شیـعه

وبلاگ شخصی حمید شیرانی

شیـعه

وبلاگ شخصی حمید شیرانی

درباره بلاگ
شیـعه

نبی اکرم (ص) : هر کس که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جهاهلیت مرده است .

شیعه آن چیزی نبود که به ما میگفتند بلکه شیعه ای که ما آن را شناختیم اندیشه ای ناب و برحق بود .

هدف داریم فرهنگ مکتب اهل بیت پیامبر ص و اندیشه ائمه اطهار رو تبلیغ و ترویج کنیم .

به امید ان روزی همه فرق اسلامی. مردممان , قوممان (قوم بلوچ) به ولایت امام زمان (عج) ایمان بیاورند و به امامت ائمه اطهار (ع) شهادت بدهند.

التماس دعا
حمید شیرانی 1391/10/03
بلوچستان

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
نویسندگان

روایت فوق، با تعبیرهای مختلف از زبان مبارک رسول خدا صلی الله علیه وآله در شأن والای امیر مؤمنان حضرت علی بن ابی‌طالب علیهما السلام صادر شده است.

تعبیرهای مختلف این روایت، در مقاله جداگانه تحقیق و بررسی شده است. یکی از تعبیرها، عبارت فوق است که همراه با اسکن کتاب، به محضر حق جویان راه حقیقت تقدیم می‌شود.

از این روایت،‌ چند مطلب مهم درباره امیر مؤمنان علیه السلام ثابت می‌شود:

مطلب اول: عصمت مطلق آن حضرت:

قرآن کریم کلام خداوند است که از طریق جبرئیل امین بر رسول خدا صلی الله علیه وآله نازل شده و آن حضرت نیز بدون دخل و تصرف آن را برای امت اسلامی ابلاغ فرموده است.

بنابراین، همانگونه که قرآن کریم کلام الهی و پیراسته از سخنان بشری و اوهام شیطانی است، امیر مؤمنان علیه السلام که همراه همیشه قرآن است، نیز معصوم از هرگونه خطا و اشتباه در هر زمان است.

مطلب دوم؛ برتری آن حضرت بر صحابه و افراد دیگر:

بدون تردید،‌ کسی که طبق نص صریح رسول خدا صلی الله علیه وآله همواره با قرآن است و لحظه از قرآن جدا نبوده، بر کسانی دیگر که این ویژگی‌ را ندارند و یا احیاناً به مدت دوازده سال روخوانی یک سوره را یاد می‌گیرند و یا معانی کلمات قرآن را نمی‌دانند، برتر است.

البته ویژگیهای برتری آن حضرت تنها در عصمت خلاصه نمی‌شود؛‌ بلکه ویژگیهای علمی،‌ و سایر فضائل منحصر به فرد آن حضرت نیز در اثبات برتری ایشان نقش ویژه دارند که در این مختصر مجال بحث آن نیست.

مطلب سوم؛ اولویت حضرت برای تصدی مقام خلافت.

 بعد از اثبات عصمت و برتری آن حضرت، گذشته از نص قرآنی و روایات رسول وحی، از دیدگاه عقل سلیم نیز شخصی برای جانشینی رسول خدا و امامت و هدایت امت اسلامی، سزاوار است که این ویژگیها را داشته باشد. طبق این روایت معتبر، علی علیه السلام این ویژگیها را داشته اند و در نتیجه ایشان برای تصدی مقام خلافت و امامت الهی، لیاقت دارد و سزاوار تر از دیگران است.

در این نوشتار به دو طریق روایت اشاره می‌کنیم:

الف: روایت ام سلمه (س) از رسول خدا (ص)

«ام المؤمنین ام سلمه» یکی از بهترین زنان رسول خدا صلی الله علیه وآله بوده که تا آخر عمر در کنار اهل بیت آن حضرت بوده و به مناسبت هایی، از ساحت امیر مؤمنان و اهل بیت دفاع می‌کرده است.

واقعه جمل، یکی از بهترین فرصت هایی بود که ام سلمه، برتری امیر مؤمنان و شایستگی آن حضرت را برای مقام ولایت از زبان رسول خدا صلی الله علیه وآله بیان کرده است.  

حاکم نیشابوری، روایت ام سلمه را با این سند از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل کرده است:

 (4566) أَخْبَرَنَا أَبُو بَکْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَفِیدُ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ نَصْرٍ، ثنا عَمْرُو بْنُ طَلْحَةَ الْقَنَّادُ الثِّقَةُ الْمَأْمُونُ، ثنا عَلِیُّ بْنُ هَاشِمِ بْنِ الْبَرِیدِ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: حَدَّثَنِی أَبُو سَعِیدٍ التَّیْمِیُّ، عَنْ أَبِی ثَابِتٍ مَوْلَى أَبِی ذَرٍّ، قَالَ: کُنْتُ مَعَ عَلِیٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ یَوْمَ الْجَمَلِ، فَلَمَّا رَأَیْتُ عَائِشَةَ وَاقِفَةً دَخَلَنِی بَعْضُ مَا یَدْخُلُ النَّاسَ، فَکَشَفَ اللَّهُ عَنِّی ذَلِکَ عِنْدَ صَلاةِ الظُّهْرِ، فَقَاتَلْتُ مَعَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، فَلَمَّا فَرَغَ ذَهَبْتُ إِلَى الْمَدِینَةِ، فَأَتَیْتُ أُمَّ سَلَمَةَ، فَقُلْتُ: إِنِّی وَاللَّهِ مَا جِئْتُ أَسْأَلُ طَعَامًا وَلا شَرَابًا وَلَکِنِّی مَوْلَى لأَبِی ذَرٍّ، فَقَالَتْ: مَرْحَبًا فَقَصَصْتُ عَلَیْهَا قِصَّتِی، فَقَالَتْ: أَیْنَ کُنْتَ حِینَ طَارَتِ الْقُلُوبُ مَطَائِرَهَا؟ قُلْتُ: إِلَى حَیْثُ کَشَفَ اللَّهُ ذَلِکَ عَنِّی عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ، قَالَ: أَحْسَنْتَ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: " عَلِیٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِیٍّ لَنْ یَتَفَرَّقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ ".

در روز جمل، وقتى چشمم به «عایشه» افتاد که ایستاده بود، پاره‏اى از خیالات که در دل دیگران وارد مى‌شود، در دل من پدید آمد، هنگام نماز ظهر، خداوند شک و تردید را از دل من برطرف ساخت و سرانجام به پشتیبانى از حضرت على علیه السّلام با دشمنان او نبرد کردم. پس از پایان جنگ به مدینه بازگشتم. و به خانه «امّ سلمه» رفتم و به او گفتم: به خدا سوگند! به منظور درخواست خوراکى و آشامیدنى به خانه تو نیامده‏ام. من آزاده شده «ابوذر» هستم.

ام سلمه، به من خوش آمد گفت و من حکایت حال خود را در روز جمل بازگو کردم. «ام سلمه» گفت: آنگاه کجا بودى که دلها به سوى منطقه پرواز خود مى‌رفتند؟ در پاسخ گفتم: تا آنجا پرواز کردم که خداوند پرده شک را از چشم دل من‏ برطرف کرد و در هنگام ظهر، دروازه حقیقت به روى من گشوده شد و در راه حقیقت، از جان گذشته و عاشقانه با دشمنان نبرد کردم.

ام سلمه، از شنیدن سخنان من، شادمان گشت و به من آفرین گفت و اظهار داشت: از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم که فرمود:

على همراه قرآن است و قرآن نیز همراه با على علیه السّلام است. هیچگاه على علیه السّلام از قرآن و قرآن از على علیه السّلام، جدا نمى‌شوند تا این که کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص134، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990

تصحیح حاکم نیشابوری و شمس الدین ذهبی

حاکم نیشابوری در پایان، روایت را تصحیح کرده و می‌نویسد:

هَذَا حَدِیثٌ صَحِیحُ الإِسْنَادِ، وَأَبُو سَعِیدٍ التَّیْمِیُّ هُوَ عُقَیْصَاءُ ثِقَةٌ مَأْمُونٌ، وَلَمْ یُخَرِّجَاهُ.

این روایت سندش صحیح و ابوسعید تیمى همان عقیصاء است که ثقه و مورد اعتماد است؛ ولى بخارى و مسلم این روایت را نقل نکرده‌اند.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص134، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990

شمس الدین ذهبی نیز نظر حاکم را تأیید کرده و روایت را صحیح می داند

 

 

 

 

 

 

ب:‌روایت سعد بن ابی وقاص با تأیید ام سلمه

این روایت،‌ با عبارت « انت مع الحق و الحق معک حیث ما دار» از طریق سعد بن ابی وقاص در حضور معاویه بن ابی‌سفیان،‌ عبد الله بن عمر و ابن عباس در مدینه بیان شده است.

نکته مهم این که: معاویه برای اثبات صدور این روایت از رسول خدا صلی الله علیه وآله از سعد بن ابی‌وقاص شاهد خواست. از این رو ، آنها نزد «ام المؤمنین ام سلمه»‌ آمدند و ام سلمه نیز صدور این روایت از رسول خدا در خانه خود تأیید کرد.

حال متن روایت را از کتاب «تاریخ مدینة دمشق» به نقل ابن عساکر می‌خوانیم:

(19567)- أَخْبَرَنَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مَنْصُورٍ، أنا أَبُو الْحَسَنِ أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ أَبِی الْحَدِیدِ، أنا جَدِّی أَبُو بَکْرٍ، أنا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ یُوسُفَ بْنِ بِشْرٍ، نَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ رَاشِدٍ الطَّبَرِیُّ، بِصُورَ، وَأَحْمَدُ بْنُ حَازِمِ بْنِ أَبِی غرزة الْکُوفِیُّ، قَالا: أنا أَبُو غَسَّانَ مَالِکُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ، نَا سَهْلُ بْنُ شُعَیْبٍ النِّهْمِیُّ، عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْمَدِینِیِّ، قَالَ: حَجَّ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ فَمَرَّ بِالْمَدِینَةِ، فَجَلَسَ فِی مَجْلِسٍ فِیهِ سَعْدُ بْنُ أَبِی وَقَّاصٍ، وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ، وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ، فَالْتَفَتَ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ، فَقَالَ: یَا أَبَا عَبَّاسٍ، إِنَّکَ لَمْ تَعْرِفْ حَقَّنَا مِنْ بَاطِلِ غَیْرِنَا، فَکُنْتَ عَلَیْنَا وَلَمْ تَکُنْ مَعَنَا، وَأَنَا ابْنُ عَمِّ الْمَقْتُولِ ظُلْمًا یَعْنِی عُثْمَانَ بْنَ عَفَّانَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَکُنْتُ أَحَقَّ بِهَذَا الأَمْرِ مِنْ غَیْرِی، فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: اللَّهُمَّ إِنْ کَانَ هَکَذَا فَهَذَا وَأَوْمَأَ إِلَى ابْنِ عُمَرَ أَحَقُّ بِهَا مِنْکَ، لأَنَّ أَبَاهُ قُتِلَ قَبْلَ ابْنِ عَمِّکَ، فَقَالَ مُعَاوِیَةُ: وَلا سَوَاءً، إِنَّ أَبَا هَذَا قَتَلَهُ الْمُشْرِکُونَ، وَابْنَ عَمِّی قَتَلَهُ الْمُسْلِمُونَ، فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: هُمْ وَاللَّهِ أَبْعَدُ لَکَ وَأَدْحَضُ لِحُجَّتِکَ، فَتَرَکَهُ وَأَقْبَلَ عَلَى سَعْدٍ، فَقَالَ: یَا أَبَا إِسْحَاقَ، أَنْتَ الَّذِی لَمْ تَعْرِفْ حَقَّنَا، وَجَلَسَ فَلَمْ یَکُنْ مَعَنَا وَلا عَلَیْنَا، قَالَ: فَقَالَ سَعْدٌ: إِنِّی رَأَیْتُ الدُّنْیَا قَدْ أَظْلَمَتْ، فَقُلْتُ لِبَعِیرِی: إِخْ، فَأَنَخْتُهَا حَتَّى انْکَشَفَتْ، قَالَ: فَقَالَ مُعَاوِیَةُ: لَقَدْ قَرَأْتُ مَا بَیْنَ اللَّوْحَیْنِ، مَا قَرَأْتُ فِی کِتَابِ اللَّهِ (ص): إِخْ، قَالَ: فَقَالَ سَعْدٌ: أَمَا إِذْ أَبَیْتَ، فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) یَقُولُ لِعَلِیٍّ: " أَنْتَ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَکَ حَیْثُ مَا دَارَ "، قَالَ: فَقَالَ مُعَاوِیَةُ: لَتَأْتِیَنِّی عَلَى هَذَا بِبَیِّنَةٍ، قَالَ: فَقَالَ سَعْدٌ: هَذِهِ أُمُّ سَلَمَةَ تَشْهَدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَقَامُوا جَمِیعًا فَدَخَلُوا عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ، فَقَالُوا: یَا أُمَّ الْمُؤْمِنِینَ، إِنَّ الأَکَاذِیبَ قَدْ کَثُرَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَهَذَا سَعْدٌ یَذْکُرُ عَنِ النَّبِیِّ (ص) مَا لَمْ نَسْمَعْهُ، أَنَّهُ قَالَ، یَعْنِی لِعَلِیٍّ: " أَنْتَ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَکَ حَیْثُ مَا دَارَ "، فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: فِی بَیْتِی هَذَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لِعَلِیٍّ، قَالَ: فَقَالَ مُعَاوِیَةُ لِسَعْدٍ: یَا أَبَا إِسْحَاقَ، مَا کُنْتُ أَلْوَمَ الآنَ إِذْ سَمِعْتَ هَذَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَجَلَسْتَ عَنْ عَلِیٍّ، لَوْ سَمِعْتُ هَذَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) لَکُنْتُ خَادِمًا لِعَلِیٍّ حَتَّى أَمُوتَ.

معاویه، پس از حج به مدینه آمد و در مجلسى نشست که در آن سعد بن أبى وقاص، عبد الله بن عمر و عبد الله بن عباس حضور داشتند. رو به عبد الله بن عباس کرد و گفت: اى أبا عباس! تو حق ما را از باطل دیگران تشخیص ندادى؛ علیه ما بودى نه با ما؛ در حالى که من پسر عموى کسى هستم که مظلوم کشته شد ـ یعنى عثمان بن عفان ـ و من براى این کار شایسته‌تر دیگران بودم.

ابن عباس با اشاره به پسر عمر جواب داد: اگر این طور بود، او از تو شایسته‌تر بود؛ چرا که پدر او پیش از پسر عموى تو کشته شد. معاویه گفت: این دو با هم مساوى نیستند؛ چرا که پدر او را مشرکان کشت؛ اما پسر عموى مرا مسلمانان. ابن عباس جواب داد: این که آن‌ها مسلمان بودند، خلافت را از تو دورتر و حجت تو را راحت‌تر باطل مى‌کند.

پس معاویه، ابن عباس را رها کرد و رو به سعد بن أبى وقاص گفت: اى ابو إسحاق! تو کسى بودى که حق ما را نشناختى و کنار نشستى نه با ما بودى و نه علیه ما !

سعد گفت: من دیدم که دنیا تاریک شده بود؛ پس به شترم گفتم: اخ (بخواب)، شترم را خواباندم تا تاریکى‌ها از بین برود. معاویه گفت: من در بین لوحتین (قرآن) را خواندم؛ اما‌ در کتاب خدا کلمه «إخ» نخواندم.

سعد در جواب گفت: حالا که نمى‌پذیرى؛ پس من از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شنیدم که به على (علیه السلام) مى‌گفت: «تو با حق هستى و حق با تو است؛ هر کجا که باشی». معاویه گفت: باید براى این سخنى که گفتى شاهد بیاورى. سعد گفت: ام سلمه شهادت مى‌دهد که رسول خدا صلی الله علیه وآله آن را گفته است.

پس همگى بلند شدند و پیش ام سلمه آمدند؛ گفتند: اى مادر مؤمنان ! دروغ بستن به رسول خدا صلی الله علیه وآله زیاد شده است، ابن سعد، از رسول خدا چیزى را نقل مى‌کند که ما نشنیده‌ایم که خطاب به على (علیه السلام) فرموده باشد: «تو با حق هستى و حق با تو است، هر کجا که باشی». پس ام سلمه گفت: رسول خدا صلی الله علیه وآله این مطلب را در این خانه من به على (علیه السلام) گفت.

پس معاویه به سعد گفت: اى ابوإسحاق ! من الآن بیش از تو نباید ملامت شوم؛ چرا که تو این مطلب را از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیدى و به على (علیه السلام) نپیوستى، اگر من آن را از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیده بودم، تا زمان مرگ خادم على (علیه السلام) مى‌شدم.

ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله (متوفاى571هـ)، تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل، ج20، ص361، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر: دار الفکر - بیروت - 1995.

 

 

 

 

تصحیح سند این روایت

حمیدشیرانی

روایانی که در سند این روایت قرار دارند، از سوی علمای رجال اهل سنت توثیق شده اند و در نتیجه روایت معتبر است.

نظرات  (۱۷)

با سلام.من هم مثل ایشان دختری شیعه مذهب هستم و خواستگاری سنی مذهب با فرقه ی شافعه ای دارم. همدیگر را دوست داریم. به امامان من احترام می گذارد.ازایشان خواستم در باره مذهب من تحقیق کند و مذهبش را تغییر دهد اما می گوید اگر مذهبم را تغییر دهم از خانواده طرد می شوم. ایشان از من تغییر مذهب را نخواسته است.از آینده می ترسم. حتی درباره بچه ها با ایشان صحبت کردم. می گوید برایم مهم نیست بچه هایم چه مذهبی داشته باشند.آنها به مذهب تو باشند.انسان خدا ترس و سخت کوشی ست.می گوید به زیارت هر امامی بخواهی تورا می برم فقط ازمن تغییر مذهب نخواه.پرسیدم اگر درآینده متوجه شوی شیعه درست است حاضری تغییر مذهب دهی گفت بله.می گوید اگر در زندگی مشترک به مذهب فکر نکنی برایمان مشکلی پیش نمیآید.ا مکانش هست بعد از ازدواج مذهبش تغییر کند؟لطفاً مرا راهنمایی کنید
پاسخ:
09152974972 تماس بگیر
سلام خواهرم ، حقیقتش زندگی یکم سخت میشه با این تفاسیر ، شما میگید همسرتون گفته حرف تغییر مذهب را نزن ، ولی به شما که نگفته تحقیق نمیکنم ، تحقیق در مذهبت و اثبات حقانیتش بر پایه مستندات و ادله های منطقی توصیه شده پس بهش بگید اقلا تحقیق بکنه و به حقیقت پی ببره ، اگر از این هم امتناع کنند ، معلومه که حقیقت رو میدونند ولی از پذیرفتنش امتناع میکنند ، خیلی عذر میخوام ، ولی یه حرف قشنگ مولوی خیرشاهی زد که گفت ، کسی که خوابیده رو میشه از خواب بیدار کرد ، اما کسی که خودش رو به خواب زده اصلا نمیتونی از خواب بیدار کنی...!!!! من به همسرتون حق میدم ، همینطور که به حمید شیرانی حق میدم ، هنگام تغییر مذهب تعصب مثل یه سد محکم جلوی این حرکت رو میگیره ، واقعیت و حقیقت رو میدونی ولی بخاطر ترس و تعصب و به قوله خودشون طرد شدن از خانواده و اقوام و خویشان عواملی هست که مانع بر پذیرفتن واقعیت و حقیقت میشه ، به شوهرتنون بگید چطور میخواد بفهمه که شیعه بر حق است ، مسلما باید تحقیق کنه ، پس بگید که خودشون رو به خواب نزنه و تصمیم بگیره و رضایت خدا و رسول خدا رو به رضایت خانواده و اقوام و ایل و قبیله شون ترجیح بده ، من بهتون توصیه میکنم که اگر از آینده میترسید همین الان تکلیفش رو مشخص کنید تا در ابهام نباشید..!!! انشا الله که از سردرگمی و بلاتکلیفی خارج شید و انشا الله این مقدمه ای باشه واسه هدایت همسرتون.
یا علی مدد......
پاسخ:
سلام برادرم خوبی کجایی داداش خوبم

سلام.از راهنماییتون ممنونم.گاهی وقتا در مقابل جوابای من کم میاره اما مطمئنم تعصب و طرد شدن اجازه تحقیق رو بهش نمیده. هر لحظه دارم به این موضوع فکر می کنم. نمی دونم چه تصمیمی بگیرم. از همه لحاظ انسان کاملیه جز مذهب. خواهش می کنم کمکم کنید تا چشماش رو به روی حقیقت باز کنم.  

سلام.آقای شیرانی ایشان چندین بار گفتند نه مذهب شیعه نه مذهب سنی.مذهب پیامبر را انتخاب می کنم.از ایشان خواستم درباره پیامبر تحقیق و مطالعه کند.آیا با مطالعه رفتار پیامبر متوجه وضو گرفتن و نمازخواندن او شود تأثیر گذار است؟و این مقدمه ای برای شیعه شدن او می شود؟
پاسخ:
09152974972
۰۳ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۳۵ محمد ماهری
آقای زنده دل را میخای زیارتش کنی اونم شیعه شده بود
با سلام و احترام خدمت آقا حمید ! برادر دوست داشتنی همه ما ، برادران شما در جمهوری اسلامی ایران ، همیشه در خدمت شما هستند ، و از خانواده ی شما حفاظت کامل خواهد شد ( این رو به شما قول میدم ) ، راهی که انتخاب کردید قطعا حقیقت هست ، همیشه شما رو دعا می کنیم و پشتیبان شما خواهیم بود ، راه علی طریقت حقیقت هست ، ارادتو محکم کن ، نگران هیچی هم نباش ، دوست داریم ، عاشق شما هستیم ، یا مولاعلی!

جمعی از عاشقان مولا علی از آذربایجان ایران اسلامی

این آقای زنده دل ، آدم نیست که اینقدر آدم بی شعور و بی اطلاع از مذهبش؟؟؟ اول سنی بوده ، باز شیعه شده ، باز سنی شده ، این از اون اشخاص مارموزیه که میخواد با دو سه بار تغییر مذهب و دوباره برگشت به همون مذهب قبلش به جووناشون بفهمونه که : آهای من دکتر زنده دل بودم ، هفت سال شیعه شده بودم ولی بعد دیدم که شیعه کفره و توبه کردم و بازگشتم...!! پس شیعه شدن خیانت به رسول الله است ،  این حرفارو داره تو یه مجلس در یکی از مساجد میزنه که شیعه ها کناره سنی ها نشستن و با هم مشکلی ندارند ، از بیشعوریش همون بس که بعد از اتمام حرفش خیرشاهی اومد از شیعه هایی که حاضر در جمع بودند عذر خواهی کرد بخاطر حرف های اون آقای مرده دل ، ببین بخاطر اینکه جلوی تحقیق جوونا رو بگیرند خودشون به چه کارهایی دست میزنند تا نشون بدند مثلا ما تحقیق کردیم و فهمیدیم که نه همون مذهب اهل سنت سر هست در مذاهب ، پس شما دیگه تحقیق هم نکنید که مبادا گمراه بشید...!!! امیدواریم که این آقای مرده دل و همراهاش همینطور در سردرگمی بمونن که چه مذهبی رو اختیار کنند و در آخر لا مذهب از دنیا برن ، تا جایگاه واقعیشون واسه بقیه مسلمین روشن بشه...!!! یا علی مدد . . . . 
۰۹ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۰۷ زهرا حقیقت جو
سلام آقای شیرانی من در کتابی روایات مستند از آیاتی که در مقام امام علی (ع) نازل گردیده دیده ام اگه امکان داره  آیه ها رو به صورت کامل وزمان نزولش رو بزارین به نظرم مفید خواهد بود یا اگه اجازه بدین در همین صفحه من
اینکارو انجام بدم
با تشکر
پاسخ:
حتما اقدام کن باعث خوشحالی ماست 
۱۲ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۴۱ زهرا حقیقت جو
سلام   بااجازه آقای شیرانی ودیگر بزرگان

ولایت امام علی (ع ) در قرآن :

1 - آیه تبلیغ ( سوره مائده آیه 67 ) :ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت نازل شده است به طور کامل به مردم برسان، و اگر انجام ندهی، رسالت او را انجام نداده ای، و خداوند تو را از (خطرهای احتمالی) مردم نگاه می دارد، و خداوند جمعیت کافران لجوج را هدایت نمی کند جریان غدیر در سال آخر عمر پیامبر اکرم (ص) در حجة الوداع اتفاق افتاد و آن حضرت، با بیان «... من کنت مولاه فهذا علی مولاه...» یعنی هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست و...، به امامت علی بن ابیطالب تصریح فرمود و رسالت خود را ابلاغ فرمود.این واقعه توسط عده ی زیادی(110 نفر) از صحابه پیامبر اکرم(ص) و همچنین از 84 نفر از تابعین و 36 نفر از دانشمندان و مؤلفین، نقل شده است. علامه امینی با مدارک و دلایل محکم از منابع معروف اسلامی(اهل سنت و شیعه)، در کتاب شریف الغدیر تمامی این نقل ها را آورده است.

2- آیه ولایت(سوره مائده آیه 55):«ولی و سرپرست شما تنها خداست و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده اند و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند بسیاری از مفسران و محدثان گفته اند که این آیه در شأن علی (ع) نازل شده است.

3 - آیه اولی الامر:سوره نساء آیه 59 «ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا (ص) و اولی الامر از خودتان را. از سویی دانشمندان گفته اند که آیه اولی الامر درباره حضرت علی (ع) نازل شده است.

مثلا «حاکم حسکانی» حنفی نیشابوری (مفسر معروف اهل سنت) در ذیل این آیه پنج حدیث نقل کرده که در همه آنها عنوان «اولی الامر» بر علی (ع) تطبیق شده است. «ابوبکر بن مؤمن شیرازی» (از علمای اهل سنت) در رساله «اعتقاد» از ابن عباس نقل می کند که آیه فوق درباره حضرت علی (ع) نازل شده است

 از سویی دیگر در این آیه شریفه با سبک و سیاق واحد و عدم تکرار لفظ (اطیعوا)، اطاعت خدا و رسول و اولی الامر واجب شده است و از این جهت اولی الامر معصوم است (و الا دستور به اطاعت از آنها به نحو اطلاق معنی نداشت) همانطوریکه خدا و پیامبرش معصومند. و طبق آنچه در روایات آمده، معصومین منحصر در امامان شیعه اند.

آیات دیگری نظیر:

 آیه صادقین (توبه آیه119) :«یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین»

 آیه قربی (شوری33) : «قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی»

سوره واقعه ایه 10-11  و  سوره بقره آیه 207 در شب لیله المبیت  و سوره توبه آیه 19

علاوه بر این آیات، آیات دیگری، بازگو کننده ی فضیلتی از فضیلت های حضرت علی (ع) و برتری آن حضرت بر سایر صحابه و یاران و نزدیکان پیامبر اکرم(ص) است. حال با استناد به حکم عقل که تقدیم «مرجوح» بر «ارجح» را قبیح می شمارد، می توان نتیجه گرفت که امامت و جانشینی پیامبر اکرم (ص) حق حضرت علی (ع) است.

برگفته از کتاب الغدیر علامه امینی

یا علی لم یعرف المومنون بعدی...
پاسخ:
احسنت 
۱۲ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۴۷ زهرا حقیقت جو
دوستان می دونم همه از آیات ذکر شده در بالا مطلع هستند ولی خواستم
یکبار دیگه وبه صورت خلاصه وکاملتر من اینکارو در دنیای مجازی به یادگار
تذکر دهم
با تشکر از توجه تون
۲۲ خرداد ۹۳ ، ۰۱:۴۲ زهرا حقیقت جو
سلام
این مطلب به نظرم جالب اومد براتون گذاشتم خوندنش خالی از لطف نیست

سوره‌ی غافر آیه 55

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِک وَ سَبِّحْ به حمد رَبِّک بِالْعَشِی‌ّ وَالْإِبْکارِ
پس صبر و شکیبایی پیشه کن که وعده‌های خداوند حقّ است و برای گناهت استغفار کن و شامگاهان و بامدادان، سپاسگزارانه پروردگارت را تسبیح کن.

*
دلایل عقلی و نقلی گواه بر آن است که انبیا معصوم‌اند، زیرا اگر معصوم نبودند پیروی و اطاعت مطلق و بی چون و چرا از آنان واجب نبود و اطاعت از آنان مشروط می‌شد، همان گونه که اطاعت از والدین مشروط به آن است که فرزند را به شرک و انحراف دعوت نکنند. این از یک سو؛ از سوی دیگر دلیل نیاز ما به پیامبر و امام آن است که ما را از انحراف باز دارد و اگر او نیز اهل خلاف باشد، حجّت خدا بر ما کامل نیست در حالی که قرآن می‌فرماید: «و للّه الحجّة البالغة»(انعام، 149)
* به هر حال رسولی که خداوند می‌فرماید: «اطاعت او اطاعت من و تبعیت از او تبعیت از من و اذیت او اذیت من است» باید معصوم باشد. بنابراین در مواردی مثل این آیه که سخن از گناه پیامبر به میان آمده است، باید بگوییم: مراد از گناه، ترک اولی است، یعنی کار برتر را رها کرده نه کار واجب را.
* به چند مثال توجّه کنید: اگر در مجلسی که افراد محترمی نشسته‌اند کسی بخواهد به دلیل درد پائی که دارد پای خود را دراز کند از همه حضار عذرخواهی می‌کند. اگر گوینده تلویزیون سرفه‌ای کند از بینندگان معذرت خواهی می‌کند. اگر صاحب خانه غذای درجه یک تهیه نکند از مهمان عذرخواهی می‌کند، در حالی که همه می‌دانیم پا دراز کردن مریض و سرفه کردن گوینده و تهیه غذای متوسط گناه ندارد ولی چون انسان خود را در محضر بینندگان و بزرگان می‌داند یا غذای خود را در شأن مهمان نمی‌داند یا احساس می‌کند باید تلاش بیشتری می‌کرد عذرخواهی می‌کند. پس هر عذرخواهی نشانه خلافکاری نیست، بلکه گاهی از باب ادب و توجّه به حضور در محضر بزرگان است.


* با توجّه به وعده‌ی خداوند در مورد نصرت پیامبران، «انّا لننصر رسلنا...» این آیه می‌فرماید: مقاومت کن. «فاصبر»
* انگیزه صبر، رسیدن به وعده‌های الهی است. «فاصبر انّ وعداللّه حقّ»
* پیامبر نیز مأمور به استغفار است. «و استغفر لذنبک»
* تنزیه خداوند اگر همراه با ستایش او باشد، ارزش بیشتری دارد. «و سبّح به حمد ربّک»
* در دعا و عبادت، عنصر زمان نقش دارد. «سبّح... بالعشی و الابکار»
(چنانکه در آیات دیگر می‌فرماید: «و بالاسحار هم یستغفرون»(آل‌عمران، 17)، «اقم الصلاة لدلوک الشمس»(اسراء، 78))
* تسبیح و حمد، زمانی وسیله‌ی رشد و تربیت و سبب تقویت توحید است که هر صبح و شام و دائمی باشد نه لحظه‌ای. «بالعشی و الابکار»


۲۵ تیر ۹۳ ، ۲۰:۳۳ دریغــــــــــ ازیکـــ جوابـــــــــــ
سلام وارادت ..
بر روح تمام شیعیان تیغ زدند
بر مردترین مرد جهان تیغ زدند
خورشیدبه سینه، ماه برسر می زد
انگاربه فرق آسمان تیغ زدند.
سالروز ضربت خوردن امام علی(ع) تسلیّت باد[گل]
التماس دعــا

پیامبر  (ص)فرمودند:کشنده علی شقی ترین انسان است.راستی چرا اینچنین گفته هایی را در باره دیگران نفرمودند.آیا آیات سوره لیل که اهل سنت در باره جناب ابوبکر میدانند را با دقت مطالعه کنیم در نمی یابیم شقی را در برابر متقی آورده و معلوم میشود که آن متقی علیست که کسی که در برابرش قرار گیرد شقی است؟

شهادت امیرالمومنین(سلام الله) تسلیت باد.

شهادت حضرت فاطمه زهرا تسلیت باد.در شب شهادت دخت نبی مکرم اسلام حضرت فاطمه زهرا (س) ما را از دعای خیرتان بی نصیب نکند
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۰۷ علی اکبر دهقانی ابیانه
سلام اقای شیرانی من از ته دل برایتان دعا می کنم تا به ان خواسته ای که گفتید برسید انشاالله خود حضرت معصومه (س) این خواسته شما رو براورده کند
۰۷ مهر ۹۵ ، ۱۱:۵۴ سعید غنچه زاده
سلام و ادب و احترام
برادر شیرانی
در دنیای امروز که بحث دین گریزی و آزادی بدون دین مطرح است،شما مسیری بس مشکل را برای نجات انسانها برگزیده اید.
روشنگری برای انسانهایی که خود را بخواب زده اند ومیدانند که حق و حقیقت چیست بسیار سخت است.
امیدوارم با توجه خاصه امام عصر (عج) و تلاش عزیزانی چون شما و همچنین همت دیگر دوستان مذهبی و متدین شاهد نجات و گرایش  انسانهای بیشتری  به مسیر حق و حقیقت که همانا مسیر خداوند ،پیامبران واهل بیت (ع) است باشیم.
به امید ظهور امام عصر (عج) ....
سپاس
۲۸ مهر ۹۵ ، ۲۰:۱۷ ابوبکر دهمرده
سلاک اقای شیرانی میشه برام اسامی اهل بیت رابگی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی