و زمانی به جانشینی پیامبر اسلا‌م (ص).

" امامت"، از دیدگاه متکلّمان شیعی، مانند نبوت،‌ از اصول دین بوده و مقامی الاهی است. امام، تمام وظایفی را که پیامبر (ص) بر عهده داشت، ‌به جز سمت نبوت، ‌بر عهده می‌گیرد .

انتصاب از جانب خدا،‌ عصمت و افضلیت، سه شرط اساسی امام است. براساس این دیدگاه،‌ ادلّه عقلی و نقلی زیادی برای اثبات امامت و وجوب اطاعت و پیروی از آنها وجود دارد .

امامت، عبارت است از: رهبری عمومی و همه جانبه الاهی در تمام امور دینی و دنیوی برای یک انسان کامل مشخص، در هر عصر و زمانی به جانشینی پیامبر اسلا‌م (ص).

امامت در قرآن:

تحت این عنوان چند مطلب باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد :

الف. معنای امامت در قرآن: امامت در قرآن به همان معنای لغوی آن یعنی پیشوایی، مقتدایی و رهبری است و امام به معنای پیشوا، مقتدا و رهبر است .

ب. آیات امامت: در قرآن دوازده آیه وجود دارد که در آنها کلمه «امام» و «ائمه» به‌کار رفته و صحبت از «امامت» شده است. مصادیق و موارد استعمال امام در این آیات مختلف است: امام در هشت مورد بر انسان، در دو مورد برکتاب، در یک ‌مورد بر لوح محفوظ و در یک آیه بر راه و صراط اطلا‌ق شده ‌است.

دلایل قرآنی بر ضرورت نصب امام از جانب خدا

"وَ إِذِ ابْتَلىَ إِبْرَاهِمَ رَبُّهُ بِکلَِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنىّ‏ِ جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّیَّتىِ قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِینَ"؛ [1] به خاطر آورید هنگامى که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند).

"وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرَْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ"؛ [2] و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت مى‏کردند و انجام کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و اداى زکات را به آنها وحى کردیم و تنها ما را عبادت مى‏کردند.

"وَ جَعَلْنَا مِنهُْمْ أَئمَّةً یهَْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبرَُواْ وَ کَانُواْ بَِایَاتِنَا یُوقِنُونَ"؛ [3]

و از آنان امامان (و پیشوایانى) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت مى‏کردند، چون شکیبایى نمودند، و به آیات ما یقین داشتند.

این آیات نشانگر این است که امام باید از جانب خدا منصوب شود؛ زیرا در همه این آیات جعل امامت به خدا نسبت داده شده و نیز خداوند، در آیه ابتلا،‌ امامت را عهد و پیمان الاهی شمرده ‌است. از این‌رو باید متصدی آن را خدا، که طرف عهد و پیمان است، تعیین کند نه مردم. همچنین طبق این آیات امام باید معصوم، ‌کامل‌ترین و فاضل‌ترین مردم باشد. روشن است که هیچ کس جز خدا نمی‌تواند از وجود این صفات و کمالا‌ت نفسانی آگاه شود. بنابراین، امام باید از جانب خدا نصب شود. فلسفه انتصاب امامان نور از ناحیه خدا،‌ هدایت و رهبری جامعه بشری است .

دلایل قرآنی بر نیاز انسان ها به امام

در باره ضرورت وجود امام در جامعه باید گفت: همان طوری که وجود و بعثت انبیا برای رشد و تکامل بشر لازم و ضروری است، وجود امام نیز برای حفظ دین و ادامه برنامه پیامبر ضرورت دارد. آیه: "انما انت منذر و لکل قوم هاد"؛ تو تنها بیم دهنده ای و برای هر گروهی هدایت کننده ای است. "و لکل قوم هاد"، "کونوا مع الصادقین"، "اولوا الامر" و آیه ابلاغ، از جمله آیاتی هستند که از آنها نیاز جامعه بشری به امام استفاده می شود. در ذیل به بعضی از آیات و روایاتی که در تفسیر آنها وارد شده است، اشاره می شود:

1. "انما انت منذر و لکل قوم هاد"؛ [4] تو تنها بیم دهنده ای و برای هر گروهی هدایت کننده ای است.

2. "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم"؛ [5] اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا را و صاحبان امر را. مفسران شیعه همگی اتفاق نظر دارند که منظور از «اولی الامر» در آیه مبارکه، امامان معصوم هستند.

3. آیه تبلیغ: "یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک..."؛ [6]   ای پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. این آیه طبق روایات معتبر از اهل سنت در جریان غدیر خم نازل شده است و در این روز تاریخی پیامبر (ص) با اعلام ولایت و جانشینی حضرت علی (ع) رسالت خود را تکمیل فرمود. این آیه اگرچه در شأن امام علی (ع) نازل شد، اما در واقع بیانگر ضرورت وجود امام در جامعه است.

دلایل قرآنی بر انتخاب امامان از طرف خدا

در قرآن مجید آیات فراوانی داریم که به بیان و اثبات امامت حضرت علی (ع) و دیگر ائمه طاهرین دلالت دارد. البته دلالت این آیات با توجه به احادیث بسیار زیاد (متواتر) است که از رسول گرامی اسلام در شأن نزول این آیات وارد شده است. احادیثی که مورد قبول شیعه و سنی است، [7] ما در اینجا به چند آیه اشاره می کنیم :

1. آیه تبلیغ: "ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت نازل شده است به طور کامل (به مردم) برسان، و اگر انجام ندهی، رسالت او را انجام نداده ای، و خداوند تو را از (خطرهای احتمالی) مردم نگاه می دارد، و خداوند جمعیت کافران لجوج را هدایت نمی کند". [8]

خداوند متعال پیامبرش را با شدت هر چه تمام تر، امر فرمود که رسالت خود را ابلاغ نماید و طبق روایات، پیامبر اکرم (ص) به دنبال نزول این آیه، در جایی به نام غدیر خم، حضرت علی (ع) را با عبارت مشهور «هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست.» به جانشینی خود برگزید. [9]

2. آیه ولایت: "ولی و سرپرست شما تنها خداست و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده اند و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند". [10]

بسیاری از مفسران و محدثان گفته اند که این آیه در شأن علی (ع)   نازل شده است. [11]

«سیوطی» از دانشمندان اهل سنت در تفسیر «الدر المنثور» در ذیل این آیه از «ابن عباس» نقل می کند که: «علی (ع) در حال رکوع نماز بود که سائلی تقاضای کمک کرد و آن حضرت انگشترش را به او صدقه داد، پیامبر (ص) از سائل پرسید: چه کسی این انگشتر را به تو صدقه داد؟ سائل به حضرت علی (ع) اشاره کرد و گفت: آن مرد که در حال رکوع است»، در این هنگام این آیه نازل شد. [12]

همچنین از دانشمندان اهل سنت واحدی، [13] و زمخشری، [14] این روایت را نقل کرده و تصریح کرده اند که آیه «انما ولیکم الله ...» درباره حضرت علی (ع) نازل شده است.

فخر رازی در تفسیر خود از عبدالله بن سلام نقل می کند، هنگامی که این آیه نازل شد، من به رسول خدا (ص) عرض کردم که با چشم خود دیدم که علی (ع) انگشترش را در حال رکوع به نیازمندی صدقه داد، به همین دلیل ما ولایت او را می پذیریم! وی همچنین روایت دیگری نظیر همین روایت را از ابوذر در شأن نزول این آیه نقل می کند. [15]

طبری نیز در تفسیر خود روایات متعددی در ذیل این آیه و شأن نزول آن نقل می کند که اکثر آنها می گویند: درباره حضرت علی (ع) نازل شده است. [16]

مرحوم علامه امینی (ره) در کتاب الغدیر، نزول این آیه درباره حضرت علی را با روایاتی از حدود بیست کتاب معتبر از کتاب های اهل سنت، با ذکر دقیق مدارک و منابع آن، نقل کرده است. [17]

در این آیه، ولایت حضرت علی (ع) در ردیف ولایت خدا و پیامبر (ص) قرار داده شد.

3. آیه اولی الامر: "ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا (ص) و اولی الامر از خودتان را". [18]

از سویی دانشمندان، [19] گفته اند که آیه اولی الامر درباره حضرت علی (ع) نازل شده است.

مثلا «حاکم حسکانی» حنفی نیشابوری (مفسر معروف اهل سنت) در ذیل این آیه پنج حدیث نقل کرده که در همه آنها عنوان «اولی الامر» بر علی (ع) تطبیق شده است. [20]

ابوحیان اندلسی مغربی در میان اقوالی که درباره اولی الامر نقل کرده، از مقاتل و میمون و کلبی (سه نفر از مفسران) نقل می کند که منظور از آن، ائمه اهل بیت (ع) هستند. [21]

ابوبکر بن مؤمن شیرازی، از علمای اهل سنت در رساله «اعتقاد» از ابن عباس نقل می کند که آیه فوق درباره حضرت علی (ع) نازل شده است. [22]

از سویی دیگر در این آیه شریفه با سبک و سیاق واحد و عدم تکرار لفظ (اطیعوا)، اطاعت خدا و رسول و اولی الامر واجب شده است. از این جهت اولی الامر معصوم است، و گرنه دستور به اطاعت از آنها به نحو اطلاق معنا نداشت، همان طورکه خدا و پیامبرش معصوم اند و طبق آنچه در روایات آمده، معصومین منحصر در امامان شیعه اند.

آنچه بیان شد تنها بخشی از احادیثی بود که از کتب اهل سنت و راویان مورد قبول آنان و همچنین از کتب شیعه تنها درباره سه آیه، از آیاتی که درباره ولایت و امامت حضرت علی (ع) نازل شده است بیان گردیده و پیرامون این آیات و آیات دیگر نکات قابل توجه دیگری در میان کتب اهل سنت وجود دارد که برای اطلاع بیشتر باید به کتاب های معتبر مراجعه کرد.

غیر از این سه آیه که به صورت مختصر ذکر شد، آیات دیگری نظیر: آیه صادقین: "یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین". [23]

آیه مودت: "قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی". [24] نیز مستقیماً به ولایت و امامت حضرت علی (ع) و دیگر ائمه پرداخته است که در روایات پیامبر اکرم (ص) که در کتاب های اهل سنت و شیعه نقل شده، آمده است.

علاوه بر این آیات، آیات دیگری، بازگو کننده فضیلتی از فضیلت های حضرت علی (ع) و برتری آن حضرت بر سایر صحابه و یاران و نزدیکان پیامبر اکرم (ص) است. حال با استناد به حکم عقل که تقدیم "مرجوح" بر "ارجح" را قبیح می شمارد، می توان نتیجه گرفت که امامت و جانشینی پیامبر اکرم (ص) حق حضرت علی (ع) است.

نکته آخر اینکه امامت در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است و آخرین مرحله سیر تکاملی انسان است.

این مقام گاهی با مقام نبوت و رسالت، جمع شده است؛ مثل امامت حضرت ابراهیم (ع) و پیامبر گرامی اسلام (ص) و گاهی جدای از مقام نبوت و رسالت بوده است؛ مثل امامت ائمه معصومین (ع). [25]


بازدید
4475
تاریخ بروزرسانی 1387/12/21
کد سایت fa4729 کد بایگانی 3889 نمایه اثبات امامت در قرآن
طبقه بندی موضوعی کلام قدیمکلیاتشیعه و قرآن
  • اشتراک گذاری










خلاصه پرسش
شیعه که به امامت معتقد است، چگونه از طریق قرآن قابل اثبات است که باید از امامان پیروی نمود؟ همچنین چگونه آنها از طرف خداوند منصوب شده اند؟
پرسش
شیعه که به امامت معتقد است، چگونه از طریق قرآن قابل اثبات است که باید از امامان پیروی نمود؟ همچنین چگونه آنها از طرف خداوند منصوب شده اند؟ لطفا جواب با جزئیات و کامل باشد؛ زیرا در شرایطی قرار داریم که با سؤالاتی از طرف دانشجویان سنی مواجه هستیم.
پاسخ اجمالی

امامت در لغت به معنای پیشوایی،‌ مقتدایی و رهبری است و امام به معنای چیزی است که از ‌آن پیروی شود؛ چه انسان باشد یا غیر آن و چه حق باشد یا باطل؛ یعنی مطلق پیشوا، مقتدا و رهبر. امامت، در اصطلاح عبارت است از: رهبری عمومی و همه جانبه الاهی در تمام امور دینی و دنیوی برای یک انسان کامل مشخص، در هر عصر و زمانی به جانشینی پیامبر اسلا‌م (ص).

"امامت"، از دیدگاه متکلّمان شیعی، مانند نبوت،‌ از اصول دین بوده و مقامی الاهی است. امام، تمام وظایفی را که پیامبر (ص) بر عهده داشت، ‌به جز سمت نبوت، ‌بر عهده می‌گیرد.

انتصاب از جانب خدا،‌ عصمت و افضلیت، سه شرط اساسی امام است. براساس این دیدگاه،‌ ادلّه عقلی و نقلی زیادی برای اثبات امامت و وجوب اطاعت و پیروی از آنها وجود دارد.

در قرآن آیاتی وجود دارد که هم در بیان اثبات امامت است و هم وجوب اطاعت امام از آنها استفاده می شود. آیات 142 سوره بقره، 67 سوره مائده با عنوان آیه تبلیغ، 55 مائده با عنوان آیه ولایت و... از جمله آیاتی هستند که شأن نزول آنها راجع به مسئله امامت است.

غیر از این موارد، آیات دیگری نظیر: آیه صادقین: "یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین"، آیه مودت: "قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی"، نیز مستقیماً به ولایت و امامت حضرت علی (ع) و دیگر ائمه پرداخته است که در روایات پیامبر اکرم (ص) که در کتاب های اهل سنت و شیعه نقل شده، آمده است.

پاسخ تفصیلی

امامت در لغت به معنای پیشوایی،‌ مقتدایی و رهبری است و امام به معنای چیزی است که از ‌آن پیروی شود؛ چه انسان باشد یا غیر آن و چه حق باشد یا باطل؛ یعنی مطلق پیشوا، مقتدا و رهبر. امامت، در اصطلاح عبارت است از: رهبری عمومی و همه جانبه الاهی در تمام امور دینی و دنیوی برای یک انسان کامل مشخص، در هر عصر و زمانی به جانشینی پیامبر اسلا‌م (ص).

" امامت"، از دیدگاه متکلّمان شیعی، مانند نبوت،‌ از اصول دین بوده و مقامی الاهی است. امام، تمام وظایفی را که پیامبر (ص) بر عهده داشت، ‌به جز سمت نبوت، ‌بر عهده می‌گیرد .

انتصاب از جانب خدا،‌ عصمت و افضلیت، سه شرط اساسی امام است. براساس این دیدگاه،‌ ادلّه عقلی و نقلی زیادی برای اثبات امامت و وجوب اطاعت و پیروی از آنها وجود دارد .

امامت، عبارت است از: رهبری عمومی و همه جانبه الاهی در تمام امور دینی و دنیوی برای یک انسان کامل مشخص، در هر عصر و زمانی به جانشینی پیامبر اسلا‌م (ص).

امامت در قرآن:

تحت این عنوان چند مطلب باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد :

الف. معنای امامت در قرآن: امامت در قرآن به همان معنای لغوی آن یعنی پیشوایی، مقتدایی و رهبری است و امام به معنای پیشوا، مقتدا و رهبر است .

ب. آیات امامت: در قرآن دوازده آیه وجود دارد که در آنها کلمه «امام» و «ائمه» به‌کار رفته و صحبت از «امامت» شده است. مصادیق و موارد استعمال امام در این آیات مختلف است: امام در هشت مورد بر انسان، در دو مورد برکتاب، در یک ‌مورد بر لوح محفوظ و در یک آیه بر راه و صراط اطلا‌ق شده ‌است.

دلایل قرآنی بر ضرورت نصب امام از جانب خدا

"وَ إِذِ ابْتَلىَ إِبْرَاهِمَ رَبُّهُ بِکلَِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنىّ‏ِ جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّیَّتىِ قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِینَ"؛ [1] به خاطر آورید هنگامى که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند).

"وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرَْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ"؛ [2] و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت مى‏کردند و انجام کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و اداى زکات را به آنها وحى کردیم و تنها ما را عبادت مى‏کردند.

"وَ جَعَلْنَا مِنهُْمْ أَئمَّةً یهَْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبرَُواْ وَ کَانُواْ بَِایَاتِنَا یُوقِنُونَ"؛ [3]

و از آنان امامان (و پیشوایانى) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت مى‏کردند، چون شکیبایى نمودند، و به آیات ما یقین داشتند.

این آیات نشانگر این است که امام باید از جانب خدا منصوب شود؛ زیرا در همه این آیات جعل امامت به خدا نسبت داده شده و نیز خداوند، در آیه ابتلا،‌ امامت را عهد و پیمان الاهی شمرده ‌است. از این‌رو باید متصدی آن را خدا، که طرف عهد و پیمان است، تعیین کند نه مردم. همچنین طبق این آیات امام باید معصوم، ‌کامل‌ترین و فاضل‌ترین مردم باشد. روشن است که هیچ کس جز خدا نمی‌تواند از وجود این صفات و کمالا‌ت نفسانی آگاه شود. بنابراین، امام باید از جانب خدا نصب شود. فلسفه انتصاب امامان نور از ناحیه خدا،‌ هدایت و رهبری جامعه بشری است .

دلایل قرآنی بر نیاز انسان ها به امام

در باره ضرورت وجود امام در جامعه باید گفت: همان طوری که وجود و بعثت انبیا برای رشد و تکامل بشر لازم و ضروری است، وجود امام نیز برای حفظ دین و ادامه برنامه پیامبر ضرورت دارد. آیه: "انما انت منذر و لکل قوم هاد"؛ تو تنها بیم دهنده ای و برای هر گروهی هدایت کننده ای است. "و لکل قوم هاد"، "کونوا مع الصادقین"، "اولوا الامر" و آیه ابلاغ، از جمله آیاتی هستند که از آنها نیاز جامعه بشری به امام استفاده می شود. در ذیل به بعضی از آیات و روایاتی که در تفسیر آنها وارد شده است، اشاره می شود:

1. "انما انت منذر و لکل قوم هاد"؛ [4] تو تنها بیم دهنده ای و برای هر گروهی هدایت کننده ای است.

2. "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم"؛ [5] اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا را و صاحبان امر را. مفسران شیعه همگی اتفاق نظر دارند که منظور از «اولی الامر» در آیه مبارکه، امامان معصوم هستند.

3. آیه تبلیغ: "یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک..."؛ [6]   ای پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. این آیه طبق روایات معتبر از اهل سنت در جریان غدیر خم نازل شده است و در این روز تاریخی پیامبر (ص) با اعلام ولایت و جانشینی حضرت علی (ع) رسالت خود را تکمیل فرمود. این آیه اگرچه در شأن امام علی (ع) نازل شد، اما در واقع بیانگر ضرورت وجود امام در جامعه است.

دلایل قرآنی بر انتخاب امامان از طرف خدا

در قرآن مجید آیات فراوانی داریم که به بیان و اثبات امامت حضرت علی (ع) و دیگر ائمه طاهرین دلالت دارد. البته دلالت این آیات با توجه به احادیث بسیار زیاد (متواتر) است که از رسول گرامی اسلام در شأن نزول این آیات وارد شده است. احادیثی که مورد قبول شیعه و سنی است، [7] ما در اینجا به چند آیه اشاره می کنیم :

1. آیه تبلیغ: "ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت نازل شده است به طور کامل (به مردم) برسان، و اگر انجام ندهی، رسالت او را انجام نداده ای، و خداوند تو را از (خطرهای احتمالی) مردم نگاه می دارد، و خداوند جمعیت کافران لجوج را هدایت نمی کند". [8]

خداوند متعال پیامبرش را با شدت هر چه تمام تر، امر فرمود که رسالت خود را ابلاغ نماید و طبق روایات، پیامبر اکرم (ص) به دنبال نزول این آیه، در جایی به نام غدیر خم، حضرت علی (ع) را با عبارت مشهور «هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست.» به جانشینی خود برگزید. [9]

2. آیه ولایت: "ولی و سرپرست شما تنها خداست و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده اند و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند". [10]

بسیاری از مفسران و محدثان گفته اند که این آیه در شأن علی (ع)   نازل شده است. [11]

«سیوطی» از دانشمندان اهل سنت در تفسیر «الدر المنثور» در ذیل این آیه از «ابن عباس» نقل می کند که: «علی (ع) در حال رکوع نماز بود که سائلی تقاضای کمک کرد و آن حضرت انگشترش را به او صدقه داد، پیامبر (ص) از سائل پرسید: چه کسی این انگشتر را به تو صدقه داد؟ سائل به حضرت علی (ع) اشاره کرد و گفت: آن مرد که در حال رکوع است»، در این هنگام این آیه نازل شد. [12]

همچنین از دانشمندان اهل سنت واحدی، [13] و زمخشری، [14] این روایت را نقل کرده و تصریح کرده اند که آیه «انما ولیکم الله ...» درباره حضرت علی (ع) نازل شده است.

فخر رازی در تفسیر خود از عبدالله بن سلام نقل می کند، هنگامی که این آیه نازل شد، من به رسول خدا (ص) عرض کردم که با چشم خود دیدم که علی (ع) انگشترش را در حال رکوع به نیازمندی صدقه داد، به همین دلیل ما ولایت او را می پذیریم! وی همچنین روایت دیگری نظیر همین روایت را از ابوذر در شأن نزول این آیه نقل می کند. [15]

طبری نیز در تفسیر خود روایات متعددی در ذیل این آیه و شأن نزول آن نقل می کند که اکثر آنها می گویند: درباره حضرت علی (ع) نازل شده است. [16]

مرحوم علامه امینی (ره) در کتاب الغدیر، نزول این آیه درباره حضرت علی را با روایاتی از حدود بیست کتاب معتبر از کتاب های اهل سنت، با ذکر دقیق مدارک و منابع آن، نقل کرده است. [17]

در این آیه، ولایت حضرت علی (ع) در ردیف ولایت خدا و پیامبر (ص) قرار داده شد.

3. آیه اولی الامر: "ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا (ص) و اولی الامر از خودتان را". [18]

از سویی دانشمندان، [19] گفته اند که آیه اولی الامر درباره حضرت علی (ع) نازل شده است.

مثلا «حاکم حسکانی» حنفی نیشابوری (مفسر معروف اهل سنت) در ذیل این آیه پنج حدیث نقل کرده که در همه آنها عنوان «اولی الامر» بر علی (ع) تطبیق شده است. [20]

ابوحیان اندلسی مغربی در میان اقوالی که درباره اولی الامر نقل کرده، از مقاتل و میمون و کلبی (سه نفر از مفسران) نقل می کند که منظور از آن، ائمه اهل بیت (ع) هستند. [21]

ابوبکر بن مؤمن شیرازی، از علمای اهل سنت در رساله «اعتقاد» از ابن عباس نقل می کند که آیه فوق درباره حضرت علی (ع) نازل شده است. [22]

از سویی دیگر در این آیه شریفه با سبک و سیاق واحد و عدم تکرار لفظ (اطیعوا)، اطاعت خدا و رسول و اولی الامر واجب شده است. از این جهت اولی الامر معصوم است، و گرنه دستور به اطاعت از آنها به نحو اطلاق معنا نداشت، همان طورکه خدا و پیامبرش معصوم اند و طبق آنچه در روایات آمده، معصومین منحصر در امامان شیعه اند.

آنچه بیان شد تنها بخشی از احادیثی بود که از کتب اهل سنت و راویان مورد قبول آنان و همچنین از کتب شیعه تنها درباره سه آیه، از آیاتی که درباره ولایت و امامت حضرت علی (ع) نازل شده است بیان گردیده و پیرامون این آیات و آیات دیگر نکات قابل توجه دیگری در میان کتب اهل سنت وجود دارد که برای اطلاع بیشتر باید به کتاب های معتبر مراجعه کرد.

غیر از این سه آیه که به صورت مختصر ذکر شد، آیات دیگری نظیر: آیه صادقین: "یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین". [23]

آیه مودت: "قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی". [24] نیز مستقیماً به ولایت و امامت حضرت علی (ع) و دیگر ائمه پرداخته است که در روایات پیامبر اکرم (ص) که در کتاب های اهل سنت و شیعه نقل شده، آمده است.

علاوه بر این آیات، آیات دیگری، بازگو کننده فضیلتی از فضیلت های حضرت علی (ع) و برتری آن حضرت بر سایر صحابه و یاران و نزدیکان پیامبر اکرم (ص) است. حال با استناد به حکم عقل که تقدیم "مرجوح" بر "ارجح" را قبیح می شمارد، می توان نتیجه گرفت که امامت و جانشینی پیامبر اکرم (ص) حق حضرت علی (ع) است.

نکته آخر اینکه امامت در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است و آخرین مرحله سیر تکاملی انسان است.

این مقام گاهی با مقام نبوت و رسالت، جمع شده است؛ مثل امامت حضرت ابراهیم (ع) و پیامبر گرامی اسلام (ص) و گاهی جدای از مقام نبوت و رسالت بوده است؛ مثل امامت ائمه معصومین (ع). [25]

منابع و ماخذ:



[1]     بقره، 124.

  [2] انبیاء، 73.

  [3] سجده، 24.

  [4] رعد، 7.  

  [5]   نساء،   59 .

  [6] مائده، 67.

  [7] برای آگاهی بیشتر مراجعه شود به نمایه: دلایل اعتقاد به امامت و امامان. اقتباس از نمایه: اثبات امامت امام علی(ع)، سؤال 999 (سایت: 1162).

  [8] « یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک... » مائده، 67. برای آگاهی بیشتر مراجعه شود به نمایه: اهل سنت و آیه تبلیغ.

  [9]   مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 9، امامت در قرآن، ص 182 به بعد.

  [10]   « انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاة... » مائده، 55.

  [11]   چون طبق روایات معتبر آنکه در رکوع انگشترش را به سائل داد حضرت علی (ع) بوده است.

  [12] الدرالمنثور، ج 2، ص 293.

  [13] اسباب النزول، ص 148.

  [14]   تفسیر فخر رازی، ج 12، ص 26.

  [15]   تفسیر فخر رازی، ج 12، ص 26.

  [16]   تفسیر طبری، ج 6، ص 186.

  [17] الغدیر، ج 2، ص 52 و 53.

  [18]   « یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم... » نساء، 59.

  [19]   در تفسیر برهان نیز ده ها روایت از منابع اهل بیت (ع) در ذیل این آیه آمده است که می گوید: آیه مزبور درباره علی (ع) یا آن حضرت و سایر ائمه اهل بیت (ع) نازل شده و حتی در بعضی از روایات نام دوازده امام (ع) یک یک آمده است. تفسیر برهان، ج 1، ص 381 – 387.

  [20] شواهد التنزیل، ج 1، ص 148 تا 151 .

  [21]   بحر المحیط، ج 3، ص 278.

[22]     احقاق الحق، ج 3، ص 425.

  [23]   « یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین... » توبه، 119. در روایات بیان شده است که: منظور از صادقین حضرت علی(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) می باشند.( ینابیع المودة ص115 و شواهد التنزیل ج1 ص262).

  [24]   شوری، 33. برای آگاهی بیشتر مراجعه شود به نمایه: اهل بیت‏علیهم السلام و آیه‏ى مودت .

  [25]   اقتباس از نمایه: دلایل عقلی امامت، سؤال 614 (سایت: 671).



دوتا آدرس هم واست میزارم دوست عزیز که به صورت عقلانی و جامع به توضیح و بحث در این زمینه پرداخته است ، مطالعه کنید شاید که موثر واقع شود  http://www.wikifeqh.ir/%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84_%D8%AF%DB%8C%D9%86

و


http://www.maaref.porsemani.ir/content/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%8C%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA


امیدوارم سوالی نمونده باشه دوست عزیز. . . . !!! یا علی


از دوستان عذر میخوام که متونم رو از بعضی سایت های جامع که باهاشون در ارتباطم کپی میکنم ، دلیلش این هست که این دوستمون جناب عبد الله سوال هایی میکند که جواب جامع و کاملی میخواد هم از منظر احادیث . روایات و هم از منظر عقلانی و ادله ی منطقی...!!! مجدد عذر میخوام. . .!!! یا علی
خواهرم لطف کنید یکبار دیگه مطالبی که بنده نگاشته ام مطالعه بفرمایید. اگر بنده عرض می کنم ثناگو بودن از زبان رهبر عرض می کنم ایششون هم ضمنی تایید بر این موضوع داشتند. آما نه صد در صد علما ولی اکثر قریب به اتفاق اینجوری بودند. بنده نیز در واقع با همان ایه فوق حدیث جعلی مورد اشاره را رد کردم. در آیه دیگر در رابطه با رهبری امت به طالوت اشاره میکند و از شرایط رهبری امت را قدرت و توانایی علمی و جسمی بیان می کند. پس صاحبان امر ضمن اینکه متخلق به اخلاق الهی هستند از لحاظ علمی و جسمی هم بالاترند. بنده حرفهای شمارا با ایات قران تایید کردم.
سید یاسر عزیز سلام متنی را گذاشتین به دقت مطالعه نمودم بسیار خوب بود استفاده کردم. اما شما در نهایت نفرمودین با این ادله می توان امامت را جزو اصول دین عنوان کرد؟ یا نه؟ اما سوال بعدی در رابطه با عدل است. خداوند صفات زیادی دارد ولی چرا باید عدل جزو اصول دین باشد چرا صفات دیگر خدا جزو اصول نباشد. حال اگر بین اندیشه کلامی و عقلی شما با دیگر مذاهب اسلامی اختلاف باشد ، لازمه آن قرار دادن  در اصول دین است. به نظر بنده اینجا یک دوگانگی و سر درگمی در تفسیر اصول دین در اندیشه شیعیان وجود دارد؟ اگر تفاسیر بزرگانتان رامطالعه بفرمایید خواهید دید بعضی از ایشان مطرح کردن عدل و امامت به عنوان اصول مذهب بسیار ناراحت می شوند یعنی ایشان اهتمام دارند بگویند اصول دین. پس با این تعریف بقیه مذاهب باید غیر مسلم باشند و اگر اینطور نیست پس اصول دین نیستند. منتظر پاسخ  شما هستم.
برادر عزیز ، من اعتقاد به مساله اصول رو به دسته های مختلفی از جمله : معتزله ، اشاعره و امامیه و غیره تقسیم کردم ، یعنی در سه اصل توحید ، معاد و نبوت اکثر قریب به اتفاق در اصول پذیرفته شده اند و خروج از این سه خروج از دین است!!! و اما چرایی اعتقاد شیعیان بر دلیل وجود امامت و عدل در اصول دین..!!!

آدرس اول :

http://maaref.porsemani.ir/node/5070


آدرس دوم :


http://talaloeandishe.blogfa.com/post-8.aspx


آدرس سوم :

http://emamat.ir/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A4%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/item/586-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B9%D8%AF%D9%84-%D8%A7%D9%88-%D8%AC%D8%B2-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%AA%D8%B3%D9%86%D9%86-%D8%B9%D8%AF%D9%84-%D8%B1%D8%A7-%D9%82%D8%A8%D9%88%D9%84-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%9F.html

دیدگاه ما شیعیان از این مواردی که بهتون گفتم خارج نیست ، و قابل ذکره که مطالب پست و نظر قبلیمم مکمل اینهاست که چرا ترجیح ما بر این مساله قوت گرفته دوست عزیز..!! طبق احادیث و روایات و آیه قرآن.

از این بیشتر پاسخی مد نظرم نیست که بهتون بدم دوست عزیز ، حس میکنم از جهاتی کامل باشه و عقیده ی ما و چراییش رو رسونده باشه ، قبولش منطق خاصی رو میطلبه دوست عزیز...!!! یا علی


عدل به خودی خود مستقل از توحید نیست اگر خداوند را به وحدانیت می شناسیم وحدانیت خداوند مستلزم داشتن عدل است. حال اگر برداشت مذاهب مختلف از عدل خداوند متفاوت است چیزی از حقیقت عدل نمی کاهد لذا مجزا کردن ان به عنوان یک اصول دیگر تکرار مکرر است و به نظرم منطقی نیست تحت عنوان اصول دیگر معرفی کنیم. اما بحث امامت نیز زیر مجموعه نبوت است. وقتی نبوت را به عنوان یک اصول معرفی می کنیم با تمام حقایقش به عنوان اصول می پذیریم حال ممکن است در شناخت تمام زیر مجموعه های نبوت دچار خطا هم بشویم. لذا با تمام احترام خدمت همه دوستان حقیقتا قانع نشدم
در عجبم برادر ، حقیقتش فکر نمیکنم منم از دلایل شما قانع شده باشم عبدالله جان ، چون حس میکنم منظور من رو از دلیل وجود عدل در اصول دین متوجه نشدید و همچنین امامت رو...!!! شاید علم بنده ناقص باشه ، منتظر میمونم بقیه دوستان اگه تونستند شمارو قانع بفرمایند ، بنده که حس میکنم مطلبی نمونده که نگفته باشم و بر حسب دلائل منطقی کامل است ، ولی جریان قبول نکردن شما نمیدونم از چه جهت است...!!؟
ببخشید آقای عبدالله منم در مورد توضیحات شما قانع نشدم .
شرمنده ولی خیلی درهم و پیچیده صحبت می کنید , شاید سوالم رو اینطوری بپرسم بهتر باشه .
باتوجه به مطلبی که بهش اشاره کردم معتقدید فقه اهل سنت ناقص است و دارای اشکالاتی است یا خیر ؟ لطفا با بله و خیر جواب بدید .

شما تفسیر شیعه از آیه ی یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ .... را قبول دارید ؟؟؟؟ اگر قبول دارید پس دیگه نباید با امامت مشکلی داشته باشید .

زهرا خانم مطالبی را که شما در رابطه با روایتی که فرمودین "الحَقُ لِمَن غَلَبَ" با ایه اولوالامر رد کردم یعنی تفکر شیعه رو یا هر مذهبی که این نوع تفسیر یا غیر جبر گرایانه دارند قبول دارم. ولی آقا سید عرض کردم که اینجا تناقض وجود دارد از یک طرف می فرمایین امامت و عدل جزو اصول دین است از طرفی مذاهب دیگر را خارج از اسلام نمی دانید مگر غیر از این است که خارج از اصول، خارج از دین است؟ ثانیا "چو صد آمد نود هم پیش ماست" لذا با مطرح کردن توحید بعنوان اصول دین چه نیازی به استفاده از یکی از صفات خدا به عنوان اصول است؟ توحید بدون عدل توحید نیست. اصول مذهب دیگر چیست؟ هنوز خیلی از شیعیان مونده اند بگن اصول مذهب یا اصول دین!
در ضمن تمام صفات خدا عین ذات خدا هستند یعنی عدل مطلق فقط در حد توان موجودی است که خدای واحد باشد. صفات خدا مکمل یکدیگر نیستند عین ذات خدا هستند. خلاصه اینکه این بحث یک بحث کلامی است بنده نیز حقیقتا بدون کله شقی یا تعصب نمی فهمم تناقض دارم می بینم. مگر اینکه با  تقیه و توریه شیعی بخوام توجیح کنم به این معنی که شیعیان دیگر مسلمونها را قبول ندارند ولی تا این حد از اسلامیت دیگران می پذیرند تا همزیستی مسالمت امیز داشته باشند. مثلا وهابیون خدا رو جسم می پندارند از طرفی ادعای توحید را دارند . خب اشکال در شناخت توحید دارند. بحث عدل و امامت هم همین گونه است. ما بین شما و دیگران در شناخت توحید و نبوت و حتی معاد تفاوتهایی وجود دارد. آیا لازمه آن جز جز کردن شاخه های این سه اصل است؟
چه قشنگ از زیر بار جواب فرار می کنید ,  اول که بحث رو بردید به سمت روحانیون شیعه حالاام می فرمایید تفکر شیعه یا هر مذهبی که این نوع تفسیررا دارد قبول دارم !!!!!! هر مذهبی ؟ مگه بجز شیعه و سنی مذهب دیگری در دنیا داریم که آیات قرآن را تفسیر کنند ؟؟؟
بخشید که وسط بحث وارد شدم .
میدونم تا زمانی که شما سوال بپرسید ما موظف هستیم دقیق پاسخ بدیم ولی خدا نکنه نوبت سوال پرسیدن ما باشه .

زهرا خانم کاش یکم با حسن الظن نوشته هام رو بخونید. معتزله هم مانند شیعه راجع به عدل خدا می اندیشد و من هم اندیشه این دو رو قبول دارم. تو خیلی جاها تشیع و تسنن همفکرند تو بعضی جاها هم مقابل همدیگه هستن. فرمودین فقه اهل سنت ناقص است نگفتین کدوم فقه و کدوم مذهب از اهل سنت. وگرنه من تفسیر شیعیان را در رابطه با ایه اولوالامر می پذیرم و این هم از اولین نوشته ام در این خصوص مشخصه، ولی نمی دونم شما چرا نمی بینید شاید با توجه به تجربه های قبلی با پیش فرض مقابله برداشت منفی دارید. شیعیان بهترین مذهب اسلام هستند حالا توی شیعیان ادمهای تندرو کج فهم نادان هم هست هر چند که اسم علما رو هم یدک می کشند توی اهل سنت هم همینطوره. تعصب نداریم احمق کج فهم تو هر مذهبی احمق است. داشتن اسم مناسب کج فهمی رو از آدم دور نمیکنه. اسامی شیعه و سنی هر دو مبارک و خیر هستند ما آدمها هستیم که شر می کنیم با اعمال بدمون. من تفکر شیعی را در باب توحید و نبوت امامت یا خلافت، صحابه خیلی نزدیک به واقع می دونم. با این حال دنبال غلطهاش می گردم تا پالایشش کنم یا اینکه با اشک شوق همراهیش کنم. من عشق مولا علی رو دارم ولی به علمای نادانی که در عمل شیعه نیستند و بر سنت پیامبر عمل نمی کنند ارزشی قایل نیستم. من نمی خوام از اسامی دفاع کنم دوست دارم باهم از زیبایی و حقیقت دفاع کنیم اینجوری حساسیتها هم بر انگیخته نمی شه.
برادر امامت و عدل در پنج اصل دین نشانه مذهب تشیع است ، ما طبق دلائل منطقی خودمون و توضیحاتی که دادیم به این پنج اصل اعتقاد داریم ، و یک مذهب با تمام مفسرین و اندیشمندانش به این پنج اصل اعتقاد دارند ، حالا اگه شما قدرت قبولش رو نداری حقیقتا بنده از پاسخ دادن به شما دوست عزیزم معذورم ، یا شاید واقعا مذهب ما از نظر شما کامل نباشه ، چون با این سوال های به قول زهرا خانم درهمی که شما میپرسید مبحث پیچیده میشه!! فقط خواهش دارم که یه نگاهی به قبل بندازید به قول زهرا خانم بجز مذهب شیعه و سنی که نزدیکتر به سنت حضرت رسول هستند هیچ مذهب دیگری رو یارای مقابله و بحث با این دو مذهب نیست از حیث ادله و اثبات عقلانی ، ولی باز در بین این دو مذهب برادران اهل سنت را یارای بحث با شیعه در رابطه با برحق بودنشان نیست ، چون در اکثر موارد و به طرق مختلفه قدرت اثبات گمراهی و مسیر اشتباه و پیروی اشتباه اهل سنت و حقانیت شیعه رو  الا ماشا الله از کتب خودتون و از قرآن ثابت کرده ایم و میکنیم ، حالا ما این همه سوتی از شما و مذهبتان گرفته ایم برادر عزیزو جناب عبدالله ، آیا این برای شک کردن در مسیر اشتباهی که از اول طی کردید  و بطلان مذهبتان کافی نیست؟؟؟!!! ، ما در بسیاری از زمینه ها به سوالات شما پاسخ داده ایم ، در زمینه اصول پنج گانه هم اعتقادات خودمان را هم بیان کردیم و از لحاظ منطقی منافاتی درش نمیبینیم ، من از دوستان عذر میخوام ولی میخوام اینو از جانب خودم بگم ، حالا اگه دو تا از صفات خدا در اصول باشه و به قول شما تکرار مکرر باشه یا نباشه به نظر شما به اعمال مسلمین لطمه میزنه؟؟؟!!! اون عمله که بیشتر مسائل رو مشخص میکنه ، مگه نبوت جزو اصول نیست ، مگه شما اهل سنت نیستید و باید سنت رسول الله را بجا بیارید..؟؟؟!!! آیا اعمال شما از جمله مهر نگذاشتن ، دست بسته نماز خواندن ، وضوی اشتباه ، و زیر پا گذاشتن بسیاری از دستورات رسول اکرم در سنت و قبول نکردن حادثه و خطبه غدیر و ابراز محبت به قاتلان حضرت زهرا و صدها مسئله دیگر موجب بطلان عقیده شما در اصول دین نمیشود و ایمان شما متزلزل و اعتقادتان بی مصرف نمیشود برادر عزیز...!!؟؟؟ پس مسئله وجود عدل و امامت در اصول دین مسائلی نیست که شما نسبت به آن خرده بگیری و بگی که از بیخ و بنیاد این برداشت شما اشتباه است ، چون ما در کتب خودمون حدیث یا روایتی در رابطه با این نداریم که اگه امامت و عدل به اصول دین اضافه شد آدم گمراهه و این کار بدعته ، ولی داریم که اگه از اون سه اصل اول چیزی کم بشه موجب خروج از دین است ، تقریبا مثال حرف شماست که گفتید یبنده خدا رفته جای اما صادق در رابطه با اون دعا چند کلمه رو اضافه کرده بعد امام صادق گفته نه فقط همونی که من گفتم رو باید بگی که این حرف شمارو قبول ندارم یعنی سندی نداره اگرم داره ضعیفه...!!! ولی اینجا از منطق درستی استفاده کردید ، گفتید اون شخص از دعا چیزی کم نکرد و با اضافه کردن اون قسمت دعا و معنی آن رو زیباتر هم کرد ، حالا حرف من اینه که ما از سه اصلی که در اصول وجود داره چیزی کم نکردیم بلکه به آن دو مورد اضافه کردیم که طبق استدلالات علماء بزرگ مان و مفسرین و اندیشمندانمان ، طی کردن مسیر خدا را برای مان کامل تر میکنه و با این دو مورد زیباتر میشه ، ولی برادر عزیز ، عبد الله جان ، این مبحثی که ذکر کردی بحثی بسیار پیچیده است که نیاز به تفکر و تعقل و تحقیقات کامل تر شما رو داره ، حقیقتا بنده این مطلب رو که گذاشتم از ضمیر ناخود آگاهم الهام گرفتم و همینطوری نوشتم دوست عزیز ، اگه حس کردی توهین آمیزه به بزرگی خودت ببخش ، طبق گفته خودتان در اولین مطالب مشکل ما و اهل سنت بحث خلافت و امامت است که اگه آنها مرتفع بشه بیشتر مسائل مرتفع خواهد شد ، که اعتقاد اینجانب اینه که اگه حتی یکیش هم مرتفع بشه نشان دهنده اینه که گفتار علمای حال حاضر شما با مرقومات کتب تفسیری تاریخیتون در چه حد در تناقض هست دوست من ، پس جای بس تامل و تفکر داره که چرا حقیقت رو از شما پنهان کردند...!! با کمال احترام بنده دیگه در رابطه با مسئله اصول پنج گانه بحثی نمیکنم و به همین متن آخری بسنده میکنم ، اگر سوالی در رابطه با شبهات دیگر بود بنده در خدمتم ، و در آخر در یکجا به بنده هم اجازه بدید که از حضور مبارکتون چند سوال در حد علم ناقصم بپرسم برادر جان ، یا علی. . . . !!!!
باز هم از حضورتان عذرخواهی میکنم برادر...!!!
سلام سید جان عذر خواهی لازم نیست ما داریم با هم صحبت میکنیم سوال جواب می کنیم. من دارم دنبال تناقضات می گردم شما لطف می کنید آدرس میدید و بنده استفاده کردم. اما اگر شما سوال بپرسید من قطعا جواب قانع کننده ای نخواهم داشت چرا که من با تفکر شیعی پرشده ام حتی در بحثهای کلامی هم نظر شیعه را درست دیده ام. تو بحث عدل تو مبحث توحید . مثلا تو بحث عدل اشاعره می گه هر کاری خدا بکند عدله نه اینکه خدا کارشو فعلشو بر اساس عدل انجام بدهد. ولی امامیه می گه خدا فعلش و بر اساس عدل انجام می دهد. بر داشت اشاعره از عدل شبیه این است که بگیم دو دو تا اگه 5 تا ست همون عدله  ، 4 تا هم باشه عدله. در حالیکه این محال ذاتی است محال ذاتی یعنی کار بیهوده و کار عبث از خدا دوره. یا در بحث توحید صفاتی بالاترین و زیباترین توصیف از صفات را خداوند رو امام علی بکار برده که هیچ یک از مذاهب این افق از درک حضرت حق رو نداره.
سید جان نمی خواستم به این زودی حرف اخر بزنم هیچ مکتبی باللتر از تشیع درک بهتری از صفات جمال و کمال خدا نداره والسلام
احساس میکنم در برخورد با شما عبدالله جان و ابراز عقیده ام تندروی کردم دوست عزیز ، منش ما شیعیان اینگونه نیست که با فهش و ناسزا و حتی بی احترامی در شیوه تکلم ، راه و سیره ی اهل البیت رو تبلیغ کنیم و به پاکسازی شبهات بپردازیم ، ما در حق کسانی که دارن راه رو عوضی میرن احساس مسئولیت میکنیم عبد الله جان ، و با روی باز و نطقی فصیح به شبهات و سوالهاشان پاسخ میدیم ، بلکه حقیقت راه رستگاری و محبت اهل البیت و چگونگی پیروی از اعمال آن بزرگان برای آنها روشن و حقیقت راه راستین برایشان آشکار شود...!!! اگر در طول مباحث در شیوه تکلم بنده و ابراز عقائدم تندروی پیش آمد از ایمان ضعیف بنده بوده و از محرومیتم از سیره انبیاء و ائمه بوده ، حتما لحظه ای به خودم فخر فروختم که در مسیر پاسخگویی به شبهات راه درست که رعایت تمام مکارم اخلاق و موازین زیبای سخن است بوده است رو طی نکردم ، از قصور تقصیر احتمالی عذر خواهی میکنم...!!! امیدوارم که بازهم تشریف بیارید و بنده در حد و توان علم ناقصم در خدمتتان باشم دوست عزیز...!!! یا علی . . . . !!!
بحث خوبی بود منم خیلی استفاده کردم .
سید جان خسته نباشی

این جمله ها رو هم حتما در خاطرم نگه میدارم (ما در حق کسانی که دارن راه رو عوضی میرن احساس مسئولیت میکنیم و با روی باز و نطقی فصیح به شبهات و سوالهاشان پاسخ میدیم ، بلکه حقیقت راه رستگاری و محبت اهل البیت و چگونگی پیروی از اعمال آن بزرگان برای آنها روشن و حقیقت راه راستین برایشان آشکار شود..)
منم بعضی وقتها بخاطر سنگینی حرفهایی که میشنوم عصبانی و ناراحت میشم و عکس العمل نشون میدم . امیدوارم این جملات رو فراموش نکنم ، که برای پیروان اهل بیت علیه السلام زدن هر حرفی شایسته نیست باید صبورتر باشیم .
علی جان لطف داری ، بالاخره باید شیعه تفاوتهای مشهودی با بقیه مذاهب در زمینه منطق پاسخگویی و طریقه انتقال عقائد و اثبات شبهاتش داشته باشه ، اگر من و شما قصدمون این هست که بیایم اینجا و از روی خشم با طرف مقابل صحبت کنیم محال ممکن هست که به نتیجه دلخواه که همان هدایت افراد باشه برسیم و بتونیم با درک درست به شبهاتشان پاسخ بدیم ، اما اگه منطق و سیره ی ما منطق وسیره ائمه باشه و طریق آن بزرگواران رو در ذهنمان ملکه کرده و در نطقمان استفاده کنیم بی شک حامل پیام واقعی هدایت و انسان دوستی و نوع دوستی خواهیم بود ، و این طریق بر شیعه شایسته تر است برادر ، چون ما پیرو هستیم . . . !!! یا علی 
سلام آقا حمید اگه اشکال نداشته باشه میخوام باهاتون بیشتر صحبت کنم برقرار باشی سالار
پاسخ:
حتما با کمال میل
سلام برادر عزیز آقای سید یاسر حرف شما درست و منطقی ما باید باآرامش صحبت کنیم چون اهل بیت علیه السلام آنقدر مقام والایی دارن که برای شیعیانشان بیان هر کلمه و جمله ای شایسته نیست
، اما فکر نمی کنید شیعه ها دیگه خیلی خیلی دارن تو این مملکت مظلوم واقع میشن و این همه مظلومیت تقصیر خودمونه ؟؟؟؟ چرا در بلوچستان شیعه ها رو ترور میکنن ؟ میدونید ریشه ش کجاس ؟! ریشه ش برمیگرده به حرف های نسنجیده ائمه اربعه اینها که شیعیان را رافضی و کافر میدونن !
فتوای حضرت آقا سر چشم ما قرار داره فرمودن با اهل سنت مدارا کنید اونها برادر شما هستن به مقدساتشون توهین نکنید گفتیم چشم ولی دیگه قرار نیست تمام هستی مونو زیر پا بذارن و وایسیم همینجور نگاه کنیم ! به نظر من شیعه ها بخاطر سادگی بیش از حد و رئوف بودن اینها رو وقیح تر کردن تبلیغات درستی در مناطق سنی نشین که نداریم !!! از اون طرف وهابی ها فعالیت شبانه روزی دارن ! فقط ایستادیم نگاه می کنیم چطوری تعدادشون بیشتر میشه و قدرت میگیرن برای قتل عام شیعه ها ! از کجا معلوم فردا پس فردا یه ریگی دیگه پیدا نشه ؟؟؟
پس خوب صحبت کردن و ملاطفت سرجای خود جدی بودن و ساده لوح نبودنم سر جای خود ،
این صحبتها ربطی به آقای عبدالله نداشت من اگه تند صحبت کردم ازشون عذر میخوام ، فقط امیدوارم همونطور که شیعه ها در این مملکت دنبال صلح با اهل سنت هستن اونها هم باشن !
سلام علیکم خواهر ، من حرفهای شما رو تصدیق میکنم ، و مرقوماتم رو اینطوری اصلاح میکنم که منظور من از منطق و روی باز و نطقی فصیح درباره اون دسته از برادران و خواهران اهل سنت است که دقیقا با عملی متقابل به مقل جویای حقیقت باشند نه اینکه واسه فهش و ناسزا و تهمت آمده باشند ، زبان و منطق شیعه باید همچون ذوالفقار علی تیز و برنده باشد ، و خشم او در برابر  برخورد های دور از وادی انسانیت و قتل عام شیعیان باید برق آسا و شدید باشه..!!! به یاری خدا شیعه پیروزه خواهرم ، اگر ما در راهنمایی و خیرخواهی برای امت اسلام سیره اهل البیت رو سرلوحه کار قرار بدیم مطمئنا پیروز خواهیم شد ، ولی این دلیل نمیشه مقابل تجاوزات لفظی و فیزیکی وهابیت نجس سکوت اختیار کنیم ، مثل حرف شما کاملا درسته ، هرچیزی به جای خودش. . . . .!!! یا علی
سلام خدمت آقا حمید

متنتان بسیار تاثیرگذار بود..............

ان شاء الله جز شیعیان واقعی آن حضرت باشیم...............................

التماس دعا در این شب های نورانی

یاعلی

javadfamo.blogfa.com
۲۰ تیر ۹۳ ، ۱۲:۱۶ زهرا حقیقت جو
باسلام
فردابه نام عفاف وحجاب نامگذاری شده وچه قدر این روزها به معنای کاربردی این دو کلمه احتیاج داره ...چرا ارگانهای مربوطه کاری نمیکنن !! تا کجا قراره با این وضع ادامه پیدا کنه ؟؟!! قبح قضیه ریخته شده و این بی حجابی برای بسیاری از نسل جدید شده الگو!! خدایا خودت یه کاری کن
اللهم عجل لولیک الفرج


هرکس راه حق را بخواهد خداوند راه حق را انشاءالله بهش نشان میدهد همانطور که به اقا حمید نشان داد
۲۹ تیر ۹۳ ، ۰۲:۱۷ سیدمحمدجواد از ساری
سلام علیکم
بنده سوالی از محضر برادران و خواهران اهل سنت داشتم و خواهش می کنم پرسش مرا بی جواب نگذارند.
اهل سنت در ماجرای جنگ معاویه با امیر المومنین علی معتقدند، حضرت علی بر حق بوده اند اما معاویه نیزاز آنجایی که یک مجتهد بوده و در اجتهادش دچار اشتباه شده نه تنها به واسطه جنگ با خلیفه رسول الله شایسته سرزنش و لعن نیست بلکه از طرف خداوند پاداش نیز دریافت می کند.حال سوال من این است معاویه تا زمانی که زنده بود دستور داد در منابر حضرت علی را لعن نمایند و طبق سنت او تا ده ها سال بعد در زمان خلفای اموی این جریان ادامه داشت.از طرفی حضرت علی نیز معاویه را فاسق و دشمن خدا می دانست و تا روزهای منتهی به شهادتشان در تدارک اعزام سپاه برای جهاد با معاویه بودند. با فرض نظر اهل سنت در خصوص اجتهاد معاویه و همینطور علمای آنها اکنون ما با 3 نظر اجتهادی مواجه هستیم.
1- نظر  حضرت علی مبنی بر فسق و فجور معاویه و دشمنی او با خداوند و ضرورت جهاد با او
2-نظر معاویه مبنی بر (نعوذبالله) فسق و فجورحضرت علی و ضرورت لعن آن حضرت
3- نظر علمای اهل سنت مبنی بر برحق بودن هر دو
حال سوال اینجاست هنگامی که ما نظر حضرت علی که از عمل ایشان در نبرد با معاویه و سخنان ایشان در باب فسق و فجور معاویه پیداست را داریم چرا نظر کسان دیگری که هیچگاه از لحاظ جایگاه در اسلام قابل مقایسه با حضرت علی نیستند را بر نظر آن  حضرت مقدم نمائیم؟ سوال دیگر اینکه اگر معاویه را مجتهد می دانید و جایگاهی برتر از علمای خود برای او قائل هستید چرا به نظر او در مورد لعن حضرت علی عمل نمی کنید (که البته جای شکرش باقی است!)؟
لو اجتمع الناس علی حب  علی ابن ابی طالب لما خلقت الله عزوجل النار
....
احسنت برادر عزیزم
خدا ان شالله در راهت ثابت قدم وپایدارت کنه
شک نکن که لطف خدا واهل بیت بوده که بیماری مادرتون سبب خیر شده که شما راه رو پیدا کنید
با عرض سلام و تبریک خدمت آقا حمید
من متون دوستان رو تا حد زیادی مطالعه کردم و یکی از سوالاتی که مطرح کرده بودن مسئله عدل در اصول مذهب شیعه بود. من تحقیق زیادی در مورد این مسئله داشتم . به نتایجی رسیدم که البته یکییش رو می خوام بگم .البته بازهم میگم این یه توجیه فقط به درد خودم می خوره و اون هم اینه که بدون اعتقاد به عدل هیج کدوم از اصول سه گانه معاد و نبوت و امامت قابل اثبات نیست. یعنی شما با ادراک عقلی به وحدانیت خدا می رسین اما  بقیه رو فقط با اعتقاد به عدل میشه توجیه کرد.
سلام اقای شیرانی میتونم باشما صحبت کنم؟

پاسخ:
من درخدمتم ایمیل من همونه پیام بده 
با سلام. از دوستان حالا چه اهل سنت و هم شیعه سوال میکنم که پدر عمر و مادر عمر چه کسانی بودند؟
سلام.برایمان دعا کن تا ما بچه شیعه ها راه را گم نکنیم وبا گمانه ها وغفلتهای خود دل امام زمانمان را نشکنیم وبرای من حقیر دعا کن.خدا نگهدارت.ارادتمند پیروان اهل بیت سید
پاسخ:
مجتاج دعا هستیم برادر
الحق مع العلی و علی مع الحق تاآخرین روز دنیا....

یا قاسم=تقسیم کننده بهشت وجهنم......

با عرض سلام و خسته نباشید
خوشحالم از اینکه نوشته های شما رو مطالعه کردم خود پیامبر در مورد انواع خواب ها روایت دارند و ضمنا خدای ما آنقدر مهربان هستند که همانطور که دریچه های مادی را برای بندگانشان باز نموده اند ، همانگونه دریچه های معنوی را هم باز بگذارند و از طریق عقل هم بخواهیم به نتیجه برسیم یک هندو ریاضت میکشه به قدرتی دست پیدا میکنه مثلا خواب میبینه و خواب دست خود ما نیست  و حمید آقا هم چون دنبال حقیقت بوده  و تعصب خودش رو کنار گذاشته و از خداوند خواسته خداوند هم با خواب حقیقت رو بهشون نشون دادن.کل هستی هدفدار و124000 پیامبر و امامان بی دلیل نیامدن روز غدیر روز تعیین جانشین ازسمت خود پیامبر خاتم بوده وگرنه آن همه جمعیت رو جمع نمیکردن ؟(بعد همه انسان ها از اول به دنیا آمدنشون از طرف خدا امتحان میشن و این امتحان مبارزه با نفس و شیطان است تا آخر عمر همه باید صفات ذاتیمون رو در جهتی که پروردگار راضی وبه صلاح خودمون هست رشد بدهیم ) قبل از غدیر ، حین آن و بعد از آن همه هر لحظه امتحان شدن. و از همه مهم تر در تمام ادیان به ظهور منجی اشاره شده که به نسل پیامبر خاتم بر میگرده ! و باز از همه مهم تر آنجایی که به پیامبر ایراد میگیرند که چون خداوند به ایشان دختر داده ایشان ابتر هستند که بعد سوره کوثر بر پیامبر نازل میشود حتما امر مهمی با وجود خانم حضرت زهرا(س) در این دنیا قرار بوده بیافته که عده ای که در مبارزه با شیطان ونفسشان باختند این امر مهم رو به عقب انداختند و الان هم که امام 12 زنده اند ولی بازم ماییم که آمدنشان را به عقب می اندازیم چون گناه میکنیم  و مهمتر اینه که بدونیم جنگ بین خیر وشر همیشه از ابتدای خلقت بشر بوده و خداوند خواستن خودمون با عقل تصمیم بگیریم و انتخاب کنیم و تشخیص بدهیم خیر را از شر و تمام پیامبران وامامان هم راهنمایان این راه برای ما بوده اند وهستند و در واقع جنگ اصلی ما با نفسمان و شیطان است.خداوند توفیق بدهند به همه ما که درست تشخص بدهیم. التماس دعا
سلام.آقای شیرانی ان شالله ک موفق باشی و روز ب روز پیشرفت کنی ،راه حق و حقیقت  تا میتوانی جلو برو هرچند ک کارشکنان و دسیسه چنان برعلیه تو باشن اما بدان ک خدا باتوست.ب پیامبرخدا هم تهمت میزدندوناسزامیگفتن چ برسه بمن و شما .الله با کسانی است ک بدنبال حقیقتن ،بهشت برین نصیبتان باد.التماس دعا
سلام اقا حمید شما کتاب های دکتر شریعتی را که تفاوت های شیعه علوی را با شیعه صفوی مشخص میکنند خوانده اید به شما پیشنهاد میکنم که حتما کتاب کویر وفاطمه فاطمه است وشیعه علی را حتما بخوانید خیلی زیبا هستند به گنج جدیدی دست پیدا میکنید
سلام آقای شیروانی.بهتون تبریک میگم!خدا حفظتون کنه از شر حسودان، بد دهنان و اشرار.بندگیتون مبارک شیعه ی پاک
پاسخ:
متشکر و ممنون
سلام داداش
خدا قوت
ان شاء الله که موفق باشی
خیر ببینی
منم یه پرستارم
یا علی مدد
۰۳ بهمن ۹۳ ، ۰۴:۱۱ جایگاه خود ایه در قران الله
سلام آقا حمید من خودم سنی ام کما بیش دنبال این مسائل رفتم ولی خیلی ازخواسته یا استنادات که اهل تشییع مگه رو نمیتونم قبول کنم نظیر:


آیه 67 مایده "یا اینها الرسول بلغ ... "

یا آیات دیگه خدا وند بیاد بین آیاتی که موضوعش یه چیز دیگه است و بیاد یه آیه جای دهد که موضوع فرق می میکنه با عقل جور در نمیاد اون فصاحت وبلاغتی که خود قرآن میاد وصحبت میکنه کجا رفت مثلا در آیه بلغ ... آیات قبل مربوط به اهل کتاب آیات بعد مربوط به اهل کتاب مگه میشه خدا همین جور قرآنی نازل کرده باشه که ما تصور میکنیم .وان نزولی که اهل تشییع برای این آیه میبرند و جایگاه خود ایه در قران با هم همخوانی ندارد .
در آیه تطهیر هم همینطور قبل وبعد آیه خطاب به ازواج پیامبر است تهدید ا رو به ازواج پیامبر بگه وبعد ثمرش بده به کسانی که هیچ حظور ندارند.
یا این همه خدا درمورد اصحاب پیامبر فضیلت علام کنه بعد همه به جز چهار نفر مردم بشند باید در پیامبری پیامبر باید شک کرد اگه اینجوری باشه مگه خدا عالم به غیب نیست مگه خدا نمیدونم بعد از فوت پیامبر این وقایع اتفاق میافته پس چرا علام رضایت کرد ...

خیلی چیز های دیگه همینطور...  . ولی به نظر بنده این وبلاگ توسط افراد دیگه کنترل میشه چون اطلاعاتی که توی این وبلاگ گذاشته شده بیشتر مربوط به کسی یا کسانی میشه که چندین سال درس حوزه خواندند یا تحقیق کردند نه یه فارغ التحصیل پرستاری 
خدایا خودت مارو هدایت بفرما 

پاسخ:
سلام دوست عزیز 
قران تفسیرش علم ناسخ و منسوخ میخواد 
مثلا ایه تطهیر 
میفرمایید در مورد ازواج رسول ص هست 
جمع اهل بیت یعنی اهل خانه ولی زوج های رسول خدا یک نفر نبودن یعنی بیت یکسانی نداشتند در خانه های متعدد پس بیت جمع نشد مثلا بیوت خانها 
دوما اگر زن های رسول فقد شامل ایه بودند و خطاب به انها بود  لیذهب انکم یطهرکم ببین جمع معنث استفاده نشده عزیزم 
و این ایه اگر مصداق مطهر شدن زوجات بود چرا یکبار هم نشد زوجات این مطلب رو ذکر کنند و به اون ببالن و حتی ام المومنین حفصه سوال کرد که رسول خدا ص فرمود خیر شمال حال شما نمیشود و اما 
رسول خدا چرا ناراحت هست خدا انها رو از پلیدی دور کرده چرا 
در قران از کلام خدا میاد 
قرن فی بیوت..یعنی داخل خانه هایتان شوید و اینهای که تضمین پاکی شدن دیگر نگرانی ندارد 
حال ببین قران میگوید از خانه خارج نشن 
چرا زوجه رسول ص از خانه خارج بشوند و تو مسایل سیاسی دخالت کنند 
مثلا  پارس سگ های حوأب بر ام المومنین عایشه رو پیگیری کن ببین این بانو اگر مصداق ایه تطهیر است چرا این اتفاق از قبل توسط رسول گوش زد شده 

در ضمن عزیز دلم الان ساعت 6 صبح من شیفت شب بیمارستان هستم  ولی تا مریض و کار نداشته باشم مطالعه میکنم و وبلاگ رو چک میکنم و خودم شخصا پاسخگو هستم فقط مدتی قبل خانم حقیقتجو خواهر خوبم سه الی چهار عدد پست در مورد نماز و ... اینها گذاشت بقیه اش خودم هستم 
این هم شماره تماسم 09152974972
در ضمن همه مکان ها 
واتساپ . لاین .و اینستاکرام 
پیج برای نشر عقایدم که حقانیت ولایت مولا علی ع هست رو نشر میدم 
یا علی 
اینستا 
Hamiidshirani12
سلام درمورد آیه بلغ چیزی نگفتی. 
حالا یه سوال دیگه طبق روایتی که توی کتاب کافی اومده از حضرت علی که بجز چهارنفر نمانده بود... یعنی همه ی صحابه مرتد شدند بجز این چهار نفر به نظر شما نباید توی تربیت پیامبر شک کرد که این همه پیامبر زحمت کشید  وخون جگر خورد واسه چهار نفر به نظر شما این اون تعریفی که خدا میگه من تعریف اونارو آوردم توی تورات وانیل  همین چهار نفرند  اینه اون پاک کردنی که خدا میگه اینه اون تعلیم کتابی که خدا توی قرآنش میگه به نظر شما خدا اینجوری جواب پیامبرشو میده
پاسخ:
سلام مگر ابن چیزی تازه است در نبوت تکرار نشده 
زمان حضرت موسی ع هارون رهبری امت هدایت شده رو برعهده نداشت مگر همه و همه دوباره گمراه نشدند و وقتی که موسی برگشت کسی نبود و موسی تعجب کرد 
در اخر جه بلای سر امتی که یک روز هدایت بافته بودن و روز بعد نبود اومد 
ایا در اینجا ضعف حضرت موسی بود در تربیتش که در نبودش گمراه شدن ایا خدا جواب موسی رو داد 
در ضمن خدا پیامبر رو یاری داده برای هدایت بشر نه بشر رو هدایت کنه برای رسول اکرم ص که اینجا رسول اکرم ص ناراحت بشه از امر خدا 
برادر نفاق در قران رو بیشتر بهش تامل کن دقیق متوجه میشی عمش فاجعه کجاست
 سلام بر برادر شیعه ام من امسال تازه به دانشگاه رفته ام و دست بر قضا با 5 سنی مذهب هم اتاق شدم شاید باورت نشه که 3بار آیه14 سوره فاطر رو برام خوندن که میگه هرکسی که غیر خدا رو بخونه مشرکه منظورشون توسله
من هم مدرک از توی کتابای اهل سنت جمع کردم که عمر هم به عباس عبد المطلب متوسل شده حدیث 1010 صحیح بخاری
و هم چنین اثبات حادثهی غدیر در کتب اهل سنت
و اثبات امامت که امامت جعل کردنی است نه انتخاب ازطرف مردم
و....
ازت میخوام که برام دعاکنی 
جبار جان کتاب شهابی در شب ( خلاصه شبهای پیشاور ) رو از اینترنت دانلود کن یه دور بخون و همچنین کتاب المراجعات این کتاب هم لینک دانلودش هست به نظرم میتونه خیلی کمکت کنه
شبهات برادران اهل سنت در حال حاضر با یک سری از تفکرات که منشا گرفته از وهابیته ترکیب شده و الا اهل سنت معتقد نه تنها به زیارت میرن توسل رو هم اشتباه نمیدونن .
موفق باشی 
برادر شماهم آیاتی که در قرآن اشاره داره به رانده شدن ابلیس رو بخون و به یاد دوستان بیار که ابلیس نمازخون عابد ! به دلیل اینکه ولایت حضرت آدم رو نپذیرفت خداوند در خطاب به او فرمود : کافر شدی ! 
استاد رائفی پور در مشهد یک سری سخنرانی دارن که فقط چند ساعت از کتب اهل سنت سند آوردن و از روی اسناد حقانیت تشیع رو ثابت کردن می تونید از این قبیل سخنرانی ها ام استفاده کنید .

ببین دوست عزیز خداوند در سر تا سر قران علام نارضایتی از یهود میکنه شاید بی تردید بشه گفت که یک ششم از ایات قران در مورد اهل کتاب اومده از اول قران نگاه کن تا اخر کجای قران گفته که من خدا از قوم بنی اسراییل راضی بودم و اونا مرتکب این کار شدند توی خود قرا ن قبل از اینکه حضرت موسی بره کوه تور  اومده که حضرت موسی چندین جا شکایت میکنه از همونایی که به حضرت موسی ایمان اوردتد به خدا ولی شما بیارید جایی کهپیامبر بیاد و از دست کسانی که ایمان اوردند به خدا شکایت کنه که اینا اینجوری اند اینا اونحوری اند .ما میگیم که صحابه معصوم نبودند دچار اشتباهاتی شدند ولی خدای نکرده کلا منحرف نشده اند یعنی شما میگی ایاتی که در مدح اصحاب پیامبر بود فقط در زمان پیامبر اعتبار داشته بعد منسوخ شده خدای تکرده زبانم لال خدا میخواسته اونایی که دور وبر پیامبرند رو خر کنه تا بیشتر جان و مال خودشونو بدند بعد از اینکه پیامبر میره هیچ خدا اونارو به حال خودشون رها میکنه. این قرانی که شما تعریف میکنی این مختص زمان پیامبر نه برای کل بشریت 
پاسخ:
متوجه ای چی داری میگی 
برادر ایا بنظر تو پیامبران مگر فرزند ناخلف نداشته اند و این بنظرت بخاطر ضعف در تربیت انها بوده است 
خوب حال چطور صحابه بخاطر ممکن الخطا بودن در هر اجتهاد صحیح دو برابر ثواب و در هر اجتهاد خطا بازهم یک درجه از ثواب براشون در نظر گرفته شود
اتفاقا ماهم میگیم خدا انها را به حال خود رها نمیکنه و چطور باید از قرانی که داره حفاظت میکنه ؟
اون همون ثقلین هستش 
یعنی فقط بیا تواتر ثقلین رو که تایید کننده وجود صاحت امام معصوم ع هست رو برسی کن 
از منابع اهل سنت صحت کتاب الله عترتی  اهل بیتی  رو تحلیل کن ببین از دوتا یادگار لن یتفرق که موجب لن تظلو ابدا شدن هست که قران و اهل بیت هست در این قرن چهارده از دیدگاه شما چطور میسر هست 
من بعنوان کوچک شما میخوام تحلیل صحیح ثقلین رو به من و کاربران   یاد بدین 

به این دوستومن که همش
رائفی پور میکنه ببین دوست عزیز من حرفای ایشونو شنیدم ایشون اکثر منابعی که میاره منابع ضعیف اند که خود اهل سنت هم میگه ضعیف اند 

سخنرانی های آقای رائفی پور مشکلی نداره 
مشکل اینجاست که چون پدرو مادر ما و اجدادمون سنی بودن ما نمی تونیم بپذیریم راه شون اشتباه بوده و مدام در برابر همه چی حتی اگر صدها دلیل بر اثباتش وجود داشته باشه جبهه میگیریم .... 
احساستون قابل درکه ولی خب چه میشه کرد !
دیدگاه شما برادران اهل سنت حتی نسبت به شخص پیامبر هم درست نیست چه برسه به موضوع امامت . 

شفای فرشته ای که تبدیل به مار شده بود

روزی رسول خدا(ص)واردخانه عایشه شدوروی تخت درازکشیدوخوابید،دراین هنگام ،ماری داخل اتاق شدورفت روی شکم حضرت قرارگرفت.  وقتی عایشه این منظره رادید،سراغ پدرش ابوبکررفت تامارراازروی شکم حضرت دورنماید،وقتی ابوبکرآمدوخواست وارداتاق شودماربه طرفش پریدواوبرگشت.

عایشه به سراغ عمربن خطاب رفت.اونیزهمانندرفیقش وقتی خواست واردشودماربه طرفش حمله کردواونیزبازگشت.  میمونه وام سلمه به عایشه گفتند:به سراغ علی بن ابی طالب(ع)برو.

عایشه جریان رابه عرض حضرت علی(ع)رساند،وقتی علی(ع)وارداتاق شدماردرمقابل حضرتش ایستاد،آنگاه پروانه واردورحضرت علی(ع)می چرخیدوبه اوپناه می برد،سپس در گوشه ای از خانه خزید

پیامبر(ص)از خواب بیدار شد وفرمود:ای اباالحسن!تو اینجا هستی؟توکم ترخانه ی عایشه می آیی!

عرض کرد:ای رسول خدا!اینک خودش خواست تا خانه اش بیایم در این حال مار به قدرت خدا زبان به سخن گشود وگفت:ای رسول خدا!من فرشته ای هستم پروردگار جهانیان بر من غضب کرداینک نزداین وصی آمده ام تا در پیشگاه خداوندبرای من شفاعت کند.  رسول خدا(ص)فرمود:ای علی!تو برای او دعا کن تا من آمین بگویم.

علی علیه السلام دعا کرد و پیامبر (صلی ا.. علیه واله)آمین گفت.

مار گفت:ای رسول خدا!به راستی که خداوند مرا آمرزید وبالم را پس داد.  وناپدید شد.

منبع:
القطره جلد ۲ 
به نظرت خواب پیامبر اینقدر سنگینه...
فرشته مگه معصوم نیست  
۱۶ بهمن ۹۳ ، ۰۰:۱۹ . خلیل الله
ببین من متوجه ام چی می گم لحن بند تند بوده
منظور بنده اینه که تکلیف آیاتی که در مدح اصحاب بوده به قوه خودش هست یا منسوخ شده اینه سوال بنده جان
با یکی از دوستان شیعه گفتگو میکردیم گفت که عایشه رو امام حسین طلاق داده خیلی واسم عجیب بود همچین عقیده ای از شیعیان واسم حالا واقعا یه هم چین چیزی هست و شیه بهش اعتقاد داره یانه
درمورد امام در حال حاضر ببین هزار اندی سال گذشته از غیب حال شمامیگید امام بین مردم زندگی میکنه همچین فردی حتما زن و بچه داره ایا زن و بچه امام همراه امام این همه مدت بودند یا این که بعد از هر چن مدت یک بار زن جدید اختیار می کنه...
ببین دوست عزیز شما توی توی محرم وهر عزاداری یا شادیتون میگید این نظر امام حسین مونه یا دیگر امامان درحالی که خدا یکی از چیز هایی که حرام دونسته به سراحت توی قران نذر برای غیرالله
حالا والله نمیدونم اسلام اجازه همچین مراسمی یا نذر و نذوراتی رو میده یا نه اسلامی که در زمان پیامبر حتی از عمالی که مردم را یاد دوران قبل از اسلام شون مینداخت منع میکرد چطور بعد اجازه داده نمیدونم

جواب این دوستمون ببین عقیده ما در مورد پیامبرمون درسته نمیخواد شما نظر بدید شما برید عقیده خودتون درست کنید درمورد خدا وپیامبر قران ...
اگر عقیده شما در مورد پیامبر درست بود که ایشان رو متهم به هذیان گویی نمی کردید ! بسیاری از احادیث کتب صحیح شما توهین به شخصیت والا مقام پیامبر است .
بجای نشستن پای شبکه های ماهواره و حرفهای خنده دار کاش کمی کتابهای شیعیان رو می خوندید و یابا یک روحانی حرف میزدید و شبهات تان را مطرح می کردید 
نذر برای غیر الله ؟؟؟ این دقیقا همون حرف مضحکی است که کارشناس شبکه کلمه ! هرسال مطرح می کنه و بر بی سوادی خودش مهر دیگری میزنه ! پاسخش خیلی سخت نیست اگر گوش شنوایی باشد ! 
صیغه نذری که شیعیان برای هر نذر باید بخوانند و الا نذرشان قبول نیست  این است: «لله علی ان کذا کذا ….» «برای خدا بر ذمه من است که اگر مثلا مریض من خوب شود یاحاجتم روا شود در روز عاشورا ، تاسوعا و غیره اطعام دهم...یعنی نذر برای خدا اما در روزی که منتسب به اهل بیت است .


سلام عرض میکنم خدمت شما
آقای خلیل الله اگر وقت دارید سری به برنامه های کلمه طیبه در یوتیوب یا سایت گفتگوی دینی (askdin.com) یا سایت حضرت ولیعصر بزنید پاسخ تمام سوالات تون رو میتونید ان شاالله پیدا کنید.
وقتی یک نفر میگه من 
برای امام حسین علیه السلام و اهل بیت نذر کردم 
یعنی نذر برای خدا و تقدیم ثواب آن نذر به روح امام علیه السلام
و توسل به ایشان . 
در رابطه با موضوع توسل هم مطالب زیادی در اینترنت وجود داره که میتونید به اونها مراجعه بفرمایید
پاسخ:
سلام در همین وبلاک این سوالات رو جندین بار توضیح دادم اما بازهم سوال میشه 
یک نمیشه به همه جدا جدا توضیح داد 
دوم به افراد معاند و مقرض کاری ندارم 
به کوری همه دشمنان شیعه فقط بگو یا علی یا علی یا علی
حمید خان دمت گرم خوش اومدی به جمع با صفاهای بهشتی
خدمت حمید جان سلام عرض می کنم و پذیرفتن ولایت برحق علی ابن ابطالب (ع) رو بهش تبریک میگم . ضمنا از برادان اهل سنت می پرسم شما اگر برحقید چرا فاطمه زهرا (س) وصیت کرد که شبانه دفن بشه که خلفای راشدین که تشیع جنازهاش شرکت نکنند ؟       شما که میگید ما مرده پرست هستیم و برای گرفتن حاجت به اهل بیت متوسل می شیم در صورتیکه خدا به حاجات بنده گانش آگاهه چرا شما برادان اهل سنت که مریض میشید به دکتر مراجعه می کنید  مگر خدا به اوضاع و احوال شما آگاه نیست چرا مستقیم از خود خدا طلب شفای مریض نمی کنید ؟ و صدها چرا دیگر .......
۱۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۵۰ نجیب الله بهرامی
ما مسلمانان چقدر عقب هستیم از عقیده ی خود که راه رسیدن به خدا را در مذهب دیگر پیدا میکنیم.
من اهل سنت و جماعت هستم در مذهب من گفته خدا پرست باش ، قرآن بخوان ، به مردم نیکی کن ، از بدی ها دوری کن ، با مردم خوش اخلاق باش  و منتظر رحمت من باش. حرفم این نیست که خدایی نکرده شیعه بد هست یا .. بلکه نظر من اینه فرار از مذهب موجب هرج و مرج در اسلام میشه و پایه های اسلام رو سست میکنه.دشمنان انتظار میکشند تا ما از هم جدا بشیم.
من نمیدونم چواب شما چیه که تغییر مذهب رو مثبت یا منفی پاسخ بدید اما من عقیده دارم تغییر مذهب کا درستی نیست
اگر واقعا انسان هدف خدا باشد بهانه ای برای تغییر مذهب ندارد.
خداوند متعال خودش بر حال ما رحم کند.
۱۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۵۲ نجیب الله بهرامی
این دوستان نظر دهنده هم بجای پیدا کردن سند برای تثبیت مذهب خود بهتره سندی بر اعمال نیک خود ارائه بدند

با سلام پست بسار زیبا و پر احساس شما دوست عزیز را خواندم .. ماشاءالله به همت شما که خواستار تحقیق بودی .. ان شاءالله موفق باشی .. 

بابت اختلاف نظر در مورد شیعه وسنی باید عرض کنم .. حضرت رسول الله در مدینه به شخصی ظاهر شدند و از آن شخص خواستند که تفرقه نیندازد وراه تقوا را پیش بگیرد ...
سلام علیکم.
بعکس شما من که یک شیعه زاده ام با مدرک وتحصیلات عالیه الهیات ومعارف اسلامی باتحقیق ومطالعات بسیار از دانشمندان بزرگی چون استادحیدرعلی قلمداران،علامه سنگلجی،علامه ابوالفضل ابن الرضا،استادمصطفی طباطبایی ودیگران متوجه شدم که در اسلام فرقه ومذهب وجود ندارد وهیچگاه رسول خدا صلی الله علیه واله وائمه وخلفا و صحابه رسول اکرم نگفته اندکه من سنی ویاشیعه ام! بلکه می گفتندمن مسلمانم. وامرتُ ان اکون من المسلمین .وامرتُ ان اکون من المومنین.هوسمّکم المسلین. انّ الدین عندالله الاسلام .وانا اوال المسلمین.وامرنالنسلم لرب العالمین...
بهرجهت مستبصرشدم وفهمیدم که فرقه شیعه وسنی هر دوگمراه بوده ودرتضادمحض کلام وحی بوده وخلاف منطق قرآن! دم ازفرقه و مذهب می زنند!
بقول یکی از این بزرگان فی الواقع هرکس ادعای مذهب کندبه رسم قرآن کریم پس دین ندارد.درتمام قرآن همیشه سخن از دین است نه مذهب وفرقه!
ضمناًدرخصوص مواردی چون صیغه(ازدواج موقت) ووو مغالطه های بزرگی نمودیدکه هیچ نص وتصریح قرآنی ندارد وپاسخ شمادراین مختصرنمی گنجد.
خود می دانیدکه حکومت شماها رامی خواهدنه امثال من را !؟؟؟
پس من باید درسکوت نِسبی بوده وشمانه تنها آزاد!! بلکه پشتوانه حکومتی نیز داردیدوبلکه می توانیدچهره ای تبلیغاتی مانندآن محمدتیجانی صوفی مسلک شوید!! که با آن کتاب مفتضح خودیک شهرت کاذب به خود داده است! کتابش راخوانده ام واقعاً مسخره است.فتدبّر جیّداً.
بهرحال حمیدآقای عزیزخود دانیدوالتماس دعا.
وصلی الله علی محمدواله.
پاسخ:
برادر میدانی چه چیزی مرا خوشحال میکند 
تحقیق باعث خوشحال شدن من هستش 
و چون خودم زمانی که شیعه شدم مورد تذکر و نصیحت و سپس تکفیر دیگران شدم پس اینگونه با تو برخورد نمیکنم به اعتقاداتت احترام.میزارم 
ولی اجازه نمیدم توهین کنید چون اولا ما پشتوانه دولتی نداشته و نمیخواهیم چون حتی اگر دولت مخالف ما باشد ما ولایت امیر المومنین ع رو علمداری خواهیم کرد 
در ارتباط با دکتر تیجانی بقول شما صوفی کاری به ایشان ندارم اما اینگونه تمسخر کردن شما توهین به شخص است و این خلاف انسانیت و دین محوریست 
من بشخصه صوفی مسلکان بسیار دیدم که در مراتب انسانیت خیلی از امثال من بهتر بودن 
پس ابتلا هدف از خلق را از یاد نبریم 

هدف من یک چیز است ازادی اعتقاد با احترام 
شما دلایلی دارید برای خودتان ولی بنده کاملا با شما مخالفم 
سلام.نظربرادرعلیرضامن رابه فکر واندیشه بسیار وا داشت واقعاً ماگمراه هستیم که بجای دین اسلام به فرقه هاومذاهب مختلف شیعه وسنی چسبیده ایم.من تصمیم خود رامن بعدگرفتم.
بلحاظ اعتقادی دین من اسلام وکتاب اسلام هم قرآن است وبس

سلام.برادر محترم آقا علیرضا عرض شما صحیح، پیامبر نگفته اند که من سنی ام یا شیعه. اختلاف دو مذهب شیعه و سنی بر سر امامت آقا امیرالمومنین علی (ع) هست.پیامبر جهت ابلاغ دین اسلام به رسالت رسید و در آن زمان اختلافی وجود نداشت و مذهبی وجود نداشت.موضوع مذهب بعد از رحلت نبی مکرم اسلام پیش آمد.مگر می شود پیامبر دین اسلام را که از طرف خداوند مأموریت تبلیغ آن را داشته بعد از ر