شیـعه

وبلاگ شخصی حمید شیرانی

شیـعه

وبلاگ شخصی حمید شیرانی

درباره بلاگ
شیـعه

نبی اکرم (ص) : هر کس که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جهاهلیت مرده است .

شیعه آن چیزی نبود که به ما میگفتند بلکه شیعه ای که ما آن را شناختیم اندیشه ای ناب و برحق بود .

هدف داریم فرهنگ مکتب اهل بیت پیامبر ص و اندیشه ائمه اطهار رو تبلیغ و ترویج کنیم .

به امید ان روزی همه فرق اسلامی. مردممان , قوممان (قوم بلوچ) به ولایت امام زمان (عج) ایمان بیاورند و به امامت ائمه اطهار (ع) شهادت بدهند.

التماس دعا
حمید شیرانی 1391/10/03
بلوچستان

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
نویسندگان

  سایت فارس نیوز و زاهدان پرس در ارتباط با شکه اهل بیت اینگونه ادعا میکنند  نظر شما مردم چیست ایا حق با شبکه اهل یت است یا با مخالفان این شبکه ؟

شبکه ای که با نقاب مدافع شیعه اما بدنبال پیش برد اهداف صهیونیزم فعالیت میکند (شبکه اهل بیت /شبکه جوان افغان الهیاری/)

به گزارش زاهدان پرس و به نقل از جام نیوز؛ حتما در بین شبکه های ماهواره ای به شبکه ای برخورده اید که در آن یک روحانی جوان افغانی مشغول صحبت و مناظره در باره مذاهب شیعه و تسنن است. روحانی جوانی که علیرغم سن کم تسلط بسیار عالی بر مسائل فقهی دارد و حوزه ای که خیلی کار کرده کتب اهل سنت هست موضوع اصلی صحبتهایش اثبات ولایت امیرالمومنین(ع) و غصب خلافت توسط خلفای راشدین است! و حقانیت شیعه را از کتابهای خود اهل سنت اثبات میکند ، بارها با علمای اهل سنت مناظره کرده و حتی من بارها دیده شده  که خودش تماس می گرد با علمای اهل سنت ولی خوب هر بار آنها مغلوب می شوند.

 

در این مطلب می خواهیم پی ببریم که این شبکه چگونه و توسط چه کسی تشکیل و از کجا حمایت می شودو اهداف این شبکه ماهواره ای چیست؟
مدیر شبکه کیست؟
این شبکه با مدیریت فردی افغانی به نام “حسن اللهیاری” در قم تاسیس شد و عوامل آن با انتخاب این نام مقدس، سعی داشتند در فضای فرهنگی قم، موقعیتی برای خود کسب کنند. اهل بیت، در دوره فعالیت خود در راستای برجسته ساختن اختلافات مذاهب اسلامی و همسو با سیاست‌های انجمن حجتیه مطالبی را تهیه می کرد. تاکید بر سوگواری ایام فاطمیه به نام «محسنیه» و برگزاری جشنی موسوم به «عیدالزهرا» و به مناسبت مرگ عمر بن خطاب مهمترین اقدامات این شبکه بود.
انتساب دروغین به مرجعیت
اللهیاری مدتی این شبکه را منتسب به مراجع معرفی می کرد و مدعی بود، بیوت مراجع از آن حمایت می کنند. این ادعا از سوی مسئولان بیوت مراجع رد شد.
از میان مراجع تقلید، بیت “آیت الله قربانعلی محقق کابلی” از علمای افغانی مقیم قم از شبکه اهل بیت، حمایت می کرد. سال گذشته با افشای ماهیت تفرقه افکنانه آن، آیت الله محقق کابلی نیز طی اطلاعیه‌ای که منتشر کرد، با تاکید بر اهمیت وحدت بین مسلمانان، اعلام کرد: «از پیروان و شیعیان راستین اهل بیت عصمت و طهارت(ع) جداً تقاضا می‌شود که از هرگونه کمک مادی و معنوی به شبکه یاد شده خودداری کنند. از نظر این جانب پرداخت وجوهات شرعیه با هر عنوانی به این شبکه و سایر مراکز و شبکه ها و برنامه هایی که تحت هر عنوانی در راستای ایجاد تفرقه میان امت اسلامی فعالیت می کنند  نه تنها مجزی نیست بلکه تعاون بر اثم و عدوان  است.»
دیدگاههای سیاسی اللهیاری 
برای خلاصه تر شدن مطلب و ادای حق مطلب عناوینی را تیتر وار ذکر می کنم. یقینا در صورتی که خود شما هم شنونده ی این کانال باشید به زودی زود این قبیل حرکات و سخنها را خواهید شنید:
۱- ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی(مخالف مباحثه ی علما نیستم اما الله یاری واقعا تفرقه انداز است و مدام به اهل سنت عزیز توهین می کند)
۲- تایید شعار نه غزه نه لینان با این بهانه که اول بقیع را آزاد کنیم غزه برای بعد(رسول الله فرمود اگر مسلمانی در یک طرف سرزمینهای اسلامی شب گرسنه بخوابد مسلمانی که در طرف دیگر سرزمینهای اسلامی سیر می خوابد مسئول است)
۳- ایجاد فاصله بین شیعیان و مرجعیت معظم شیعه(الله یاری اساسا مراجع را عادل نمی داند به کرات به حضرت امام خمینی توهین کرده و نعوذ بالله به حضرت آقا اهانتی میکند که قلمم خجالت دارد از نگاشتنش. الله یاری حتی آیت الله العظمی مکارم را عادل نمیداند و بدتر از آن حتی حضرت آیت الله بهجت را هم!!!)

 

۴- کوبیدن دولت ایران و پایین آوردن جمهوری اسلامی از حامی مستضعفان و شیعیان جهان به دشمن اهل بیت!!
۵- اخیرا هم که می گفت مراجع قم به دنبال ریاست و قدرت اند و هوای نفس آنها را گرفته و امام زمان عده ی زیادی از اینها را نعوذ بالله می کشد!!!
۶- مقایسه ی حکومت خمینی کبیر با حکومت عباسیان
۷- دفاع از آمریکا به بهانه ی آزادی بیان در آن کشور(لازم به ذکر است آقای الله یاری ساکن آمریکاست. جالب است بدانید در آمریکا قانونی برای شبکه های ماهواره ای وجود دارد با این مضمون که اگر شبکه ای کوچکترین توهینی به مقدسات یک فرقه ی مذهبی یا فکری یا اجتماعی بکند آن شبکه تعطیل میشود و مجوز روی آنتن رفتنش باطل. حال این سوال برای خود من پیش می آید که چرا شبکه ی موسوم به اهل بیت که تماما توهین است بسته نمیشود؟ جز مخالفت این شبکه با دولت جمهوری اسلامی و ایجاد اختلاف بین فرق اسلامی علتی دارد؟)

 

اعتقادات مبتنی بر تفکرات انجمن حجتیه
اعتقادات و حرفهای ایشان شدیدا منطبق بر تفکر حجتیه است ، او از افرادی است که معتقداست هیچ کاری نباید انجام داد فقط منتظر باشیم تا خدا هر زمان خواست امام زمان رابفرست بنابر همین اعتقاد مخالف با جمهوری اسلامی است ،اومی گوید حکومت اسلامی رافقط باید ولی معصوم تشکیل بدهد.
با قمه زنی موافق و میگوید به عشق امام حسین (علیه السلام) همه کاری باید کرد….
مذهب شیعه را میخواهند سوق بدهند به سمت حجتیه تا به اهل سنت فحش بدهد و یا حتی حکم قتل برادران اهل سنت را صادر کند . با این تفکرات اگر تا ۲ سال دیگر حکم به قتل برادارن اهل سنت ندهدجای سئوال است . در حال حاضر هم توهین به اهل سنت از جانب ایشان کم نیست.
شبکه اهل بیت “کاخ سفید”!
حجت‌الاسلام نبوی معاون تبلیغات حوزه علمیه قم طی نشستی از گردآوری اسنادی مبنی بر حضور آمریکایی‌ها در پشت پرده این شبکه ماهواره ای خبر داد و گفت: «هدف این شبکه که به نام دفاع از شیعه و گسترش علوم اهل بیت‌(ع) راه اندازی شده است بد جلوه دادن شیعه بود.»
با بروز حساسیت در خصوص این شبکه، دادگاه ویژه روحانیت در قم، حکم پلمپ دفتر این شبکه را صادر کرد. عوامل این شبکه در ادامه تحرکات خود، ضمن جسارت به علمای اسلام و نیز مقام معظم رهبری و ولایت فقیه، مدعی شداند رویکرد نظام حمایت از اهل سنت و قصد تضعیف مکتب اهل بیت(س) است! عوامل انجمن حجتیه نیز با انتقاد از آنچه آزادی عمل اهل سنت در ایران نامید، از ضرورت حمایت از شبکه اهل بیت سخن گفته‌اند.

نظرات  (۱۲۵)

۲۵ آبان ۹۲ ، ۱۴:۵۱ لعنت برعمر
آخه بدبخت تو مثلا آدم شدی؟؟ از دین عمر در اومدی رفتی دین دجال؟؟
اللهیاری کسی هست که بسیاری از شیعیان رو با مذهبشون آشنا کرد وقتی هیچ چیز ازش نمیدونستن/ اللهیاری صدها نفر رو شیعه کرده، شما از کجا مدرک داری میگی اسراییل؟؟ بیار مدرکتو یا مثل عمریها فقط چرت بلدی بگی؟

// میگی اللهیاری گفته مراجع قم به دنبال ریاست و قدرت اند و هوای نفس آنها را گرفته و امام زمان عده ی زیادی از اینها را نعوذ بالله می کشد!!!//

خب این همه حدیث از امامان در این باره درمورد دشمنی بسیاری ازعلما با امام زمان(عج) نقل شده شما کوری؟؟؟ یا مثل عمرزاده ها هر چی خوشت بیاد قبول میکنی؟؟؟
پاسخ:
سلام تفاوت الهیاری و دوستانش در همین بی احترامی هست که الان تو نسبت به من داشته ای نظر من در مورد الهیاری ممکن اشتباه باشه اما فهش  و ناسزا نیست دوما هر کس مومنی را کافر بداند خود کافر شده است  پس چرا همه را کافر میخواند 
از کدام مذهب دفاع میکند اگر شیعه نقاب اوست کدام ائمه یا امام شیعه توهین و ناسزا و بدهن بودن 
در ضمن اگر این اقا نبود تعداد زیادی از اهل سنت که گرایش به شیعه داشتند وقتی سخنان این اقا رو شنیدن گفتند اگر ادب شیعه این است ما نمیخواهیم یعنی با عملکرد خلاف اهل بیت باعث سوتفاهم دوستانی شد که این دنیا و اخرت انها رو از بین برد
تازه کمتر کسی از شیعیان این اقا را قبول دارند او مایع سرافکندگی و شرمساری ماست در بی ادبی دست ملازاده را هم بسته است 
مگر امام علی به کسی فهش و ناسزا میدهد تا او اینگونه رکیک حرف میزند 
او نتنها گرایش به شیعه را کاهش بلکه با کراهت منظر نشان دادن شیعه تنفر از شیعه را افزایش داده نتنها در بین اهل سنت حتی در بین شیعیان با عملکرد این مرد و عملکرد خوب کانالهای  وهابیت به انها جذب شده اند
این آقایی که این نظر رو داده در یه مورد راست میگه ، هر از گاهی آدمای احمق و بد دهنی مثل اللهیاری کلماتی یا  مسائلی رو مطرح میکنه در زمینه بالا بردن اطلاعات شیعیان که بدک نیست ، اما میگن شنونده عاقل باشه اگه یکی با هدف یادگیری بعضی مطالب واسه اثبات حقانیت شیعه اون کانال رو تماشا کنه زرنگی کرده و آدم باهوشیه ، اما اگه این کانال رو تماشا کنه به خاطر لذت از توهین هایی که به اهل سنت میشه و ناسزا گفتن ها و زیر پا گذاشتن سنت رسول اکرم ، معلومه که خودش از همان حامیان دجال یک چشم هست که قصد تفرقه انگیزی و شعله ور ساختن آتش فتنه را دارند.!! پیامبر اکرم میفرمایند بدترین چیزی که بعد از خودم نسبت به امتم میترسم و حراس دارم ، منافق زبان باز است...!!!!! به نظر من این شخص خوده دجاله........!!! بعد اون رو به آقای ما نسبت میده!! خدا لعنتش کند و رهروان و پیروان زبان گزنده اش رو به درک واصل فرماید.
ممنون حمید جان ، التماس دعا......
پاسخ:
دقیقا حق با شماست سید یاسر جان
حمید جان اگر اشتباهی یا خطایی در کردار و گفتار شخصی بود دلیلی بر ناحق شمردن و باطل بودنش نمیشه. من هم قبول دارم که ایشون یک مقدار با بی ادبی و گاها تندصحبت میکنه ولی این دلیل نمیشه که ما زحمتهای ایشون رو در دفاع از مذهب حقه تشیع نادیده بگیریم. البته که شما مطالبی که گذاشتید از خودتون نیست و از سایت جام نیوز منتقل کردید ولی بنده متن رو که به صورت کامل خوندم دیدم نصف بیشترش بی انصافی و بعضا تهمت بود! جام نیوز محترم که ادعای منطق و ادب میکنه وقتی چشمهاش رو میبنده و به راحتی اتهام میزنه اونوقت کی باید براش مقاله بنویسه؟؟؟!!!! ولی از شما با این دید باز و حکیمانه اینطور صحبت کردن بعید بود!
پاسخ:
میدونید دوستان اگر هزاران نفر رو هدایت کنی و یک نفر رو گمراه  دیگه جای نزد شیعی نداریم چون تعداد زیادی از دوستانی که گرایش به شیعه داشتند تا این شخص را به عنوان شیعه دیدن عقب کشیدن گفتن اگر شیعه این است ما نمیخواهیم بخدا دوستان هیچکدئام از اهل بیت از فحش دادن به شخصی رضایت ندارند و بازهم اشخاص فرق میکنند ایشان فحش به افرادی که محرم رسول خدا بودن بی وجود هرگونه انسانیت میدهد بخدا مولا علی بیاحترامی به دشمنان را هم نمیژسندد من شیعه شدم لعن دشمنان میکنم ولی  با فهش و بی احترامی و ناسزاگویی مخالفم
بله عقیده من هم بر اینه که تا وقتی شیعه منطق داره و پرچم حقانیت دستشه هیچ نیازی به فحش و ناسزاگویی نداره. اما اولا این دلیل نمیشه که حالا اگر  کسی اهل فحش و ناسزا بود اسرائیلی باشه و مورد تأیید اهلبیت نباشه! دوما خفته را خفته کی کند بیدار؟! . طبق گفته جام نیوز آقای الله یاری فحش میدن به علما توهین میکنند ، به آنها اتهام میزنند و... حالا اگر دقت کنید چند برابر این انتقادات از همین متن استخراج میشه! ایشون اسرائیلی اند ، آمریکا حمایتشون کرده، قصدشون بد جلوه دادن شیعه بوده! تفرقه اندازند و......... ضمن اینکه مقاله به حدی مغالطه، مبالغه و اغراق داره که اصلا قابل جواب دادن نیست! حالا منطقی قضاوت کنید آیا اینها  فحش و توهین و تهمت نیست؟!!! تازه چند برابر؟!!!!!!!!!! ضمنا نکته بسیار مهم: هرچند که فحش و ناسزا به مذاق ما خوش نمیاد ولی باید توجه داشته باشیم که سلیقه شخصی ما معیار و الگوی دین نیست! اگر بخواهیم طبق سیره اهلبیت عمل کنیم امام صادق علیه السلام درباره ابوبکر و عمر فرمودند نحن معاشر بنی هاشم نأمر  کبارنا و صغارنا بسبّهما و البرائت منهما . ما جماعت بنی هاشم بزرگ و کوچکمان را امر میکنیم به دشنام دادن به آن دو ( ابوبکر و عمر ) و بیزاری جستن از آن دو. شما در هر فرهنگ لغتی بگردی سب به معنای فحشه. خلاصه اینکه فحش به دشمنان نزد اهلبیت مذموم و رد شده نیست بلکه دستور به آن هم فرمودند فقط بستگی به اقتضای محیط و جو داره. ما نیازی به فحش و دشنام دادن نداریم یک بحثیه، این که فحش دادن به دشمنان مورد تأیید اهلبیت نیست بحث جداست. انشاالله که تونسته باشم منظورمو بفهمونم. موفق باشید یاحسین
هرشیعه ای که باعث تفرقه و.....بشه شیعه نیست یا نادانه یا دوست اسراییل و.........

رهبری همیشه گفتند برادران اهل سنت و هیچ گونه بی احترامی نکرده

هرکسی در خط رهبری وگوش به فرمان ایشون نباشه قطعا مشکل داره


پاسخ:
تقریب بین مذاهب خیلی مهم هست من با لعن موافق هستم اما در دل و وجود با این اعمال چهره زیبای شیعه بد جلوه داده میشود و ما باید مانند سخنان رهبری طبق فرمایش صحیح  که گفتید عمل کنیم اگر دیدید جای اهل بیت ع و صحابه های گرام و یاران و شاگردانشان فحش و ناسزا به  زبان اورده باشند ان وقت شما هم میتوانید عمل کنید بخدا اهل بیت لطفشون هم از دشمنانشان دریغ نمیشد کتابهای رحمتی شهرضا را بخوانید در ارتباط با لطف ائمه بر دشمنانشان باورتان نمیشود که یک انسان میتواند اینقدر رحیم باشد و در ضمن بلوچستان تنگهع احد است کهع اگر اهل سنت از ان حفاظت نکنند و به فرمایشات رهبری گوش نکنند از پشت خنجر دشمنان را در برخواهند داشت
جناب نیما خدا برای ما فقط 14 نفر معصوم گذاشته و بس! و فقط هم دستور به اطاعت تمام از 14 نفر داده و بس. والسلام. در خانه اگر کس است یک حرف بس است!
پاسخ:
سید جان یه جوان سنی که  در دل تنفری نسبت به شیعه نداشته باشد با دیدن الهیاری قطعا متنفر از شیعه میشود و شاید اگر این اقا این کار را نکند حملات انتحاری نباشد این اقا جاش امن و خیالش راحت است ولی امثال من و دوستان شیعه ای که در مناطق سنی نشین و یا در قلب وهابیت زندگی میکنند  روزانه ترور و شهید و جانباز میشوند با عصبانی کردن انها فقط موجب سلب اسایش شیعیان ساکن شهرهای سنی نشین میشوید
با سلام ، با حمید موافقم ، شنیدم در یه مکانی آیت الله بهجت رحمه الله علیه  فضیلت لعن رو بیشتر از صلوات دانست ، اما بر اینکه در چه مکان و موقعیتی و در چه گستره ای انجام شود حساس بودند...!!! طبق گفته حمید جان ، شما اگه توجه کنی مولوی ها و مفتی های اهل سنت همچون عبدالحمید مرادزهی ، شیخ پردل و مولوی خیر شاهی و مولوی نعمت الله توحیدی که الان چند سالی هست فوت کردند و مفتی قاسم قاسمی و خیلی ملاهای اهل سنت چشمشون به دهان شیعیان است که ببینن کی یه فهش و ناسزا و یا ادعای مرتد خواندن خلفای راشدین از دهنشون بیرون بیاد ، اونوقته که زمین و زمان رو به هم میدوزن ، در خطبه های نماز جمعه در سخنرانی های کوچک و بزرگ ، و در افکار جماعت تبلیغ شیعه رو کافر جلوه میدن و تنفر و بغض شیعه رو گسترش میدن ، و موجب این نا امنی ها در سیستان و بلوچستان میشوند..!! امثال شیطان یاری این کشت و کشتار ها رو نمیبینن ، هم من و هم همه شما دوستان عزیز میدونیم که خلفای راشدین سزاوار بدتر از این ناسزاها و فهش ها و لعن ها هستن ،  اما چرا مردمان بی گناه باید فدای بد دهانی و فهاشی تعدادی شیعه نما و منافق شوند...!!! در کشور ما نمیشه.... یعنی شرایط موجود نیست که بخوایم مثل آقای شیطان یاری توهین ، فهش و ناسزا رو داد بزنیم...!! اگر فضیلت لعن و نفرین از صلوات بیشتر باشد چرا بیاییم آن را جار بزنیم!!؟؟ مگر نه این است که عبادت و کسب صواب در خفاء فضیلتی بیشتر دارد؟؟ پس ما بیاییم در این زمانه و اوضاع لعن و نفرینمون رو داد نزنیم که گوش اهل سنتی که تو کشور خودمون میشینن کر کنیم و بین هم تفرقه بندازیم ، لعن بکنیم همان قدر که خداوند برائت و تنفر ما را از این اشقیای ملعون ببیند..
نیازی نیست که برای خود دشمن تراشی کنیم و به قول حمید جان وجهه ی نورانی شیعه رو مکدر کنیم...!!! اللهم العن......
با آرزوی موفقیت برای تمام دوستالنی که در این مباحث شرکت میکنند....
۲۳ آذر ۹۲ ، ۲۱:۲۳ طلبه حقیر، سید محمد علی
اولا آقای شیرانی، هنوز بر ما مشخص و واضح نیست که شما هدایت یافته و شیعه هستی یانه.

ثانیا سعی کن اول از خودت شروع کنی و به جای اینکه از امثال آقای اللهیاری نقطه ضعف و ایراد بگیری، هنوز جای کار داره...

هر وقت به جایی رسیدی که از آقای اللهیاری بهتر بودی، بیا در مورد ایشان نظر بده.

یه ضرب المثل معروف هست که میگه: انسان نادان چگونه به دیگران می آموزد.

شما هم به جای اینکه اشخصاصی مثل آقای اللهیاری رو اسرائیلی خطاب کنی، ایمان خودت را برای ما ثابت کن که توی این وبلاگ، چیزی غیر از حرف بی خود از خودت انتشار ندادی. آیا غیر از این هست که شما ادعا می کنی که سابق بر این وهابی بودی؟؟

و در آخر توصیه ام به شما عزیزانی که این وبلاگ های مربوط به این شیعیان تازه به دوران رسیده را دنبال می کنید این است که بهتر است به جای دنبال کردن مطالب این آقایان تازه شیعه شده، کتاب ها و مطالب علمای اعلام شیعه و احادیث اهل بیت رو مرور کنید. چرا که برای اعتماد و عمل کردن، سخن بزرگان دین بهتر و راهگشا تر است.

والسلام علی من اتبع الهدی
پاسخ:
lبتدا نیازی نیست شما به یقین برسید که من شیعه شده ام یا خیر چون تفاوتی ندارد  و به شما هم ربطی ندارد دوما من هیچ گاه شیعه را با شناخت مردم و رفتارشون برچسب نمیزنم و شیعه را اهل بیت ع میدانم و تاکنون جسارت نکرده و خود را شیعه ندانسته ام چون لیاقت میخواد شیعه بودن ما فقط ادعای محبت داریم ولی در پای عمل الز وهابیت هم به درجات بدتریم خدا قوت برادر سید محمد که از سادات هستین و فقط بنظر اجداد گرام شما در طو عمر رضایت به فهاشی و دشنام گوی و بدزبانی چه نظراتی میدادند و در مقاب فرد بد دهن چه بیاناتی داشته اند
۲۳ آذر ۹۲ ، ۲۱:۵۳ بسیجی، سرباز امام خامنه ای
حق با شماست جناب آقای سید محمد علی
چند وقتی هست که حیله وهابیت لو رفته و تقریبا همه می دونند که وهابی ها یه عده رو به عنوان وهابی هایی که تازه شیعه شده اند، به شهرهای مذهبی مثل قم، مشهد و اصفهان اعزام می کنه و با جلب اعتماد مردم و فریب اونها، از اونها کلاه برداری می کنند و با اخذ مبالغ قابل توجهی، بعد از چند سال متواری می شوند یا حتی بعد از فرارشون، در سایت هاشون اعلام می کنند که ما شیعه شدیم اما از شیعه بودنمون خیری ندیدیم.
و در آخر، با توصیه تون موافقم و مطمئنم که اگه کسی قرار باشه از کلامی پیروی کنه، باید از کلام بزرگان دین و ائمه اطهار پیروی کنه نه از انسان های تازه به دوران رسیده.
جناب سید محمد علی و آقای بسیجی...!!! اول خطاب به طلبه حقیر آقای سید محمد علی ، اگه شما حمید عزیز رو شیعه تازه به دوران رسیده میدونی معلومه تو هم یه جوجه طلبه بیش نیستی که هنوز رسائل و مکاسب رو هم به اتمام نرسوندی ، اگر شما مطالب بهتر و مستند بهتر داری ارائه بده ، این توهین تورو میذارم رو حساب حسادت ، همیشه حسادت باعث رسوایی شخص حسود میشه ، اگه تو طلبه ای پس شاگرد رهبر هم حساب نمیشی ، چرا از شخصی دفاع میکنی که خودم شخصا ده ها بار دیدم که به رهبر توهین کرده و اون رو دجال یک دست میخواند ، چرا از کسی طرفداری میکنی که تمام مراجع ایران را گمراه دانسته و حتی به ساحت آیت الله بهجت توهین کرده؟؟؟؟ به نظر من که تو خودت وهابی هستی نه یه طلبه حقیر...!! چون طلبه های حقیر سعی میکنند سیره ائمه رو دنبال کنند ، سیره ائمه هم در این دوره و زمانه و در شرایط کشور ما جز حفظ وحدت و  ثابت کردن حقوق حقه شیعه بر پایه احترام و ادب نیست ، وقتی مراجع پیگیری برنامه های این اللهیاری رو تحریم کردند شما در چه جایگاهی هستی که نظر مراجع رو زیر سوال میبری؟؟؟؟ وقتی داری از این شخص دفاع میکنی یعنی اینکه داری به توهینش به رهبر به مراجع و به آیت الله بهجت لبیک میگی ، پس همونطور که گفتم شما طلبه نیستی و یه شیعه نما با تفکرات وهابی هستی...!! ببین چه مزه میده وقتی یکی تورو وهابی خطاب کنه ، پس برو اول ادب یاد بگیر بد بیا اشخاصی که نظر رحمت خدا شامل حالشون شده وهابی خطاب کن.. تو اگه طلبه ای ، حتما مرجع تقلید داری برو ببین اون چی میگی درباره اللهیاری ، بعد جای هیچ بحثی باقی نمیمونه...!!! خطاب به آقای بسیجی مخلص ، همین حرفایی که به آقای طلبه زدم شامل حال شما هم میشه..!!!! شما مثلا بسیجی مخلص آقایی؟؟؟!!! حاشا و کلا......
حمید جان از حرف های اینا ناراحت نشو ، موفق باشی دوست من......
۲۴ آذر ۹۲ ، ۱۳:۰۶ بسیجی، سرباز امام خامنه ای

آقای سید یاسر

سعی کن در طرفداری و طرز فکر، روشی رو اختیار کنی که بعدا پشیمون نشی.

من در مقام دفاع از آقای اللهیاری نیستم. و اصلا هم از تفکرات و عقاید ایشون خوشم نمیاد. اما بخاطر کسی که سابق بر این وهابی بوده، به یه سید طلبه توهین نمی کنم.

شما که ادعای مسلمانی داری، باید بهتر بدونی که سفارش پیامبر، بر اطاعت و پیروی از سیره اهلبیت هست نه پیروی از تازه مسلمانان و کسانی که تازه ایمان آوردند.

اگه قرار باشه ما سخن بزرگانمون رو کنار بذاریم و همش بیایم تو سایت آقای شیرانی، بنظرم متضرر شدیم و زیان دیدیم. چرا که هم من، هم شما و هم آقای شیرانی باید از سخنان اهلبیت پیروی کنیم.

سخنان آقای شیرانی و امثال ایشان، برای بنده و شما نباید ملاک باشه.

اینکه ایشون ایمان آورده یا نه، به خودشون مربوطه... ما فقط گفتیم احتیاط شرط عقله. شما هم سعی کن زیاد سنگ این آدما رو به سینه نزنی. فقط اهلبیت هستند که شایستگی پیروی دارند.

پاسخ:
برادرم شما اگر در عمل سرباز اقا امام خامنه ای باشید ایشان این فرد را تکذیب و قبول ندارند و در مقابل ایشان نسبت به رهبری هتک حرمت دارند اقا خامنه ای همیشه مانند امام خمینی در طول عمرشان یک بار هم  نبود در مورده هیچ ادم دیگری حتی با تندی سخن نگفته و هیچ گروهی را ناراحت نکرده و با همه این تفاسیر رهبر مان که شما ادای سربازیش را دارید تقریب مذاهب را لازم و تاکید بسیار دارد که این افراد دست روی این نقطه گذاشته و متاسفانه خیلی از دوستان را از دست داده اند 
اما در مقابل شبکه جهانی ولایت و هوشمندی جناب حاج اقای قزوینی به نحو احسن این موضوع را بعنوان برگ برنده ای در دست دارد و با این رویکرد توانسته مخاطبان خاص را دربرگیرد و بخدا سوگند با این فالیت به احسن این مجموعه امار قابل توجهی در بانی هدایت و استبصار دارد  .مثلا در عنوان حتی بدترین دشمنان شیعه قبل از اسم انها از کلمه جناب استفاده میکند 
جناب بسیجی عزیز صد در صد که ما باید سیره اهلبیت رو ادامه بدیم ، اما این دلیل نمیشه که شما بیای و هرکی که سنی بوده یا وهابی بوده و شیعه شده به چشم شک و شبه نگاه کنی و بگی نباید به حرفای اینا توجه کرد یا اینارو ملاک قرار داد...!!! مگر امام حسین حر رو قبول نکرد؟؟ هان؟؟ امام حسین نمیتونست بگه که اون از لشگر یزیده شاید اومده ضربه ای بزنه و بره ، یا نمیتونست فکر کنه که شاید مقصود بدی داره؟؟؟ اعتماد بسیجی عزیز ،،، اعتمادی که اهلبیت انجام میدادند باعث میشد که عاشقان این خانواده مظلوم چه در گذشته و چه در حال به خواست خدا به حقیقت پی ببرند و نور ایمان در دلشان شعله ور شود ، پس برای همه راه برگشت هست و شما و من و هر طلبه ی سیدی نمیتونه خودشو جای خدا قرار بده که آیا این شخص مورد مغفرت هست یا نیست!!! امیرالمومنین فرمودند هرکس به من جمله ای بیاموزد مرا بنده خود کرده است...!! من از سیره اهلبیت پیروی میکنم پس در اینجا من خیلی چیزها از حمید شیرانی عزیز یاد گرفتم ، که هیچ منافاتی با منطق و قوه تفکر و تعقلم نداره ، چون تمام کلمات بر پایه و اساس ادله و مدارک اثبات شده است ، و به اونا رجوع کرده ام ، پس هیچوقت نمیام گذشته اون شخص رو ببینم و فقط به اون فکر کنم که وهابی بوده حالا شیعه شده نباید بهش اعتماد کرد ، به نظر من این کفر محضه و مثل این میمونه خودتو جای خدا بذاری نعوذ باالله ، و بگی این چون وهابی بوده الان نمیشه به حرفاش اعتماد کرد یا اینکه داره دروغ میگه یا هرچیزه دیگه ، ما دو حجت داریم دوست عزیز حجت آشکار که همان امامان و اهلبیت هستند و حجت پنهان همان عقل و قوه تفکر انسان هست ، تجربه ثابت کرده که ائمه نظر رحمت و محبت خودشونو حتی از دشمنشان دریغ نکردند مثال بارزش مولا علی در رابطه با ابن ملجم..!! این از طرز برخورد حجت آشکار ما که امامان معصوم هستند با دشمنان یا کسانی که توبه کردند و راه راستین رو برگزیدند ، حجت نهان هم که عقله دوست من حالا بیا تفکر کن ببین تو میتونی خودتو جای خدا بذاری و قضاوت کنی فلانی دروغ میگه فلانی راست میگه؟؟ هیچ کس جز خدا اینو نمیدونه ، پس شما قضاوت نکن و اینو به عهده خدا بذار..!!
 و اینو در نظر داشته باش دوست عزیز ، من سنگ هیچکس رو  به سینه نمیزنم ، زمانی که سیره ائمه رو پیروی میکنم و زمانی که تمام مطالب و مستندات برای من چون روز روشنه ، به نظر من آدم باید احمق باشه که بیاد و مسئله گذشته شخص رو مطرح کنه...!!! حر یزیدی بود ، اما آزاده به شهادت رسید..!! بین کفر و ایمان تنها به اندازه تار مویی فاصله هست دوست عزیز ، بنگر که در چه جایگاهی خودتو قرار دادی!!!
پاسخ:
برادرم من در دنیا فقط سی میکنم حقیقت رو بگم و چیزی در این دنیا وجود نداره برام مهم باشه فقط در صددم این چهارده قرن بدهکاری رو به مولایم که عشق قاتل همسرش را در دل داشته ایم را جبران کنم تا زره ای از شرمساریم نزد شیعیان کاسته شود و بس نگران نباش من خیلی چیزها مانند خانواده و دوستان و شهر و خانه و خاطرات تا  این سنم رو کنار گذاشتم تا بتوان خودم رو بی هیچ تلقی رها کنم و زندگی جدیدی رو پیشه کنم 
حمید آقای عزیز که میفرمایی شاید اگر این اقا این کار را نکند حملات انتحاری نباشد، ما از بچگیمون هرچی یادمونه فقط این سنی ها شیعه کشی کردند حالا هم که وهابی ها هم اضافه شدند! مگه 20 سال پیش شبکه اهلبیت بود؟ مگه 50 سال پیش شبکه اهلبیت بود؟مگه قرن های قبل الله یاری بود؟ اصلا وهابیت پیرو کیه؟! پیرو عمر بن خطاب. مگه مادرم حضرت زهرا توهینی به عمر کرده بود؟ که این همه بلا سرش آورد! امیرالمومنین جز خوبی و محبت به عمر چه کرد که حضرت از فشار درد و غصه خار در چشم و استخوان در گلو داشت؟! برادر عزیز کینه عمری ها به شیعه دیرینه ست!!! هیچ ربطی به شبکه های شیعی و مجلس عیدالزهرا و لعن و نفرین و ... نداره!
پاسخ:
برادر شیعه یعنی خوبی شیعه یعنی اخلاق بنظر شما انسانیت حتک حرمت را حتی به دشمنان میپذیرد بخدا بزرگان شیعه لعن و تنفر از دشمنان را در دل داشته اند ولی به خانواده و یا گروه و یا قومی توهین نمیکردند و زیبنده نیست تا چهره زیبا شیعه برهم  زده شود این ها به کنار من خودم هم با شما موافق هستم چون عشق به ولایت دارم تنفر از ضد ولایت و لبعنشان کار هر روز من است اما حرف اینجاست که شما خود در اسایش خاطر هستید ولی شیعیانی که در قلب مردم اهل سنت و وهابیت زندگی یا کار و یا تبلیغ میکنندو کشته میشوند مظلوم هستند اگر در زاهدان و یا زابل شیعه نشین زندگی میکردید یا در نوار مرزی همسایگی وهابیون بودید میفهمیدید که دشمنان منتظر این قبیل بقرنامه ها هستند تا انها را بهانه ای برای الت دست وهابیون تکفیری کنند و بیچاره ان مظلومینی هستاند که نماز خواندنشالن با اسلحه و نگبان و ترس و لرز است 
۰۱ دی ۹۲ ، ۱۲:۵۳ سید یاسر
دوست عزیز آقای سید عباس ، وجود این حملات که شما میگی غیر قابل انکار هست ، به قول شما از چندین سال گذشته بوده ، و الان هم هست ، در چندین سال گذشته شیعیان همچین عزم راسخی نسبت به تبادل نظرات و عقیده ها بین خودشون و اهل سنت نداشتند ، و دنبال اثبات حقانیت شیعه بر پایه احترام نبودند ، ما هم مثل سنی ها خشم در دلمان بود ولی با زحمات زیاد رهبر و خیلی از علما این خشم و تنفر حتی به صورت سوری و به اسم اتحاد  از بین رفته و فرو نشسته است الان شیعه داره آرام آرام کاره خودشو میکنه و بر پایه استدلالات محکم و صحیح اذهان اهل سنت رو نسبت به تحقیق بیشتر نسبت به مذهبشون تحریک میکنه ، در اصل مذهب حقه شیعه در حال پیشرفت هست دوست من ، زمانی بود که در مصر حتی یک شیعه پیدا نمیشد اما الان مفتی های وهابی از شدت رواج شیعه شدن مردم در مصر خشمگین هستند...!!! این مساله فقط در مصر نیست بلکه در بسیاری از کشورهای مسلمانی که اکثریت آن را اهل سنت تشکیل داده بودند قابل مشاهده است ، این نور هدایت اهل بیت و جد بزرگوار ماست که در دل ظلمت رخنه کرده و داره مکر وهابیت کثیف رو به خودشون بر میگردونه ، در این زمانه حساس ما باید ببینیم چگونه با زبان نرم و اثبات حقانیت بر اساس مدارک و ادله های محکم میتوانیم از آرمان های شیعه دفاع و آن را به دیگران منتقل کنیم...!!! اما درست در همین زمان که ما در تلاش هستیم که بر پایه احترام رفع شبهه کنیم و حرف شیعه رو به کرسی بشونیم ، این اللهیاری اومده به اسم دفاع از مذهب اهل بیت ، داره به اهل سنت توهین میکنه و خشم اونارو نسبت به شیعه روز به روز بیشتر میکنه ، مگر ما خودمان عالمان و روحانی هایی نداریم که در جوابگویی به سنی ها بر پایه احترام ید طولایی دارند ، پس چرا با تعریفو تمجید و دفاع از کسی رو بکنیم که به نظرم استاد در تمام رضایل اخلاقی هست و به اسم شیعه داره هر غلطی دلش میخواد میکنه و روز به روز شکاف تفرقه رو بیشتر میکنه و وحدت رو از بین میبره ، سید عباس عزیز ما الان داریم با استفاده از همین کلمه وحدت شیعه رو در تمام دنیا سربلند میکنیم و حقانیت خود رو اثبات میکنیم ، به قول حمید جان هر اهل سنتی اگر تمام شبهات براش رفع هم بشه بخاطر خلق و خوی کثیف و بد رفتاری و فحاشیه اللهیاری از اختیار کردن مذهب حقه شیعه برای خودش منصرف شده و کینه اش نسبت به شیعه بیشتر میشه ، پس بیا دوست من با روی باز و خوشرویی آنها رو هدایت کنیم.... ، به نظر من وظیفه شیعه چیزی جز این نیست....

خدا تمام مسلمانان را به راه راست هدایت بفرماید....
پاسخ:
قبلا در بلوچستان دسته های عزاداری ابا  عبدالله الحسین ع در خیابانها و مساجد شیعه برپا بود اما امروزه یا نیست و یا اگر هم هست در مکان دربسته و با تدابیر شدید امنیتی و اسلحه و مامور و نگهبان و با واهمه و لرز صورت میگیر بخدا حاضرم این دوستانی که مایلند را به  این مناطق ببرم تا لمس کنند که من نگرانیم از چه خاطر است
۰۶ دی ۹۲ ، ۱۵:۵۳ سید عباس
برادران عزیز منظور بنده اینه که هیچ حرفی رو صد در صد و قطعی نزنیم! ببینید من همونطور که در اولین پیامم هم عرض کردم با تندی و خشونت صحبت کردن آقای الله یاری موافق نیستم ولی این دلیل نمیشه که بخاطر این ایشون رو به باد تهمت بگیریم و چیزهای بی ربطی بهشون نسبت بدیم! اگر شما میفرمایید با این ناسزاگویی ها همه از شیعه بری میشن و هیچکس شیعه نمیشه، بنده با گوش خودم شیعه شدن صدها نفر رو از همین شبکه شنیدم و هزاران نفر رو از قول بقیه شنیدم. شما میفرمایید اگر هزاران نفر رو هدایت کنی و یک نفر رو گمراه  دیگه جای نزد شیعی نداریم! آیا به نظر شما این حرف دور از منطق و برهان نیست؟! خب با این حساب پس اگر کسی شیعه بشه ولی هزاران نفر رو وهابی کرده باشه چی؟! این بدتره یا اون؟ کما اینکه بسیاری از وهابی های شیعه شده اقرار کردند که هزاران نفر رو وهابی کردند! ما شیعیان چون خیلی جرمشون بزرگه اونها رو بین خودمون نپذیریم؟! ما هر کس که بهمون خنجر زد هم با آغوش باز استقبال کردیم! حالا یک شخصی رو با مقام علمی غیر قابل انکار و با زحمات بسیار زیادی که برای شیعه کشیدند و ... به رگبار اتهام و ناسزا و فحش ببندیم بخاطر ضعف اخلاقی؟! اگر اهلبیت به زعم شما رفتار آقای الله یاری رو تأیید نمیکنند این اتهام ها و توهین کردن های بیجا رو به طریقا اولی مذمت میکنند! پس نتیجتا به نظریاتتون کمی بیشتر فکر کنید
۰۷ دی ۹۲ ، ۱۱:۵۴ سید یاسر
ببین دوست عزیز ، اون تلفن هایی که شما شنیدی و زنگ میزدند شاید تعدادیش درست باشه ولی خیلی هاش رو هم میشه ساختگی دونست...
من هم خودم شنیدم این تماس هارو ، مثلا یارو از از پاکستان زنگ میزد میگفت با این مناظره ای که شما انجام دادید الان یک قبیله از ما در اینجا یعنی پاکستان شیعه شدند و همه واسه سلامتی شما دعا میکنیم و آرزو داریم این برنامه ادامه پیدا کنه...!!! به نظر من این بیشتر از منطق دوره...!!! که با یه مناظره یک قوم با هم تو پاکستان شیعه بشند ، از لحاظ عقلانی غیر قابل هضمه... ، ما خودمون خوب میدونیم شیعه حق هست و به اندازه کافی مستندات در کتب بزرگی مثل الغدیر علامه امینی داریم پس نیازی نداریم به شبکه ای گوش فرا بدیم که داره حقانیت شیعه رو اثبات میکنه اما در اصل داره تیشه به ریشه ی ما شیعیان میزنه ، این آقا داره با درجه ی علمی غیر قابل انکارش ، به رهبر و به مراجع توهین میکنه و تهمت میزنه ، همین مساله کافیه که ما از این شخص اعلام برائت کنیم ، تازه با در نظر نگرفتن شیوه صحبت و برخوردش با اهل سنت ، چون نحوه اثبات اون بسیار زشت و زننده است ، اصل کار درسته شیوه اثبات درست نیست ، شبکه ولایت خودمون آقای قزوینی و آقای قاسمی به چه زیبایی پاسخ به شبهات میدند بدون اینکه توهینی بکنند ، به نظر من این شیوه اثبات کردن حقانیت بهتره تا اینکه شبکه ی آقای اللهیاری ، که جز توهین و بد دهنی هیچی بلد نیست ، هر انسانی با هر درجه علمی که باشه اگر ادب و نزاکت رو در برخورد با طرف مقابل در نظر نداشته باشه علمش به درد خودش میخوره رفیق...!!! چون اون علم مثل زهر میمونه که هیچ کس حاضر به درک و هضمش نیست ، به نظر من دوست عزیز این مورد اصلا نیاز به بحث نداره ، یه جمله میگم ختم مساله ، سخنان علمی باید از دهن عالم به علم جاری بشه تا گوارای شخص جوینده باشه و اون شخص با جون و دل دنبال علم و حقیقت باشه ، اما اگر شخصی به اسم عالم بخواد بیاد و با شیوه ای زشت و ناپسند حقانیت شیعه رو اثبات کنه همون بهتر که نیاد چون اوضاء رو بدتر میکنه اما بهتر نمیکنه.....!!! در رابطه با فکر کردن نسبت به نظریاتم باید عرض کنم دوست عزیز که من خودم در اوایل راه اندازی این شبکه از پرو پا قرص ترین بینندگان این شبکه بودم ، در اصل میشه گفت وقتی خوب فکر کردم به این نتیجه رسیدم که ایشون لایق ستایش نیست و به نظر من داره دشمنی و کینه رو بین شیعه و سنی با این کاراش بیشتر میکنه چون در مواردی این به خودم ثابت شده....!!! پس من نسبت به نظریاتم کامل فکر کردم دوست من شما یکم بیشتر تحقیق کن..
۰۷ دی ۹۲ ، ۲۲:۳۴ سید عباس
شما ظاهرا اصلا منظور بنده رو متوجه نمیشید! ببینید واضح واضح میگم: شما دارید همه چیز رو سر رفتار تموم میکنید در حالی که رفتار یک موضوع فرعیه نه اصلی! اون چیزی که مهمه عقیده ست! از جهت عقیده و ولایت به اهلبیت آقای الله یاری هیچ مشکلی ندارند در حالی که شبکه ولایت در خیلی زمینه های اعتقادی لنگ میزنه! که جای گفتنش نیست. و بعد هم به طور کل هر بحثی، هر مطلبی و هر موضوعی برای اثبات کردن نیازمند به دلیل و برهان و منطقه. اما در مطلب این صفحه هیچکدوم از اینها یافت نمیشه! با دروغ و تهمت و نسبت ناروا که حرف ثابت نمیشه! از قدیم تا به حال قانون این بوده که شخص مدعی باید دلیل بیاره و صد البته دلیل منطقی. ولی تا به حال فقط ادعا بوده یا بی دلیل یا با یک مشت دلیل واهی! نه فقط اینجا باشه من از وقتی یادمه هرچی و هرکی به مذاقشون خوش نیومده یا آمریکایی بوده یا انگلیسی یا اسرائیلی!!! به خدا بچه کوچیک هم از این طرز فکر خنده ش میگیره! ضمنا این که به گفته شما با یه مناظره یک قوم با هم تو پاکستان شیعه بشند دور از منطق و نهایتا دروغه اولا این هم ادعاست و همونطور که عرض کردم ادعا نیاز به دلیل منطقی داره. دوما به نظر من اصلا دور از منطق نیست چون صفحات تاریخ پر از این صحنه های اسلام آوردن و شیعه شدن با یک بحث،مناظره،معجزه یا...است. شاید شما تا حالا نخوندید که براتون دور از منطقه! و اما حرف آخر: اتفاقا بنده برعکس شما اصلا از بینندگان پر و پا قرص این شبکه نبودم و نیستم! اما مسئله اینه که از بدبینی،تهمت، دروغ و نهایتا حرف مفت و بی پایه به شدت متنفر و بری أم! چون اجداد طاهرینم به شدت ما رو نهی کردند...والسلام علی من التبع الهدی
۰۹ دی ۹۲ ، ۰۸:۴۳ سید یاسر
خب پس معلوم شد شما منظور من رو اصلا متوجه نشدی ، من میگم هرکس با هر درجه علمی و اعتقادی اگه رفتارش درست نباشه علمش به درده خودش میخوره این خیلی واضحه واضحه دوست عزیز ، و همونطور که شما میگی از بیننده گان پرو پا قرصش نبودی پس با احترام کامل میگم نمیتونی در رابطه با شخصیتش نظر بدی ، ببین داداش عالم بی عمل به که ماند ، به زنبور بی عسل..!!! این آقا ادب رو خورده حیا رو قی کرده ، شما که اینو میگی و میگی تهمته نارواست یا دروغه...!!! هروقت مستند و دلیل آوردی که چرا این آقا به مراجع ما توهین میکنه و رهبر رو دجال یک دست میخواند من هم دلیل می آورم که چرا حس میکنم ایشون شیطان صفته ، به نظر من همین توهین هاش به اهل سنت و مقدسات آنها و آنها را به لغب های مختلف خطاب کردن نشانه از خلق و خوی شیطانی این آقا داره و اینکه ایشون شاید به اسم اثبات حقانیت شیعه روی کار آمدند اما در اصل داره کینه شیعه رو گسترش میده ، در رابطه با اینکه تو تاریخ نوشته که قوم های زیادی اسلام آوردن حرفی نیست اما از شخصی با بددهنی این این کار بعیده...!!! اینو در نظر داشته باش داداش و جواب منو بده ، هروقت ایشون دلیل آورد چرا به رهبر و مراجع ما توهین کرده و به اهل سنت و مقدساتشان توهین میکند ما هم دلیل می آوریم چرا اون رو گمراه خطاب میکنیم!!! 
۱۳ دی ۹۲ ، ۱۸:۱۲ سید عباس
سند و مدرک ارائه کردن آقای الله یاری موضوعیه که حتی اهل سنت هم بهش اقرار کردند بنده سند تمام حرفهای ایشون رو دیدم البته که خیلی چیزها نیاز به سند نداره و عقلیه مثل اثبات ولایت امیرالمومنین در کتابهای اهل خلاف! اگر میگم از بینندگان پرو پا قرص نیستم دلیل بر این نیست که شناخت کامل نداشته باشم و از عقاید ایشون بی خبر باشم! نخیر! منظورم این بود که اینجا دایره به رخ کشیدن و پز دادن نیست...!!! من در نظرات قبلی هم نوشتم ولی انگار نفهمیدید! نظرات و گفته های شما خیلی عجیبه!!! مثل شما مثل اینه که من تو صورت شما سیلی بزنم بعد هم بهتون بگم چرا شما دست بزن داری؟! چرا بی منطقی؟ چرا وحشی بازی درمیاری؟! چقدر خشنی؟!!! و...شما تمام ایرادهایی که به آقای الله یاری گرفتید صد برابرش در خودتون هست ولی چون خودتونید نمیفهمید و براتون شیرینه! ایشون توهین میکنه شما هم کردید! ایشون فحش میده شما هم دادید! ایشون تهمت میزنه شما هم زدید! خیلی عجیبه واقعا...!!!
۱۳ دی ۹۲ ، ۱۸:۲۹ سید عباس
و اما عجیب تر از اون:!!! اهل سنتی که به صراحت میگم و معتقدم جاشون قعر جهنمه، احترام دارند!( رسول اکرم صلی الله علیه و آله خطاب به امیرالمومنین فرمودند اگر کسی به مقدار عمر حضرت نوح، خدا را عبادت کند و به اندازه کوه احد، در راه خدا طلا صدقه بدهد و هزار مرتبه با پای پیاده به زیارت خانه کعبه برود و در میان صفا و مروه، مظلومانه کشته شود ولی به ولایت تو یا علی معتقد نباشد بوی بهشت را نخواهد چشید و وارد بهشت نخواهد شد و با سر وارد آتش دوزخ خواهد شد). مقدسات اهل سنت هم که همون قاتلان مادر ما حضرت زهرا هستند و اهل سنت هم در کتابهاشون اعتراف کردند که بی بی ذو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها که خشنودیشون خوشنودی خداوند و غضبشون غضب خداونده، هنگام شهادت از دست دو ملعون ابابکر و عمر ناراضی و غضبناک بودند!!! و بیش از هزاران روایت در این زمینه... احترام دارند! ولی عالم شیعه چون حرفهاش به مذاقمون خوش نیست! هیچ احترامی نداره و هرچی از دهنمون در اومد بهش بگیم و... نمیدونم والا !!! آخر الزمانه و عجایب روزگار زیاد شده!!! یا صاحب الزمان عجل به انتقام
پاسخ:
 سایه رهبری دانا و دلسوز کلید این ارامش و امنیت است
همه گوش ه دفرمان و سرا مجری دستورات شان باشیم(پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت تان اسیبی نرسید
۱۴ دی ۹۲ ، ۱۵:۴۸ سید یاسر
بازم منظوره منو نگرفتی عزیز ، از سر میگم ، در رابطه با آقای شیطان یاری میگم اول:  غیبت و تهمت و ناسزا پشت سره همه حرامه به غیر لز آدمی که خودش داره آشکارا معصیت میکنه و بین مسلمین تفرقه میندازه و داره نسبت به مراجع و رهبر انقلاب ما توهین میکنه و فحاشی میکنه ، پس فحاشی به اون واسه من شیرینه چون اونو به زبون خودمون میگم ( من اونو  یه افغونی بی فرهنگ میدونم که بخاطر عقده حقارتشون نسبت به برخورد دولت ایران با افغانی ها داره زیرو بالای ملت رو میگه اما تو که مثلا با ما هم جدی داری افغونی پرستی میکنی در صورتی که میبینی سوا از مباحث علمی که بهشون تسلط کامل داره اما اصلا ادب نداره و هیچ بهره ای از مکتب اهل بیت نبرده) همین واسه اثبات نظر من کافیه و دیگه در رابطه باهاش  بحثی نمیکنم چون شما داری مغالته میکنی!!! و اما در رابطه با مقدسات اهل سنت شما هیچی نمیدونی پس خواهش میکنم ، خواهش میکنم نظر نده ، حد اقل ده سال مثل ما با تمام افکار و عقائدی که اهل سنت  داشته از نزدیک که برخورد کنی میبینی برداشت تو کاملا نا صحیح است...!!! منظور من از توهین به مقدسات اهل سنت توهین به شیوه راز و نیاز و عبادت خداست و بعضی اعتقادات شرعی که دارند ، نه در رابطه با اون ابوبکر و عمر لعنته الله علیه... پس در رابطه با اینا بحثی نیست خودمم میدونم ، اما اهل سنت باور نمیکنند ، همش هم به خاطر این است که به خودشون اجازه نمیدن که برن کتاباشون رو بخونن و به این روایت برسن که ابوبکر و عمر حضرت فاطمه زهرا را به شهادت رساندن..!! چون میترسند محکوم شن ،  ببین دوست عزیز ولایت حضرت علی منظورش اول یا چهارم بودن تو خلافت نیست بلکه قبول امامته و اهل سنت امامت ائمه مارو قبول دارند و نسبت به حضرت علی محبت وافری دارند ، من ده ساله با اهل سنت مصافحه و نشست و برخواست دارم ببین دوست عزیز از لحاظ ارزش های اخلاقی اونا خیلی از بعضی شیعه ها بهتر راه و روش حضرت علی رو در پیش گرفتن و محبت علی رو در دل دارند..!!! گفتم محبت ، یه روایت از پیامبر نقل میکنم در رابطه با محبت حضرت علی از زبان مبارک پیامبر ، امیدوارم این در رابطه با نظرتون درباره به جهنم رفتن اهل سنت کافی باشه و تجدید نظر کنید : از محمد بن کثیر از امام باقر نقل شده است که رسول خدا  فرمود : یا علی در تو شباهتی از قول هو الله احد وجود دارد زیرا کسی که آنرا یکبار بخواند ثلث قرآن را خوانده و کسی که آن را دوبار بخواند دو ثلث قرآن را خوانده و کسی که آن را سه بار بخواند گویا تمام قرآن را خوانده است.
یا علی کسی که تو را قلبا دوست داشته باشد مانند ثلث پاداش این امت را از آن خود کرده است ، و کسی که به قلب خود ترا دوست داشته باشد و این دوستی اش را بر زبان جاری کند ، مانند دو ثلث پاداشی است که به این امت میرسد را از آن خود کرده است ، و کسی که تورا قلبا دوست داشته باشد و به زبانش ترا یاری رساند و با شمشیرش در پیروزی تو تلاش کند بسان پاداش تمام این امت را از آن خود کرده است...!! آدرسش (بحار الانوار ، جلد 36 ، صفحه 288.) به نظرت چرا پیامبر محبت علی رو به سه دسته تفسیر کرده و اعلام میکنه؟؟ آیا غیر از اینه که طریقه محبت به ائمه اطهار به طرق مختلف قابل اجراست؟؟؟ ما شیعیان گروه سومیم و خدارو شاکریم ، اما اهل سنت بعضا گروه اول و بعضا گروه دوم رو تشکیل میدن..
خب دوست عزیز از شما بعیده که به صراحت داری اهل سنت رو قعر جهنم تصور میکنی ، خیلی عذر میخوام میدونی پیامبر چی در رابطه با شما گفته؟؟؟؟  گفته فرومایه ترین انسان کسی است که خودش را جای پروردگار قرار دهد و بگوید فلانی در بهشت است و فلانی در جهنم... ، آیا حدیث سلسله الذهب رو نخواندی؟؟ امام رضا علیه السلام فرمود:« پدرم، موسی بن جعفر الکاظم، برای من روایت کرد از قول پدرش، جعفر بن محمد الصادق، از قول پدرش، محمد بن الباقر، از قول پدرش، علی بن الحسین زین العابدین، از قول پدرش، حسین بن علی که در سرزمین کربلا شهید شد، از قول پدرش، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که در کوفه شهید شد، از قول برادر و پسر عمویش، محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، از قول جبرئیل، که خداوند فرمود:« کلمه لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی»
(کلمه توحید (لا اله الا الله) دژ و حصار محکم من است. هر کس آن را بگوید، داخل حصار من شده و هر کس داخل قلعه و حصار من شود، از عذاب من در امان است.)
سپس حضرت رضا علیه السلام فرمود:« آری، خداوند راست فرمود و جبرئیل و رسول خدا و ائمه اطهار علیهم السلام همه راست گفته اند.» حالا که اهل سنت به وحدانیت خدا اقرار) و فقط کلمه لا اله الا الله رو به زبون میارن و عشق و محبت اهل بیت رو هم دارند ، ولی به شدت ما متمسک و پیرو ائمه نیستند ، پس با این تفاسیر شما کسی که شهادتین رو گفته نمیتونی جاشو قعر جهنم بدونی!!! یه حدیث دیگر هم در باره ولایت حضرت علی است که شبیه به حدیث سلسله الذهب است ، ((ولایه علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی)) من میام واسه این دو حدیث دوتا تفسیر میذارم ، کلمه لا اله الا لله = اهل سنت ، و ولایه علی بن ابیطالب = شیعه.!  ما فقط تو جزئیات با هم مشکل داریم و میتونیم اینو بر پایه احترام رفع کنیم و نیازی به افغونی های بی ادبی مثل اللهیاری نداریم..!!! ختم کلام تنها جمله ای که تو نظراتت باهاشون موافقم اینه: یا صاحب الزمان عجل به انتقام...
با آرزوی توفیق..
۱۴ دی ۹۲ ، ۱۵:۵۸ سید یاسر
در ضمن این دو تفسیری که من از این دو حدیث گرانبها ذکر کردم ، تفسیر مجتهد خدا ترس و اتحاد گرا جناب حاج محمد اسماعیل دولابی هست که اگر به بازار بری سخنرانی های منطقی و سیرینش رو در تمام سی دی فروشی ها پیدا میکنی..!!! وقتی فیلم این توضیحی که درباره این احادیث میدن میبینم به وضوح توضیح میدن که منظور از ولایه علی شیعه هست و منظور از کلمه لا اله الا الله اهل سنت میباشد...!!! خدا روحش را قرین رحمت خویش سازد....
۲۰ دی ۹۲ ، ۱۸:۰۸ سید عباس
متأسفانه من تو بحث با شما به بن بست رسیدم! چون از خیلی از احادیث و روایات کاملا بی خبری ولی خیلی خودتو قبول داری! بزرگترین مشکل شما اینه که تو زمینه تبری صفری! اولا تولی و تبری از هم جداشدنی نیستند در فروع دین نهم تولی و دهم تبری ست! دوما من معروفترین حدیث رو در زمینه ولایت برای شما نوشتم ولی نمیدونستم شما بیش از این حرفها پیاده ای! احادیث در زمینه تبری یکی دو تا نیست بیش از هزار حدیث داریم ولی انگار شما یکی شو هم نخوندی که به سلیقه و تفسیر خودت ولایتو تقسیم بندی کردی! من با صراحت مضاعف میگم اهل سنت جاشون قعر جهنمه!{ضمنا اون حدیث پیامبر که فرمودند فرومایه ترین... منظور کسیه که به سلیقه و نظر خودش بگه فلانی بهشتیه و فلانی جهنمی} نه من که طبق فرمایش 14 معصوم دارم میگم. شما بعضی احادیث رو شنیدی ولی اصلا نمیدونی مصداقش کجاست و کیه! جناب اصلا شما به من بگو ولایت پذیری و محبت یعنی چی؟! آیا من بگم من شما رو دوست دارم کافیه؟! اصلا دوست داشتن چی هست؟ برادر محترم خدا از بنده هاش اطاعت خواسته نه عبادت! خدا امیرالمونین رو وصی و خلیفه بلافصل پیامبر اکرم انتخاب کرد نه خلیفه چهارم! اگر خطبه ای که رسول اکرم در روز عید غدیر خوندند رو فقط یک بار میخوندی اصلا همچین حرفهای دور از آبادی ای نمیزدی! در خطبه 3 ساعته غدیر که بین شیعه و سنی به تواتر رسیده پیامبر اکرم نه یک بار و دو بار بلکه ده ها بار غاصبین حق امیرالمومنین {ابابکر و عمر } و نکته بسیار مهم اینکه انصارشون تابعینشون پیروانشون طرفدارانشون و ... رو در عذاب دائمی و ابد الآباد میخونه!!! اهل سنت روزی هزار مرتبه بگن ما علی رو دوست داریم! ولایت علی رو به عنوان چهارمین خلیفه پذیرفتیم و ... چه سودی به حالشون داره؟! خدا گفته علی چهارمین خلیفه ست یا پیغمبر؟! مردم تو اوج گرما و حرارت ساعت ها وایستادند که چی بشنوند؟! چی یاد بگیرند؟! پیامبر اکرم چه چیزی رو سفارش و تأکید کرد که حاضرین به غایبین برسونند؟! چه خبری بود که اگر رسونده نمیشد رسالت و زحمات چند ساله پیامبر اکرم ناقص بود؟! اینکه هر کی هرجور دلش خواست انتخاب کنه؟! امیرالمونین وصی و جانشین بلافصل پیامبر باشه یا بعد از 3 تا کافر مشرک خلیفه چهارم باشه هیچ فرقی نداره؟!!! تازه اونها گروه اول و دوم شدند و ما سوم!!! راست میگی بعضی از سنی ها از شیعه ها بهترند! از امثال شمایی که سر این دین حق و راستینت هیچ تعصبی نداری و هنوز نمیدونی که علی امام اول باشه یا چهارم زمین تا آسمون فرق میکنه! اگر واقعا شیعه باشی پس انشاالله میدونی امامت از اصول دینه.شیعه و سنی در کتابهاشون نوشتند که پیامبر اکرم فرمودند امامان بعد از من 12 نفرند. شما که انقدر سنگ این سنی ها رو به سینه میزنی یک بار ازشون بپرس 12 امامتون کیاند؟! کسی که تو امامت که از ارکان مهم دینه پنچره! جاش تو بهشته؟! این هم از عجائبه واقعا! طبق نظر خودت فقط تو جزئیات با سنی ها مشکل داری! ولی من طبق فرمایش سید و سرورم آقا و مولام حضرت امام باقر علیه السلام فقط تو قبله با اهل سنت اشتراک دارم و بس! نه خدام با اونها مشترکه نه پیغمبرم نه امامم و نه معادم! (البته اگر بنا بر ادعات حداقل از احادیث و روایات اهل سنت آگاهی داشتی اینو به یقین میدونستی!) من دلیل و برهان کم ندارم آیه قرآن و حدیث و روایت کم ندارم که هیچ بلکه خیلی بیش از گنجایش نوشتن دارم ولی اولا برای اختصار و تفهیم بیشتر، از موارد معروف و مشهور استفاده میکنم. دوما با توجه به موارد مذکور برای من امر ثابت شده و قطعیه. بنده سر اعتقاد و دینم محکم و راسخ ایستادم هیچ شکی هم ندارم! پس نتیجتا بهتره شما تجدید نظر کنی که هنوز برای شما دین حق و باطل با هم تفاوتی نداره هم حق تو بهشته هم باطل!
۲۰ دی ۹۲ ، ۲۲:۳۷ سید یاسر
به نظر من شما با خودت فک میکنی که خیلی میدونی اما من به صراحت میگم هیچی نمیدونم ، و همین تعصب بیش از حده تو نفرت رو بین مسلمین بیش از پیش زیاد میکنه...!!! پسر جان ما خودمون سیدیم تو هم مثلا سید ما هر سال عید غدیر گرامی میداریم و خطبه غدیر رو هم خوندم نیازی نیست شما توصیه کنی که من برم بخونم ، به اندازه کافی هم دلائل ، حدیث و روایت و حتی آیات دارم تا بتونم اهل سنت رو متهم کنم که دارن راه اشتباهی رو میرن...!!! و باز هم نیازی نیست به توصیه شما در رابطه با مطالعه و فهم این مطالب توجه کنم ، ببین پسر گل من شیعه  و باز هم نیازی نیست به شما ثابت کنم که شیعه واقعی و متعصب هستم یا نیستم ، و اینم به شما بگم من از جمله آدمهایی نیستم و در درجه ای نیستم که حتی یه کافر رو هم جاشو قعر جهنم بدونم ، اما شمایی که خودتو علامه دهر میدونی و این اجازه رو به خودت دادی که هرکی رو دلت میخواد بفرستی جهنم هرکی رو هم دلت میخواد بفرستی بهشت؟؟؟!!! ، ببین جناب علامه.... ،  من هم زمانی که خودمو مثل شما خیلی دانا میدونستم و تفکرم مثل شما متعصبانه و دور از روشن فکری و منطق بود همین افکار شمارو داشتم ، اما بعد از دیدن سخنرانی حاج میرزا محمد اسماعیل دولابی و منطق مثال زدنیشون تمام جهالتم در هم شکست و کاملا تفسیرم از این قضاوت های عجولانه امثال شما عوض شد ، ایشون رو اگه بشناسی شخصی هستن که به درجه اجتهاد رسیده و از بندگان پرهیزکار خدا بودند که مورد نظر خواص علما و مراجع بودند ، اگر هم نظری بنده با ایشون که بری از هر تعصب و سست گرایی بون من رو از دیده شما یه انسان بی اطلاع جلوه میده خیلی ازش راضی هستم ، و ادامه اش میدم!!! یه کلام بهت میگم ، و این برداشت منه ، اگر خدا بخواد بخاطر اینکه گروهی از مردم خلافت حضرت علی رو در درجه چهارم قرار داده اند ، اما  پیامبرش رو تصدیق کرده و شهادتین به زبان آورده و ذریه پیغمبر رو به نیکی نام میبرد و اعمال و رفتار ایشان را سرلوحه اعمال روزمره خود قرار داده و به این خاندان عشق میورزند ، و هیچ بغضی نسبت به آنها در دل ندارند،  به قول شما در قعر جهنم  قرار بده شخصا به عدالتش شک میکنم....!!! این رو هم مطمئنم که این تنها برداشت من نیست بلکه برداشت اشخاصی مثل حاج میرزا محمد اسماعیل دولابی هست که در نطق فصیح و کلام پرمعنا و عاقلانه ایشان هیچ شکی نیست...!!! حالا اگه درجه اجتهاد شما نسبت به ایشان بالاتره و ادعات بیشتره که علامه ای و خطبه غدیرو حفظی و شیعه واقعی هستی بحثی نیست!!! در ضمن شما میگی طبق گفته حضرت امام باقر فقط قبله ما شیعه ها با سنی ها یکیه؟؟؟ همین حاکی از اینه که هیچ اطلاعی در رابطه با پیدایش  اهل سنت و چهار فرقه شون نداری...!! در جریان باش که امامان ما قرن اول هجری بودند و چهار امام اهل سنت از جمله امام احمد حنبل و امام مالک ، و امام شافعی و امام ابوحنیفه همگی قرن دوم هجری بودن ، در رابطه با علم غیب ائمه معصوم شکی نیست ، اما چطور امام محمد باقر گفته ما فقط قبلمون با اهل سنت یکیه؟؟؟؟ پس سعی نکن از خودت اظهار نظرهایی بروز بدی که باعث شک شبه بینندگان سایت نسبت به عدالت خدا و نادیده گرفتن عبادات و بندگیهاشون از طرف خدا بشی...!!! این زشته.... ، یعنی از یه شیعه واقعی بعیده!!!! اما با تمام اینا بر این باورم که پس از سالها فهمیدم ، که فهمیدم نفهمیدم...!!!!! پس اللهم عجل لولیک الفرج.....  
 انشاالله امام زمان که ظهور کنند جنازه نحس ابابکر و عمر رو از خاک بیرون میکشند و به آتش میکشند. فکر کنم بعضیا به امام زمان هم بد و بیراه بگن که چرا به مقدسات اهل سنت توهین میکنه!
۲۱ دی ۹۲ ، ۱۵:۴۳ سید عباس

شما اگر حرفهای منو میفهمیدی باز برنمیگشتی به حرفهای خودت! من هر چی برای شما نوشتم از احادیث اهلبیت بود نه خودم! که هی حرفتو تکرار میکنی میگی برداشت شما نظر شما! اگر میگم به دینت تعصب نداری از روی حرفهای خودت دارم میگم! شما ولایتو تقسیم بندی کردی و قائل بودی امیرالمومنین خلیفه اول باشه یا چهارم هیچ فرقی نداره! این که گفتم خطبه غدیر برای اینکه میخواستم به شما بفهمونم که پیامبر در خطبه غدیر ابابکر و عمر و پیروانشون دوستانشون دنباله روهاشون که همون اهل سنت باشند رو در آتش جهنم میخونه! ولی شما باز هم نفهمیدی! دلیلش هم این که دوباره حرفتو تکرار کردی و به من نسبت دادی که افراد رو به سلیقه خودم بهشتی و جهنمی میدونم! درحالی که باز هم میگم ما در این زمینه بیش از هزاران حدیث داریم که کسی ذره ای از محبت ابابکر و عمر و دشمنان اهلبیت در دلش باشه خداو ند متعال قسم خورده که اون رو در جهنم به طور ابدی نگه میداره! ضمنا بنده آقای اسماعیل دولابی رو میشناسم ولی کار با هیچ شخص و شخصیتی ندارم! اگر میخواستم اسم کسی رو بیارم اعلم علما و افضل فضلا حضرت آیة الله وحید خراسانی مدظله بودند که از جهت علمی گوی سبقت رو از بقیه ربودند! ولی من برای شما حتی اسم ایشون رو هم نیاوردم! چرا؟! چون خود علما به ما آموختند هر تفسیری غیر از تفسیر ائمه معصوم علیه السلام مردوده! پیامبر در خطبه غدیر امیرالمونین و خاندان گرامیشون رو مفسر اصلی قران و حدیث میدونه حتی خود قران هم اهلبیت رو مفسر واقعی معرفی کرده! لذا بنده فقط از احادیث و تفاسیر 14 ائمه معصوم استفاده کردم. شما حدیث و روایت رو به سلیقه آقای دولابی تفسیر کردی ولی من به سلیقه ائمه معصوم علیهم السلام تفسیر کردم. و اما اون حدیثی که راجع به امام باقر علیه السلام نوشتم و شما میفرمایی که امامان ما قرن اول هجری بودند و چهار امام اهل سنت از جمله امام احمد حنبل و امام مالک ، و امام شافعی و امام ابوحنیفه همگی قرن دوم هجری بودن! جناب اصلا شما چرا قرنی بررسی میکنی؟! من بالاتر از شما بگم اولین امام اهل سنت که ابو حنیفه باشه زمان امام صادق علیه السلام بوده در حالی که امام باقر علیه السلام قبل از امام صادق بودند! خب؟! برادر باهوش من اهل سنت رو کی پدید آورد؟! اوحنیفه و شافعی و مالکی و حنبلی سنی ها رو پدید آوردند یا ابابکر و عمر؟! 4 امام اهل سنت از زمان امام صادق روی کار اومدند درست! ولی ابابکر و عمر فتنه شون از زمان پیامبر بود و بعد از شهادت پیامبر رو کردند! شورای نحس سقیفه امیرالمونین رو خونه نشین کرد! سقیفه دختر پیغمبر رو به شهادت رسوند! و خلاصه اینکه ابابکر و عمر و عثمان (لعنة الله علیهم) علی رو چهارمین خلیفه کردند نه ابوحنیفه و شافعی و...! زمان ائمه علیهم السلام پیروان عمر به اهل سنت معروف نبودند و اونها رو به اسم های دیگه ای میخوندند، امام باقر علیه السلام پیروان خلفای غاصب رو میفرماند که فقط در قبله باهاشون مشترکیم! من برای اینکه شما راحت تر بفهمی نوشتم اهل سنت! که اسم متداول امروزه! نمیدونستم برای شما این هم احتیاج به توضیح داره!!!!!!

پاسخ:
دوستان در بحث بین همدیگر خواهش میکنم رعایت احترام را حفظ کنید  خصوصا انتظار من از شیعیان خیلی بیشتر است  این بلاگ توسط افرادی از فرق مختلف بازدید میشود نباید دیگر بازدید کنندگان دچار سوتفاهم شوند
۲۳ دی ۹۲ ، ۰۹:۲۱ سید یاسر
آقا سد عباس ، تو پیج چرا شیعه شدم حمید جان جوابت رو نوشتم برو بخون.....!!
۲۳ دی ۹۲ ، ۲۲:۲۲ سید عباس
من موضوعی که از اول بحث روش تأکید داشتم و مصر بودم منطق و دلیل و برهان قاطع و محکم در بحث بود. بنده خودم با شما همینطور صحبت کردم هر موضوعی رو رفتم اثبات کنم از احادیث و روایات 14 معصوم و فرمایشات اهلبیت علیهم السلام بود. نه برای شما نظر شخصی خودم رو نوشتم نه حتی از نظرات علما و بزرگان استفاده کردم. در حالی که خیلی راحت تر بود اگر همچین کاری میکردم.ولی از اونجایی که میخواستم اولا از اقیانوس بی کران و نور و معنویت ائمه معصوم بهره مند باشیم و دوما هر کلامی وقتی از اهلبیت باشه جدایی از منطق و برهان وافری که داراست، مو لای درزش نمیره! اما شما... خواهشا دقت کن! غیر از اینکه فقط طبق نظر خودت و با اسلحه حماسی کردن بحث جلو رفتی، یک دلیل منطقی و قانع کننده برای اثبات حرفت نیاوردی! بنده چون از احادیث اهلبیت استفاده کردم هیچ جایی برای رد کردن و نپذیرفتن نداشت! اما شما فقط گفتی اظهار نظر شما، سلیقه شما ، نظر شما! من هم برای صدمین بار گفتم و میگم نظر من نیست نظر ائمه معصومه! غافل از اینکه شما روت نمیشد اهلبیت رو بکوبی هی به من نسبت میدادی! البته نه فقط این باشه من برای شما تمام حرف هام رو چندبار چندبار تکرار کردم!!! به جان شما فقط یک برهان واقعی میاوردی کافی بود! ولی فقط منطق شما اینه که اختلاف افکنی میشه تفرقه اندازی میشه! از شیعه بری میشن! شیعه ها رو میکشند و... شما رو به خدا اگر من رو قبول نداری از هر کس که قبولش داری بپرس این منطقه؟! این دلیل میشه؟! هرچند که من جواب همین دست آویز های بی پایه شما رو هم دارم و هم دادم! اصلا شما یک دلیل بیار برای وحدت! از خدا تا امام زمان کدوم یکیشون دستور به وحدت با سنی ها دادند؟ یا خودشون وحدت بستند؟! امیرالمومنین که با ابابکر بیعت نکردند بعد از چندین ماه هم به زور دست حضرت رو به دست ابابکر مالیدند و تکبیر گفتند! که این هم شد بیعتشون! تازه طبق بعضی از روایات حضرت تا آخر عمر بیعت نکردند! و بقیه ائمه هم هرکدوم قضیه مربوط به خودشون رو دارند که گنجایش نوشتن نیست! و اما اینکه سنی از شیعه متنفر و بری میشه... مثل تمام حرفهام که تکرار شد این رو هم تکرار میکنم مگه مادر ما حضرت زهرا به عمر جسارتی کرده بود؟! مگه فحش داده بود؟ مگه به مقدسات عمر توهین کرده بود؟!!! پیغمبر اکرم باهاشون چه کرده بود که اینطوری اجر رسالت رو دادند!؟ عمر به اعتراف خودش کینه امیرالمومنین تو دلش موج میزد و عاقبت هم کینه شو خالی کرد!!! الان هم دقیقا عمری ها کینه شیعه تو قلبشون موج میزنه و تا جایی که میتونند کینه شون رو خالی میکنند! سنی از قدیم و ندیم از شیعه نفرت داشته و داره! من بچه بودم اون موقع نه ماهواره ای بود و نه اینترنتی و نه... انقدر خبر شیعه کشی به گوشمون میخورد که یه سنی مثلا 2 تا شیعه رو تو یه خرابه بیرون شهر کشته و ... وهزاران جواب دیگه که یارای نوشتنش نیست! اما در آخر عرض کنم خدمتتون که شما بحث علمی و دوستانه رو با دعوای بچگونه اشتباه گرفتی! مثل بچه ها که وسط دعوا میرن به بزرگترشون میگن فلانی منو زد یا بهم فحش داد یا... شما هم دقیقا عین بچه ها رفتی خبرچینی کردی که جناب حمید فلان!!! البته از سطح فکر شما بیش از این هم توقع نیست!!! من هرچند که از شما خیلی توهین ها و جسارت ها شنیدم اما اولا بچه نیستم که به کسی خبرچینی کنم دوما ما از اجدادمون گذشت به ارث بردیم نه کینه!!! سوما شما شیعه ای و هر شیعه ای برادر منه و طبق سیره ائمه طاهرینم من با شیعه برادرم و برادرانه رفتار میکنم نه باسنی! لذا از توهین ها و جسارت های شما گذشتم برادر گرامی که اصلا حرمت برادر شیعه تو نگه نمیداری!!!!!
۲۳ دی ۹۲ ، ۲۲:۲۵ سید عباس
با سنی وحدت و با برادر شیعه هر چه دلمون بخواد بکنیم....آه یاصاحب الزمان به داد شیعه هات برس
۲۴ دی ۹۲ ، ۰۵:۰۳ شیعه نگران
سلام دوستان من خوش برخوردی اقای حمید شیرانی رو میبینم با طرف های مقابل اما شما شیعیان به جان هم افتاده اید ایا نگران نیستید که دشمن شاد میشوید اولا اقای شیرانی این مطالب رو از خودشان نقل نکرده در ضمن خیلی هم خوب است که نظرات مختلف رو با گذاشتن این پست به همه ما نشان داد اما بخدا خیلی ناراحت شدم یه فرزند شیعی مانند یک وهابی سریع ناسزا به زبان میاورد و به انسان دیگری توهین میکند بخدا افتخار انسان شیعهی صبر و متانت اوست از کوره در رفتن و حتک حرمت و خراب کردن شان یه شیعه جز روسیاهی نیست که بعد زمستان بر ذغال میماند .صلوات بفرستید و کینه ها را کنار بزارید بحث خوب است اما با احترام متقابل وای دو جوان شیعه اینگونه در گیر هستند وای به مناظرات دو مذهب مخالف
۲۴ دی ۹۲ ، ۱۵:۲۵ امیر پیمانی
من این پیج رو که خوندم از عقل بعضی ها خندم گرفت! برادر شیعه رو دشمن میپندارند چون به سنی توهین میکنه! خیلی خنده داره خیلی... { البته از اون خنده هایی که به قول معروف از گریه غم انگیزتره! }
۲۴ دی ۹۲ ، ۲۲:۳۰ سید یاسر
جناب سد عباس خیلی واضح بهت میگم ، من شیعه هستم و خیلی متعصب و نیازی نیست ادله و برهانم رو واسه شما بیارم که قانع شی...!!! به اندازه کافی هم مدرک و ادله واسه اثبات وحدت بین مسلمین دارم ، و ادله و مدرک هم واسه متهم کردن اهل سنت بسیار!!! اما همینطور که گفتم از نادانی فرده که هرچی میدونه بازگو کنه ، اما از همه اینا بگذریم نمیدونم شما نمیفهمی یا خودت رو به نفهمی زدی ، آخه آدم عاقل..!!!!! دارم بهت میگم تمام حرفهای تو درست ، چرا با این رفتارت کاری میکنی که گمراهان بیشتر بشن؟؟ این خودش عین ظلالت و گمراهیه..!! ، غیر از اینه  که شیعه با رفتار و منش صحیح و دوستانه این همه اهل سنت رو شیعه کرده که الان داده علمای بزرگ وهابیت و اهل سنت به عرش رسیده که الیوم سنه تشیع ، فکر کردی کسانی که الان دارن در کشورهای مختلف تبلیغ مذهب شیعه میکنند همون اول میرن بین صدتا یا  دویست تا سنی میگن شما جاتون قعر جهنمه به گفته اهل البیت و پیامبر و فلان و فلان؟؟؟؟ اگه اینطور بود که الان همینقدر شیعه هم که بود نیست و نابود میشد!! آخه چرا تو کتت نمیره که الان مبلغین با راهنمایی و احترام و پله پله داره شیعه رو گسترش میده ، درسته از خودت نمیگی و داری از ائمه میگی ، اما آیا شما قدرت درک شرایط زمانی و مکانی رو داری؟؟؟؟ یا نه؟؟؟؟ الان بزرگترین جهاد و تلاش اینه که بتونیم همه رو هدایت کنیم ، نه اینکه بخاطر به زبون آوردن احادیث  ائمه طاهرین بیایم  اهل سنت رو بندازیم تو جهنم ، چرا دستشون رو نگیریم و هدایتشون بکنیم؟؟؟؟ چرا با این کار عزت و جلال شیعه رو روز به روز بیشتر نکنیم ، من یه سوال میکنم ، به نظرت ائمه گمراه کردن یه شخص بلکه میلیون ها شخص رو در حال حاضر ، تکرار میکنم در این زمان و در حال حاضر موجه میدونند؟؟ ، یا هدایت کردن آنها برپایه احترام و خوشخویی؟؟؟ ، پیامبر اگه به یه کافر یا یهود یا نصارا میرسید همون اول نمیگفت شما بخاطر اعتقاداتتون و پیروی از بعضی مسائل اهل دوزخ هستید...!! بلکه پیامبر با منطق و پاسخگویی به شبهات بر پایه احترام و ادب آنها رو هدایت میکرد و با دین اسلام پیوند میداد ، نمیدونم این ضرب المثل رو هم میدونی که هر سخن جاو هر نکته مکانی دارد...؟؟؟ اگه من و تو ذریه حضرت رسول هستیم ، باید این راه و روش رو پیش بگیریم تا بتونیم دین خدارو مستحکم تر و قدرتمند تر گسترش بدیم! ، نه اینکه از راه بیایم و احادیث و روایاتی که حد اقل ، اکثر دوستانی که میان تو این سایت ازش خبر دارن و میدونن وضعیت اهل سنت در قیامت چطور است!!! اما گفتن یا نگفتنش مهمه ، اینی که شما منو بچه خطاب کردی میزارم رو حساب همین بی تجربگی و ناپختگیت از اطلاعاتی که داری ولی نمیدونی چطور بروزش بدی..!!!! اینی که من به حمید جان خطاب کردم به کمکم بیان به خاطر این بود که در شما ذره ای منطق و استدلال ندیدم ، گفتم حمید بیاد شاید قانعت کنه!!! ولی بازم نشد.... ، انگار همین دو سه تا روایت و حدیثی که حفظی اعتماد به نفس بسیار زیادی بهت داده و حائلی از بی منطقی جلوی گفتارت رو گرفته که نمیخوای وضعیت اسلام رو ببینی و نمیخوای اینو در نظر بگیری شیعه باید نمونه باشه که بتونه همه رو به خودش جذب کنه ، نه مثل امثال شما و اللهیاری از یه کنار همه رو درو کنه بذاره کنار ، و در آخر من کلامم تموم شد رفیق ، دیگه ادله ای برای ثابت کردن چیزی به تو ندارم جز استدلال مغزی ، و شناختن زمان و مکانی که الان مسلمانان درش قرار دارند... ، در ضمن خوشحالم اگه تو منظورمو متوجه نمیشی اقلا حمید جان و بعضی از دوستان که با دیده بازتری به این مسائل نگاه میکنند منو درک میکنند...!!!! دیگه هرچی دلت میخواد نظر بذار و همون جوابای اول ات رو بده ، من هم به قول شما بچه ام و میذارم دوستانی که از من بزرگترن و تجربه بیشتری دارن بیان قضاوت کنن و جواب شمارو بدن..!!! من هم از مطالبشون فیض کامل رو میبرن...
یا علی...
داداش حمید یه موقعی فکر نکنی هرکسی اینجا نظر میذاره عقیده شیعه اینه خدایی نکرده ناراحت بشی سره این بد اخلاقی ها!

این اله یاری یه مزدوره کلا بودجه شو از آمریکا وانگلیس تامیین میکنه

این و چند شبکه دیگه به اصطلاح شیعه هستن اما از آمریکا وانگلیس خط میگیرین_بابا از این تابلوتر که میرن تو شبکه های اونها مصاحبه میکنن

هر کی فکر کنه این آقا فقط اخلاقش بد و اینا کاملا در اشتباهه


این تشیعی که بخواد از آمریکا و انگلیس خط بگیره به درد باباشون میخوره

این ها حکم همین مرتد ها رو دارن

من با سید یاسر جان فوق العاده موافقم

بله اینها کارشون اینه خوب و بد و قاطی میکنن طرف نفهمه چی میخوره!!

این دوستانی که اگه واقعا شیعه باشن بهشون میگن شیعه بی بصیرت!



۲۵ دی ۹۲ ، ۲۰:۵۳ سید عباس
اولا از فحش های مودبانه شما کمال تشکر و امتنان رو دارم! خیلی جالبه که هرچی از دهنتون درمیاد به دوست و برادر شیعه تون میگید به دفاع از یک دشمن سنی! دوما شما که انقدر مانور میدی سر اینکه اینطوری سنی شیعه نمیشه و... اولا شما سنی هستی یا من؟!!! بحث بین ما چه ربطی به سنی ها داره؟! دوما برفرض یک سنی این بحث های ما رو خوند! خب سنی باید حقیقت رو بشنوه که شیعه بشه! اگر بنا باشه طبق سلیقه شما سنی شیعه بشه با اجازه شما سنی شدی نه سنی شیعه!!! سوما ما شیعه شده کم ندیدیم علمای قدیم وقتی با سنی بحث میکردند تمام حقایق رو به علاوه خیلی از حرفها که شما تفرقه آمیز میدونیش رو بیان میکردند و صد تا صد تا و هزار تا هزار تا سنی شیعه میکردند! ولی شما توقع داری تمام حقایق و محکمات پوشیده بمونه زیر همه چیو بزنیم که آیا یکی شیعه بشه یا نشه! غافل از اینکه این نوع شیعگی شیر بی یال و دم شکمه !!! خلاصه برادر ما شیعه شده کم ندیدیم که شما بیای نصیحت کنی که بله! و اما حرف آخر: برادر عزیز که هرچی فحش بلد بودی کادو کردی و به دوست شیعه ت گفتی به دفاع از دشمن! در پایان بحث عرض کنم که بنده تمام حرفهام رو مستند و با دلیل برای شما نوشتم که شما هم وقتی دیدی غیر قابل انکاره فقط به یه مشت دست آویز بی پایه چسبیدی و حتی برای همین ها هم یک دلیل نیاوردی! خلاصه اینکه من هر چی صبر کردم هیچ برهان منطقی و قانع کننده برای هیچکدوم از نظراتتون از شما نشنیدم! و به علت اینکه مشغله بنده هم بیش از حده و فقط این بحث ها رو وظیفه میدونستم... لذا از ادامه بحث با شما معذورم. در پناه حضرت صاحب الزمان باشید
۲۵ دی ۹۲ ، ۲۰:۵۹ سید عباس
سایه رهبری دانا و دلسوز کلید این ارامش و امنیت است
همه گوش ه دفرمان و سرا مجری دستورات شان باشیم(پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت تان اسیبی نرسید
حمید آقا یعنی نعوذ بالله نعوذ بالله سایه امام زمان و فرمایشات اهلبیت پیامبر هم کشک؟!!!
سید عباس چی یعنی کشک؟

منظورت چیه؟

۲۶ دی ۹۲ ، ۱۱:۳۳ سید عباس

بزرگوار طرف صحبت من شما نبودی کسی که مخاطب منه خودش منظورو میفهمه و خودش میدونه یعنی چی؟!

۲۶ دی ۹۲ ، ۱۸:۳۷ سید یاسر
اولا جناب سد عباس من اگر اهل مانور بودم همون اول همچون شما رفتار میکردم ، ولی این نمیتونه حقیقت داشته باسه چون دوست ندارم مثل شما فکر و عمل بکنم..!!! معذرت میخوام ها ، چون این کاره منافقین صنف دوم هست...!!! دوما بحث ما خیلی به سنی ها ربط داره ، چون شما ربطش دادی ، و اونارو در آتش جهنم قرار دادی ، پس منم طبق تکلیف حول محور این مساله باهات بحث کردم...!!! سوما ، میشه اون علمای قدیم رو یکی یکی نام ببری که صدتا صدتا و هزار تا هزار تا سنی شیعه میکردند ، اونم با این راه و روشی که شما داری از ش دفاع میکنی!!!!؟؟؟؟؟؟ این حرفتون واقعا جالبه ، وقتی آدم میمونه چی بگه یه دست آویز من درآوردی در بیاره و بپرونه که هرچی بادا باد ، نکته جالب و مورد نظر من اینه که شما میگی هیچ منطق و برهانی از من ندیدی و دلیلی واسه حرفام نیاوردم ، زمانی که من گفتم حاج میرزا محمد اسماعیل دولابی در رابطه با وضعیت اعتقادی و آخرتی اهل سنت و شیعه همچین برداشتی داشتن ، اومدی گفتی ما علماء رو قبول داریم اما حرف ائمه و پیامبر واسه ما سنده...!!! خب حالا ما گیریم حرف شما درست که اهل سنت که هرچی باشه شهادتین گفتن و خدا و رسولش رو قبول دارند و پایبند به سنت هستند گمراه هستن و باید آنها رو هدایت کرد ، من اومدم گفتم پیامبر هروقت با یهود و نصارا و کافر که به هیچ عنوان اصلا خدا و رسول رو قبول نداشتن به مناظره و صحبت مینشست همون اول خطاب به آنها نمیگفت جای شما قعر جهنمه چون خدا در باره شما چنین گفته چنان گفته ، با احترام و سعه صدر و خوشبرخوردی و نرم خویی با آنها سخن میگفت تا آنها رو مجذوب خود کند!! نه مدل صحبت شما... ، حالا که من از پیامبر برای تو گفتم باز تویی که میگفتی ما علماء رو قبول داریم ولی حرف ائمه و پیمبر واسه ما سنده ، الان میگی که علماء قدیم ما با این روش که شما تفرقه آمیز میدونیش صدتا صدتا و هزار تا هزار تا سنی شیعه میکردند ، چی شد؟؟؟!!! شما که گفتی این حرفارو پیامبر زده و گفته ، حالا چرا باز کارای علماء رو دست آویز خودت کردی که حرفت رو موجه جلوه بدی؟؟؟ تو که حرف ائمه و پیامبر واست سند بود نه گفتار و اعمال و کردار علماء ، واسه اثبات این حرفم خودت میدونی پیامبر در جاهای زیادی به مناظره و بحث با یهود و نصارا پرداخته که روایات و احادیثش هست ، برو بخون.... ، اونوقت ببین توکه داری سنگ رسول خدا و ائمه رو به سینه میزنی ، چقدر از خواسته های اونهارو در جهت احترام به بقیه مسلمانان نگاه میداری و چقدر در روشن کردن نور هدایت در دلشان تاثیر گذار هستی ، قابل به ذکره که بازم با ارز پوزش میگم نمیدونم نمیفهمی یا خودت رو به نفهمی زدی برادر ، چرا در حرف من تصرف میکنی شما..؟؟؟ من کی گفتم باید حقائق و محکمات پنهان بشه که آیا یک سنی شیعه بشه یا نه..!!!؟؟؟ من گفتم وقتی یکی خودش واسه پیدا کردن طریق هدایت میاد و میخواد راه راست رو انتخاب کنه نباید اینطور بزنی تو برجکش و بگی تو با این همه عبادات و سنتی که پیش گرفتی اهل دوزخی چون ولایت حضرت علی رو قبول نداشتی ، خب در اینصورت اون بنده خدا از خدا هم زده میشه و میگه این چه خداییه که من این همه سال با عشق عبادتش کردم و قرآن که معجزه پیامبرش هست خوانده و به ارکانش پایبند بوده و به آن عمل کردم ، حالا به خاطر ولایت حضرت علی که هیچ بغضی نسبت به آن شخصیت بزرگ در دل نداشته ام و حتی به این شخصیت بزرگوار عشق میورزیدم و اعمال پسندیده او را راه و طریق خود قراردادم  اهل دوزخ شوم...!!!؟؟؟ با این کار که اون شخص در اوج ضلالت و گمراهی پرتاب میشه و از اسلام هم زده میشه..!!!!  به نظرت با اینطور برخورد که شما واسه هدایت شخصی داری ، داری راه و رسم رسول اکرم رو طی میکنی؟؟؟ آیا میتونی نام خودت رو پیرو بذاری و بگی که من شیعه هستم؟؟؟ در صورتی که از منطق و روانشناسی در مناظره و مذاکره با طرف مقابل هیچ اطلاعی نداری؟؟؟ من منظورم اینه آیا این شیوه که شما و اللهیاری برگزیدی واسه اثبات حقانیت شیعه درسته ، یا شیوه رسول خدا و ائمه؟؟؟ حالا یه مساله مهم رو واست باز میکنم ، ما مناظره های زیادی از علماء شیعه با علماء اهل سنت داریم ، برو فقط یکیشون رو گوش کن ، فقط یکیشون...!!! ببین همون ابتدای مناظره عالم شیعه چطور برخورد میکنه ، آیا همون اول سنی هارو خسر الدنیا والاخره میدونه و جاشون رو قعر جهنم میدونه یا نه اینکه اول حول محور مسائل پایه ای صحبت میکنه ، در موضوع ها و اختلاف نظرهای جزئی شروع به مناظره کرده و وقتی ذهن دو طرف آماده شد نسبت به اثبات برخی حقائق تخصصی تر مستند و روایت میارند و بحث میکنند!!! متوجه منظور من میشی یا نه دوست عزیز ، تمام حرفای شما درست ، اما باید پله پله و  جزء جزء اینو ثابت کرد ، یه جمله جالب هست که میگه اگه علمت رو به یه سطل آب تشبیح کنی و ذهن طرف مقابل رو به یه سنگ ، در اینجا اگر کل آب سطل رو به یکباره روی سنگ خالی کنی هیچ تاثیری روی سنگ نداره ، اما اگر همون سطل آّ رو قطره قطره روی سنگ بریزی ، در شکل سنگ تغییر ایجاد میشه...!!! این مثل حدیثیه که میگه.(( کلمو الناس علی قدر عقولهم)) با مردم به ندازه عقل آنها سخن بگید..!!!  با این روش هست که الان شیعه روز به روز داره گسترش پیدا میکنه و به عزت و جلالش افزوده میشه ، نه روشی که شما پیش گرفتی...!!! در این باره حمید جان و هر سنی که شیعه شده کاملا منظور منو متوجه میشه...!!! و از شما هم خواهش دارم خودتو به خواب نزنی و بیدار شی و متوجه بشی دوست عزیز..!!! به نظرم توضیحاتم کامل کامل بود ، البته از نظر خودم ، چون میدونم به شما هرجور صورت مساله و جواب رو تفهیم کنم ، با خودت فکر میکنی من میخوام حرف خودم رو به کرسی بشونم..!! پس توصیه میکنم بیشتر تحقیق کنی و خودت رو در این محافل قرار بدی تا شیوه برخورد و هدایت کردنت اصلاح بشه..!! مثل حمید....!!! و در آخر ،  آره آق سد عباس ، من در عمل اهل سنت هستم اما به اسم شیعه هستم ، در واقع  اهل سنت واقعی ما هستیم پسر....!!!!! ولی متاسف هستم از اینکه خودتو شیعه میدونی و پیرو ، اما یه ذره از سنت جدت رو عمل نمیکنی ، وقتی حضور شیعیانی همچون شمارو در این مباحث میبینم که نمیخوان با دید بازتری به مسائل نکاه کنن کلا از بحث زده میشم ، میدونی چون از شیعه واقعی این بی منطقی بعیده..!!! آخه ما دو مدل آدم داریم..!!! یکی هست که خوابه...!!! خب اونو میشه از خواب بیدار کرد....!!! اما یکی دیگه هست که خودش رو به خواب زده ، در اینصورت هیچجوری نمیشه اون شخص رو از خواب بیدار کرد ، شما از صنف دوم این صنوف آدمایی...!!!! ببین سید جان منم مثل خودت سیدم و صد در صد با عقائد کسی که خلافت جدم رو نادیده بگیره مخالفم...!! اما یه سری واقعیات هست که باید ، باید بری و در جمع اهل سنت باشی که بهش پی ببری ، من تورو دوس دارم پسر عمو...!!! و میخوام نقشی مهم در هدایت و رفع شبه داشته باشیم تا بتونیم اینطوری پیرو اعمال رسول اکرم باشیم ، نه نقض کننده اون ، و عزت و جلال شیعه رو بخریم...!!! حمید جان داداش ، به حضورت و به نطق فصیحت نیازمندم....

خدا همه مارو هدایت کنه...!!!
 اللهم عجل لولیک الفرج..... 
۲۸ دی ۹۲ ، ۱۸:۳۰ سید عباس
من یک علت اینکه نمیخواستم بحث رو با شما ادامه بدم این بود که انگار واقعا نمیفهمی من چی میگم!!! شما خیلی منظرمو کج برداشت میکنی!من کی گفتم فعل علما برای من حجت نیست؟! خلاصه ی منظورم این بود که با اینکه از فعل و قول علما هم میتونم استفاده کنم اما از اهلبیت استفاده میکنم چون منبعند! والسلام. من چی میگم شما چی میفهمی!؟ من گفتم علما، چون موضوع بحث سر شیعه کردن بود. اهلبیت روی سرمن جا دارند ولی اینجا جای مثال زدن و نقل قول از اهلبیت نبود! بحث راجع به مناظره نبود! که شما حدیث بیاری! بحث راجع به شیعه شدن بود! یادتون هست؟برای اینکه به شما بفهمونم ما شیعه شده کم ندیدیم علما رو که سنی شیعه کردند مثال زدم. یعنی نتیجتا یک مثال تجربی میخواست نه حدیثی!!! اما سوال کردی مثلا کی؟! مثلا عالم بزرگوار مرحوم سلطان الواعظین شیرازی (مجموعه شبهای پیشاور). اگر باز هم احتیاجه بفرمایید. اما این که میگم یک دلیل منطقی و موجه نیاوردی! دروغ میگم؟!حالا دقت کن از اول بحث تا حالا هر اشکالی کردی جوابت رو دادم و هر بی احترامی و توهینی بهم کردی فرو خوردم چون سعی میکنم طبق دستورات اجدادم ائمه معصوم پیش برم. شما شیعه ای و شیعه محترمه اما شما اصلا جواب اشکالات من رو ندادی مثلا در آخرین کامنت گفتم شما که انقدر مانور میدی سر اینکه سنی ها... من دارم با شما بحث میکنم ربطی به سنی ها نداره که انقدر سنگشونو به سینه میزنی؟! مگه شما سنی هستی؟! خب جواب من چی شد؟! : بحث ما خیلی به سنی ها ربط داره ، چون شما ربطش دادی ، و اونارو در آتش جهنم قرار دادی ، پس منم طبق تکلیف حول محور این مساله باهات بحث کردم! خب این جواب شماست؟! خواهشا منطقی قضاوت کن! این اصلا جواب میشه؟که حالا ببینیم موجه هست یا نه؟! من برای شما هرجوابی رو  چند بار تکرار کردم شما اگر جای من بودی یک فحش هم بخاطر همین بهم میدادی که چرا حرف نمیفهمم؟! اما من احترام گذاشته تهمت بی احترامی بهم خورد! ولی برای هزارمین بار::::::::::::::::::::::::: من اونها رو تو آتیش جهنم قرار ندادم خداوند و رسول اکرم قرار دادند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! انشاالله کفایت کرده باشه!!! اما در جواب آخر عرض کنم: بنده فقط نیاز به مهر تأیید و رضایت از اهلبیت دارم و بس! هیچکس نمیتونه عین خود اهلبیت عمل کنه چون اهلبیت فقط همون 14 نفر هستند. اما ما شیعیان فقط وظیفه اطاعت داریم. من سعی میکنم تا جایی که بتونم انجام وظیفه کنم ولی با تمام احوالات خیلی کم کاری میکنم! انشالله خود اهلبیت توفیق انجام وظیفه بیشتر رو بهم بدند! برای همین برام مهم نیست که کسی ایده و عقیده ام رو بپسنده یا نه!انشالله حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه از عقیده من راضی باشند. رضایت دیگران شرط نیست! ما از اهلبیت آموختیم که به شیعه و محبشون احترام بذاریم ولی دشمنشون هیچ احترامی نداره و به ما دستور دادند که فحش و لعن و بی احترامی رو نثار دشمناشون کنیم نه دوستهاشون!!! حدیث و روایت در این زمینه بیش از حده لذا برای من هم واضح تر از نور خورشیده. به قول معروف احمق کسیه که در یقین خودش شک کنه!برای همین من هیچ شکی در قبول حقیقت ندارم فقط انشالله ائمه من رو در این راهی که دارم میرم همونطور که تا حالا یاری کردند،از ین به بعد هم بیش از پیش یاری کنند. زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی _ مدد به غیر تو ننگ است یا علی مددی...لطف سروران و موالیانم همیشه شامل حالم بوده و باز هم شد. اگر دعوت کرده باشند دارم به پابوسشون مشرف میشم و دوباره مهمان آغوش گرمشون میشم. انشاالله ارباب لیاقت شهادت رو عنایت کنه و در این سفر سعادت دنیوی و اخروی نصیبم بشه که دیگه نور علی نور... خلاصه این که دیگه نیستم و اگر الان هم وظیفه اجازه نداد بحث رو قطع کنم، از این به بعد دیگه نیستم که ادامه بدم. والسلام علی من التبع الهدی ... از تمام فحش ها و اهانت های شما هم ممنونم. فقط فحش منافق مونده بود بهم بدید که الحمددلله دادید و تکمیل شد! اما من اگر بنای شکایت و خبرچینی هم داشته باشم بچه نیستم که به کوچکتر یا نهایتا همسان خودم چغلی کنم! صحبت رو با کسی میکنم که بازگشت همه ما و حسابرسی با اونهاست! و إیاب الخلق إلیکم و حسابهم علیکم...والسلام یاعلی بر دشمنان اهلبیت تا قیامت لعنت.
پاسخ:
سلام من هر دو تا سید رو دوست دارم شما سیدها هم سید یاسر و هم سید عباس باید فقط سروری کنید ناسلامتی از سادات هستید و من ارادتمند هر دوتای شما هستم

این هم آخرین یادگاری برای هرکس که دنبال هدایت میگرده: حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند: در آخرالزمان عده ای هستند که ضررشون از دجال برای ما بیشتره! از حضرت سوال شد به چه علت؟! حضرت فرمودند  چون با دشمنان ما دوستی میکنند و به واسطه آن دوستی، با دوستان ما دشمنی میکنند! در آنوقت است که حق و باطل با هم درآمیزد و امر مشتبه شود. والسلام علی من التبع الهدی

پاسخ:
برادر جان منظور اقا امام صادق دقیقا همین است با دشمنان دوستی کردن یعنی دشمن یهود را شاد کردن که بین مسلمانان درگیری ایجاد کردن و به اتش دامن زدن بخدا اگر این اختلاف با مذاهب غیر شیعه بنفع ما بود رهبری مخالفت نمیکرد اینجور که شما خطاب کرده اید که .......
ما فقط پیرو اوامر و رهنمود های ارزشمند رهبر معظم و مرجع تقلیدمان ایت الله عظما خامنه ای عمل میکنیم که پرچمدار اسلام و علویون است در جهان  تنها شیرمرد قرن که دشمنان از اسمش حراس دارند  ولی باز هم توهین و بد دهنی از این قدرت بزرگ به هیچ گروهی دیده نشده است

۲۹ دی ۹۲ ، ۱۱:۵۴ سید یاسر
دو نور امشب ز مشرق میزند سر    **     یکی خورشید و آن یک ماه انور

یکی ختم رسل باشد محمد           **     یکی صادق که بر دلهاست دلبر

یکی عبد خدا ، فخر دوعالم            **       یکی هم زاده زهرا و حیدر....

میلاد انوار الهی ، حضرت رسول اکرم (ص) و رئیس مذهب حقه تشیع ، حضرت امام جعفر صادق رو اول خدمت مولا و سرورمون حضرت صاحب العصر و الزمان و دوم به تمام  دوستان و عزیزانی که جویای حق و حقیقت هستند تبریک و تهنیت عرض میکنم ، انشا الله همه ما در زمره وفاداران و زنده کنندگان سنت این دو بزرگوار قرار بگیریم انشا الله....
و اما بعد...:

جناب سید عباس عزیز ، شما که هی زووم میکنی روی لغب هایی که به شما دادم و میخوای با این کارت خودت رو مظلوم جلوه بدی و از پاسخ دادن فرار کنی به من نگفتی پیامبر در شیوه برخوردش با یهود و نصارا چطور عمل میکرد؟؟؟؟ که حالا ما نباید عمل کنیم...!!!؟؟؟ شما میگی خدا و رسول الله گفتن اینا در آتش جهنم هستن ، منم گفتم نیازی نیست که شما اینو به من یا کسانی که این سایت های هدایت اهل سنت رو راه اندازی کردن بگی ، چون خودمون بسیار مطلع هستیم از این مساله که اهل سنت چه جایگاهی دارن و خلفای راشدین لعنته الله علیه چه جایگاهی... ، من اومدم شیوه برخورد و شیوه نصیحت شما رو مورد انتقاد قرار دادم ، چون وظیفه یک شیعه اینه کسی رو که در ضلالت به سر میبره به نور هدایت کنه اونم با منطق و استدلالی محمدی ، که وصفش رو براتون گفتم اما گویا شما ازش بویی نبردی و نمیخوای جواب منو بدی که اگه حرف شما درسته چرا رسول الله و حتی ائمه در برخوردشون با کافر و یهود و نصارا اینطور عمل نمیکردند که شما میکنی ، من گفتم اگر هدف هدایت کردن شخص باشه باید پله پله و به اندازه فهم طرف مقابل حدیث و روایت آورد تا از دین فراری و زده نشه ، اما گفتنم بی فایده بود ، همینطور که گفتم جستارهای نقد گونه ای که در کامنت قبلم براتون گذاشتم خیلی کامل و واضح ضعف در شیوه برخورد شما رو بیان میکنه ، حالا من میام یه مسئله منطقی و استدلالی از عقیده خودم در این رابطه واسه شما میگم که لپ مطلب رو متوجه بشی ، عقیده و  هدف شما اینه که بیای جمله ای که پیامبر در خطبه غدیر بیان فرموده اند رو بیان کنی بدونه هیچ مراعاتی و با این کارت باب هدایت رو ببندی ، و خودت رو پیش ائمه عزیز کنی...!!! که خوشا به حالت اگه نتیجه بده ، اما عقیده و هدف من اینه که بخاطر سربلندیم پیش جدم و سرورم رسول الله شیوه گفتار و برخورد اورا با مذاهب و ادیان مختلف برگزینم و با رویی باز و بدور از هر تعصب به شبهاتشان پاسخ گویم تا با این کار انسانیت رو زنده کنم و سنت جدم رو زنده نگه دارم و کسانی که جویای حقیقت هستن به حقیقت نزدیک کنم تا اینکه شیعه و پیروان حضرت و مولایمان علی روز به روز با عزت تر و قدرتمند تر شوند..!!! به نظر من هدایت بر پایه احترام بهتره تا گمراه کردن به همراه یاد آوری اشتباهاتشان ، بازم میگم تو کامنت قبلم کامل ضعف شما رو بیان کردم!!! همینطور که گفتی این عقیده شماست ، اما ما این همه سایت های اثبات حقانیت شیعه داریم که همشون دارن خلاف چیزی که شما نظر میدی ، نسبت به رفع شبه اقدام میکنند ، تا با این کار وظیفه ای خدایی انجام دهند ، هر عقل سلیمی اینو میدونه که کدوم راه برگزیده ائمه و رسول اکرم میباشد...!! پس توضیح بیشتر نمیدم..!! فقط حالا که به پابوس میری حتما از ائمه بخواه تورو در طریقه ابراز تعصبت راهنمایی کنند و ازشون بخواه که تورو در زمره کسانی قرار بدند که بتونی آبروی شیعه رو با سعه صدر و منطق و خوشخویی و احترام بخری ، نه با چیزهایی که همه میدونند ولی بخاطر مصلحت در حفظ وحدت در اسلام و نتیجه گرفتن در هدایت اشخاص اونو ذکر نمیکنند..!! و در آخر شما که علم حدیثت بسیار بالاست آیا این هشت حدیث پیامبر عظیم الشن رو در مورد وحدت و تفرقه خوندی..؟؟؟

هر گاه شما در حالی که وحدت عقیده و اتفاق در امور دارید و کسی بیاید و بخواهد میان شما تفرقه و جدائی ایجاد کند او را از میان بردارید.

 

مومنان نسبت به هم همچو اعضا و پیکر یک مرد واحد است که اگر سر او بدرد آید تمام بدنش به درد مبتلا می شود و اگر چشمش به درد مبتلا گردد سایر اعضایش دچار درد خواهد شد.

 

دست قدرت و توفیق خدا بالای جماعت می باشد و هر کسی از جماعت خارج شود بسوی دوزخ خارج شده است.

 

هیچ قومی پس از هدایت یافتن گمراه نخواهد شود ، مگر که در میان ایشان افتراق و جدال افتد.

 

مرا چه می شود هنگامی که شما را از همدیگر جدا و متفرق می بینم.

 

هر کس که در میان مسلمین تفرقه و جدائی افکند از ما نیست.

 

بدرستی که خداوند امت مرا بر گمراهی جمع نمی نماید.


سید عباس عزیز ، حقانیت شیعه بلافصله و هیچ شکی درش نیست ، اما در این سایت هدف کسانی که اون رو راندازی کردن و هدف کسانی که به این سایت ها میان هدایت است دوست عزیز ، هدایییییت....!!! و لا غیر....
اما شما اشتباهی اومدی دوست عزیز ، حرف های شما درسته اما  شما تکفیر و اختلاف انداختن رو به هدایت ترجیح میدی ، اما در اینجا همه به فکر هدایت اهل سنت به سوی حقانیت و نور هستن ، نه به فکر پرت کردن آنها در گمراهی...!!! در فتح خیبر حضرت محمد به حضرت علی میفرمایند به فتح و پیشروی ادامه دهید ، حضرت علی میفرمایند یا رسول الله تا کی و تا کجا با آنها بجنگم و آنها را به درک واصل کنم؟؟؟ حضرت رسول میفرمایند تا جایی که بگویند اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله ، بعد از آن آنها را واگذار تا تکلیفشان با خدا باشد...!! حالا  عوام و مردم عادی اهل سنت شهادتین گفتند ، و به یگانگی خدا و رسالت رسولش شهادت داده اند ، اما در طول تاریخ دستخوش تحریف ها و گمراهی هایی شدند که مسبب این تحریفها بنی امیه لعنته الله علیه بودند ، و به خاطر قدمت و طولانی بودن این گمراهی مسائل رو خیلی سخت باور میکنند و شاید حتی اون رو قبول نکنند!! چون ذهنشون آماده نیست ، حمید دقیقا متوجه میشه من چی میگم ، چون این حس و حال رو تجربه کرده ، و این طبیعیه ، حالا این وسط دو دسته شیعه هست ، یکی اون دسته هست که با پرخاشگری و تندخویی حتی از پاسخ گفتن به شبهات آنها خودداری میکند و آنهارو کافر و ملعون و مرتد میخواند و با این طرز برخورد و رفتار ، آنهارو در همان جهالت و گمراهی خود باقی میگذارند و چه بسا که آنها را بیشتر در این گمراهی غرق میکنند ، اگر بدانند...!!!! البته اینم طبیعیه ، چون اکثر شیعیان از اهل سنت بخاطر اعتقاداتی که دارند و احتراماتی که نسبت به خلفای راشدین لعنته الله علیه دارند متنفرند و مدام آنها رو لعن و نفرین میکنند...!!!!! اما آخه تا کی میخواد تکفیر و توهین به همدیگه ادامه داشته باشه..؟؟ تا کی تیغ رو از رو نسبت به یکدیگر بکشیم ، شما و من میدونیم که اهل سنت مثل بت پرستان دوران جهالت هستند و دستخوش تحریفات و گمراهی شدن  ، اگر ازشون بپرسی چرا سنی هستی میگه چون اجدادم سنی بودند ، در این زمانه که رسول اکرم در میان مردم نیست که آنها رو صرفنظر از اعمالی که مرتکب شدن و اشتباهاتی که کردن هدایت کنه ، آیا نباید کسانی باشند که سیره و روش حضرت رسول رو در برخورد با گمراهان انتخاب کرده و بخاطر مصلحت اسلام و زنده نگه داشتن آن به هدایت این جماعت اهل سنت بپردازند..؟؟؟؟ البته و صد البته برپایه احترام متقابل و رویی باز ، همچون سنت جدم رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم ،  چرا ما از اون دسته آدمها نباشیم؟؟؟؟ واسه صدمین و هزارمین بار میگم جناب سید عباس ، تمام حرف های شما درست ، اما متوجه میشی که در اینجا هدف ما چیزه دیگریست یا نه دوست عزیز..؟؟؟؟ حالا میپردازیم به دسته دوم شیعیان ، آنها شیعیانی هستند که تمام ادله ها و احادیث و روایات رو که مربوط به اثبات حقانیت شیعه میشه رو حفظ هستن ، از جمله همین خطبه غدیر که شما خیلی مد نظرتون هست ، اما به خاطر اهدافی والاتر و جلب رضایت و خشنودی خدا و رسولش انسانیت رو رها نمیکنند ، و با منطقی خاص و نطقی فصیح و برخوردی مناسب  دست به هدایت اهل سنت گمراه شده میزنند ، همینطور که گفتم تمام حرف های شما درسته ، اما زمانه ابلاغش درست نیست ، این مطالب که شما ذکر میکنی رو حتما در پروسه اثبات حقانیت شیعه برای اهل سنتی که جویای هدایت هستند ذکر میکنند ، اما نه همون اول کار دوست عزیز ، حد اقل این مسائل که نسبت به عاقبت و دوزخی یا بهشتی بودن اهل سنت  مربوطه ، در مرحله های نزدیک به نتیجه گرفتن در هدایت شخص مطرح میکنند تا نتیجه مطلوب گرفته بشه...!!! اما با همه این تفاسیر از شما باز هم انتظار درک مطلب رو ندارم ، گفتم که درک این مباحث مستلزم نشست و برخاست و مراوده و مصافحه با جماعت اهل سنت هست دوست من..!!! و در آخر اینو میگم که اگر من در طول بحثمون ، توهین و اتهامی نسبت به شما زدم ، همینجا غرورم رو کنار گذاشته و عذر خواهی میکنم...!!! و میگم که اکثرش بخاطر عصبانیت از این بود که منظور من رو متوجه نمیشدی رفیق ، اما شاید الان هم همینطور باشه ، ولی من حرف دیگری ندارم ، هرطور که در توانم بود هدف خودم رو بخاطر مخالفت با شما در رابطه با طرز مطرح کردن اعتقادی که اعتقاد ما هم هست ذکر کردم..!! شیوه برخورد خیلی مهمه ، اگه به زیارت رفتی مارو هم دعا کن که اگر خصلت های دجال در من هم اثر کرده ، خداون در اینچنین روزی که روز ولادت حضرت رسول (ص) هست من رو هدایت کنه....

حالا شما میگی که نیستی جواب بدی اما اگر هم بیای و جواب بدی من دیگه نمیام ، چون کامنت هام خیلی تکراری شدن اما به نتیجه نرسیدم دوست عزیز ، امیدوارم شما به نتیجه برسی رفیق....

اللهم عجل لولیک الفرج....

حمید جان ببخش ، که نبودیو ما هرطور دلمون خواست تا کردیم و قوانین رو زیر پا گذاشتیم....

 


پاسخ:
سلام من هر دو تا سید رو دوست دارم شما سیدها هم سید یاسر و هم سید عباس باید فقط سروری کنید ناسلامتی از سادات هستید و من ارادتمند هر دوتای شما هستم
۳۰ دی ۹۲ ، ۱۷:۰۸ سید یاسر
نظر لطفته حمید جان ، انشا الله لایق این لغب باشیم و با اعمالمون اول رضای خدارو جلب کنیم و بعد لبخند رضایت بر لبان جد بزرگوارمون حضرت محمد (ص) بنشانیم.....!!!

یا علی......
سید یاسر حرفات کاملا منطقی و عقلانی بود داداش دمت گرم

متاسفانه بعضی از شیعیان بهشون میگی افراطی باز نه ما کی شما چی

علاوه بر خوارج_دقیقا شباهتی زیادی به زمان امام حسن ع دارن

اون موقع به امام حسن ع میگفتن به به یا مذلل المومنین!!!!!!!

چون دادو بیداد نمیکرد درگیرو جنگ به پا نمیکرد و............

که خدا خودشون و ذلیل کنه که چنین نسب ناروایی زدن به امام 

البته ظاهراا توبه کردن بعدش!

شده حکایت الان این آقا سید عباس هم مرجع تقلیدش شیرازی هست به احتمال 99 درصد
_ من یه شیعه هستم_رهبرم دستور بده همین الان پا میشم میرم تلاویو و حیفا _بی شرف و بی غیرت هر کی نره!

سید عباس فکر میکنه حالا هرکی سنی هستش دقیقا بچه خلفای اول تا سومه!

در صورتی اگه انسان آزاده باشه میگه اینا که گناهی نکردن

خدا خواسته تو این خانواده که سنی هستن به دنیا بیاد

پس اگه اینجوری باشه فردا هم میگه خدا منو توی خانواده سنی بدنیا آورد ینابرین من بی تقصیرم!

این ها اصلا مهم نیست_مهم پیدا کردن راه حقیقته!

تا حالا چقدر از کتاب خدا قرآن و خوندی؟

چرا باید از سیره ی ائمه رو ول کنید به تندروی های مرجعتون گوش بدید

خوب بدون شک شما اگه زمان امام حسن ع بودید از امام هم جلو میزدید واون نسب ناروا رو به ایشون میزدید

عزیزه من هر زمانی استراتژی و نحوه برخورد و.... خودشو میطلبه

دیدید که امام حسین قیام کرد امام سجاد قیام نکرد و........

الان شما پا منبری های شیرازی میگید چرا رهبری قیام نمیکنه با اهل سنت خوبه و..............

شما با این تندرویی هاتون با عث میشید نور اهل بیت به دنیا نرسه

و یقینن اون دنیا مسئولین واسه کسانی که خواستن دنبال حقیقت باشن 

و تندروی های شما نزاشته

یکیش همین هتاکی هایی که شما علناا انجام میدید!!

آیا امامان ما هتاک بودن؟؟

هیچ وقت به دشمناشونم فوش ندادن

حالا شما براتون دو تا حدیث جعلی که نه سرش معلومه نه تهش آوردید که چنین گفت چنان گفتن!!!!!!

بله _شما مانع تابیدن نوره خدا شدید!!

طرف تو اینترنت میزنه عاشورا قمه زنی اینا میاد!!!!!

میگه اه این چیه!! اینم که مثل وهابی ها هستن !!!!!!

بابا نخواستیم اسلام و !!!!!!!!!!!!!

اگه خدا وکیلی امام حسین بود چی میگفت به نظرت؟؟

میگفت بزنید عزیزان من بزنید خوبه این کار؟؟؟؟

به جای اینکار برید خون بدید عقلا ثوابی داشته باشه!!!!

یا اینکه نیرو تونو نگه دارید و خدمت کنید به مردم ودعا کنید برا ی ظهور منجی 

خودتو به زار جایی کسی که تو یه خانواده اهل سنت به دنیا اومده!!

خوبه طرف لعنت کنه!؟

خدا خودش تو قرآن میگه به بت های اونها فوش ندید!

حالا یا تو برحقی یا طرف!

نباید فوش و فوش کاری بدی_ماهم روزه میریم گریه میکنیم

خدا شاهده یکی از دوستام تو روزه از هوش رفت

اینقدر گریه کرد!

حالا تو بیا قمه بزن باعث وهن دین خدا بشو!!

 شما اگه اینقدر افراطی هستی بسم الله حک جهادتو از کی میگیری؟

مگه از شیرازی نمیگیری؟؟

خوب این آقای شیرازی افراطی دستور نمیده برید حرم بی بی زینب؟؟؟

الان محاصره وهابی هاست؟؟

کدوم زمان بوده شیعه اینقدر تو دنیا اعلام کنه جلوی جهان وایساده؟؟

شما با 100 نفرتون برحقید میخواید ظهور منجی رو برسونید؟؟

بابا یه وهابی بیاد داخلتون یه بمب به خودش بببنده هم کشته میشید!

بعد چی؟

عزیزم راه تندرویی راه ترکستانه!

راه اهل بیت واسلام راه اوسط ودین وسطه!

به قول رهبر عزیز ایران که بخدا قسم اگه کوچکترین ایرادی از ایشون میگرفتن د بیا  تو کل جهان پخش میکردن که فلان و بمانه!

یه ابلهی میگفت بابا جی میگی تو _تو نیاوران هزار تا محافظ داره!!!!!

آی خدایا اینا از کی تقلید میکنن!!!

منم گفتم بلانسیت رهبری معظم که من اعبا دارم از این مثال اما واسه جا افتادن!

انگلیسی ها واسه سگاشون محافظ میزارن حالا ما واسه رهبرمون که پرچم امام زمان وتشیع دستشه محافظ نداشته باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جلل الخالق!

همین داخلی ها باید خدارو شکر کننن

که زمان شاه و قبل ترش مامورای انتظامی میریختن تو مراسم همه چی رو پاره میکردن نمی زاشتن روزه بگیرن ومراسم امام حسین رو برگزار کنن

آیا این شکر نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

وطبق وعده خدا _

 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّـهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّـهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿٥٤﴾ مائده
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی‌رساند؛ خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می‌دهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.

اکثر مفسرین گفتن منظور ظهور وکشور ایران هست!!

مفسرین عربی نه ایرانی که فردا بگی ایرانی ها خودشون از اول درست کردن!!

حرف آخر به قول رهبری شیعه ای که بخواد از انگلیسی ها هم جنس باز بیاد بیرون بدرد تشیع نمیخوره!!!!!

بعضی ها برای پست و مقام چه کارها که نکردن!!!!

وسلام
پاسخ:
جزاکم الله
راستی من تو نوشتن روضه دقت نکردم یعنی تند نوشتم حواسم نبود!آدم و ناراحت میکن

یاعلی
نیما جان نظر لطفته ، اما داداش اون شخصی که سید عباس ازش نام برد ، جناب استاد و عالم جلیل القدر جناب سلطان الواعضین شیرازی میباشند....
ایشون ید طولایی در پاسخ به مباحث و شبهات بین شیعه و سنی داشتند که اینو به صورت یه کتاب به نام شبهای پیشاور چاپ کردند تا عموم برادران شیعه و اهل سنت با مراجعه به اون نسبت به رفع شبهات و ابهاماتشون اقدام کنند..!!! اما در اون کتاب به خود اهل سنت توهینی نشده که سید عباس عزیز واسه اثبات حرفاشون اون کتاب رو نام برد...!!!!!!!!!! این کتاب در مسیر و ره جویی هدایت از طرف حمید جان  نقش بسیار موثری داشته داداش...!!! پس یه خواهش ازت دارم که جناب استاد سلطان الواعظین شیرازی رو اونطور خطاب نکن...!!! چون به گردن همه بچه شیعه ها حق داره داداش ، ممنونتم.....
یا علی......
نه داداش یاسر منظورم این این سلطان الواعظین شیرازی بزرگوار نبود

منظورم من صادق شیرازی وهمین اللهیاری و دارو دسته شونه که به رهبری واین انقلاب هتاکی کردن حالا خلفا که جای خود

یاعلی....
پاسخ:
سلام دوستان لطفا اسم مراتجع داخل کشور رو نام نبرید و احترام متقابل رو حفظ کنید
ممنونم ازت رفیق ، علی یارت.....
برادران عزیز شیعه، سلام و همگی خسته نباشید. دفاع از اعتقادات اساسی مذهب حقه تشیع و پیروی از ائمه اثنی عشر (علیهم السلام) بالاترین وظیفه و عبادت است، و بهترین دلیل ما بر شیعه بودن و محب بودن است، اما شرط و شروطی دارد، آداب و اصولی دارد. ما به عنوان شیعه یا محب باید همه اقدامات و حرکات و کلمات خود را بر اساس مذهب اصیل اهل بیت (علیهم السلام) تنظیم کنیم. حتی پیروی از مراجع و رهبری هم تابع همین اصل است. تکلیف برهمه ما این است که تا حد توان علمی و عقلی خود درباره اعتقادات و مسائل مذهب خود تحقیق و تفکر کنیم و در انتخاب مرجع و تبعیت از رهبران خود همواره متوجه "ثقلین" باشیم، وگرنه احتمال به انحراف رفتن ما خیلی زیاد خواهد بود. آقای اللهیاری شاید بهترین مثال برای بحث مختصر من باشد. این فرد در عین ارائه مطالبی که بعضا بکر است و کسی به آنها نمی پردازد، عاری اخلاق و برخورد حسنه ای است که باید "زینت" مذهب ما باشد. احادیث مختلی به ما می گویند که مدعیان دفاع از حق اهل بیت (علیهم السلام) احتمال خیلی زیادی دارد که خود "طاغوت" باشند! پس برهمه ماست که دقت کنیم. البته واضح است که باید از ایراد اتهام و تهمت های بی اساس نسبت به هر کسی (حتی کفار) خودداری کرد. لذا آقایانی که مسائلی را به اللهیاری نسبت می دهند باید ادله و اسناد را ارائه کنند. و عزیزانی هم که از وی دفاع می کنند باید مراقب باشد که دچار اخلاق ضعیف این فرد نشوند. بسیاری از استدلالهای او صحیح و محکم است، در این حرفی نیست، ولی گاهی اوقات خودش یا تماس گیرندگان مورد تاییدش از کلمات رکیک و زشت هم استفاده می کنند و روی گردان نیستند! آیا اهل بیت (علیهم السلام) به چنین دفاعی نیاز دارند و از آن راضی هستند؟ آثار سوء این رفتارها در میان شیعیان خود مبحثی مهم است، جذب اهل سنت دیگر جای خود دارد. آنچه من دیده و یادگرفته ام این است که اهل بیت (علیهم السلام) به درون دلهای افراد "قابل هدایت" نفوذ می فرمودند و آنها را از درون منقلب می کردند، ولی ما فقط یاد داریم با شمشیرهای بزرگ جلو برویم و لذا طرف مقابل هم با سپری بزرگ می آید! آیا تابحال این زاویه را دیده اید؟ هرچه ما بیشتر اهل سنت را بکوبیم آنها بیشتر موضع دفاعی و تعصبی خواهند گرفت! آیا اینطور نیست؟ شیعیان باید طوری عمل کنند و حرف بزنند که در عین گفتن حقایق و آشکارساختن بدعت ها و رسوا کردن کذابهای دیروز و امروز، اخلاق و سیره زیبای اهل بیت (علیهم السلام) نیز در حد امکان به نمایش گذاشته شود. در اینصورت آنها که هدایت شوند برای ما اجر دارد، و آنها که لجبازی کنند باز هم برای ما منفعت دارد چون ما فقط "تکلیف" به ارشاد داریم و نتیجه یعنی هدایت به سمت حق فقط به دست خداوند است. انشاء الله موفق باشید. یا حق
پاسخ:
دقیقا بنده هم نقل قول منبع ذکر شده مطلب را قرار دادم
سلام دوست عزیز مطلبت بسیار منطقی و مفید بود ، اگه به چندتا نظر قبل از نظر خود بری میبینی که منم از اول با یکی از دوستان سره همین مساله بحث داشتیم که دوستمون متوجه نمیشد ، و مارو کفری میکرد....!!! خدا اجرتون بده که با منطق و سیره اهل بیت سعی در ترویج مذهب حقه شیعه دارید ، انسا الله که خدا یار و یاورتان باششد...!!! یا حق...
به تحقیق که شیعه گمراه است

پاسخ:
دلیل بیار از تحقیقی که یقین دارم نداشته ای؟
خاک برسرت سید عباس احمق زبون نفهم من یه شیعم نمی خوای بگی وهابیم ؟!اشگ
توخودت انددجالی الاغ!حالااگه اون بچه هامعرفت داشتندچیزی بت نگفتندمن میگم پوفیوز!عباس احمق بروکه اگه دم دستم بودی یه اپرمیزدم تودیافراگمت کپک

سلام حمید آقا

یه سوال داشتم فقط برای اینکه حجت بر من تمام بشه

شما خودتون به چشم دیدید که برخی از اهل سنت و حتی شیعیان وقبتی این شبکه را دیدند سرباز زدند و شیعه را بیشتر تحقیر کردند؟ آیا به اسم میشناسید این افراد را و هویتشان را؟

دوم اینکه چه فحش هاییی میدهد؟

میشه نام بببرید اشکال نداره برای اینکه کاملا به من اثبات بشود چون من تا به حال خیلی این شبکه را دیدم ولی فحش رکیکی نشنیدم

خیلی خیلی خیلی ممنونم


پاسخ:
بله برادر ایشون به خلفا اهل سنت توهین و دشنام میدهد پس شیعه نیست چون نزد شیعه حقیقی توهین حرام است شیعه حقیقی مانند ایت الله خامنه ای که میفرماید عایشه امهات المومنین و همسر گرامی حضرت رسول ص هستند ایشان باز هم ناسزا میگن . این افراد عمامه به سر های انگلیس هستند 
دوما هر کس بقیه را نادان و خود را اعلم تر و دانا تر بداند احمق ترین است همه فلاسف و دانشمندان و اندیشمندان اظهار دارند اظهار کم دانی و نادانی دلیل فهم بسیار است اما این اقا حضرت  امام ره و حضرت اقا و ایت الله سیستانی را بی سواد و خود را به جرات باسواد ترین میداند و خودش به خود مقام مرجعیت داده است 
این اقا اظهار دارد خطر ایران برای شیعه بیشتر است تا وهابیت و صهیونیزم
ایشون امریکا را دوست ولی ولایت فقیه را دشمن میداند حال خود قضاوت کن

اولا من خواهر هستم نه برادر

رفیق از صفات خداوند است که من ان را بسیار دوست دارم

دوما بنده طرفداری نکردم فقط عرض کردم جواب دو سوال مرا بدهید زیرا:

من چند سالی است این شبکه را تماشا می کنم و مخالفت او را با جمهوری اسلامی شاهد هستم ولی برتر دانستنش نسبت به علما را متوجه نشده ام.

همچنین ارتباط ایشان با گروه حجتیه را نمی دانم با چه مدرکی عنوان کرده  اید.

من در جریان شیعه شدن برخی از اهل سنت به واسطه دیدن این شبکه هستم.

آقا حمید حرف بسیار است. «دلیل» برای اثبات بیاورید.

فاصله ی بین احق و باطل چهار انگشت است.

روش شیعه حرف زدن بر مبنای ادله است ولی روش وهابی کپی پیست کردن است

شما کدام را می پسندید؟

لطفا به دور از دعوا مرا راهنمایی کنید.

پاسخ:
کافیت به عمق دشمنی های او در گفته اش توجه کنید

در ضمن فقط جواب سوالاتم را بدهید

این حرفها را از عوام این روزها خیلی میشنوم.

سلام جناب شیرانی
واقعا از پاسخ هایی که نوشتید حظ بردم ، احسنت به شما ، فکر می کنم فرق بین دین ارثی و انتخاب دین از روی فکر و اندیشه و تحقیق همین باشه که بعضی از افراد با وجود شیعه بودن برخلاف حرف مراجع تقلید و ولی فقیه حرف میزنند ! یعنی خودشان را بالاتر و صاحب نظرتر از ولی می دانند !!! در حالی که شما به عمق صحبتهای این بزرگواران پی بردید و افرادی چون اللهیاری را عمامه به سر انگلیس میدانید
درست گفتید ، بله این افراد عمامه به سرهای انگلیس و آمریکا هستن به عبارت دیگر عمامه به سرهای اسرائیلی ! یا شاید بهتر باشه بگیم به نوعی اینها تکفیری های شیعه هستن ، شما ببینید این آقای اللهیاری از سن دیگو آمریکا برنامه پخش می کند احدی نه به خودش نه به شبکه ش ایرادی وارد نمی کند که هیچ ! برعکس مورد حمایت هم هست ! ولی شبکه ی پرس تیوی و المنار و العالم و غیره را از روی ماهواره ها قطع می کنند !!!!! شبکه ی آی فیلم که نه مذهبی است نه سیاسی ! را قطع می کنند !!!!!! چرا یک شبکه به ظاهر شیعه باید از دل آمریکا برای ما حرف بزند ؟ مگر رسانه های آمریکا و دنیا توسط یهودیان اداره نمی شوند ؟ آیا یهودی ها دلشان برای ما شیعیان سوخته که اجازه میدهند یک شبکه ی شیعی ! به کار خودش ادامه بدهد !؟ ... علت این حرکت کاملا روشن و واضح است : دشمنان اسلام با روشن کردن آتش تفرقه میان سنی و شیعه سود میبرند وقتی ما درگیر خودمان باشیم دیگر خطری اسرائیل را تهدید نمی کند ، وقتی یک به ظاهر آخوند ! شیعه به مقدسات اهل سنت توهین کند و لعن بگوید طبیعی است که سنی ها دیگر به دلایلی که می آورد توجهی نکنند و فقط تحت تاثیر توهین ها قرار بگیرند و نوعی نفرت در دل آنها بوجود آید در حقیقت اللهیاری ها اهل سنت را آماده می کنند که خیلی راحت گول وهابی ها را بخورند ، امام خمینی و امام خامنه ای به عنوان رهبر شیعیان جهان تابحال حتی یک جمله هم نگفته اند که در آن به خلفا و عایشه توهینی کرده باشند چون این عزیزان آنقدر نگاه عمیق و جهان بینی داشتند و دارند که به راحتی فریب حیله ی دشمن را نمی خوردند و علت دشمنی اللهیاری و دیگر شیاطین با پیروان واقعی اهل بیت هم همین است ، اللهیاری با نوع نگاه امام خامنه ای و خودش مشکل دارد زیرا با وجود چنین فرد بزرگ اندیشی راه خدمت به وهابیت و اسرائیل بسته می شود .

خانم رفیق فکر می کنم شما باید برای دفاع از اللهیاری دلیل بیاورید ! شما برچه اساسی به این نتیجه رسیدید که عملکرد این شبکه درست است ؟ وقتی این شخص جلوی دوربین عمر را لعن می کند و به عایشه توهین می کند ناسزا نیست ؟؟؟ چرا باید با ناسزا گفتن اهل سنت را هدایت کنیم ؟ مگر خدا عقل را از ما گرفته که اول فحش بدهیم و بعد انتظار داشته باشیم طرف مقابل هدایت شود !!!!!!!!!!؟؟؟ وقتی می توانیم با قرآن بحث کنیم چرا توهین ؟! اول برای شخص باید توضیح بدهیم که به چه علتی راهش صحیح نیست و بعد خود او میفهمد خلفا چه اشتباهی کردند --- در حجتیه ای بودن ایشون همین بس که این آقا ! دقیقا حرفهای انجمن حجتیه را تکرار می کند یعنی ایشون هم مثل حجتیه با حکومت اسلامی قبل از ظهور و رهبرش مشکل دارد ، من از یک فرد آگاه شنیدم که اینها مدتی است این فکر را مطرح می کنند که به نوعی در بین شیعیان تفکراتی مثل تفکرات وهابیت را جا بیندازند یعنی قتل و کشتار اهل سنت را برای شیعیان حلال اعلام کنند !!!!!! تنها عاملی که سبب شده این دشمنان اسلام موفق نشوند مرجعیت شیعه و رهبر آن است ، الحمدالله که چنین رهبر فرزانه و مراجع آگاهی داریم .

زهرای عزیزم سوال من از جناب آقای شیرانی بود و منتظر پاسخ از ایشان هستم

خانم رفیق ، شما میتونی از هرکسی که ادله و مستند داره به جواب سوالت برسی ، اینجا همه اطلاعاتشون رو روی هم میزارند و به شبهات اهل سنت پاسخ میدن..!! پس حتما لزومی نداره که حمید جوابت رو داده ، تو همین پیج و تیکت ها و نظرهای اول که مشاهده کنید بنده نام بردم که به چه کسانی توهین شده ، پس از این سوال های تکراری پرهیز کنید چون از عوام زیاد شنیدم...!!!!
۲۵ آبان ۹۳ ، ۰۳:۰۵ حمید شیرانی
طرف میگه شما وحدتی هستین بعد اسمش رو گذاشته سرباز امام خامنه ای 
اخه برادر اول الگو وحدت شخص رهبری معظم هستند
روضه خوانی یک وهابی در مسجد عربستان خیلی جالبه سعد البریک اسمشه
۱۱ دی ۹۳ ، ۰۲:۱۴ بلوچ رادمرد

  سلام حمیدجان ازشمابعیده که سطحی فکرکنی الهیاری محسناتی داردومعایبی این رابخوان تاشایدفیضی ببری ایشان محب اهلبیتند وقابل احترام هرچندکه ....باشند  
 در مورد جناب سلمان و ابوذر در روایت آمده است: اگر ابوذر آنچه را که در قلب و درون سلمان است می دانست، حتماً او را می کشت.  امشماسعی کن به این دیدبه اشن نگاه کنیاین یعنی چه؟


حدیث مذکور به این صورت وارد شده است: «به خدا قسم اگر ابوذر آن چه در قلب سلمان بود می دانست هر آینه او را می کشت».V}(اصول کافی، ج 1، ص 401؛ بصائر الدرجات، ص 45){V سلمان و ابوذر جزء ارکان اربعه هستند. و هیچ ‏کس از صحابه به مقاماتى که آنان رسیده‏اند نرسیده است و در عین حال با هم تفاوت‏هایى دارند. برخى از تفاوت‏هاى سلمان و ابوذر از این قرار است: الف) برنامه ابوذر غفارى از آغاز بیعت با پیامبر اسلام این بود که فضایل حضرت على و آل على(ع) و معایب دشمنان آنان را براى مردم بیان کند و در این راه از هیچ‏کس نترسد. ولى سلمان فارسى چنین وظیفه‏اى بر عهده‏اش نبود. ابوذر تا زنده بود به این مسؤولیت خود عمل کرد. ب ) سلمان فارسى در درجه دهم ایمان بود ولى ابوذر در درجه نهم. در حدیثى از حضرت امام صادق(ع) آمده است: ایمان دَه درجه دارد. سلمان در درجه دهم، ابوذر در درجه نهم و مقداد در درجه هشتم قرار دارد. ج ) نوعی پیوند میان شخصیت ابوذر و حضرت عیسى(ع) وجود دارد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: هر کس مى‏خواهد حضرت عیسى را ببیند، ابوذر را ببیند. د ) یکى از تفاوت‏هاى شخصیت سلمان و ابوذر این است که آن حضرت درباره ابوذر فرمود: «H}ما اظلّت الخضراء ولا اقلت الغبراء على ذى لهجه اصدق من ابى‏ذر، یعیش وحده و یموت وحده و یبعث وحده و یدخل الجنه وحده و هو الهاتف بفضائل وصى رسول الله على(ع){H؛ آسمان و زمین، کسى راستگوتر از ابوذر را به خود ندیده‏اند. ابوذر تنها زندگى مى‏کند تنها مى‏میرد، تنها مبعوث مى‏شود و تنها داخل در بهشت مى‏شود. این ابوذر است که فضایل وصى رسول خدا على(ع) را فریاد مى‏کند». و ) پیامبر اکرم در جنگ خندق پیشنهاد سلمان را پذیرفت و به این وسیله مسلمانان از شر دشمنان نجات یافتند. ز ) در حدیث آمده است «سلمان دریاى علم است». «اگر دین در ثریا باشد، سلمان آن را به دست مى‏آورد». «سلمان بهتر از لقمان حکیم است» ولى ابوذر به این مقام نرسیده بود. از امام صادق(ع) نقل شده است که: روزى در نزد امام زین‏العابدین(ع) صحبت از تقیه شد، حضرت فرمود: به خدا قسم اگر ابوذر مى‏دانست آنچه را در قلب سلمان است، هر آینه او را مى‏کشت. در حالى که پیامبر(ص) عقد برادرى بین آن دو بست، پس گمان شما به سایر مردم چیست. علم علما (ائمه طاهرین) سخت و سنگین است و نمى‏تواند آن را تحمل کند؛ مگر نبی ‏مرسل یا ملک مقرب یا بنده مؤمنى که خداوند قلب او را براى ایمان امتحان کرده باشد. آن گاه فرمود سلمان از علما گردید چون شخصى از ما اهل بیت بود.V}(بحارالانوار، ج 22، ص 343){V گفتنى است که آنچه در قلب سلمان بوده از معارف توحیدى و پیامبر و ائمه(ع) بالاتر از معارفى بوده که ابوذر مى‏دانسته و سلمان آنها را از او کتمان مى‏کرده است که اگر براى او اظهار مى‏کرد ابوذر سلمان را نسبت کفر مى‏داد و قتل او را واجب مى‏دانست. یا این که دانستن این مطالب سبب کشته شدن خود ابوذر مى‏شد، از این جهت که نمى‏توانست آن اسرار را تحمل کند. ایمان داراى مراتب و درجاتى است. هر چه درجات ایمان بالاتر باشد، درک شخص از معارف الهى گسترده‏تر خواهد بود و این معارف براى کسانى که به آن نرسیده‏اند قابل تحمل نخواهد بود؛ چنان که اگر سلمان هم آنچه در قلب ائمه(ع) بود مى‏دانست، نمى‏توانست آن را تحمل کند. نمونه ای از این تفاوت میان فقها, متکلمین, فلاسفه و عرفا نیز هست و به خاطر همین تفاوت درک نسبت به حقیقت, گاها نسبت به هم بدبین می شوند و همدیگر را محکوم می کنند. فلاسفه به تجربه عرفانی اشکال می کنند و عرفا راه عقل را پیچ در پیچ می دانند و قبول ندارند و مانند آن. البته حقیقت واحد است و اختلافی در حقیقت نیست ولی تفاوت در روش های شناختی موجب تفاوت در ادراک می شود و باعث می شود که دریافت و ادراک ما از حقیقت متفاوت باشد.
پاسخ:
برادر این مطلب 
ادعای فارس نیوز هست نه من 
۱۲ دی ۹۳ ، ۰۲:۰۲ به یادبانوی پهلو شکسته


تحریف شیوه شهادت حضرت زهرا(س) در شبکه آموزش ایران! 

اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا بیان چنین مسأله ای از روی عمد توسط شبکه آموزش جمهوری اسلامی ایران پخش شده و یا سهوا بوده است؟!
به گزارش شیعه آنلاین، شبکه آموزش همانطور که از نامش پیداست با هدف آموزش به وجود آمده اما گاهی برخی اقدامات عمدی یا سهوی در آن انجام می گیرد که نه تنها فایده ای ندارد بلکه به آموزش نادرست مخاطبان منجر می شود. 

اگر اشتباهی که توسط یک شبکه رخ می داد به فراموشی سپرده می شد، خیلی جای تأسف نداشت اما متأسفانه اگر این اشتباه از شبکه ای مانند شبکه آموزش رخ دهد، بدون شک تأثیر بیشتری در ذهن مخاطب می گذارد و مدت زمان بیشتری در ذهن وی باقی خواهد ماند و حتی شاید این مدت تا آخر عمر آن فرد باشد.

اخیرا شبکه آموزش یک فیلم انیمیشن با محوریت تاریخ اسلام پخش کرده که در بخشی از آن به طور آشکار شیوه شهادت بی بی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تحریف شده است.

در این فیلم انیمیشن، به جای اینکه علت شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها حمله دولتمردان حکومت جائر وقت به منزل ایشان و آتش زدن درب منزل و حوادثی که اتفاق اتفاد عنوان شود، حزن و اندوهی که بدلیل وفات پیامبر اکرم اسلام (ص) برای حضرت زهرا (س) به وجود آورد را علت به شهادت رسیدن آن حضرت عنوان کرده است.

یعنی به جای بیان واقعیت حادثه حمله به منزل حضرت زهرا (س)، علت شهادت ایشان غم و اندوه حاصل از وفات پیامبر (ص) عنوان شده است.

اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا بیان چنین مسأله ای از روی عمد توسط شبکه آموزش جمهوری اسلامی ایران پخش شده و یا سهوا بوده است؟!

اگر چنین اقدامی عمدی صورت گرفته که جای بسی تأسف دارد و باید هر چه سریع تر توسط مقامات مسئول در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پیگیری شود اما اگر سهوا چنین خطای بزرگی مرتکب شده اند باز هم باید با فرد خاطی برخورد لازم و یا حداقل مربوطه در شبکه آموزش که احتمالا بخش نظارت بر برنامه ها است، باید هر چه سریع تر از سمتش برکنار شود.

پاسخ:
میشه جریانش رو بیشتر بهم توضیح بدی
۱۳ دی ۹۳ ، ۲۳:۵۹ مشتاق دیدارشما(ایرانشهر)
حمید جان مذهب شیعه(ولایت) اعطایی است نه اکتسابی شما بایدبهترازمن بدانی که جنابعالی اصلا میلی به شیعه نداشتی حتی تنفرداشتی اما ازآنجاکه ولایت اعطایی است (ذلک فضل الله یوتیه من یشاء) برشماتفضل نمودندوبدون اینکه خودت بخواهی شمارادرمسیرولایت قراردادند.محال است که کسی درعالم اهلبیت علیم السلام رااختیاری خواب ببیندیاحتی آثارمربوط والفاظ مربوط واسماءایشان رابااختیاریاازروی تصادف یاخواب آشفته یادل مشغولی درعالم خواب ببیند اینها همه به اذن خودحضرات معصومین است ودست من وشمانیست پس اگه کسی اهلیت هدایت داشته  نه اقای الهیاری که هیچکس نمی تواندمانع آن شود.گفتم اهلیت ؛به خداقسم که اهلیت راهم خودشان می دهنداین وسط من وشما هیچ کاره ایم .بههمی مناسبت شماراراهنمایی میکنم به اشعاری ازحضرت مولانا که درشیعه بودنش شکی نیست.
 بیان آنک عطای حق و قدرت موقوف قابلیت نیست هم‌چون داد خلقان کی آن را قابلیت باید زیرا عطا قدیم است و قابلیت حادث عطا صفت حق است و قابلیت صفت مخلوق و قدیم موقوف حادث نباشد و اگر نه حدوث محال باشد
 
 

چارهٔ آن دل عطای مبدلیست

داد او را قابلیت شرط نیست

بلک شرط قابلیت داد اوست

داد لب و قابلیت هست پوست

اینک موسی را عصا ثعبان شود

هم‌چو خورشیدی کفش رخشان شود

صد هزاران معجزات انبیا

که آن نگنجد در ضمیر و عقل ما

نیست از اسباب تصریف خداست

نیستها را قابلیت از کجاست

قابلی گر شرط فعل حق بدی

هیچ معدومی به هستی نامدی

سنتی بنهاد و اسباب و طرق

طالبان را زیر این ازرق تتق

بیشتر احوال بر سنت رود

گاه قدرت خارق سنت شود

سنت و عادت نهاده با مزه

باز کرده خرق عادت معجزه

بی‌سبب گر عز به ما موصول نیست

قدرت از عزل سبب معزول نیست

ای گرفتار سبب بیرون مپر

لیک عزل آن مسبب ظن مبر

هر چه خواهد آن مسبب آورد

قدرت مطلق سببها بر درد

لیک اغلب بر سبب راند نفاذ

تا بداند طالبی جستن مراد

چون سبب نبود چه ره جوید مرید

پس سبب در راه می‌باید بدید

این سببها بر نظرها پرده‌هاست

که نه هر دیدار صنعش را سزاست

دیده‌ای باید سبب سوراخ کن

تا حجب را بر کند از بیخ و بن

تا مسبب بیند اندر لامکان

هرزه داند جهد و اکساب و دکان

از مسبب می‌رسد هر خیر و شر

نیست اسباب و وسایط ای پدر

جز خیالی منعقد بر شاه‌راه

تا بماند دور غفلت چند گاه

ودرنهایت

ودرنهایت شمارادعوت میکنم به خواندن حدیثی ازامام رئوف امام رضاعلیه السلام خطاب به حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام



اى عبد العظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و بگو به آنان که مگذارند شیطان بر ایشان مسلط شود،

و فرمانشان بده به راست‌گویی، ادا کردن امانات و سکوت و ترک جدال در مورد آنچه برایشان سودی ندارد،

و به دیدار همدیگر بروند که مایه نزدیکى به من است،

و بر یکدیگر متازند که من سوگند خوردم که نفرین کنم هر آنکه چنین کند و یکى از دوستانم را به خشم آورد، تا خدا او را در این دنیا به سخت‌ترین شکل عذاب کند و در دیگر سرا از زیانکاران قرار دهد،

و به آن‌ها خبر ده که خدا نیکان ایشان را آمرزیده و از بدکارانشان درگذشته مگر کسی که برای خدا شریکی قرار داده یا یکى از محبین من را آزار داده یا در دل بدی او را بخواهد، که خداوند چنین شخصی را نیامرزد مگر آنکه از این فکر برگردد، و اگر برنگشت، خداوند روح ایمان را از دلش برکند، و از ولایت من خارج شود، و بهره‏اى از ولایت ما نخواهد داشت 

و پناه می‌برم به خدا از چنین حالتی.

پاسخ:
09152974972  تماس بگیر
۱۵ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۱ عبدا...ناروئی
 

متأسفانه باید بنویسم که گفته های اهل سنّت درباره فضائل عایشه، کاملاً متضاد با فرمایشات حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم درباره اوست. [البته در احادیثی که توسط بزرگان اهل سنّت نقل شده است و نه توسّط دانشمندان شیعی مذهب!] لذا برای روشن شدن مطلب، مستقیم به سراغ احادیث نبوی درباره او می رویم و پس از آن مطالبی درباره حفصه بنت عمر نقل می نماییم و در پایان قضاوت را به عقول سلیم شما خوانندگان عزیز واگذار می کنم و خود هیچ نتیجه گیری نمی نمایم تا خدای ناکرده تهمتی گریبان نویسنده شیعه را نگیرد.

قبل از ورود به بحث این شبهه را برطرف کنیم که اعتقاد برخی از اهل سنت این است: «عایشه محبوب ترین زن نزد پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله و سلّم بود!»، این سخن توسط شخص عایشه ردّ شده است. در کفایت الطالب و مطالب السئول ص7 ابن طلحه و صواعق محرقه فصل 2 پس از نقل40 روایت در فضائل امام علی از قول ترمذی از نویسندگان صحاح ستّه آمده است:«قالَت عایشه: کانت فاطِمَهُ اَحَبُّ اِلی رَسُول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم و زوجها اَحَبُّ الرِّجالِ اِلَیه...» همانا فاطمه سلام الله علیها محبوب ترین خانمها نزد پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بود و همچنین شوهرش [امام علی علیه السّلام] محبوب ترین مردان نزد او بود. آنقدر از این احادیث فراوان است که ابن طلحه در سند بالا می نویسد:

«فَثَبَّت بِهذهِ الاَحادیثِ الصَّحیحَه کَونَ فاطِمَهَ کانَت اَحَبُّ اِلی رَسُولِ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم مِن غَیرِها وَ اِنَّها سَیَّدَهُ نِساءِ اَهلِ الجَنَّهِ وَ اِنَّها سَیِّدَهُ نِساءِ هذِهِ الاُمَّهِ وَ سَیَّدِهُ نِساءِ اَهلِ المَدینَهِ...»، پس ثابت شد با این احادیث صحیح و روایات صریح بلاشک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها محبوب تر از هر کسی نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم می باشد و همانا او سیده بانوان بهشتی و زنان امّت رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم و خانم های اهل مدینه است... .

اکنون روایات در مذمّت عایشه را مطالعه نمایید:

1.بخاری در صحیح خود جلد3 و 4 کتاب الخمس ص508 نوشته است: «قال النّبی خطیباً فَاَشارَ نَحوَ مَسکَنِ عایشه فقال صلّی الله علیه و آله و سلّم: «ههُنا الفتنهَ [ثلاثاً] مِن حَیثُ یَطلَعُ قَرنُ الشَّیطانِ...»، پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله و سلّم در حال خطبه خوانی به منزل عایشه اشاره کردند و فرمودند: اینجا محلّ فتنه است، اینجا محلّ فتنه است، اینجا محلّ فتنه است، از این جا شاخ شیطان طلوع می کند!... .

2.مسلم در صحیح خود ج8 کتاب الفتن ص32 باب16 آورده است: «خَرَجَ رَسُولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم مِن بَیتِ عائِشَهَ فَقالَ: «رَأسُ الکُفرِ مِن ههُنا مِن حَیثُ یَطلُعُ قَرنُ الشَّیطانِ ...». پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم از منزل عایشه خارج شد پس فرمود: سر کفر از خانه عایشه است، چرا که از این مکان شاخ شیطان طلوع می کند...!.

3.بخاری در صحیح، جلد3 کتاب التفسیر حدیث1213 ص485 درباره جسارت عایشه به رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نوشته است: وقتی خداوند آیه «تُرجی مَن تَشاءَ مِنهُنَّ وَ تُؤوی اِلَیکَ» را نازل کرد. عایشه به پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم گفت: «ما اَری رَبَّکَ اِلّا یَسارعُ فی هَواکَ!»،ترجمه آیه مذکور: تأخیر انداز نوبت هریک از همسرانت را که می خواهی و هریک را که خواستی به سوی خود بپذیر و هرکه را که عزل نمودی بر تو باکی نیست. عایشه با بی شرمی تمام و با اهانت به پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم عرض کرد: پروردگار تو را ندیدم مگر اینکه در راه هوا و هوس تو می شتابد!.

4.بخاری در صحیح کتاب العّباس جزء 11 – 9 حدیث735 درباره عایشه و حفصه می نویسد: وقتی آیه 4 سوره تحریم «دو زنی که دستور توبه به آنها داده شده بود به خاطر انحراف آنان و سنگ شدن قلبهایشان و آزار پیامبر» ابن عبّاس گفت: قصد پرسش از عمر را داشتم و نهایتاً از او پرسیدم: «مَرأتَینِ اللَّتینَ تَظاهَرَنا عَلَی النَّبی...» دو زنی که باعث آزار پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم شدند، چه کسانی هستند: «فَقالَ عُمَر: عائِشَهَ وَ حَفصَه... .» آن دو زن عایشه و حفصه بودند... آنان که در سوره تحریم آیه 10 تشبیه به همسران نوح و لوط شدند. چرا که همسران نوح و لوط پیامبر هرگز ایمان نیاوردند و به خداوند کفر ورزیدند و باعث آزار آن دو پیامبر عظیم الشّأن شده بودند و اینکه عایشه و حفصه، نقش آن دو زن را در زندگانی گوهربار رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم اجرا کردند... .

5.عایشه همان زنی است که به عنوان امّ المؤمنین شناخته شده و بخش احادیث مضحک و دروغ با صدها روایت جعلی «مثل شیر دادن زنان به مردان بزرگ برای محرمیّت و سواری دادن پیامبر او را و نقل مسائل خصوصی زناشویی خود با پیامبر و...» باعث تغییر سنّت حقیقی رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم شد و با بدعت های حرام مختلف، اسلام را زیر سؤال برده است.

6.عایشه همان زنی است که با وجود ممانعت های فراوان پیامبر و دیگران از جنگ با امیرالمؤمنین، خلیفه مسلمین امام علی علیه السّلام، جنگ جمل را به راه انداخت و بر روی خلیفه مسلمانان شمشیر کشید و باعث ریختن خون هزاران مسلمان و اختلاف در دین نوپای اسلام گردید. البته حفصه را هم به عنوان همکار طلب کرد!.

7.صحیح بخاری در کتاب اذان ابواب 460 و 461 و... ص342 و... نوشته است: عایشه گفت: زمانی که پیامبر سخت مریض بودند و برخی از زوجات «عایشه و حفصه» باعث ایذاء و ناراحتی حضرت شدند؛ پیامبر به آنان فرمود: «اِنَّکُنَّ صَواحِبُ یُوسُفِ...». شما همچون زنان، گرد یوسف هستید... تا آنجا که پیامبر با کمک امام علی علیه السّلام و عبّاس به سوی مسجد روانه شد و ابوبکر به کنار رفت و پیامبر خود نماز را نشسته به جای آورد...؛ [حتّی لحظه ای به ابوبکر اجازه امامت جماعت در حیات خود نداد! عجیب که برخی به دروغ نوشتند: ابوبکر در هنگام بیماری پیامبر، نماز جماعت خواند!] و دهها حدیث دیگر که نقل تمام آن، اکنون برای نویسنده ممکن نیست.

حال شما قضاوت کنید: این زن با این همه حدیث مذمّت از جانب پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم برای او و کارهای قبیح دیگر مثل آزار اهل بیت علیهم السّلام، سجده شکر به جای آوردن در شهادت امام علی علیه السّلام، دستور تیرباران دادن به سوی جنازه مبارک امام حسن علیه السّلام، تهمت زدن به ماریه، تغییر سنّت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم با احکام و احادیث جعلی و دروغین، هتک حرمت به پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله و سلّم ، نقش کلیدی داشتن در انحراف مسیر خلافت اهل بیت به پدرش ابوبکر و سپس به عمر، ایجاد جنگ در میان مسلمانان علیه خلیفه امّت اسلامی و صدها عمل دیگر که البته حفصه بنت عمر نیز در بسیاری امور، شریک او بود و جالب اینکه علمای بزرگ مثل بخاری، ترمذی، ابن ماجه، نسائی، مسلم، طبری، فخر رازی، گنجی، ابونعیم و... ناقلان این اعمال فاجعه انگیز و ناپسند و قبیح هستند؛ باید چگونه جایگاهی نزد مسلمانان داشته باشند؟!

 

«اللّهمّ اهدنا الصِراط المستقیم، آمین.»

 

 

*منبع: کتاب اهل سنّت پاسخ می دهند...، تألیف: علیرضا ولی زاده

۱۸ دی ۹۳ ، ۲۰:۵۶ رادمردبلوچ
ممنون ازاینکه روشنم کردی اما......
درتایخ 3خرداد93 درپاسخ به خانم یاآقای رفیق چنین قلم زدی این که دیگه نمی تونه ادعای فارس نیوز باشه ؟؟؟درضمن مگربیان حقایق تاریخی وروایی اشکالی دارد مگرخودقرآن  ظالمین رالعن وسب نکرده من خیلی ازبرخوردهای ایشان راقبول ندارم ولی این دلیل برردایشان ویا انگلیسی خطاب کردن ایشان نمی باشد.ایشان کمی اخلاقشان تندهست ولی عقایدشان پاک وسرگرفته ازفطرت پاکشان می باشدالبته چندسال اول برنامه های ایشان خیلی خوب بودوبه بیان مطاعن دشمنان اهلبیت علیهم السلام وذکرفضایل اهلبیت علیم السلام  ولی ناخواسته وبه دلایلی که ازبیان آنهامعذورم مسیربرنامه های ایشان تغییرکردوبیشترسیاسی شد تامذهبی وشایداین بیشتربه دلیل بی درایتی ایشان دربرخوردبا مشکلاتی بود که برای ایشان بوجودآمد باید فضا راطوری مدیریت میکردکه به رویارویی باسیاست وسیاست بازی منجرنمی شدباید همان کاری رامی کردکه شبکه امام حسین علیه السلام پیش گرفت وعلیرغم بسیاری محدودیت ها که برای شبکه امام حسین علیه السلام ایجاد شدامامسوولان شبکه بادرایت خودراوارد حاشیه های سیاسی نکردندوبه طورمفیدوبه مراتب قوی ترازقبل وبدون هیچ تغییری به بیان معارف علوی پرداختندومحدودیتها آنهارابه انحراف وحاشیه پردازی سوق نداد .حمیدجان اینکه شمایاالهیاری یاهرکس دیگری من راقبول داشته باشد یانداشته باشدنه چیزی ازمن کم نمی شودونه افزوده می شوداگر ملاک محبت چهارده نورپاک باشد هیچکس نیازمندتاییدورددیگران نمی باشدبعدش هم شیعه بودن یانبودن رامن وشما تعیین نمکنیم شما مستقیماًتکفیرکردیداگربقول خودتان کارایشان بداست کارشما هم ازکارایشان بدتراست امیدوارم من وشما هم وارد حاشیه نشویم وبرای دلخوشی دیگران چوب تکفیربرهمدیگرنزنیم امام باقر علیه السلام، محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام ، لقبش " باقر " است .باقر یعنی شکافنده . به آن حضرت " باقر العلوم " می‏گفتند ، یعنی‏ شکافنده دانشها .مردی مسیحی ، به صورت سخریه و استهزاء ، کلمه " باقر " را تصحیف‏ کرد به کلمه " بقر " - یعنی گاو - به آن حضرت گفت : " انت بقر " یعنی تو گاوی .امام بدون آنکه از خود ناراحتی نشان بدهد و اظهار عصبانیت کند ، با کمال سادگی گفت : " نه ، من بقر نیستم من باقرم " .مسیحی گفت : " تو پسر زنی هستی که آشپز بود . شغلش این بود ، عار و ننگی محسوب نمی‏شود . مادرت سیاه و بی‏شرم و بد زبان بود .امام باقرعلیه السلام فرمودند: اگر این نسبتها که به مادرم می‏دهی راست است ، خداوند او را بیامرزد و از گناهش بگذرد . و اگر دروغ است ، از گناه تو بگذرد که دروغ‏ و افترا بستی " .مشاهده این همه حلم ، از مردی که قادر بود همه گونه موجبات آزار یک‏ مرد خارج از دین اسلام را فراهم آورد ، کافی بود که انقلابی در روحیه مرد مسیحی ایجاد نماید ، و او را به سوی اسلام بکشاند .مرد مسیحی بعدا مسلمان شد .یاعلی مدد.بحار الانوار ، جلد 11 ، حالات امام باقر ، صفحه . 83
۱۸ دی ۹۳ ، ۲۱:۰۳ بدرالله ریگی
به امیددیدارکم نامل کن وزود دوستان امیرالمومنین را تکفیرنکن حمید گلیروایات مهم درباره تبری و لعن
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
یا علی مدد
روایات مهم درباره تبری و لعن
1) امام رضا علیه السلام فرمودند: کمال و نهایت دین در ولایت ما و برائت از دشمنان ماست. (بحارالانوار ج27ص58)
2) شخصی به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: همانا شخصی است که محبت شما را در دل دارد اما در برائت از دشمنان شما ضعیف است. امام صادق علیه السلام در پاسخ فرمودند: دروغ میگوید کسی که گمان می کند دوستدار ماست اما از دشمنان ما برائت نمی جوید. (السرائر ج3ص640 - بحارالانوار ج27ص57)
3) امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس در کفر دشمنان ما (اهل بیت علیهم السلام) و کسانی که به ما ظلم کرده اند شک کند او خود کافر است. (بحارالانوار ج2 ص337)
4) امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که نفهمد و نشناسد آن‌چه را که بر ما وارد شد و از ظلمی که بر ما روا شد و حقی که از دست ما رفت و... پس او شریک با ظالمین است. (عقاب الاعمال صدوق: باب عقاب ناصب، حدیث 6 ـ بحارالانوار: ج 8، ص 336 و ج 27، ص 55، حدیث 11.)
5) امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمود: والله اگر این امت روی خاک بایستند با پای برهنه در حالی که بر سر خود خاکستر ریخته باشند و گریه و زاری کنند و بر کسانی که آن‌ها را گمراه کرد‌ه‌اند و راه خدا را بسته‌اند و مردم را به سوی جهنم خوانده‌اند؛ لعنت کنند باز این امت در لعن و بیزاری کم کاری کرده‌اند. (بحار الانوار ج30 ص 126)
6) در روایت آمده است: مرد خیاطی دو پیراهن نزد امام صادق(علیه‌السلام) آورد و عرض کرد: من هنگام دوختن یکی از این دو پیراهن صلوات بر محمد و آل محمد می‌فرستادم و هنگام دوختن دیگری لعن بر دشمنان محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله) می‌فرستادم. شما کدامیک را اختیار می‌نمایید؟ امام صادق(علیه‌السلام) پیراهنی را که با ذکر لعن دوخته شده بود انتخاب نمودند و فرمودند: من این پیراهن را بیشتر دوست دارم. (امارة الولایة: ص 51 ـ و تعلیقه شفاء الصدور: ج 2، ص 48)
7) شیخ ابوالحسن مرندی از شیخ حر عاملی صاحب وسائل شیعه(رحمة‌الله‌علیهما) نقل می‌کند: امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در حال طواف کعبه بود مردی پرده خانه کعبه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله) می‌فرستاد، حضرت بر او سلام نمود. بار دوم حضرت او را دیدند ولی سلام نکردند. آن مرد عرض کرد یا امیرالمؤمنین! چرا این بار به من سلام ننمودید؟ حضرت فرمود: نخواستم تو را از ذکر لعن که این بار می‌گفتی باز دارم. چرا که لعن از صلوات بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله) بالاتر است. (مجمع النورین و ملتقی البحرین: ص 208.)
8) نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) به اصحابش فرمودند: ای بنده خدا دوست بدار به خاطر خدا و دشمن بدار به خاطر خدا و دوست بگیر به خاطر خدا و دشمن بگیر به خاطر خدا؛ پس به درستی که به ولایت خدا به کسی نمی‌رسد مگر از این راه و کسی طعم ایمان را نمی‌چشد اگر چه نماز و روزه زیاد به جا آورد مگر از راه تولی و تبری و امروز بیشترین دوستی‌ها و دشمنی های مردم به خاطر دنیاست و این دوستی و دشمنی‌ دنیایی ذره‌ای پیش خداوند تعالی ارزش ندارد. 
راوی عرض کرد: چگونه بدانم دوستی و دشمنی من به خاطر خداست؛ دوست خدا کیست تا او را دوست بدارم و دشمن خدا کیست تا او را دشمن بدارم؟ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به سوی مولای ما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه‌السلام)  اشاره فرمودند و فرمودند آیا علی را می‌بینی؟  راوی گفت: بله. 
پس فرمودند: دوست بدار دوست علی(علیه‌ السلام) را چون دوست علی(علیه‌السلام) ولی الله است و دشمن بدار دشمن علی(علیه‌السلام) را چرا که دشمن علی(علیه‌السلام) عدوالله است .سپس در ادامه فرمودند: دوست بدار دوست مولا علی را هر چند آنکه قاتل پدر و فرزندان تو باشد و دشمن بدار دشمن مولا علی را هر چند او پدر و فرزندانت باشند.(علل الشرایع: ج 1، باب 119)
9) ابوحمزه ثمالی نقل می کند که امام سجاد علیه السلام فرمودند: هر که جبت و طاغوت را هر روز یک مرتبه لعن کند خدای تعالی هفتاد هزار هزار (هفتاد ملیون) حسنه برای او بنویسد وهفتاد هزار هزار گناه از او محو کند و هفتاد هزار هزار درجه او را رفعت بخشد و هر که در شب یک مرتبه آن دو (جبت و طاغوت) را لعن کند همین ثواب در نامه عملش نوشته شود. 
ابوحمزه گوید: بعد از شهادت امام سجاد علیه السلام خدمت مولایم امام باقر علیه السلام شرفیاب شدم و عرض کرد: مولای من! حدیثی است که از پدر بزرگوارتان شنیده ام. فرمودند: بگو. و من حدیث را برای حضرت خواندم. حضرت فرمودند: بله. ای ثمالی آیا دوست داری که من هم بر آن بیفزایم؟ عرض کردم: آری ای مولای من. حضرت فرمودند: هر کس که آن دو را یک مرتبه لعن کند در هر صبحگاهان هیچ گناهی برای او نوشته نمیشود در آن روز تا اینکه شب هنگام را درک کند و هر کس شب را سپری کند و آن دو را لعن کند برای او گناهی نوشته نمیشود در آن شب تا اینکه صبح را درک کند. 
ابوحمزه گوید: بعد از شهادت امام باقر علیه السلام خدمت مولایمان امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم و عرضه داشتم: حدیثی است که از پدرتان و جدتان شنیده ام. حضرت فرمودند: بگو آن را ای ابا حمزه. من نیز حدیث را برای حضرتش خواندم. حضرت فرمودند: حق است ای اباحمزه و فرمودند: و هزار هزار (یک میلیون) درجه بر او افزوده می شود. سپس فرمودند: همانا که خدا وسعت دهنده و بخشنده است. (شفاء الصدور ج2ص378)
10) مـحـمـد بـن مـنـصـور گوید: از عبد صالح (امام موسى بن جعفر علیه السلام ) درباره قـول خـداوند که می فرماید: بگو پروردگار من همه کارهاى زشت را، آنچه عیانست و آنچه نهانست را حـرام کـرده. (آیه33سوره اعراف) پـرسـیـدم. فـرمـود: براى قرآن ظاهرى است و باطنى ، همه آنچه را خدا در قرآن حرام کرده ظاهر قرآن است و باطن آن پیشوایان جورند و همه آنچه را خـداوند در قـرآن حـلال فـرموده ظاهر قرآنست و باطن آن پیشوایان حق (اهل بیت علیهم السلام) هستند. (اصول کافى جلد 2 صفحه 202 روایت 10)
11) امام صـادق عـلیـه السـلام فرمودند که رسول خدا (ص ) فرموده است : هـرگـاه پـس از مـن اهـل ریـب و بـدعـت را دیدید بیزارى خود را از آنها آشکار کنید، و بسیار بـه آنـهـا دشـنـام دهـیـد، و دربـاره آنـها بـد گـوئیـد، و آنـهـا را بـا بـرهـان و دلیـل خـفـه کـنـیـد که نتوانند در دل مردم القاء شبهه کنند و نتوانند بفساد در اسلام طمع کـنـنـد، و در نـتـیـجـه مـردم از آنـهـا دورى کـنند و بدعتهاى آنها را یاد نگیرند، و خداوند در بـرابـر ایـن کـار بـراى شما حسنات و درجات بنویسد و درجات شما را در آخرت بالا برد. (اصول کافى جلد 4 صفحه :83 روایت 4)
12) سلیمان اعمش نقل می کند از امام صادق علیه السلام که ایشان از پدرانشان از امیرالمومنین نقل فرمودند که حضرت فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و اله به من فرمود: یاعلی ! تو امیر و مقتدای مومنان و امام پرهیزگاران هستی. یا علی ! تو آقا و سرور اوصیا و به ارث برنده دانش پیامبران, و در جایگاه صدیقین بهترین, و در میان پیشتازان برترین هستی. یا علی ! تو همسر سیده و سرور زنان جهان و جانشین بهترین پیغمبر از پیغمبران خدا هستی. یا علی ! تو مولای اهل ایمان و حجت خدا بعد از من بر تمام مردمان هستی. کسی که تبعیت کند از تو بهشت از برای اوست و هر کس با تو دشمنی کند مستوجب آتش و دوزخ است. 
یا علی! قسم به آن کسی که مرا به نبوت مبعوث کرد و مرا بر تمام مردم برگزید اگر بنده ای از بندگان خدا هزار سال عبادت حق تعالی را کرد از او پذیرفته نمیشود مگر این که همراه با ولایت تو و ولایت امامان از فرزندان تو باشد. و ولایت تو هم پذیرفته نمیشود مگر این که همراه با برائت و بیزاری از دشمنان تو و دشمنان امامان از فرزندان تو باشد. و جبرائیل مرا به این امر خبر داده است: "هر کس می خواهد ایمان بیاورد و هر کس می خواهد کفر ورزد" (کهف/29) (بحارالانوار ج27ص63ح22)
13) ابوحمزه ثمالی گوید امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:ای اباحمزه ! همانا کسی (واقعا) بندگی خدا را می کند که شناخت به او داشته باشد. واما کسی که شناخت به او ندارد مانند کسی است که عبادت و بندگی غیر او را می کند این چنین که مخالفین را در گمراهی می بینی. 
ابوحمزه می گوید عرض کردم: خدا امور شما را اصلاح فرماید معرفت و شناخت خدا چیست ؟ حضرت فرمودند: شناخت خدا و معرفت به او چنین است که در پیروی از امیرمومنان علی علیه السلام و اقتدا به او و پیشوایان هدایت(امامان) بعد از او, و برائت و بیزاری از دشمنان ایشان به سوی خدا, تایید و تصدیق خدا و رسول ص را بکند. 
ابوحمزه می گوید: عرض کردم خدا امور شما را اصلاح فرماید چه عملی را انجام دهم تا حقیقت ایمان را در خود کامل کنم؟ 
حضرت فرمودند: دوستی کن با دوستان خدا و دشمنی کن با دشمنان خدا و با راستگویان باش همانطور که خدا تو را امر فرمود. (کونوا مع الصادقین)
ابوحمزه گوید عرض کردم: دوستان چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: دوستان خدا حضرت محمد رسول خدا ص و علی و حسن و حسین و علی بن حسین علیهم السلام پس امر منتهی به ما میشود و سپس به سوی فرزندشان جعفر علیه السلام اشاره نمود و فرمودند: پس هر کس که دوست بدارد ایشان را همانا دوستدار دوستان خداست و با راستگویان است. همانطور که خدا به او فرمان داده است. 
ابوحمزه گوید: عرض کردم خدا امور شما را اصلاح فرماید, دشمنان خدا چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: چهار بت هستند. عرض کردم: چه کسانی هستند؟ فرمودند: ابوالفصیل و رمع و نعثل و معاویه (ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه) و هر کس که متدیّن به دین آنها باشد. پس هر کس که با آنان دشمنی کند همانا با دشمنان خدا دشمنی کرده است. (بحارالانوار ج27ص57ح16)
14) امام صادق علیه السلام فرمودند: پدرم علیه السلام برایم روایت فرمود از پدرش علیه السلام و او از جدش رسول خدا صلی الله علیه و اله که فرمودند: هر کس ناتوان است از یاری کردن ما اهل بیت ع پس در تنهایی و خلوت لعن کند دشمنان ما را. که در آن صورت ملائکه او را مساعدت کرده و کسی را که او لعنت کرده لعنت می کنند. و برای او ستایش و دعا می کنند و می گویند: خدایا درود بفرست بر این بنده ات که آنچه را که در توانش بود تقدیم کرد و اگر بیش از این هم می توانست انجام می داد. پس از جانب حق تعالی ندا می رسد که: اجابت کردم دعای شما را وصدای شما را شنیدم. و درود فرستادم به روح آن عبد در بین ارواح و او را از برگزیدگان و نیکان قرار دادم. (تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام ص47رقم21 – مستدرک الوسائل ج4ص410رقم3 – بحارالانوار ج27ص223ح11)
15) امام صادق علیه السلام فرمودند: طلحه و زبیر کسی را نزد امیرالمومنین علیه السلام فرستادند که: تو نسبت به ما پرده دری کرده ای و ما را نفرین می کنی! این چه کاری است؟ از تو-که از شجاعان عرب هستی- انتظار نداشتیم که لعن بر ما را درن خود قرار دهی! فکر می کنی با این کار ما را شکست داده ای؟ حضرت در جواب فرموند: چرا از لعن و نفرین من فراری هستید؟ هر برهه ای اقتضای نوعی از برخورد را دارد. (یعنی در میدان جنگ با شمشیر و الان با لعن و نفرین با شما مبارزه کرده و دشمنی خود را اظهار می کنم و در واقع لعن و نفرین نوعی مبارزه محسوب می شود.) (اصول کافی 1/343, بحارالانوار 32/128)
16) امام حسن عسگری روایت شده است که: شخصی خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد: ای پسر پیامبر ! من از یاری شما ضعیف و ناتوانم و تنها کاری که از من بر می آید بیزاری از دشمنان شما و لعن و نفرین آنهاست. حالِ مرا چگونه ارزیابی می فرمایید؟ حضرت در پاسخ فرمودند: پدرم از پدرش و او از جدش پیامبر روایت فرمودند: کسی که قدرت بر یاری ما را نداشته باشد و در نمازها به دشمنان ما لعن کند خداوند صدای (لعن) او را به همه فرشتگان از زمین تا عرش می رساند. آنها نیز با این شخص هم صدا شده و در لعن با او همکاری کنند. و سپس او را دعا نموده, گویند: خداوندا ! درود فرست بر این بنده ات که (در یاری اهل بیت علیهم السلام) آنچه در توان داشت بذل نمود, و اگر بیش از این توان داشت کوتاهی نمی کرد. آنگاه از جانب خدای تعالی خطاب آید: (ای فرشتگان!) نیایش شما را شنیده و دعایتان را مستجاب کردم. و از بین ارواح بر روان این بنده رحمت فرستاده و او را نزد خود از برگزیدگان و نیکان قرار دادم. (ارشاد القلوب 2/426, مستدرک الوسائل 4/410, بحارالانوار 27/222 و 30/5 و 89/252)
17) امام کاظم علیه السلام فرمودند: خوشا به حال شیعیان ما! آنهایی که در زمان غیبت قائم آل محمد صلی الله علیه و اله به ریسمان ولایت چنگ زده, بر ولایت ما برائت از دشمنان ما ثابت قدم باشند. آنها از ما هستند و ما نیز از آنهاییم ما را به امامت پذیرفته اند و ما آنها را به شیعه بودن قبول کرده ایم. پس خوشا به حال آنها به خدا سوگند آنها در روز قیامت همراه ما و در درجه ما خواهند بود. آری خوشا به حال آنها به خدا سوگند آنها در قیامت در درجات ما همراه ما هستند. (کفایة الاثر ص269, کمال الدین 2/361, بحارالانوار 51/151)
18) امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر روزی پیش آمد که پیشوا و امام از اهل بیت علیه السلام از چشم شما ناپدید گردید, آنهایی که دوست داشتی (و مامور به محبت آنها بودی) دوست بدار و آنهایی که دشمن و مبغوض داشتی دشمن بدار. و بر ولایت خود نسبت به موالیان خویش (اهل بیت علیه السلام) ثابت قدم باش و هر صبح و شام منتظر فرج باش. (الغیبة شیخ نعمانی ص158, بحارالانوار 52/123)
19) امام صادق علیه السلام فرمودند: دوستی اولیای پروردگار واجب و بیزاری جستن از دشمنان اولیای خدا نیز واجب است. بیزاری از کسانی که به آل پیامبر ص ظلم نمودند و نسبت به آنان پرده دری کردند. فدک را از حضرت فاطمه سلام الله علیها گرفتند و او را از ارث محروم داشتند و حقوق او و همسرش را غصب نمودند. و برای آتش زدن خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها همت گماردند و ظلم به آنها را پایه ریزی کردند و سنت رسول الله ص را تغییر دادند واجب است. 

همچنین واجب است بیزاری جستن از ناکثین و قاسطین و مارقین و نیز بیزاری از تمامی انصاب و ازلام و پیشوایان گمراهی و رهبران ظلم از ابتدا تا انتهایشان. و نیز واجب است بیزاری از شقی ترین اولین و شقی ترین آخرین, پی کننده شتر ثمود و قاتل امیرالمومنین علیه السلام و نیز واجب است بیزاری از تمامی قاتلان اهل بیت علیهم السلام. (خصال شیخ صدوق ج2ص607 – بحارالانوار ج27ص52ح3)

20) عمر بن خطاب از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله روایت می کند که فرمودند: حرمت مرا در عترت و ذریه ام حفظ کنید. هر کس حرمت مرا در آنان حفظ نماید خدا او را حفظ کند و بدانید لعنت خدا بر کسی که مرا در مورد عترت و ذریه ام آزار و اذیت نماید...(حضرت 3 مرتبه این را تکرار فرمودند) (کشف الغمة 1/416)

21) ابوسعید خدری گوید پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند: علی علیه السلام را دوست بدارید. چرا که گوشت او از گوشت من وخون او از خون من است. خدا لعنت کند کسانی از امتم را که عهد من نسبت به علی علیه السلام را ضایع نمودند و وصیتم را در مورد او فراموش کردند. اینان هیچ نصیبی نزد خدای متعال ندارند. (امالی شیخ طوسی ص69ح101)

22) پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند: یا علی بترس از حقد و کینه هایی که در سینه افرادی هست که تا من زنده ام اظهار نمیشود مگر پس از مرگ من. خداوند آنها را لعنت کند وتمام لعنت کنندگان عالم آنها را لعن خواهند نمود. (بحارالانوار28/45)

23) ابان از سلیم نقل می کند که او گفت: به ابوذر گفتم: خدا تو را رحمت کند. عجیب ترین مطلبی که از پیامبر ص در مورد علی بن ابیطالب علیه السلام شنیده ای برای من بگو. گفت: شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و اله که فرمود: گرداگرد عرش الهی نود هزار ملک هستند که هیچ تسبیح و عبادتی ندارند مگر اطاعت از علی بن ابیطالب علیه السلام و بیزاری جستن از دشمنانش و استغفار برای شیعیانش. 

سلیم گوید: گفتم: خدا تو را رحمت کند غیر از این هم برایم بگو. گفت: شنیدم که حضرت فرمودند: خداوند جبرئیل و میکائیل و اسرافیل را به اطاعت از علی علیه السلام و بیزاری از دشمنانش و استغفار برای شیعیانش مخصوص گردانیده است. (سلیم بن قیس ص858ح46, بحارالانوار 40/95 ح116)

24) امام زین العابدین نقل کرده است که رسول خدا ص فرمودند: وای و ویل بر معاندین و دشمنان علی علیه السلام که کافر به محمد ص هستند. و گفته های او (پیامبر ص) را تکذیب می نمایند. چگونه خدا در بالای عرش خود به بدترین لعنی لعنتشان می کند. و نیز چگونه حاملان عرش و کرسی و حجابها و نیز در آسمانها و زمین ها و هوا و آنچه بین آنهاست و آنچه در زیر آنها قرار گرفته تا به زمین آنها را لعن می نمایند. و چطور ملائکه ابر و باران و خشکی و دریاها و خورشید و ستارگان آسمان و سنگریزه ها و شن های زمین و سایر جنبندگان از حیوانات به آنها لعن می کنند...! 

پس خدا به هر یک از لعنتهایی که آنان می فرستند جایگاه آن دشمنان را پست می کند و وضعیت و حالشان را کریه و بد قرار می دهد تا روز قیامت که بر او وارد می شوند و آنها در بین مردم مشهور می شوند به اینکه مورد لعن و غضب الهی قرار گرفته اند و آنها را از رفقا و دوستان شیطان و نمرود و فرعون و دشمنان خدا قرار داده می شوند. و همانا از بزرگترین اموری که بهترین ملائکه حجابها و آسمانها با آن به سوی خدا مقرب میشود سلام و صلوات بر دوستان ما اهل بیت علیهم السلام و لعن و بیزاری از دشمنان ما می باشد. (بحارالانوار 68/37 ح79)

25) امام موسی بن جعفر علیه السلام از پدرانشان علیهم السلام که رسول خدا ص فرمودند: داخل بهشت شدم دیدم بر درِ آن نوشته شد: معبودی جز الله نیست, محمد ص حبیب خداست, علی بن ابیطالب علیهم السلام ولی پروردگار است, فاطمه سلام الله علیها أمة الله است, حسن و حسین علیهما السلام برگزیدگان خدایند و بر مبغضین اینان لعنت خدا باد. (بحارالانوار 27/228 ح 30)

26) امام رضا علیه السلام از پدر بزرگوارشان و از جد بزرگوارشان ع روایت فرموده اند که ایشان فرمودند: قنبره (نوعی گنجشک است که به آن چکاوک گفته میشود) را نخورید و آن را دشنام ندهید و به دست بچه ها ندهید تا با آن بازی کنند. چرا که این حیوان بسیار تسبیح می گوید. و تسبیح او این است: خدا مبغضین (دشمنان) آل محمد ص را لعنت کن. (بحارالانوار 27/273 به نقل از امالی شیخ طوسی)

27) همچنین انس بن مالک نقل کرده که رسول خدا ص فرمودند: خداوند مخلوقاتی دارد که از فرزندان آدم نیستند, اینان مبغض علی بن ابیطالب ع را لعن می کنند. عرض کرد: اینان چه کسانی هستند یا رسول الله؟ فرمود: اینها چکاوکها هستند که سحرگاهان به بالای درختان ندا می دهند: لعنت خدا بر مبغض علی بن ابیطالب علیه السلام, بسم الله الرحمن الرحیم و سلام بر بندگانی که خدا برگزیده است. (ارشاد القلوب 2/236)
پاسخ:
دوست عزیز من از برنامه هاش خیلی استفاده میکنم / اما ببینید در بین شیعیان و حتی اکثر مراجع کراهت منظر دارد 
شما یا الهیاری رو قبول دارید 
یا مراجع را 
در ضمن اقای خامنه ای اگر یک عیب از او پیدا کردی من تاوان اون رو پس میدم اما هزاران مخالف داره 
پس اقای الهیاری عیب بسیار داره و به طبع ان مخالف هم زیادتر میشه 
اما عزیز دلم من بین اهل سنت زندگی کردم هدف اون اگر اشاعه فرهنگ اهل بیت ع هست ناکام مانده است 
ممکن تعدادی از شیعیان از نظر هم عقیده بودن از برنامه های اون لذت ببرن. 
اما غیر شیعیان زود ازرده خاطر میشن و نمیتونند بیشتر از نیم ساعت طاقت بیارن و تماشا کنند و این یک ضعف بزرگ هستش 
باید اینقدر جذاب باشه که مخاطب رو میخ کوب بکنه 
ولی مثلا شبکه ولایت اکثر مخاطبین ان اهل سنت هستند و من مدتی پیگیر حاصل عملکرد اون بودم  هر چقدر ا ز تاثییر گذاری اون در شیعه شدن اهل سنت بهت بگم کم گفته ام 

 اما این رو با قاطعیت میگم جمیع مراجع قم مخالف عملکرد این شبکه هستند ایا این مراجع هستند اشتباه میکنند یا شیخ حسن 
۱۸ دی ۹۳ ، ۲۱:۵۸ به یادبانوی پهلو شکسته
جهت توضیح به  شمابرادرعزیز
مراجعه فرمائیدبه سایت شیعه انلاین. 
گفتم شمابامراجع بیشترارتباط داری گزارش دهیدتامراجع عظام تذکردهندومانع ازپخش اکاذیب وتحریف تاریخ شوند .
۱۹ دی ۹۳ ، ۰۲:۴۶ نازبی بی بلوچ زهی

 مردم روستای بنت سلام رسان شمامیباشند.

خواهرتان دینی یتان نازبی بی 

سلام

برادرم حمیدمن شمارادوست دارم هدف ردوبدل شدن افکاروافزایش اطلاعات مذهبی خودم می باشدوگرنه اگرنبودش بامن میلی چرابشکست ظرف مرالیلی              یاعلی

بیاتاتنهاشمارش اعدادراتاعددچهارده یادبگیریم بیاتنها مدح چهارده نورحق راگوییم واغیارا شمارش نکنیم ودوستان راتنهابه محبت دوستان سفارش کنیم.

وامابعد

پاسخ شما به خانم رفیق ونقد آنتوسط حقیر

1-شماعرض کردیدبه خلفای اهل سنت توهین و دشنام میدهد.

جواب: اگرمنظورتان ازسنت همان سنت رسول الله صلوات الله علیه واله وسلم باشدکه واقعا ایشان مرتداست وقتلش واجب . سنت یعنی  خط ومشی  رسول خدا. وسنت رسول خداچیزی جزتبلیغ ولایت امیرالمومنین علیه السلام نبوده ونیست به نص آیه کریمه(( الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا))وحدیث ((من کنت مولافهذاعلی(علیهم السلام) مولا)).ولایتی که خدا 124000هزارپیغمبرراجهت زمینه سازی وابلاغ آن فرستادوبه برترین پیامبرانش حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه وآله فرمود((یاایها الرسول بلغ ماانزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسالتک ))یعنی اینکه اگه ولایت امیرالمومنین علیهم السلام راابلاغ نکنی تمام زحمات 123999پیغمبرعلیهم السلام وحتی شما اشرف الانبیاءپشمِ پشمِ پشم .نگاه کن دقت کن باریتعالی تهدیدمیکندوان لم تفع فمابلغت رسالته.یعنی رسالت توی خاتم انبیا صلوات الله علیه وآله و123999نبی ماسبق علیهم السلام همین یک کلام است وبس .یعنی عالم هستی که هیچ بلکه شما 124000پیامبرعلیهم السلام طفیلی وجود امیرالمومنین علیهم السلام هستیدیعنی انماانت منذرشمافقط بیان کننده وانذاردهنده هستیدولکل قوم هاد( ای پیامبر وظیفه تو ، تنها اندرز دادن وترسانیدن (ازبی ولایتی )است.وهرقومی راراهنمایی(ولی) خواهد بود.«سوره رعدآیه7»

تشریح آیه:قبل ازآنکه به سراغ روایات برویم ومراد آیه شریفه راجستجو کنیم مناسب است تابا بیانی اجمالی ، فرق میان منذر وهادی روشن شود.

علمای تفسیردراین موردمی گویند : منذرکسی است که گمراهان رابابراهین وادله همراه باترسانیدن ازعواقب گمراهی ، از بیراهه به راه (یعنی صراط مستقیم)می آورد وآنان را درمتن صراط مستقیم(( (ولایت امیرالمومنین علیهم السلام)-

 ((عن أبی‏ عبدالله(علیه‌السلام) قال: «قال امیرالمؤمنین (علیه السلام) فی خطبته: أنا الهادی ، و أنا المهدی... و أنا حبل الله المتین، و أنا عروة الله الوثقی و کلمة التقوی، و أنا عین الله و لسانه الصادق و یده، و أنا جنب الله الذی یقول: (أن تقول نفس یا حَسْرَتَا علی ما فرّطت فی جنب الله) و أنا یدالله المبسوطة علی عباده بالرحمةِ و المغفرة، و أنا باب حِطّةٍ، من عرفنی و عرف حقّی فقد عَرَف ربّه لأنّی وصی نبیّه فی أرضه و حجّته علی خلقه، لاینکر هذا إلاّرادّ علی‏الله و رسوله».توحید صدوق، ص165، باب 22، ح 2. توحید در قرآن صفحه 499

امام صادق از امیرمؤمنان(علیه‌السلام) نقل می‏کند که در خطبه خود فرمود: من هدایت کننده و هدایت شده‏ ام... منم ریسمان متین الهی، من دستاویز استوار خدا و کلمه تقوا و منم چشم خدا و زبان راستگوی او و دست او و منم جنب الله که در قرآن آمده: کسی گوید: دریغا بر آن کوتاهی که در جنب خدا روا داشتم. منم دست خدایی که به رحمت و مغفرت بر بندگانش گشوده شده و منم باب ریزش گناه، هر کس مرا و حق مرا شناخت پروردگار خویش را شناخته است؛ زیرا من جانشین پیامبر خدا در زمین هستم ، من حجت خدا بر آفریده‏های اویم. این را کسی منکر نمی‏شود جز آن که خدا و رسول او را ردّ کند.)) 

-جای می دهد ، که این ازاصلی ترین وظایف ومسئولیتهای پیامبران الهی بوده است.اماهادی کسی است که مردم را پس ازآمدن به راه ، به پیش ببرد .ودرحقیقت ، مسئولیت حفظ ازانحراف(بی ولایتی) و پیش بردن مردم درمسیر حق(ولایت) را به عهده دارد که این مسئله ازمهمترین وظایف اولیاء الهی محسوب می شود . به عبارت ، رسول زمینه سازومبلغ وموسس شریعت(ولایت) می باشد.وامام ،واطاعت وولایت امام خودِشریعت ومسیر هدایت مردم است.

باتوجه به این نکته ، اکنون به سراغ روایات منقوله درتفسیر این آیه میرویم :

1-طبری که ازعلمای بزرگ وازدانشمندان معروف اهل سنت است درتفسیر خود ذیل آیه شریفه مذکوراین روایت رانقل می کند. ازابن عباس روایت شده است که گفت : وقتی این آیه شریفه « انما انت منذرولکل قوم هاد» نازل شد پیامبراکرم(ص) دست خویش رابرسینه اش نهادوفرمود : منم منذر وبرای هرقومی راهنمایی است وبادست خود برشانه علی(ع) اشاره کرد وسپس فرمود : تویی هادی ، ای علی!بعدازمن هدایت یافتگان به وسیله توهدایت می شوند.

2- حافظ ابونعیم اصفهانی ودیگران نیز روایت زیررادرکتب خودنقل کرده اند : ازابن عباس روایت شد که در مورد این آیه شریفه گفت : پیامبراکرم(ص) فرمود : منم منذروعلی است هادی ، ای علی هدایت یافتگان به وسیله توهدایت می شوند.

3- حموینی که از علمای معروف اهل تسنن است درکتاب فوائدالمسمطین چنین نقل می کند :ان المراد بالهادی علی (ع) : یعنی منظورازهادی درآیه شریفه ، علی ابن ابی طالب (ع) است.

پس حالاکه مفهوم سنت رابیان کردیم به نظرشما اهل سنت به چه کسانی گفنه می شودومنظورازسنتچیست؟ومنظورشماازخلفای اهل سنت چه کسانیست ؟سنت الهی یاسنت ابداعی واختراعی .خلفای الهی یاخلفای ابداعی واختراعی .

2-عرض کردی شیعه نیست چون نزد شیعه حقیقی توهین حرام است شیعه حقیقی مانند ایت الله خامنه ای که میفرماید عایشه امهات المومنین و همسر گرامی حضرت رسول ص هستند ایشان باز هم ناسزا میگن

جواب:من هم میگویم ایشان شیعه نیست درصورتی که ملاکِ ام المومنین بودن فقط  وفقط صرفِ زنِ پیامبربودن باشد.

اما ازطرفی می توانم بگویم شماهم شیعه نیستیدچون خودعلمای اهل سنت راستگوترازشمابودندکه دلیل آنرابرای شما توضیح می دهم؛

حتما شما نیز با داستان زندگی حضرت نوح و حضرت لوط (علیم وعلی نبینا واله صلوات)آشنایی دارید نکته متمایز زندگی این دو پیامبر الهی این است که زنان این دو کافر بوده و ایشان را  بسیار اذیت می کردند نکته ای که در این پست میخواهم به آن بپردازم این است که خدا در قران کریم عایشه و حفصه دو زن پیامبر را به زن نوح و زن لوط تشبیه میکند اما آیه ای که خداوند این تشبیه زیبا را در آن بیان میکند آیه 10 سوره تحریم است که می فرماید :

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا امْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَقیلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلینَ

خداوند براى کسانى که کافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شوید همراه کسانى که وارد مى‏شوند!

بسیاری از علما و بزرگان اهل سنت به نازل شدن این آیه شریفه در حق عایشه و حفصه اقرار کرده اند و حتی توضیحات تامل برانگیزی هم داده اند که جای هر گونه شک و تردید را از بین می برد به تعدادی از این نظرات دقت کنید!

1-قرطبی عالم و مفسر بزرگ اهل سنت:

قوله «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا» مثل ضربه الله یحذر به عائشة وحفصة فی المخالفة حین تظاهرتا على رسول الله.

این سخن خداوند «ضرب الله...» مثلى است که خداوند به منظور ترساندن عائشه و حفصه نازل کرده است ؛ در آن هنگام که مخالفت کردند و علیه رسو ل خدا همپیمان شدند .

الجامع لأحکام القرآن، ج 18، ص 202 ، ناشر: دار الشعب القاهرة.

2-ابن قیم الجوزیه بارزترین شاگرد ابن تیمیه :

ثُمَّ فی هذه الْأَمْثَالِ من الْأَسْرَارِ الْبَدِیعَةِ ما یُنَاسِبُ سِیَاقَ السُّورَةِ فَإِنَّهَا سِیقَتْ فی ذِکْرِ أَزْوَاجِ النبی صلى اللَّهُ علیه وسلم وَالتَّحْذِیرِ من تَظَاهُرِهِنَّ علیه وَأَنَّهُنَّ إنْ لم یُطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیُرِدْنَ الدَّارَ الْآخِرَةَ لم یَنْفَعْهُنَّ اتِّصَالُهُنَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم کما لم یَنْفَعْ امْرَأَة نُوحٍ وَلُوط اتِّصَالهمَا بِهِمَا وَلِهَذَا إنَّمَا ضَرْب فی هذه السُّورَةِ مَثَلَ اتِّصَالَ النِّکَاحِ دُونَ الْقَرَابَةِ.قال یحیى بن سَلَّامٍ ضَرَبَ اللَّهُ الْمَثَلَ الْأَوَّلَ یُحَذِّرُ عَائِشَةَ وَحَفْصَةَ ثُمَّ ضَرَبَ لَهُمَا الْمَثَلَ الثَّانِیَ یُحَرِّضُهُمَا على التَّمَسُّکِ بِالطَّاعَةِ.

در این مثال‌ها اسرار عالى نهفته است که با سیاق آیه تناسب دارد؛ زیرا در باره همسران پیامبر و بر حذر داشتن آنان از نافرمانى آن حضرت نازل شده است که اگر از خدا و رسول اطاعت نکنند و در عین حال مشتاق سعادت اخروى باشند، پیوند با رسول خدا (ص‌) نفعى براى آنان نخواهد داشت؛ همانگونه که ازدواج با نوح و لوط براى همسران آنان فایده‌اى نداشت و به همین جهت هم در این سوره از رابطه سببى یعنى ازدواج مثال آورد نه نسبى مثل فرزند و غیره.

یحیى بن سلام گفته است: خداوند در مثال اول عائشه و حفصه را بر حذر داشته و در مثل دوم آن دو را به پیروى و اطاعت از رسول خدا (ص) ترغیب فرموده است.

إعلام الموقعین عن رب العالمین، ج 1، ص 189، تحقیق: طه عبد الرؤوف سعد، ناشر: دار الجیل - بیروت - 1973؛

الأمثال فی القرآن الکریم، ج 1، ص 57، تحقیق: إبراهیم محمد، ناشر: مکتبة الصحابة - طنطا - مصر - 1406، الطبعة: الأولى.

3-علامه شوکانی از بزرگان اهل سنت:

وما أحسن من قال فإن ذکر امرأتی النبیین بعد ذکر قصتهما ومظاهرتهما على رسول الله صلى الله علیه وإله وسلم یرشد أقم إرشاد ویلوح أبلغ تلویح إلى ان المراد تخویفهما مع سائر أمهات المؤمنین وبیان أنهما وإن کانتا تحت عصمة خیر خلق الله وخاتم رسله فإن ذلک لا یغنی عنهما من الله شیئا... .

و چه نیکو سخنى گفته است آنکه گفت: یاد آورى داستان دو نفر (عائشه و حفصه) از همسران پیامبر و حرکت آن دو بر ضد رسول خدا (ص)، محکمترین پیام و ارشاد را همراه دارد، که به آن دو نفر و دیگر همسران رسول خدا (ص) اعلام مى‌دارد که همسر خاتم پیامبران بودن سبب نجات آنان نخواهد بود.

فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة والدرایة من علم التفسیر، ج 5، ص 256، ناشر: دار الفکر بیروت.

4-فیروز ابادی مفسر ،لغت شناس، و ادیب مشهور اهل سنت:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً ... .

ثم خوّف عائشة وحفصة لإیذائهما النبى صلى الله علیه وسلم بامرأة نوح وامرأة لوط فقال «ضَرَبَ اللَّهُ» بین الله «مثلا» صفة «لِلَّذینَ کَفَرُوا» بالمرأتین الکافرتین « امْرَأَةَ نُوحٍ» واهلة « وَامْرَأَةَ لُوطٍ» واعلة « کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ» مرسلین « فَخانَتاهُما»... .

سپس خداوند عائشه و حفصه به خاطر اذیت کردن رسول خدا مى‌ترساند و سرنوشت زن نوح و لوط را براى آن‌ها مثال مى‌زند و ... .

تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس، ج 1، ص 478 ، ناشر: دار الکتب العلمیة لبنان.

5-علامه فخر رازی مفسر بزرگ اهل سنت:

الحکایة الثانیة:أن عثمان رضی الله عنه أخر عن عائشة رضی الله عنها بعض أرزاقها فغضبت ثم قالت یا عثمان أکلت أمانتک وضیعت الرعیة وسلطت علیهم الأشرار من أهل بیتک والله لولا الصلوات الخمس لمشى إلیک أقوام ذوو بصائر یذبحونک کما یذبح الجمل.فقال عثمان رضی الله عنه ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأة نوح وامرأة لوط الآیة فکانت عائشة رضی الله عنها تحرض علیه جهدها وطاقتها وتقول أیها الناس هذا قمیص رسول الله صلى الله علیه وسلم لم یبل وقد بلیت سنته اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا.

عثمان در ارسال بعضى از ما سهم بیت المال عائشه تاخیر کرد ؛ به همین جهت عائشه ناراحت شد وبه عثمان گفت: آنچه نزد تو به امانت بود خوردی، امت را تحقیر کردی، افراد بد خاندانت را بر آنان مسلط کردی، به خدا سوگند! اگر نمازهاى پنجگانه نبود گروه‌هایى از مردم آگاه بر تو هجوم مى‌آوردند و تو را همانند شتر ذبح مى‌کردند.

عثمان به آیه‌اى از قرآن که در آن از دو تن از همسران پیامبران یعنى همسر نوح و لوط به بدى یاد شده است استشهاد مى‌کند: خدا براى افرادى که کفر ورزیده اند، زن نوح وزن لوط را مثل آورده است.

به همین سبب بود که عائشه با تمام توان وقدرتش مردم را علیه عثمان تحریک مى‌کرد و مى‌گفت: اى مردم این پیراهن رسول خدا (ص) است که هنوز کهنه نشده است؛ ولى سنت او را از بین بردند، بکشید نعثل را (اسم مردى از یهودیان مصر که ریش بلندى داشت وبه حماقت معروف بود)، خدا او را بکشد.

المحصول فی علم الأصول ، ج 4، ص 492، تحقیق : طه جابر فیاض العلوانی ، ناشر : جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة - الریاض ، الطبعة : الأولى ، 1400هـ.

6-ابن الجوزی الحنبلی

زاد المسیر فی علم التفسیر، ج 8، ص 314، ناشر: المکتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1404هـ؛

7-مقاتل بن سلیمان(متوفای150هـ)

تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج 3، ص 379 ، تحقیق : أحمد فرید ، ناشر : دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1424هـ - 2003م؛

8-ابن عادل الدمشقی الحنبلی

اللباب فی علوم الکتاب، ج 19، ص 351 ، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود والشیخ علی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1419 هـ ـ 1998م؛

9-الثعالبی

الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن ، ج 9، ص 351 ، ناشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات بیروت؛

مادرمومنان :یعنی مادرکسانی که مومن به ولایت خلیفه رسول خداهستند

مومن به چه کسی گفته می شود؟عن الزهری قال: سمعت أنس بن مالک یقول: والله الذی لا إله إلا هو سمعت رسول الله صلى الله علیه وآله یقولعنوان صحیفة المؤمن حب علی بن أبی طالب علیه السلام آیا همسرپیامبرامیرالمومنین علیهم السلام رادوست داشت؟؟؟

 (و لولا انت یا علی لم یعرف المؤمنون بعدی)

(یا علی اگر تو میان امتم نبودی اهل ایمان بعد از من شناخته نمی شدند، یعنی: تو شاخصی برای اهل ایمان، و ایمان اشخاص به وسیله ی شاخصیت تو شناخته می شود.)

شرح- در مجلد 9 بحار ص 537 (1) پیغمبر اکرم به علی فرمود: «ای علی مژده دهم تو را که تو را منافق دوست نمی دارد، و مؤمن هم تو را دشمن نمی دارد، و اگر تو نبودی حزب خدا و پیغمبرش شناخته نمی شدند».
و ایضا در ص 150 (2) از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل شده که درباره ی علی علیه السلام بیاناتی فرموده از جمله آن که «اگر نبود علی، مؤمن پاک بعد از من شناخته نمی شد».
و البته فرق است بین اسلام و ایمان، و هر مؤمنی مسلمان است ولی هر مسلمانی مؤمن نیست، زیرا اسلام طبق موازین شرعی اقرار به شهادتین است، و همین اقرار برای مسلمان بودن شخص کافی است، ولی ایمان گذشته از اقرار، عمل به ارکان هم لازم است که شخص مسلمان علاوه بر اقرار به شهادتین باید پایبند به عمل دستورات دینی و اطاعت و پیروی از آن باشد، و این همان معنی حقیقی اسلام و تسلیم است که فرمود: «ان الدین عندالله الاسلام»- آل عمران آیه ی 19- و طبق آیه ی شریفه ی «و من یطع الرسول فقد اطاع الله»- نساء آیه ی 80- که اطاعت پیغمر صلی الله علیه و آله همان اطاعت خدا است، و آیه ی مبارکه ی «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»- نساء آیه ی 59- اطاعت اولیای معصومین علیهم السلام هم عین اطاعت پیغمبر صلی الله علیه و آله است. 
پس دین مورد پسند حق اقرار به یگانگی خدا و نبوت خاتم انبیاء و اعتقاد به ولایت اوصیاء و پیروی از فرمان و دستورات آنان است، چنانچه مفاد این حدیث شریف است:
در مجلد 15 بحار ص 215 (3) روایت شده که شخصی خدمت امام ششم علیه السلام رسید و گفت می خواهم دینی که بدان معتقدم به شما عرضه بدارم. حضرت فرمود: بگو، او ابتدا شهادت به توحید و یگانگی خداوند عزوجل داد، حضرت تصدیق کرد، بعد شهادت به رسالت پیغمبر صلی الله علیه و آله داد، سپس شهادت به ولایت علی علیه السلام و یکایک فرزندان و امامان پس از او داد و اینکه اطاعت و پیروی از آنان همانند پیروی از پیغمبر واجب و لازم است، حضرت همه آنها را تصدیق کرد آنگاه او گفت: اکنون خدا تو را وارث آنان کرده که اطاعت و پیروی از تو هم واجب و لازم است، حضرت فرمود: بس است خاموش باش و خود بیاناتی کرد که در آخرش فرمود: «و نحن علی منهاج نبینا، لنا مثل ماله من الطاعه الواجبة» یعنی و ما بر همان راه و روش پیغمبرمان هستیم، و آنچه برای اوست برای ما هم هست از اطاعت کردن و پیروی نمودن. 
در کتاب کفایة الخصام باب 382 روایاتی از عامه و خاصه نقل می کند که پس از رحلت و وفات پیغمبر صلی الله علیه و آله مردم به قهقرا برگشتند و عقب نشینی کردند مگر عده کمی که با امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام بودند. (4)
مجلد 8 بحار ص 18 (5) از ابن عباس نقل شده «که از رسول خدا صلی الله علیه و آله، پرسیدم آیا کسی او را علی (علی علیه السلام) دشمن می دارد (و نسبت به او کینه می ورزد)؟ فرمود: آری گروهی که خود را از امت من می دانند و حال آنکه بهره ای از اسلام ندارند، ای ابن عباس علامت بغض و کینه شان آنست که دیگران را بر او ترجیح و مقدم می دارند، بعد فرمود: قسم به آنکسی که مرا به حق، پیغمبر نمود بدان که (خداوند) پیغمبری افضل از من نیافریده، و وصیی هم افضل از وصی من خلق نکرده».
خلاصه، آنچه از بیانات گذشته و روایاتی که در این زمینه نقل شده و عقل سلیم و فطرت پاک قضاوت می کند معلوم و محقق است که یکی از صفات مؤمن ایمان به ولایت و جانشینی شخص شایسته ی همچون علی علیه السلام پس از رسول خدا است که امت اسلامی را به صلاح و سعادت رهبری بکند و آنان را در جهان سرافراز سازد.
(فکان بعده هدی من الضلال، و نورا من العمی، و حبل الله المتین، و صراطه المستقیم) 
(و او بود که بعد از پیغمبر امت را از ضلالت و گمراهی به هدایت و از کوری به نور بصیرت راهنما بود، و او رشته ی محکم الهی و راه مستقیم حق بود).
شرح- در بیان جمله ی «اذ کان هو المنذر و لکل قوم هاد» در سابق گذشت، و او مصداق کامل هدایت و راهنمائی پس از پیغمبر اکرم می باشد.
کلمه ی نور چنانچه در آیه ی 8 سوره تغابن آمده است که می فرماید: «فآمنوا بالله و رسوله و النور الذی انزلنا» پس به خدا و رسول او و نوری که ما نازل کردیم ایمان بیاورید. صورت ظاهر لفظ، همان قرآن و کتاب الهی است ولی چون لازمه ی هدایت و راهنمائی است که راه خیر و سعادت زندگی را روشن می سازد پس هر چه را که به وسیله آن راه سعادت زندگی روشن گردد می شود آن را نور خواند، و از این نظر اگر بعضی از روایات می گوید مراد از «نور» امام است صحیح است و مربوط به باطن آیه و تأویل آنست چنانکه در تفسیر قمی و کتاب کافی از اولیای خدا نقل شده است.
و در کتاب کفایة الخصام ص 289 در تفسیر آیه ی فوق حدود هفت حدیث از روایات عامه و خاصه نقل کرده است که آن نور امامان آل محمد تا روز قیامت هستند. و همانطوری که انتظام امور انسانی و نیل به سعادت زندگی به دارا بودن روشنائی چشم است که اگر افرادی از انسان فاقد این نعمت باشند قدرت انجام امور را آن طور که لازم است ندارند، و لذا آنان را نجات می دهند، و این امری است محسوس و محتاج به اقامه برهان نیست.
و برای فوز و رستگاری و سعادت آخرت هم افراد انسان محتاج کسی هستند که خود واجد نور و روشنائی باشد تا بتواند افراد بشر را از تحیر و بدبختی و هلاکت نجات دهد. اگر چه مردم چشم ظاهری دارند و با نور آن می نگرند و دفع شر از خود می کنند ولی چشم باطن ندارند و جاهل به امور آخرتی هستند «و لهم اعین لا یبصرون بها»- اعراف آیه ی 179-.
و لذا خداوند متعال از نظر رحمت و رأفت در هر دوره و هر عصری نورهائی برای هدایت بشر قرار داده است. در تفسیر برهان ذیل آیه ی مبارکه «... و اتبعوا النور الذی انزل معه»- اعراف آیه ی 157- از ابوبصیر از امام محمد باقر علیه السلام نقل کرده که مراد از نور علی علیه السلام است. و در تفسیر صافی از کافی از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرده که نور در این آیه علی و ائمه ی معصومین هستند.
(و حبل الله المتین) 
(و ریسمان محکم خداوند). 
شرح- علی علیه السلام را تشبیه به حبل کرده چون وسیله ی خلق است که افراد انسان و جامعه بشر به وسیله او و ولایت و پیروی از او به قرب خداوند عزوجل و دوستی و کرامت و بهشت او می رسند.
و همانطوری که نجات از چاه و گودال و حفره ی عمیقی در این جهان به وسیله ریسمان محکم خواهد بود. که اگر کسی در چاه و گودال سقوط کند باید متشبث برشته ی محکمی گردد و بدان چنگ زند تا بتواند خود را نجات دهد همین طور نجات از چاه و گودال ضلالت و گمراهی باید به وسیله ی رشته محکم الهی باشد چنانکه فرمود: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا»- آل عمران آیه ی 103- «و همگی به رشته الهی چنگ زنید و متفرق نشوید».
در مجلد 9 بحار ص 86 (6) درباره ی قول خداوند که فرماید: «و اعتصموا بحبل الله» آورده است که فقال النبی صلی الله علیه و آله: «أنا نبی الله و علی بن أبی طالب حبله».
در کتاب کفایة الخصام باب 36 چهار روایت از عامه نقل کرده که حبلی که خدا در قرآن فرموده اهل بیت پیغمبر است. از جمله حدیث سوم که صاحب کتاب مناقب الفاخرة فی العترة الطاهرة از عبدالله بن عباس نقل کرده گوید: ما در خدمت رسول خدا بودیم که مردی اعرابی وارد شد عرض کرد یا رسول الله شنیدم که درباره «و اعتصموا بحبل الله» سفارش می کردی، این حبل خدا کدام است که به او تمسک جوئیم؟ رسول خدا دست بر دست علی نهاد و فرمود: به این تمسک جوئید که این حبل الله متین است.
در مجلد 9 بحار صفه 86 (7) از ابوسعید خدری روایت شده گوید: پیغمبر اکرم فرمود: «ای مردم من در میان شما دو ریسمان گذاشتم اگر متمسک به آن دو شوید هرگز گمراه نمی شوید بعد از من، یکی از آن دو بزرگتر از دیگری است: کتاب خدا که رشته ایست از آسمان به زمین کشیده شده، و عترت و اهل بیت من و این دو هرگز از هم جدا نشوند تا در حوض قیامت بر من وارد شوند».
و أیضا در همان صفحه ی (8) از امام پنجم علیه السلام چنین روایت شده «ولایة علی بن ابی طالب، الحبل الذی قال الله تعالی: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا». فمن تمسک به کان مومنا، و من ترکه خرج من الایمان» امام پنجم فرمود: ولایت علی بن ابی طالب همان رشته و ریسمانی است که خدا فرموده: «همگی به ریسمان خدا متمسک شوید و متفرق نشوید» هر کس متمسک به آن شود مؤمن است و هر کس آن را رها کند از ایمان خارج است، البته مراد از تمسک به حبل نسبت به کتاب خدا عمل کردن به آنست، و مراد از تمسک به ولایت اطاعت و پیروی کردن از آنست.
(و صراطه المستقیم)
شرح- کفایة الخصام- باب 276 ص 531- روایاتی از عامه و خاصه نقل کرده که صراط مستیم علی و اولاد اوست علیهم السلام، از آن جمله ابوبکر شیرازی که از بزرگان علمای عامه است به سند خود از قتاده از حسن بصری در تفسیر آیه- 153 سوره انعام- «و أن هذا صراطی مستقیما» نقل کرده گوید: که خدای متعال می فرماید: طریق علی بن ابی طالب و ذریه اش طریقی است مستقیم، و دینی است استوار، پیروی آن کنید و به آن چنگ زنید که راهی است واضح و روشن و در آن هیچ کجی نیست. (9) و أیضا در همان کتاب از محمد بن حسن صفار قمی نقل کرده که در آیه ی- 52 شوری- «انک لتهدی الی صراط مستقیم» فرمود: یعنی امر می کنی مردم را به ولایت علی و می خوانی آنان را به سوی آن، و صراط مستقیم علی است.
فائدة: در علم هندسه ثابت شده که اقصر خطوط دائره از مرکز به محیط دائره یا بین دو نقطه، خط مستقیم است. که دارای زوایا نیست و سایر خطوط دارای زوایای حاده و منفرجه اند. و انسان باید در راه رسیدن به مقصد خود و فوز، خط مستقیم را در نظر بگیرد. و نیز در رستن از وادی ضلالت هم باید خود را وادار به سلوک راه راست و طریق مستقیم نماید (10) و این راه به موجب تفاسیر و اخبار وارده متابعت امیرالمؤمنین و اولاد معصومین او است علیه السلام.

پی نوشت : 

1. 41 جدید ص 124 نقل از تفسیر فرات بن ابراهیم. و روایات دیگر از جمله نهج البلاغه حکم 42.
2. 36 جدید ص 32 نقل از «کفایة الاثر فی النصوص علی الائمة الاثنی عشر» علی بن محمد خزاز قمی معاصر صدوق و ابن عیاش.
3. 69 جدید ص 7 نقل از رجال کشی. و در همان مجلد ص 1 از کمال الدین. و امالی صدوق روایتی از عبدالعظیم حسنی نقل می کند که او هم اعتقاد دینی خود را خدمت امام دهم علیه السلام بیان می کند.
4. و روایاتی از پیغمبر اسلام نقل شده که امت من پس از من چند فرقه می شوند و جز یک فرقه همگی گمراهند کنایه است از تشتت و تفرقه و آراء زیادی که در میانشان رواج پیدا می کند.
5. نقل از کتاب «المحتضر» تألیف حسن بن سلیمان و او از کتاب «الدر المنتقی» فی مناقب اهل التقی. 
6. 36 جدید ص 18 نقل از تفسیر فرات.
7. 36 جدید ص 21 نقل از تفسیر طبرسی. 
8. 36 جدید ص 18 نقل از تفسیر فرات بن ابراهیم.
9. آیات قرآن دارای ظاهر و باطنی است که از آن به تنزیل و تأویل تعبیر می شود و انطباق بعضی آیات به اشخاص که خارج از مورد تنزیل است ولی در اخبار و روایات آمده و عقل هم آن را تجویز می کند همگی از این قبیل تأویل است از جمله آیات صراط مستقیم که به ائمه اطهار علیهم السلام تعبیر شده است. 
10. این تفسیر در معنی مستقیم و غیر مستقیم صریحا در بعضی از روایات آمده از جمله سیوطی در درالمنثور به سند خود از ابن مسعود نقل کرده که گفت رسول خدا با دست خود خط مستقیمی کشید و فرمود راه خدا اینطور مستقیم است و سپس خطوط کج و معوجی در طرف چپ و راست آن کشید و فرمود این راههای غیر خدا است ... و سپس تلاوت فرموده: «و أن هذا صراطی مستقیما- الایه».

وقتی از وهابیون سوال می کنید که، چرا عایشه به جنگ با امام زمان خود و خلیفه برحق رسول الله(ص) یعنی امیرالمومنین علی(ع) رفته است، می گویند: نخیر.برای جنگ با  علی(ع) نرفت ! بلکه عایشه رفتند که صلح برقرار کنند، و فتنه گران جنگ رو شروع کردند و عایشه اصلا قصد جنگ نداشت و همین جوری هرچی به ذهن مبارکشون میاد،میگن.تو گویی در دبستان درس می خواندند و معلم آنها را پای تخته برده تا انشاء بخوانند.نه سندی نه مدرکی هیچ.

همه می دانیم که عایشه در این جنگ، لشکر انبوهی جمع کرد و راهی بصره شد.اما حالا با یه کم انصاف، منابع و کتب معتبر خود اهل سنت را نگاهی می کنیم، تا ببینیم قضیه چه بوده.آیا عایشه،برای صلح و دوستی و تفریح و سیزده به در به بصره رفت یا به خاطر بغض و کینه شدید نسبت به امیرالمومنین علی(ع) !!

در منابع متعدد اهل سنت چنین آمده که: عایشه می گفتبه خدا قسم همچون زنى که از هووى خویش نفرت دارد، از على نفرت داشتم.«واللّه‏ ما کان بینی و بین علیّ فی القدیم إلاّ ما یکون بین المرأة و أحمائها».

طبرى، تاریخ الأمم و الملوک: ج 3، ص 60 ـ 61، حوادث سال 36 هجرى قمرى، تجهیز علیّ رضى‏الله‏عنه عائشة من البصرة؛  

ابن‏ کثیر، البدایة و النهایة: ج 7، ص 257، حوادث سال 36 هجرى قمرى، مسیر علی بن أبیطالب من المدینة إلى البصرة بدلاً من الشام.   

و ابن‏ اثیر جزرى، الکامل فی التاریخ: ج  2، ص 348، حوادث سال 36 هجرى قمرى، ذکر مسیر علیّ إلى البصرة و الوقعة  و ..... مقدمه کتاب  صفحه مورد نظر

این کتب هم که کتاب های کلینی و مجلسی نیستند. منابع معتبر خوداهل سنت هست .حالا باز هم میگید که،عایشه با اهل البیت(ع) رابطه خوبی داشته و به قول معروف، از شدت محبت به هم ، جون خودشون رو برای همدیگه می دادند؟؟تا کی می خواهید  دروغ بگویید و شعورمردم  را به مسخره بگیرید؟!درحالیکه خودام المومنین عایشه وعلمای اهل سنت معترف به واقعیات هستندچراشماکاسه داغترازآش هستیدباتوجه به عرایض خودتان خودشما هم کافریدچون کلمات قصارام المومنین درموردخودش راانکارمیکنیدوازعایشه هم سنی تریدوبر ام المومنیین هم سبقت  گرفتید.

وامیرالمومنین به که می گویند؟رسول خدا صلوات الله علیه وآله می فرمایند: تو ای علی، امیرالمومنین در آسمان و زمین هستی جز کافر بعد از من کسی بر تو پیشی می گیرد و جز کافر پس ازمن از تو جدا نمی شود و آسمانیان تو را امیرالمومنین می نامند. خداوند علی را امیرالمومنین نامیده است حضرت علی علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در شب معراج که مرا به آسمان بردند در مقام قاب قوسین ( به قدر دو کمان یا نزدیکتر) که قرار گرفتم، خداوند به من وحی فرستاد و آنگاه فرمود: ای محمّد، علی بن ابی طالب را با عنوان امیرالمومنین بخوان، من هیچکس را قبل از او به این نام ننامیدم و هیچکس را نیز بعد از او به آن نام نخواهم نامید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله بر فراز منبر در ضمن گفتاری به مردم فرمود: ای مردم، خداوند مرا به عنوان رسول و فرستاده اش به سوی شما برانگیخت و به من فرمان داده که علی را به عنوان امیر بر شما بگمارم، پس هر کس که من پیامبر اویم علی امیر اوست. امیر بودن علی از ناحیه خداوند است. خداوند به من فرمان داده که این خبر را به شما اعلام کنم تا او را اطاعت و هر گاه شما را فرمان داد، گوش دهید. آگاه باشید هیچکدام از شما بر علی، امیر نیست نه در زمان حیات من و نه پس از مرگ من. خداوند علی را امیر شما قرار داد و او را امیرالمومنین نامیده است و پیش از او و پس از او هیچکس را امیرالمومنین ننامیده و نخواهد نامید. منابع: دایره المعارف تشیع، ج 2؛ المعارف و المعاریف ج 1 بحارالانوار، ج 37، ص 339، حدیث 81

آیا ام المومنین می تواندبه جنگ امیرالمومنین برود؟واعجباجمع بین ضدین به لحاظ علم منطق محال است آیا میشود هم مومن بود وهم مادرمومن وبه جنگ امیرمومنین رفت این مرابه یادسفسطه مسیحیان می اندازدخدا-روح القدس -پسر

یاهم خدا هم خرما 

3-شماعرض کردیداین افراد عمامه به سر های انگلیس هستند.گفتنش راحت است ولی اثباتش سخت 

جواب :

مجات تهمت در دنیا و آخرت از نظر قرآن و احادیث

گاهی آدم ها چه راحت به یکدیگر انگ می چسبانند ... گاهی چقدر راحت برخی چیزها را که نیست به یکدیگر نسبت می دهند ... اگر آنچه که به یکدیگر نسبت می دهند، واقعیت نداشته باشد، چه؟ ... اگر با این دروغی که به یکدیگر نسبت می دهند، آبرویی ریخته شود، یااعتمادی سلب شودو...

تهمت، آفت اخـلاقی و اجتماعی، سلاح برنده ای است که دشمنان حق و تجاوزگران به حریم انسانیت در طول تاریخ و خاصه در راستای تاریخ ادیان الهی علیه پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام و طـلایه داران هدایت بشریت آن را بارها به کار گرفته و با این حربه تاکنون ضربه های کوبنده ای هم بر پیکره انسانیت وارد آورده اند.

کاربرد این سلاح بُرنده که عموماً از سوی طـاغوت ها و استبدادگران و مزدوران جیره خوار آنها و افراد مغرض و آلوده اعمال می گردیده است، گاهی چنان ویرانگر بوده که پیامبران معصوم و فرستادگان خداوند را که برای هدایت و سامان بخشیدن به مشکلات بشریت آمده بودند و بر سر این هدف فداکاری می کردند و حتی جان می باختند، آنان را دشمنان مردم و مخرب جـامعه معرفی کرده است. حربه تهمت در طـول تاریخ از سوی حسودان و قدرت طـلبان و بیمار دلان و گاهی افراد پست و سست عنصر و شکست خورده یک وسیله عقده گشایی یک جنگ و یک وسیله از میدان بدر کردن رقیب و خـراب کردن کسی که مورد عناد و کینه آنان بوده واقع شده است و در میدان زندگی و در صحنه ادای رسالت بسیاری از افراد پـاک ضربه ها دیده اند و محروم و مظلوم واقع شده اند. دشمنان دین خدا نوح نبی علیه السلام را دیوانه، موسی علیه السلام را جادوگر، هود علیه السلام را سفیه و نادان، پیامبر عالیقدر اسلام  صلی الله علیه و آله را شاعر کاهن مجنون می نامیدند. بسیاری از علما و دانشمندان مورد افترا و تهمت قرار گرفته به انزوا و زندان و حبس و تبعید مبتلا شده و زحمات طاقت فرسا و هستی و حیات آنان نابود شده است.

ر روایات آمده است پیغمبر اکرم (ص) یک وقت در حضور اصحاب فرمود: «الا اخبرکم بشر الناس؛ آیا به شما خبر ندهم که بدترین مردم کیست؟» گفتند: بلی یا رسول الله. فرمود: بدترین مردم آن کسی است که خیر خودش را از دیگران منع می کند و هر چه دارد تنها برای خودش می خواهد. آنهایی که حاضر بودند گمان کردند با این مقدمه دیگر بدتر از این افراد کسی نیست. یک وقت فرمود: آیا می خواهید به شما بگویم از این بدتر کیست؟ صنف دیگری را ذکر فرمود. اصحاب گفتند: خیال کردیم بدتر از این گروه دوم دیگر کسی نیست. بعد فرمود: آیا می خواهید از آن بدتر را به شما بگویم کیست؟ گفتند از این بدتر هم مگر هست؟ آنگاه صنف سوم را فرمود: بدتر از این افراد، مردمان بدزبان فحاش تهمت زن و آبروبرند. اینجا دیگر حضرت توقف کرد، یعنی بدتر از اینها دیگر وجود ندارد.قرآن می فرماید خدا افراد تهمت زن را نه تنها در آخرت عذاب می کند بلکه در دنیا هم عذاب می کند. مسأله مکافات یک مسأله ای است. چنین چیزی به ما نگفته اند که هر گناهی عقوبتی در این دنیا دارد، نه، خیلی از گناهان است که اصلا در این دنیا عقوبتی ندارد، ولی هر گناهی در آن دنیا عقوبت دارد، اما خدا از بعضی گناهان در همین دنیا هم نخواهد گذشت. یکی از آن گناهانی که در همین دنیا عکس العمل دارد که می توانید آن را تجربه کنید! گناه تهمت زنی و آبروبری است. آنکه تهمت به ناحق می زند، به هر حال در یک روزی گرفتارش خواهد شد حال یا یک کسی مثل خودش به او تهمت ناحق خواهد زد و یا به شکلی آن شخص رسوا و مفتضح خواهد شد: «والله یعلم وانتم لا تعلمون؛ خدا می داند و شما نمی دانید» (آل عمران/ 66). می خواهد بگوید مطلب خیلی بزرگ است، خدا می داند که این کار چقدر بزرگ است و شما نمی دانید!در حدیثى از امام صادق (ع) مى خوانیم: «اذا تهم المؤمن اخاه انماث الایمان من قلبه کما ینماث الملح فى الماء؛ هنگامى که مسلمانى برادر مسلمانش را به چیزى که در او نیست متهم سازد ایمان در قلب او ذوب مى شود، همانند نمک در آب!». ولى از آنجا که اسلام هرگز راه بازگشت را بر کسى نمى بندد، بلکه در هر فرصتى آلودگان را تشویق به پاکسازى خویش و جبران اشتباهات گذشته مى کند، در آیه بعد مى گوید: مگر کسانى که بعدا از این عمل توبه کنند و به اصلاح و جبران پردازند که خداوند آنها را مشمول عفو و بخشش خود قرار مى دهد، خدا غفور و رحیم است.یاعلی مدد


پاسخ:
سلام به ایمیلم پیام بدین 
یا به واتساپ پیام بدین تا در مورد کتابخانه شهر باهاتون برنامه رو مطرح کنم 
09152974972
۱۹ دی ۹۳ ، ۱۰:۳۸ عبدا...(ازدرمیان )

باسلام خدمت برادرخودم

سول الله صلی الله علیه واله وسلم  صراحتا فرمود : یا علی اگر بنده ای  هزار سال خدا را عبادت کند  و روز ها روزه بگیرد و شب ها شب زنده داری کند و به اندازه  کوه احد  طلا و نقره داشته باشد  و همه انها را در راه خدا انفاق کند  و در بین صفا و مروه مظلوما کشته شود   ، ‌اگر ولایت توو فرزندان تو  را نداشته باشد  هیچ یک از اعمالش قبول نمیشود  و حتی بوی بهشت  هم به مشامش نمی رسد  و نیز ولایت تو بدون  برائت  از دشمنان تو و دشمنان  فرزندان  تو قبول نیست.

امام صادق علیه السلام   : دروغ میگوید  کسی که  ادعا کند  ما را دوست دارد  و از دشمنان ما برائت  نمیجوید . 

 

امام صادق علیه السلام فرمودند : هر کس در کفر دشمنان ما ( اهل بیت ) و کسانی که به ما ظلم کرده اند شک کند او خود کافر است

 

امیرالمؤمنین ( علیه‌السلام ) فرمودند : والله اگر این امت روی خاک بایستند با پای برهنه در حالی که بر سر خود خاکستر ریخته باشند و گریه و زاری کنند و بر کسانی که آن‌ها را گمراه کرد‌ه‌اند و راه خدا را بسته‌اند و مردم را به سوی جهنم خوانده‌اند؛ لعنت کنند باز این امت در لعن و بیزاری کم کاری کرده‌اند. 
در روایت آمده است: مرد خیاطی دو پیراهن نزد امام صادق ( علیه‌السلام ) آورد و عرض کرد: من هنگام دوختن یکی از ایندو پیراهن صلوات بر محمد و آل محمد می‌فرستادم و هنگام دوختن دیگری لعن بر دشمنان محمد و آل محمد ( صلی الله علیه و آله ) می‌فرستادم. شما کدامیک را اختیار می‌نمایید؟ امام صادق ( علیه‌السلام )  پیراهنی را که با ذکر لعن دوخته شده بود انتخاب نمودند و فرمودند: من این پیراهن را بیشتر دوست دارم. 

 

امیرالمؤمنین ( علیه‌السلام ) در حال طواف کعبه بود مردی پرده خانه کعبه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد ( صلیالله علیه و آله ) می‌فرستاد ، حضرت بر او سلام نمود. بار دوم حضرت او را دیدند ولی سلام نکردند. آن مرد عرض کرد یا امیرالمؤمنین! چرا این بار به من سلام ننمودید؟ حضرت فرمود: نخواستم تو را از ذکر لعن که این بار می‌گفتی باز دارم. چرا که لعن از صلوات بر محمد و آل محمد ( صلی الله علیه و آله ) بالاتر است.

پاسخ:
برادر من هم برائت میجویم ولی فهاشی ناسزا گویی و دشنام گویی نیز با لعن فرق میکند با برائت فرق میکند 
من از دشمنهام بیزارم میخوام سر به تنشون نباشه ؛ اما فهش نمیدم به پدر و مادرشون فهش نمیدم بد و بیراه نمیگم 
اقا ساده : مثل خود اهل بیت ع رفتار کنیم انها مگر فهش میدادن 
بخدا از منظر غیر شیعه که ناخواسته از پدر و مادر سنی بدنیا امده گاهی برای تحقیق میخواهد به شیعه نظر کند اولین چیزی که از این امثال فقط کراهت منظر و چهره بی ادبانه ای از شیعه نشون میده
سلام حمید جان
ازشماخواهش می کنم که ازطریق مراجع از مسولان صداوسیما بخواهیدکه شبکه ماهواره ای هدهدفارسی رابرروی دستگاههای د یجیتال اجازه پخش دهندبه خداتمامی برنامه هاش برای کودکان من وشمامفیداست وبرنامه هاش اصلاًبه اهل سنت کاری نداردوفقط فضایل اهلبیت را برای کودکان پخش می کندودرکنارآن برنامه های آموزشی وتفریحی بسیارسالمی راارائه میکندکه بچه های من وشماراازشرشبکه پویا که واقعاًبرنامه هایش مضروخشن وبدون بارعلمی ومعنوی می باشدرانجات می دهد.یااگراین کاررانمیکنند شبکه ای مذهبی برای کودکان ایجادکنندکه فقط مروج فرهنگ چهارده معصوم علیهم السلام باشدوبس. 
پاسخ:
متاسفانه صاحب شبکه از معاندین نظام هست 
و مسولین صدا و سیما نیازی نیست که اون شبکه رو پخش کنند 
از این شبکه الگو برداری کنند 
شبکه هدد برنامه هاش رو از ایران و موسسات فرهنگی کشور تامین میکنه 
مسولین شبکه پویا یاد بگیرن 
چه عیبی داره
عزیزم فرمودی:
متاسفانه صاحب شبکه از معاندین نظام هست 
جواب :معانداهلبیت علیهم السلام است یا....
معانداست کافرکه نیست.
مگرماهرروزفیلمهای سرلخت وبی حجاب غربی ازتلویزیون نمی بینیم آیااشاعه فرهنگ اهلبیت علیهم السلام حرام است من هم میگم مرگ برمعانداما معاندی که نه تصویری ازودیدیم ونه دیدیم خودش راتبلیغ کندونه اسم اورامیدانیم دلیل منطقی نیست ماهم احادیثمون راازاهل سنت می گیریم آیاکفرست مگرخودشما نمیفرمودی که اگرسخنرانیهای تلویزیون راگوش میکردیدشماراچوب وفلک می کردندحالاازاین طرزفکرشما تعجب میکنم به نظرشمااینها تناقض نیست.
امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: " نگاه کن چه چیزی گفته می شود ، نگاه نکن چه کسی می گوید." ؛ این ، نه یک دستور دینی صرف یا موعظه اخلاقی که یکی از فرمول های پیشرفت هر جامعه ای است.
هر گاه مردمان جامعه ای خود را از قید حب و بغض افراد رهانیده و به حق و باطل سخنان و اعمال آنها توجه کرده اند ، مسیر ترقی شان گشوده شده است ولی جوامعی که ملاک ها و میزان هایشان ، نه "حق و حقیقت" که "افراد و گروه ها" بوده اند ، با سر به زمین خورده اند. کشورهای جهان سوم که پر هستند از قهرمانانی که مردم آنها را می پرستند ، مصداق عینی این ماجرایند.
به هزار تأسف باید گفت که جامعه ما به شدت از عمل به آموزه ارزشمند حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فاصله گرفته است و عمدتاً نگاه می شود که "چه کسی" می گوید و اکثراً کاری ندارند که "چه چیزی" گفته می شود!
تقریر استدلال به حدیث نبوی اطلبوا العلم و لو بالصین چنین است که: 
رسول اکرم (ص) مسلمین را به دانش جویی و اخذ دانش از هر جا حتی از چین که در آن روز ـ و نیز امروز ـ یک کشور غیر مسلمان و مشرک و کافر بود، امر فرموده است و این بدان معناست که در باره منشأ و خاستگاه علم هیچ محدودیت و قیدی وجود نداشته و مسلمین می توانند و بلکه موظفند علم و دانش و معرفت را از هر جا که تولید و زاده شده باشد، حتی اگر کفار و مشرکان مولد و مبدع آن باشند، اخذ نمایند.

حکمت، گمشده مؤمن است

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : سخن حکیمانه، گمشده مؤمن است ، پس هر جا آن را بیابد به آن سزاوارتر است .

امام على علیه السلام : حکمت، گمشده مؤمن است ؛ پس آن را بجویید گر چه نزد مشرک باشد زیرا که شما بدان سزاوارتر و شایسته ترید .

امام على علیه السلام : حکمت، گمشده مؤمن است؛ پس ، آن را، گر چه از منافقان، فرا گیرید .

امام على علیه السلام : حکمت گمشده هر مؤمنى است. پس ، آن را فرا چنگ آورید گر چه از دهان منافقان باشد .

امام على علیه السلام : حکمت را هر کجا باشد فرا گیرید ؛ زیرا حکمت در سینه منافق مى باشد، و پیوسته ناآرام است تا از آن جا خارج شده در سینه مؤمن، در کنار همگنان خود آرام گیرد .

مسیح علیه السلام : اگر چراغى بیابید که در دل شب با قطران . مى سوزد، از نور آن بهره مى گیرید و بوى بد آن، مانع این کار شما نمى شود ، همچنین شایسته است که شما حکمت را در هر که یافتید، فرا گیرید و بى رغبتى او به آن، مانع شما نشود .

امام زین العابدین علیه السلام : بیرون کشیدن مرواریدى گرانبها از میان زباله هاى کثیف را کارى پست و حقیر مشمار ؛ زیرا پدرم فرمود : شنیدم که امیر المؤمنین علیه السلام مى فرماید : سخن حکمت آمیز، به عشقِ قرار گرفتن در جایگاه واقعى خود، در سینه منافق بى تابى مى کند، تا آن گاه که بیرون افکنده شود و مؤمن که بدان سزاوارتر و شایسته تر است، آن را مى شنود و مى رباید.

حمیدجان کم کم دارم به شیعه بودن شک میکنم یاشایدهنوزتفکروهابیت رهایت نکرده باشد
برادرعزیزم سعی کن مبلغ اهلبیت علیهم السلام باشی نه مبلغ گروهای ....

أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا یُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا یُتَناهی  عَنْهُ ؟!  چه این دین در درون شما باشد، و چه در بیرون باشد، جنبه های اثباتی و سلبی برای احیای دین داریم. ائمه علیهم السلام ما را راهنمایی می کنند به چیزهایی که دین ما را خراب می کند. در  زیارت جامعه کبیره داریم :َبَرِئْتُ اِلَى اللهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ اَعْدآئِکُمْ، وَ مِنَ الْجِبْتِ وَ الطّاغُوتِ وَ الشَّیاطینِ وَ حِزْبِهِمُ الظّالِمینَ لَکُمْ، وَ الْجاحِدینَ لِحَقِّکُمْ، وَ الْمارِقینَ مِنْ وِلایَتِکُمْ،الْغاصِبینَ لاِِرْثِکُمْ، وَالشّآکّینَ فیکُمْ، وَالْمُنْحَرِفینَ عَنْکُمْ، وَمِنْ کُلِّ وَلیجَه دُونَکُمْ، وَکُلِّ مُطاع سِواکُمْ،

یک موجود زنده اگر «برائت» نداشته باشد، زنده نیست! مرده است! دوست و دشمن نمی شناسد و عکس العمل او در برابر آنها یکسان است. اگر دین در وجود ما زنده است ، در برابر این اطاعت از ائمه باید برائت هم وجود داشته باشد. (اگر دوست را از دشمن نتوانیم بازبشناسیم و هیچ حد و مرزی قائل نباشیم پس چه طور می توانیم توجیه کنیم این نکته را که ) تقریبا هیچ امامی را غیر مسلمان به شهادت نرساند! به اسم مسلمان بودند و امام را شهید می کردند. تازه منتی هم بر سر جامعه می گذاشتند . هارون برای کشتن امام موسی کاظم علیه السلام آمد سر قبر پیامبر صلوات الله علیه و آله ؛ و منت هم گذاشت که می خواهد امام را بکشد! امام حسن علیه السلام در برابر معاویه می فرماید : ولکنک یا معاویة ممن أباد السنن ، وأحیا البدع ، واتخذ عباد الله خولا ، ودین الله لعبا ! (وقتی بحث احیاء دین توسط ائمه مطرح می شود، احیاء بدعتها و نابودی سنت ها هم باید عاملی داشته باشد. امام علیه السلام به معاویه می گوید تو از کسانی هستی که سنتها را نابود ، و بدعتها را احیاء کرده و دین خدا را بازیچه گرفته ای! )  بدنتان اگر سیستم دفاعی نداشته باشد، زود از بین می روید .وقتی می گوید برئت الی الله ... من کل ولیجة دونکم! یعنی این آفت دین است! « ولیجه » یعنی همدم ، یعنی هر چیزی که بر تو نفوذ دارد؛  رفتارش ، اخلاقش، و شیوه زندگانی اش با شما فرق دارد. آیا در خانه های ما ولیجه ای غیر از ائمه علیهم السلام وجود دارد؟ ! بگردیم ببینیم چه کسانی به ما خط می دهند؟ سیدالشهداء در گودال قتلگاه و بی رمق بود؛ شروع کردند به حمله کردن به خیمه گاه!!  با همان نیمه جان از حریم خود دفاع کرد و به نیمه شمشیری تکیه داد و گفت:   یا شیعة آل ابى سفیان! ان لم یکن لکم دین و کنتم لاتخافون المعاد فکونوا احراراً فى دنیاکم! (اى پیروان آل ابى سفیان! اگر دین ندارید و از قیامت نمى هراسید، لااقل در دنیایتان آزاد مرد باشید.) . الان هم هروقت ببینند که حسینِ دلِ تو ، بی توان و در قتلگاه باشد، به ناموس و دینت حمله می کنند!! او به ما درس داد که تا آخرین رمق مقاومت کنیم و داد بزنیم و از دین و ناموس و اخلاق و اعتقادات خود دفاع کنیم . آن روز سی هزار نفر لشکر بود، و امروز سی هزار کانال و غیر آن...

درپایان خودم وشماعزیزرابه فرمایش مقام معظم رهبری (جذب حداکثری و دفع حداقلی)سفارش می کنم .
امیدوارم برخوان نعمت ولایت تنهابرای صاحب ولایت پارس کنیم وازهر ولیجه ای دوری کنیم.
مولاجان  ضعیفم وبیچاره. اماادعای دوستی دوستان شمارادارم شمارابه حق حضرت صدیقه کبری علیهم السلام برای لحظه ای مراودوستانم رابه حال خودوامگذاروتالحظه اخرفقط وفقط برای حضرتت پارس کنیم
دعاگوی شماالاحقر           مهران
پاسخ:
برادر جان 
ابتدا عرض کنم نگفتم که شبکه خوب هست یا بد در ضمن عزیز دلم اونهایی که تصمیم گیرنده هستند از این موارد استفاده میکنند 
عوامل و دست اندرکارای مذکور نظرشون اینه نه من حقیر جون اگر بحث عناد و جناح داری بود نمیزاشتم پسر خودم بییت و چهارساعته از این شبکه استفاده کنه 
وای جالبه شما بخاطر یک جمله به دین و ایمان من شک میکنید و این بنظرم ضعف خودمه که مسجل و مستحکم نشان دهنده عمق باورم نبوده ام 
شبکه ذکر شده کارش عالیه اما بهتر نیست عوامل اجرایی کودک صدا و سیما یادبگیرن و اینگونه برنامه های قشنگی درست کنند 
و اما در اخر 
حقیر اصلا در حدی نیستم که کسی به حرفم گوش بده چه برسه به حرفم عمل بکنه و چنین کاری از عهده من و امثال من خارج هستس 
اما برادر دوستت دارم 
سلام حمیدجان حالم خوب نیست برام دعاکن
پاسخ:
محتاج دعاییم برادر علی جان
برادر مهران 
شما فقط بخاطر یک نظر مخالف کردار تو شیعه بودن شخص بزرگواری مثل حمید شیرانی شک میکنید شیعه بودن خودتون  شبهه دار میشه جون من تهران زندگی میکنم و هزاران نفر هم وجود دارن که مخالف الهیاری هستند ایا همه شک شیعه بودن دارند 
در ضمن مراجع که تاج سر هستند همه مخالف الهیاری هستند 
الهیاری خودش رو باسوادتر از همه میدونه و خودش به خودش حکم مرجع تقلیدی میده 
خود ایت الله شده 
عفت کلام نداره 
این مثل ملازاده اهل سنت برعکس برای شیعیان تند رو جذابیت داره اما برای خیلی اهل سنت که هیج و برای خیلی از شیعیان هم ناراحتی داره 
ایشون با حافظه خوبشان و سن کم و تبحری که در مناظره دارند اگر کمی بیشتر در رعایت احترام و ادب تامل داشتن عالی میشد 
سیستانی 
رهبر 
مکارم شیرازی 
گلبایکانی 
نوری همدانی 
علوی گرگانی 
وحیدخراسانی 
همه مخالف عملکرد الهیاری هستند پس هیج کدام شیعه نیستند ؟؟؟؟
سلام جناب شیرانی درود بر شما برادر عزیزم ، آفرین به این ولایتمداری 
من هر موقع میام اینجا جز ادب و حسن رفتار و کلام زیبا چیز دیگری از شما نمیبینم امیدوارم بقیه ی دوستان گرامی از این طرز برخورد شما یاد بگیرن و در برخورد با سایر ادیان و فرقه ها درست و مودبانه رفتار کنن 
ماکه شیعه هستیم از بعضی آقایون حال مون بهم می خوره از بس که زشت و زننده رفتار می کنن وای به حال بقیه ! 
وقتی این آقای شیطان یاری  و جریان شیرازی ! به رهبر ما جسارت می کنن تا عمق وجود ما پر میشه از تنفر می خوایم سر به تن طرف نباشه منتظریم یکی از هواداراشونو یه جا گیر بیاریم به حسابش برسیم بعد انتظار داریم به مقدسات اهل سنت بی احترامی بشه اونا بیان درجا شیعه بشن !!!!!!!
هرکی یه همچین اعتقادی داره قطعا یا مشکل از عقلشه یا هدفش چیز دیگه ایه مخصوصا این کارو انجام میده 

پاسخ:
سلام شما لطف دارید و در تایید فرمایشاتتون بله حق با شماست
۲۷ دی ۹۳ ، ۲۳:۱۱ عبدالغفور شه بخش(ایرانشهر)

 رضا جان سلام

حقیر طرفدارهیچ گروه خاصی نیستم من هم زمانی مثل حضرتعالی شخصیت پرست بودم یعنی اینکه افرادراملاک حق وباطل قرارمی دادم اماهرچه زمان به جلوترمی رودبرآگاهی افرادنیزافزوده می شودوغبارها نیزکنارمی رودولذا حقیرآلوده به معاصی خودم وخودت وانسانهای حقیقت جورا سفارش میکنم به فرمایشات معصومین علیهم السلام که اگرخودرابه خواب نزده باشیم حتماًمتنبه می شویم وفقط امام معصوم را بت وشخصیت قابل پرستش واطاعت مطلق می دانیم .

 یعنی  حتی حضرت سلمان وابوذرومقدادوعماروشیخ مفیدومحمدبن یعقوب کلینی ومجلسی وشیخ بهایی وسیدابوالحسن اصفهانی وآیت ا...بروجردی وسیدناعلی آقاقاضی وعلامه طباطبایی وعلامه امینی و...روحی وروح ابی وامی وارواح العالمین لهم الفدا را عاری ازعیب وخطانمی دانم بلکه ورای معصوم علیهم السلام هیچ بزرگی شایسته اطاعت محض نیست بلکه اطاعت بی چون وچرا ورای معصوم به حکم عدم اصل اصولی عصمت مقید ومشروط ومنوط ومحدودو... می باشدیعنی صفات حسنه ازبزرگی به بزرگ دیگرنوسان داردیعنی غیرازمعصوم هیچکس جامع کمالات نیست واگرهمه کمالات انبیا واولیاء الهی راباهم جمع کننددردریای کمالات معصوم گم می شوند .  یعنی :من فقط روبروی گنبد تو خم شده ام

کمرم غیر در خانه تا نشود... 

   وبخوان رضای عزیزم روایت «علی مع الحق»تابدانی حق و باطل-شناخت حق-کسب بصیرت را ازاهلش  ؛یعنی کسانی (معصومین علیهم السلام)که خودعین حق وحقیقت وحتی ماورای حق وحقیقت هستند وحتی  حقیقت از وجودمبارکشان هستی یافت واگرنبودند حق وحقیقتی درکارنبود این روایت که متواتر میان شیعه و اهل سنّت است، روایتی است از پیامبراکرم«صلی الله علیه و آله و سلم»که فرمودند:عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ یَدُورُ حَیْثُمَا دَارَ[1]

علی با حقّ است و حق با علی. هر کجا علی باشد، حق هم آن جاست. حق به دور امیرالمومنین علی علیهم السلام می‌گردد، نه این که امیرالمومنین علی علیهم السلام به دنبال حق باشد. ما اگر بخواهیم حق بودن چیزی را بفهمیم، اگر امام امیرالمومنین علی علیهم السلام فرمود: حقّ است، ما هم می‌گوییم: حقّ است و اگر ایشان آن را قبول نداشته باشد، می‌گوییم: ناحق است.

نکته‌ی مهمّ این روایت همین است که پیامبر«صلی الله علیه و آله و سلم»، مولانا امیرالمومنین علی علیهم السلام را محور قرار داده‌اند، نه حق را. گاهی می‌گوییم: هر کجا حق حضور داشته باشد، علی آن جاست، امّا گاهی بالاتر از این را می‌گوییم؛ مرکز و محور را امیرالمومنین علی علیهم السلام قرار می‌دهیم و حق را دنباله‌روی او معرفی می‌کنیم.

[1]. این حدیث به عبارات مختلفی نقل شده است؛ همچون «رحم الله علیاً‌ اللهم أدر الحق معه حیث دار»، «علی مع الحق و الحق مع علی اللهم أدر الحق مع علی حیثما دار»، «علی مع الحق و الحق مع علی و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض یوم القیامة»، «علی مع الحق و الحق مع علی حیث کان» و ....

الأمالی (للصدوق)، ص 89؛ الجمل، ص 81؛ الأمالی (للطوسی)، ص 548؛ کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، ص 20؛ سنن الترمذی، ج 5، ص 633؛ الإمامه و السیاسه، ج 1، ص 98؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 135؛ تاریخ مدینة دمشق، ج 42، ص 448؛ المناقب، ص 104.

حق و باطل-شناخت حق-کسب بصیرت

 

چگونه میتوان حق و باطل را از هم تشخیص داد؟

برای تشخیص حق و باطل ملاک ها و معیارهایی وجود دارد که به سه محور اساسی و عمده آن اشاره می کنیم :

 1. علم و آگاهی ؛ علم و آگاهی زیر بنای اصلی شناخت و تشخیص امور را تشکیل می دهدکه بدون آن انسان گرفتار گمراهی و انحراف خواهد شد .برای تشخیص حق و باطل نقطه آغازین کسب علم و شناخت حق و باطل و به تعبیر دیگر شناخت سره از ناسره است بدون علم و آگاهی انسان قادر به رسیدن به شناخت صحیح نخواهد بود و چه زیبا حضرت علی علیه السلام می فرمایند « لا تری الجاهل الا مفرطا او مفرّطا» « انسان نادان را نمی بینی مگر اینکه در میان افراط ( زیاده روی ) و تفریط( کند روی) ( نهج البلاغه , حکمت , 70) حرکت در مسیر اعتدال و مصون ماندن از زیاده روی و کند روی که انحراف را به دنبال خواهد داشت , در گرو کسب علم و معرفت است . به ویژه تشخیص حق و باطل در دین , نیازمند شناخت و آگاهی کامل نسبت به مبانی و اصول دینی از منابع اصیل و کارشناسان متعهدعلوم دینی است چه در غیر این صورت خطر افتادن در ورطه خطا و گمراهی وجود دارد .
.2 معیار قرار دادن حق و سنجش افراد بر اساس آن ؛ یکی از معیارهای مهم تشخیص حق و باطل , شناخت حق و باطل و سنجش افراد بر اساس آن است نه اینکه افراد ملاک و معیار سنجش حق و باطل قرار بگیرند حضرت علی علیه السلام می فرمایند :«انّ الحق لا یعرف بالرجال اعرف الحق تعرف اهله » همانا حق به شخصیتها شناخته نمی شود , خود حق را بشناس تا پیروان آن را بشناسی »( محمدی ری شهری , محمد , میزان الحکمه , قم, دار الحدیث , 1377, ج 3, ص 1238) همچنین فرمودند« ان دین الله لایعرف بالرجال بل بآیه الحق , فاعرف الحق تعرف اهله »« همانا دین خدا با موقعیت اشخاص شناخته نمی شود بلکه با معیار و نشانه حق شناخته می گردد , پس حق را بشناس تا اهلش را بشناسی »( همان ) در پاره ای موارد انحرافات و کجروی ها به دلیل معیار قرار دادن افراد بجای محور قرار دادن حق و باطل و سنجش افراد بر اساس آن است . در این راستا حضرت علی علیه السلام فرمودند :« وانظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال »« بنگر به آنچه گقته شده نه به گوینده سخن »( آمدی , عبد الواحد , غرر الحکم , ترجمه محمد علی انصاری , ج 1, ص 394)

2. آگاهی وشناخت نسبت به زمان و مقتضیات و شرایط زمانه ؛ از معیارهای مهم شناخت حق و باطل علم و آگاهی نسبت به احوال و مقتضیات زمان است که بدون توجه به آن نمی توان حق و باطل را در زمان خویش به صورت صحیح تشخیص داد . امام صادق علیه السلام فرمودند:« العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس »« کسی که به زمان خویش آگاه باشد مورد هجوم اشتباهات قرار نمی گیرد .»( مجلسی , محمد باقر , بحار الانوار , تهران, مکتبه الاسلامیه , ج 78, ص 269

 و السلام علی من تبع الهدی 

برادردینی شما عبدالغفور شه بخش 

 

پاسخ:
سلام برادر سوالی در ذهن داشتم میخواستم بدونم شما اهل سنت هستید یا شیعه متن شما نشان دهنده شیعه بودن دارد اما نمیخوام زود قضاوت کرده باشم 
سلام علیکم
آقای شه بخش از کجا به این نتیجه رسیدید که من شخص پرست هستم ؟؟؟؟
به پیروی از ولی فقیه نمیگن شخص پرستی !!!
مرجع تقلید شما چه کسیه که به همچین نگاهی رسیدید و هیچ گونه اطلاعی در مورد اهمیت ولایت فقیه در فقه شیعه ندارید !

نه برادر گرامی ما افراد رو ملاک حق و باطل قرار ندادیم و کسی رو بالاتر از امامان معصوم نمیدانیم قضیه چیز دیگریست شما هم می توانید اطلاعات خودتون رو در این زمینه بیشتر کنید .


در پله ی اول مطالعه کتاب " نگاهی گذرا به نظریه ی ولایت فقیه " نوشته ی آیت الله مصباح یزدی رو به شما پیشنهاد می کنم که زبان ساده ای داره و مناسب همه سنین هم هست .
البته تا اونجایی که من میدونم شه بخش ها برادران اهل سنت هستن شاید شما هم سنی مذهب هستید که در مورد ولی فقیه اطلاعات کافی ندارید .


برادر عزیز اگه شیعه هستید باید خدمت تون این نکته رو عرض کنم که :

دلایلى که براى اثبات ولایت فقیه اقامه شده به دو دسته ادلّه عقلى و ادلّه نقلى تقسیم مى‌شه : علماى شیعه معتقدند براى اثبات به یک حکم شرعى ممکن است به چهار نوع دلیل استناد کنیم: 1ـ کتاب 2ـ سنّت معصومین(علیهم السلام) 3ـ اجماع 4ـ عقل. از نظر علماى شیعه لازم نیست براى اثبات یک حکم شرعى حتماً آیه یا روایتى در دست داشته باشیم بلکه مى‌توان با استفاده از عقل و دلیل عقلى معتبر نیز به حکمى از احکام شریعت اسلام دست یافت و اونو اثبات کرد ... پس از نظر فقهى ارزش استناد به دلیل عقلى براى اثبات ولایت فقیه به هیچ وجه کم تر از ارزش استناد به ادلّه نقلى و آیات و روایات نیست , هرچند که روایاتی از طرف اهل بیت علیه السلام وجود داره که براساس اونها مسئله ی ولایت فقیه قابل اثباته ان شاالله اون دست از روایات رو هم ببینید و براساس برداشت شخصی خودتون از احادیث و روایات در مورد هرچیزی قضاوت نکنید !
حدیث شناسی کار من و شما نیست که بخوایم هرطور که دوست داریم نظر بدیم .

۲۸ دی ۹۳ ، ۲۳:۴۷ عبدالغفورشه بخش

برادرمن رضا ی عزیزسلام

ازشماعزیز خواهش می کنم مطلب راکامل بخوان بعدهم به فراخورتوانت اگرتمایل داشتی کاملا بی تعصب وبا سند مدرک وحدیث حقیررا ارشادفرمائید.

1-من شیعه نیستم ولی ادعای بزرگی دارم وآن هم ادعای محبت محبین اهل البیت علیهم السلام .

2- امادرمورد اینکه فرمودیدالبته تا اونجایی که من میدونم شه بخش ها برادران اهل سنت هستن شاید شما هم سنی مذهب هستید که در مورد ...... اطلاعات کافی ندارید .

-جواب حقیرِ مدعیِ محبتِ محبینِ 12امام وچهارده معصوم علیهم السلام.

قوم بلوچ تنها اهل سنت نیست بلکه شیعیان بسیاری داردکه اگرگذزتان به مساجد شیعه دراستان افتاد حتما ایشان رابالباس محلی خواهیددید البته خیلی ها هم به شکل شما فارس های عزیزلباس می پوشندو خیلی ها هم به تاسی ازچهارده نورپاک علیهم السلام رسم تقیه پیشه کرده ومذهب خودرا کتمان میکنند.

لُبِ کلام :طرز فکرشما به اهل سنت نزدیک تر است تاحقیر.

3-فرمودید  ادلّه عقلى و ادلّه نقلى-اثبات-حکم شرعى-استناد-کتاب-سنّت معصومین(علیهم السلام)-اجماع-عقل:خواهش می کنم معنای لغوی این چهارکلمه رابرای من بنویس تا ازعقل ونقل سرشاراز....بهرمندشویم

درنهایت خودم وشما نورچشمانم رابه تعقل وتدبرسفارش می کنم ودوری ازپیروی ازرسم جاهلیت یعنی نحن علی دین آبائنا 

واینکه اگردرعالم شخصی بااین منش (حضرت امام باقرالعلوم علیهم السلم)سراغ داشتی باخبر کن تاشایدحقیرهم مثل شما هدایت شودبخوان وبیندیش ومثل من حقیربیسواد کمترازروی بادمعده صحبت کن . واما......

امام باقر علیه السلام، محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام ، لقبش " باقر " است .باقر یعنی شکافنده . به آن حضرت " باقر العلوم " می‏گفتند ، یعنی‏ شکافنده دانشها .مردی مسیحی ، به صورت سخریه و استهزاء ، کلمه " باقر " را تصحیف‏ کرد به کلمه " بقر " - یعنی گاو - به آن حضرت گفت : " انت بقر " یعنی تو گاوی .امام بدون آنکه از خود ناراحتی نشان بدهد و اظهار عصبانیت کند ، با کمال سادگی گفت : " نه ، من بقر نیستم من باقرم " .مسیحی گفت : " تو پسر زنی هستی که آشپز بودشغلش این بود ، عار و ننگی محسوب نمی‏شودمادرت سیاه و بی‏شرم و بد زبان بود .امام باقرعلیه السلام فرمودنداگر این نسبتها که به مادرم می‏دهی راست است ، خداوند او را بیامرزد و از گناهش بگذرد . و اگر دروغ است ، از گناه تو بگذرد که دروغ‏ و افترا بستی " .مشاهده این همه حلم ، از مردی که قادر بود همه گونه موجبات آزار یک‏ مرد خارج از دین اسلام را فراهم آورد ، کافی بود که انقلابی در روحیه مرد مسیحی ایجاد نماید ، و او را به سوی اسلام بکشاند .مرد مسیحی بعدا مسلمان شد .یاعلی مدد.بحار الانوار ، جلد 11 ، حالات امام باقر ، صفحه . 83

من دنبال چنین شخصی گشتم نبود شما هم نگردنیست.

از دیو و دد ملول بود و با چراغ گرد شهری می گشت. در جست و جوی انسان بود. قلیلی گفتند "نگرد که ما گشته ایم و آنچه می جویی یافت نمی شود". گفت: می گردم زیرا گشتن از یافتن زیباتر است و گفت: قحطی است نه قحطی آب و نان که قحطی انسان.

کثیری بر آشفتند و به کینه بر خاستند و هزار تیر ملامت روانه اش کردند که ما را مگر نمی بیینی که منکر انسانی. چشم باز کن تا انکارت از میانه بر خیزد.

خنده زنان گفت: پیشتر که چشم هایم بسته بود هیاهو می شنیدم. گمانم این بود که صدای انسان است چشم که باز کردم اما همه چیز دیدم جز انسان!! خنجر کشیدند و کمر به قتلش بستند و گفتند: حال که ما نه انسانیم تو بگو که این انسان کیست که ما نمیشناسیمش. گفت:آنکه دریا دریا می نوشد و هنوز تشنه است. آنکه کوه را بر دوشش می گذارد و خم به ابرو نمی آورد. آنکه نه او از غم که غم از او می گریزد. آنکه در رزمگاه دنیا جز با خود نمی جنگد و از هر طرف که می رود جز او را نمی بیند. آنکه با قلبی شرحه شرحه تا بهشت می رقصد. آنکه خونش عشق است و قولش عشق. آنکه سرمایه اش حیرت است و ثروتش بی نیازی.

آنکه سرش را می دهد آزادگی اش را اما نه.

آنکه در زمین نمی گنجد. در آسمان نیز. آن که خدا را به اختیار بنده است و لا غیر و فقط برای او سر به تعظیم خم میکند.

او هنوز می گفت که چراغش را شکستند و با هزار دشنه پهلویش را دریدند...

فردا اما باز کسی خواهد آمد. کسی که از دیو و دد ملول است و انسانش آرزوست.

آیا ما شیعه ایم یا محب اهلبیت « علیهم السلام؟

برخورد امام رضا(علیه اسلام) با مدعیان تشیع
امام حسن عسکری علیه‏السلام می‏فرماید: هنگامی که مأمون حضرت رضا علیه‏السلام را ولیعهد خود قرار داد روزی دربان خانه آن حضرت وارد شد و گفت: گروهی آمده‏اند و اجازه ملاقات می‏خواهند و می‏گویند ما از شیعیان علی بن ابیطالب هستیم. امام رضا علیه‏السلام فرمود: وقت ندارم، مشغول کارم. آنها را برگردان. دربان پیام امام رضا علیه‏السلام را به آنها رساند و آنها را برگرداند. دو مرتبه آمدند و تقاضای ملاقات کردند این بار هم اجازه ملاقات به آنها داده نشد و این جریان و رفت و آمد آنها و عدم اجازه ملاقات تا دو ماه طول کشید. تا این که از ملاقات با امام مأیوس شدند و به دربان گفتند: به مولای ما امام رضا علیه‏السلام بگو از شیعیان پدرت علی بن ابیطالب علیهم السلام هستیم و از این که شما به ما اجازه ملاقات ندادید مورد شماتت دشمنان قرار گرفتیم، به خاطر همین برمی‏گردیم، در حالی که به خاطر این پیش آمد، از بازگشت به وطنمان خجالت می‏کشیم و از طرف دیگر از تحمل شماتت دشمنان ناتوان شده‏ایم
دربان پیام آنان را به امام رضا علیه‏السلام رساند و امام علیه‏السلام فرمود: به آنها اجازه بده تا وارد شوند. کاروانیان وارد شده و سلام کردند و آداب احترام به جا آوردند. ولی امام رضا علیه‏السلام جواب سلام آنها را نداده و اعتنایی نکرد و اجازه نداد که بنشینند و آنان همانطور سرپا ایستادند. به امام رضا گفتند یابن رسول الله! این چه جفایی بود که در حق ما روا داشتید و ما را سبک کردید. دیگر چه آبرویی بعد از این برای ما باقی می‏ماند؟
امام رضا علیه‏السلام فرمود:این آیه را بخوانید
ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیر (شوری: 30
هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام داده‏اید و بسیاری را نیز عفو می‏کند
به خدا سوگند من کاری در حق شما انجام ندادم جز آنچه خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین و امامان پس‏از او در حق شما انجام داده‏اند. آنان شما را مورد عتاب و بی‏توجهی قرار دادند. من هم در این کار به آنها اقتدا کردم
گفتند یابن رسول الله! برای چه؟ فرمود: به خاطر ادعایتان که می‏گویید، شیعیان امیرالمؤمنینیم؟ وای بر شما! (این چه ادعای بزرگی است که می‏کنید) به درستی که شیعیان امیرالمؤمنین حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و محمد ابن ابی‏ابکر بودند، همانها که تسلیم محض اوامرش بودند و ذره‏ای در عمل به دستوراتش مخالفت و سرپیچی نکردند، ولی شما در بیشتر کارهایتان با او مخالفید، و در بسیاری از واجبات کوتاهی می‏کنید و حقوق بزرگ برادران دینی خود را کوچک می‏شمارید
در آنجا که تقیه و پرهیز واجب نیست، تقیه می‏کنید، و آنجا که تقیه حق و لازم است، ترک تقیه می‏کنیداگر بگویید و از اولیاء و محبان او و دوستدار دوستان او و دشمن دشمنان امیرالمؤمنین علیهم السلام هستید از شما قبول خواهم کرد و منکر حرفتان نخواهم شد لکن این ادعای شما که می‏گویید شیعه او هستید ادعای بزرگ و مرتبه والایی است که اگر عملتان، گفتار و ادعایتان را تصدیق و گواهی نکند هلاک و نابود خواهید، شد مگر آنکه رحمت پروردگار شامل حال شما گردد
گفتند: یابن رسول الله! بنابراین، از این ادعای بزرگ و گفتار، از خدا پوزش می‏طلبیم و استغفار می‏کنیم و توبه می‏نماییم و بدانچه مولایمان به ما تعلیم داد قائل می‏شویم و می‏گوییم: ما دوستان شما و دوستدار دوستان شما و دشمن دشمنان شما می‏باشیم
امام رضا علیه ‏السلام فرمود: مرحبا به شما برادران و دوستان من، نزدیک شوید. سپس آنان را دور خود گرد آورد و مورد محبت قرار داد و به دربان فرمود: چند بار اجازه ورود به آنها ندادی؟! دربان گفت: شصت بار
امام رضا علیه‏السلام فرمود: شصت مرتبه پی‏ درپی پیش آنها برو و بر آنها سلام کن و سلام مرا هم به آنها برسان چون به سبب توبه و استغفار، گناهانشان محو و نابود شد و به خاطر محبت و دوستی که با ما دارند، مستحق کرامت و بزرگداشت می‏باشند. از حال آنها و احوال خانواده‏هایشان تفقد کن و به امور آنان برس و در حق آنان خوبی کن و مشکلاتشان را برطرف ساز 

تفسیرالإمام‏ العسکری، ص 312.

در روایت بسیار جالبى از ابن مسعود نقل شده که رسول خدا صلى الله علیه و آله پس از ذکر  آیه شریفه«و أن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله، ذلکم وصاکم به لعلکم تتقون» ( سوره أنعام - آیه 153 ) و همانا این راه راست من است، پس آن را پیروى کنید و راه هائى که شما را از خدا دور مى سازد رها کنید و پیروى ننمائید. این است آنچه خدا به شما سفارش کرده تا از گمراهى بپرهیزید و تقوا را پیشه خود سازید.))خطى بر روى زمین کشید و فرمود: این راه رشد و صلاح است. سپس چند خط از راست و چپ کشید و فرمود: اینها راه هائى است که بر هر کدام، شیطان، مردم را به سوى خود دعوت مى کند. پس هر که راهى را جز راه پیامبرصلوات الله علیه وآله بپیماید، آن راه حتما کژ و بى‏راهه است و او را به سر منزل مقصود نخواهد رساند.

محال است سعدى که راه صفا
توان رفت جز در پى مصطفى‏
و اى کاش سعدى شیرازى ادامه داده بود که راه پیامبر پس از او چه راهى است ؟ آیا راه هائى است که افراد از روى هواى نفس یا به خاطر رسیدن به مصالح دنیوى و ریاست، آفریدند، یا آنکه راه عترت است که خود مصطفى ( صلى ‏الله علیه و آله ) مردم را - مکرر - به آن راه سفارش کرد.
آرى راه فقط راه خدا است که پیامبر و عترتش پیوسته مردم را به آن راه دعوت کردند: صراط الله الذى له ما فى السموات و ما فى الأرض.. صراط، صراط خدائى است که آسمان‏ها و زمین از آنِ او است.
هر جا قدمى زدیم در کوى تو بود
هر گوشه که رفتیم هیاهوى تو بود
گفتیم مگر سوى دگر راهى هست‏
هر راه که دیدیم همه سوى تو بود

و شاید شاعر مى خواهد بگوید که هر راهى را با چشم بصیرت بین که همان دیده فطرت است، دیدیم راه خدا بود و بس.. و جز این راهى پذیرفته نیست و غیر از این خطى قبول نمى شود چه خط راست باشد و چه خط چپ. پس اگر بخواهید جزء تقواپیشگان قرار بگیرید و از خشم الهى و غضب ذات مقدسش رهائى یابید، باید تبعیت از فطرت خویش کنید و مانند روز "ألست" که جز خدا نبود امروز نیز فقط خدا را ببینید و اینقدر مردم را به سوى این خط و آن خط نکشانید. بخدا همه این خطوط راست و چپ، کژ است و به بى راهه مى رود و صراط مستقیم خدا منحصر است در راه رسول و اهل بیت که درود بى پایان خدا بر آنان باد.
برید عجلى از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که پس از تلاوت این آیه شریفه به من فرمود: تدرى ما یعنى بصراطى مستقیما ؟ مى دانى مقصود خداوند از این صراط مستقیم چیست ؟ عرض کردم: نه، نمى دانم! فرمود: «ولایة على و الأوصیاء» مقصود،ولایت على و أوصیا و جانشینانش است.
و در روایتى دیگر از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «و ان هذا صراطى مستقیما فاتبعوه، آل محمد الصراط الذى دلّ علیه» صراطى که دستور پیروى از آن داده شده صراط آل محمد است.
در تفسیر على بن ابراهیم آمده است که امام صادق علیه السلام به أبو بصیر فرمود: «و ان هذا صراطى مستقیما فاتبعوه.. نحن السبل فمن أبى فهذه السبل» ما راه خدائیم و هر کس سرپیچى کرد از راه هاى دیگر انحرافى تبعیت کرده است.

 اللهم اهدناالی صراطک یعنی صراط امیرامومنین علیهم السلام

 

پاسخ:
خدا قوت از دوستا خواهش میکنم زود ناراحت نشیم
مثلا دوستی شیعه با یک اختلاف نظر در سلیقه و در ارتباط با شخص بل کل در دین ما شک میکند
اینگونه نباشم تحمل شنیدن حرف مخالف رو داشته باشیم از اینگونه باشد من نمیتونستم از پس حرفهای مردم اهل سنت تو نیکشهر بر بیام
۲۹ دی ۹۳ ، ۰۱:۱۱ عبدالغفور شه بخش(ایرانشهر)
 سوال شما :سلام برادر سوالی در ذهن داشتم میخواستم بدونم شما اهل سنت هستید یا شیعه متن شما نشان دهنده شیعه بودن دارد اما نمیخوام زود قضاوت کرده باشم
-جواب حقیرِ مدعیِ محبتِ محبینِ 12امام وچهارده معصوم علیهم السلام.
منظورشمارا نفهمیدم حمیدجان مگرمطالبی که نوشتم غیرازبیان معارف علوی بودآیازمانی که شما سنی بودید چنین مطالبی می نوشتیدکه با مطالب آلان من شباهت داشته باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟>>>>>>>>>؟؟؟؟؟

پاسخ:
سلام بزرگوار نه بخاطر این که قبلا داشته ام کاربرانی که ابتدا شروع به صحبت کرده و بعد هویت اصلی خودشان را معلوم میکنند
لذا قصد بی احترامی نداشتم
شما مستبصر هستید؟
خوشحال میشم تماس بگیرید 09152974972
جناب شه بخش اگه مطالب قبلی رو ببینید متوجه میشید که صحبت سر مقدسات اهل سنت بود و من نوشته بودم نباید به ارزشهای اهل سنت جسارت بشه و سبک و روش اللهیاری و فرقه ی شیرازی غلطه 
بعدهم گفتم همونطور که ما ناراحت میشیم به رهبرمون توهین بشه طبیعتن اونها هم ناراحت میشن 
شما خطاب به من گفتید شخص پرست نباش ! یعنی تبعیت از ولی فقیه رو یک موضوع شخصی تلقی کردید در صورتی که این مسئله ربطی به علاقه های شخصی ما نداره یک مسئله ی فقهیه 
کتاب معرفی کردم تا مطالعه بفرمایید و براتون جا بیفته ، متوجه نمیشم نوشتن روایات مختلف در مورد اهل بیت چه ارتباطی با این مسئله و فقه شیعه داره !؟ 
ما نمی تونیم بشینیم و خودمون روایات مختلف رو تفسیر کنیم و نتیجه بگیریم هرکاری متخصص خودشو لازم داره 
محبت به اهل بیت علیه السلام به معنی تبعیت از اونها هم هست و این موضوعی که شما نمی پذیرید ( ولایت فقیه ) بااستناد به روایات ائمه اطهار قابل اثباته .
 


شما می فرمایید من شیعه نیستم ! خب وقتی شیعه نیستید سنی هستید دیگه ، بیشتر از این دو حالتم مگه حالت دیگری داریم ؟ 
پس چرا در برابر سوال من ناراحت میشید برادر عزیز ؟ 
چرا تفکرات من بیشتر به تفکرات اهل سنت می خوره ؟ مگه من چی گفتم ؟ از یک مسئله ی فقهی و رهبرم دفاع کردم و برای شما هم توضیح دادم ، شما باید کتب علمای شیعه رو در این رابطه مطالعه بفرمایید تا متوجه منظور من بشید . 
۳۰ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۳ غبداغفورشه بخش
سلام حمید جان 
خواهش می کنم اگه امکان داره درمورد پیام بنده به آقارضای عزیزدرتاریخ 8 2دی ۹۳ ، ۲۳:۴۷ نظرخودرابیان کنیدهمچنین درپاسخ به این سوال(((شما می فرمایید من شیعه نیستم ! خب وقتی شیعه نیستید سنی هستید دیگه ، بیشتر از این دو حالتم مگه حالت دیگری داریم ؟)))ایشان راکمی توجیه کنیدچون بخاطرتعصب بیجا حاضرنیست مطالب رابخواننددرنتیجه سطحی جواب می دهدشایدسخنان شما درراهنمایی بنده حقیرهم موثرواقع شد.
درضمن اگه ممکنه درموردترکیب جمعتی مذاهب قوم بلوچ استان کمی روشنگری کنیدچون خیلی ها مثل ایشان فکرمی کنندقوم بلوچ محدودومحصوربه اهل سنت می باشددرحالی که چنین نیست وحتی خیلی ازبرادران وخواهران بلوچ ماازقدیم شیعه بودندوبه لطف باریتعالی موج حقیقت جویی روزبه روزدرمیان قوم اصیل ما گسترده ترمی شود.
فدای شما ذکر بی عددیاعلی مدد

آقای شه بخش لطف بفرمایید مدام به من برچسب نزنید چون حرف من و منظورم کاملا روشن و واضح بود و این شما هستید که تعصب بیجا دارید ! دین شما هرچی هست برای خودتون نگه دارید .
من از اول هم باشما حرف نزدم که منو بی جهت مخاطب قرار دادی و یک بار منو متهم کردی به شخص پرستی یه بار دیگه گفتی سنی هستی ! من هرچی هستم تا زمانی که علمای شیعه و منابع تشیع هستن نیازی ندارم شما منو راهنمایی کنی . 
پاسخ:
دوستان درگیر شیعه با شیعه موجب ازردگی روح و روانم است حیف نیست 
دوستان ظرفیت داشته باشیم 
نظرات مقابل رو بشنویم جناح نگیریم زود از کوره در نریم بخدا میتونید در مثلا اینستاگرام ببینید که چطور اهل سنت مین سریع فهش میدن و میرن 
اما من اصلا اهمیت نمیدم 
۳۰ دی ۹۳ ، ۲۲:۴۸ عبدالغفور شه بخش
سلام رضاجان هدف افزایش معلومات خودم بودبا کمال معذرت خواهی واینکه ببخشیدمزاحم شما شدم ختم کلام باشما اللهم صل علی محمد وآل محمد
پاسخ:
سلام احسنت جناب سه بخش تواضع شما ستودنیست 
من از دوستان خواهش میکنم رعایت احترام فراموش نشه
ازبرخودآقای شه بخش خوشم آمدجدل باآدم یک دنده ومتعصب هرکه می خواد باشدکارزیادخوبی نیست وخوب کاری کردی که پایان دادی.اما
بحثهای شمادوعزیزبرایم جالبست چون واقعا هرچندیکطرفه اماازطرف آقای شه بخش مطالب جالب علمی ومعرفتی بیان شد ولی آقارضابه دنبال جدل وبحث بی نتیجه هست وهمش پرازادعاست فرق شیعه ومحب رانمی داندحتی ازبزرگانی که ازآنهاصحبت میکندپیشی میگردیعنی حتی سخنان کسانی راهم که قبولشان داردرا نادیده می گیرد وخودش راعقل کل می داندالبته ایرادی هم که به شما وارداست اینست که ازآقا رضا انتظاربیجاداری ومطالبی رابرایش بیان میکنی که درحدعلم اونیست وبرایش قابل فهم نیست وبرای خودمن هم فهمش مشکل است ولی درکل مطالب ارائه شده توسط شما برای من خیلی خوب بودوبرمعلومات اندکم افزود.بیشترمطلب بذارتاماهم بهره ببریم به امیدموفقیت وبهروزی همه دوستداران اهلبیت علیهم السلام. 
حمیدجان سلام
واقعاهدف ازشرکت درچنین بحثهایی افزایش معارف می باشدچون همه گان همه دانندبایدازمعلومات همدیگراستفاده کنیم معایب ونقایص خودرابفهمییم ودرصورت امکان برطرف نماییم شماخیلی چیزها میدانید که من نمی دانم وبلعکس پس مناظره علمی ومنطقی بایدبین ما ودوستان برقرارباشد.یاعلی مدد
پاسخ:
احسنت ما باید از همدیگه یادبگیریم
حامی هم باشیم 
شاید هم نظر تو مسایلی باشیم و بحث کنیم اما مقابل هم قرار نگیریم 
درود به شرفت 
۰۱ بهمن ۹۳ ، ۱۸:۴۶ خانم بنده ای
سلام وقت بخیر چندتاسوال داشتم لطفا برادر گرامی جناب آقای عبدالغفور شه بخش پاسخ بدن . ممنون
۱) فرمودید من هم زمانی شخص پرست بودم افراد را ملاک حق و باطل قرار میدادم ، آیا منظور شما از این جملات این است که ولایت فقیه و پذیرش رهبر در یک جامعه اسلامی شخص پرستی است و به همین خاطر ولایت فقیه را قبول ندارید ؟ 
۲) فرمودید فقط امام معصوم را بت و قابل پرستش میدانم ، آیا شیعیان ائمه اطهار را خدا میدانند و میپرستند ؟ 
۳) فرمودید اگر امام فرمود حق است ماهم می گوییم حق است و اگر ایشان آن را قبول نداشته باشد می گوییم ناحق است ، آیا معتقدید ائمه اطهار مسئله ولی فقیه را قبول نداشتند پس شما هم آن را قبول ندارید ؟ و امام دوازدهم بدون در نظر گرفتن هیچ تدبیری امت اسلامی را به حال خود رها کرده است ؟ 
۴) فرمودید شناخت و آگاهی کامل نسبت به مبانی و اصول دینی از منابع اصیل و کارشناسان متعهد علوم دینی است ، آیا مراجع تقلید که تبعیت از ولی فقیه را واجب میدانند کارشناس متعهد علوم دینی نیستند ؟ 
۵(از فرمایشات شما اینطور متوجه شدم که شیعیان به دلیل اعمال خود باید ، خود را محب بدانند تا شیعه و شما به همین دلیل معتقدید شیعه نیستید و محبید ، آیا برداشت من درست بوده ؟
۶)روایاتی که نوشتید حقانیت اهل بیت علیه السلام را ثابت می کند ، آیا معتقدید پیروی از علمای دین و رهبری راهی است برخلاف راه اهل بیت ؟ 

 
خواهرم وارد بحث میشید مراقب باشید مثل من بهتون جسارت نکنن بعد از سر شرافت و تواضع بیش از اندازه طرف مقابل ،، متهم بشید ! 
از اون ابتدا نگاه کنید ببینید چه حرفهای ناشایستی به من زدن بعد آقای شیرانی میگن درود بر شرفت ! 
فکر میکنم ایشونو چشم زدیم 
کاش در بین سوالاتی که پرسیدید از این آقای بسیار متواضع ! که گویا خودشون یه پا مرجع تقلید هستن سوال می کردید مرجع شون بالاخره چه کسیه ! 


پاسخ:
برای سلام 
ابتدا درود بر همه مردمی که شرف دارند 
اما به من بگو درود بر شرفت من اگر شرف نداشته باشم  درود بر من اطلاق نخواهد شد 
اختلاف در نظرها با من زیاد بوده اما به همه مخالف هام اگر فرصتی برای خدمت پیدا کردم دریغ نکردم 
و خدا رو شاهد میگیرم که کینه ای بدلم راه نمیدهم 
از شما هم معذرت خواهی میکنم 
من از همه کاربران و دوستان متشکرم و متذکرم که ما شیعه ای و شاید اختلاف نظر داشته باشیم در مباحث اما به هم توهین نخواهیم کرد به امید خدا و برادر و متعهد به وحدت خودمون هستیم 
لطفا  جناح گیری نکنیم و تواضع پیش بگیریم 
من از همه کاربران معذرت میخوام 
برادر رضا جان تنها کاری که من نمیکنم طرف داری از افراد است بجز جانب داری حرف حق که وظیفه من است اما در اختلاف نظر شما با دوستان دخالت و جانب داری نمیکنم بازهم با اینکه سو تفاهم شده براتون من رو ببخشید خواهشا 
من اگه دنبال بحث و جدل بودم به شما کتاب معرفی نمی کردم جناب ! شما اگه خیلی روشنفکر و عالمی و به قول شما من از روی باد معده ( بااین توهین شخصیت تونو ثابت کردید ) حرف میزنم به منبعی که معرفی کردم توجه می کردید . اما چه میشه کرد که این جامعه پر از استاده ! و علمای دین بیکار بودن کتاب نوشتن 
والسلام
۰۱ بهمن ۹۳ ، ۲۰:۴۰ خانم بنده ای
موقع دفاع از یک حق دفاع از یک مظلوم باید خودتون رو نادیده بگیرید یعنی اینکه از هر حرفی که شخص شمارو نشانه گرفته صرف نظر کنید . اختلاف نظر همیشه هست و ما مجبوریم در طول زندگی با تفکرات غلط زیادی مبارزه کنیم . نباید وارد حاشیه شد به هدف اصلی فکر کنید نه مسائل فرعی و بی اهمیت .
کتابی که معرفی شد منبع خوبیه تشکر از شما . به هرحال من منتظر پاسخ سوالاتم هستم و اگر موضوع  ولایت فقیه باشه و از این شاخه به اون شاخه نریم  در این رابطه حرفهای زیادی دارم .
۰۱ بهمن ۹۳ ، ۲۲:۴۵ شه بخش(دوست هرچندبدشما دوستان)

افتتاح کلام سلام ودعوت به کلام صاحبان سلام

 (جواب هرسوالی دراین زیارت شریف نهفته است زیارتی که دریادریا معرفت خداست وحتی غواصان بحرمعرفت توانایی شناکردن وغوص تنهادرگوشه ای ازگوشه های آن رادارند.دریایی که ابوذرها(حبیب احمدامجدصلوات الله علیه وآله )وسلمان هاراغرق وهلاک می گرداندوبایسته است که شناگران حتی ماهرحریم این دریارارعایت کنندوگرنه هلاک می گردندبه حکم حدیث معروف که به این صورت وارد شده است: «به خدا قسم اگر ابوذر آن چه در قلب سلمان بود می دانست هر آینه او را می کشت».V}(اصول کافی، ج 1، ص 401؛ بصائر الدرجات، ص 45

واماکلام صاحبان سلام

سلام بر شما اى اهل بیت نبوّت،و جایگاه رسالت،و عرصه رفت‏وآمد فرشتگان،و مرکز فرود آمدن وحى‏ و معدن رحمت،و خزانه‏داران بهشت،و نهایت بردبارى،و ریشه‏هاى کرم،و رهبران امّتها،و سرپرستان‏ نعمتها،و بنیادهاى نیکان،و استوانه‏هاى خوبان،و رهبران سیاسى بندگان،و پایه‏هاى کشورها،و درهاى‏ ایمان،و امینان خداى رحمان،و چکیده پیامبران،و برگزیده رسولان،و عترت بهترین گزیده پروردگار جهانیان‏ و رحمت و برکات خدا بر آنان باد،سلام بر پیشوایان هدایت،و چراغهاى تاریکى،و پرچمهاى پرهیزگارى،و صاحبان‏ خرد،

مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِکُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْکُمْ وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِکُمْ مَوَالِیَّ لا أُحْصِی ثَنَاءَکُمْ وَ لا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ کُنْهَکُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَکُمْ وَ أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْیَارِ وَ هُدَاةُ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الْجَبَّارِ بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ [اللَّهُ‏] وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ ،

هرکه آهنگ خدا کند،به وسیله شما آغاز مى‏کند،و هرکه او را به یکتایى پرستد،طریق توحیدش را از شما مى‏پذیرد،و هرکه قصد حق کند.به شما توجه مى‏نماید،اى سرورانم،نمى‏توانم ثناى شما را شماره کنم،و در امر مداح گفتن قدرت رسیدن به حقیقت شما را ندارم،و در مقام وصف نمودن،توانایى بیان منزلت شما در من نیست،و حال آنکه شما نور خوبان و هادیان نیکان و حجّتهاى خداى جبّارید،خدا با شما آغاز کرد،و با شما ختم مى‏کند،و به خاطر شما باران فرو مى‏ریزد،
وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّرَّ وَ عِنْدَکُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَ هَبَطَتْ بِهِ مَلائِکَتُهُ وَ إِلَى جَدِّکُمْ 
و تنها براى شما آسمان را از اینکه بر زمین فرو افتد نگاه مى‏دارد،مگر با اجازه خودش،و به وسیله شما اندوه را مى‏زداید،و سختى را برطرف مى‏نماید،و نزد شماست آنچه را بر رسولانش نازل فرموده،و فرشتگانش به زمین فرود آورده‏اند،و به جانب جد شما.

آتَاکُمُ اللَّهُ مَا لَمْ یُؤْتِ أَحَدا مِنَ الْعَالَمِینَ طَأْطَأَ کُلُّ شَرِیفٍ لِشَرَفِکُمْ وَ بَخَعَ کُلُّ مُتَکَبِّرٍ لِطَاعَتِکُمْ وَ خَضَعَ کُلُّ جَبَّارٍ لِفَضْلِکُمْ وَ ذَلَّ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لَکُمْ وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِکُمْ وَ فَازَ الْفَائِزُونَ بِوِلایَتِکُمْ بِکُمْ یُسْلَکُ إِلَى الرِّضْوَانِ وَ عَلَى مَنْ جَحَدَ وِلایَتَکُمْ غَضَبُ الرَّحْمَنِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی ذِکْرُکُمْ فِی الذَّاکِرِینَ وَ أَسْمَاؤُکُمْ فِی الْأَسْمَاءِ وَ أَجْسَادُکُمْ فِی الْأَجْسَادِ وَ أَرْوَاحُکُمْ فِی الْأَرْوَاحِ وَ أَنْفُسُکُمْ فِی النُّفُوسِ وَ آثَارُکُمْ فِی الْآثَارِ وَ قُبُورُکُمْ فِی الْقُبُورِ فَمَا أَحْلَى أَسْمَاءَکُمْ وَ أَکْرَمَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَعْظَمَ شَأْنَکُمْ وَ أَجَلَّ خَطَرَکُمْ وَ أَوْفَى عَهْدَکُمْ [وَ أَصْدَقَ وَعْدَکُمْ‏] کَلامُکُمْ نُورٌ وَ أَمْرُکُمْ رُشْدٌ وَ وَصِیَّتُکُمُ التَّقْوَى وَ فِعْلُکُمُ الْخَیْرُ وَ عَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ ، 
و به سوى برادرت)روح المین برانگیخته شد،خدا آنچه به شما عنایت کرده‏ به احدى از جهانیان مرحمت نفرموده،هر شرافتمندى در برابر شما سر به زیر انداخته،و هر متکبّرى در مقابل طاعت شما گردن نهاده،و هر جبّارى نسبت‏ به برترى شما فروتن گشته است،و هر چیزى براى شما خوار شده است،و زمین به نورتان روشن گشت،و رسیدگان به ولایت شما رستگار شدند با شما راه به سوى بهشت را مى‏توان پیمود،خشم حضرت رحمان است بر کسى‏که منکر ولایت شما شد،پدر و مادر و جان و اهل‏ و مالم فداى شما باد،یاد شما در قلوب یادکنندگان،و نامتان در نامها،و تن هایتان در تن‏ها،و ارواحتان در ارواح،و جانهایتان در جانها،و آثارتان در آثار،و قبرهایتان در قبرهاست،چه‏ شیرین است نامهایتان،و گرامى است جانهایتان،و بزرگ است مقامتان،و عظیم است مرتبه بلندتان،و با وفاست پیمانتان،و راست است‏ وعده‏تان،سخن شما نور،و دستورتان راهنما،و سفارشتان تقوا،و کارتان،خیر،و روشتان‏ احسان،

وَ سَجِیَّتُکُمُ الْکَرَمُ وَ شَأْنُکُمُ الْحَقُّ وَ الصِّدْقُ وَ الرِّفْقُ وَ قَوْلُکُمْ حُکْمٌ وَ حَتْمٌ وَ رَأْیُکُمْ عِلْمٌ وَ حِلْمٌ وَ حَزْمٌ إِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی کَیْفَ أَصِفُ حُسْنَ ثَنَائِکُمْ وَ أُحْصِی جَمِیلَ بَلائِکُمْ وَ بِکُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَ فَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الْکُرُوبِ وَ أَنْقَذَنَا مِنْ شَفَا جُرُفِ الْهَلَکَاتِ وَ مِنَ النَّارِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی بِمُوَالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِینِنَا وَ أَصْلَحَ مَا کَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا وَ بِمُوَالاتِکُمْ تَمَّتِ الْکَلِمَةُ وَ عَظُمَتِ النِّعْمَةُ، 
و اخلاق و خویتان بزرگوارى،و کار و رفتارتان حق و راستى و مدارا،و گفتارتان حکم و حتم،و رأیتان‏ دانش و بردبارى و دوراندیشى است،اگر از خوبى یاد شود،آغاز و ریشه و شاخه و سرچشمه و جایگاه و نهایتش شمایید،پدر و مادر و جانم فداى شما،چگونه ثناى نیکوى شما را وصف کنم،و آزمایشهاى زیباى شما را بشمارم،خدا ما را به وسیله شما از خوارى‏ درآورد،و غمهاى غرق کننده را از ما زدود،و ما را از پرتگاه هلاکتها و آتش دوزخ رهانید،پدر و مادر و جانم فداى شما،خدا در پرتو دوستى شما،دستورات دینمان را به ما آموخت،و از دنیایمان آنچه که فاسد شده بود،اصلاح نموده، و به موالات شما دین کامل شد،و نعمت عظمت یافت،

وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ وَ بِمُوَالاتِکُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ وَ لَکُمُ الْمَوَدَّةُ الْوَاجِبَةُ وَ الدَّرَجَاتُ الرَّفِیعَةُ وَ الْمَقَامُ الْمَحْمُودُ وَ الْمَکَانُ [وَ الْمَقَامُ‏] الْمَعْلُومُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْجَاهُ الْعَظِیمُ وَ الشَّأْنُ الْکَبِیرُ وَ الشَّفَاعَةُ الْمَقْبُولَةُ 

 جدایى به گردهمایى رسید(یعنی دشمنی شماباعث تفرقه ودوستی شماعامل وحدت است)،و به دوستی شما طاعت واجب شده‏ پذیرفته مى‏گردد،و براى شماست موّدت واجب،و درجات بلند،و مقام پسندیده،و جایگاه معلوم‏ نزد خداى عزّ و جلّ،و شرف عظیم،و رتبه کبیر،و شفاعت پذیرفته.

یَا وَلِیَّ اللَّهِ إِنَّ بَیْنِی وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوبا لا یَأْتِی عَلَیْهَا إِلا رِضَاکُمْ فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَکُمْ عَلَى سِرِّهِ وَ اسْتَرْعَاکُمْ أَمْرَ خَلْقِهِ وَ قَرَنَ طَاعَتَکُمْ بِطَاعَتِهِ لَمَّا اسْتَوْهَبْتُمْ ذُنُوبِی وَ کُنْتُمْ شُفَعَائِی فَإِنِّی لَکُمْ مُطِیعٌ مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاکُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ .

اى ولىّ خدا به درستى که بین من و خداى عزّ و جلّ گناهانى است که آنها را جز رضایت شما پاک نمى‏کند،پس به حقّ خدایى‏ که شما را امین بر راز خود قرار داد،و زیر نظر گرفتن،زندگى بندگانش را از شما خواست،و طاعت خود را به طاعت شما مقرون نمود،هرآینه بخشش گناهانم را از خدا بخواهید و شفیعان من شوید،که من فرمانبردار شمایم،کسى‏که شما را اطاعت کرد،خدا را اطاعت نموده،و هر که از شما نافرمانى نمود،خدا را نافرمانى‏ کرده است،و هرکه شما را دوست داشت،خدا را دوست داشته،و هر که شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته است.

ودرپایان دعایی درحق دوستان وخودم

رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولا ،

اى پروردگار ما به آن‏چه نازل فرمودى ایمان آوردیم،و از پیامبر پیروى کردیم،پس ما را در شمار گواهان بنویس،اى پروردگار ما،دلهاى ما را پس از اینکه هدایت نمودى‏ منحرف مکن،و به ما از نزد خود رحمت ببخش،همانا تو بسیار بخشنده‏اى،منزّه است پروردگار ما،که وعده پروردگار ما امرى انجام یافته است‏ 

اللَّهُمَّ إِنِّی لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَیْکَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَخْیَارِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِی فَبِحَقِّهِمُ الَّذِی أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَیْکَ أَسْأَلُکَ أَنْ تُدْخِلَنِی فِی جُمْلَةِ الْعَارِفِینَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ وَ فِی زُمْرَةِ الْمَرْحُومِینَ بِشَفَاعَتِهِمْ إِنَّکَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ [تَسْلِیما] کَثِیرا وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ 

خدایا اگر من شفیعانى را به درگاه تو نزدیک‏تر از محمّد و اهل بیتش،آن خوبان و پیشوایان و نیکان مى‏یافتم،آنها را شفیعان خود قرار مى‏دادم پس به حقشّان که براى آنان بر خود واجب کرده‏اى،مرا در گروه عارفان به آنها و آشناى به‏ حقّشان،و در شمار رحم‏شدگان به شفاعت آن بزرگواران وارد کن،به درستى که تو مهربان‏ترین مهربانانى،و درود خدا بر محمّد و خاندان پاکش‏ و سلام خدا،سلامى بسیار،بر آنان باد،و خدا ما را بس است،و نیکو کارگشایى است.

 

۰۲ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۵۷ خانم بنده ای
آقای شیرانی شما وارد حوزه علمیه شدید ؟ 

پاسخ:
سلام رسما خیر من در ازمون با رتبه بالا قبول شدم 
برای سفیران هدایت هم همینطور 
اما بعلت هماهنگ نشدن شیفت های بیمارستانی  ادامه تحصیل فعلا به تعویق افتاده 
اما پیگیر حل تطابق اداره با ادامه تحصیل هستم 
۰۲ بهمن ۹۳ ، ۱۷:۱۷ خانم بنده ای
برای دوستانی که علاقه مند هستن من چند نکته رو از قرآن می نویسم امیدوارم مفید باشه . البته مطالب خلاصه شده ، برای رسیدن به حقیقت باید به قول دوستان سراغ علمای دین !!! و منابع معتبر برید ، افرادی که خودشون در حوزه علمیه تحصیل می کنن خب قطعا به منابع بیشتری دسترسی دارن ولی بقیه ی دوستان هم می توانن از طریق کتب مختلف و گوش دادن به سخنرانی آگاهی شونو بالا ببرن ، سخنرانی اساتید محترم حجت الاسلام پناهیان و جناب علامه مصباح یزدی و غیره 



برای اثبات ولایت مطلقه فقیه از قرآن باید مسائل زیر را از قرآن به دست آورد: 1- اصل حکومت و ولایت در اسلام . 2- اطلاق ولایت  3- شرایط حاکم یعنی اسلام و ایمان , عدالت آگاهی به اسلام (فقاهت ), کفایت .

مسأله اول , اصل حکومت در اسلام : لزوم حکومت در هر جامعه ای از بدیهیات و نیازی به دلیل ندارد در اینجا فقط به آیاتی که ولایت پیامبر اکرم (ص ) و امامان معصوم (ع ) را ثابت می کند اشاره می کنیم . «النبی اولی بالموئمنین من انفسهم »[3]  پیامبر نسبت به مردم از خود آنان سزاوارتر است پس اگر تصمیمی درباره آنان گرفت اطاعت از آن بر مردم لازم است «و ماکان لمؤمن و لا مؤمنه اذ اقضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم »[4]  هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارند هنگامی که خدا و پیامبرش مطلبی را لازم بدانند اختیاری از خود در برابر خدا داشته باشند و مجموع آیاتی که امر به اطاعت از پیامبرکرده است (آل عمران آیه 32 و132) (مائده آیه 92) (انفال آیه 20) (نور آیه 54 و 56) (محمد آیه 33) (مجادله آیه 13) (تغابن آیه 12) و درباره ولایت امامان معصوم (ع ) نیز فرمود: «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوئتون الزکاه و هم راکعون »[5] همانا ولی شما خداوند است و پیامبر او و موئمنانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند این آیه به اتفاق همه مفسرانی که (شیعه و سنی ) برای آن شائن نزول ذکر کرده اند در حق علی بن ابیطالب (ع ) نازل شده است «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم »[6] از خداوند و پیامبر و اولو الامرتان اطاعت کنید. مسائله دوم : اطلاق ولایت : آیاتی که در مسائله قبل ذکر شد هیچ یک اطاعت از پیامبر و اولواالامر را مقید به مورد خاص یا موضوع خاص نکرده است و آن را به صورت مطلق بیان فرموده است . در آیه دوم اطاعت هر حکمی که خدا و رسول کردند بر مردم لازم شمرده شده است . در آیاتی که امر به اطاعت از پیامبر و اولواالامر شده است نیز هیچ قیدی برای آن ذکر نشده است پس از این آیات اطلاق در ولایت ثابت می شود. از آن جا که حکومت در جامعه اسلامی از ضروریات است و اختصاص به زمان رسول الله یا زمان حضور معصوم ندارد از این آیات می توان اطلاق ولایت را برای حاکم اسلامی در هر دوره ای ثابت کرد. مسائله سوم شرایط حاکم و ولی : شرط اول : اسلام و ایمان . خداوند می فرماید: «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا"; خداوند هرگز کافران را بر موئمنان سلطه نمی دهد»,[7] و «لایتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شیء; مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست و ولی خود بگیرند و هر کس چنین کند از لطف و ولایت خدا بی بهره است »[8]. شرط دوم : عدالت در مقابل ظلم است . خداوند حکومت و ولایت ظالمین را نمی پذیرد پس حاکم و ولی باید عادل باشد. فرمود: «ولاترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار; به ستم پیشگان گرایش نیابید که آتش دوزخ به شما خواهد رسید»,[9]  و این رکون در روایات به رکون دوستی و اطاعت تفسیر شده است , (تفسیر علی بن ابراهیم ج , 1 ص , 338) و در شرط امامت به حضرت ابراهیم فرمود: «قال انی جاعلک للناس اماما" قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین »[10]  خدا فرمود: من تو را پیشوای مردم گماردم گفت : و از فرزندان من ؟ فرمود: عهد من به ستمکاران نمی رسد شرط سوم : فقاهت . حاکم اسلامی باید عالم به احکام اسلام باشد تا بتواند آنها را اجرا کند در زمان پیامبر(ص ) و امام معصوم (ع ) این علم از سوی خداوند به آنان داده شده است و در زمان غیبت امام معصوم (ع ) داناترین مردم به احکام یعنی فقها این علم را دارند قرآن درباره شرط علم می فرماید: «افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لایهدی الا ان یهدی فمالکم کیف تحکمون ; آیا کسی که به راه حق هدایت می کند سزاوارتر است ک از او پیروی شود یا کسی که راه نمی یابد مگر آن که راه برده شود شما را چه می شود؟ چگونه داوری می کنید؟»[11]. فقیه کسی است که با تخصصی که سالها در تحصیل آن کوشش کرده خودش می توان احکام اسلام را از قرآن و سنت و عقل و اجماع به دست آورد و غیر فقیه کسی است که این تخصص را ندارد و باید احکام اسلام را از فقیه بیاموزد. اشکال : غیر فقیه می تواند احکام اسلام را از فقیه بگیرد و حکومت کند پس لازم نیست خودش فقیه باشد. پاسخ : اولا ", آگاهی های لازم از اسلام برای حکومت اختصاص به فتوا ندارد تا گفته شود غیر فقیه از فقیه تقلید می کند بلکه در بسیاری از موارد فقیه باید با توجه به ملاک های ترجیح در تزاحم احکام و یا تشخیص موارد مصلحت به حکم حکومتی صادر کند و حکم حکومتی خارج از دایره فتوا و تقلید است . صدور حکم حکومتی در تخصص فقیه است . ثانیا" آیا غیر فقیه اطاعت از فقیه را در همه موارد بر خود لازم می داند؟ یا فقط در مواردی که خود تشخیص می دهد از فقیه اطاعت می کند در صورت دوم هیچ ضمانت بر اطاعت از فقیه وجود ندارد و در صورت اول در واقع آن فقیه ولایت دارد و این شخص مجری از سوی او به شمار می آید این با ولایت فقیه منافاتی ندارد. اشکال : در این آیه اطاعت از «من یهدی الی الحق » سزاوارتر از «من لایهدی الایهدی » معرفی شده است و در تطبیق آن بر مورد ما اطاعت از فقیه را سزاواتر از اطاعت غیر فقیه می داند. این است که پس اطاعت غیر فقیه نیز با وجود فقیه مقبول است گرچه اطاعت از فقیه بهتر است (مانند این سخن را ابن ابن الحدید در شرح خود بر نهج البلاغه ج , 9 ص , 328 نسبت به مقایسه امام علی (ع و خلفای پیش از او می گوید) پاسخ : این سزاواتر بودن سزاواری در حد الزام است یعنی فقط باید از او پیروی کرد به قرینه اینکه در ذیل آیه مردم را توبیخ می کند که چرا از «من یهدی الی الحق » پیروی نمی کنید «فما لکم کیف تحکمون » این سزاواری در حد الزام در واقع معنای صفت تفصیلی را ساقط می کند مانند آیه«واولوا الارحام بعضهم اولی ببعض »[12]  که در بحث ارث است و وجود هر طبقه مانع از ارث طبقه دوم می شود. آیات بیشمار دیگری نیز وجود دارد که فضیلت عالمان را بر غیر عالمان بیان کرده است , (زمر, آیه 9). شرط چهارم : کفایت : یعنی توانایی شایستگی در اداره امور جامعه که از آن به مدیر و مدبر بودن نیز تعبیر می شود. حضرت یوسف فرمود: «قال اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم ; گفت مرا بر خزائن این سرزمین بگمار که من نگهبان امین و کاردانم »[13]. درباره داستان حضرت موسی و دختر شعیب نیز فرمود: «ان خیر من استئجرت القوی الامین ; بهترین کسی که می تواند به کارگیری (اوست که ) توانای دستکار است »[14]. از مجموع این آیات به دست می آید اگر کسی کاری و پستی را به عهده می گیرد باید توانایی و صلاحیت لازم برای آن را داشته باشد. از مجموع آیاتی که در این موضوعات ذکر شد می توان تصویری کلی از سیمای حاکم از دیدگاه قرآن به دست آورد در منطق قرآن حکومت و زمامداری تنها شایسته کسانی است که از صلاحیتهای علمی و اخلاقی و توانمندی های لازم برخودار باشند. به دست آوردن این تصویر در زمان غیبت امام معصوم (ع ) بر ولایت مطلقه فقیه تطبیق می کند. از طرف دیگر حکومت اسلامی حکومت قانون خداست «و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون و

 آن بدون حاکمیت دین شناسی و متخصص مستعد در اجرای احکام الهی ( فقیه عادل و جامع الشرایط) امکان پذیر نیست15



[3] . احزاب آیه 6.

[4] . احزاب آیه 36.

[5] . مائده آیه 55.

[6] . نساء آیه 59.

[7] . نساء آیه 141.                                                                 

[8] . آل عمران آیه 28.

[9] . هود آیه 113.

[10] . بقره آیه 124.

[11] . یونس , آیه 35.

[12] . احزاب آیه 6.

[13] . یوسف , آیه 55.

[14] . قصص , آیه 26.

[15] . مائده , آیه 44.

۰۲ بهمن ۹۳ ، ۱۷:۲۹ خانم بنده ای
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مصباح یزدی در چهار فصل مطالب خوبی رو در زمینه ی حکومت اسلامی و ولی فقیه بیان فرمودن ، امیدوارم برای مخاطبان سایت شما مفید باشه 

لینک http://mesbahyazdi.org/farsi/?../lib/porsesh1/ch02.htm


جواب تمام سوالات بشریت درزیارت جامعه کبیره نهفته است امیدوارم  روزی برسدکه مرجع حل مشکلات عالم احادیث زیارات ودعاهای وارده ازطرف معصومین علیهم السلام باشدوتنها به صرف ثواب وبهشت رفتن سراغ انها نرویم بلکه هدف یادگرفتن وبه نیت افزایش معرفت وتدبروتعقل باشد.
به امیدآن روز
۰۲ بهمن ۹۳ ، ۲۰:۲۲ خانم بنده ای
 مطلب جالبی خوندم امیدوارم برای مخاطبان وبلاگ مفید باشه 

دوستی پرسید :اگر نبی اکرم خاتم النبیین بوده است پس با رفتن او ولایت خاتمه یافته است و نباید بعد از آن حضرت برای کسی ولایت قائل شد پس چرا برای فقیه ولایت قائل می شوید؟

   جواب :

 ولایت شرعی به معنی سرپرستی و اداره دینی و دنیائی جامعه اسلامی در زمان حیات حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ منحصر به شخص ایشان بود. امّا خداوند متعال برای دوره پس از رحلت ایشان، ولایت را به ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ واگذار نموده است.

آیات متعددی از آیات قرآن مجید به این موضوع تصریح دارد. از جمله:

1ـ آیه ولایت: (إنما ولیکم اللّه و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و هم راکعون)یعنی همانا فقط ولی شما، خدا و پیامبرش و کسانی هستند که ایمان آورده، همان اشخاصی که اقامه نماز می کنند و زکات می پردازند. در حالی که در رکوع هستند. در این آیه شریفه صاحبان ولایت را اشخاص متعددی دانسته است 1ـ خدا 2ـ پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ 3ـ امام علی ـ علیه السلام ـ . در این آیه شریفه عبارت و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه...، بنا بر تفاسیر متعدد اهل تسنن و تشیع درباره امام علی ـ علیه السلام ـ نازل شده است.

2ـ آیه ابلاغ: (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و اللّه یعصمک من الناس ای رسول آن چه را که از ناحیه پروردگارت به تو نازل شده ابلاغ کن و اگر انجام ندهی رسالت الهی را انجام نداده ای و خداوند تو را از (شرّ) مردم حفظ خواهد کرد. این آیه شریفه ابلاغ مطابق روایات شیعه و سنی در روز غدیر خم نازل شده و در این روز به شهادت شیعه و سنّی، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ امام علی ـ علیه السلام ـ را به ولایت و جانشینی بعد از خویش از طرف خداوند منصوب فرمودند.

3ـ آیه اطاعت: یا ایها الذین آمنوا اطیعوا اللّه و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید خدا و رسول و اولی الأمر را اطاعت کنید. در این آیه شریفه اطاعت مطلق از اولی الأمر مثل اطاعت از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ واجب شمرده شده است. علّت وجوب این اطاعت مطلق بخاطر همان ولایتی است که اولی الأمر دارا می باشد. به عبارت دیگر اگر اولی الأمر دارای ولایت الهی نبود، اطاعتش نیز واجب نبود. در دیدگاه شیعه اولی الأمر همان ائمه معصوم می باشند. نیز از امام باقر و صادق -علیهما السلام- نقل شده است: ان اولی الأمر هم الأئمه من آل محمد اوجب اللّه طاعتهم بالاطلاق کما اوجب طاعته و طاعة رسوله و لا یجوز ان یوجب اللّه طاعة احد علی الاطلاق الا من ثبتت عصمته، اولی الأمر فقط امامان از آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ می باشند. خداوند اطاعت اینان را مطلقا واجب فرموده اند. همچنان که طاعت خودش و رسولش را واجب کرد و جایز (ممکن) نیست که خداوند طاعت احدی را مطلقا واجب بگرداند مگر این که عصمت آن شخص ثابت شود. بنا بر این، این آیات و نظائر آن، ولایت ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ و جانشینی آن ها را پس از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ اثبات می کند. علاوه بر آیات مذکور، روایات متعددی ولایت ائمه ـ علیهم السلام ـ را نیز ثابت می کند از جمله:

1ـ حدیث ثقلین، عن النبی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ : انی تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه و عترتی اهل بیتی،پیامبر فرمود: دو چیز گرانبها را در میان شما به جای می گذارم. یکی کتاب خدا و دیگری عترت من از اهل بیتم.

در این حدیث شریف عترت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ همسنگ قرآن مجید قرار داده شده، یعنی همانطور که باید از قرآن مجید تبعیت و اطاعت کامل نمود، باید از عترت پیامبر نیز اطاعت کامل نمود و این نیست مگر بخاطر ولایتی که اینان دارند.

2ـ حدیث منزلت: پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السلام ـ فرمود: انت منّی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی.نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسی است مگر این که بعد از من پیامبری نخواهد بود. می دانیم که هارون جانشین و خلیفه حضرت موسی ـ علیه السلام ـ بود و پس از موسی مقام ولایت را بر عهده داشت پیامبر نیز مقام ولایت را به اذن الهی پس از خویش به امام علی ـ علیه السلام ـ واگذار کردند. 3ـ حدیث انذار; پس از نزول آیه شریفه و انذر عشیرتک الاقربین؛پیامبر خویشان نزدیک خود را جمع نمود و پس از اعلام رسالت به آنان فرمود: فایّکم یوازرنی علی هذا الأمر علی أن یکون أخی و وصی و خلیفتی فیکم کدام یک از شما مرا کمک می کند بر این امر نبوت تا این که (در عوض) برادر من و وصی من و جانشین من باشد؟ که امام علی ـ علیه السلام ـ در این مجلس بلند شد و اعلام آمادگی کرد و پیامبر این مقام را به او اعطا کرد.

پس از اثبات مقام ولایت ائمه ـ علیهم السلام ـ این موضوع قابل پی گیری است که آیا ائمه ـ علیهم السلام ـ برای عصر غیبت جانشینانی برای خود و رهبرانی برای مردم منصوب فرموده اند یا خیر؟ با نگاهی به روایات اسلامی در می یابیم که ائمه ـ علیهم السلام ـ به اذن الهی در عصر غیبت مردم را در این امر مهم رها نکرده و دستوراتی و راهنمائی هایی برای مردم ارائه فرموده اند. از آن جمله: 1ـ روایت مقبوله عمر بن حنظله است که امام صادق می فرمایند: «... فإنّی جعلته (فقهای جامع الشرایط) علیکم حاکماً» من فقهای جامع الشرائط را بر شما حاکم قرار دادم کلمه حاکم در کلام امام ـ علیه السلام ـ دلالت بر وجود ولایت برای فقیه جامع الشرائط دارد. البته نسب جانشین از سوی ائمه مختص زمان غیبت نبوده به این دلیل که ائمه دیگر هم فقهای خاصی را از جانب خود منسوب می کردند تا مردم در صورت عدم دسترسی به امام بتوانند مشکلاتشان را حل کنند.

2ـ توقیع شریف و مبارک امام زمان ـ علیه السلام ـ «و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی روا حدیثنا فانّهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم» در مسائل مهم (اجتماعی ـ سیاسی) به راویان حدیث ما (فقهاء جامع الشرائط) مراجعه کنید که اینان (فقهاء) حجت من بر شما و من حجت خداوند هستم. این احادیث و نظائر آن دلالت بر نصب فقهاء بعنوان ولی مردم در عصر غیبت می کند. بنا بر این، این که پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ خاتم النبیین است مورد قبول همه مسلمین می باشد. امّا این که بعد از ایشان کسی دارای مقام ولایت شرعی نمی باشد، کلام صحیحی نیست زیرا در هر عصری باید یک رجل الهی، مسئولیت زعامت و ولایت مسلمین را بر دوش بکشد تا دین اسلام همواره پویائی خود را حفظ کرده و به نحو احسن قوانین اسلامی اجراء شود.

در حقیقت همان تهمتی را که اهل سنت به پیامبر زدند و معتقدند ایشان امت اسلام را بدون جانشین رها کرد و هیچ گونه اظهار نظری از طرف ایشان در رابطه باجانشین شان صورت نگرفته است همان تهمت را عده ای در حق امام زمان علیه السلام جایز میدانند ! و معتقدند ایشان در عصر غیبت مسلمانان را به حال خود رها کرده است و هیچ گونه سفارشی در این رابطه نداشتند !


سلام برشماحمیدجان وتمامی دوستان 

به درک واصل شدن خائن الحرمین امیرالفاسقین ملک عبدالله پادشاه عربستان بردوستان اهلبیت علیه السلام مبارک باد(آن هم درروز جمعه که متعلق به امام زمان علیه السلام می باشداین خبرخوش رابه فال نیک میگیریم)
پیامبر ص در حدیثی می فرمایند : در آخرالزمان در حجاز مردی به حکومت می رسد که نام حیوان دارد . پس از او مردی به حکومت می رسد که نام عبدالله دارد . هرکس سه بار خبر مرگ عبدالله را به من بدهد من سه بار مژده ی ظهور به او میدهم . پس از مرگ عبدالله در حجاز حکومت های چند ماهه و چند روزه می رسد .   ( یعنی حکومت دائمی تشکیل نمی شود )

این روایت کاملا با زمان کنونی مطابقت دارد : قبل از عبدالله کنونی در عربستان شخصی حاکم بود به نام فهد بن عبدالعزیز که برادر ملک عبدالله است . از جمله : فَهَد به معنی حیوان درنده خو و یوزپلنگ هم ترجمه شده است .

قانون کنونی عربستان چنین است که سلطنت از برادر به برادر می رسد نه از پدر به پسر . برادران فهد که حدود پنجاه نفر بوده اند همگی فوت شده اند و یک نفر دیگر مانده است که آن هم ملک عبدالله کنونی است . در قانون اساسی عربستان تعریف نشده است که اگر برادری نبود چه کسی به حکومت برسد و مثل اینکه پادشاه بعدی به وسیله ی شورا انتخاب می شود . پس آینده ی عربستان نامشخص است و حاکمی از پیش تعیین شده وجود ندارد . زیرا همه ی برادران فهد فوت شده اند به جز امیر عبدالله بن عبدالعزیز که هم اکنون پادشاه عربستان است .

امام صادق ع فرموده اند :

 آنگاه که مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبت به هیچکس به توافق نمى رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد ، عمر سلطنت هاى چندین ساله بسر آمده ، نوبت به پادشاهى چند ماهه و چند روزه فرا می رسد .

ابو بصیر می گوید که پرسیدم : آیا این وضع به طول می انجامد .

امام صادق ع می فرماید : هرگز

و این درگیرى بعد از کشته شدن این پادشاه (عبدالله ) منجر به کشمکش بین قبیله هاى حجاز مى شود

 ( منبع : بحار 52 ص 210 و 240 )

در روایتی دیگر خوانده ام که سران حجاز چهل روز مرگ پادشاه را پنهان می کنند .

 

به امید اینکه روایات نقل شده مربوط به همین زمان کنونی باشد و

منجی آخرالزمان در همین زمان ظهور کند و شاهد حکومت جهانی

و عادلانه و اسلامی حضرت مهدی عج باشیم .
پاسخ:
عالی 
ممنون
ان شاالله روایات آخرالزمان مربوط به زمانی کنونی باشد و ما ایرانی ها این افتخار رو داشته باشیم در سپاه سید خراسانی به جنگ با سفیانی بریم و پرچم انقلاب مان را بدست امام زمان برسانیم .
پاسخ:
سلام به امید خدا 
متشکر خانم بنده ای از مطالب پر فیض شما 
دوست خوبمان رضا من حتی به اقای شه بخش هم  برادرانه عرض ادب کردم و همانگونه از شما هم خواستم شکاف ها رو فقط در بحث و اختلاف نظر داشته باشیم بعد ان ما برادریم و یک هدف داریم 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

 ))  از بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی در خطبه های نماز جمعه در تاریخ 29/ 9/ 87وقتی وجود مبارک حضرت (سلام الله علیه) ظهور کرد بر چهرهٴ پرچمش نوشته است «البیعة لله»؛ حکومت، حکومت اسلامی است.نمونه مرجع: کتاب موعودنامه: فرهنگ الفبایی مهدویت.))


شعار پرچم امام زمان هنگام ظهور”

هر حکومتی دارای پرچمی است که به وسیله آن شناخته می شود. انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) نیز پرچم خاصی دارد و بر آن شعاری نقش بسته است. از روایات اسلامی ـ اعم از شیعه و سنی ـ استفاده میشود که پرچم پرافتخار حضرت مهدی (عج) هنگام ظهور، همان پرچم حضرت رسول الله (ص) است.


امام صادق (ع) فرمود: «مَعَهُ رَایَهُ رَسُول اللّه صلى الله علیه وآله». آنگاه حضرت در پاسخ شخصى که پرسید: آیا نزد او است یا اینکه براى او آورده مىشود؟ فرمود: «بلکه جبرئیل آن را خواهد آورد». بعد از آن ایشان فرمود: «با آن پرچم بر هیچ [قوم ستمگرى] نمى گذرد، مگر آنکه خداوند آنها را هلاک مى سازد».


شبیه همین روایت از امام سجاد (ع) نیز نقل شده است.


اهمیت این امر به قدرى زیاد است که در غیبت نعمانى بابى تدوین شده با این عنوان که پرچم پیامبر بعد از جنگ جمل، هرگز باز نخواهد شد؛ مگر به دست قائم (ع).


امام صادق (ع) درباره آن پرچم به ابوبصیر فرمود:


«یا اَبا مُحَمَّدٍ ما هِىَ وَاللَّهِ قُطْنٌ وَلاکَتانٌ وَلاقَزٌّ وَلاحَریرٌ. قُلْتُ: فَمِنْ اَىِّ شَىْءٍ هِىَ قالَ مِن وَرَقِ الجَنّهِ نَشَرَها رَسُولُ اللّهِصلى الله علیه وآله یَومَ بَدرٍ ثُمَّ لَفَّها وَدَفَعَها اِلَى عَلىٍعلیه السلام فَلَمْ تَزَلْ عِنْدَ عَلىٍّ حَتَّى اِذا کانَ یَوْمَ البَصْرَهِ نَشَرَها اَمیرُالمُؤمِنینَ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَیهِ ثُمَّ لَفَّها وَهِىَ عِندَنا هُناکَ لا یَنْشُرُها اَحَدٌ حَتَّى یَقُومَ القائِمُ فَاِذا هُوَ قامَ نَشَرَها…»


«اى ابامحمد! به خدا قسم آن پرچم نه از پنبه است و نه از کتان و نه از ابریشم و نه از حریر، عرض کردم: پس از چه چیزى است؟ فرمود: از ورق (برگ) بهشتى است. رسول خدا (ص) در روز بدر آن را برافراشت، و بعد آن را در هم پیچید و به على (ع) داد. پس همچنان نزد على (ع) بود تا هنگامى که روز بصره فرا رسید، آن را برافراشت. پس خداوند پیروزى را نصیب او ساخت. سپس آن حضرت آن را در هم پیچید و آن اینجا نزد ما است. هیچ کس آن را نخواهد گشود تا آن گاه که قائم (ع) قیام کند و چون او قیام نمود، آن را برخواهد افراشت.».


و از امیرالمؤمنین على (ع) روایت شده، آنگاه که حضرت مهدى (ع) پرچم خویش را به اهتزاز درآورد, بین مشرق و مغرب براى او روشن خواهد شد. «اِذا هَزَّ رایَتَهُ اَضاءَ لَها ما بَیْنَ المَشْرِقِ وَالمَغْرِبِ»


«ان مع المهدی (ع) رایه النبی صلى الله علیه وآله »


«مع المهدی رایه رسول الله صلى الله على وسلم المغلبه، لیتنی أدرکته و أنا أصدع»


الفضل، عن محمد بن علی، عن محمد بن سنان، عن حی بن مروان، عن علی بن مهزیار (قال): قال أبو جعفر علیه السلام (کأنی بالقائم یوم عاشوراء یوم السبت قائما بین الرکن والمقام، بین یدیه جبرئیل ینادی: البیعه لله، فیملؤها عدلا کما ملئت ظلما وجورا


امام جواد (ع) فرمود:«گویى می­ نگرم که قائم علیه­ السلام، میان رکن و مقام ابراهیم در مسجدالحرام ایستاده است و در آغاز قیام, جبرئیل فرشته امین وحى، در برابر او قرار گرفته و ندا میدهد که «اَلبَیْعهُ للّه» هر کس می ­خواهد براى خدا بیعت کند بشتابد و با حجت خدا بیعت نماید. پس در آن هنگام، پیروان او از اقصی نقاط گیتی به سوی او می شتابند، تا این‌که با آن حضرت بیعت کنند. پس خداوند به وسیله او زمین را پر از عدل و داد می سازد؛ آنسان که پر از ظلم و جور شده است.ینادى باسم القائم (علیه السلام) فی لیله ثلاث وعشرین ویقوم فی یوم عاشوراء، وهو الیوم الذی قتل فیه الحسین بن علی (علیهما السلام) لکأنی (به) فی یوم السبت العاشر من المحرم قائما بین الرکن والمقام، جبرئیل (علیه السلام) عن یمینه ینادی البیعه لله، فتصیر إلیه شیعته من أطراف الارض تطوى لهم طیا حتى یبایعوه، فیملؤ الله به الارض عدلا کما ملئت جورا وظلما


” آنهایی که اسلامِ جهانی را انتظار دارند باید منتظر وجود مبارک ولیّ عصر باشند؛ حضرت که آمد کلّ جهان پرچمش یکی است و در چهرهٴ پرچم وجود مبارک ولیّ عصر نوشته است: «البیعه لله»؛ یعنی مؤمنان پیمان یاری به خاطر خدا می بندند و پس از آن اسلام در همه جا گسترده می شود: لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ؛ تا (اسلام) بر همه دین ها ظاهر شود، (اگرچه مشرکان اکراه داشته باشند﴾ “

مراجع:۱- ابن حماد: الفتن ص‌ ۲۱۳ و ۲۲۰ – حدثنا یحیى بن الیمان، عن قیس، عن عبد الله بن شریک قال: ولم یسنده إلى النبی صلى الله علیه وآله.

۲- ملاحم ابن طاووس: ص‌ ۶۱ ب‌ ۱۴۰ عن ابن حماد: وفیه “. المعلمه. وأنا جذع “.

۳- عرف السیوطی، الحاوی: ج‌ ۲ ص‌ ۷۵ أوله عن ابن حماد، عنه وفیه “. المعلمه “.

۴- القول المختصر: ص‌ ۲۴ ب‌ ۳ ح‌ ۳۵ کما فی عرف السیوطی، مرسلا.


۵- برهان المتقی: ص‌ ۱۵۲ ب‌ ۷ ح‌ ۲۴ عن عرف السیوطی: وفیه “. المخمله “


۶- معجم أحادیث الإمام المهدیع, الشیخ علی کورانی, ج ۱ ص ۲۲۲

۱- الارشاد شیخ مفید: ج ۲ ص‌ ۳۷۹ – الفضل بن شاذان، عن محمد بن علی الکوفی، عن وهب بن حفص، عن أبی بصیر قال قال أبو عبد الله علیه السلام

۲- النعمانی: ص‌ ۲۸۲ ب‌ ۱۴ ح‌ ۶۸ – حدثنا أبو سلیمان أحمد بن هوذه الباهلی، قال: حدثنا إبراهیم بن إسحاق النهاوندی قال: حدثنا عبد الله بن حماد الانصاری، عن أبی بصیر، عن أبی عبد الله علیه السلام أنه قال: یقوم القائم یوم عاشوراء).

۳- الرساله العزیه، للمفید: على ما فی ملاحم ابن طاووس.

۴- غیبه الطوسی: ج ۱ ص‌ ۴۵۳ / ۴۵۹ – أوله، کما فی الارشاد بتفاوت یسیر، عن الفضل بن شاذان، إلى قوله (ویقوم یوم عاشوراء یوم قتل فیه الحسین بن علی (علیهما السلام).

۵-روضه الواعظین , محمد فتال نیشابوری, ج ۱ ص ۲۶۳, ما فی الارشاد، بتفاوت یسیر، مرسلا، وفیه (.. جبرئیل بین یدیه).


۶- إعلام الورى: ص‌ ۴۳۰ ب‌ ۴ ف‌ ۲ – کما فی الارشاد، عن الفضل بن شاذان، وفیه (.. فی یوم ست وعشرین من شهر رمضان.. ینادی بالبیعه لله).

۷- ملاحم ابن طاووس: ص‌ ۱۹۴ – کما فی النعمانی، مرسلا، وقال (فصل: ورأیت فی مجلد أوله الرساله العزیه للمفید رحمه الله فی آخره أخبار وحجابات منها بإسناد أصحابنا عن الصادق علیه السلام قال)

۸- کشف الغمه , ابن ابی الفتح : ج‌ ۳ ص‌ ۲۶۱ – عن الارشاد. وفی: ص‌ ۳۲۴ – عن إعلام الورى.


۹- المستجاد من الارشاد -المجموعه , حسن بن یوسف الحلی (علامه حلی) , ج ۱ , ص ۲۶۳ (قرن ۷ ه.ق)

۱۰- الفصول المهمه فی معرفه الائمه: ج ۲ ص‌ ۱۱۳۲ – کما فی الارشاد بتفاوت عنه ظاهرا، مرسلا، وفیه (.. وشخص قائم على یده ینادی البیعه البیعه.. ثم یسیر من مکه حتى یأتی الکوفه.. فیصیر إلیه أنصاره فینزل نجفها على (کذا) ثم یفرق الجنود منها إلى الامصار).

۱۱- الصراط المستقیم, علی ابن یونس عاملی: ج‌ ۲ ص‌ ۲۵۰ ب‌ ۱۱ ف‌ ۹ – عن الارشاد، مع نقص بعض ألفاظه.

۱۲- إثبات الهداه: ج‌ ۳ ص‌ ۵۱۴ ب‌ ۳۲ ف‌ ۱۲ ح‌ ۳۵۲ – عن غیبه الطوسی. وفی: ص‌ ۷۲۹ ب‌ ۳۴ ف‌ ۶ ح‌ ۶۶ – عن غیبه الطوسی.

۱۳- حلیه الابرار: ج‌ ۲ ص‌ ۶۱۴ – ۶۱۵ ب‌ ۳۲ – عن النعمانی.

۱۴- البحار: ج‌ ۵۲ ص‌ ۲۹۷ ح‌ ۵۶ – عن النعمانی.

۱۵- بشاره الاسلام: ص‌ ۱۸۵ – ۱۸۶ ب‌ ۴ – عن الارشاد.

۱۶- منتخب الاثر: ص‌ ۴۴۸ ف‌ ۶ ب‌ ۴ ح‌ ۶ – عن غیبه الطوسی. وفی: ص‌ ۴۶۴ ف‌ ۶ ب‌ ۹ ح‌ ۲ – عن الارشاد

۱۷- معجم أحادیث الإمام المهدیع , شیخ علی کورانی , ج ۳ ص ۴۸۹

۱۸- مستدرک سفینه البحار , الشیخ علی النمازی , ج ۱۰ , ص ۵۱۵

۱۹- موسوعه الإمام الجواد, السید الحسینی القزوینی, ج ۱ ص ۵۶۸

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ


سلام برشما آقا حمید و دوستان گرامی 
عبدالغفور عزیز اگر برای شما سوال شرعی پیش بیاد سراغ رساله ی کدام مرجع تقلید میرید ؟ 
جواب تمام سوالات بشریت درزیارت جامعه کبیره نهفته است امیدوارم  روزی برسدکه مرجع حل مشکلات عالم احادیث زیارات ودعاهای وارده ازطرف معصومین علیهم السلام باشدوتنها به صرف ثواب وبهشت رفتن سراغ انها نرویم بلکه هدف یادگرفتن وبه نیت افزایش معرفت وتدبروتعقل باشد.
به امیدآن روز
سلام بردوستان جنی وانسی وحمیدعزیز
من دراین فکرم که اجنه شیعه احکامشان راازکه می گیرندمگرنه اینکه اهلبیت علیهم السلام امام الانس والجان می باشندپس محل رجوع این عزیزان درتمامی زمانها وزمان حاضرکجاست یعنی کسی هست که مانندمعصوم علیهم السلام برکل خلایق وبروجودوعدم نظارت داشته باشدوامورشان رارتق وفتق نماییدخدابه دادشان برسددراین صورت همه گمراه وخارج ازدین می باشند؟تقصیرایشان چیست؟

((طائفه جنّ، "سنی" ندارند!
یا لطیف
آیت الله حسن زاده آملی می نویسد: « جناب استاد ما علامه طباطبائی(ره) صاحب تفسیر قیّم و عظیم «المیزان» فرموده است که: « استاد ما مرحوم آقا سید علی قاضی حکایت کرد که کسی از جنّ پرسیده است ( و فرموده است شاید آن کس خود مرحوم قاضی بوده است ): طائفه جن به چه مذاهب اند؟
آن جن در جواب گفت: « طائفه جنّ مانند إنس دارای مذاهب گوناگون اند، جز اینکه "سنی" ندارند برای اینکه در میان ما کسانی هستند که در واقعه غدیر خم حضور داشتند و شاهد ماجرا بوده اند. »
الهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
یاحق
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
امام حسن عسگری (ع) جن را به اصحابش نشان داد
یکى از اصحاب به نام جعفر بن محمّد حکایت کند
روزى به همراه علىّ بن عبیداللّه خدمت حضرت ابومحمّد، امام حسن عسکرى علیه السلام
رسیدیم، چند نفر دیگر هم در حضور حضرت بودند و در جلوى امام علیه السلام درخت خرمائى بود
و با آن که فصل خرما نبود، ولیکن آن درخت، خرماهاى بسیارى داشت.
پس از لحظاتى سفره اى گسترانیدند و حضرت فرمود: دست هایتان را بشوئید و نام خدا را بر زبان
جارى کنید و مشغول خوردن طعام شوید.
ولى کسى جلو نیامد و دست به سمت غذاهائى که در سفره چیده بودند، دراز نشد و همه
منتظر بودند که میزبان - یعنى؛ امام حسن عسکرى علیه السلام - مشغول شود.
بعد از آن، حضرت به من خطاب نمود و فرمود: اى ابوجعفر! از طعام مؤمنین میل کن، همانا که این
طعام براى شماها حلال مى باشد.
و سپس افزود: علّت آن که من قبل از شما میهمانان، مشغول خوردن غذا نشدم، این است که
چون تعدادى جنّ از برادران شما در کنار شما حضور دارند و من خواستم شما قبل از دیگران
شروع کنید؛ وگرنه من خود شروع مى کنم.
و چون امام علیه السلام دست مبارک خود را به سمت غذا دراز نمود، دیگران هم مشغول شدند.
در ضمنِ این که مشغول خوردن غذا و خرما بودیم، متوجّه شدیم که در کنار ما غذا برداشته مى
شود و ظرف غذا خالى مى گردد، امّا کسى و دستى را نمى دیدیم.
من با خود گفتم: اگر امام علیه السلام بخواهد، مى تواند کارى کند که ما جنّیان را ببینیم، همان
طورى که آن ها ما را مشاهده مى کنند.
و چون حضرت متوجّه افکار من و دیگران شد، دست مبارک خود را بر صورت ما کشید و سدّى بین
ما و جنّیان به وجود آمد، سپس دستى دیگر بر چشم هاى ما کشید که به راحتى جنّیان را مى
دیدیم.
در این هنگام، خواستیم که بلند شویم و با آن ها مصافحه و معانقه کنیم، امام علیه السلام مانع
شد و به تمام افراد اظهار نمود:
احترام سفره و طعام از هر چیزى مهمّتر است، صبر نمائید تا هنگامى که غذا تمام شد و سفره
را جمع کردند، برادران شما حضور دارند و هر چه خواستید انجام دهید.
ولى موقعى که دقیق آن ها را نگاه و بررسى کردیم، دیدیم که بسیار ضعیف و لاغراندام بودند و
اشک از گوشه هاى چشمشان سرازیر بود و با یکدیگر آهسته زمزمه داشتند.
به خدمت حضرت عرض کردیم: یاابن رسول اللّه! آیا جنّیان همیشه به این حالت هستند؟
فرمود: خیر، آن ها همانند شما انسان ها همه گونه هستند و حالت هاى مختلفى دارند، این
هائى که در کنار شما نشسته اند، زاهد و قانع مى باشند و هیچ غذائى نمى خورند و آبى نمى
آشامند، مگر با اذن و اجازه پیغمبر یا امام علیهم السلام، چون که ایشان در همه امور تابع و مطیع
حجّت خدا و امام خود خواهند بود و....
بعد از صحبت هاى مُفصّلى، امام علیه السلام دست خود را بر چشم هاى ما نهاد و پس از آن
دیگر نتوانستیم جنّیان را تماشا کنیم.
سپس بر چنین توفیقى که نصیب ما شد و توفیق یافتیم که در چنین مجلسى و نیز بر سرِ چنین
سفره و طعامى در محضر مبارک امام و حجّت خدا شرکت کنیم، شکر و سپاس خداوند متعال را
به جا آوردیم و آن را یکى از معجزه ها و نشانه هاى امامت دانستیم. (1)
------------------------------
1-هدایة الکبرى حضینى: ص 333.
فرق بین شیعه و محب
در کتاب تفسیر منسوب به امام حسن عسکرى علیه السلام و نیز در کتاب مرحوم قطب الدّین
راوندى - به نقل از دو نفر از راویان حدیث به نام یوسف بن محمّد و علىّ بن سیّار - آمده است:
شبى از شب ها به محضر مبارک حضرت ابومحمّد، امام حسن عسکرى علیه السلام وارد شدیم.
همچنین والى شهر که علاقه خاصّى نسبت به حضرت داشت، به همراه شخصى که دست
هاى او را بسته بودند، وارد منزل امام علیه السلام شد و اظهار داشت:
یاابن رسول اللّه! این شخص را از دکّان صرّاف در حال سرقت و دزدى گرفته ایم.
و چون خواستیم او را همانند دیگر دزدان شکنجه و تأدیب کنیم، اظهار داشت که از شیعیان
حضرت علىّ علیه السلام و نیز از شیعیان شما است و ما از تعذیب او خوددارى کردیم و نزد شما
آمدیم تا ما را راهنمائى و تکلیف ما را نسبت به این شخص روشن بفرمائى.
حضرت فرمود: به خداوند پناه مى برم، او شیعه علىّ علیه السلام نیست، او براى نجات خود
چنین ادّعائى را کرده است.
سپس والى آن سارق را از آن جا بُرد و به دو نفر از مأمورین خود دستور داد تا آن سارق را تعذیب
و تأدیب نمایند، پس او را بر زمین خوابانیدند و شروع کردند بر بدنش شلاّق بزنند؛ ولى هر چه
شلاّق مى زدند روى زمین مى خورد و به آن سارق اصابت نمى کرد.
بعد از آن، والى مجدّدا او را نزد امام حسن عسکرى علیه السلام آورد و گفت: یاابن رسول اللّه!
بسیار جاى تعجّب است، فرمودى که او از شیعیان شما نیست، اگر از شیعیان شما نباشد پس
لابدّ از شیعیان و پیروان شیطان خواهد بود و باید در آتش قهر خداى متعال بسوزد.
و سپس افزود: با این اوصاف، من از این مرد معجزه و کرامتى را مشاهده کردم که بسیار مهمّ
خواهد بود، هر چه ماءمورین بر او تازیانه مى زدند بر زمین مى خورد و بر بدن او اصابت نمى کرد و
تمام افراد از این جریان در تعجّب و حیرت قرار گرفته اند.
در این موقع امام حسن عسکرى علیه السلام به والى خطاب نمود و فرمود: اى بنده خدا! او در
ادّعاى خود دروغ مى گوید، او از شیعیان ما نیست، بلکه از محبّین و دوستان ما مى باشد.
والى اظهار داشت: از نظر ما فرقى بین شیعه و دوست نمى باشد، لطفا بفرمائید که فرق بین
آن ها چیست؟
حضرت فرمود: همانا شیعیان ما کسانى هستند که در تمام مسائل زندگى مطیع و فرمان بر
دستورات ما باشند و سعى دارند بر این که در هیچ موردى معصیت و مخالفت ما را ننمایند.
و هر که خلاف چنین روشى باشد و اظهار علاقه و محبّت نسبت به ما نماید دوست ما مى
باشد، نه شیعه ما.
سپس امام علیه السلام به والى فرمود: تو نیز دروغ بزرگى را ادّعا کردى، چون که گفتى معجزه
دیده ام؛ و چنانچه این گفتار از روى علم و ایمان باشد مستحقّ عذاب جهنّم مى باشى.
بعد از آن، حضرت در توضیح فرمایش خود افزود: معجزه مخصوص انبیاء و ما اهل بیت عصمت و
طهارت مى باشد، براى شرافت و فضیلتى که ما بر دیگران داریم و نیز براى اثبات واقعیّات و
حقایقى که از طرف خداوند متعال به ما رسیده است.
امام(ع) فرمود: معجزاتی را که دیدی به این شخص نسبت دادی در حالیکه معجزه کار او نیست
بلکه کار ما است که خداوند در مورد او ظاهر کرد تا حجت ما را آشکار کند و عظمت و شرافت ما
را روشن سازد، و اگر گفته بودی معجزاتی در مورد او مشاهده کردم- و عمل را به او نسبت نمی
دادی- آن را انکار نمی کردم، آیا حضرت عیسی که مرده را زنده کرد معجزه نیست؟ آیا معجزه کار
آن مرده بود یا عیسی؟ آیا گل را که به شکل پرنده ساخت و به اذن پروردگار پرنده گردید، این
معجزه کار پرنده بود یا حضرت عیسی؟ آیا آنهائیکه مسخ شدند و با خواری بوزینه گردیدند معجزه
نیست؟ آیا این معجزه کار بوزینه ها بود یا پیغمبر آن زمان؟
حاکم گفت: " أستغفرالله ربی و أتوب الیه" " از خدا طلب آمرزش می کنم و به سوی او بازگشت
می نمایم."
در پایان، امام عسکرى علیه السلام به آن مرد - متّهم به سرقت - خطاب نمود و فرمود: باید
شیعه علىّ علیه السلام در تمام امور زندگى، شیعه و پیرو او - و دیگر اهل بیت رسالت - باشد و
ایشان را در هر حال تصدیق نماید؛ و نیز باید سعى نماید که هیچ گونه تخلّفى با ایشان نداشته
باشد و خلاصه آن که در همه امور، خود را هماهنگ و مطیع ایشان بداند. (1)
------------------------------
1-تفسیر الا مام العسکرى علیه السلام: ص 316، ح 161، الخرایج و الجرایح: ج 2، ص 684، ح 3،
مدینة المعاجز: ج 7، ص 2579.

در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که رجوع به متخصص (علما و فقها) را تایید می کند و آن را مورد تاکید قرار می دهد. قرآن کریم فرموده است: «فاسئلوا اهل الذکران کنتم لا تعلمون»اگر چیزی را نمی دانید از عالمان بپرسید.

«آیه شریفه ارشاد به یکى از اصول عقلایى و احکام عام عقلى است  و آن عبارت است از وجوب رجوع جاهل در هر فنى به عالم در آن فن  و به همین جهت معلوم است که این دستور دستور تعبدى نبوده و امرش هم امر مولوى نیست که بخواهد بدون ملاک عقلى به جاهل دستور دهد که به خصوص عالم مراجعه کن نه به غیر او»

در تفسیر این آیه چنین آمده است :« ذکر به معنى آگاهى و اطلاع است و اهل ذکر مفهوم وسیعى دارد که همه آگاهان و اهل اطلاع را در زمینه‏هاى مختلف شامل مى‏شود ، و اگر بسیارى از مفسرین اهل ذکر را در اینجا به معنى علماى اهل کتاب تفسیر کرده‏ اند نه به این معنى است که اهل ذکر مفهوم محدودى داشته باشد بلکه در واقع از قبیل تطبیق کلى بر مصداق است زیرا سؤال درباره پیامبران و رسولان پیشین و اینکه آنها مردانى از جنس بشر با برنامه‏ هاى تبلیغى و اجرائى بودند قاعدتا مى‏بایست از دانشمندان اهل کتاب و علماى یهود و نصارى بشود ، درست است که آنها با مشرکان در تمام جهات هم عقیده نبودند ، ولى همگى در این جهت که با  اسلام مخالفت داشتند ، هماهنگ بودند ، بنابر این علماى اهل کتاب براى بیان حال پیامبران پیشین منبع خوبى براى مشرکان محسوب مى‏شدند .

راغب در مفردات مى‏گوید : ذکر دو معنى دارد گاهى به معنى حفظ و گاهى به معنى یادآورى است ، البته این یادآورى ممکن است بوسیله دل بوده باشد ( که ذکر درونى و باطنى محسوب مى‏شود ) و ممکن است بوسیله زبان باشد ( که ذکر لفظى محسوب مى‏گردد ) و اگر مى‏بینیم به قرآن ، ذکر گفته شده است به خاطر همانست که حقایقى را بازگو مى‏کند . در روایات متعددى که از طرق اهلبیت (علیهم ‏السلام) وارد شده مى‏خوانیم که اهل ذکر امامان (علیهم‏ السلام) هستند ، از جمله در روایتى از امام على بن موسى الرضا (علیه االسلام) مى‏خوانیم که در پاسخ سؤال از آیه فوق فرمود :نحن اهل الذکر و نحن المسؤلون : ما اهل ذکریم ، و از ما باید سؤال شود . و در روایت دیگرى از امام باقر (علیه‏السلام) مى‏خوانیم که در تفسیر همین آیه فرمود : الذکر القرآن ، و آل الرسول اهل الذکر ، و هم المسؤلون : ذکر ، قرآن است ، و اهلبیت پیامبر (صلى‏الله‏ علیه‏ وآله ‏وسلّم) اهل ذکرند ، و از آنها باید سؤال کرد . در بعضى دیگر مى‏خوانیم که ذکر شخص پیامبر (صلى‏الله‏ علیه ‏وآله ‏وسلّم) است و اهلبیت او اهل الذکر هستند . روایات متعدد دیگرى نیز به همین مضمون رسیده . در بسیارى از تفاسیر و کتب اهل سنت نیز روایاتى به همین مضمون میخوانیم از جمله در تفسیرهاى دوازده‏گانه معروف اهل سنت از ابن عباس در ذیل آیه فوق چنین نقل شده که گفت : هو محمد و على و فاطمه و الحسن و الحسین (علیهم االسلام) هم اهل الذکر و العقل و البیان : اینان محمد و على و فاطمه و حسن و حسین (علیهم االسلام) هستند آنها اهل ذکرند و اهل علم و عقل و بیان . این نخستین بار نیست که ما در روایاتى که در تفسیر آیات قرآن وارد شده است بیان مصداقهاى معینى را مى‏بینیم که مفهوم وسیع آیه را هرگز محدود نمى‏کند ، و همانگونه که گفتیم : ذکر به معنى هر گونه آگاهى و یاد آورى و اطلاع است ، و اهل الذکر ، آگاهان و مطلعین را در همه زمینه‏ ها در بر مى‏گیرد .ولى از آنجا که قرآن مجید نمونه بارز یادآورى و علم و آگاهى است به آن ذکر اطلاق شده و همچنین شخص پیامبر (صلى‏الله‏ علیه‏ وآله‏ وسلّم) نیز مصداق روشن ذکر است ، به همین ترتیب امامان معصومین که اهلبیت او و وارث علم او هستند ، روشنترین مصداق اهل‏ الذکرند . ولى قبول همه این مساله هیچگونه منافاتى با عمومیت مفهوم آیه و همچنین مورد نزول آن که دانشمندان اهل کتاب است ندارد ، و به همین دلیل علماى اصول و فقهاى ما در مباحث مربوط به اجتهاد و تقلید و پیروى ناآگاهان در مسائل دینى از آگاهان و مجتهدین به این آیه استدلال کرده‏ اند .

 به هر حال آیه فوق بیانگر یک اصل اساسى اسلامى در تمام زمینه‏ هاى زندگى مادى و معنوى است و به همه مسلمانان تاکید مى‏کند که آنچه را نمى‏دانند از اهل اطلاعش بپرسند و پیش خود در مسائلى که آگاهى ندارند دخالت نکنند .

به این ترتیب مساله تخصص نه تنها در زمینه مسائل اسلامى و دینى از سوى قرآن به رسمیت شناخته شده ، بلکه در همه زمینه‏ ها مورد قبول و تاکید  است ، و روى این حساب بر همه مسلمانان لازم است که در هر عصر و زمان افراد آگاه و صاحب نظر در همه زمینه‏ ها داشته باشند که اگر کسانى مسائلى را نمى‏دانند به آنها مراجعه کنند .ولى ذکر این نکته نیز لازم است که باید به متخصصان و صاحب‏ نظرانى مراجعه کرد که صداقت و درستى و بى‏نظرى آنها ثابت و محقق است ، آیا ما هرگز به یک طبیب آگاه و متخصص در رشته خود که از صداقت و درستکاریش در همان کار خود ، مطمئن نیستیم مراجعه مى‏کنیم ؟ ! لذا در مباحث مربوط به تقلید و مرجعیت ، صفت عدالت را در کنار اجتهاد و یا اعلمیت قرار داده‏ اند ، یعنى مرجع تقلید هم باید عالم و آگاه به مسائل اسلامى باشد و هم با تقوا و پرهیزکار ».

 برخی دیگرگفته است : «وجه دلالت آیه بر ضرورت تقلید در احکام دین، این است که آیه بر وجوب سوال در هنگام عدم اطلاع دلالت می کند و پیداست که نفس سوال کردن وجوب ندارد ، بلکه واجب شدن سوال ، از باب مقدم عمل است. بنابر این معنای آیه این است که از اهل ذکر سوال کنید، برای اینکه به گفته آنان عمل کنید؛ چون نفس سوال بدون عمل لغو و بی اثر است و وجهی برای امر به آن نیست. بنابر این آیه هم جواز رجوع مکلف به عالم دلالت می کند که از آن به تقلید تعبیر می کنیم و هم بر حجیت فتوای عالم برای مکلف قابل استناد است. زیرا اگر فتوای عالم حجت نباشد سوال از عالم لغو است».] آیه نفر«فلو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا ارجعوا الیهم لعلهم یحذرون»پس چرا از فرقه ای، تعدادی به منظور فقیه شدن در دین کوچ نمی کنند تا پس از فراگیری دستورات الهی به سوی قوم خود بازگردند و آن ها را انذار کنند. شاید آنان بیدار و بر حذر شوند.

«وجه دلالت آیه بر وجوب تقلید این است که ترک دیار و رهسپار شدن برای تفقه در دین و نیز انذار مردم به اقتضای «لولا» در اول آیه واجب است. چون تفقه در دین و انذار کردن هردو به عنوان عنایت و هدف اصلی امر به وجوب کوچ کردن آمده است و این در شرایطی است که تفقه در دین و انذار مردم، هیچکدام وجوب نفسی ندارد، بلکه وجوب غیری دارند و و جوب نفسی مطلب، در حذر کردن مردم است تا از عذاب الهی بترسند پس غایت هر دو واجب، این است که مردم هنگامی که توسط منذرین مورد انذار واقع می شوند متنبه شده و از معصیت خداوند حذر کنند و به اقتضای اطلاق آیه، حذر کردن مردم در وقت انذار منذرین، به طور مطلق واجب است. اعم از این که برای آن ها علم تفصیلی نسبت به مورد انذار حاصل شود یا حاصل نشود»

روایاتی زیادی از معصومین(علیهم السلام) به ما رسیده که در آن ها از طرفی به علما و فقها دین دستور داده است که فتوا دهند از طرفی به مردم امر شده است که به آن ها مراجعه کنند و در امور دینی به فتوا عمل نمایند.

حضرت امام صادق(ع) به ابان ابن تغلب که یکی از فقهای اصحاب ایشان است فرمود: «اجلس فی مسجد المدینه وافت الناس فانی احب ان یری فی شیعتی مثلک»] امام صادق(ع) به ابان ابن تغلب فرمود: «در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوا بده، زیرا من دوست دارم که درمیان اصحابم مانند تو دیده شود.

درنهج البلاغه آمده است که  امام امیرالمومنین(ع) به قشم بن عباس که از طرف ایشان حاکم مکه بود نوشت: «واجلس لهم العصرین فافت المستفتی و علم الجاهل و ذکر العالم»

در روایتی دیگر امام معصوم ضمن بر شمردن صفات مجتهد به مردم دستور داده است که از مجتهد پیروی کنند. «فامامن کان من الفقهاء صائفا لنفسه، حافظا لدینه مخالفا علی هواه، مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه»

از میان فقیهان کسی که در برابر هوای نفس مصونیت داشته باشد حافظ دین مخالف هوای نفس و مطیع امر مولایش باشد بر مردم واجب است از او پیروی کنند.

در توقیع شریف امام زمان(عج) در پاسخ به سوال اسحاق بن یعقوب فرمود: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجه الله»]اما حوادث و مسائلی که برای شما پیش می آید به راویان احادیص ما مراجعه کنید. زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من هم حجت خدا بر خلق.

این روایات به روشنی دلالت دارد بر وجوب فتوا دادن مجتهد و جواز تقلید از آن ها و رجوع به مثل ابان  ابن تغلب یا قشم بن عباس نمونه هایی از فتوا دادن است.

همچنین از امام رضا(ع) نقل شده است: «علینا القاء الاصول و علیکم التفریع»


ازشماعزیز ان خواهش می کنم مطلب راکامل بخوانید بعدهم  اگرتمایل داشتید کاملا بی تعصب وبا اسناد مدارک واحادیث متواترحقیررا ارشادفرمائید.وازتفسیربه رای ومصادره آیات وروایات به هرقیمتی کاملاخودداری فرمائید.

واینکه اگردرعالم شخصی بااین منش (حضرت امام باقرالعلوم علیهم السلام)سراغ داشتی باخبر کن تاشایدحقیرهم مثل شما هدایت شود. واما......

امام باقر علیه السلام، محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام ، لقبش " باقر " است .باقر یعنی شکافنده . به آن حضرت " باقر العلوم " می‏گفتند ، یعنی‏ شکافنده دانشها .مردی مسیحی ، به صورت سخریه و استهزاء ، کلمه " باقر " را تصحیف‏ کرد به کلمه " بقر " - یعنی گاو - به آن حضرت گفت : " انت بقر " یعنی تو گاوی .امام بدون آنکه از خود ناراحتی نشان بدهد و اظهار عصبانیت کند ، با کمال سادگی گفت : " نه ، من بقر نیستم من باقرم " .مسیحی گفت : " تو پسر زنی هستی که آشپز بود. شغلش این بود ، عار و ننگی محسوب نمی‏شود . مادرت سیاه و بی‏شرم و بد زبان بود .امام باقرعلیه السلام فرمودند: اگر این نسبتها که به مادرم می‏دهی راست است ، خداوند او را بیامرزد و از گناهش بگذرد . و اگر دروغ است ، از گناه تو بگذرد که دروغ‏ و افترا بستی " .مشاهده این همه حلم ، از مردی که قادر بود همه گونه موجبات آزار یک‏ مرد خارج از دین اسلام را فراهم آورد ، کافی بود که انقلابی در روحیه مرد مسیحی ایجاد نماید ، و او را به سوی اسلام بکشاند .مرد مسیحی بعدا مسلمان شد.یاعلی مدد.بحار الانوار ، جلد 11 ، حالات امام باقر ، صفحه . 83

من دنبال چنین شخصی گشتم نبود شما هم نگردنیست.(«اِنْ ذُکرَ الْخَیْرُ کنْتُمْ اَوَّلَهُ وَ اَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْویهُ وَ مُنْتَهاهُ؛ هر جا که نامى از خیر و نیکویى باشد، شما اولِ خیر و ریشه آن و فرعِ آن و معدن آن و مبدأ و منتهاى آن مى‏باشید».)

از دیو و دد ملول بود و با چراغ گرد شهری می گشت. در جست و جوی انسان بود. قلیلی گفتند "نگرد که ما گشته ایم و آنچه می جویی یافت نمی شود". گفت: می گردم زیرا گشتن از یافتن زیباتر است و گفت: قحطی است نه قحطی آب و نان که قحطی انسان.

کثیری بر آشفتند و به کینه بر خاستند و هزار تیر ملامت روانه اش کردند که ما را مگر نمی بیینی که منکر انسانی. چشم باز کن تا انکارت از میانه بر خیزد.

خنده زنان گفت: پیشتر که چشم هایم بسته بود هیاهو می شنیدم. گمانم این بود که صدای انسان است چشم که باز کردم اما همه چیز دیدم جز انسان!! خنجر کشیدند و کمر به قتلش بستند و گفتند: حال که ما نه انسانیم تو بگو که این انسان کیست که ما نمیشناسیمش. گفت:آنکه دریا دریا می نوشد و هنوز تشنه است. آنکه کوه را بر دوشش می گذارد و خم به ابرو نمی آورد. آنکه نه او از غم که غم از او می گریزد. آنکه در رزمگاه دنیا جز با خود نمی جنگد و از هر طرف که می رود جز او را نمی بیند. آنکه با قلبی شرحه شرحه تا بهشت می رقصد. آنکه خونش عشق است و قولش عشق. آنکه سرمایه اش حیرت است و ثروتش بی نیازی.

آنکه سرش را می دهد آزادگی اش را اما نه.

آنکه در زمین نمی گنجد. در آسمان نیز. آن که خدا را به اختیار بنده است و لا غیر و فقط برای او سر به تعظیم خم میکند.

او هنوز می گفت که چراغش را شکستند و با هزار دشنه پهلویش را دریدند...

فردا اما باز کسی خواهد آمد. کسی که از دیو و دد ملول است و انسانش آرزوست.

در روایت بسیار جالبى از ابن مسعود نقل شده که رسول خدا صلى الله علیه و آله پس از ذکر  آیه شریفه«و أن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله، ذلکم وصاکم به لعلکم تتقون» ( سوره أنعام - آیه 153 ) و همانا این راه راست من است، پس آن را پیروى کنید و راه هائى که شما را از خدا دور مى سازد رها کنید و پیروى ننمائید. این است آنچه خدا به شما سفارش کرده تا از گمراهى بپرهیزید و تقوا را پیشه خود سازید.))خطى بر روى زمین کشید و فرمود: این راه رشد و صلاح است. سپس چند خط از راست و چپ کشید و فرمود: اینها راه هائى است که بر هر کدام، شیطان، مردم را به سوى خود دعوت مى کند. پس هر که راهى را جز راه پیامبرصلوات الله علیه وآله بپیماید، آن راه حتما کژ و بى‏راهه است و او را به سر منزل مقصود نخواهد رساند.

محال است سعدى که راه صفا
توان رفت جز در پى مصطفى‏
و اى کاش سعدى شیرازى ادامه داده بود که راه پیامبر پس از او چه راهى است ؟ آیا راه هائى است که افراد از روى هواى نفس یا به خاطر رسیدن به مصالح دنیوى و ریاست، آفریدند، یا آنکه راه عترت است که خود مصطفى ( صلى ‏الله علیه و آله ) مردم را - مکرر - به آن راه سفارش کرد.
آرى راه فقط راه خدا است که پیامبر و عترتش پیوسته مردم را به آن راه دعوت کردند: صراط الله الذى له ما فى السموات و ما فى الأرض.. صراط، صراط خدائى است که آسمان‏ها و زمین از آنِ او است.
هر جا قدمى زدیم در کوى تو بود
هر گوشه که رفتیم هیاهوى تو بود
گفتیم مگر سوى دگر راهى هست‏
هر راه که دیدیم همه سوى تو بود

و شاید شاعر مى خواهد بگوید که هر راهى را با چشم بصیرت بین که همان دیده فطرت است، دیدیم راه خدا بود و بس.. و جز این راهى پذیرفته نیست و غیر از این خطى قبول نمى شود چه خط راست باشد و چه خط چپ. پس اگر بخواهید جزء تقواپیشگان قرار بگیرید و از خشم الهى و غضب ذات مقدسش رهائى یابید، باید تبعیت از فطرت خویش کنید و مانند روز "ألست" که جز خدا نبود امروز نیز فقط خدا را ببینید و اینقدر مردم را به سوى این خط و آن خط نکشانید. بخدا همه این خطوط راست و چپ، کژ است و به بى راهه مى رود و صراط مستقیم خدا منحصر است در راه رسول و اهل بیت که درود بى پایان خدا بر آنان باد.
برید عجلى از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که پس از تلاوت این آیه شریفه به من فرمود: تدرى ما یعنى بصراطى مستقیما ؟ مى دانى مقصود خداوند از این صراط مستقیم چیست ؟ عرض کردم: نه، نمى دانم! فرمود: «ولایة على و الأوصیاء» مقصود،ولایت على و أوصیا و جانشینانش است.
و در روایتى دیگر از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «و ان هذا صراطى مستقیما فاتبعوه، آل محمد الصراط الذى دلّ علیه» صراطى که دستور پیروى از آن داده شده صراط آل محمد است.
در تفسیر على بن ابراهیم آمده است که امام صادق علیه السلام به أبو بصیر فرمود: «و ان هذا صراطى مستقیما فاتبعوه.. نحن السبل فمن أبى فهذه السبل» ما راه خدائیم و هر کس سرپیچى کرد از راه هاى دیگر انحرافى تبعیت کرده است.

 اللهم اهدناالی صراطک یعنی صراط امیرامومنین علیهم السلام

درمحضرپهلوی شکسته باریتعالی

حضرت فاطمه(سلام الله علیهم ) می‌فرمایند: ... و ما دلیل‌های روشن خداییم. (ارشاد شیخ‌ مفید/1/270)
در ظلمت شب، دلیل راهم هستید
چون کوه، همیشه تکیه‌گاهم هستید
ای حجّت‌های روشن خالق مهر
در تیرگی زمانه ما‌هم هستید

حضرت فاطمه(سلام الله علیهم)می‌فرمایند: و من، آن کلمه‌ی نیکوی خداوندم. (الفضائل/80)
من فاطمه‌ام، واژه‌ی حسنای خداوند
از ماه نشان دارم و با آینه پیوند
من فاطمه‌ام، سرخ تر از خاطره ی سیب
من فاطمه ام، سبزتر از واژه‌ی لبخند
 حضرت فاطمه(سلام الله علیهم)می‌فرمایند: و ما وسیله‌‌ی ارتباط خدا با مخلوقاتیم. (دلائل‌الامامه/32)
سرشار نگاه آسمان کن ما را
از خود برهان و بی‌نشان کن ما را
ای واسطه‌ی فیض خداوند کریم
بر سفره‌ی دوست، میهمان کن ما را

3- حضرت فاطمه(سلام الله علیهم) می‌فرمایند: و ماییم برگزیدگان خدا و جایگاه پاکی‌ها. (ارشاد شیخ مفید/1/270)
ای محرم راز جمع افلاکی‌ها
چون سرو، رها ز مجمع خاکی‌ها
یک جرعه زلال آفتابم بچشان
ای روح بلند قله‌ی پاکی‌ها

حضرت فاطمه(سلام الله علیهم) می‌فرمایند: همانا از بندگان خدا، تنها دانشمندان از خدا می‌هراسند. (بحارالانوار/2/45)
زنهار! به جمع جهل، ملحق نشوی
گستاخ، در امر حضرت حق نشوی
با روشنی علم، ره صبح بجوی
تا همدم تاریکی مطلق نشوی
حضرت فاطمه(سلام الله علیهم) می‌فرمایند: همانا خوشبخت واقعی کسی است که علی را چه در زمان حیاتش و چه پس از وفاتش دوست بدارد. (بحارالانوار/27/74)
در دفتر روشنایی و برگ سحر
نقل است چنین ز دختر پیغمبر:
آنان که حقیقتا سعادتمندند
دارند به دل مدام، حبّ حیدر
حضرت فاطمه(سلام اله علیهم) می‌فرمایند: جانم فدای تو و جان و روح من سپر بلاهای جان تو یا اباالحسن! همواره با تو خواهم بود- اگر تو در خیر و نیکی به سر ببری با تو خواهم زیست و اگر در سختی‌ها و بلاها گرفتار شدی باز هم با تو خواهم بود. (کوکب الدری/1/196)
گردم به فدای حضرتت یا مولا
ای روشن از انوار تو تاریکی‌ها
در نیک و بد زمانه همراه توام
هرگز نشوم از تو و عشق تو جدا
حضرت فاطمه(سلام الله علیهم) می‌فرمایند: مثَلَ امام، مانند کعبه است. مردم باید در اطراف آن طواف کنند نه آن‌ که دور مردم طواف نماید. (بحارالانوار/36/353)
نور است امام، کعبه‌ی امید است
تابان و فروزنده‌تر از خورشید است
اندر دل شیعه مهر او کم نشود
چون گرد مدار لطف او چرخیده‌ست
حضرت فاطمه(سلام اللهعلیهم ) می‌فرمایند: بعد از غدیر خم، خداوند برای هیچ‌کس عذر و بهانه‌ای باقی نگذاشته است. (دلائل‌الامامه/37)
بعد از غدیر، آینه معنا گرفته است
آری؛ دوباره فصل نوی پا گرفته است
دیگر نمانده جای دلیل و بهانه‌ای
عشق علی‌ست؛ در دل ما جا گرفته است
حضرت فاطمه(سلام الله علیهم) می‌فرمایند: خداوند متعال، امامت ما را برای ایمنی از تفرقه قرار داد. (بحارالانوار/29/223)
آرام شود تا دل خلق نگران
تا گم نکنیم راه؛ حیّ سبحان
در جامعه ایجاد امامت فرمود
تا تفرقه آتش نزند هستی‌مان
حضرت فاطمه(سلام الله علیهم) می‌فرمایند: خشنودم به آنچه که خدا و پیامبر او برای من رضایت دادند. (مناقب ابن‌شهرآشوب/3/351)
از دستت مده آ‌نچه خدایت داده است
یا معرفتی که مصطفایت داده است
مردان خدا همیشه راضی هستند
.بر آنچه خدا بدان رضایت داده است
حضرت فاطمه(سلام الله علیهم) می‌فرمایند: شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشتند. (بحارالانوار/65/156)
در دامن روشنی، کبوتر باشد
در ظلمت روزگار، اختر باشد
در باغ بهشت، شیعه‌ی آل علی
چون سرو سهی از همگان سر باشد

اگر فردی بخواهد اعمالش را بر اساس قرآن و سنّت انجام دهد، باید قرآن و تفسیر آن و علومی را که وابسته به آن است،‌ به طور تخصصّی بداند. همین طور باید سنّت را که عبارت است از قول،‌ عمل و تقریر (گفتار و اعمال و رضایت به اعمال دیگران) کاملاً بشناسد؛ یعنی با علوم حدیث آشنا باشد که عبارت است از: علم رجال (شرح حال راویان حدیث) و سلسله سند، درایه (فهم دلالت روایات)، شأن نزول روایات، قرائن حالیه و مقالیه، تقیّه، حقیقت و مجاز، تعارض روایات با روایات یا تعارض روایات با آیات و تزاحم مصالح. وی باید این دانش ها را به طور تخصّصی و کارشناسانه بداند. چنین فردی که به قرآن و سنّت با کیفیت مذکور آگاهی داشته باشد، می تواند بلکه باید طبق قرآن و سنت، آن طور که می فهمد عمل نماید. به چینن فردی متخصّص علوم اسلامی یا مجتهد و فقیه می گویند و تقلید کردن بر او حرام است.

امّا اگر کسی از نظر علم و آگاهی به حدّ مذکور نرسیده باشد، عقل حکم می کند از یک یا چند متخصّص علوم اسلامی بپرسد و طبق آن عمل نماید. «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛[انبیاء/۷] اگر نمى ‏دانید، از آگاهان بپرسید.»
تقلید، سؤال از اهل ذکر یا رجوع به مجتهد و متخصّص است، همان طور که مردم چه مسلمان و چه غیر مسلمان در مسائلی که تخصّص ندارند،‌ به متخصّصان مراجعه می کنند، مثلاً اگر ماشینشان خراب شد به مکانیک مراجعه می کنند؛ اگر بیمار شدند به پزشک مراجعه می کنند؛ اگر بخواهند شهر یا خانه بسازند به مهندس و معمار مراجعه می کنند.
حتی کسانی که در یک رشته تخصص دارند،‌ در رشته های دیگر تقلید می کنند،‌ مثلاً مراجع تقلید در بیماری به پزشک مراجعه می کنند؛ مهندسان و معماران هنگامی که ماشینشان خراب شد به مکانیک مراجعه می کنند. بنابراین همان طور که عقلاً در اکثر مسائل روزمرّه از متخصّصان پیروی می کنند، در مسائل دینی نیز اگر متخصّص نیستند، باید به متخصّص (مرجع تقلید) مراجعه کنند. این مراجعه را "تقلید" می گویند.

پس تقلید از فقها نه تنها خلاف عقل نیست بلکه از باب رجوع غیر متخصص به متخصص می باشد که حکم عقلی است. اگر کسی که باید تقلید کند، تقلید نکرده و اعمالی را انجام دهد مانند بیماری است که خودسر دارو مصرف کند. چه بسا عوض این که بهبودی حاصل شود بیماری اش افزون شود. از امام عسکری(ع) آمده است: «امّا من کان من الفقها صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً علی هواه مطیعاً لامر مولاه فللعو ام أن یقلّدوه؛[۱] از بین فقها آنان که حافظ و نگهبان دین اند و خود را از گناه و آلودگی حفظ می‌کنند و با هواهای نفسانی مبارزه می کنند و مطیع اوامر الهی و جانشینان اویند، بر عوام لازم است که از آنان تقلید کنند.»
مراد از عوام یعنی کسانی که در علوم اسلامی مجتهد و متخصص نیستند، گرچه در علوم دیگر متخصص باشند، مثلاً اگر استاد دانشگاه یا پزشک در علوم اسلامی مجتهد نباشد باید تقلید کند، چنان که مرجع تقلید در مسائل پزشکی و مهندسی از پزشک و مهندس تبعیت و تقلید می کند.
بنابراین در احکام دین، به حکم عقل، شخص یا باید مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد یا از مجتهد تقلید کند، یعنی به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عده ای از مجتهدان عملی را حرام می دانند و عده دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می دانند، آن را به جا آورد، پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد تقلید کنند.

[۱]. بحار الانوار ج ۲ ص ۸۸.


تقلید دستور امام است ! امیدوارم دوستان مدعی ! بااین همه شعاری که نوشتن زیر فرمایشات اهل بیت علیه السلام نزنن .......
می خواید سر مسائل به این روشنی بازی در بیارید اهل بیت رو خواهشأ به بازی نگیرید که عقوبت سختی داره .


مولای معرفت 
امیرالمومنین علی(علیهم السلام) مقتدای هر انسان آزاد اندیشی است
که در کُنه وجودِ خویش به عدالت عشق می ورزد٬
حق و حقیقت را دوست دارد و در عرصه ی زندگی هوشمندانه(حق وحقیقت مخلوق امیرالمومنین علیهم السلام است حق وحقیقت حول محورحضرتش می چرخند)
انسانیت و آزادمردی را بر تعلّقات دست و پاگیر نفسانی ترجیح می دهد.(  انسانیت وآزادمردی وتعلقات نفسانی نیزمخلوق ودست ساخته اوست )
کلمات و عبارات کجا می توانند 
شخصیتی را وصف کنند که توانسته بود
محبت و صمیمیت را با صلابت،

عبادت و گوشه نشینی را با جهاد،

حکومت و فرمانروایی را با سادگی،

و از همه مهم تر؛

قدرت و شوکت را با عدالت درهم آمیزد؟

شایسته سالاری را در مسلخ خویشاوندگرایی ذبح نکند

و عدالت را قربانی مصلحت ننماید؟!

از بوستان وصل تو زین طرفه تر که من

                           خاری به کف ندارم و گلزارم آرزوست
یاعلی مدد
من از اینکه ابولولو عمر را که ایران را تسخیر و مردم ما را به اسارت برد کشت احترام میگذارم.
این الهیاری با این سن کم از بسیاری از ایت الله های قم در زمینه  های مذهبی با سواد تر است .هم شیعه را می شناسد و هم بر مذاهب اهل تسنن تسلط کافی دارد. زبان عربی او هم عالی است. گویا انگلیسی هم میداند چون خودش بعضی اوقات به کتابهای انگلیسی استناد میکند. صرفنظر از مجادله او با اهل سنت در بعضی از مسائل سیاسی حق با اوست. من که به اگاهی در مورد مذاهب خصوصا مذاهب اسلامی علاقه دارم خیلی از او اموخته ام . استناد او به کتب شیعه و سنی همه صحیح است و اصلا مبالغه نمی کند.. حیف که تعصب دارد اگر به جای این مجادلات به کار تحقیق در مورد احادیث وووو میپرداخت نام او به عنوان یک محقق باقی می ماند.
سلام چطوری به عرض کوچیک داشتم خدمتون 

بخون اگه خوشت نیومد حذفش کن گروه ما کارش طراحی سایته قیمت هامون هم منصفانه هستش 
اگه مورد طراحی داشتی به سایت مراجعه  کن وبا پشتیبان تماس بگیر وسفارش بده وبهشون بگو شما میخواین فلانی رو معرفی کنید 
به ازای هر معرفی وتحویل سایت شما 50هزار تومان  پورسانت بگیر از شرکت 
طراحی توی همه زمینه ها داریم 
منتظر  همکاری شما هستیم 
با تشکر
ادرس سایت طراحی 

http://virohosting.com/
به نام خدا
برادر عزیز جواب بدین
 ایا در روایات وجود ندارد که اگر عده شیعیان واقعی به اندازه ۳۱۳ نفر و یا حتی کمتر باشد امر ظهور واقع میشود؟


حالا با این همه عالم و فقیه و شیعه، توضیح بدین
چرا امام زمان ع ظهور نمیکند؟
جواب فقط یک کلمه است. انها شیعه واقعی نیستند.
در احادیث امده که حکومت عباسیان دوبار به قدرت میرسند که اخر بار در اخرالزمان است.
اگه نمبخواین خودتون رو به کج فهمی بزنید حتما تایید میکنید که تنها حکومت عباسی همین جمهوری اسلامی است.
حالا از همه مهمتر بفرمایین توضیح بدین که حکومت امام زمان ع چگونه است که ما کاسه داغتر از شده ایم و جلو جلو حکومت امام زمان را جلو انداختیم و اصلا کاری هم نداریم که کذب الوقاتون.
مشخصات حکومت امام زمان ع رو بصورت مختصر توضیح بدین.
پاسخ:
در ارتباط با مهدویت در همین وبلاگ مفصل توضیح داده شده 
در ضمن در قسمت شیعه شدم 
نظرات کاربران مفضل با کاربران مختلف بین شیعه و غیره مناظراتی صورت گرفته با منابع معتبر میتونید مطالعه کنید 
در ضمن مهدویت بحث شیعه نیست بلکه اسلامیست و اهل سنت هم قبولش دارند 
و تو خودت را مسلمان.میدانی 
اگر مسلا مسلمان سلطان قابوس یا حکام عربستان و عرب نشین که عنوان خادم الحرمین را دارند در کمپ دیوید با دشمن مسلمین امریکای یهودی دوست و صهیونیزم پرور چیکار میکنند ایا پیامبر نگفته مسلمانان نباید مشکلات خود را با یهودیان حل کنند 
ایا مسلمان بودن رقص شمشیر با بوش و اوباما که در عراق و افغانستان مقدار کمی از مسلمانان را کشتند ایا کلید دار خانه خدا مسلمان است 
من یک سوال داشتم .اینکه شما از اقای خامنه ای طرفداری میکنید  این جواب را به من بدهید ،یک رهبر عاقل باید در تصمیم گیری ها اینده رو در نظر بگیره .. این همه سال این همه پول میلیارها دلار پول این مملکت تو پروژه هسته ای صرف شد(نزدیک به پانصد میلیارد دلار با این پول یعنی حتی یک فقیر هم تو ایران وجود نداشت) همه این خرجها به امر امام خامنه ای که به نظر شما علمش خیلی زیاده و خرج شد و اخر مجبور شدن در مقابل غرب کوتاه بیان تازه برگردن به دوازده سال پیش و همه اون خرچ ها دود شد رفت هوا ،و اقای رهبر هم کک نگزید حتی یک عذر خواهی نکرد که این همه پول نفت رو خرج پروژه ای کرد که هیچ نتیجه ای نداشت و شما باز هم در عین نا باوری با اینکه میبینید که ضرر بزرگی به کشور زده شد باز هم رهبر رو ستایش میکنید. واقعا شما عقل دارید؟؟  این شخص به چه دلیل شایسته رهبری هست؟؟؟  تکلیف این همه پول که دود شد هوا رفت پانصد میلیارد دلار خرج شد اورانیم به دست امده رفت روسیه که به مبلغ ده ملیون دلار به فروش برسه این شد دست اورد!!!!!!!!!
شما طرفداران رهبر فقط بلدید شعار بدید ولی از فکر و تعقل خبری نیست امیدوارم نظرم را چاپ کنید البته اگر جرعتش را داشتید جواب بدید



۲۸ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۳۶ حامد سرقلین
سلام بر دوستان
جناب اقای مراد
اولاً بعید می دونم که بدونی 500 میلیارد دلار تقریبا برابر با در امد ناخالص 3.5 سال کشور است.....چه طور ممکنه که این همه پول صرف صنعت و انرژی هسته ای بشه؟؟؟؟؟اگه این جور بود حالا باید گدایی می کردیم....این همه پرژه ی بزرگ ملی تو این سال های تحریم افتتاح شده .... کافی آدم یکم انصاف داشته باشه...
دوماً این ساست ها هیچ ربطی به رهبر نداره بلکه به رئیس جمهور منتخب مردم داره....احمدی یه جور فکر می کنه و روحانی یه جور...چرا در مورد رهبری بد قضاوت می کنی؟نیرو هایی نظامی زیر نظر مستقیم رهبری هستن که می بینیم با هزینه های بسیار کمتر از کشور های صعتی دنیا نیاز نظامی بر طرف شده تا الان...این یعنی تدبیر.....
درود بر امام سید علی خامنه ای 


السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَیْنَ الْحَیَاةِ

یُدْخِلُ مَن یَشَاءُ فِی رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِینَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا(انسان/31)

«هر که را بخواهد در رحمت ‏خویش وارد می‌کند و براى ظالمان عذابى دردناک آماده کرده است.»

امام صادق علیه‌السلام در تفسیر این آیه شریفه می‌فرمایند: « ولایة امیرالمؤمنین علیه‌السلام هو رحمةالله علی عباده، من دخل فیها کان من الناجین المقربین، و من تخلف عنها من الهالکین.»

«ولایة امیرالمؤمنین علیه‌السلام همان رحمت خدا بر بندگان است، کسی که در این ولایت داخل شود(ولایت امیرالمؤمنین را بپذیرد) از نجات یافتگان و مقربان خواهد بود و کسی که از پذیرفتن آن سر باز زند از هلاک شوندگان خواهد شد.»

برای روشن شدن این آیه شریفه و روایت ذیل آن، و این که این چه رحمتی است که خدا هر کس را بخواهد در آن وارد می‌کند، لازم است روایت دیگری ذکر شود:

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:«وَ اللّهُ إِلَهُ کُلِّ شَیْء، الرَّحْمنُ بِجَمِیعِ خَلْقِهِ، وَ الرَّحِیمُ بِالْمُؤْمِنِینَ خاصَّةً: «خداوند معبود همه چیز است. نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان، و نسبت به خصوص مؤمنان رحیم است».(کافى، جلد 1، صفحه 114 )

یعنی خدای‌تعالی دو گونه رحمت دارد: یکی رحمت عام یا همان رحمانیت خداست که شامل همه موجودات و همه انسان‌ها حتی انسان معصیت‌کار و کافر می‌شود. دوم رحمت خاص یا همان رحیمیت خداست که امام صادق علیه‌السلام طبق این آیه شریفه که می‌فرماید:«وَ کانَ بِالْمُؤْمِنینَ رَحیماً»(احزاب، آیه 43) می‌فرمایند:« وَ الرَّحِیمُ بِالْمُؤْمِنِینَ خاصَّةً» یعنی رحیمیت فقط مخصوص مؤمنین است. مؤمن هم فقط کسی است که به ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام ملتزم و متمسک شده باشد چون امام­باقر(ع) فرمودند: اگر کسی شب را به نماز بگذراند و روزهایش را روزه باشد و تمام اموالش را صدقه دهد و تمام عمرش را به حج برود ولی ولایت ولی خدا را نشناسد تا جمیع اعمالش به راهنمائی ولی خدا باشد، ثوابی در اعمالش نیست و از اهل­ایمان نمی­باشد.(الکافی، ج 2 ،ص 19)

روایات فراوانی در این زمینه هست که دلالت دارند بر این که: «ملاک و معیار ایمان، ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است»، مثل روایتی که در تفسیر آیه 82 سوره انعام آمده: «الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ (کسانی که ایمان آورده­اند و ایمانشان را به ظلم نپوشاندند، برای ایشان امنیت است و ایشان هدایت شدگانند.) این افراد کسانی هستند که به ولایتی که رسول­الله(ص) آن را آورد، ایمان دارند (ولایت امیرالمومنین علی(ع)) و آن را به ولایت فلان و فلان(ابوبکر و عمر) مخلوط نکردند؛ پس او (کسی که ولایت ابوبکر و عمر را پذیرفته­است) ظلم را پوشیده است.» (الکافی، ج1، ص 413)

یعنی مؤمنین واقعی کسانی هستند که ولایت علی بن ابیطالب و اوصیاء طاهرینش علیهم‌السلام را پذیرفته و دلشان به این نعمت ولایت آرامش یافته و اراده و اختیار آن‌ها به این بوده که در صراط مستقیم اهل بیت علیهم‌السلام قرار بگیرند. خدای‌تعالی هم به دنبال این اراده و انتخاب احسن، آن‌ها را هدایت نموده و مشیت خودش را در این قرار داده که این‌ها را مشمول رحمت خاص خود ساخته و در دنیا و آخرت به حیات طیبه برساند: یُدْخِلُ مَن یَشَاءُ فِی رَحْمَتِهِ


مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا وَ هُم مِّن فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ. وَ مَن جَاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَکُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (نمل/89 و 90)

«کسانى که "حسنه­ای" بیاورند، برای آن­ها [پاداشى] بهتر از آن خواهد بود و آنان از فزع و وحشت آن روز[قیامت] درامانند.

و کسانی که بدی و "سیئه­ای" با خود بیاورند، به رو در آتش افکنده می­شوند. آیا جزایی جز آن چه عمل می­کردید خواهید داشت؟

این چه "حسنه­ای" است که با آوردن آن حسنه، آورنده آن از تمام هول، هراس، فزع و وحشت روز قیامت در امان خواهد بود ولو سیئاتی هم داشته باشد!؟

و این چه "سیئه­ای" است که با آوردن آن سیئه، آورنده آن به رو در آتش جهنم خواهد افتاد ولو حسنات زیادی هم داشته باشد!؟

امام باقر علیه­السلام در تفسیر این آیه شریفه می­فرمایند:« الحسنة والله ولایة علی علیه‌السلام : والله منظور از این حسنه ولایت علی علیه‌السلام است».(تفسیر نورالثقلین، ج۴، ص۱۰۲) همچنین در تفسیر علی بن ابراهیم قمی در ذیل این آیات شریفه از امام علیه­السلام نقل شده:«الحسنة والله ولایة امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و السیئة والله عداوته: والله منظور از این حسنه ولایت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است و منظور از این سیئه والله دشمنی با اوست».

و این همان معنای سخن شریف پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله است که فرمود: «حبُّ علیٍّ حسنةٌ لا یَضُرُّ معها سَیِّئةٌ، و بُغضُ علیٍّ سَیِّئةٌ لا ینفَعُ معها حسنةٌ: دوستی علی علیه السلام حسنه‌ای است که با وجود آن هیچ سیئه و گناهی [به انسان] زیان نمی‌رساند و دشمنی علی علیه السلام سیئه و گناهی است که با وجود آن هیچ حسنه‌ای سودمند نخواهد بود». نهج الحق/ص259

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمة المعصومین علیهم السلام

و ‌‌أنّ هذا صراطی مستقیماً فاتًبعوه  ولاتتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله ذلکم وصیکم به لعلکم تتقون (انعام/ ۱۵۳)

در تفسیر این آیه شریفه روایتی رو برید عجلی از امام باقر علیه الصلوة و السلام نقل می کنه که حضرت

فرمود: «آیا می دانی صراطی مستقیماً در این آیه یعنی چه؟

عرض کردم :نه .
ُُ
فرمود:صراط مستقیم ولایت علی والأوصیاء علیهم السلامه،

و می دانی فاتّبعوه(او را تبعیت کنید) یعنی چه؟ یعنی علی بن ابیطالب صلوات الله علیه رو تبعیت کنید، 

و می دانی ولا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله یعنی چه؟

عرض کردم : نه .

فرمود: والله منظور ولایت فلان و فلانه(کنایه از خلیفه اول و دوم) و سبیله یعنی راه علی علیه السلام[که 

هر راهی غیر از این، انحراف و افتراق از راه خداست] ».(تفسیر نور الثقلین،جلد۱،صفحه۷۷۸)

آیا معقوله راهی رو که خدا خود توصیه فرموده و بندگانش رو به اون دعوت کرده ،خودش هم ناهموار و 

صعب العبورش کنه!؟

با توجه به این آیه شریفه و روایت مفسرش و سایر روایاتی که حقیقت صراط مستقیم رو ولایت ائمه 

معصومین علیهم السلام معرفی کردند۱،درک این مطلب مشکل نیست اگه صراط مستقیم رو اوسع و 

اسهل و اقرب راه ها و بلکه تنها راه به سوی خدا و وصول الی المطلوب بدونیم. مکرر این معنا در  زیارت 

جامعه کبیره و به تعابیر مختلف بیان شده:

من اتاکم نجی : کسی که به سوی شما آمد نجات یافت،

و من لم یأتکم هلک :و آن کس که به جانب شما نیامد هلاک شد...

سعد من والاکم : سعادتمند کسی است که ولایت شما رو پذیرفت،

و ضلّ من فارقکم: و گمراه شد کسی که از شما جدا شد...

پس روشنه که هیچ راهی جز تمسک به ولایت خاندان عصمت علیهم السلام ،سالکین خودش رو به 

مقصد نمی رسونه و این حقیقت رو شیطان هم فهمیده بود که با تأکید به خدای تعالی عرض کرد: 

لأقعدنّ لهم صراطک المستقیم
(اعراف/۱۶):حتماً و حتماً  برای[اغوای] آنها(بندگانت) بر صراط 

مستقیم تو می نشینم...

بنابراین صراط مستقیم اصالتاً و در واقع امر، سختی و صعوبتی نداره چون راهیست که ذاتاً هیچ تاریکی و 

و مانع و نقص و رجسی در اون نیست و هیچ عقلی هم نمی پذیره که خدای تعالی کوچک ترین سختی 

و فشاری برای بندگانش بخواد بلکه هر سختی و مشکلی که هست عارضی و تحمیلیه.در واقع جحد و 

تکبر شیطان و مخالفین اهل بیت علیهم السلام اون قدر موانع و عوارض و طرق انحرافی بر سر این 

راه ایجاد کرده که اون رو از مو باریک تر و از شمشیر تیزتر کرده و الا برای شیعه مؤمنی که خدا قلبش رو با 

ایمان به ولایت ائمه علیهم السلام امتحان کرده تبعیت از صراط مستقیم سهله...

۱- علی بن الحسین علیه السلام: نحن الصراطالمستقیم(تفسیر نورالثقلین،ج۱،ص۲۲)

حافظوا علی الصلوات والصلوة الوسطی و قوموا لله قانتین (بقره/۲۳۸)

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «مراد از صلوات(نمازها) در این آیه که خدا فرموده آن‌ها را حفظ کنید و حرمتشان را نگه دارید٬ محمد صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم‌السلام هستند و مقصود از صلوة وسطی یعنی نماز وسط٬ امیرالمؤمنین علیه‌السلاماست[که محافظت بر ولایت ایشان مؤکداً تخصیص به ذکر شده است]. بعد از آن هم خدای تبارک و تعالی فرموده است: و قوموا لله قانتینبرای خدا قیام کنید در حالی که مطیع و فرمانبردار هستید. مقصود اطاعت و فرمانبرداری[همراه با خضوع و خشوع] از ائمه معصومین علیهم‌السلام است.(تفسیر برهان جلد ۱ صفحه ۲۳۲/ حدیث ۹)


در قوامیس اللغة "نبأ" رو به خبری می گن که مهم باشه و عظیم الشأن! خبری با فایده بزرگ، مفید علم و عاری از کذب.
نبأ خودش یعنی خبر عظیم! و اینجا باز موصوف به عظیم هم شده!
پس سخن از خبری مهمه  و عظیم القدر که مردم از همدیگه می پرسند!
از چه می پرسند!؟
از خبری که در اون اختلاف کردند و مختلف شدند!
نه! این نیست که شما فکر می کنید!
ولی به زودی خواهید دانست که،
خبری صعبه و مستصعب که جز ملک مقرب، نبی مرسل و مؤمنی که قلبش ممتحَن به ایمان شده، کسی توان تحملش رو نداره!۱
اون، خبر اول و آخر عالمه!
ظاهر و باطن خلقته!
عهد و میثاق پروردگار ۲و شرط توحیده!
قوام زمین و آسمان و ثبات عالم امکانه!
اون، صراطه،ایمانه،نعمته،میزانه،حصنه،عروة الوثقی .....وخیر العمله...!
اون، همه چیزه! همه خوبی هاست!
همان که امام صادق علیه السلام فرمود:"النبأ العظیم" الولایة... 

 
۱-ان امرنا مستصعب لا یحتمله الا ملک مقرب،أو نبی مرسل أو مؤمن قد امتحن الله قلبه للإیمان
۲-قال رسول الله (ص):...و هی المیثاق الذی أخذ الله عزوجل علیه ولایة علی بن ابیطالب علیه السلام  

ای خاک تو سر این افغانی اسلام فروش شود که سرباز یهود است
بهرحال... سگ ، سگ است.... و توله سگ نیز سگ است!

:)))

اللهیاری و غیر اللهیاری نداره ، فقط تفاوتش اینجاست که اللهیاری پرده تقیه و نفاق رو کنار زده و حقیقت عقیده اش را بیان میکند ولیکم بقیه هنوز با تقیه و سیاسی کاری و نفاق و دورویی پیش میروند...
البته باید اذعان کنیم که الله یاری خیلی پاک تر برخورد میکنه و تکلیف را روشن کرده ولی مخالفین(از هم مذهب هایش) اکثرا با تزویر و نیرنگ و نفاق از پشت خنجر میزنند و همیشه در حال کشیدن نقشه و تپطیه و منافقین میباشند....

فلذا من حیث المجموع باز هم تکرار میکنم که سگ زرد ، برادر شغال است و سر و ته یک کرباس
والسلام علی من اتبع الهدی!
البته باید تو

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی