شیـعه

وبلاگ شخصی حمید شیرانی

شیـعه

وبلاگ شخصی حمید شیرانی

درباره بلاگ
شیـعه

نبی اکرم (ص) : هر کس که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جهاهلیت مرده است .

شیعه آن چیزی نبود که به ما میگفتند بلکه شیعه ای که ما آن را شناختیم اندیشه ای ناب و برحق بود .

هدف داریم فرهنگ مکتب اهل بیت پیامبر ص و اندیشه ائمه اطهار رو تبلیغ و ترویج کنیم .

به امید ان روزی همه فرق اسلامی. مردممان , قوممان (قوم بلوچ) به ولایت امام زمان (عج) ایمان بیاورند و به امامت ائمه اطهار (ع) شهادت بدهند.

التماس دعا
حمید شیرانی 1391/10/03
بلوچستان

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
نویسندگان

مانع شدن از آوردن کاغذ و دوات براى رسول الله

 

افسوس، و هزار افسوس، که او مانع شد و نگذاشت مقصود رسول خدا تحقق یابد، و گفت: مرض بر او

 غلبه کرده، هذیان مى‏گوید، کتاب خدا ما را بس است، رسول خدا با یکدنیا اندوه و غم چشم از جهان بستند...

افسوس، و هزار افسوس، که عمر مانع شد و نگذاشت مقصود رسول خدا تحقق یابد، و گفت: مرض بر او غلبه کرده، هذیان مى‏گوید، کتاب خدا ما را بس است، رسول خدا با یکدنیا اندوه و غم چشم از جهان بستند...

ابن سعد در طبقات با اسناد خود از سعید بن جبیر از ابن عباس روایت مى‏کند قال: اشتکى النبى صلى الله علیه و آله یوم الخمیس، فجعل، یعنى ابن عباس، یبکى و یقول: یوم الخمیس و ما یوم الخمیس!

اشتد بالنبى صلى الله علیه و آله وجعه فقال: ائتونى بدواة و صحیفة اکتب لکم کتابا لا تضلوا بعده ابدا،

قال: فقال بعض من کان عنده: ان نبى الله لیهجر!

قال: فقیل له: الا ناتیک بما طلبت؟

قال: او بعد ماذا؟قال: فلم یدع به[1]

ابن عباس درباره روز پنجشنبه (که رسول خدا صلى الله علیه و آله از مرض متالم و ناراحت‏بودند) گریه مى‏کرد و مى‏گفت: روز پنجشنبه و نمى‏دانید در روز پنجشنبه چه خبر بود، درد و مرض پیغمبر شدت کرد و فرمود: یک دوات و صفحه ‏اى بیاورید، تا براى شما مطلبى را بنویسم که پس از آن هیچگاه گمراه‏نشوید، ابن عباس گوید: بعضی افراد مجلس گفتند: پیغمبر خدا هذیان مى‏گوید: ابن عباس گوید: و پس از آن برسول خدا گفته شد: آیا بیاوریم آنچه را مى ‏خواستى؟ فرمود: آیا بعد از این حادثه ؟ رسول خدا دیگر طلب ننمود.

و با سند دیگر از سعید بن جعفر روایت مى‏کند که ابن عباس گفت: یوم الخمیس و ما یوم الخمیس! (2)

ابن عباس مى‏گوید: روز پنجشنبه و نمى‏دانید روز پنجشنبه چه روزى بود. کسالت رسول خدا صلى الله علیه و آله شدت کرد و فرمود: دوات و صفحه‏اى بیاورید تا براى شما مکتوبى را بنویسم که پس از آن هیچگاه گمراه نشوید، و در حالیکه در نزد پیغمبر خدا دعوى و تنازع جایز نیست نزاع کردند و گفتند: حالش چگونه است؟ آیا هذیان مى‏گوید؟ از او سؤال کنید!

رفتند بار دیگر از رسول خدا بپرسند که چه مى‏خواهد، فرمود: واگذارید مرا، آنچه من الان در آن هستم بهتر است از آنچه شما مرا به آن مى‏خوانید.

و با سند دیگر از جابر بن عبدالله انصارى روایت کند که: لما کان فى مرض رسول الله صلى الله علیه و آله الذى توفى فیه، دعا بصحیفة لیکتب فیها لامته کتابا لا یضلون و لا یضلون،

قال: فکان فى البیت لغط و کلام و تکلم عمر بن الخطاب قال: فرفضه النبى.

 ‏جابر بن عبدالله انصارى مى‏گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله در مرض موت خود صفحه ‏اى خواستند، تا در آن نامه‏اى براى امت‏خود بنویسند، که بر اثر آن امت گمراه نکنند، و گمراه نشوند.

جابر گوید: در اطاق رسول خدا در اثر این درخواست پیغمبر سخنانى رفت، و صدا بلند شد، و عمر بن خطاب تکلم نمود، و پیغمبر او را طرد فرمود.

و با سند دیگر از عمر بن خطاب روایت مى‏کند: قال: کنا عند النبى و بیننا و بین النساء حجاب، فقال رسول الله صلى الله علیه و آله: اغسلونى بسبع قرب، و اتونى بصحیفة و دواة، اکتب لکم کتابا لن تضلوا بعده ابدا!

فقال النسوة: ائتوا رسول الله صلى الله علیه و آله بحاجته.

قال عمر: فقلت: اسکتن فانکن صواحبه، اذا مرض عصرتن اعینکن و اذا صح اخذتن بعنقه!

فقال: رسول الله صلى الله علیه و آله: هن خیر منکم.[3]

عمر بن خطاب گوید: ما در محضر پیغمبر خدا بودیم و بین ما و جماعت زنان پرده و حجابى بود، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: مرا با هفت مشک آب غسل دهید، و یک صفحه و دوات بیاورید تا براى شما مکتوبى بنویسم که بعد از آن هیچگاه گمراه نشوید!

زنان گفتند: آنچه را که رسول خدا طلب کرده است‏ برایش بیاورید.

عمر مى‏گوید: من گفتم:اى زنان ساکت ‏باشید!چون شما همبستران او هستید، چون مریض گردد چشمان خود را به اشک میفشرید و چون صحت‏ یابد بگردن او دست میآویزید!

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: این زنان بهتر از شما هستند.

مانع شدن عمر از آوردن کاغذ و دوات براى رسول الله

و با سند دیگر از عباس روایت مى‏کند، [4]

ابن عباس گوید: چون وفات رسول خدا صلى الله علیه و آله نزدیک شد، و در اطاق آنحضرت جماعتى از جمله عمر بن خطاب حاضر بودند، رسول خدا فرمود: بیاورید (یا نزدیک من بیائید) تا من براى شما چیزى بنویسم که پس از آن ابدا گمراه نگردید،

عمر گفت: درد بیمارى بر رسول خدا غلبه کرده و او را بیخویشتن نموده (و بدون تامل و تفکر و اختیار سخن میگوید) کتاب خدا براى ما بس است،در بین اهل خانه اختلاف افتاد، و نزاع و مخاصمه در گرفت، بعضى از اهل خانه گفتند: براى رسول خدا حاضر سازید آنچه را که مى‏خواهد، تا براى شما بنویسد، و بعضى دگر طرفدارى از عمر کرده، و همان سخن او را گفتند، چون اختلاف شدید شد و صداها بلند شد و رسول الله را به غم و اندوه فرو بردند فرمود: از نزد من برخیزید، و بروید!

عبیدالله بن عبدالله بن عباس گوید: پدرم عبدالله بن عباس پیوسته مى‏گفت: مصیبت، مصیبت‏بزرگ همان بود که میان رسول خدا و نوشته‏اش فاصله انداختند، و نگذاردند که آن مکتوبى را که در نظر داشت‏بنویسد، و بعلت اختلاف و بلند کردن صدا در مجلس آنحضرت مانع از این مهم شدند.

 [1] طبقات ابن سعد ج 2 ص 242 چاپ بیروت 1376 ه. ق

 [2] طبقات ابن سعد ج 2 ص 244

 [3] طبقات ابن سعد ج 2 صفحه 244

 [4] طبقات ابن سعد ج 1 ص 244

این ماجرای دردناک، در بسیاری از کتابهای معتبر اهل سنت ذکر شده است. به عنوان مثال می توان از کتب زیر نام برد:

صحیح بخاری جلد 2 باب قول المریض- صحیح مسلم ج 5 ص 75- مسند امام احمد ج 1 ص 355 و ج 5 ص 116- تاریخ طبری ج 3 ص 193- تاریخ ابن اثیر ج 2 ص 302

برای بررسی بیشتر حدیث قرطاس به این آدرس مراجعه کنید

نظرات  (۱۵)

سلام؛حمید جان خیلی خوش آمدی برادر به مذهب پاک شیعه
با سلام و عرض ادب چرا دروغ می گین/ آیا می دانید آدم دروغگو دشمن خداست / در دروغی که به حضرت عمر(رض) نسبت دادین برایتان متاسفم در خصوص اینکه عمر مانع کار رسول الله شدند این کذب محض است مگر می شود کسی مانع کار پیامبر خدا شد این حرف واقعا جز چرندیاتی بیش نیست  گنده گنده دروغ میگین شما دارید به پیامبر توهین میکنید آیا واقعا عمر جرات اینکار را داشته و پیامبر را مانع چنین کاری کرده ای آدم عاقل پیامبر با مشرکین مکه مقابله کرد تا پیام الهی را به مردم برساند چرا شما ها چنین می کنید خواهشا به روایتهای جعلی تکیه نکنید به قرآن و منطق و احادیث معتبر رجوع کنید که خدا به شما عقل داده باید منطق خودتان را بکار ببرید اصلا شما مگه اونجا حضور داشتین پیامبر به حضرت عمر این جمله را گفت و عمر مانع کار شده ای خدا بی خبر بسه اگه اینجوری که شما می فرمایید یعنی واقعا پیامبر رسالتش را تمام نکرده البته تعبیری که شما میفرمایید. پیامبر خدا دین خدا را برای بشریت کامل نموده قرآن گویای همه چیز است زیاد دنبال روایات جعلی نگرد من واست متاسفم فکر می کنی با این جهالت و بدعتی که سراغ دارین میتوانید مردم را گول بزنید نه عزیز بروید ای شیعیان با منطق و کسانی که دنبال واقعیت هستید از آیت الله برقعی یاد بگیرید او عالمی بود از شیعیان که واقعیت را فهمید و راه راست را انتخاب کرد جهاد فی سبیل الله کرد و خودتان خوب میدانی این مذهب یک مذهب ساختگی است که شاه اسماعیل صفوی با کشتار مردم بی دفاع اهل سنت ایران این مذهب را مذهب رسمی کشور اعلام کرد و علمای زیادی از اهل سنت ایران را به خاک خون کشید اون یک فرد عیاش و خوشگذران بود فردی مشروب خوار بود آیا شما از چنین افرادی پیروی می کنید
با چند دلایل ذیل  میتوان استنباط کرد که این مذهب یک مذهب جعلی است:
تهمت و ناسزا گفتن به اصاحب رسول الله (ابوبکر،عمر،عثمان)
بدعت در اذان گفتن آیا دوران حضرت محمد نام مبارک حضرت علی در اذان وجود داشت
دروغ گفتن و دلایل ساختگی برای امام زمان که انشالله بزودی برملا خواهد شد و مردم همیشه بیدار کشور عزیزمان واقعیت را خواهند فهمید که چه کسی برحق است
در صورتی که اهل سنت به کسی تهمت ناروا نزده و اذان و نماز آنها مثل نماز دوران پیامبر است
ما اهل سنت برای صاحبه کرام خلفای راشدین ابوبکر ،عمر ،عثمان و علی به یک اندازه ارزش قایل هستیم در صورتی که شما فقط حضرت علی را قبول دارید و به دیگران توهین میکنید شما شیعیان واقعی نیستید
حرفهای زیادی برای گفتن دارم
و در آخر در کشورمون تاریخ گواه میدهد اکثر کسانی که شیعه شدند یا به زور بوده و یا با پست مقام  ولی شیعیانی که سنی شدند پست مقامشان را به خاطر واقعیت مذهب اهل سنت از دست داده اند و موح شده اند/
به امید بیداری همه ایرانیان عزیز که انشاالله به گذشت برگردند و اون چیزی را انتخاب کنند که براساس واقعیت است انشاالله بزودی، توکل بخدا/خداوندا همه مردم را به راه راست هدایت کن دورغ کینه و نفرت و نفاق در بین مسلمان جهان از میان بردار آمین یا رب العالمین

پاسخ:
برادر عزیز این روایت از احادیث معروف نزد اهل سنت است و این رویداد برگرفته از منابع شما نقل شده اما نقد ان را ما انجام داده ایم شما کافیست اول به صحت این روایت نزد اهل سنت برسید بعد بر حقیقت این روایت تعقل و تعمل فرمایید 
دوما ایرانی ها بزور شمشیر مسلمان نشدن به اجاز قران بود و به کرم اهل بیت (ع) بعد از خلیفه دوم  خصوصا وجود ساحت مبارک علی ابن موسی الرضا المرتضی ع و .... شیعه شدن 

متاسفم برادر شما نفاق شبکه های وهابی که بین اهل سنت ایران و شیعیان دشمنی اتش میزند رو نمیبینید .بخدا امریکا و انگلیس و سعودی ها دلشان برای شما نسوخته است که به داد ایمان شما برسند
با سلام ، یه چند وقتی میشه حمید جان اینجا نیامدم و سره بحث رو باز نکردم ، از این آقای امید رضا خوشم میاد...!!!!!! الان دقیقا در برهه ای قرار داره که تو قبلا توش بودی حمید جان ، زمانی که ادله و مدارک رو میدیدی اما تعصب اجازه نمیداد که حقیقت رو بپذیری ، من حس میکنم این جوون قابل هدایت باشه ، حمید جان چون تو خودت این مسیر رو طی کردی بهتر میدونی باید چطور با این جوون بحث کنی و به سوالاتش پاسخ بدی ، پس من در این مبحث دخالتی نمیکنم و استفاده میکنم ، انشا الله استارتی باشه واسه این جوان که نور حقیقت در دلش شعله ور شه و بنیاد تعصب کورکورانه در دلش رو از جا برکنه...!! با آرزوی توفیق حمید جان ، یا علی...
پاسخ:
سلام یاسر جان خدا قوت خیلی اردات داریم
آقای امید رضا 1) شما که میفرمایید بدعت در اذان ! چرا به الصلاة خیر من النوم اشاره نمی کنید ؟
آیا در صحیح بخاری و صحیح مسلم که از معتبرترین کتابهای اهل سنت است در روایات اذان چنین چیزی آمده ؟؟؟ در کتب دیگر هم تحقیق کنید بارها مطرح شده که چنین چیزی در اذان نبوده و بعدها وارد شده .
2)مراجع شیعه توهین به ابوبکر و عمر و عثمان را حرام میدانند ، هرکسی خلاف این عمل کرد مرتکب فعل حرام شده
3)کاش در مورد دلایل ساختگی که می فرمایید توضیح میدادید تا برایتان بگوییم ساختگی است یا حقیقت دارد ! مثلا تابحال به سوره قدر فکر کرده اید ؟ این آیه را معنی کنید : تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ
فعل تنزل به چه معنی است ؟ در واژه «تنزل الملائکة و الروح» فعل مضارع معنای استمرار را می‌رساند، قیدی برای آن معین نشده تا بگوییم نزول در سال خاصی بوده و تمام شده، بلکه هر سال شب قدری دارد و درهر شب قدر، ملائکه و روح، امر پروردگار را نازل می کنند ، خوب امر پروردگار برچه کسی نازل می شود ؟ برمن و شما نازل می شود ؟! شما تابحال در شب قدر ملائکه را دیدید ؟
استمرار یعنی چه ؟ یعنی اینکه همان اتفاق شب اول در شبهای بعدی هم تکرار شود پس همانطور که در اولین شب قدر یک وجود الهی داشتیم که شایسته نزول ملائکه بود در شبهای قدر بعد از  وفات پیامبر و تا به امروز باید افرادی به عنوان حجت خدا در زمین باشند که بر آنها امر خداوند نازل شود ،  پس وجود امام زمان بر این اساس قابل درکه ، اگر بفرمایید ملائکه و روح در هر شب قدر بر مردم نازل می شوند این برخلاف معنی آیه میشود بخاطر فعل تنزل . اگر بفرمایید با وفات  پیامبر دیگر ملائکه بر کسی نازل نمی شوند بازهم برخلاف معنی آیه س بخاطر فعل تنزل و همچنین واژه ی مِنْ کُلِّ أَمْرٍ زیرا خداوند نفرموده ملائکه و روح برای ارسال وحی نازل می شوند فرموده برای هر امری ! برای هرکاری ، و خود خدا فقط میداند امرش چیست .
شیعه برای اثبات دلایل خودش از عقل و قرآن و سنت استفاده می کند منتها برای تحقیق و رسیدن به پاسخ درست باید از منابع مورد تایید و بحث با علمای شیعه و روحانیون استفاده کنید نه شبهات !
آقای امیدرضا

قبل از بیان پیدایش شیعه در ایران، لازم است در نخستین قدم به مفهوم شیعه توجه کنیم. شیعه، به معنای پیرو و در اصطلاح، به کسی که از امام علی(ع) پیروی کرده و او را خلیفه بلافصل می‏داند و دیگران را غاصب این مقام می‏داند، گفته می شود.
در مورد آغاز پیدایش شیعه می‏توان از دو زاویه وارد بحث شد؛ یکی از زاویه شیعه به معنای پیرو علی، و دیگری شیعه به معنای جمعیت سیاسی - مذهبی.
1. شیعه به معنای پیرو علی(ع): از زمان پیامبر(ص) مطرح بود. پیامبر فرمود: «ان علیّا و شیعته هم الفائزون یوم القیامة؛  علی و شیعیانش در روز قیامت پیروز و رستگارند».
در زمان پیامبر تعدادی به عنوان شیعه و پیرو علی(ع) شناخته می‏شدند که چهار نفر به نام‏های: "مقداد بن اسود"، "سلمان فارسی"، "ابوذر غفاری" و "عمار یاسر" در این امر از دیگران سرآمد بودند.
2. شیعه به معنای جمعیت سیاسی - مذهبی: که به خلافت بلافصل علی(ع) عقیده داشته باشند. در جریان سقیفه بنی ساعده و بعد از رحلت پیامبر، شکل گرفت؛ چون در این هنگام برخی از صحابه، حکومت ابوبکر را به رسمیت نشناختند و به جای آن خواهان حکومت علی(ع)شدند. افزون بر تمامی بنی هاشم و زبیر بن عوام، عده‏ای از مهاجران از جمله: خالد بن سعید، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد بن اسود، عمار یاسر، بریده اسلمی و همچنین عده‏ای از انصار از جمله: ابوالهیثم بن تیهان، سهل بن حنیف، عثمان بن حنیف، عبداللَّه بن مسعود، زید بن وهب، خزیمة بن ثابت ذوالشهادتین، ابی بن کعب و ابی ایوب انصاری با حکومت ابوبکر به مخالفت برخاستند و خواستار این شدند که قدرت سیاسی جامعه اسلامی به دست امام قرار گیرد.
این افراد، هسته اولیه شیعه به عنوان جمعیت سیاسی - مذهبی را تشکیل دادند. سپس افراد دیگری به آنان ملحق شدند. مرحوم سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه، بیش از هفتاد و هفت تن از صحابه را نام می‏برد که به عنوان شیعه علی (شیعه به معنای مذکور) شناخته می‏شدند.
سپس در بین تابعین و نسل‏های بعدی، شیعه گسترش چشمگیری یافت.
شیعه در ایران: از وقتی که اسلام در ایران راه پیدا کرد، به همراه آن اسلام شیعی و اسلام سنی در این سرزمین راه یافت؛ چون که تشیع و تسنن دو شاخه یا دو قرائت و یا دو جمعیت سیاسی - مذهبی درون خانواده اسلام قرار دارند. امروزه همه شاهدیم که در هر جا اسلام پا گذاشته است. دو جریان سیاسی - مذهبی مذکور حضور دارند. در بیش تر کشورهای اسلامی، جمعیت شیعه نسبت به جمعیت سنی کم‏تر است؛ به جز در چند کشور از جمله: ایران، جمهوری آذربایجان، عراق، کویت، بحرین، یمن و لبنان که جمعیت شیعه یا همتراز با اهل سنت است و یا بیش تر است. در ایران، قریب به نود درصد مردم شیعه هستند. این پدیده مانند دیگر پدیده‏های مهم اجتماعی، از زمینه‏ها و عوامل گوناگونی پدید آمده که برخی بدین شرح است:
1. تفاوت در سیاست‏های علوی و اموی در جذب و دفع ایرانیان:
برتری عرب بر عجم، از سیاست‏های عمر، خلیفه دوم بود و بعد عثمان آن را ادامه داد. هنگامی که امام علی(ع) حکومت را در دست گرفت، با آنان به عدل رفتار کرد. بعد بنی امیه قدرت را در دست گرفت، سیاست عمر را در پیش گرفت و ایرانیان را شهروند درجه دوم به شمار آورد.
در سیاست عمر آمده است:
در مدینه نباید ایرانیان باشند؛ زبان ایرانی نباید تکلم گردد؛ از پول بیت المال باید اسرای عرب آزاد شوند، نه ایرانی؛ عرب‏ها از ایرانی‏ها زن بگیرند، ولی به ایرانی‏ها زن ندهند؛ مسلمانان واقعی عرب‏ها هستند، نه عجم و ایرانی‏ها؛ عرب از غیر عرب ارث ببرد، ولی غیر عرب و ایرانی از عرب نباید ارث ببرند؛ کارهای مشکل و طاقت فرسا را باید ایرانی‏ها انجام دهند، نه عرب‏ها؛ در صف اول نماز جماعت باید عرب‏ها باشند، نه غیر عرب؛ امام جماعت و قاضی باید عرب باشد، نه عجم و غیر عرب.
طبیعی است که این سیاست، ایرانی‏ها را نسبت به عمر که از شخصیت‏های برجسته اهل سنت به شمار می‏آید، بدبین می‏کند. اما امام در برابر این سیاست قرار داشت. حضرت با کمال رفق و مدارا با ایرانی‏ها برخورد می‏کرد که گاهی مورد اعتراض برخی از عرب‏ها قرار می‏گرفت.
ابن عباس می‏گوید: یکی از دلایل شکست علی این بود که امتیازات عربی را در نظر نگرفت و عرب‏ها بر حضرت خشمگین شدند.
سیاست امام ایرانیان را به خود جذب نمود.
2. قدرت تأثیر گذاری شیعه سیاسی موجود در عراق بر ایران:
آن گاه که کوفه مرکز خلافت امام شد و عراقی‏ها از حکومت امام دفاع و در برابر معاویه ایستادگی کردند، بسیاری از یاران حضرت از نظر اعتقادی شیعه نبودند؛ ولی از نظر سیاسی شیعه علی بودند.
تشیع سیاسی عراقی‏ها زمینه‏ای شد برای تشیع اعتقادی در عراق و مناطقی که از نظر تشکیلات سیاسی زیر نظر عراق بود؛ چنان که در دوره بنی امیه تمامی مناطق ایران زیر نظر استانداری کوفه اداره می‏شد. افزون بر این، مهاجرت طایفه اشعری‏ها به قم، موجب شد قمی‏ها شیعه شوند.
در دوره‏ای که بغداد مرکز علمای شیعی بود، تلاش‏های عالمانه شیخ مفید، شیخ طوسی و دیگران سبب شد برخی از مناطق ایران همانند ری و جبال به تشیع گرایش پیدا کنند. فعالیت‏های علامه حلی در اوضاع سیاسی ایران در زمان سلطان مغول "اولجایتو" تأثیر گذاشت و او به مذهب تشیع گرایش پیدا کرد و از سال 707 هجری قمری در ایران مذهب شیعه اثنا عشری رسم شد.
3. محبوبیت علویان در ایران، مظلومیت علویان و مهاجرت سادات علوی به ایران، زمینه ساز گسترش شیعه در ایران هستند.
4. کمک‏های شایان امامان به ایرانی‏ها در رفع تبعیض و ظلم بر آنان، در این رویکرد مؤثر است.
5. پیدایش سنی‏های معتدل و دوستدار اهل بیت که از این‏ها برخی تعبیر کرده‏اند به سنی دوازده امامی.  این‏ها، هم به خلافت خلفای راشدین عقیده داشتند و هم به امامت دوازده نفر؛ اما این افکار، زمینه ساز گرایش به تشیع امامی شد.
بنابراین، گرایش به شیعه و شیعه گری پیش از دوران صفویه در ایران وجود داشته و بیش تر مردم ایران شیعه بودند. در عراق نیز در قرن پنجم زمان شیخ مفید و شیخ طوسی این گرایش گسترش زیادی پیدا کرد. در آثاری که در اصفهان به دست آمده، سکه هایی پیدا شده که مربوط به سال 873 هجری است؛ یعنی چهل سال پیش از روی کار آمدن صفویان. در آن سکه ها چنین نوشته شده: "لا اله الا الله علی ولی الله..." و در کاشان به سال 770 در محراب یکی از امامزاده ها عبارت: "لا اله الا الله، محمدا رسول الله علی ولی الله" وجود داشته است.
برای آگاهی بیش تر به کتاب "تاریخ تشیع در ایران" نوشته رسول جعفریان مراجعه نمایید.



با سلام و عرض خسته نباشید به خواهر گرامی ، زهرا خانون..!!! احسنت بسیار استفاده کردم و لذت بردم ، انشا الله از حضور شما بیشتر در این وبلاگ استفاده کنیم..!! اجرتان با حضرت فاطمه الزهرا...
سلام آقا سید ممنون از لطف شما
تصور میکنم ما دو یا سه نفر باشیم که با اسم زهرا کامنت میگذاریم ، از این به بعد اگر خواستم مطلبی را بیان کنم با این اسم (زهرا - الف )می نویسم . البته نمی خواستم جسارت کنم و بجای آقای شیرانی پاسخ دوستان را بدهم ، ولی خوب احساس کردم شاید ایشون بخاطر مشغله زیاد وقت مناظره وبحث را نداشته باشند، ان شاالله هم شما و هم بقیه ی برادران و خواهران عزیز زیر سایه ی اهل بیت علیه السلام موفق و پیروز باشند .

انشا الله...

ممنون زهرا خانم با دونستن مطالب بالا وتاریخ شیعه شدن ابا واجدادمون
این حقیر از اینکه پیرو وشیعه آقا امام علی بدنیا اومدم افتخار میکنم
با تشکر
منم سنیم تو دینم شک دارم لطفا کمکم کنین
پاسخ:
تماس بگیر ٠٩١٥٢٩٧٤٩٧٢
سلام خواهرم ، خیلی خوشحالم که میخواید دنبال حقیقت بی تعصب بگردید! لطفا به قسمت چرا شیعه شدم حمید شیرانی مراجعه کنید و مطالب اونجا رو هم مطالعه کنید ، بالخصوص قسمت نظرات کاربران ، حتما کمک بیشتری میکنه به پیدا کردن حقیقت خواهرم  ، بعد از اون اگه سوالی بود درخدمتم ، و اگر خواستید این استرسی که داریددر برخورد با واقعیت ، و پس زدنش به خاطر تعصبتون رو رفع کنید حتما حتما حتما با حمید جان تماس بگیرید و با ایشون مشورت کنید چون ایشون مثل شما بودند و در همین شرایط قرار گرفتند و حس و حال و احساس شما رو درک میکنند ، بی شک میتونند کمک شایانی بکنند به انتخاب مسیرتون...!!! اگه کمکی هم از دست بنده بر اومد با جان و دل میپذیرم و در خدمتتون هستم...!! یا علی. . . .
پاسخ:
دقیقا نظرات کاربران اون قسمت خودش متن مناظرات کاربران و زحمات سید یاسر عزیزه 
۰۳ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۳۲ زهرا حقیقت جو
با سلام
در حقیقت بهترین راهکار زندگی صحیح این است که قرآن می‏فرماید: "و من یطع اللَّه و الرسول، کسى که خدا و پیامبر را اطاعت کند (در روز رستاخیز) همنشین کسانى ‏خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آن‏ها تمام کرده(و آن‏ها عبارتند) از: پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان و آن‏ها رفیقان خوبى هستند"(1). این آیه با صراحت می‏گوید: کسانى که در عمل از خدا و پیامبرش اطاعت کنند و واجبات الهى را انجام دهند و از محرّمات دورى کنند، سعادتمند هستند. و در قیامت و بهشت همنشین پیامبران الهى خواهند بود, یعنی سعادت دنیا و آخرتشان تامین خواهد شد.
درشان نزول این آیه آمده است: یکى از صحابه پیامبر (ص) به نام "ثوبان" که نسبت به حضرت محبت و علاقه شدیدى داشت، روزى با حال پریشان خدمتش رسید، بر حضرت محمد(ص) از سبب ناراحتى او پرسید، عرض کرد: زمانى که از شما دور مى‏شوم و شما را نمى‏بینم، ناراحت مى‏شوم. امروز در این فکر فرو رفته بودم که فرداى قیامت اگر اهل بهشت باشم، مسلّماً در مقام و جایگاه شما نخواهم بود، بنابراین شما را هرگز نخواهم دید، اما اگر اهل بهشت نباشم تکلیفم روشن است, بنابر این در هر حال از درک حضور شما محروم خواهم شد. با این حال چرا افسرده نباشم. در این حال آیه بالا نازل شد و به این گونه اشخاص بشارت داد که افراد مطیع پروردگار، در بهشت همنشین پیامبران و بزرگان خدا خواهند بود. (2) چنان که امام حسین(ع) در روز عاشورإ؛ به عمرو بن قرظه فرمود: "تو پیش از من به بهشت مى‏روى، سلامم را به رسول خدا (ص) برسان"(3)
رستگارى حقیقى و همنشینى با پیامبر اسلام (ص) براى هر کسى میسر است و هر فرد حتى بى سواد و روستایى مى‏تواند به این مقام برسد، فقط یک شرط دارد و آن با تقوا شدن است. تقوا عبارت است از این که: انسان از گناهان دورى کند و واجبات را انجام دهد، گر چه حتى یک نماز مستحبى نخوانده باشد و یک ذکر و وِردى هم نگفته باشد. مى‏توانید فقط با انجام واجبات و ترک گناهان همان چیزى که خود را بر آن قادر مى‏دانیم به مقامات عالى دست یابید و از افراد مورد نظر نیز بالاتر بروید، و در سرای آخرت همنشین رسول گرامى اسلام باشید. انشاء اللَّه.
قرآن در آیه دیگر رعایت تقوا را منشأ رستگارى و فوز عظیم دانسته و فرمود: "اى مؤمنان، با تقوا باشید و همیشه سخن حق گویید، تا خدا اعمال شما را به لطف خود اصلاح فرماید و از گناهان شما در گذرد و هر که خدا و رسول را اطاعت کند، البته به سعادت و پیروزى بزرگ نایل گردیده است".(4)
تقوا مایه سعادت انسان است و قرآن و نهج البلاغه و ائمه اطهار (ع) روى آن تاکید فراوان کرده‏اند، از حضرت صادق(ع) در مورد تقوا پرسیدند، حضرت فرمود: "تقوا و عبادت این است که خداوند در جاهایى که امر کرده، تو را گم نکند (یعنى واجبات را انجام دهى )و در جاهایى که نهى کرده تو را نبیند (یعنى گناهان را ترک کنى).(5)
على (ع)فرمود: "المتقى من التقى الذنوب که متقى کسى است که از گناهان پرهیز کند."(6)
-------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1 - نساء (4)، آیه 69.
2 - تفسیر نمونه، ج 3، ص 459.
3 - بحارالانوار، ج 45، ص 23.
4 - احزاب (33) آیه 71.
5 و 6 - محمد محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، واژه تقوا، شماره 22470 -22472
دوستانى که میفرمایند ایران به زور شیعه شد ،یکم نگاه به قبل صفویه بکنند که حکومت های شیعی مثل آل بویه ، سربداران ، حکومت دیلمیان زیدی مذهب ، إسماعیلیة و أمثال اینها ،بیانگر وجود شیعه و  به قدرت رسیدن اون تو بعضی از زمان های تاریخی ،اگر به زور شمشیر باشه که  کارنامه اهل سنت بسیار فجیع تر هست ،از زمان بنی امیه  شیعیان رو میکشتند تا الان ،حتی مصر قبل از حمله صلاح الدین أیوبی مرکز شیعه اسماعیلی بود که با حمله وی بسیاری از مردم کشته شدند و مذهب  سنی رو اونجا رسمی کرد.
حمید بدبخت دنیا داره به سمت سنی شدن میره نادان اگه یه احمق مثل تو شیعه بشه صد شیعه سنی میشه خاک بر سرت
دوستانمن یه شیعه گمراه بودم که سنی شدم بخدا قسم سنی حقیقت محضه اما این توفیق نصیب همه نمیشه شیعیان میگند که به خلفا توهین نمی کنند بروید دعای زیارت عاشورا رو بخونید همش لعن ونفرین خلفا است از شیعه دروغگو تر ندیدم البته لعنت خدا بر کسی که خلفا رو لعن می کنه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی